حسین راثی زاده، معروف به حسین جاوید، در اکتبر 1882 میلادی در نخجوان به دنیا آمد. پدرش، "حاجی ملاعبداللّه"، روضه خوان بود و از روستای "شاه تختی"، واقع در غرب نخجوان و نزدیک به ساحل ارس، به نخجوان مهاجرت کرده بود و به سبب صدای لطیف خود، در نخجوان و باکو و شماخی و گنجه مشهور بود. برادر بزرگ وی، "شیخ محمد"، هم در زمینه علوم دینی تحصیل کرده، واعظ و معلم بود. جاوید در سال 1906 برای معالجه چشمانش به عثمانی سفر کرد و پس از اقامت بیش از سه سال در استانبول و بازگشت از آنجا، تا سال 1926 در نخجوان و تفلیس و گنجه و باکو، در مدارس از جمله در مدرسه حرفه ای تئاتر و تربیت معلم، ادبیات ترکی تدریس کرد و به طوری که از خاطرات همکاران و شاگردانش برمی آید، معلمی موفق و محبوب بود. وی پس از بازگشت از استانبول، مدتی نیز زبان و ادبیات فارسی تدریس کرد. جاوید بین سالهای 1941 و 1944 در گذشته است.

حسین راثی زاده، معروف به حسین جاوید، در اکتبر 1882 میلادی در نخجوان به دنیا آمد. پدرش، "حاجی ملاعبداللّه"، روضه خوان بود و از روستای "شاه تختی"، واقع در غرب نخجوان و نزدیک به ساحل ارس، به نخجوان مهاجرت کرده بود و به سبب صدای لطیف خود، در نخجوان و باکو و شماخی و گنجه مشهور بود. برادر بزرگ وی، "شیخ محمد"، هم در زمینه علوم دینی تحصیل کرده، واعظ و معلم بود. جاوید در سال 1906 برای معالجه چشمانش به عثمانی سفر کرد و پس از اقامت بیش از سه سال در استانبول و بازگشت از آنجا، تا سال 1926 در نخجوان و تفلیس و گنجه و باکو، در مدارس از جمله در مدرسه حرفه ای تئاتر و تربیت معلم، ادبیات ترکی تدریس کرد و به طوری که از خاطرات همکاران و شاگردانش برمی آید، معلمی موفق و محبوب بود. وی پس از بازگشت از استانبول، مدتی نیز زبان و ادبیات فارسی تدریس کرد. جاوید بین سالهای 1941 و 1944 در گذشته است.


حسین جاوید تحصیلات مقدماتی خود را در خانه آغاز کرد و برای آنکه در آینده شغل پدر و برادرش را در پیش گیرد، به مکتب گذاشته شد ولی پس از سه سال تحصیل، به رغم مخالفت پدر و مادرش، از رفتن به آنجا خودداری کرد. او حدود دوازده سال داشت که به "مکتب تربیه" رفت. این مدرسه در سال 1894 میلادی به همت "محمدتقی صدقی" بر اساس اصول جدید در نخجوان تأسیس شده بود که در آن، ضمن تدریس علوم و فنون جدید، زبانهای روسی و ترکی آذربایجانی و فارسی نیز آموزش داده می شد و در اندک مدتی، یکی از کانونهای تربیتی و فرهنگی مسلمانان روسیه گردید. "صدقی" با مشاهده استعداد و شوق جاوید، رضایت پدر او را برای ادامه تحصیل وی در مدرسه خود جلب کرد و او دوره مدرسه را در سال 1898 به پایان رساند. جاوید سرودن شعر را از همین سالهای تحصیل در نخجوان، با تخلص "گلچین" شروع کرد. وی در حدود یک سال پس از به پایان رساندن مکتب تربیه، برای معالجه چشمانش و نیز ادامه تحصیل به تبریز رفت و فرصت یافت تا ضمن تحصیل در مدرسه "طالبیه" این شهر، معلومات خود را در زبان و ادبیات فارسی و عربی، که مقدماتشان را از برادرش و صدقی آموخته بود، وسعت بخشد.

حسین جاوید تحصیلات مقدماتی خود را در خانه آغاز کرد و برای آنکه در آینده شغل پدر و برادرش را در پیش گیرد، به مکتب گذاشته شد ولی پس از سه سال تحصیل، به رغم مخالفت پدر و مادرش، از رفتن به آنجا خودداری کرد. او حدود دوازده سال داشت که به "مکتب تربیه" رفت. این مدرسه در سال 1894 میلادی به همت "محمدتقی صدقی" بر اساس اصول جدید در نخجوان تأسیس شده بود که در آن، ضمن تدریس علوم و فنون جدید، زبانهای روسی و ترکی آذربایجانی و فارسی نیز آموزش داده می شد و در اندک مدتی، یکی از کانونهای تربیتی و فرهنگی مسلمانان روسیه گردید. "صدقی" با مشاهده استعداد و شوق جاوید، رضایت پدر او را برای ادامه تحصیل وی در مدرسه خود جلب کرد و او دوره مدرسه را در سال 1898 به پایان رساند. جاوید سرودن شعر را از همین سالهای تحصیل در نخجوان، با تخلص "گلچین" شروع کرد. وی در حدود یک سال پس از به پایان رساندن مکتب تربیه، برای معالجه چشمانش و نیز ادامه تحصیل به تبریز رفت و فرصت یافت تا ضمن تحصیل در مدرسه "طالبیه" این شهر، معلومات خود را در زبان و ادبیات فارسی و عربی، که مقدماتشان را از برادرش و صدقی آموخته بود، وسعت بخشد.


جاوید به هنگام اقامتش در تبریز، با "صدقی" و "قربانعلی شریف زاده" در نخجوان مکاتبه داشت و در سال 1899 به درخواست "صدقی"، شعری در حدود 25 بیت به زبان فارسی در مدح فرهنگ پروری "حاجی زین العابدین تقی یف"، سرمایه دار باکویی که به مکتب تربیه کمک مالی کرده بود، سرود. وی در سالهای بعد هم شعر فارسی می سرود و چنانکه دوستش "عزیز شریف" گفته، از او یک غزل فارسی با تخلص "سالک" در اختیار داشته است. جاوید در مدت اقامتش در تبریز، علاوه بر تحصیل و مطالعه، به فرش و گلیم فروشی در تبریز و ارومیه نیز اشتغال داشت که تا سال 1904 ادامه پیدا کرد. در همین دوره مقالات و اشعارش برای نخستین بار در روزنامه "شرق روس" که انتشار آن از اواخر مارس 1903 در تفلیس آغاز شد به چاپ رسید. از جمله شعری که به مناسبت درگذشت معلمش، "صدقی"، در دسامبر 1903 سروده بود، در شماره 23 ژانویه 1904 آن روزنامه درج گردید.

جاوید به هنگام اقامتش در تبریز، با "صدقی" و "قربانعلی شریف زاده" در نخجوان مکاتبه داشت و در سال 1899 به درخواست "صدقی"، شعری در حدود 25 بیت به زبان فارسی در مدح فرهنگ پروری "حاجی زین العابدین تقی یف"، سرمایه دار باکویی که به مکتب تربیه کمک مالی کرده بود، سرود. وی در سالهای بعد هم شعر فارسی می سرود و چنانکه دوستش "عزیز شریف" گفته، از او یک غزل فارسی با تخلص "سالک" در اختیار داشته است. جاوید در مدت اقامتش در تبریز، علاوه بر تحصیل و مطالعه، به فرش و گلیم فروشی در تبریز و ارومیه نیز اشتغال داشت که تا سال 1904 ادامه پیدا کرد. در همین دوره مقالات و اشعارش برای نخستین بار در روزنامه "شرق روس" که انتشار آن از اواخر مارس 1903 در تفلیس آغاز شد به چاپ رسید. از جمله شعری که به مناسبت درگذشت معلمش، "صدقی"، در دسامبر 1903 سروده بود، در شماره 23 ژانویه 1904 آن روزنامه درج گردید.


جاوید گویا پس از ترک ایران، مدت کوتاهی در استانبول اقامت داشته است. وی پس از بازگشت به نخجوان در یک شرکت راه سازی در ولایت "کاختیای" گرجستان به عنوان منشی به کار پرداخت و به یاری همان شرکت برای معالجه چشمانش در اوایل سال 1906 به عثمانی عزیمت کرد و اقامتش در استانبول بیش از سه سال طول کشید. او در این مدت که مقارن با اعلان حریت و به قدرت رسیدن حزب اتحاد و ترقی بود، فرصت یافت که با محیط اجتماعی و محافلِ ادبیِ استانبول که از استبداد "سلطان عبدالحمید" و تحولات و کشمکشها رها شده بود، آشنا شود و در عین حال به عنوان مستمع آزاد در کلاسهای درس شعبه ادبیات "دارالفنون" استانبول حضور یابد. سرودن شعر جاوید در دوره اقامتش در استانبول به سرودن شعر ادامه داد. تخلص او، علاوه بر "گلچین"، "عارف" و "سالک" نیز بود. وی سروده های خود را در روزنامه "ارشاد" و مجله "فیوضات" باکو، به چاپ می رساند و در سال 1909، که از استانبول به نخجوان بازگشت، اشعاری در مجله "صراط المستقیم" چاپ استانبول، با تخلص "جاوید" منتشر کرد. وی همین تخلص را بعدها حفظ کرد و با آن معروف شد.

جاوید گویا پس از ترک ایران، مدت کوتاهی در استانبول اقامت داشته است. وی پس از بازگشت به نخجوان در یک شرکت راه سازی در ولایت "کاختیای" گرجستان به عنوان منشی به کار پرداخت و به یاری همان شرکت برای معالجه چشمانش در اوایل سال 1906 به عثمانی عزیمت کرد و اقامتش در استانبول بیش از سه سال طول کشید. او در این مدت که مقارن با اعلان حریت و به قدرت رسیدن حزب اتحاد و ترقی بود، فرصت یافت که با محیط اجتماعی و محافلِ ادبیِ استانبول که از استبداد "سلطان عبدالحمید" و تحولات و کشمکشها رها شده بود، آشنا شود و در عین حال به عنوان مستمع آزاد در کلاسهای درس شعبه ادبیات "دارالفنون" استانبول حضور یابد. سرودن شعر جاوید در دوره اقامتش در استانبول به سرودن شعر ادامه داد. تخلص او، علاوه بر "گلچین"، "عارف" و "سالک" نیز بود. وی سروده های خود را در روزنامه "ارشاد" و مجله "فیوضات" باکو، به چاپ می رساند و در سال 1909، که از استانبول به نخجوان بازگشت، اشعاری در مجله "صراط المستقیم" چاپ استانبول، با تخلص "جاوید" منتشر کرد. وی همین تخلص را بعدها حفظ کرد و با آن معروف شد.


تأثیر شاعران ترک، خصوصاً بر اشعار دوره اولیه شاعری جاوید که در کتابهای "کچمیش گونلر" به معنای "روزهای گذشته" و "بهار شَبْنَمْلَری" به معنای "شبنم های بهاری" گردآوری شده، محسوس است. تأثیر زبان ترکی استانبولی بر زبان آثار او چندان زیاد بوده که گفته اند او بین زبانهای ترکی آذربایجانی و ترکی عثمانی فرقی نمی گذاشته است. در بحث از تأثیر محیط ترکیه بر خلاقیت ادبی و هنری جاوید، به این شاهد نیز که موضوع نمایشنامه های "اوچوروم" به معنای  "پرتگاه" و "ابلیس" وی از حیات اجتماعی و سیاسی آن کشور گرفته شده استناد کرده و گفته اند که جاوید عناصر فرهنگ اروپایی را نه از طریق روسیه، بلکه از طریق عثمانی اخذ کرده و بر خلاف اکثر روشنفکران قفقاز، از تأثیرات اندیشه و ادب روسی برکنار بوده است. تاثیر گرفتن از رضا توفیق جاوید بیش از همه استادانش، تحت تأثیر "رضا توفیق بلوکباشی"، شاعر و اندیشمند ترک، قرار گرفت. خود توفیق نیز تحت تأثیر شاعرانی چون "عبدالحق حامد ترخان"، "توفیق فکرت"، "محمدامین یورداقول" بود و از اوزان هجایی در برابر اوزان عروضی دفاع می کرد و نمایشنامه "دختر هندو" ی "عبدالحق حامد" را می ستود. به همین مناسبت، "رسول زاده" به هنگام سخن گفتن از تأثیرات سیاسی و فرهنگی ترکیه بر آذربایجان، در مقام غلو جاوید را فرزندخوانده "حامد ترخان" دانسته است.

تأثیر شاعران ترک، خصوصاً بر اشعار دوره اولیه شاعری جاوید که در کتابهای "کچمیش گونلر" به معنای "روزهای گذشته" و "بهار شَبْنَمْلَری" به معنای "شبنم های بهاری" گردآوری شده، محسوس است. تأثیر زبان ترکی استانبولی بر زبان آثار او چندان زیاد بوده که گفته اند او بین زبانهای ترکی آذربایجانی و ترکی عثمانی فرقی نمی گذاشته است. در بحث از تأثیر محیط ترکیه بر خلاقیت ادبی و هنری جاوید، به این شاهد نیز که موضوع نمایشنامه های "اوچوروم" به معنای "پرتگاه" و "ابلیس" وی از حیات اجتماعی و سیاسی آن کشور گرفته شده استناد کرده و گفته اند که جاوید عناصر فرهنگ اروپایی را نه از طریق روسیه، بلکه از طریق عثمانی اخذ کرده و بر خلاف اکثر روشنفکران قفقاز، از تأثیرات اندیشه و ادب روسی برکنار بوده است. تاثیر گرفتن از رضا توفیق جاوید بیش از همه استادانش، تحت تأثیر "رضا توفیق بلوکباشی"، شاعر و اندیشمند ترک، قرار گرفت. خود توفیق نیز تحت تأثیر شاعرانی چون "عبدالحق حامد ترخان"، "توفیق فکرت"، "محمدامین یورداقول" بود و از اوزان هجایی در برابر اوزان عروضی دفاع می کرد و نمایشنامه "دختر هندو" ی "عبدالحق حامد" را می ستود. به همین مناسبت، "رسول زاده" به هنگام سخن گفتن از تأثیرات سیاسی و فرهنگی ترکیه بر آذربایجان، در مقام غلو جاوید را فرزندخوانده "حامد ترخان" دانسته است.


جاوید به علل مختلف از تدریس باز می ماند، از جمله سفر به ایران در سال 1918 و سفر به برلین و پاریس در سال 1926 از طرف کمیساریای معارف خلق آذربایجان برای معالجه چشمانش و آشنایی با ادبیات اروپا. به قولی، او در تبریز با "حاجی محمدآقا نخجوانی" و "شیخ محمد خیابانی" ملاقات کرده است. در نخجوان هم ضمن تدریس در مدرسه "رشدیه" آن شهر، در اوت همان سال ازدواج کرد و در اوایل بهار 1919 به باکو بازگشت.

جاوید به علل مختلف از تدریس باز می ماند، از جمله سفر به ایران در سال 1918 و سفر به برلین و پاریس در سال 1926 از طرف کمیساریای معارف خلق آذربایجان برای معالجه چشمانش و آشنایی با ادبیات اروپا. به قولی، او در تبریز با "حاجی محمدآقا نخجوانی" و "شیخ محمد خیابانی" ملاقات کرده است. در نخجوان هم ضمن تدریس در مدرسه "رشدیه" آن شهر، در اوت همان سال ازدواج کرد و در اوایل بهار 1919 به باکو بازگشت.


بازگشت جاوید از نخجوان به باکو با حاکمیت حزب "مساوات" مقارن بود. وی اگرچه پیش از به قدرت رسیدن آن حزب، با "آچیق سوز" به معنای "سخن صریح"، ترجمانِ آن، همکاری داشت، به گفته خود در دوره مساوات دست از نوشتن برداشت و حتی در پاسخ مقامات دولتِ آن که از وی خواسته بودند سرودی برای حکومت بسراید، گفت که نمی تواند مطلب سفارشی بنویسد. وی در فعالیتهای اجتماعی، از جمله در "محررلر و ادیبلَر جمعیتی" به معنای "جمعیت نویسندگان و ادبا"، "آذربایجان یازیچیلار اتفاقی"  به معنای "اتحادیه نویسندگان آذربایجان"، "آذربایجان ادیبلر و شاعرلر دَرْنَگی" به معنای "انجمن ادبا و شعرای آذربایجان" و "معلملر اتفاقی" به معنای "اتحادیه معلمان" شرکت می کرد و معمولاً به عضویت هیئت اداری، کمیسیونها و کمیته های آنها انتخاب می شد. در همایش ترک شناسی که در سال 1926 در باکو برگزار گردید و در جلسات کمیسیون الفبای جدید در سال 1929 نیز حضور داشت. بازداشت و تبعید به سیبری حزب حاکم کمونیست و وابستگانش از حدود سال 1931 میلادی انتقاد از جاوید را، به عنوان نویسنده ای بورژوا و دارنده مواضع ایده آلیستی و رمانتیستی، آغاز کردند. این انتقادها در سالهای بعد به ممیزی آثار او و جلوگیری از انتشار و نمایش آنها و بالاخره دستگیری و بازداشت وی در ژوئن 1937 با اتهاماتی از قبیل تمایل به پان اسلامیسم و پان ترکیسم، حزب مساوات، ضدانقلاب و تبعیدش به سیبری انجامید.

بازگشت جاوید از نخجوان به باکو با حاکمیت حزب "مساوات" مقارن بود. وی اگرچه پیش از به قدرت رسیدن آن حزب، با "آچیق سوز" به معنای "سخن صریح"، ترجمانِ آن، همکاری داشت، به گفته خود در دوره مساوات دست از نوشتن برداشت و حتی در پاسخ مقامات دولتِ آن که از وی خواسته بودند سرودی برای حکومت بسراید، گفت که نمی تواند مطلب سفارشی بنویسد. وی در فعالیتهای اجتماعی، از جمله در "محررلر و ادیبلَر جمعیتی" به معنای "جمعیت نویسندگان و ادبا"، "آذربایجان یازیچیلار اتفاقی" به معنای "اتحادیه نویسندگان آذربایجان"، "آذربایجان ادیبلر و شاعرلر دَرْنَگی" به معنای "انجمن ادبا و شعرای آذربایجان" و "معلملر اتفاقی" به معنای "اتحادیه معلمان" شرکت می کرد و معمولاً به عضویت هیئت اداری، کمیسیونها و کمیته های آنها انتخاب می شد. در همایش ترک شناسی که در سال 1926 در باکو برگزار گردید و در جلسات کمیسیون الفبای جدید در سال 1929 نیز حضور داشت. بازداشت و تبعید به سیبری حزب حاکم کمونیست و وابستگانش از حدود سال 1931 میلادی انتقاد از جاوید را، به عنوان نویسنده ای بورژوا و دارنده مواضع ایده آلیستی و رمانتیستی، آغاز کردند. این انتقادها در سالهای بعد به ممیزی آثار او و جلوگیری از انتشار و نمایش آنها و بالاخره دستگیری و بازداشت وی در ژوئن 1937 با اتهاماتی از قبیل تمایل به پان اسلامیسم و پان ترکیسم، حزب مساوات، ضدانقلاب و تبعیدش به سیبری انجامید.


جاوید که با سرودن اشعار تغزلی به عرصه ادبیات وارد شده بود، در سال 1910 به نمایشنامه نویسی روی آورد. او نویسنده نخستین نمایشنامه منظوم به ترکی آذربایجانی و بانی نمایش منظوم در آذربایجان به شمار می آمد. آثار نمایشی رمانتیک او، که دارای ضعفها و قوّتهایی است، عناصر جدیدی را در نمایش آن سرزمین وارد کرده است. دختر جاوید که آثار پدرش را برای چاپ آماده کرده بود، گفته است که پدرش بیش از بیست نمایشنامه منظوم و منثور نوشته که از آن میان سیزده نمایشنامه غالباً حزن آور یا تراژیک در دست است و بقیه از جمله "الهام ابلیس"، "شهلا"، "تللی ساز"، "آتیلا" و "کوراوغلو" احتمالاً از بین رفته اند. نمایشنامه های منظوم تاریخی جاوید از اوایل سال 1921 به نوشتن نمایشنامه های منظوم تاریخی روی آورد اما در هیچ یک از آنها تاریخ را کورکورانه آرمانی نکرد و برعکس، هنجارهای اخلاقی دنیای کهنه را از آرمانهای جهان بینی امروز متمایز ساخت، و مورد نقد قرار داد، در حالی که در یک منبع رسمی آذربایجان شوروی، بعضی از آثار تاریخی جاوید ضد معاصر و آرمانی کننده حقایق تاریخی قلمداد شده است. چنین دیدگاههایی علاوه بر آنکه مانع انتشار و نمایش آثار جاوید شد، راه محکومیت و زندان وتبعید و مرگ وی را نیز هموار کرد.

جاوید که با سرودن اشعار تغزلی به عرصه ادبیات وارد شده بود، در سال 1910 به نمایشنامه نویسی روی آورد. او نویسنده نخستین نمایشنامه منظوم به ترکی آذربایجانی و بانی نمایش منظوم در آذربایجان به شمار می آمد. آثار نمایشی رمانتیک او، که دارای ضعفها و قوّتهایی است، عناصر جدیدی را در نمایش آن سرزمین وارد کرده است. دختر جاوید که آثار پدرش را برای چاپ آماده کرده بود، گفته است که پدرش بیش از بیست نمایشنامه منظوم و منثور نوشته که از آن میان سیزده نمایشنامه غالباً حزن آور یا تراژیک در دست است و بقیه از جمله "الهام ابلیس"، "شهلا"، "تللی ساز"، "آتیلا" و "کوراوغلو" احتمالاً از بین رفته اند. نمایشنامه های منظوم تاریخی جاوید از اوایل سال 1921 به نوشتن نمایشنامه های منظوم تاریخی روی آورد اما در هیچ یک از آنها تاریخ را کورکورانه آرمانی نکرد و برعکس، هنجارهای اخلاقی دنیای کهنه را از آرمانهای جهان بینی امروز متمایز ساخت، و مورد نقد قرار داد، در حالی که در یک منبع رسمی آذربایجان شوروی، بعضی از آثار تاریخی جاوید ضد معاصر و آرمانی کننده حقایق تاریخی قلمداد شده است. چنین دیدگاههایی علاوه بر آنکه مانع انتشار و نمایش آثار جاوید شد، راه محکومیت و زندان وتبعید و مرگ وی را نیز هموار کرد.


نخستین نمایشنامه های حزن آورِ یا تراژیکِ جاوید، به ترتیب تاریخ نگارش، عبارت اند از: - نمایشنامه "آنا" به معنای مادر، نخستین نمایشنامه منظوم تاریخ تئاتر آذربایجان، که در سال 1910 نوشته و در سال 1913 در تفلیس به چاپ رسیده است. - مارال، نمایشنامه چهار پرده ای منثور که در سال 1912 نوشته و در ساال 1917 در باکو منتشر شده است. - شیخ صنعان - شیدا - اوچوروم(پرتگاه )، نمایشنامه منظوم چهار پرده ای، که در سال 1917 نوشته، در سال 1926 منتشر و در سال 1922 اجرا شده است. این نمایشنامه را که در گرماگرم انقلاب 1917 روسیه نوشته شده، شاهدی بر گرایش جاوید از رمانتیسم به رئالیسم دانسته اند. - ابلیس - آفت، نمایشنامه چهار پرده ای خانوادگی، که در سال 1921 نگارش یافته است. از نظر مضمون و مراعات موازین هنری، آن را نمایشنامه ای ضعیف ارزیابی کرده اند. این نمایشنامه فقط یک یا دو بار به روی صحنه رفته است. آثار بحث برانگیز جاوید عبارت اند از: - پیغمبر - توپال تیمور به معنای تیمورلنگ، نمایشنامه پنج پرده ای منثور، که در سال 1925 نوشته شد و سال بعد انتشار یافت و به اجرا در آمد. - کنیاز - خیام - سیاوش، نمایشنامه حزن آور تاریخی، سروده شده بر اساس شاهنامه، که به مناسبت هزاره فردوسی در سال 1933 انتشار یافت و سال بعد به روی صحنه برده شد. این نمایشنامه آخرین اثر جاوید بود که در زمان حیات او به اجرا در آمد. - انتقام ابلیس، آخرین نمایشنامه منظوم جاوید بود که آن را چند ماه پیش از بازداشت خود نوشت. در این اثر ضدفاشیستی، بعضی از قهرمانان نمایشنامه حزن آور ضدجنگ ابلیس، که هجده سال پیش از آن نوشته شده بود، شرکت دارند. دیگر آثار جاوید سروده ها و مقالات خود را در مطبوعات به چاپ می رساند که در گزیده های آثار و مجموعه آثارش مندرج اند. او منظومه "آذر" را که مشتمل است بر دو هزار مصراع، در فاصله سالهای 1920 تا 1937 سروده، که ناتمام است. یک کتاب درسی نیز به نام "کتاب قرائت ملی"  در سال 1919 با همکاری "عبداللّه شایق" تدوین کرده است.

نخستین نمایشنامه های حزن آورِ یا تراژیکِ جاوید، به ترتیب تاریخ نگارش، عبارت اند از: - نمایشنامه "آنا" به معنای مادر، نخستین نمایشنامه منظوم تاریخ تئاتر آذربایجان، که در سال 1910 نوشته و در سال 1913 در تفلیس به چاپ رسیده است. - مارال، نمایشنامه چهار پرده ای منثور که در سال 1912 نوشته و در ساال 1917 در باکو منتشر شده است. - شیخ صنعان - شیدا - اوچوروم(پرتگاه )، نمایشنامه منظوم چهار پرده ای، که در سال 1917 نوشته، در سال 1926 منتشر و در سال 1922 اجرا شده است. این نمایشنامه را که در گرماگرم انقلاب 1917 روسیه نوشته شده، شاهدی بر گرایش جاوید از رمانتیسم به رئالیسم دانسته اند. - ابلیس - آفت، نمایشنامه چهار پرده ای خانوادگی، که در سال 1921 نگارش یافته است. از نظر مضمون و مراعات موازین هنری، آن را نمایشنامه ای ضعیف ارزیابی کرده اند. این نمایشنامه فقط یک یا دو بار به روی صحنه رفته است. آثار بحث برانگیز جاوید عبارت اند از: - پیغمبر - توپال تیمور به معنای تیمورلنگ، نمایشنامه پنج پرده ای منثور، که در سال 1925 نوشته شد و سال بعد انتشار یافت و به اجرا در آمد. - کنیاز - خیام - سیاوش، نمایشنامه حزن آور تاریخی، سروده شده بر اساس شاهنامه، که به مناسبت هزاره فردوسی در سال 1933 انتشار یافت و سال بعد به روی صحنه برده شد. این نمایشنامه آخرین اثر جاوید بود که در زمان حیات او به اجرا در آمد. - انتقام ابلیس، آخرین نمایشنامه منظوم جاوید بود که آن را چند ماه پیش از بازداشت خود نوشت. در این اثر ضدفاشیستی، بعضی از قهرمانان نمایشنامه حزن آور ضدجنگ ابلیس، که هجده سال پیش از آن نوشته شده بود، شرکت دارند. دیگر آثار جاوید سروده ها و مقالات خود را در مطبوعات به چاپ می رساند که در گزیده های آثار و مجموعه آثارش مندرج اند. او منظومه "آذر" را که مشتمل است بر دو هزار مصراع، در فاصله سالهای 1920 تا 1937 سروده، که ناتمام است. یک کتاب درسی نیز به نام "کتاب قرائت ملی" در سال 1919 با همکاری "عبداللّه شایق" تدوین کرده است.


شیخ صنعان شیخ صنعان، نمایشنامه منظوم که در سال 1914 نوشته شده است. این نمایشنامه ابتدا به صورت پاورقی در روزنامه "ینی اقبال" به چاپ می رسید و سپس در سال 1917 در باکو به چاپ رسید. غزلِ "شیخ صنعان تُربه سی ئونونده" به معنای "در برابر تربت شیخ صنعان" که جاوید به هنگام اقامتش در تفلیس سروده و در مجموعه "بهار شبنملری" درج گردیده، حاکی از آن است که وی از همان اوایل نمایشنامه نویسی خود به افسانه "شیخ صنعان" علاقه مند شده و روایت "منظوم عطار" و روایتی شفاهی از آن را که در تفلیس بر سر زبانها بوده، اساس کار خود قرار داده است. شیدا شیدا، نمایشنامه پنج پرده ای منثور، که بر اساس زندگی کارگران چاپخانه در آستانه انقلاب روسیه نوشته شده است. این نمایشنامه در سال 1917 در باکو چاپ و در سال 1919 در تاشکند و عشق آباد اجرا شد. این نمایشنامه را که در گرماگرم انقلاب 1917 روسیه نوشته شده، شاهدی بر گرایش جاوید از رمانتیسم به رئالیسم دانسته اند. ابلیس ابلیس، نمایشنامه چهار پرده ای منظوم، که در سال 1918 نوشته شد، در سال 1924 منتشر و در سال 1920 اجرا گردید و نخستین نمایشی بود که در آذربایجان شوروی به روی صحنه رفت. "مسلم ماقومایف" خواننده معاصر آذربایجانی، هم بر اساس این اثر، نمایشنامه ای اپرایی ساخته است. پیغمبر پیغمبر، نمایشنامه منظوم چهار پرده ای باعناوین "بعثت"، "دعوت"، "هجرت" و "نصرت"، که در سال 1923 نوشته شد و در همان سال مقدمات اجرایش فراهم آمد، اما از اجرایش جلوگیری کردند. پیغمبر یک سال بعد، اجازه انتشار یافت و بعدها هم تجدید چاپ شد. این نمایشنامه بحث برانگیزترین اثر جاوید بوده و برداشتهای کاملاً متفاوتی از آن شده است. کنیاز کنیاز، نمایشنامه حزن آور منظوم، که در سال 1929 نوشته و سال بعد در باکو اجرا شد. کنیاز را که در باره مبارزات انقلابی و قهرمانش بلشویکی گرجی است، نشانه ای از تحول در بینش جاوید در باب تاریخ و مناسبات زندگی معاصر دانسته، آن را از نظر معاصر بودن موضوعش گامی مهم در خلاقیت جاوید به شمار آورده اند اما در عین حال، از او به سبب اینکه جریان انقلاب را درست نشان نداده و به انقلاب در گرجستان، و نه در آذربایجان، توجه کرده انتقاد کرده اند. خیام خیام، نمایشنامه ای منظوم که بر اساس زندگی و آثار و افکار "عمرخیام نیشابوری" فیلسوف و رباعی سرای ایرانی، در سال 1935 سروده شد. این اثر اگرچه در مسابقه بهترین اثر نمایشی، به مناسبت پانزدهمین سالگرد انقلاب اکتبر، برنده جایزه شد، در دوره حیات جاوید به روی صحنه نیامد. خیام را از نظر ترقی و توسعه جهان بینی و گرایش به واقع گرایی، از برجسته ترین آثار جاوید دانسته اند.

شیخ صنعان شیخ صنعان، نمایشنامه منظوم که در سال 1914 نوشته شده است. این نمایشنامه ابتدا به صورت پاورقی در روزنامه "ینی اقبال" به چاپ می رسید و سپس در سال 1917 در باکو به چاپ رسید. غزلِ "شیخ صنعان تُربه سی ئونونده" به معنای "در برابر تربت شیخ صنعان" که جاوید به هنگام اقامتش در تفلیس سروده و در مجموعه "بهار شبنملری" درج گردیده، حاکی از آن است که وی از همان اوایل نمایشنامه نویسی خود به افسانه "شیخ صنعان" علاقه مند شده و روایت "منظوم عطار" و روایتی شفاهی از آن را که در تفلیس بر سر زبانها بوده، اساس کار خود قرار داده است. شیدا شیدا، نمایشنامه پنج پرده ای منثور، که بر اساس زندگی کارگران چاپخانه در آستانه انقلاب روسیه نوشته شده است. این نمایشنامه در سال 1917 در باکو چاپ و در سال 1919 در تاشکند و عشق آباد اجرا شد. این نمایشنامه را که در گرماگرم انقلاب 1917 روسیه نوشته شده، شاهدی بر گرایش جاوید از رمانتیسم به رئالیسم دانسته اند. ابلیس ابلیس، نمایشنامه چهار پرده ای منظوم، که در سال 1918 نوشته شد، در سال 1924 منتشر و در سال 1920 اجرا گردید و نخستین نمایشی بود که در آذربایجان شوروی به روی صحنه رفت. "مسلم ماقومایف" خواننده معاصر آذربایجانی، هم بر اساس این اثر، نمایشنامه ای اپرایی ساخته است. پیغمبر پیغمبر، نمایشنامه منظوم چهار پرده ای باعناوین "بعثت"، "دعوت"، "هجرت" و "نصرت"، که در سال 1923 نوشته شد و در همان سال مقدمات اجرایش فراهم آمد، اما از اجرایش جلوگیری کردند. پیغمبر یک سال بعد، اجازه انتشار یافت و بعدها هم تجدید چاپ شد. این نمایشنامه بحث برانگیزترین اثر جاوید بوده و برداشتهای کاملاً متفاوتی از آن شده است. کنیاز کنیاز، نمایشنامه حزن آور منظوم، که در سال 1929 نوشته و سال بعد در باکو اجرا شد. کنیاز را که در باره مبارزات انقلابی و قهرمانش بلشویکی گرجی است، نشانه ای از تحول در بینش جاوید در باب تاریخ و مناسبات زندگی معاصر دانسته، آن را از نظر معاصر بودن موضوعش گامی مهم در خلاقیت جاوید به شمار آورده اند اما در عین حال، از او به سبب اینکه جریان انقلاب را درست نشان نداده و به انقلاب در گرجستان، و نه در آذربایجان، توجه کرده انتقاد کرده اند. خیام خیام، نمایشنامه ای منظوم که بر اساس زندگی و آثار و افکار "عمرخیام نیشابوری" فیلسوف و رباعی سرای ایرانی، در سال 1935 سروده شد. این اثر اگرچه در مسابقه بهترین اثر نمایشی، به مناسبت پانزدهمین سالگرد انقلاب اکتبر، برنده جایزه شد، در دوره حیات جاوید به روی صحنه نیامد. خیام را از نظر ترقی و توسعه جهان بینی و گرایش به واقع گرایی، از برجسته ترین آثار جاوید دانسته اند.


بنا به روایتهای مختلف، حسین جاوید در سالهای 1941 یا 1942 یا 1944 در ولایت "ایرکوتسک" درگذشت. بعدها، بنا به تصمیم کمیته مرکزی حزب حاکم، از وی اعاده حیثیت کردند. صدمین سال تولدش را در سال 1982 جشن گرفتند. بقایای جنازه اش را به جمهوری آذربایجان منتقل کردند و در آبان 1361 برابر با نوامبر 1982 در زادگاهش، نخجوان، در باغ جاوید دفن نمودند. نام او را بر چند مؤسسه فرهنگی و خیابان و میدان گذاشتند و آثارش را به صورتهای مختلف و با شمارگان بسیار منتشر کردند. رمان "وقتدن اوجا" به معنای "بلندتر از وقت"، که بر اساس زندگی دردناک جاوید و افراد خانواده اش نوشته شده، چند سال بعد انتشار یافت.

بنا به روایتهای مختلف، حسین جاوید در سالهای 1941 یا 1942 یا 1944 در ولایت "ایرکوتسک" درگذشت. بعدها، بنا به تصمیم کمیته مرکزی حزب حاکم، از وی اعاده حیثیت کردند. صدمین سال تولدش را در سال 1982 جشن گرفتند. بقایای جنازه اش را به جمهوری آذربایجان منتقل کردند و در آبان 1361 برابر با نوامبر 1982 در زادگاهش، نخجوان، در باغ جاوید دفن نمودند. نام او را بر چند مؤسسه فرهنگی و خیابان و میدان گذاشتند و آثارش را به صورتهای مختلف و با شمارگان بسیار منتشر کردند. رمان "وقتدن اوجا" به معنای "بلندتر از وقت"، که بر اساس زندگی دردناک جاوید و افراد خانواده اش نوشته شده، چند سال بعد انتشار یافت.


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۶:۵۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۶:۵۸

حسین جاوید

خلاصه زندگی نامه

 حسین راثی زاده معروف به حسین جاوید، شاعر و نمایشنامه نویس آذربایجانی در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 بوده است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع