حفیظ الله امین، در سال 1300 خورشیدی در روستای "قاضی خیل" پغمان، در شمال غرب کابل در خانواده متوسط الحالی به دنیا آمد. پدرش، حبیب الله در دوران نخست وزیری هاشم خان وظیفه زندانبانی زندان کابل را، که در آن زمان به نام "توقیف خانه کابل" نام برده می شد، بر عهده داشت و بیشتر نیروهای سیاسی در همین زندان محبوس بودند. او تحصیلات مقدماتی و متوسطه و بخش از تحصیلات آکادمیک خود را در افغانستتان سپری کرد. و پس عزیمت به آمریکا با استفاده از بورس تحصیلی موفق به دریافت فوق لیسانس  در رشتة تعلیم و تربیت شد. هنگام تحصیل در آمریکا، در سال 1963 به عنوان رئیس اتحادیه محصلان در دانشگاه کلمبیا تعیین گردید. وی قبل از آنکه دکترای خود را به اتمام برساند، در سال 1965به افغانستان بازگشت. بعد از انشعاب حزب دموکراتیک خلق به دو جناح خلق و پرچم، او در عضویت رهبری حزب در جناح خلق باقی ماند و مسئولیت کمیته نظامی بخش خلق را برای جلب و جذب نظامیان بعهده گرفت و سرانجام فرمان کودتای ثور را در آوریل 1978 صادر کرد. پس از کودتای ثور وی به مقام معاونت صدراعظم و وزیر امور خارجه رسید. در ماه آوریل 1978 درست یکسال بعد از کودتای ثور به عنوان صدراعظم و وزیر خارجه تعیین گردید. در 16 سپتامبر 1979 با قتل نورمحمد تره کی، رهبری حزب و دولت را در دست گرفت. اما در تاریخ 27 دسامبر 1979 با تهاجم قوای اتحاد جماهیر شوروی و کودتای شاخه پرچم حزب دموکراتیک خلق توسط قوای کماندوی شوروی بقتل رسید. 
امین تحصیلات ابتدایی خود را در پغمان فراگرفت و برای ادامه تحصیلات به کابل رفت و تحصیلات عالی را در دارالمعلمین (تربیت معلم) کابل سپری کرد و پس از به دست آوردن لیسانس از دانشگاه علوم کابل به شغل معلمی روی آورد. او بر اثر لیاقتی که از خود نشان داد خیلی زود سیر پیشرفت اداری را طی کرد و به عنوان مدیر دبیرستان شبانه روزی ابن سینا انتخاب شد. آنگونه که محمد صدیق فرهنگ در کتاب "افغانستان در پنج قرن اخیر" آورده است، حفیظ الله امین در دبیرستان و یا به زبان افغانی لیسه ابن سینا تعدادی از جوانان را جذب نمود و برای آنها یک کلاس غیررسمی شبانه بر گزار کرد و در آن نظریات سیاسی خود را برمبنای عقیده "برتری خواهی قومی" تدریس می کرد. 
در سال 1336 ش  حفیظ الله امین برای ادامه تحصیلات و با استفاده از بورسیه دارالمعلمین عازم آمریکا شد و پس از دریافت فوق لیسانس در رشته تعلیم و تربیت به کابل بازگشت و در یک موسسه آموزشی آمریکایی در کابل مشغول به کار شد و آنگونه که در برخی از منابع آمده است، در همین زمان با نور محمد تره کی آشنا شد.حفیظ الله امین که مایل بود تحصیلات خود را ادامه دهد، برای دریافت دکترای خود در سال 1341 خورشیدی برای دومین بار عازم آمریکا شد، ولی به علت سرگرم شدن در فعالیت های سیاسی و یا به دلایل دیگری پس از یک سال تحصیل و قبل از دریافت دکترا به کابل بازگشت.وی در دوران اقامت خود در آمریکا برای مدتی مسئول انجمن دانشجویان افغانستان در آمریکا شد و بنا به روایت "انتونی آرنولد" در کتاب "کمونیزم دو حزبی"، امین در روزهای تعطیل هفته به تمرین تیراندازی می پرداخت. حفیظ الله امین بعدها مدعی شد که دارالعلوم آمریکا به سفارش حکومت افغانستان بورسیه تحصیلی او را قطع نموده بود. 
حفیظ الله امین در سال 1343 برای شرکت در انتخابات شورای ملی، به افغانستان بازگشت. هنگامی که او به کابل رسید از تاسیس حزب دمکراتیک خلق چند ماهی بیشتر نگذشته بود که تقاضای عضویت در حزب دموکراتیک خلق را نمود که به عنوان یک عضو عادی به عضویت حزب در آمد. او در انتخابات پارلمانی هم از حوزه پغمان خود را کاندید کرد، ولی شکست خورد.هر چند که وی از ورود به پارلمان بازماند، اما پرشورتر از گذشته به فعالیت های سیاسی خود در حزب دموکراتیک خلق ادامه داد و توانست که توجه نور محمد تره کی را، که رهبری حزب را بر عهده داشت، به خود جلب کند و با کمک وی به سرعت در حزب پیشرفت کرد.او در سال 1345 خورشیدی با پشنهاد تره کی به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب تعیین شد و سه سال بعد برای بار دوم از حوزه پغمان خود را کاندید کرد و این بار توانست که به مجلس نمایندگان افغانستان راه پیدا کند.حفیظ الله امین در رقابت میان نور محمد تره کی و ببرک کارمل، که به انشعاب حزب به دو جناح خلق و پرچم منجر شد، از نور محمد تره کی، که رهبری جناح خلق را بر عهده داشت، حمایت کرد و به طرفداری از وی فعالت های زیادی انجام داد. چون علاوه بر تفاوتهای فکری و شخصیتی که وی با ببرک کارمل داشت، کارمل با عضویت وی در کمیته مرکزی و دفتر سیاسی حزب مخالفت کرده بود. 
پس از انشعاب میان حزب دموکراتیک خلق، امین به جناح "خلق" پیوست و از مبلغان پرشور آن و از مخالفان سرسخت ببرک و جناح "پرچم" گردید و به خاطر لیاقتی که امین در این راه از خود نشان داد، در سال 1352 از طرف جناح خلق ماموریت کار سازمانی در ارتش را بر عهده گرفت و مسئول بخش نظامی حزب شد.او به جذب سربازان و افسران جوان، به خصوص پشتون های جوان و روستایی پرداخت و موفقیت زیادی در این راه به دست آورد و حتی در سال 1355 به اطلاع تره کی رساند که نیروهای وابسته به حزب در ارتش می توانند حکومت داوود خان را سرنگون کنند، ولی حزب در آن زمان مصلحت ندید که این کار صورت بگیرد.در سال 1356، بر اثر فشارهای اتحاد شوروی هر دو جناح حزب خلق و پرچم با هم متحد شدند، که حفیظ الله امین باز هم به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب انتخاب شد و با حفظ سمت، ماموریت سازمانی خویش را در ارتش که در جناح پرچم این ماموریت را رقیب دیرینه او "میر اکبرخیبر" بر عهده داشت به او سپرده شد. 
چند روز قبل از کودتای سال 1357، میر اکبر خیبر، یکی از سران جناح پرچم در کابل به قتل رسید. خاکسپاری خیبر به یک نمایش بزرگ علیه دولت تبدیل شد. سران حزب دموکراتیک اعلام کردند که انتقام خون خیبر را خواهند گرفت. هر چند که برخی بر این باورند که قتل میر اکبر خبر به دستور خود حفیظ الله امین بوده است.آناهیتا راتب زاد، از اعضای بلندپایه جناح پرچم بعدها مدعی شد که "شادروان میر اکبر خیبر عضو کمیته مرکزی حزب ما در تبانی با ارتجاع به وسیله باند آدمکش و تروریست وحشی وی (حفیظ الله امین) به شهادت رسیده است". ولی آنچه مسلم است اینکه امین بزرگترین سود را از این حادثه برد.قدرت نمایی حزب دموکراتیک خلق در جریان قتل میر اکبر خیبر، دولت داوود را سخت وحشت زده کرد و در فردای آنروز خبر دستگری چند نفر از سران حزب از رادیو پخش شد. حفیظ الله امین نیز باید بازداشت می شد، ولی با همکاری ژنرال عمرزی، افسر نظامی وزارت داخله، برای چند ساعت بازداشت خود را به تاخیر انداخت.امین در منزلش تحت نظر قرار گرفت و از ساعت 11 شب پنجم ثور تا صبح 6 ثور وقت کافی در اختیار داشت تا دستور کودتا را علیه داوود صادر کند و اعضای سازمان نظامی حزب را به حالت آماده باش در آورد.آنگونه که سید محمد گلاب زوی یکی از رهبران اصلی این کودتا می گوید "چهارشنبه 6 ثور[اردیبهشت] پسر حفیظ الله امین، عبدالرحمان، به خانه ما آمد، ساعت شش صبح گفت که شیر آقا (پدر خود را شیر آقا می گفت) در محاصره است و تره کی صاحب و دیگر رهبران را به زندان انداخته اند و به سید محمد بگو که به رفقا بگوید که صبح فردا انقلاب را شروع کنند."در بعد از ظهر 7 ثور[اردیبهشت] بود که رادیو به دست نظامیان افتاد و حفیظ الله امین به رادیو کابل رفت. طبق گفته ظاهر طنین در کتاب "افغانستان در قرن بیستم"، "ساعت 7 شب حفیظ الله امین اعلام کرد که اینک محمد اسلم وطنجار اعلامیه نظامی شورای انقلابی را به اطلاع مردم می رساند. ابتدا صدای حفیظ الله امین به گوش رسید و سپس اسلم وطنجار..."حفیظ الله امین که "فرمانده دلیر انقلاب ثور" لقب گرفته بود، در کابینه جدید به مقام معاون نخست وزیری رسید و با حفظ سمت، وزارت خارجه نیز به او سپرده شد. در ابتدای پیروزی کودتا حفیظ الله امین با القاب ستایش آمیز از نور محمد تره کی یاد می کرد، ولی خیلی زود این رابطه به خصومت گرایید. برخی تندروی های امین را سبب این خصومت دانسته و گفته اند که شوروی از رفتارهای امین ناراضی به نظر می رسیده است. 
حفیظ الله امین خیلی زود توانست که جناح پرچم را از قدرت حذف کند و پس از آن بود که به فکر قبضه کامل قدرت افتاد. در اواسط ماه سنبله (شهریور) 1358 نورمحمد تره کی در بازگشت از اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد در مسکو توقف و با برژنیف ملاقات کرد.آنگونه که عزیز اکبری از اعضای این هیات روایت می کند، برژنف نگرانی خود را در مورد حفیظ الله امین با تره کی در میان گذاشت. روز بعد تره کی در دیدار با اعضای حزب دموکراتیک خلق در مسکو سخنانی ایراد کرد و گفت: "در حزب ما یک دانه سرطان است که باید کشیده شود، علاج شود. وقتی که سرطان در وجود باشد، وجود درد دارد. من این دانه سرطان را تشخیص کرده ام و حزب را علاج می کنم."اما سخنان تره کی خیلی زود به گوش امین رسید و از حوادثی که در انتظار او بود آگاه شد. در ملاقاتی که بعد از بازگشت تره کی از ماسکو میان او تره کی صورت گرفت وی از تره کی خواست که تا چهار نفر از یارانش را از قدرت کنار بگذارد، اما تره کی با این کار مخالفت کرد.با وساطت مقامات شوروی قرار شد که حفیظ الله امین به کاخ ریاست جمهوری برود و با تره کی ملاقات کند. آنگونه که "ماروزف" که در آن زمان معاون ستاد کی. جی. بی. در کابل بوده است، به نقل از ماموران خود در کابل که در صحنه حاظر بوده اند می گوید: "امین داخل حیاط شد. چیزی احساس کرده بود و شاید خود او وضع را متشنج کرده بود. او ابتدا از آمدن به ارگ خودداری کرده بود، هر چند سفیر، ژنرال ایوانوف، گوریلف و پاولوفسکی در آنجا بودند."آنگونه که محمد صدیق فرهنگ، در کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر آورده است، امین با افراد مسلح خود به زور داخل کاخ شد و بعد از آن بود که بین دو طرف تیر اندازی صورت گرفت و سید داوود ترون که مسلسل به دست پیشاپیش امین حرکت می کرد، کشته شد و یکی دیگر از همراهان امین به نام زیرک مجروح شد و در نتیجه افراد امین موفق شدند با شلیک مسلسل یاوران تره کی را از پای در آورند و خود او را نیز زندانی سازند.هر چند که روایت های مختلفی از جریان این درگیری منتشر شده است، ولی آنچه که مسلم است اینکه بعد از این درگیری، حفیظ الله امین به قصر دلگشا رفت و ارتباطات تره کی را با خارج از قصر قطع کرد و فرماندهی امور را خود به دست گرفت. 
در 25 شهریور سال 1358 حفیظ الله امین در افغانستان به حاکمیت مطلق دست پیدا کرد. وی پس از کشتن تره کی علاوه بر دبیر کلی حزب دموکراتیک خلق و ریاست شورای انقلابی، مقام نخست وزیری را نیز به خود اختصاص داد و حدود صد روز یکه تاز میدان بود و در بسیاری از بخش های افغانستان به شیوه بسیار خشن حکومت کرد.وی در مقام فرمانروایی جدید، بار تمام سرکوبها و مظالم گذشته را به دوش تره کی انداخت و با اعلام فهرست دوازده هزار نفری از اعدام شدگان مدعی شد که همه آنها به دستور تره کی اعدام شده اند.امین برای جلب اعتماد مردم شعار قانونیت، مصونیت و عدالت سر داد و گفت: "خلق زحمتکش ما با خنثی ساختن هر توطئه امپریالیسم و سرکوب نمودن هر تجاوز دشمنان انقلاب و از بین بردن هر عنصر منافی تکامل مطلوب انقلاب، به پیش می روند."بعد از قتل نور محمد تره کی، حکومت امین در سرا شیبی سقوط قرار گرفت. طبق نوشته "ولیاخفسکی" در کتاب "توفان در افغانستان"، "پس از کودتای دولتی و به قدرت رسیدن امین، خشونت و دهشت در کشور به اوج خود رسید. امین با دادن شعارهای ناسیونالیستی، پرگویی های بیهوده وسخنرانی های پوچ و میان تهی، کار را به برپایی یک رژیم خود کامه و دیکتاتور کشاند."هر روز بر شدت مقاومت مردمی افزوده می شد، و آنگونه که بیشتر منابع برآن تاکید کرده اند، حفیظ الله امین باب تماس و مفاهمه را با آمریکا و پاکستان باز کرد. او در نامه ای به ژنرال ضیاءالحق، بهبود روابط بین دو کشور را گوشزد کرد.ارتباط امین با این دو کشور محدود نشد و آنگونه که سید محمد گلاب زوی در مصاحبه ای با روزنامه "حقیقت انقلاب ثور" مدعی شد، امین ضمن تماس با سازمان "سیا" با گلبدین حکمتیار نیز در تماس شد و پیشنهاد یک حکومت ائتلافی را که حکمتیار نقش دوم را در آن داشت با وی در میان گذاشت و حکمتیار هم این پشنهاد را پذیرفت. هر چند که حکمتیار چنین ارتباطی را با امین انکار کرد، ولی شواهد زیادی نشان می دهد که چنین ارتباطی وجود داشته است. 
در روز های آخر حکومت امین، روسها به این نتیجه رسیدند که با نگه داشتن امین در اریکه قدرت، خیزش مردم و مقاومت مهار نخواهد شد و از جانب دیگر، ارتباط امین با آمریکا و پاکستان، باعث این بیم و هراس در مسکو شد که شاید این اطلاعات درست باشد و افغانستان به پایگاه جدید نظامی آمریکا تبدیل شود. بر همین اساس حکومت شوروی تصمیم گرفت که به افغانستان نیرو بفرستد و ببرک کارمل را جایگزین حفیظ الله امین نماید.در 6 دی سال 1358 بود که هواپیماهای نظامی شوروی یکی پس از دیگری در فرودگاهای نظامی افغانستان به زمین نشست. در همین روز حفیظ الله امین همه اعضای دفتر سیاسی را برای جلسه به اقامتگاهش در "تپه تاج بیگ" دعوت کرد و همه اعضای جلسه آنروز مهمان امین بودند و اولین غذایی که برای مهمانان آوردند سوپ بود، که به وسیله آشپز امین، که یک نفر روسی بود، مسموم شده بود.حفیظ الله امین ابتدا گیج و منگ شده بود و سپس در یک عملیات نظامی 45 دقیقه ای که به سرکردگی ستوان "سیمیونف" به کاخ محل استقرار وی یورش برده با رگبار مسلسل در پیش چشم اعضای خانوداه خود کشته شد.شب هنگام جسد امین را در قالی پیچانده و در گورستان نزدیک کاخ به خاک سپردند. بر سر گور او هیچ لوح یا نشانه ای نگذاشتند و باقی خانواده امین را که زنده مانده بودند، به زندان پلچرخی بردند.از قبل اعلام شده بود که در شب 6 دی "قوماندان اعلای انقلاب ثور و رئیس شورای انقلابی حفیظ الله امین" سخنرانی خواهد کرد، ولی ناگهان برنامه های عادی رادیو کابل قطع شد و صدای ببرک کارمل با طنین غرور آمیزی پخش شد که خبر "سقوط مرگبار و واژگون شدن رژیم فاشیستی امین، این جاسوس سفاک امپریالیسم و دیکتاتور جبار و عوام فریب" را به مردم افغانستان تبریک گفت. 
همسر حفیظ الله امین جزئیات کشته شدن همسرش را چنین شرح داده است: "تا وقتی که مهمات داشتیم، هیچ کس نتوانست وارد کاخ شود. عده زیادی از مهاجمین کشته شدند. ما نمی دانستیم که روسها هستند. وقتی مهمات ما تمام شد، آنها داخل کاخ شدند. به محض داخل شدن با ماشیندار یا مسلسل به چهار طرف شلیک کردند. در اثر این شلیکها به دخترانم ملالی و گلالی و پسرم خوازک گلوله اصابت کرد.""در حالی که آنها عکس امین را به دست داشتند، به سوی دخترم "غوتی" رفتند. غوتی به آنها گفت چرا شلیک می کنید، امین صاحب این جاست. گفتند که امین کجاست؟ در این حال متوجه شدند که امین آنجا نشسته است، بر او شلیک کردند. بعد از آن پسران و دخترانم زخمی شدند وقتی دیدند کسی دیگر باقی نمانده، خاموش شدند." 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۴:۵۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۴:۵۲

حفیظ الله امین

خلاصه زندگی نامه

  حفیظ الله امین، نخست وزیر افغانستان و رهبر حزب دمکراتیک خلق این کشور در سالهای پایانی دهه 1970 که با تهاجم قوای اتحاد جماهیر شوروی و کودتای شاخه پرچم حزب دموکراتیک خلق توسط قوای کماندوی شوروی بقتل رسانیده شد.

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع