میرزا حسین خان پیرنیا ملقب به "مؤتمن ‌الملک"، فرزند سوم "میرزا نصرالله خان مشیرالدوله" در سال 1254 ه.ش، در "تهران" به دنیا آمد. وی پس از کسب مدارج علمی در پاریس و انگلستان، راهی ایران شد و پس از فوت برادرش "علی" در سال 1321 به جای وی سمت های مترجم حضور همایونی، ریاست اداره کابینه و ریاست مدرسه علوم سیاسی را به عهده گرفت. در 4 آبان 1286 ه.ش، برای اولین بار به هیئت دولت قاجاریه راه یافت و پس از آن در کابینه یک ماهه "ناصرالملک"، وزیر تجارت و در سال 1287 ه.ش، وزیر عدلیه و در همان سال در کابینه "مشیر السلطنه" وزیر فواید عامه و مجددا وزیر تجارت شد، وی هم چنین در بحبوحه انقلاب مشروطیت مانند برادرش "حسن پیرنیا" سیاست میانه روی را انتخاب کرد. پس از فتح تهران توسط مشروطه خواهان، او از طرف مردم تهران به نمایندگی دوره دوم مجلس شورای ملی برگزیده و مدتی نیز رییس مجلس و پس از آن در کابینه "ناصرالملک" که در 2 اردیبهشت سال 1288 ه.ش، تشکیل شده، وزیر علوم و اوقاف و در در 28 دی 1291 ، وزیر تجارت شد. موتمن الملک پس از چندی، در دوره های دوم تا ششم از تهران به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب و اغلب ریاست مجلس را برعهده داشت، وی هم چنین در دوره پنجم مجلس که رییس مجلس نیز بود با لایحه تغییر سلطنت از خاندان قاجار به پهلوی موافق نبود و استعفا داد. این رجال نیکنام و میهن دوست عهد قاجار و دوران پهلوی، سرانجام در 9 شهریور سال 1326 ه.ش، در "تهران" درگذشت. 
در شهر نائین‏ زیارتگاهی به نام مصلی‏ است که عارفی صوفی مسلک به نام "میر عبد الوهاب مراد" در آنجا مدفون است. وی جد پدری "میرزا نصراللّه خان نایینی" پدر حسین پیرنیا محسوب می شود. "میرزا نصرالله خان مشیرالدوله پیرنیا" فرزند "آقامحمد نایینی"، پس از طی کردن تحصیلات مقدماتی و کسب پله های ترقی و راهیابی به دربار قاجار، نخستین رییس‌ الوزراء عصر مشروطه و صدر اعظم "مظفرالدین شاه" شده که فرمان مشروطه در زمان صدارت پدرش به امضا رسید. فرزندان نصرالله خان، نام خانوادگی خود را به سبب انتساب نسب "میرزا نصرالله خان به "حاج عبدالوهاب" پیرنایئنی، "پیرنیا" گذاشتند. 
مؤتمن ‏الملک در عنفوان جوانی، با دختر "محمد ولى خان آصف ‏السلطنه" که از بطن دختر "مظفرالدین شاه قاجار" بوده، ازدواج کرد و از این همسر صاحب 5 اولاد شد. پسر ارشد او، "خسرو" وارد وزارت خارجه شد، پسر دیگرش در اروپا حرفه‏ دندانپزشکى را تعقیب کرد. دو فرزند ذکور دیگرش نه در علم پیشرفت کردند و نه در سیاست، در این میان "یگانه" دختر او، همسر "سپهبد زاهدى" شد که خیلی زود به متارکه انجامید و سپس به همسرى سرهنگ "سیف" درآمد. 
موتمن الملک، تحصیلات ابتدایی و معلومات متداول را در "تهران" فراگرفت و سپس عازم "اروپا" شد و در مدرسه "حقوق پاریس" ادامه تحصیل داد، و برای فراگیری ریاضی و فلسفه راهی انگلستان شد و سرانجام پس از کسب مدارج علمی، در سال 1317 ه.ش، به ایران بازگشت و جزء معلمین مدرسه‏ سیاسى قرار گرفت. 
پدر موتمن الملک، در سال 1317 ه.ق، ملقب به "مشیرالدوله" و وزیر امور خارجه شد. او از این فرصت استفاده و پسران خود را وارد دربار کرده و موتمن را به عنوان وزیر مشاور برگزید. میرزا حسین پس از فوت برادرش "علی" در سال 1321 ه.ق، به نیابت از او، رئیس اداره کابینه و مدرسه وزارت خارجه (مدرسه سیاسی) و مترجم همایونی شده و تا سال 1325 در این سمت باقی ماند و پس از چندی در همین سمت لقب "مؤتمن‌الملک" گرفت. 
موتمن الملک، طی سال های 1325 به بعد، غیر از سمت اصلی خود، مشاور و دستیار پدر نیز بود و در آغاز نهضت مشروطه، چون تحصیل کرده فرانسه بود، به این نهضت گرایش یافت و به اتفاق برادرش، پدر را در یاری مشروطه‌ خواهان تشویق و سرانجام در تنظیم قانون اساسی و نظامنامه انتخابات و متمم قانون اساسی شرکت جست و در این راه کوشش بسیار کرد. 
در 29 رمضان 1325 برابر با 4 آبان سال 1286، "میرزا ابوالقاسم خان ناصرالملک" که به رئیس ‌الوزرایی منصوب شده بود، کابینه خود را به شاه و مجلس معرفی کرد؛ در این کابینه، برای اولین بار، مؤتمن‌الملک مقام وزارت گرفت و متصدی وزارت تجارت و گمرکات شد که همزمان با به توپ بستن مجلس توسط "محمدعلی شاه" بود. حسین پیرنیا در ترمیم کابینه "نظام ‌السلطنه مافی"، برای بار دوم، به وزارت تجارت منصوب و در ترمیم سوم کابینه نیز همان سمت را دارا شد. تصدی وزارت فوائد عامه ایران و علوم و معارف در اولین کابینه "میرزا احمد خان مشیرالسلطنه"، که در 7 جمادی ‌الاول سال 1326 برابر با 17 خرداد سال 1287 در باغ شاه به "محمدعلی شاه" معرفی شد، سمت مؤتمن ‌الملک وزارت فوائد عامه و تجارت بود که در ترمیم کابینه، همان سمت را حفظ کرد؛ ولی به هنگام ترمیم کابینه در 7 ذیحجه سال 1326 برابر با 15 دی سال 1287، از وزارت استعفاء کرد. در رئیس‌الوزرایی دوم "میرزا ابوالقاسم خان ناصرالملک"، که به کفالت "میرزا جواد خان سعدالدوله" تشکیل شد، مؤتمن ‌الملک به سمت وزارت علوم و معارف تعیین گردید و در ترمیم کابینه هم چنان سمت خود را حفظ کرد. مؤتمن ‌الملک هم چنین در سال 1296، در کابینه "علاءالسلطنه" به وزارت "فوائد عامه" و "تجارت" معرفی شد و در کابینه "عین‌الدوله" هم دارای همان سمت بود. او در همان سال در کابینه "حسن مستوفی"، وزیر معارف و اوقاف شد و در سال 1338 در کابینه "میرزا حسن خان مشیرالدوله"، مقام وزارت مشاور گرفت. 
پس از استبداد صغیر و به دنبال آن فتح تهران و خلع "محمدعلی شاه" از سلطنت، مؤتمن ‌الملک از تهران به نمایندگی دوره دوم مجلس شورای ملی انتخاب گردید. ریاست این دوره ابتدا با "میرزا صادق خان مستشارالدوله" بود؛ ولی در 13 تیر 1289 استعفا کرد و مدتی هم "میرزا محمدعلی خان فروغی" (ذکاء الملک) ریاست کرد. پس از آن، "اسمعیل خان ممتازالدوله" برگزیده شد و با استعفای او موتمن المل ک بقیه مدت را ریاست کرد. به این ترتیب مدت ریاست "مستشارالدوله" هفت ماه و 18 روز، "ذکاءالملک" سه ماه و 25 روز، "ممتازالدوله" یک ماه و پنج روز و موتمن الملک هشت ماه و 14 روز بود. پس از انحلال مجلس دوم و آغاز "فترت" در 3 دی سال 1290، که "محمدعلی خان علاءالسلطنه" به رئیس‌الوزرایی انتخاب شد، در کابینه خود مؤتمن الملک را به سمت وزارت فوائد عامه و تجارت منصوب کرد؛ ولی وی پس از مدت کوتاهی، از عضویت کابینه استعفا کرد. ریاست مجلس سوم تا پنجم شورای ملی پس از چندی موتمن الملک در انتخابات دوره سوم مجلس شورای ملی در تهران کاندید شد و موفق به کسب آرای بیشتری شد، وی از نخستین روز افتتاح مجلس در 14 آذر سال 1293 تا سفر مهاجرت و تعطیلی مجلس در 21 آبان سال 1294 که یک سال طول کشید، ریاست را بر عهده داشت. وی هم چنین در دوره چهارم مجلس شورا که در تیر 1300 افتتاح گردید، از تهران به نمایندگی انتخاب شد و در تمام آن دوره (30 خرداد 1302 اختتام پیدا کرد) ریاست مجلس شورای ملی را برعهده داشت. در دوره پنجم نیز کماکان از تهران به وکالت مجلس شورای ملی انتخاب شد و به ریاست مجلس رسید. دوره پنجم در 22 بهمن 1302 افتتاح و 22 بهمن 1304 پایان پذیرفت. در این دوره بود که سلطنت از "احمد شاه قاجار" به "رضا خان پهلوی" تغییر پیدا کرد. موضع گیری موتمن الملک پس از اعلام جمهوریت سردار سپه در 2 فروردین سال 1303 جلسه علنی مجلس شورای ملی برای اعلام جمهوریت تشکیل شد، عده زیادی از روحانیان و اصناف در میدان بهارستان اجتماع کردند و تا مخالفت خود با جمهوری سردار سپه را اعلام کنند. در نتیجه بین مردم و نظامیان زد و خورد شدیدی روی داد. بسیاری از مردم مصدوم و مجروح یا مقتول شدند و جلسه مجلس بدون اخذ نتیجه تعطیل شد. مؤتمن الملک، رئیس مجلس، به "سردار سپه" نسبت به ضرب و شتم مردم شدیداً اعتراض کرد و نظم مجلس و بهارستان را برعهده خود دانست و "سردار سپه" را تهدید کرد، "سردار سپه" اظهار کرد که امنیت مملکت با اوست و به وظیفه خود عمل کرده است. مؤتمن‌الملک دستور داد که زنگ جلسه را بنوازند تا تکلیف "سردار سپه" را تعیین کند، با شفاعت عده‌ای از نمایندگان، از جمله "مشیرالدوله"، بین "سردار سپه" و مؤتمن‌الملک سازش و تفاهم به وجود آمد و "سردار سپه" از عمل خود معذرت خواهی کرد. جریان استعفاء موتمن الملک از مجلس پنجم در 15 مهر 1304، طبق عرف مجلس، انتخاب هیئت رئیسه مجلس پنجم انجام گرفت و مؤتمن ‌الملک به ریاست مجلس انتخاب شد؛ ولی در همان روز وی این منصب را نپذیرفت و استعفا کرد. بعد از آن، او را چندین بار به ریاست مجلس انتخاب کردند؛ ولی او هر بار یا نپذیرفت و یا استعفا داد. اما قضیه این بود که پس از شکست طرح جمهوری خواهی، رضاخان و اطرافیان و نزدیکان او به فکر تغییر سلطنت افتاد و با ارسال تگراف ها و پیام ها و از طرف مردم اقصی نقاط کشور چنین وانمود کردند که مردم در نقاط مختلف کشور خواستار تغییر سلطنت می باشند. این طومارها و تلگراف هائی که از سراسر کشور و ظاهرا از سوی مردم ارسال می شد و در آن ها انقراض قاجاریه و به سلطنت رسیدن رضاخان خواسته شده بود. توسط موتمن الملک، رئیس مجلس، بایگانی می شد. علی رغم اصرار طرفداران سردار سپه برای قرائت تلگراف و طومارها موتمن الملک و سایر ملیون که از تصنعی بودن آن ها اطلاع داشتند و به این امر واقف بودند که آن ها ساخته و پرداخته نظامیان و کارکنان وابسته به رضاخان است. از این رو دولت و طرفداران آن سعی فراوانی به کار بردند تا رئیس مجلس را وادار به استعفا نمایند و البته در این کار موفق شدند. موتمن الملک با تغییر سلطنت مخالفتی نداشت و نظرش هم همین بود؛ اما مرحوم "مدرس" با او موافق نبود و وقتی در مجلس اعتبارنامه موتمن الملک قرائت شد، مرحوم مدرس مخالفت کرد. پیرنیا اگر مخالفتی هم داشت بیشتر به جهت تغییر کردن قانون اساسی بود. موتمن الملک در اوایل آبان 1304 ه.ش، بدون هیچ توضیحی استعفا کرد و در برابر اصرار جمعی از نمایندگان و رجال کشور مبنی بر پس گرفتن استعفای خود، محرمانه اظهار داشته بود: "شما اصرار نکنید، دیگر ممکن نیست، بگذارند من کار کنم."‌ راهیابی به مجلس ششم و هفتم مؤتمن ‌الملک در انتخابات دوره ششم مجلس شورای ملی از تهران نماینده شد و در 15 فروردین 1306، که انتخاب هیئت رئیسه تجدید شد، مؤتمن ‌الملک به ریاست مجلس انتخاب گردید و تا آخر دوره ششم ریاست داشت. در انتخابات دوره هفتم مجلس شورای ملی در سال 1307، بار دیگر مؤتمن‌الملک از تهران به وکالت انتخاب گردید؛ ولی نمایندگی مجلس را نپذیرفت. مؤتمن الملک در دوره چهاردهم نیز از تهران به وکالت مجلس شورای ملی انتخاب شد؛ ولی نمایندگی مجلس را نپذیرفت. 
موتمن الملک در دوره رضاشاه نخست‏ وزیر نشد، او در دوره رضاشاه معمولا از مسولیت گرفتن شانه خالی می کرد، چرا که آدم محتاطى بود. رضا شاه با همه قدرتی که داشت به مؤتمن الملک هم احترام مى‏ گذاشت و هم از او بیم داشت. رضاشاه از رجال بزرگى که در دوران قدرت خود از او دیدار و احوال‏ پرسى کرد، موتمن الملک بود. چون موتمن الملک بیمار شد، رضاشاه براى احوال ‏پرسى به منزل او رفت چون پاس ‏حرمت او را نگاه می داشت. موتمن الملک قدرت روحى و جسارت برادرش حسن پیرنیا را نداشت؛ ولى شخصیتى داشت که همه رجال ‏به او احترام مى‏ گذاشتند. در 18 مرداد سال 1321، پس از استعفای نخستین کابینه "علی سهیلی"، اکثریت نمایندگان دوره سیزدهم رأی به نخست ‌وزیری او دادند؛ ولی وی زیر بار مسئولیت نرفت. در اوایل بهمن سال 1324 وی مجدداً از طرف نمایندگان مجلس نامزد نخست ‌وزیری شد و 51 نفر از نمایندگان به او ابراز تمایل کردند؛ اما رقیب وی "احمد قوام" با دو رأی اضافی نخست ‌وزیر شد. 
سرانجام حسین پیرنیا مؤتمن الملک، در 9 شهریور سال 1326 در 73 سالگی درگذشت و در آرامگاه خانوادگی در "امامزاده صالح" تجریش دفن گردید. وی را از رجال عاقل و متین ایران شمرده‌اند. او از رجال تحصیل کرده، عاقل و متین ایران بوده و بر خلاف پدر مردی درستکار و وطن دوست بوده، هر چند عده ای از معاصران او، وی را از طرفداران انگلستان می دانستند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۲:۲۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۲:۲۴

اسناد و مراجع