حسین کچویان، در سال 1338 در تهران متولد شد. وی دارای مدرک دکترای جامعه شناسی از دانشگاه منچستر انگلیس و تحصیلات حوزوی تا سطح خارج می باشد. کچویان نویسنده و متفکر جامعه شناسی است که بدون داشتن سابقه مسئولیت اجرایی آنچنانی در اکثر موارد به فعالیت های فرهنگی و همکاری با نشریات و روزنامه ها پرداخته است. وی در سال 1386 به عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی درآمد. 
تحصیلات دانشگاهی حسین کچویان در سال 1357، دیپلم ریاضی فیزیک را از دبیرستان "خوارزمی" با معدل 18 دریافت کرد و توانست در امتحان ورودی دانشگاه با رتبهٔ 80 پذیرفته شود. وی رشته جامعه شناسی را در دانشگاه تهران با رتبه اول به پایان برد و توانست در سال 1364 مدرک کارشناسی خود را اخذ کند و در همان سال با پذیرفته شدن در مقطع کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی در دانشگاه تربیت مدرس به تحصیلات خود ادامه داد. حسین کچویان بلافاصله پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد در سال 1369 در مقطع دکترای جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس به تحصیل مشغول شد اما پس از گذراندن چندین واحد درسی ادامه تحصیل در این دانشگاه را ناتمام گذاشت. وی در سال 1375 از دانشگاه "منچستر" انگلیس دکترای جامعه شناسی خود را با موضوع رساله "جامعه شناسی و دین بعد از تجدد" اخذ کرد.   تحصیلات حوزوی حسین کچویان در سال 1358 تحصیل علوم حوزوی را در مدرسه شهید مطهری آغاز کرد و سپس برای ادامه فراگیری علوم حوزوی عازم مدرسه "شهید بهشتی" تهران شد و پس از گذراندن دروس مربوط به دوره سطح حدود 1 سال در کلاس درس خارج "علامه جوادی آملی" (بحث احیای موات) و "آیت الله بجنوردی" (بحث اجتهاد و تقلید) شرکت کرد. وی سپس درس "شرح منظومه" سبزواری را نزد دکتر "صدوقی سها"، "کاوش‌های عقل نظری و عملی" را نزد "حائری یزدی" و همچنین با شرکت در درس‌های "آیت‌الله جوادی آملی" در تهران و قم دروس "الاهیات شفا" "ابن سینا" و "شواهد الربوبیه" "ملاصدرا" را بین سال‌های 1361 تا 1367 فرا گرفت.  
معاونت سیاسی نخست‌وزیر (در زمان نخست وزیری میر حسین موسوی) (1364 تا 1368) عضویت در کار گروه تخصصی علوم اجتماعی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور (1385) مدیر گروه آموزشی و عضو هیأت علمی جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (1385) عضو شورای گروه آموزشی، مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران عضویت در شورای پژوهش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی (1386)  
نویسندگی و سردبیری برنامه‌های رادیویی (1358 - 1360) معاونت سیاسی و مسئول گروه سیاسی بخش برون مرزی صدا و سیما (1361 - 1362) نویسندگی و تحقیق برنامه‌های سیاسی سیما (1362 - 1364) عضو شورای برنامه ریزی گروه علوم اجتماعی دفتر برنامه ریزی و تألیف کتب درسی اّموزش و پرورش (1372 - 1374) عضو شورای طرح و برنامه شبکه 4 سیما (1380) عضو شورای سردبیری کتاب نقد (1380) عضویت در شورای سردبیری فصلنامه "شیعه‌شناسی" (1381) عضویت در شورای پژوهشی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی (1383)  
حسین کچویان در مصاحبه با  با نشریه "پنجره" در بهمن ماه 1389 در خصوص اینکه "چه شد که جامعه‌شناسی را انتخاب کردید و با چه انگیزه‌ها و دغدغه‌ها و گرایش‌هایی وارد شده‌اید؟" چنین پاسخ داد: «بنده از اواخر مقطع راهنمایی، فضای زندگی و فکری‌ام به یک معنا عوض شد، البته قبل از آن هم اهل مطالعه و کتاب بودم و به کانون پرورش فکری می‌رفتم. تا حدی که زمانی به نظرم می‌رسید در کانون دیگر کتابی نباشد که من نخوانده باشم. اما این مطالعات جهت روشنی نداشت. تا این‌که در آن سال‌ها پس از آشنا شدن با مرحوم شریعتی و کتاب‌های ایشان، وارد مسایل سیاسی - اجتماعی شده و نسبت به این امور دغدغه پیدا کردم، البته از قبل هم نسبت به حکومت موضع نفی داشتم، اما از آن زمان شکل مشخصی به خود گرفت. ورود من به این رشته هم تحت تأثیر ایشان بود؛ البته آن زمان هم به هدف کارهای سیاسی می‌خواستم به خارج از کشور بروم. از آلمان هم پذیرش گرفته بودم، هنگام رفتن من، انقلاب شد و پیروزی انقلاب مانع شد که من بروم. هم‌زمان وارد رقابت برای ورود به دانشگاه در ایران شدم. هرچه به انقلاب نزدیک‌تر می‌شدیم؛ جهت‌گیری‌هایم محکم‌تر و صریح‌تر می‌شد. تا وقتی حضرت امام را درک نکرده بودم و با ایشان به طور عمیق آشنا نبودم؛ در مسیر فکری مرحوم شریعتی حرکت می‌کردم. در آن مسیر، گرایش‌های درونی تجدد به معنای تلاش برای نزدیک کردن فکرهای غربی به فکرهای دینی و نقد کارهای غربی تا حدی که مرحوم شریعتی اجازه می‌داد، مورد توجه من بود. اوایلی هم که دانشگاه آمدم؛ همین فضا را داشتم. خصوصاً که با انقلاب فرهنگی نیز درگیر شده و در بخش تجدیدنظر در کتاب‌ها، آن‌ها را به ما می‌دادند که بخوانیم و ببینیم چه کتاب‌هایی از علوم انسانی مناسب نیست.»    چگونگی فاصله گرفتن از دکتر شریعتی دکتر کچویان در پاسخ به سؤال "آیا فاصله گرفتن از دکتر شریعتی از همان بدو پیروزی انقلاب بود؟" گفت: «بله! البته من راجع به مرحوم شریعتی تا همین اواخر هم می‌نوشتم و درگیر بودم و در کل شأن و نقش بالایی برای وی قائلم؛ اما از همان موقع انقلاب احساس می‌کردم او نسبت به دین یک رویکرد ابزاری دارد یا حداقل بر اساس یک رویکرد ابزاری تبلیغ می‌کند و مایه‌های غیردینی حرف و فکر او خیلی به چشم می‌آمد. به طور کلی معتقدم برخی افراد زبان و ادبیاتشان طوری است که بدواً جاذبه خیلی شدیدی دارد؛ مثل عسل است اما به همان میزان هم اگر زیاد بخوری، دلت را می‌زند. مرحوم شریعتی برای من این‌طور بود! ولی بیش‌تر همان گرایش‌های ابزاری‌اش برای من حساسیت برانگیز بود. البته این دل‌زدگی‌ها هم بود ولی بعد از آشنایی با امام و منابع و متون اصیل دینی و حوزوی از ایشان مستغنی شدم؛ ایشان برای من در واقع مجرای ورود به بحث و آشنایی با اسلام بود.»  
حسین کچویان در گفتگو با نشریه "پنجره" در اوایل بهمن ماه سال 1389 در خصوص چگونگی تحصیل در علوم حوزوی و علاقمند شدن به این حوزه می‌گوید: «...من آن زمان (سال‌های اول پیروزی انقلاب) کلاس‌های آقای "سروش" را به طور مستمر شرکت می‌کردم، کارهای "بنی‌صدر"، داوری و یا بزرگان حوزوی مثل علامه یا "شهید مطهری" را می‌خواندم. تا سال‌های نزاع سروش با کیهان فرهنگی، در چهارچوبی که سروش آن زمان به قضیه نگاه می‌کرد؛ می‌نگریستم... این‌ها مربوط به اولین سال‌های بعد از انقلاب فرهنگی یعنی حدود سال 1362 می‌شود. من هرچه جلوتر آمدم، بیش‌تر به سمت یک نگاه تاریخی روی آوردم. قبل از آن در سیستم فلسفی خودمان که حوزه‌های مختلف را به صورت مقوله‌های کاملاً منقطع و مستقل و بی‌ارتباط به جهان عینی می‌داند، نگاه می‌کردم. در آن مقاله در مورد رابطه جامعه‌شناسی و اسلام در قالب منطق معمول فکر می‌کردم، ولی می‌توانم بگویم بعد از آن سال‌ها گرایش‌هایی پیش آمد که زمینه‌های متفاوتی ایجاد کرد و این گرایش به مرور زمان عمیق‌تر شد؛ به این معنا که هم نوع ارتباط را به صورت کاملاً متفاوتی می‌دیدم و هم جوهره بحث را. حدود سال‌های 74-73 بود که آن شکل کاملاً متفاوت را پیدا کردم؛ یعنی در جریان دکترای خارج از کشور. آنجا مسیر دیگری باز شد که کاملاً متفاوت با این مسیر قبلی بود، یعنی آشنایی با آدم‌هایی مثل "وگلین" (Eric Vglyn)، "فوکو" (Michel Foucault)، "میلبانک" (John Mylbank)، "مک اینتایر" (Alasdair MacIntyre) و "اشتراوس" (Leo Strauss) دید مرا متفاوت کرد. من خیلی صریح و روشن بارها گفته‌ام که به تمام معنا تجدد ستیزم و هیچ ابایی هم از گفتن آن ندارم. چون تجدد را با اجزای آن تعریف نمی‌کنم، بلکه آن را یک دین و نظام فکری‌ای در تعارض با هر نوع نظام دینی به خصوص اسلام می‌دانم. ولی این ستیزه از آن سال‌ها کاملاً غیرقابل التیام شد؛ یعنی از قضا سرکنگبین صفرا فزود. آقای "حجاریان" گفته بود که این به انگلیس می‌رود و درست می‌شود، ولی به واسطه این تجربه، جوهره و صورت آن هم عوض شد.»  
حسین کچویان در خصوص چگونگی نگاه وی به سیاست و گرایش سیاسی خود می‌گوید: «در زمینه گرایش‌های سیاسی هم مثل الان به نظرات امام یا در کل فهم حوزوی به عنوان مرجع اصلی و شاخص نگاه می‌کردم. در آن سال‌ها چون همه را غیر از امام نقد می‌کردم، (که برخی گزارش‌هایش در اطلاعات هم هست!) معلوم نیست که به این معنایی که اکنون در ذهن‌ها هست؛ چپ بوده باشم. اتفاقات بعدی هم بر اساس همان فهم از امام رخ می‌داد و در همان مسیر بود. از آن گذشته، چیزی که هیچ‌گاه در من تغییر نکرده؛ مواضع سیاسی من نسبت به غرب است. یکی از شاخص‌های عمده گذشته و حال بنده در سیاست و غیر سیاست؛ ضدیت با غرب است. یکی از جهاتی که کل جامعه ایران، امام را دوست داشت؛ توفندگی او در برابر غرب بود؛ اما این‌که اگر تفاوتی هست چرا رخ داده، به نظرم یک مجموعه تجربه‌های کاملاً شخصی نیز اثرگذار بوده است. من به مسیرهایی مثل سیاست به گونه‌ای مثل امام نگاه می‌کنم. اگر به ایشان نگاه کنیم، ایشان در همه حوزه‌ها هستند و هیچ موضوعیتی به آن‌ها نمی‌دهند. اگر انسان به یک حوزه‌ای اهمیت بدهد، مانند آن ادیبی می‌شود که "شهید مطهری" می‌فرمود با یک کاسه بشقابی دوره‌گردی که داد می‌زد و درست فارسی را تلفظ نمی‌کرد، دعوا می‌کرد! امام فلسفه می‌دانست ولی باکسی نزاع نمی‌کرد؛ عرفان می‌دانست، به وی می‌گفتند که نگوید، نمی‌گفت. به نظر بنده همه‌اش همین است؛ دیانت و تکلیف دینی هر جا اقتضا بکند، آدم همان جا باید باشد.»  
حسین کچویان در سال 1389 و در گفتگو با نشریه "پنجره" در مورد تغییر در تفکرات "میر حسین موسوی" و مخالفت وی با این تغییرات می‌گوید: «برای بنده مهندس موسوی تمام شده است. این کسی که اکنون می‌بینیم، من هیچ او را نمی‌فهمم! الان وقتی به پشت سر نگاه می‌کنم، خیلی متأسف می‌شوم. چون من او را در میان روشنفکران یک چیز متفاوتی می‌دانستم و همیشه از او دفاع می‌کردم؛ اما حالا می‌بینم که درست به همان مواضعی که بنده در او درست می‌دیدم، پشت کرده و آن‌ها را زیر سؤال می‌برد. فرصت نیست و الا می‌گفتم که مواضع فعلی موسوی چقدر با مواضع قبلی وی متفاوت است. او نه‌تنها نسبت به هاشمی و سیاست‌های دوران وی، بلکه حتی نسبت به سیاست‌های دولت خاتمی نقد داشت؛ اما اکنون درست همان چیزهایی را می‌گوید که زمانی رد می‌کرد. این‌ها واقعاً برای من عجیب است و از هرکس انتظار داشتم، اما از مهندس موسوی انتظار نداشتم.»   خاطره جالب دکتر کچویان از موسوی حسین کچویان که در دوره نخست وزیری "میر حسین موسوی"، معاونت سیاسی دفتر نخست وزیری را برعهده داشته، در مصاحبه با یک نشریه، دو خاطره بسیار جالب و خواندنی از ارتباط خود با او بیان کرده است. وی در این مصاحبه اظهار داشته است: «در طول این 20 سال هر وقت که به ایشان (موسوی) می‌گفتیم که به صحنه بیاید، یک خاطره‌ای تعریف می‌کرد که: «من در ختم امام یا روزهای پس از فوت امام، داشتم، در خیابان می‌رفتم که یک پیرزنی مرا صدا زد و گفت: آقا! بعد امام با هم دعوا نکنید!» می‌گفت که اگر بیایم ممکن است اختلاف شود و این کشور برای نزاع ظرفیت ندارد. آدمی که این حرف را می‌زد، بیاید یک چنین مسئله‌ای را ایجاد کند و کشور را اینجوری به هم بریزد، یعنی چی؟ من نمی‌فهمم.» دکتر کچویان همچنین به دیدار خود با آقای موسوی در روز 25 خرداد اشاره کرده و گفت: «یک بار، همان دوشنبه‌ای که رفتند تظاهرات کردند (25 خرداد 1388)، قبل از تظاهرات به دیدن موسوی رفتم. ایشان گفت بیایید دفاع کنیم از رأی مردم، من گفتم نمی‌فهمم رأی مردم چه جوری مشکل‌دار شده است، که حالا دفاع بکنیم یا نه! حالا شما می‌گویید چقدر از رأی‌ها مشکل دارند؟ ایشان اول نمی‌گفت، بعد گفت هزار و سیصدتا صندوق! من بلافاصله بعد از دیدار زنگ زدم به یکی از مشاوران احمدی‌نژاد، او گفت همه هزار و سیصدتا صندوق برای شما! بین 45000 صندوق، این اصلاً به حساب نمی‌آید! 1 و نیم میلیون رأی هم نمی‌شود. با این ارزیابی دقیقاً ایشان ساعت سه و نیم یا چهار آمد بیرون، با هم وارد آسانسور شدیم و ایشان رفت طرف آنجا (راهپیمایی) و من هم به راه خودم رفتم.»  
کتب تجدد از نگاهی دیگر، سال چاپ  1383 تشکیک در حجیت نظریه‌های جهانی شدن، سال چاپ 1387 تطورات گفتمان‌های هویتی ایران، سال چاپ 1387 روشنفکران در جامعه فرا صنعتی: یک دیدگاه جایگزین، سال چاپ 1385 علم و جامعه شناسی معرفت، سال چاپ 1389 فوکو و دیرینه شناسی دانش، سال چاپ 1382 کندوکاو در ماهیت معمایی ایران، جهانی سازی، دموکراسی و جامعه شناسی سیاسی ایران، سال چاپ 1383 نظریه‌های جهانی شدن و دین: مطالعه‌ای انتقادی، سال چاپ 1387   مقالات وحدت حوزه و دانشگاه «تحلیل واقعیت‌ها- معنی و مفهوم، بهار 1374  الهیات، جامعه شناسی و جامعه شناسی دینی، پاییز و زمستان 1377 ملی گرایی ایدئولوژیی بی‌هویت، پاییز 1382 رابطه حدیث و جامعه‌شناسی 1، زمستان 1382 رویکرد چپ؛ ریشه در وضع خاص انسانی، شهریور 1379 توسعه و جامعه شناسی: توسعه جامعه شناسی، زمستان 1373 جهانی شدن و فرهنگ: معضله ای حل ناشدنی؟ پاییز و زمستان 1382 قرائت پذیری متون دینی راهی به سوی شکاکیت و پوچ گرایی، تابستان 1381 سوژه‌ای ضد سوژه باوری، فروردین و اردیبهشت 1384 سویه‌های مغفول تجدد: نشست بررسی کتاب تجدد از نگاهی دیگر، مهر 1384 ملی گرایی یا ایدئولوژی معجزه گر: تناقض‌های ایدئولوژیک جنبش‌های ملی‌گرا، پاییز 1383 علم، اخلاق، سیاست، تابستان 1383 حق محوری تجدد و تکلیف مداری سنت، تابستان 1382 پیامبران تجدد/ تجربه روشنفکری ایرانی، بهمن 1384، به صورت گروهی در ایران سلوک متجددانه نداریم / گفت و گو، مرداد 1385 میزگرد علمی: توسعه چیست؟ آیا توسعه دینی امکان پذیر است؟، تابستان 1384، به صورت گروهی میزگرد علمی: عامل توسعه چیست؟ توسعه کدام است؟، پاییز 1384، به صورت گروهی گفتمان توسعه هم سرنوشت با گفتمان تجدد است: گفتمان توسعه؛ سرابی ویرانگر، پاییز 1384 میزگرد علمی: انسان؛ موضوع توسعه، زمستان 1384 گروهی میزگرد علمی: بازشناسی جهانی شدن کنونه و پیامدهای آن، تابستان 1385، به صورت گروهی آموزندگی‌های تجربیات کشورهای نو صنعتی برای ایران امروز، پاییز 1385، به صورت گروهی میزگرد علمی: چشم انداز؛ کندوکاو در پرسش‌های بنیادین، زمستان 1385، به صورت گروهی پرسشی از دین‌پژوهان، زمستان 1383، به صورت گروهی دوره اول هویت یابی ایرانی (پیدایی مسئله هویت و نفی خود) تابستان، 1383، به صورت گروهی مشکل «تجددمالی تاریخ» است (بازخوانی مهمترین اتفاق سیاسی سال 84، بهمن و اسفند 1384، به صورت گروهی گزارش‌ها: عصر ظهور دین، اردیبهشت 1386 تا اطلاع ثانوی سیاست زده‌ایم (وضعیت روشنفکری در ایران)، اسفند 1385، به صورت گروهی سکولاریزم و حکومت دینی: بررسی انتقادی یک نظریه، زمستان 1384  رابطه اخلاق و سیاست از سنت تا تجدد، پاییز 1382 امریکا در سودای یک امپراتوری جهانی: (جهانی شدن و اشغال عراق)، پاییز و زمستان 1381 هرمنوتیک و اسلام، فروردین 1383  پوزیتیویسم و جامعه شناسی در ایران، پاییز 1385 میزگرد علمی: پیش نیازهای سیاسی - امنیتی برای تحقق چشم انداز، بهار 1386، به صورت گروهی نظریه جهانی شدن ترکیبی مسئله‌ساز از دو کلان - روایت تاریخ تجدد، زمستان 1386 میزگرد علمی: اقتصاد سیاسی ایران؛ سیری در علل و راهکارها، پاییز 1386، به صورت گروهی میزگرد علمی: ارزیابی رابطه نفت، دولت و توسعه، بهار 1387، به صورت گروهی میزگرد علمی: نظام سیاسی، فرآیند تصمیم گیری و توسعه، تابستان 1387، به صورت گروهی میزگرد علمی: اقتصاد سیاسی؛ تعریف، سیر تاریخی، نظریه‌ها و ضرورت‌ها، تابستان 1386، به صورت گروهی فلسفه علوم اجتماعی از دیدگاه پوپر، زمستان 1386، به صورت گروهی هست‌ها و بایدهای هویت ما، فروردین و اردیبهشت 1387، به صورت گروهی معضله یا بحران هویت؟: بررسی و نقد گفتمان‌های هویتی التقاطی یا ترکیبی، پاییز 1387، به صورت گروهی میزگرد علمی: علم، فناوری و توسعه، پاییز 1388، به صورت گروهی میزگرد علمی: فرهنگ جهانی اسلام و توسعه، تابستان 1389 میزگرد علمی: اخلاق و توسعه، بهار 1389، به صورت گروهی  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۳:۴۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۳:۴۳

حسین کچویان

خلاصه زندگی نامه

 حسین کچویان، نویسنده و متفکر جامعه شناسی است که به فعالیت های فرهنگی و همکاری با نشریات و روزنامه ها پرداخته است. وی در سال 1386 به عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی درآمد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع