حسین بشیریه در سال 1332 در همدان متولد شد. وی لیسانس خود را در رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران گرفت و سپس برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت. در سال 1979 در رشته رفتار شناسی سیاسی از دانشگاه اسکس انگلستان فوق لیسانس دریافت کرد و در سال 1982 موفق به اخذ درجه دکترا در رشته تئوری سیاسی از دانشگاه لیورپول گردید. حسين بشيريه يکی از متفکران سياسی سکولار ايران بعد از انقلاب محسوب می شود و نشريه «لوگوس» از وی به عنوان پدر جامعه شناسی سياسی در ايران نام برده است. حسین بشیریه به مدت 24 سال (1983-2007) در دانشگاه تهران علوم سیاسی تدریس می کرد. وی با دانشگاه‌های معتبر دیگری همچون دانشگاه امام صادق(ع) در تهران نیز سال‌های زیادی همکاری علمی داشت.  بشیریه که برای گذراندن یک دوره مطالعاتی عازم آمریکا شده بود؛ بعد از بازگشت به کشور به علت غیبت غیر مجاز اجازه تدریس در دانشگاه تهران را پیدا نکرد لذا دوباره به آمریکا بازگشته و در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه سیراکیوز نیویورک مشغول به تدریس شد.  وی استاد بسیاری از رجال و سیاسیون دوران اصلاحات محسوب می شود. اشخاصی نظیر حجاریان و تاج زاده از مکتب فکری وی سیراب شده و گروهی نیز معتقدند علت اصلی دگردیسی چپ های جوان در اوایل دهه 70 را باید شخص حسین بشیریه شمرد. گرایش تخصصی بشیریه بدین ترتیب است: كارشناسی: تئوریهای انقلاب. كارشناسی ارشد: جامعه شناسی سياسی و دكترای: جامعه شناسی ایران - انديشه سیاسی در ايران.   بشیریه کیست؟  بسیاری وی را سروش دهه 80 می دانند اما تفاوتی که میان وی و سروش قائلند آن است که سروش را استاد حوزه اندیشه فلسفی - دینی اما بشیریه را استاد حوزه فلسفی- اجتماعی می‌دانند. در دهه 70 و با شکل گیری کیان و سلام عبدالکریم سروش از سویی و حسین بشیریه از جانب دیگر خطی را ترسیم کردند که از قبض و بسط شریعت شروع و تا توسعه سیاسی ادامه یافت.  مفاهیم وارداتی از سوی سروش، با اشعاری از مولوی و غزالی رنگ و لعاب می یافت و از سوی بشیریه لیبرالیسم به عنوان مکتبی گریز ناپذیر توصیه می شد. این فرآیند گرچه خروجی هایش بعدها به عنوان پیشنهادات به رئیس جمهور وقت با بایکوت مواجه شد و به استعفاهایی در این مرکز انجامید اما در پروسه انتخابات دوم خرداد وقتی ظهور یافت منجر به تشکیل اصلاح طلبان شد و دولتی در طول هشت سال حاکمیت خود، با بروز عینی و عملی انواع دگردیسی های فکری چپ های جوانی که خود اینک در قامت یک مدیر و یک مسئول درآمده بودند، مواجه شد. در حقیقت می توان گفت، جریان چپ در دوره اول حضور خود در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری با تمام وجود به لیبرالیسم شانه زد و در دوران حاکمیت خود از طرح فتح سنگر به سنگر گرفته تا نظریه فشار از پایین، چانه زنی در بالا، حاکمیت را مورد تعرض های بی شماری قرار داد.  به گونه ای که در تدقیق برخی تلاش های فکری خطوطی همچون تلاش برای تکثر گرایی افسارگسیخته، یگانه انگاری ریشه مشروعیت و مقبولیت، نگرش لیبرالیستی به پدیده مشروعیت، گرایش لیبرالیستی در تبیین ماهیت حکومت دینی، نفی ایدئولوژی درعرصه قانون گذاری و ... را همگام با کارکردهای سیاسی برای رسیدن به دمکراسی منهای روحانیت که در تأملات راهبردی حزب مشارکت با وضوح بیشتری نمود یافت، می توان شاهد بود.  رفتارها و نظرات بسیاری از سران جبهه مشارکت مانند سعید حجاریان را باید در تفکرات حسین بشیریه جستجو کرد. شخصی که اگرچه شاگردانش شروع کننده جریان اصلاحات بودند اما خودش همیشه نقش پشت پرده را ایفا کرده است. بشیریه یکی از عناصر پشت پرده و از نویسندگان برنامه چهارم توسعه است. باور این موضوع شاید به نظر سخت بیاید که در برنامه چهارم توسعه قسمت‌هایی مبنی بر لزوم رابطه با رژیم صهیونیستی گنجانده شده بود. وقتی دکتر بشیریه ترجمه خود از لویاتان اثر مشهور توماس هابز  را منتشر کرد، سعید حجاریان در مقاله‌ای در روزنامه ایران از این کار استاد خود استقبال فراوانی کرد. این اثر مشهور اولین شرح جامع درباره دولت مدرن و ویژگی‌های آن است که مهمترین ویژگی دولت مدرن را " جدایی دین از سیاست " معرفی کرده است. یک سال قبل از انتشار ترجمه این اثر در سال 1379 دکتر بشیریه در جلسه‌ای در دفتر مطالعات و تحقیقات وزارت کشور، اسم تئوری خود را گفت: " ایران راهی جز توسعه سیاسی ندارد و توسعه سیاسی هم معنایی جز دموکراتیزاسیون ندارد." براساس اطلاعات منتشر شده در سایت مرکز بین المللی محققام ویلسون، حسین بشیریه از جمله افرادی است که با هاله اسفندیاری در مرکز مطالعات خاورمیانه این موسسه همکاری داشته است.   حسین بشیریه طی تالیفات و ترجمه‌های متعد خود اندیشمندان غربی و تفکرات آنان مانند یورگن هابرماس را به دانشجویان خود معرفی می‌کند و همواره در تلاش است نشان دهد اگر ایران بخواهد وارد جهان نو شود چاره جز "اصلاحات از بالا" ندارد. بشیریه آنقدر هابرماس را موجه جلوه داده بود که جریان اصلاح طلب و دانشجویان بسیاری با او دیدار کردند و از نزدیک شنونده سخنان کسی شدند که بشیریه در سال 75 با ترجمه کتاب  "نقد در حوزه عمومی"  او را به دانشجویان معرفی کرده بود. در سال 1381 دکتر بشیریه کتاب مهمی با نام "دیباچه‌ای بر جامعه شناسی سیاسی در ایران/ دوره جمهوری اسلامی" منتشر می‌کند که در این کتاب پس از تحلیل طبقاتی و سیاسی دولت جمهوری اسلامی آن را در قالب سه دوره تاریخی تقسیم بندی می‌کند: 1- دولت ایدئولوژیک جامع القوا ( دولت میرحسین موسوی از 60 تا 68) 2- دولت دموکراسی صوری ( دولت هاشمی رفسنجانی از 68 تا 76) 3- دولت شبه دموکراتیک ( دولت خاتمی ) بشیریه مدعی ‏است گسترش مذهب در کنار حکومتداری باعث جلوگیری از پیشرفت حکومت می‌شود و می‌خواهد هر چیزی را جایگزین مذهب کند چرا که هیچ چیز به اندازه دین تاثیر ندارد و حال چه چیز بهتر از مطرح کردن مسئله ایران و ایرانی بودن! حسین بشیریه قرن بیست یکم را قرن گذار قطعی جهان به دموکراسی و ظهور دموکراسی جهانی می‌داند. و در مقاله‌ای تحت عنوان " نقش نخبگان در گذار به دموکراسی" چنین می‌گوید: " تجربه تاریخی نشان می‌دهد که در واقع گذار به دموکراسی صرفا از بالا اتفاق افتاده است یا از طریق تحمیل دموکراسی!! و هرگاه طبقات پایین وارد عرصه سیاست شدند دست کم در آغاز کار نه به سوی دموکراسی بلکه بسوی استقرار نوعی استبداد انقلابی رفته‌اند." در اینجا می‌توان این سئوال را از دکتر بشیریه پرسید که تحمیل دموکراسی همان دموکراسی در عراق و افغانستان است که تحمیل شد؟ آیا دموکراسی مورد نظر ایشان برای ایران هم همین گونه است؟ البته از فردی مانند دکتر حسین بشیریه که سال‌های طولانی در انگلیس و در دانشگاه‌های انگلیس استعمارگر مشغول به تحصیل بوده است و تحت تاثیر اندیشه های انگلیس قرار گرفته است، بیش از این هم نمی‌توان انتظار داشت. چنان چه گفته شد حسین بشیریه طی دو دهه اخیر با تالیف و ترجمه بیش از صد عنوان کتاب و مقاله جایگاهی عمیق و موثر در تغییر اندیشه سیاسی برخی نخبگان مانند حجاریان و جریان به اصطلاح روشنفکری و همچنین ترویج دموکراسی و مفاهیم مدرنیته داشته است. نکته قابل توجه در اینجا آن است که اکثر کتاب‌های بشیریه در کلاس‌های رشته علوم سیاسی توسط شاگردان بشیریه تدریس می‌شود و منابع کنکور کارشناسی ارشد هم از کتب بشیریه می‌باشند و اینگونه اکثر دانشجویان این رشته با این سهل انگاری وزارت علوم و گروه‌های تدوین و معرفی کننده کتب درسی دانشگاه‌ها، با مبانی سکولاریستی، لیبرالی و افکار ضد نظام جمهوری اسلامی آشنا شده و در نهایت افرادی نظیر سعید حجاریان و ... تبدیل شده یا اینکه جبهه‌ای به مانند دوم خرداد را شکل می‌دهند.  
بشیریه طی سالهای 1375 و 1376 در موسسه آموزش عالی باقرالعلوم قم مشغول به تدریس بوده است. مؤسسه‌ ای که زیر نظر آیت‌ الله محمد تقی مصباح یزدی اداره می‌شد و همه به خوبی می‌دانند ایشان مهمترین منتقد اصلاحات سیاسی و فکری در ایران محسوب می شود. حال این سوال مطرح می شود که چطور ممکن است حسین بشیریه که در موسسه صندوق ملی دموکراسی یا NED (یکی از بزرگترین عوامل پشت‌ پرده‌ کودتا بر ضد هوگو چاوز در سال 2003 بوده است) خدمت کرده، سالها قبل در جایی در مقام استادی حضور داشته که زیر نظر مستقیم آیت‌ الله مصباح‌ یزدی اداره می‌ شده؟  در دهه 70 موسسه امام صادق(ع) با هدف واکسیناسیون دانشجویان مومن ازعقاید غربی، ازاساتید غرب‌ دیده دعوت کرد در آنجا به تدریس مشغول شوند، تا دانشجویان دانشگاه امام صادق آب را از سرچشمه بنوشند و در برابر آن واکسینه شوند.  بدین صورت نه فقط دکتر حسین بشیریه بلکه پای سعید حجاریان، چنگیز پهلوان، هوشنگ مهدوی، داوود باوند و... که در سکولار بودن این افراد هیچ جای شکی نیست به مراکز زیر نظر آیت‌ الله مصباح یزدی رسید.  در سال 1373 درس "نظریه‌های جدید در علم سیاست" که توسط دکتر بشیریه برای دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) ارائه و تدریس شده بود توسط همین دانشگاه منتشر گردید. دکتر بشیریه در سال 1375 با ترجمه "نقد در حوزه عمومی" یورگن هابرماس را به دانشجویان ایرانی معرفی کرد.  
تألیفات:The state and revolution in iran. St. Martin’s press, New York, 1984              انقلاب و بسیج سیاسی, انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول 1372دولت عقل: ده گفتار در فلسفه و جامعه شناسی سیا، نشر علوم نوین، 1374جامعه شناسی سیاسی: نقش نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی، نشر نی،چاپ اول 1374تاریخ اندیشه های سیاسی در قرن بیستم، جلد اول: اندیشه های ماركسیستی, نشر نی, چاپ اول 1376جامعه شناسی تجدد, انتشارات نقد و نظر, 1378دولت و جامعه مدنی: گفتمان های جامعه شناسی سیاسی, انتشارات نقد و نظر 1378تاریخ اندیشه های سیاسی در قرن بیستم, جلد دوم: لیبرالیسم و محافظه كاریی, نشر نی, چاپ اول 1378جامعه مدنی و توسعه سیاسی در ایران: گفتارهایی در جامعه شناسی سیاسی, نشر علوم نوین 1378سیری در نظریه های جدید در علوم سیاسی, نشر علوم نوین 1378نظریه های فرهنگ در قرن بیستم, نشر آینده پویان 1379موانع توسعه سیاسی در ایران, نشر گام نو 1380درسهای دموكراسی برای همه, نشر نگاه معاصر 1380آموزش دانش سیاسی, نشر نگاه معاصر 1380دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران: دوره جمهوری اسلامی, نگاه معاصر 1381 ترجمه ها:شرح و نقدی بر فلسفه اجتماعی و سیاسی هگل, نوشته جان پلامناتز, نشر نی, چاپ اول 1367ریشه های اجتماعی دیكتاتوری و دموكراسی, نوشته برینگتون مور, مركز نشر دانشگاهی 1369ریشه های اجتماعی دیكتاتوری و دموكراسی, نوشته برینگتون مور‌,  مركز نشر دانشگاهی 1369نظریه های دولت, نوشته اندرو وینسنت,  نشر نی, چاپ اول 1371یورگن هابرماس: نقد در حوزه عمومی, نوشته رابرت هولاب, نشر نی, چاپ اول 1375هابز, نوشته ریچارد تاك, طرح نو 1376میشل فوكو: فراسوی ساختگرایی و هرمنیوتیك, نوشته دریفوس و رابینو, نشر نی, چاپ اول 1376لویاتان, نوشته توماس هابز, نشر نی 1380جریان های بزرگ در اندیشه غرب, نوشته وان بومر‌, انتشارات باز 1380 
یکی از وبلاگ های خارج کشور آدرس صفحه ای در اینترنت مربوط به «بنیاد ملی برای دمکراسی» (NED) را ارائه کرد که لیست همکاران این بنیاد با اسم و رسم و فعالیت های داخلی و بیرونی شان نیز درج شده بود. حسین بشیریه یکی از این اسامی بود.  این سایت در شرح حال بشیریه نوشته بود: «... او در طی فعالیت پژوهشگرانه خود در NED (بنیاد ملی برای دمکراسی) در زمینه نقش مخالفت های سیاسی در حرکت از «موقعیت های انتقالی» به «انتقال عملی» در مقایسه با انتقال های دمکراتیک موفق یا ناموفق ربع پایانی قرن بیستم، تحقیقات عمیقی را ارائه کرده بود...» به نظر می آید بازگشت سریع السیر وی به آمریکا پس از ناامیدی از حضور در دانشگاههای ایران و القاء تز انقلاب مخملی و براندازی نرم در ذهن دانشجویان (که علنا به عنوان تخصص وی در وب سایت NED آمده است) چندان شگفت انگیز نباشد. لوموند دیپلماتیک در شماره ژوئیه 2007 خود در باره بنیاد ملی برای دموکراسی می نویسد «از سال 1950 به این سو جنگ های «کثیفی» که سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا) براه انداخته، همواره نقل گزارش ها بوده و هنگامی که فاش گردیده گاه در خود ایالات متحده هم رسوائی به بار آورده است. رئیس جمهور، رونالد ریگان، با ایجاد بنیاد ملی برای دمکراسی، واشنگتن را از ابزاری برخوردار ساخته که کمتر از سیا به چشم می خورد و به ویژه کمتر محل بگومگو بوده است. اما هدف همان است: «بی ثبات کردن حکومت هایی که دوست ایالات متحده به شمار نمی آیند از طریق فراهم آوردن پول برای مخالفان...» دربخش دیگری از مقاله فوق به نقل اظهارات آلن واینشتاین (نخستین رئیس بنیاد ملی برای دمکراسی) در روزنامه واشنگتن پست به تاریخ 22  سپتامبر1991 آمده است: «... بیست و پنج سال پیش از این، بخش بزرگی از آنچه را که ما امروز به آن دست می زنیم سازمان مرکزی اطلاعات (سیا) مخفیانه انجام می داد...»    پیشنهاد تاریخی حسین بشیریه  بشیریه در گفتگوی تفصیلی خود با مجله اینترنتی "لوگوس" پس از ارزیابی شرایط قبل و حوادث پس از انتخابات ایران، در نهایت خلاصه کلام خویش را چنین بازگو می کند که: «منتظری با رهبری جنبش سبز می تواند نقش مهمی در بسیج مردم ایفا کند.» وی قبل از بیان پیشنهاد خود نیز ضمن تاکید برآنکه در حرکت های اعتراضی، افراد و دیدگاه های رادیکال، جای میانه روها را می گیرند و در نتیجه اعتراض به یک موضوع مثل انتخابات، مبدل به زیر سوال بردن کلیت ساختار حکومت خواهد شد، تلویحا منتظری را فردی رادیکال معرفی کرده و غایت پیشنهاد خود را نیز به چالش کشیدن اصل نظام و تلاش برای تغییر در ساختار حکومت معرفی می کند. اما پیشنهاد تاریخی حسین بشیریه از آن رو حائزاهمیت بسیاراست که وی دریکی از مهم ترین اثرات مکتوب خویش با عنوان جامعه شناسی سیاسی، که از منابع مهم شناخت اندیشه ی وی نیز محسوب می شود، در وصف علل پیدایی جنبش های فاشیستی به نکته مهمی اشاره دارد: «در وضعیت هایی که فرد از نظر روانشناختی احساس امنیت خود را از دست می دهد و برای جبران امنیت از دست رفته به دامن قدرت پناه می برد، جنبش بسیج توده ای و رهبری و ایدئولوژی فراگیر جاذبه پیدا می کند. جنبش فاشیستی از لحاظ روانشناختی مبتنی بر تیپ شخصیتی اقتدارطلب است که هم سلطه جو و هم اطاعت پذیر است.» با این وصف، ناگفته پیداست که بنا بر نظریات پیشین بشیریه، وی با پیشنهاد خویش به جنبش سبز پیرامون رهبری منتظری و بسیج توده ها، خواسته یا ناخواسته سرانجامی بهتر از تبدیل شدن این جنبش به جنبشی فاشیستی را پیش بینی نمی کند، نکته ای که از اشاره مستقیم به آن ابا دارد اما مرور نظریات گذشته وی حاکی از چنین وضعیتی است و گویا وی شخصیتی بهتر از آیت الله منتظری را در ذهن خود نمی یابد که با شاخصه های اقتدارطلبی و سلطه جویی تقارن حداکثری داشته باشد. اما آنچه که باید بیش از همه مورد دقت قرار گیرد، دقت در کلیت گفتمان واندیشه بشیریه و نسبت آن با پیشنهاد اخیروی است. همان طور که اشاره شد از بشیریه به عنوان تئوری پرداز اصلی اصلاح طلبان پیرامون چگونگی وصول به جامعه مدنی و از همه  مهم تر آرمان لیبرال دموکراسی یاد می شود و نوشتارها و تحلیل های خود و دیگر شاگردانش نیز طی دهه گذشته جز نقد وضعیت موجود و ارائه راهکارهای مختلف جهت نیل به هدف مذکور نبوده است. اما وقتی که سرانجام وی پس از سال ها تلاش در این زمینه، غیرمستقیم غایت و انتهای جنبش سبز را در وصل به فاشیسم جستجو می کند، آیا می توان از دل این تناقض آشکار که میان دموکراسی و فاشیسم خودنمایی می کند، معنایی جز شکست نظری اصلاحات در ایران را برداشت نمود؟! شکستی که اگرچه نحله های نخستین آن را از دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی می شد به نظاره نشست اما گذر زمان نیز به تسریع آن مدد رساند و امروز تلاقی جالبی میان شکست نظری و عملی این گفتمان در ایران بوجود آمده است و سرانجام پدر دموکراسی خواهی در ایران، ناچار به ارائه پیشنهادی به همفکران خویش است که خود در وصف فاشیسم در کتاب جامعه شناسی سیاسی خویش، آن را افراطی، اقتدارطلب، ضد دموکراتیک، ضد لیبرال، ضد سرمایه داری، ضد مدرنیسم و... می داند و معتقد است در آن دموکراسی فاسد و تباه خواهد شد چراکه درونمایه اصلی فاشیسم، همان محافظه کاری سنتی است.  وی در بحبوحه تحرکات اغتشاشگران در این مصاحبه موضوع دور خوردن موسوی، خاتمی و کروبی را نیز پیش‌بینی و تحلیل کرد. بشیریه گفت: معمولاً در تداوم حرکت‌های اعتراضی، افراد و دیدگاه‌های قاطع و رادیکال‌تری جای رهبران محتاط و میانه‌رو را خواهند گرفت. در آن صورت، ایدئولوژی و شعارهای این جنبش نیز به جای اعتراض به نتیجه انتخابات به اعتراض و زیر سؤال بردن کلیت ساختار حکومت بدل خواهد شد.» بشیریه بر همین مبنا اینگونه تحلیل می‌کند: «‌تاکنون موسوی، کروبی و خاتمی این حرکت را با احتیاط رهبری کرده‌اند اما برخی شخصیت‌ها از جمله آیت‌الله منتظری با انتقادهای تندتری عملاً حکومت را فاقد مشروعیت دانسته و شورش علیه آن را موجه اعلام کرده است.» بشیریه که جایگاه ویژه‌ای در بین مخالفان حاکمیت نظام دینی و اپوزیسیون ضد نظام وابسته به غرب دارد در ادامه این مصاحبه ضمن ارائه یک راهکار، به فعالان این جنبش برای توفیق در براندازی توصیه می‌کند: «جنبش فعلی برای تبدیل شدن به یک حرکت تعرضی باید ایدئولوژی یا مرام خود را از گرایش‌های تئوکراتیک نهفته در قانون اساسی فعلی جدا کند و این موضوعی است که رهبران فعلی معترضان (موسوی، خاتمی و کروبی) از آن اکراه دارند». او تصریح می‌کند که بهترین اقدام برای پیروزی جنبش، ایجاد ناآرامی در کشور است، به گونه‌ای که حاکمیت، قدرت کنترل اوضاع را از دست بدهد. همانگونه که پیداست، بشیریه با بیانی تخصصی از مخالفان می‌خواهد از «گرایش‌های تئوکراتیک قانون اساسی» یعنی وجه اسلامی و دینی حاکم بر این قانون عبور کنند و این خود دلیل دیگری بر حاکمیت تفکرات لائیک و سکولار بر این جنبش است. از دیگر سو، حمایت کامل توده‌ای‌ها از آشوب‌طلبان و خوش بینی تام آنها نسبت به این تحرکات شاهد دیگری بر ماهیت لائیکی و سکولاریستی جنبش است. وابستگان نحله فکری حزب توده بارها اعلام کرده‌اند: «‌مبارزان توده‌ای نیز به سهم خود، انبوهی از دانش و تجربه دارند که می‌توانند در خدمت این انقلاب سبز قرار دهند.»   
آبانماه 1382،«دفتر مطالعات سياسی وزارت كشور» به درخواست «عبدالواحد موسوی لاری» (وزير وقت كشور) پروژه ای مطالعاتی را پيرامون «گذار به دموكراسی» تعريف كرد كه اجرای آن طی قراردادی رسمی، از سوی معاون وزير به «حسين بشيريه» سپرده شد. بشيريه به عنوان بازوی پژوهشی "سازمان جاسوسي سيا" در "بنياد اعانه ملی برای دموكراسی" (NED) از ابتدای دهه 1370 به عنوان تئوريسين ماهنامه «اطلاعات سياسي - اقتصادی» و مجله «نقد و نظر» شناخته می شد و در كنار «عبدالكريم سروش» از پدران فكری اصلاح طلبان به شمار می رفت. او در 26 آبان 1382 چكيده سندی رسمی را به «دفتر مطالعات سياسی وزارت كشور» در 8 صفحه ارائه داد كه ابتدا برای بهره برداری محدود «رئيس جمهوری»، «مجلس شورای اسلامي» و «وزارت كشور» تهيه شد. بشيريه در اين سند صراحتا مي نويسد كه «هدف از اين پژوهش يک مطالعه نظری نيست، بلكه عرضه راهبردهای كاربردی، شيوه های عملی و قابل اجرا برای تحقق گذار به يک نظام دموكراتيک است.» وی با اشاره به «ضعف شيوه های اصلاح طلبی» موجود به عنوان يكی از اصلي ترين موانع «گذار» به پيچيدگی اين فرآيند اشاره می كند و مي گويد رژيم جمهوری اسلامی از جنس رژيم های اروپای شرقی نيست كه با مدلهای كلاسيک از پای درآيد. بشيريه مطالعات خود را برای پيشبرد پروژه «فروپاشی» روی امواج 4 گانه بحران (بحران مشروعيت، همبستگی، كارآمدی و سلطه) متمركز ساخت. فرآيند تدوين نقشه عملياتی «گذار به دموكراسی» در وزارت كشور دولت اصلاحات در 4 مرحله زير نظر «حسين بشيريه» و با همكاری 4 پژوهشگر ديگر، از آبانماه 1382 تا آذرماه 1383 به طول انجاميد و فقط در 1 مورد، 25 ميليون تومان هزينه اين دستورالعمل 100 صفحه ای شد. در اين دستورالعمل، بشيريه توصيه كرد كه در صورت شكست اصلاح طلبی، بايد به سوی ايجاد «بحران سلطه» (فلج كردن سيستم عصبي حاكميت) رفت و در همين نقطه، باب نظريه پردازی برای ترورهای سياه را گشود. او با كپی برداری از كتاب «موج سوم دموكراسی» نوشته «ساموئل هانتينگتون»، مي گويد كه اصلاح طلبان براي فروپاشی رژيم غيردموكراتيك و در «فرآيند گذار» بايد به سوی «تشكيل نيروهای نظامی رقيب درون كشور يا در كشورهای همسايه» بروند، «هسته های مقاومت چريكی و شبه نظامی بر ضد رژيم» را پديد آورند، در ميان نيروهای مسلح و ارتش شكاف اندازند، چنددستگی های اجتماعی را به درون نيروهای نظامی نيز گسترش دهند و حتی بخشی از ارتش را به شورش عليه رژيم غيردموكراتيك ترغيب كنند. از اين رو، بازتاب دستورالعمل 2/10 «شورای امنيت ملی آمريكا» در تئوری دموكراتيزاسيون اصلاح طلبان سكولار مشهود است و «هسته های مقاومت چريكی» همان «جوخه های مرگ جامعه مدنی» هستند. اين «نقشه عملياتی» با مجوز «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» در قالب كتابی توسط نشر «نگاه معاصر» روانه بازار كتاب شد!   

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۵:۳۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۵:۳۱

حسین بشیریه

خلاصه زندگی نامه

 حسين بشيريه، جامعه‌ شناس و پژوهشگرعلوم سیاسی و از جمله تاثيرگذارترين افراد بر جريان اصلاحات است. پژوهش‌ های او عمدتاً در حوزه تئوریهای انقلاب، جامعه ‌شناسی سیاسی، جامعه ‌شناسی ایران و اندیشه سیاسی در ایران است. رفتارها و نظرات بسیاری از سران مشارکت را باید در آرا و تفکرات حسین بشیریه جستجو کرد، شخصی که گرچه شاگردانش شروع‌ کننده جریان اصلاح طلبی بودند اما خودش همیشه در پرده و بیشتر نقش یک نظاره‌ گر را ایفا می‌کرد.  

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع