حسن ماسالی در تاریخ 20 بهمن سال 1314 در "روستای ماسال" از توابع "استان گیلان" متولد شد. قسمتی از تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش و همچنین "دبستان بیستون" شهر رشت گذراند. پس از آن عازم تهران شده و بخش دیگری از تحصیلات مقدماتی اش را در "دبستان طهوری" و دوران دبیرستان را در مدارس "شاه رضا" و "ادیب" طی کرد. پس از گرفتن دیپلم در اواخر سال 1337 برای ادامه تحصیل به آلمان غربی سفر کرده و در "دانشگاه  توبینگن" در رشته پزشکی ثبت نام کرد؛ اقامت در آلمان، شروعی برای اوج گیری او در فعالیت های سیاسی بود؛ او در شکل گیری کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایران نقش داشت و همچنین در تشکیلات مختلفی از جمله "حزب سبزهای ایران"، "جبهه ملی ایران"، "نهضت مقاومت ایران" و... فعالیت داشت. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از مخالفین جمهوری اسلامی دخالت های آشکاری را در راستای برهم زدن آرامش و امنیت در کشور انجام داده که مهمترین آن برگزاری "کنفرانس پر تنش برلین" در سال 1379 بوده است. برخی از شواهد نشان می دهد که وی از ابتدای تأسیس "رادیو آزادی ایران" (وابسته به سیا) از طرف سازمان سیا از وی جهت همفکری و ارائه نظر به آمریکا دعوت شده است. 
نخستین آشنایی حسن ماسالی با مسائل سیاسی به روزهای حکومت دکتر محمد مصدق بر می گردد. زمانی که وی پس از ملی شدن صنعت نفت به دکتر مصدق و فعالیت های او علاقمند شد و درحمایت از اقدامات او در تظاهرات مختلفی در تهران شرکت کرد. پس از شکست کودتای 25 مرداد دربار علیه مصدق، تظاهرات های مختلفی در تهران شکل گرفت، ماسالی همراه با دیگر مردم در تظاهرات "میدان بهارستان" در 26 مرداد 1332  شرکت کرد. او پس از کودتای 28 مرداد 1332  به طرفداری از مصدق و در مخالفت با حکومت کودتا بطور علنی و مخفی اعلامیه های "نهضت مقاومت ملی" را پخش می کرد. 
ماسالی پس از گرفتن دیپلم در اواخر سال 1337 برای ادامه تحصیل به آلمان غربی سفر کرده و در سال 1960 در "دانشگاه  توبینگن" در رشته پزشکی ثبت نام کرد. او پس از حضور در آلمان و ارتباط با دانشجویان ایرانی مقیم آن کشور با "حزب دمکراتیک مردم ایران" و "جامعه سوسیالیست ها" در حمایت از مصدق ارتباط برقرار کرد و یک سال بعد با همکاری برخی از مبارزین طرفدار مصدق سازمان های "جبهه ملی ایران" در اروپا را تاسیس کردند. همزمان، ماسالی در شکل گیری انجمن های دانشجویی در آلمان فدرال و سایر کشورها نقش فعالی ایفا کرد و در همین ارتباط، "فدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی" در آلمان فدرال و برلین غربی شکل گرفت و سپس "کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایران" در اروپا تشکیل شد. در کنگره این تشکیلات که به "کنگره  دوسلدورف (آلمان)" معروف شد، ماسالی به اتفاق "زرین کفش" و "کاظمی" به عنوان دبیر فدراسیون محصلین و دانشجویان ایران در آلمان فدرال و برلین غربی  انتخاب شد و در پی سازماندهی آن بر آمدند. او تا سال 1970 در کادر رهبری این سازمان فعالیت می کرد. 
در سال 1970 ماسالی و عده ای از هم فکرانش با الهام از "جبهه آزادی بخش الجزایر" و انقلابیون ویتنام و کوبا، "جبهه ملی ایران در خاورمیانه" و "گروه اتحاد کمونیستی" که بعداً به نام "سازمان وحدت کمونیستی" شهرت یافت را به وجود آوردند. این عده  فعالیت های خود را در بیروت، عراق، کویت، افغانستان، یمن جنوبی و ظفار متمرکز ساختند و با ایجاد پایگاه مخفی برای ارتباط گیری با انقلابیون داخل کشور و همچنین ایجاد همبستگی با انقلابیون خاورمیانه (بطور اخص با انقلابیون فلسطین و ظفار) به مبارزات خود ادامه دادند. فعالیت های رسانه ای حسن ماسالی و دیگر هم فکرانش در خاورمیانه نشریه "باختر امروز" ( دوره چهارم) را به زبان فارسی و "ایران الثوره" را به زبان عربی و همچنین مجله "عصر عمل" را انتشار دادند و تعدادی کتاب و جزوات تئوریک و سیاسی انتشار دادند که از طریق هواداران تشکیلات در نقاط مختلف اروپا و آمریکا بفروش می رسید. این سازمان با گروه های انقلابی گوناگونی که در ایران مخفیانه فعالیت می کردند، ارتباط برقرار کرده و همکاری می کردند. به طور اخص از هنگام تاسیس "چریک های فدائی خلق" و "سازمان مجاهدین خلق ایران"، با آنان ارتباط داشتند و همکاری می کردند. آنها فرستنده رادیوئی مخصوصی به نام "رادیو میهن پرستان" را در خاورمیانه سازماندهی کردند که مدت ها به وسیله سازمان های "جبهه ملی ایران" در خاورمیانه، "چریک های فدائی خلق ایران" و "سازمان مجاهدین خلق ایران" به طور مشترک اداره می شد. 
حضور ماسالی در عراق و فعالیت های مبارزاتی اش در "گروه وحدت کمونیستی" هم زمان با کودتای "معمر قذافی" در لیبی در سال 1969 بود، ماسالی از این فرصت به دست آمده استفاده کرد و ارتباطاتی را با او برقرار کرد، هدف عمده ماسالی از این ارتباط به دست آوردن امکانات و تامین مالی گروه کمونیستی اش بود. این جریان که هم زمان با "قرارداد الجزایر" و سازش شاه و "صدام حسین" رخ داده بود، باعث نگرانی قذافی شده بود و با دعوت از ماسالی به لیبی همکاری خود را با گروه وحدت کمونیستی اعلام کرد، زیرا این گروه با نفوذ دو قدرت شرق و غرب یعنی "شوروی" و "آمریکا" در خاورمیانه مخالف بود و طیف فعالیت آنها نیز در همین راستا بود که با دیدگاه های قذافی هم خوانی داشت و به همین منظور قذافی امکانات مالی، نظامی و... را برای پیشبرد اهداف مبارزاتی ماسالی در اختیارشان گذاشت و آنها به مدت سه سال از این امکانات استفاده بردند. 
حسن ماسالی پس از آشنایی با "مسعود احمدزاده هروی" از بنیان گذاران "سازمان چریک های فدایی"، همزمان با بر گزاری جشن های دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی تصمیم به ورود به ایران از طریق مرز افغانستان را می گیرد تا به گروه "مسعود احمد زاده" و "امیر مسعود پویان" بپیوندد و در مبارزات مسلحانه با آنها همکاری نماید. اما درگیری مسلحانه این گروه با پاسگاه سیاهکل در تاریخ 19 بهمن 1349 معروف به "واقعه سیاهکل" منجر به دستگیری اعضای اصلی این سازمان یعنی "پویان" و "احمد زاده" گردید و برنامه ورود حسن ماسالی به داخل کشور ملغی گردید. 
ماسالی در سال 1352  در ادامه مبارزات خود بر ضد شاه توسط "محمد حرمتی پور" ارتباطاتی را با بقایای "سازمان چریک های فدائی خلق" به رهبری "حمید اشرف" برقرار کرد. این ارتباط به منظورهمکاری عملی، مباحث تئوریک – سیاسی و مخفیانه از طریق میکروفیلم انجام گرفت و این اقدام با نام "پروسه تجانس" بین دو گروه "اتحاد کمونیستی" و "سازمان چریک های فدائی خلق ایران" پایه گذاری شد. در این ارتباط، در سال 1353 "منوچهر حامدی" که در کادر رهبری "گروه اتحاد کمونیستی" و "جبهه ملی ایران" در خاورمیانه قرار داشت، مخفیانه وارد ایران شد تا  این پروسه در ابعاد مختلف تسریع گردد. در سال 1355، چندین خانه تیمی "سازمان چریک های فدائی خلق" توسط ساواک شناسائی و "منوچهر حامدی"، به اتفاق چند نفر از کادرهای مبارز سازمان در درگیری مسلحانه کشته شدند. پس از این ماجرا تبادل نظر تئوریک - سیاسی و همکاری های عملی بین این دو گروه، چند سال ادامه داشت اما، برخی اختلاف نظرها درباره "استالینیسم"، "مائوئیسم" و همچنین مناسبات ضد دمکراتیک درون تشکیلات چریک های فدائی خلق که منجر به ترور و تسویه فیزیکی چند نفر از کادرهای مبارز آن سازمان شده بود این برنامه را دچار اخلال کرد و نهایتا پروسه در سال 1356 متوقف گردید. 
حسن ماسالی در تیر ماه 1357، در زمان نخست وزیری "جمشید آموزگار"، از طرف "گروه اتحاد کمونیستی" مخفیانه وارد ایران شد تا تشکیلات مستقل "سازمان وحدت کمونیستی" را در ایران سازماندهی کند تا گروه به مبارزات خود علیه رژیم شاه ادامه دهد. اما در این پروژه نیز ناکام ماند و اقدام موثری را بر علیه رژیم شاهنشاهی به انجام نرساند. 
پس از فروپاشی رژیم شاه در بهمن 1357 و پیروزی انقلاب اسلامی، حسن ماسالی به دلیل برخی فعالیت هایش بر علیه شاه از طرف مردم "تالش"، نامزد نمایندگی در مجلس شورای ملی در سال 1358 شد؛ اما به علت انتقاداتی که هنگام مبارزات انتخاباتی برعلیه جمهوری اسلامی انجام داد، موفق به شرکت در انتخابات نشد و مدتی دستگیر اما به قید ضمانت آزاد شد. وی که هدف مبارزاتی خود را استقرار حزبی دمکرات در ایران قرارداده بود، پس از انقلاب اسلامی نیز با حکومت اسلامی به مخالفت پرداخت و از طرق مختلفی اقدام به خرابکاری های سیاسی و امنیتی در کشور کرد. 
حسن ماسالی پس از مخالفت های مختلف با انقلاب نوپای اسلامی، پس از درگیری های روی داده در کردستان که توسط دمکرات ها و کومله ها در این منطقه صورت گرفته بود در تهران و گیلان با تشکیل گروهی به نام "حزب دموکرات ملی" با برپایی تظاهرات و نوشتن مقاله، از "حزب دمکرات" و "کومله های کردستان" حمایت کرد. بعدها با کمک "عبدالرحمان وثوق" (معروف به قاسملو، دبیر کل حزب دمکرات کردستان) به صورت مخفیانه خود را به منطقه تحت کنترل مبارزین کرد، در منطقه "پیرانشهر" و "سردشت " رساند و با سازماندهی یک گروه از مخالفین گیلان و مازندران، در مدت سه سال به مبارزه و مخالف با جمهوری اسلامی اقدام پرداخت. 
تیر ماه سال 1360، "مسعود رجوی" با دعوت از گروه های مخالف و چپ، گروهی را تحت نام "شورای ملی مقاوت ایران" تشکیل داد. هدف این گروه نیز مبارزات مسلحانه برعلیه جمهوری اسلامی ایران بود و در آن گروه های مختلف از جمله، "حزب دموکرات" و... حضور داشتند، ماسالی نیز در این سال به این گروه پیوست و فعالیت هایی را درآن انجام داد اما اختلاف نظر با دبیران شورا و استقرار گروهک منافقین در عراق و افزایش اختلافات درون گروهی در اواخر سال 1360 از گروه خارج شد و با برنامه ریزی مشخصی ابتدا دوستان و هم فکران و سپس خودش از ایران خارج و به فرانسه و سپس به آلمان رفت. 
حسن ماسالی پس از خروج از ایران ابتدا به فرانسه و سپس به آلمان رفت و در این کشور به "حزب سبز آلمان" پیوست و در فاز جدیدی از مبارزه فرهنگی ـ سیاسی بر ضد انقلاب اسلامی اقدام به فعالیت کرد در حالی که این همکاری با هدایت ضد انقلاب و سیا پیگیری می شد. وی در راستای این اقدامات، در سال 1373 در میزگردی با حضور عناصر شاخص اپوزیسیون همچون "منوچهر گنجی"، "علی راسخ"، "پرویز دستمالچی" و ... شرکت کرد که هدف نهایی آن اجرای پروژه "نفوذ و استحاله از درون" برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بود. ترغیب و تشویق عاملان اصلی حوادث کوی دانشگاه حسن ماسالی در ادامه اقدامات ضدانقلابی خود و در راستای استحاله از درون جمهوری اسلامی از "منوچهر محمدی" و "غلامرضا مهاجری نژاد" دعوت می کند تا به نمایندگی از "بنیاد هاینریش بل" در تظاهرات 18 تیر 1378 که بعدها به "حوادث کوی دانشگاه تهران" معروف شد شرکت کنند. حضور این اشخاص که با دستور مستقیم اپوزیسیون صورت گرفته بود، منجر به یک رشته از تظاهرات و تشنجات در سطح کشور شد که معاندان نظام در لباس جنبش دانشجویی با شعار مطالبات دانشجویان اصول اساسی نظام جمهوری اسلامی را مورد هدف قرار داده بودند. این حادثه در حقیقت شبه کودتایی آشکار و همه‌جانبه بود، که اساس نظام اسلامی را نشانه رفته بود؛ پس از این ماجرا "منوچهر محمدی در دادگاه به عنوان متهم ردیف اول این حادثه شناخته شد و به زندان رفت اما طی حادثه ای از زندان گریخت و به آمریکا پناهنده شد. 
حسن ماسالی به عنوان مسئول امور ایران در "حزب سبزهای آلمان" از طریق "بنیاد هاینریش بل" و تماس با برخی طیف‌های ضد انقلاب داخل و خارج کشور، کنفرانس ضد انقلابی برلین را در سال 1379 طراحی و اجرا کرد. هدف اعلام شده‌ این کنفرانس اوضاع ایران بعد از انتخابات 29 بهمن (مجلس ششم) بود اما در واقع هدف اصلی کنفرانس، سازماندهی عملیاتی برای براندازی در سکوت نظام جمهوری اسلامی بود. در این كنفرانس نمایندگانی از اصلاح ‌طلبان كشور نیز شركت داشتند و قرار بود شرکت کنندگان به موضوعات زیر بپردازند: ایران پس از انتخابات اسلام و دموکراسی در اعتراض‌های دانشجویی اسلام اصلاح طلب و جامعه مدنی مدرن چالش‌های اقتصادی و زیست محیطی پیش‌ روی جمهوری اسلامی حقوق زنان و جنبش زنان رسانه‌ها، هنر و ادبیات در روند اصلاحات و دموکراسی ارزیابی گذشته و افق‌های آینده سیاسی ایران و آلمان ماسالی در حاشیه "کنفرانس برلین" با برخی ایرانیان سفر کرده به این سمینار از جمله "چنگیز پهلوان"، "مهرانگیز کار"، "حسن یوسفی اشکوری" و "عزت‌الله سحابی" دیدار و گفت و گو داشت و طراحی های مختلفی که در راستای براندازی جمهوری اسلامی در حال شکل گیری بود را به آنها یادآور شد. اهمیت نقش آفرینی ماسالی دراین کنفرانس و ارتباط گیری اش با برخی افراد و جریان‌ها در داخل کشور از آن جهت است که وی از عناصر اصلی و یکی از مجریان پروژه براندازی خاموش و اصلاحات آمریکایی و مرتبط با سرویس‌های اطلاعاتی غرب و آمریکا است. 
حسن ماسالی که مخالفت آشکارش را با نظام جمهوری اسلامی ایران به روشنی در سال های مختلف ابراز کرده بود در راستای اقدامات پیشین خود، به عنوان یکی از حاضران در "دادگاه میکونوس" به همراه "بنی صدر" حضور یافت و با ادعاهایی بی اساس برعلیه جمهوری اسلامی و مقامات بلند پایه کشور سعی در محکوم کردن مقامات کشور و دست داشتن آنها را در ماجرای "میکونوس" داشت. این دادگاه که به منظور حادثه قتل چند ایرانی در "رستوران میکونوس" که در 17 دسامبر  1992 (1370) در کشور آلمان روی داده بود برگزار گردید اما حواشی این دادگاه و دخالت سازمان های جاسوسی در این دادگاه  که در راستای اهداف اشاره شده گذشته روی داده بود تا مدتی به عنوان یک جنجالی سیاسی تبدیل شد و عده ای از جمله حسن ماسالی از این فرصت برای عقده گشایی های گذشته خود استفاده کردند که البته در این نقشه نیز موفقیتی برای آنها حاصل نگشت. 
آذر ماه سال 1390، حسن ماسالی به اتفاق شماری از اصلاح طلبان خارج نشین و برخی اعضای گروهک های ضدانقلاب با امضای نامه ای خطاب به دولت عراق حمایت خود را از سازمان تروریستی منافقین اعلام کرد. این گروه با امضای نامه مشترکی از دولت عراق خواسته بودند اعضای این گروهک تروریستی را پناهنده  قلمداد کند و ضرب الاجل 31 دسامبر برای اخراج تروریست ها را به تأخیر اندازد؛ حسن ماسالی، محسن سازگارا، فریبا داودی مهاجر و ... از امضاکنندگان این نامه مدعی شده بودند صرف نظراز مواضع و عملکرد این سازمان باید مشکل پادگان اشرف حل شود. (با استناد به روزنامه کیهان، تاریخ 27 آذر ماه سال 1390، ص 2) خاطرنشان می شود اعضای سازمان تروريستی منافقين تا آخر سال ميلادی 2011 فرصت داشت تا پادگان نظامی اشرف را- كه از سوی صدام هديه گرفته بود- تخليه كرده و خاک عراق را ترک كنند. 
حسن ماسالی به عنوان یک مهره دست نشانده از سوی مقامات آمریکایی و سازمان های جاسوسی فعالیت های خود بر ضد جمهوری اسلامی را متوقف نکرد و با حضور در مجامع مختلف و تشکیل اپوزیسیون های مختلف سعی در دشمنی با جمهوری اسلامی نمود. وی که سالها به عنوان خارج نشین مخالف جمهوری اسلامی معرفی می شد و اسناد روشنی نیز از ارتباط او با سازمان جاسوسی سیا کشف شده است به عنوان تحلیل گر مسائل سیاسی در صدای امریکا مشغول به فعالیت شد و پیرامون مباحث متعدد با این شبکه همکاری کرد.   گزارش‌های دیگری حاکی است که در ابتدای تأسیس "رادیو آزادی ایران" (وابسته به سیا) سازمان سیا از وی برای هم فکری و ارائه نظر به آمریکا دعوت کرده بود. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۹:۱۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۹:۲۱

حسن ماسالی

خلاصه زندگی نامه

 حسن ماسالی، از مخالفین جمهوری اسلامی و از طراحان عملیات براندازی در سکوت که از بنیان‌گذاران رادیو آزادی (وابسته به سیا) بوده و به عنوان مسئول امور ایران در حزب سبزهای آلمان در طراحی و برگزاری کنفرانس ضد انقلابی برلین نقش پر رنگی را ایفا کرد. 

درخت واره
ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع