ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی در قرن سوم هجری به دنیا آمد. وی به "نوبختی"، "روحی" و گاهی "قمی" نیز شهرت داشت. از تاریخ دقیق ولادت وی اطلاعاتی دردسترس نیست. وی از اصحاب امام حسن عسکری (ع)  بود و پس از شهادت آن حضرت و آغاز دوران غیبت حضرت مهدی (ع) در امر وکالت و نیابت به نایب اول و دوم (عثمان بن سعید و محمد بن عثمان) کمک می کرد. بدین ترتیب که  با کاردانی و هوشیاری کامل با بستگان خود از خاندان "نوبختی" و "بنو فرات" که در رده های بالای حکومت عباسی مسؤولیت و نفوذ داشتند، ارتباط برقرار می کرد و مشکلات شیعیان را بر طرف می ساخت. به طوری که حتی کارگزاران مهم حکومت نیز نمی توانستند از آن مانع شوند. در سال 298 هجری قمری وقتی "علی بن عیسی جرّاح" (وزیر حکومت وقت در بغداد) از حل مشکل یکی از علویان به نام "عقیقی" امتناع ورزید، او به حسین بن روح پناه آورد، وی نیز با ارسال پیامی "علی بن عیسی" را در تنگنا قرار داد تا این مشکل را بر طرف کند و او نیز چنین کرد. با گذشت زمان، او یکی از یاران نزدیک نایب دوم (محمد بن عثمان عمری) شد وبه قدری مورد وثوق واقع شد که تعداد زیادی از شخصیتهای سرشناس دستگاه نیابت زیر نظر او فعالیت می کردند. از سوی دیگر، نایب دوم هر از چند گاهی در فرصتهای مناسب عملاً حسین بن روح را به عنوان نایب امام زمان (ع) بعد از خود، معرفی می کرد و مردم را به او ارجاع می داد. حسین بن روح در سال 305 قمری پس از وفات محمد بن عثمان و توسط خود او به طور رسمی به عنوان نایب امام زمان(عج) معرفی شد. وی پس از آن مدتی در اختفای کامل به وظایف نیابت رسیدگی  می کرد ولی در سال 312هجری قمری به دلیل امتناع از دادن وجوهات شیعیان به دستگاه حکومتی دستگیر و مدت 5 سال از عمر خویش را در زندان "مقتدر" (خلیفه وقت عباسى) سپری کرد. حسین بن روح در سال 326 هجری قمری پس از 21 سال نیابت خاص حضرت مهدی (ع) از دنیا رفت. 
حسین بن روح از خاندان هاى اصیل ایرانی، به نام "آل نوبخت" بود. نوبخت جد اعلای این خاندان به شمار می آید که در عهد منصور خلیفه دوّم عباسی (158 ـ 136هجری قمری) از دین زردتشت پیروی می کرد. سپس با قبول اسلام به دربار خلفای عباسی راه یافت و در راه نشر علوم و تمدّن اسلامی خدمات چشمگیری از خود نشان داد. او در علم نجوم سرآمد ستاره شناسان عصر خود بود.فرزندان و نوادگان نوبخت در عصرهای مختلف از مترجمان چیره دست زبان فارسی به عربی و از ستاره شناسان، راویان، متکلّمان، فیلسوفان، فقیهان و شعرای سرشناس بوده اند و حتّی برخی از آنان به مسئولیت های مهم حکومتی نیز دست یافته اند. از جمله افراد صاحب نام این خاندان می توان به موارد زیر اشاره نمود: ابوسهل بن نوبخت، (ستاره شناس) ابوسهل فضل بن نوبخت (فیلسوف و متکلّم) ابواسحاق بن اسحاق بن ابی سهل (متکلّم و صاحب کتاب "الیاقوت") ابوسهل اسماعیل بن علی (از اصحاب امام هادی و امام عسکری(علیهما السلام)) ابومحمد حسن بن موسی نوبختی (رجال شناس وصاحب کتاب "فرق الشیعه") حسن بن سهل نوبختی (منجم مشهور) ابو عبدالله احمد بن عبدالله نوبختی (شاعر) گرچه خود نوبخت پس از مسلمان شدن به دلیل اینکه همنشین و همراه خلفای عباسی بود به مذهب تسنن بود، اما بعداً همه نوبختیان به مذهب شیعه در آمدند. آنان در اثر قدرت سیاسى، توان اقتصادى و شایستگى‌ هاى علمى، پایگاه اجتماعى مناسبى داشتند که با تکیه بر آن، در پیشبرد تفکر شیعى و حمایت از شیعیان نقش اساسى داشته‏ اند. نقل است حسین بن روح با توجه به این که ایرانی بوده به لهجه اهالی آبه (از روستاهای شهرستان ساوه) صحبت می کرد. طوری که در بعضی منابع از حسین بن روح با لقب آوی (آوه یا آبه) هم یاد شده است. شیخ صدوق (ره) هم حسین بن روح را از اهالی آوه می دانست. 
حسین ‏بن روح پس از انتصاب به نیابت خاص حضرت مهدی مجبور شد در اختفای کامل زندگی کند. در طول دوران اختفاى وى "شلمغانى"، رابط او با مردم بود. ولى "شلمغانى" مدتى بعد به افکار حلولى و غلو گرایش یافت و در نتیجه حسین ‏بن روح او را از مقامش بر کنار کرد.فتنه ابن عزاقر یکی از وقایع مهم در دوره نیابت حسین ‌بن روح فتنه‌ای بود که ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی معروف به ابن‌عَزاقِر برپا کرد. وی از عالمان شیعه در بغداد و از نزدیکان حسین‌بن روح بود و حسین‌ بن روح در اصلاح کتاب فقهی وی، التکلیف، با او مشارکت کرد. مهم‌تر از همه اینکه حسین‌ بن روح در پنج سالی که در میان مردم نبود، شلمغانی را به نیابت خود منصوب کرد، اما وی، با سوءاستفاده از موقعیت خود، ابتدا خود را به جای او باب معرفی کرد و بعدها حتی ادعای نبوت و الوهیت کرد. با آشکار شدن انحراف وی، حسین ‌بن روح که در حبس بود، شیعیان را از ارتباط با او منع کرد و در 312 توقیع امام غایب در لعن او صادر شد، این توقیع در 317 علنی شد. شلمغانی نیز سرانجام در 322 یا 323، به حکم خلیفه به دار آویخته شد. 
محمد بن عثمان آخرین روزهای حیات خویش را در بستر بیماری گذراند و در این ایام حسین بن روح در کنار وی بود. محمد بن عثمان بارها در عیادت های مختلف علمای برجسته شیعه در پاسخ به سوال آنان که می پرسیدند: «اگر از دنیا رفتی چه کسی جانشین تو خواهد شد؟» حسین بن روح را به عنوان  جانشین مورد وثوق خود معرفی می کرد. آخرین روز حیات محمد بن عثمان، حسین بن روح در منزل وی بود. هنگامی که وی از دنیا رفت، خادم محمد بن عثمان به وصیت وی عصا، صندوقچه و کتابی را، که از محمدبن عثمان مانده بود، به حسین بن روح سپرد. حسین بن روح وقتی آنها را دید، گفت: «این عصا از آن مولایم امام عسکری (ع) است.» حسین‌ بن روح بعد از وفات نایب دوم در 304 یا 305، طی تشریفات رسمی در دارالنیابه بغداد مقام نیابت امام غایب را برعهده گرفت. یکشنبه 5 شوال 305 هجری قمری، اولین توقیع از ناحیه مقدس امام عصر(ع) به حسین بن روح عرضه شد. در آن نامه چنین نوشته شده بود: «ما وی (حسین بن روح) را می شناسیم. خداوند تمام خوبیها و خشنودیهای خود را به او بشناساند و با عنایات خود او را خوشحال کند. از نامه او آگاه شدیم و به او در مسئولیتی که به او واگذار کرده ایم، اطمینان داریم. او نزد ما مقامی دارد که سبب خشنودی او است. خداوند احسانش را به او افزونتر کند.» 
نخستین سال نیابت حسین بن روح، مصادف با یازدهمین سال حکومت "مقتدر" عباسی بود و این در حالی بود که "ابو الحسن علی بن فرات" برای دومین بار به وزارت او انتخاب شده بود. آل فرات همانند خاندان نوبختی، شیعه مذهب بودند و در عصر مقتدر، در سه مرحله به وزارت دست یافتند و در مجموع حدود شش سال عهده دار وزارت دستگاه عباسیان شدند و این فرصت خوبی برای نایب سوم شد و او توانست در این برهه بسیار حساس، دستگاه نیابت و سفارت را به نحو احسن اداره کند و شیعیان را در بسیاری از تنگناهای سرنوشت ساز عبور دهد. سازماندهی وکلا حسین بن روح در سازماندهی تشکیلات وکلا، بسیار موفق بود. وی تنها در بغداد دارای 10 وکیل بوده که هرکدام از رجال برجسته زمان خودشان بوده‌اند. زیرا او در زمان محمد بن عثمان (سفیر دوم) خود یکی از وکیلان نزدیک ایشان بوده است، که این قرابت و نزدیکی موجب شد که وکیلان سفیر دوم که پس از رحلت سفیر دوم، همچنان برای وکالت سفیر سوم  ابقا شده بودند، حسین بن روح را در انجام وظائف ‌اش به خوبی یاری نمایند. به همین جهات بود که شیعیان امامیه توانستند حضور مقتدرانه خویش را در پایتخت حکومت عباسی و دیگر مکان‌هایی تحت نفوذ آنان حفظ نماید. مبارزه با مدعیان دورغین نیابت در عصر غیبت صغری، ، افرادی بودند که به دروغ مدعی سفارت و نیابت خاص امام بودند و در اموال متعلق به امام تصرفات یبمورد نموده و در مسائل فقهی و اعتقادی، سخنان گمراه کننده بر زبان می‌راندند. اینجا بود که نواب خاص، با رهنمودهای حضرت مهدی (ع) به مبارزه با آنان برمی‌ خاستند و گاه در طرد و لعن آنان از سمت حضرت توقیع صادر می‌ شد. ابو محمد شریعی، محمد بن نصیر نمیری، احمد ملال کرخی، ابوطاهر محمد بن علی بن بلال، حسین بن منصور حلاّج و شلمغانی از این گروه بودند. ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی معروف به "ابن ابی العزاقر" که از علمای صاحب تالیف بود، به خاطر جاه طلبی و حسادت ادعای نیابت کرد و آرای فاسد دیگری، که حلول و تناسخ را تایید می کرد، بر زبان راند. مدتی بعد، بر دست حسین بن روح نامه ای از امام زمان در لعن وی صادر شد. در پی این واقعه، مردم نزد حسین بن روح آمدند و از تکلیفشان در مقابل کتابهای شلمغانی  که خانه هایشان را پر کرده بود  پرسیدند؟ او پاسخ داد: همان را می گویم که ابومحمد حسن بن علی عسکری(ع) فرموده است. وقتی در باره کتابهای بنی فضال از امام حسن عسکری پرسیدند، حضرت فرمود: آنچه از ما روایت کرده اند، بپذیرید و هر چه از خود گفته اند، ترک کنید. برطرف نمودن شبهات عقیدتی حسین بن روح همچنین کوشید تا غیبت را علاوه بر توجیه براساس حدیث با رویکردی عقلی نیز توجیه نماید. حسین بن روح علاوه بر آنکه در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعی خوبی بهره مند بود، در میان دستگاه خلافت عباسی بخصوص آل فرات نیز از نفوذ و احترام قابل ملاحظه ‌ای برخوردار بود. او توقیعاتی را منتسب به امام زمان ارائه می‌کرد و به پرسش‌های علمای قم پاسخ می ‌داد. تقیه حسین‌ بن روح نیز همچون نائبان پیشین وظیفه مخفی نگه داشتن نام و جای امام زمان را برعهده داشت. مهم‌ ترین صفت وی رازداری بود. به طوری که «ابوسهل نوبختی» درباره او گفته است: «ابوالقاسم، اگر امام را زیر دامن خود پنهان داشته باشد و بدنش را با قیچی قطعه قطعه کنند تا او را نشان دهد، هرگز چنین نخواهد کرد.» او همچنین با وجود این که خلفا را غاصب حکومتی می‌دانست که صاحبان اصلی آن، یعنی ائمه (ع) را با زهر یا شمشیر کشته بودند، سیاست تقیه را دنبال می‌کرد، وی حتی در جلسه مناظره، با پیش گرفتن تقیه در مقابل اهل سنت، توانست خود را از معرض ظن نجات دهد، در این جلسه مناظره یکی از دوستانش با جواب او (وی خود را از پیروان تسنن جلوه داده بود)، خنده‌اش گرفته بود، پنهانی سرزنش کرد، دوستش در جواب گفت: «شنیدن این سخن از نماینده امام تعجب ‌آور است و موجب خنده می‌شود»، حسین بن روح او را تهدید کرد که اگر بار دیگر این سخن را بگوید با او قطع رابطه خواهد کرد. 
حسین بن روح پنج سال از عمر خود را (317 - 312 ق / 929 - 924 م) در زندان مقتدر(خلیفه‏ وقت عباسى)، به سر برد. در مورد دست‏ گیرى او دو علت مطرح شده است: عدم پرداخت اموالى که حکومت از او مطالبه مى‏ کرد همکارى با قرامطه با بررسی اطلاعات موجود در زمنیه علت دستگیری حسین بن روح به تایید علت اول و رد علت دوم اشاره شده است. علاوه بر آن، فرض سومى نیز با تکیه بر قراین مطرح شده است و آن اینکه، غالیان(مدعیان دروغین نیابت) با کمک حکومت موجبات دستگیری حسین ‏بن روح را فراهم کردند. علت اول: عدم پرداخت وجوهات شیعیان به حکومت در طول بیست و پنج سال خلافت "مقتدر"(خلیفه وقت عباسی)، دوازده وزیر انتخاب شدند که بعضى دو یا سه بار به وزارت رسیدند. در این سال‏ ها، مصادره‏ اموال به قدرى رایج بود که "ابوالحسن‏ بن فرات"، که سه بار وزارت مقتدر را به عهده داشت، دیوان مخصوصى براى درآمدهاى مصادره‏ اى ایجاد کرد و پذیرفت که از این اموال، روزانه، مبلغى به خلیفه و مادر و فرزندانش بپردازد. در این زمان، مقام وزارت به کسى داده مى ‏شد که قبول مى ‏کرد نیاز مالى حکومت را برآورد. حسین بن روح قبول نکرد وجوهات شیعیان را به دیوان حکومتی بدهد وبه همین دلیل به دستور "مقتدر" دستگیر شده و 5 سال از عمر خود را در زندان سپری کرد. علت دوم: همکاری با قرامطه ویژگى دیگر دوران خلافت مقتدر خیزش بسیار مشهور و فراگیر قرامطه(فرقه نوظهور آن زمان) است. در مورد اصل و منشأ این فرقه سخنان متضاد بسیارى گفته شده است. آن ‏چه مسلم است این که قرمطیان، در آغاز، دعوت به امامى از خاندان پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم را شعار خود قرار داده بودند که بعدا این شخص محمد بن اسماعیل نواده‏ امام جعفر صادق (ع) معرفى گردید. زمانى که مقتدر به خلافت رسید، "ابوسعید حسن ‏بن بهرام جنابى"، یکى از رهبران قرامطه، در بحرین قیام کرده بود. وى به کمک قبایل "عبدالقیس" و ربیعه شهر الاحسا را تسخیر کرد و حکومت قرامطه را تشکیل داد. ابوسعید در نامه ‏اى به معتضد عباسى، علت قیام خود را بیداد و ظلم خلیفه دانست. بعد از مرگ او در سال 300 قمرى /912 میلادى، "ابوطاهر"، رهبر قرامطه‏ بحرین شد. وى به مقتدر نامه نوشت و در آن، سپاه خود را حزب خدا معرفى کرد. قرامطه‏ بحرین دردسرهاى فراوانى براى عباسیان ایجاد کردند؛ حج را چند بار متروک کرده، حجرالاسود را ربودند. علت دوم دستگیری حسین بن روح را همکاری  در آشوبهای گروه «قرامطه» ذکر کردند. 
حسین بن روح از مقام علمی والایی برخوردار بود. او کتابی در فقه به نام "التادیب " نوشت که علمای آن روز حوزه علمیه قم محتوایش را تایید کرده بودند. فقهای بزرگ شهر قم در آن عصر با تمام علم و فقاهت از وی پیروی می کردند. "علی بن بابویه" (محدث نامدار قم)، برای دیدار با حسین بن روح به بغداد رفت، و پاسخ پرسشهایش را ازحسین بن روح  دریافت می کرد و به قم بازمی گشت. 
از برخی کتب رجالی و تاریخی معتبر استفاده می شود که تعدادی از شخصیتهای سرشناس شیعه در مناطق مختلف به عنوان وکیل، کارگزار و سفیرِ نایب سوم، با دستگاه نیابت همکاری می کردند که اسامی و محل فعالیت برخی از آنان بدین شرح است: 1. ابوسهل بن اسماعیل علی نوبختی، فقیه و متکلم بزرگ در شهرهای بغداد و اهواز 2. علی بن بابویه پدر شیخ صدوق، در شهر قم 3. محمد بن فضل موصلی، در شهر موصل 4. ابو عبدالله حسن بن علی وجناء نصیبی 5. ابو علی محمد بن همام اسکافی، در بغداد 6. قاسم بن علاء، در منطقه ارّان (جمهوری آذربایجان فعلی) 7. ابو جعفر محمد بن علی شلمغانی، در بغداد. وی بعداً دچار لغزش و انحراف شد و از این سمت برکنار گردید. 
ابوعلی بغدادی نقل می‌ کند زنی را در بغداد دیدم که پرسید: «وکیل امام زمان کیست؟ یکی از اهالی قم به وی گفت: «ابوالقاسم حسین بن روح» و به من اشاره کرد که این مرد او را می‌شناسد. به همراه زن خدمت حسین بن روح رسیدیم. زن پرسید: «ای شیخ! چه چیزی نزد من است؟ حسین بن روح گفت: آنچه با تو است به دجله بینداز و آن‌ گاه بازگرد تا بگویم» زن رفت و آنچه با خود آورده بود، به دجله انداخت. سپس نزد حسین بن روح بازگشت. حسین بن روح به کنیزش گفت: «صندوقچه را بیاور» سپس به آن زن گفت: «‌این همان صندوقچه ‌ای است که نزد تو بود و به دجله انداختی؟ اکنون بگویم در آن چیست یا خود می ‌گویی؟ زن گفت: «شما بفرمائید!» حسین بن روح گفت:‌ «یک جفت خلخال طلا و حلقه بزرگی است که گوهری در آن است، همچنین دو حلقه کوچک است که هرکدام یک دانه گوهر است و دو انگشتر فیروزه و یک انگشتر عقیق است.» آنچه در صندوقچه بود، همان بود که حسین بن روح گفته بود. سپس در صندوقچه را باز کرد و آنچه در آن بود به من نشان داد. زن نیز نگاهی به من کرد و گفت: درست همان چیزهایی است که من آورده بودم و به دجله انداختم.» اجازه تشرف به حج از طرف امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف حسین بن روح نوبختی زمانی از محضر حضرت ولی‌عصر(ع) بوسیله نامه اجازه تشرف به حج را خواستار شد، امام در پاسخ او نوشت: « امسال به حجّ مشرف نشو.» حسین بن روح بسیار اندوهگین شد و در خدمت دیگری باز اجازه خواست امام در پاسخ او نوشت:« اگر از رفتن به حج ناگریز هستی، با آخرین قافله حرکت کن و او با آخرین قافله به راه افتاد و بعدها علت این مسئله روشن شد زیرا همه قافله‌ های قبلی با قرامطه روبرو شدند و فقط قافله آخر جان سالم به در برد. در آن سال که به (تناثر کواکب)‌ معروف شد صدها نفر از حجاج در میان عراق و حجاز به دست قرامطه کشته شدند و فقط قافله آخر از قتل و غارت مصون ماند. 
 حسین بن روح در 18 شعبان سال 326 هجری قمری پس از 21 سال نیابت خاص حضرت مهدی (ع) از دنیا رفت. شیعیان عراق، پس از تشییع باشکوه پیکر وی، او را در محله "نوبختیه"، جنب راست ضلع شرقی بازار "عطاران" به خاک سپردند. این مکان به نام محله «رصّافه» در شرق بغداد و در منطقه مرکزی و در میان بازار قرار دارد و به "مقام حسین بن روح" مشهور است. مدفن وی زیارتگاه شیعیان است. انتقال نیابت زمانی که حسین بن روح از دنیا رفت، هنوز سه سال از دوران غیبت صغری باقی مانده بود. لذا ضرورت داشت برای ادامه ریاست دستگاه نیابت، یک فقیه دیگر به جای او منصوب شود. از این رو، حسین بن روح چند روز قبل از رحلت، به دستور امام زمان (عج)، مسؤولیت دستگاه نیابت را به نایب چهارم، علی بن محمد سَمری سپرد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۲:۰۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۲:۰۷

اسناد و مراجع