میرزا حسن ‌خان پیرنیا ملقب به "مشیرالملک"، مشهور به "مشیرالدوله"، معروف به "حسن پیرنیا"، در اوایل سال 1251 هجری شمسی برابر با 1291 هجری قمری در "تبریز" به دنیا آمد. در نوجوانی به روسیه رفته علوم نظامی و حقوق را آموخت و به سمت وابسته سفارت ایران در "سن پترزبورگ" منصوب شد. وی در سال 1278 مدرسه سیاسی را در تهران تاسیس کرد که در تربیت رجال سیاسی بعدی نقش مهمی داشت و بعدها تبدیل به دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد. او در جریان انقلاب مشروطه با همکاری برادرش "حسین پیرنیا" در ترجمه و تدوین قانون اساسی مشارکت داشت و تا شهریور سال 1302 مقامات و مسئولیت های متعددی را عهده دار بود و از آن پس به تالیف کتاب و انجام امور فرهنگی پرداخت. میرزا حسن ‌خان مشیرالدوله در مجموع 4 بار رییس‌الوزراء شد و 24 بار به مقام وزارت رسید. او همچنین در دوره‌های دوم تا ششم، نماینده مردم تهران در مجلس شورای ملی بوده و پس از آن به کلی از مشاغل دولتی کناره‌ گیری کرد. مهم ترین کتاب او "تاریخ ایران باستان" در سه جلد و خلاصه آن در یک جلد است که نخستین قدم اساسی در تدوین تاریخ مستند ایران پیش از اسلام به شمار می رود. مشیرالدوله سرانجام در سال 1314 در 63 سالگی در گذشت و او را در "امامزاده صالح" تجریش دفن کردند. 
در شهر نائین‏ زیارتگاهی به نام مصلی‏ است که عارفی صوفی مسلک به نام "میر عبد الوهاب مراد" در آنجا مدفون است. وی جد پدری "میرزا نصراللّه خان نایینی" پدر حسن پیرنیا محسوب می شود. "میرزا نصرالله خان مشیرالدوله پیرنیا" فرزند "آقامحمد نایینی"، پس از طی کردن تحصیلات مقدماتی و کسب پله های ترقی و راهیابی به دربار قاجار، نخستین رییس‌ الوزراء عصر مشروطه و صدر اعظم "مظفرالدین شاه" شده که فرمان مشروطه در زمان صدارت پدرش به امضا رسید. فرزندان نصرالله خان، نام خانوادگی خود را به سبب انتساب نسب "میرزا نصرالله خان به "حاج عبدالوهاب" پیرنایئنی، "پیرنیا" گذاشتند. 
حسن پیرنیا پس از ورود به دربار مظفرالدین شاه در عنفوان جوانی، با دختر "میرزا احمدخان علاءالدوله" از اعضای درجه اول دربار مظفرالدین شاه پیوند زناشویی بست و در دوران حیاتش صاحب 7 فرزند شد. "داود پیرنا" فرزند ارشد "حسن پیرنیا" در سال 1280 ش به دنیا آمد. در دانشگاه سویس حقوق خواند و بعد از آمدن به ایران در دادگستری مشغول به کار شد و چند شغل دیگر از جمله ریاست اداره آمار، اداره کانون وکلا را داشت. در سال 1325 "قوام السلطنه" او را به مدیر کلی بازرسی نخست وزیری و سپس به معاونت اداری خودش منصوب کرد. بعد از سقوط دولت به کارهای آزاد روی آورد و از سال 1325 با اداره رادیو همکاری خود را آغاز کرد. در سن 73 سالگی در تهران در گذشت. 
حسن پیرنیا تحصیلات مقدماتی فارسی و عربی را در خانه و نزد معلم خصوصی فراگرفت و بعد از آن به همراه دو برادرش، "حسین" و "علی" برای ادامه تحصیل راهی "روسیه" شد، تحصیلات نظامی و سپس تحصیلات حقوقی خود را در دانشکده حقوق "مسکو" تمام کرد و بعد از فارغ ‌التحصیلی به سمت وابسته سفارت ایران در "پترزبورگ" منصوب شد. 
در سال 1317 پدر حسن پیرنیا، "میرزا نصرالله‌ خان نایینی" به سمت وزیر امورخارجه منصوب و با فراخواندن حسن، به ریاست اداره بایگانی وزارت خارجه اشتغال یافت. نخستین کار پیرنیا پس از ورود به وزارت خارجه، نوشتن نظامنامه حق ویزا و سایر تصدیقات اتباع ایرانی خارج از کشور بود. او چندی بعد با انتصاب به سمت منشی مخصوص صدراعظم امین‌السلطان به عنوان "مشیرالملک" ملقب شد. 
میرزا حسن ‌خان مشیرالدوله با توجه به تحصیلاتی که در رشته حقوق داشت، به خوبی به اهمیت قانون و نقشی که در پیشرفت جامعه و ملت داشته، واقف بود. به این منظور چندی بعد با حمایت "مظفرالدین ‌شاه"، مدرسه "وزارتخانه" یا همان مدرسه "علوم سیاسی تهران" را تاسیس کرد تا ضمن کادرسازی برای وزارت خارجه، موقعیتی فراهم شود که مردم ایران را به قانوندانی و حق و حدگذاری وادار کند. لازم به ذکر است، پیرنیا خود در این مدرسه حقوق بین‌الملل درس می ‌داد. پیرنیا در سفر دوم "مظفرالدین شاه" به اروپا در سال 1320 قمری، به عنوان مترجم با شاه همراه شد و پس از بازگشت از سفر به سمت سفیر ایران در پترزبورگ منصوب شد، این ماموریت سه سال به طول انجامید. 
پیرنیا در بحبوحه انقلاب مشروطیت در ایران روش میانه‌ روی در سیاست را انتخاب کرد و پس از صدور فرمان تأسیس عدالتخانه، در کمیسیونی که برای تهیه نظامنامه عدالتخانه دایر شد عضویت داشت. همچنین پس از صدور فرمان مشروطیت که برای تهیه نظامنامه انتخابات و قانون اساسی هیاتی تشکیل شده، پیرنیا به اتفاق برادرش "حسین موتمن ‌الملک" کمک بسیاری در راه نگارش قانون اساسی جدید ایران کردند، وی هم چنین مسئولیت ترجمه قوانین ملل دیگر را بر عهده گرفت. 
پس از مرگ "مظفرالدین‌ شاه"، حسن پیرنیا مامور شد تا به منظور اعلام خبر تاجگذاری "محمدعلی شاه"، به پترزبورگ، پاریس و لندن سفر کند. او بعد از بازگشت به ایران به لقب "مشیرالدوله" که از القاب پدرش بود، ملقب شد و در کابینه "مشیرالسلطنه" به وزارت عدلیه رسید و در کابینه "ناصرالملک" وزارت امور خارجه را برعهده گرفت. در سال 1907 میلادی که موعد اعلام قرارداد روس و انگلیس بود، پیرنیا طی نامه ‌ای جوابی منطقی به سفارت روس و انگلیس داد که موجب رضایت عمومی آزادی خواهان و روشنفکران ایران شد. پیرنیا و استبداد صغیر در دوره استبداد صغیر، پیرنیا در دولت‌های "مشیرالسلطنه" و "ناصرالملک"، وزارت "معارف" و "عدلیه" را برعهده داشت و از جانب "محمدعلی شاه" مأمور اصلاح عدلیه و تنظیم قانونی امور آن شد و در "دارالشورای کبرای دولتی" یا "شورای مملکتی" که به دستور شاه برپا شده بود، عضویت یافت. حضور پیرنیا در دستگاه دولت به هنگام استبداد صغیر با انتقادات جدی همراه بود، اما این اقدام را به منزله بی‌اعتقادی وی به نظام مشروطه ندانستند. پس از فتح تهران، پیرنیا به نمایندگی از "استرآباد" به مجلس راه یافت، ولی به دلیل پذیرش مسئولیت وزارت عدلیه در کابینه سپهدار از نمایندگی استعفا کرد و در کابینه بعدی وی نیز به وزارت تجارت رسید.   اقدامات پیرنیا در وزارتخانه عدلیه و معارف پیرنیا در دوران وزارت عدلیه سه طرح قانونی برای اصلاح عدلیه به مجلس ارائه داد که با وجود مخالفت‌های اولیه، با مساعدت بعدی "سید حسن مدرس" و امام جمعه خویی به تصویب کمیسیون عدلیه مجلس رسید. پیرنیا هم چنین در کابینه "صمصام‌السلطنه" وزارت عدلیه و معارف را پذیرفت و در ایام فترت بین مجلس دوم و سوم در کابینه "علاءالسلطنه" مدت کوتاهی وزارت معارف را برعهده گرفت، اما در خردادماه 1292 هجری شمسی در اعتراض به اعطای امتیاز راه آهن خرمشهرـ خرم‌آباد به انگلیس از وزارت استعفا کرد. پیرنیا هم چنین در اتخاذ سیاست بیطرفی ایران در جنگ جهانی اول نیز نقش داشت. پس از "علاءالسلطنه"، "مستوفی ‌الممالک" به نخست ‌وزیری رسید. 
"مستوفی ‌الممالک" که استعفا داد، مشیرالدوله نماینده مردم تهران در مجلس سوم بود و "احمدشاه قاجار" پس از نظرخواهی از مجلس او را مأمور تشکیل کابینه کرد. مشیرالدوله هنگام معرفی وزراء و ارائه رئوس برنامه دولتش در عرصه سیاست خارجی و داخلی، مهم ‌ترین برنامه‌های خود را حفظ بی ‌طرفی، اصلاح دوایر دولتی و پرداخت حقوق معوقه ژاندارمری و نظمیه اعلام کرد. او در نخستین گام با لغو قانون 23 جوزا که مؤید حاکمیت مطلق بلژیکی‌ها بر خزانه ‌داری کل ایران بود، اسباب ناخشنودی روس و انگلیس را فراهم آورد و در عین حال پشتیبانی همه گروه‌های سیاسی، حتی گروه‌ها و روزنامه‌ های تندروی آن زمان را به دست آورد. جریان استعفاء از کابینه اول مشیرالدوله که همزمان اداره وزارت جنگ را هم برعهده داشت، با مهلت خواستن از روس و انگلیس برای پرداخت بدهی‌های ایران، کوشید تا از این طریق قشونی منظم ایجاد کند، اما با مخالفت روس و انگلیس تلاش او بی ‌نتیجه ماند. او که از آغاز فعالیت دولتش خواستار خروج نیروهای بیگانه از کشور شده بود، در همین دوران با تقاضای انگلیس مبنی بر برکناری افسران سوئدی، برکناری "مخبرالسلطنه" از حکومت فارس، جلوگیری از فعالیت جاسوسان آلمانی و پذیرش حضور نیروهای روسیه در خاک ایران مخالفت کرد. اما نیروهای روسیه به بهانه پیشروی قوای عثمانی، از قزوین به سوی تهران حرکت کردند و مجلس نیز با پیرنیا همراه نشد و سفرای روس و انگلیس به اتفاق خواهان برکناری وی شدند و در نتیجه، مشیرالدوله در 30 جمادی‌الاول 1333 برابر با 25 فروردین 1294 هجری شمسی بعد از حدود 40 روز استعفا کرد. پس از سقوط کابینه "عین‌الدوله" در شهریور سال 1394، مجلس پیشنهاد کرد تا مشیرالدوله دوباره ریاست کابینه را برعهده گیرد. او عضویت "مستوفی ‌الممالک" در کابینه را شرط قبول نخست ‌وزیری اعلام کرد، اما وقتی "مستوفی" عضویت در کابینه را قبول نکرد، پیرنیا نیز رییس ‌الوزرایی را نپذیرفت. دوره دوم تصدی رئیس الوزرایی با برگزاری انتخابات مجلس چهارم مشیرالدوله به نمایندگی از مردم تهران به مجلس رفت، اما پیش از افتتاح مجلس برای دومین بار به ریاست کابینه رسید و از نمایندگی استعفا کرد. از رویدادهای این دوران، پیامدهای قرارداد 1919 بود. پیرنیا اجرای این قرارداد را تا زمان تصویب و اعلام نظر مجلس ممنوع اعلام کرد. مهمترین مشکلات زمامداری دوره دوم نخست وزیری مشیرالدوله در دوران زمامداری دوره دوم نخست وزیری، با مشکلات بزرگ دیگری هم مواجه بود که از جمله مهمترین آنها می توان به قیام "میرزا کوچک خان جنگلی" در "گیلان" و قیام "شیخ محمد خیابانی" در "تبریز" اشاره نمود. تلاش مشیرالدوله برای پایان بخشیدن مسالمت‌آمیز برای قیام خیابانی سودی نداشت و سرانجام با اعزام "مخبرالسلطنه" به حکمرانی تبریز و کشته شدن "خیابانی" ماجرا خاتمه یافت.  پیرنیا هم چنین در تلاش برای خاتمه دادن مسالمت‌آمیز به قیام جنگل نیز هیات‌هایی نزد "میرزا کوچک‌ خان" فرستاد، و از سوی دیگر هیاتی را با اختیارات تامه روانه "مسکو" کرد، و تقریباً همزمان با آن نیروهای قزاق و ژاندارم را برای پایان دادنِ قیام به مازندران و گیلان فرستاد. عملیات این نیرو‌ها در آغاز موفق بود، اما عقب ‌نشینی نیروهای انگلیسی به قزوین و حمایت نیروهای شوروی از جنگلی ‌ها موجب شکست نیروهای دولتی و عقب ‌نشینی آنان به "آق بابا" شد. این عقب‌ نشینی سرآغازی دوباره بود برای فشارهای دولت انگلیس تا خواهان برکناری "استاروسلسکی" از فرماندهی لشکر قزاق و ریاست افسران انگلیسی بر نیروهای قزاق شود که در قرارداد 1919 نیز راه‌های آن را اندیشیده بودند. استعفاء از دوره دوم رئیس الوزرایی در پی مخالفت مشیرالدوله با این درخواست‌ ها، انگلیس از پرداخت مساعده‌ای که ماهیانه به ایران می ‌پرداخت خودداری کرد. مخالفت‌های برخاسته از کشته شدن "خیابانی" و "شیخ حسین چاکوتاهی" نیز بر مشکلات دولت افزود و به استعفاء مشیرالدوله انجامید. دوره سوم تصدی رئیس الوزرایی در پی استعفاء دوره دوم نخست وزیری پیرنیا، روی کار آمدن سپهدار و برکناری "استاروسلسکی"، زمینه‌های لازم برای کودتای 1299 فراهم شد. هرچند پس از کودتا مشیرالدوله مانند سایرین دستگیر نشد، اما در مدت حاکمیت "سید ضیاءالدین طباطبایی" خانه ‌نشین بود. وی از طرفی در دوران حکومت "قوام" و قیام "کلنل محمد تقی‌ خان پسیان"، سعی در حل مسالمت ‌آمیز مساله داشت و "کلنل" نیز داوری مشیرالدوله را درباره خود پذیرفته بود. پس از "قوام"، با اعلام تمایل مجلس، مشیرالدوله در بهمن 1300 برای سومین بار رییس کابینه شد. نخستین بحران کابینه پیرنیا کودتای "ابوالقاسم لاهوتی" در "تبریز" بود که در اعتراض به ادغام ژاندارمری و نیروی قزاق آغاز و سرانجام با اعزام نیروی قزاق به فرماندهی کحبیب ‌الله ‌خان شیبانی" و فرار "لاهوتی" به "شوروی"، در اواخر بهمن سال 1300 خاتمه یافت.   جریان استعفاء از دوره سوم نخست وزیری مشیرالدوله در دوران سوم تصدی رئیس الوزرایی، برای جلوگیری از خشونت‌های حکومت نظامی و تندروی‌های مطبوعات، لایحه اصلاح قانون مطبوعات و تشکیل هیات ‌منصفه را به مجلس ارائه داد که پس از گفت ‌وگوهای فراوان در 10 آبان 1301 به تصویب رسید. ارائه این لایحه از سوی دولت، واکنش مدیران جراید را درباره شیوه‌های اجرایی آن برانگیخت و آن را اقدامی برای تحدید آزادی ‌ها دانستند. اما با وجود تشکیل کمیسیون پیشنهادی مشیرالدوله مبنی بر نظارت بر اعمال سردار سپه، همچنان تندروی‌ های او ادامه داشت. به علاوه، به تحریک او یا با فعالیت اتحادیه‌های کارگری با گرایش‌های مارکسیستی اعتصاباتی صورت گرفت که سستی کار دولت و قوت سردار سپه را موجب شد و سرانجام درج نامه یک کارگر قورخانه در روزنامه "حقیقت" بهانه لازم را به "سردار سپه" داد تا با پیغامی توهین‌ آمیز به مشیرالدوله خواهان توقیف روزنامه "حقیقت" شود و مشیرالدوله پس از مخالفت با آن استعفا کرد. پوزش بعدی "سردار سپه" نیز سودی نداشت و حتی با اعلام تمایل دوباره مجلس، پیرنیا حاضر به ادامه کار نشد. دوره چهارم تصدی رئیس الوزاریی در آستانه انتخابات مجلس پنجم، مشیرالدوله که ریاست "انجمن نظارت بر انتخابات" را به عهده داشت، با اعلام تمایل مجلس برای چهارمین بار ریاست وزرا را پذیرفت و در آخرین نشست مجلس چهارم در خردادماه 1302، کابینه خود را معرفی کرد، اما این کابینه که به "دولت محلل" شهرت یافت در برابر زیاده ‌خواهی "سردار سپه" و تلاش او برای رسیدن به رئیس‌ الوزرایی دوام نیاورد و پیرنیا در اعتراض به دستگیری و تبعید "قوام‌السلطنه" توسط سردار سپه در آبان ماه همان سال از قدرت کناره گرفت. 
پیرنیا در مجلس پنجم، به نمایندگی از مردم تهران انتخاب شد و در ماجرای استعفا و قهر "سردار سپه" در 18 فروردین سال 1303 عضو هیاتی بود که برای دلجویی از او به رودهن رفتند. پیرنیا هم چنین به هنگام خلع قاجاریه از رفتن به مجلس خودداری کرد و پس از آن نیز در مجلس حاضر نشد. در انتخابات مجلس ششم نیز ریاست انجمن مرکزی نظارت بر انتخابات را برعهده داشت و با توجه به اینکه به نمایندگی هم برگزیده شد، مانند دوره هفتم، نمایندگی را نپذیرفت. عضویت در کمیسیون معارف و ریاست کمیسیون اصلاح عدلیه در سال 1306، واپسین مشاغل دولتی او بود و پس از آن حتی از پذیرفتن ریاست دیوان تمیز (دیوان عالی کشور) خودداری کرد. 
پیرنیا، در 10 سال آخر عمر، اغلب به کارهای فرهنگی و علمی پرداخته و از جمله مشغول تالیف کتاب سه جلدی "تاریخ ایران باستان" شد. از دیگر آثار او نیز می ‌توان به کتاب‌های "حقوق بین‌الملل"، "خطوط برجسته داستان‌های ایران قدیم"، "دستورالعمل اصول" و "محاکمات جزایی و قوانین موقتی محاکمات حقوق" اشاره کرد. هرچند مشیرالدوله تا پایان عمر خانه ‌نشین بود، اما همچنان حساسیت خود را نسبت به مسائل مهم روز حفظ کرد و از جمله در مسائلی همچون قرارداد نفت در سال 1933 به بیان مخالفت‌های خود پرداخت. 
حسن پیرنیا سرانجام در 29 آبان سال 1314 شمسی بعد از 2 سال بیماری سخت، در 63 سالگی در خانه شخصی خود در خیابان "منوچهری" واقع در "تهران" درگذشت و در آرامگاه خانوادگی در "امامزاده صالح" تجریش به خاک سپرده شد. 
آن‌ چه از مشیرالدوله پیرنیا به یادگار مانده، علاوه بر میراث فکری او و اسناد و لوازمی که نزد خانواده‌اش محفوظ است، خانه بسیار مجللی در خیابان لاله ‌زار نو، کوچه پیرنیاست که در وانفسای تخریب آثار تاریخی تهران، به نام "عمارت مشیرالدوله" یا "عمارت پیرنیا" در زمره آثار ملی به ثبت رسیده و به شکل کما بیش قابل قبولی مرمت و حفاظت شده است. خانه پدر او "میرزا نصرالله خان نائینی" در همسایگی همین خانه قرار دارد اما به رغم قدمت و نفاست بیش‌تر، نه تنها به ثبت ملی نرسیده، بلکه به سرعت رو به نابودی رفته . این خانه نفیس هم چنین از سوی یک نهاد دولتی و با مجوز شهرداری تهران به مزایده گذاشته شد تا در جایش یک مجتمع تجاری و اداری ساخته شود؛ مجتمعی که نه تنها یکی از واپسین یادگارهای مشروطه‌ خواهان در تهران را از میان می ‌برد، بلکه حریم قانونی خانه میرزاحسن مشیرالدوله به عنوان یک اثر ملی را در هم می ‌شکند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۲:۱۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۲:۲۲

حسن پیرنیا

خلاصه زندگی نامه

 میرزا حسن ‌خان پیرنیا ملقب به مشیرالملک، مشهور به مشیرالدوله و معروف به حسن پیرنیا، حقوقدان، تاریخ نگار و از سیاستمداران عصر قاجار که در ترجمه و تدوین قانون اساسی در جریان انقلاب مشروطه مشارکت داشت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع