جستجو در مطالب و اشخاص
حجت الاسلام محمد تقی فلسفی در 23 فروردین 1287 هجری شمسی مصادف با 10 ربیع الاول 1326 هجری قمری در تهران به دنیا آمد. پدرش "آیت الله محمد رضا تنکابنی" از مجتهدان و مدرسان مدرسه "فیلسوف الدوله" تهران و مادر وی "طوبی" دختر "ابوالحسن تاجر اصفهانی" بود.او در 6 سالگی تحصیلات ابتدایی را آغاز کرد و بعد از اتمام دوره ابتدایی به تحصیل دروس حوزوی پرداخت و حتی برای ادامه تحصیل عازم قم شد اما بعد از چند ماه به تهران برگشت.او در آغاز تحصیل علوم دینی به دست پدرش معمم شد و از 15 سالگی به تشویق مادرش برای خطابه به منبر رفت. حجت الاسلام محمد تقی فلسفی مسائل روز را به طور دقیق با زبانی شیوا بیان می کرد به طوری که مردم به منبر وی علاقه مند بودند.او در سخنرانی های خود همواره به انتقاد از رژیم پهلوی پرداخت و چهره واقعی آن رژیم را به مردم نشان داد و با نهضت امام خمینی(ره) همراهی کرد و بارها توسط ساواک دستگیر، ممنوع المنبر و تهدید شد.وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز همراهی خود را با ولایت و خط امام(ره) حفظ کرد. امام خمینی(ره)، حجت الاسلام فلسفی را "زبان گویای اسلام" و "سخنگوی دیانت اسلام" نامیدند.از حجت الاسلام فلسفی تالیفات فراوانی به یادگارمانده است که بیشتر به مسائل تربیتی، جوانان و اخلاق می پردازند.حجت الاسلام فلسفی سرانجام 28 آذر ماه 1377 در سن 90 سالگی در تهران به دیدار حق شتافت و در جوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد. 

محمد تقی فلسفی در 6 سالگی وارد مدرسه "توفیق" شد و بعد از اتمام کلاس ششم ابتدایی به آموختن دروس حوزوی پرداخت.او در مدرسه "حاج ابوالفتح" صرف و نحو را در محضر "شیخ محمد رشتی" آموخت و فقه و اصول را در مدرسه "عبدالله خان" در محضر "شیخ محمد علی کاشانی" و در مدرسه "محمدیه" از "شیخ مهدی" فراگرفت.محمد تقی فلسفی در محضر اساتیدی چون "میرزا مهدی آشتیانی"، "شیخ ابراهیم امامزاده زیدی"، "سید کاظم عصار" و "میرزا طاهر تنکابنی" فلسفه را یاد گرفت و معانی و بیان را در محضر "میرزا یونس قزوینی" و قوانین و لمعه را نزد پدرش آموخت.حجت الاسلام فلسفی برای ادامه تحصیل در سال 1301 یا 1302 به همراه "شیخ ابوالقاسم ربیعی" عازم قم شد اما بعد از چند ماه به تهران بازگشت. 

حجت الاسلام محمد تقی فلسفی همزمان با تحصیل با اصرار مادر خود به منبر روی آورد. وی در این باره گفت: «چون مادرم عاشق ابا عبدالله الحسین(ع) بود به آرزوی خویش رسید و مرا در مسیر خطابه و منبر قرار داد.»او برای اولین بار در مسجد "فیلسوف" که پدرش در آنجا نماز مغرب و عشا را اقامه می کرد، به منبر رفت. "شیخ علی اکبر رشتی" معروف به "عزمی" متن خطابه منبر را برای محمد تقی فلسفی که 15 سال بیشتر نداشت، نوشت و بابت این کار از او پول گرفت تا قدر نوشته را بداند.محمد تقی فلسفی بر روی منبر متن را از حفظ بیان کرد و با شعری در مدح امام علی(ع) کلام را آغاز کرد و بلافاصله "شیخ محمد شمیرانی" که از آشنایان پدرش بود به او آفرین گفت. محمد تقی فلسفی بعدها گفت که همین تشویق انگیزه ای برای موفقیت وی بود.او پس از آن 2 روز در هفته را منبر داشت. در اوایل شروع منبر رفتن محمد تقی فلسفی، پدر و مادرش برای ترغیب وی در مجلس حاضر بودند اما مراقب بودند که سخنرانی در منبر مانع تحصیل وی نشود. بعدها مردم به منبرهای او علاقه مند شدند.او به تجربه فهمید که فقط حفظ خطابه کافی نیست و کم کم نکته هایی به آن افزود و مطالب سخنرانی خود را تکمیل و تنظیم کرد.حجت الاسلام فلسفی در 19 سالگی برای منبر به "مجلس شورای ملی" دعوت شد. 

حجت الاسلام محمد تقی فلسفی در ابتدای تحصیل به کسوت روحانیت درآمد و به دست پدرش معمم شد اما در 4 دی ماه 1307 "رضا شاه" قانونی تصویب کرد که براساس آن همه مردم می بایست لباس متحدالشکل، کت و شلوار و کلاه پهلوی بپوشند و مجتهدین و منبری هایی که از شهربانی مجوز داشتند مستثنی بودند و می توانستند لباس روحانیت بر تن کنند. هدف این قانون رواج فرهنگ غربی و تضعیف روحانیت بود. در این حال محمد تقی فلسفی از "شیخ حسین یزدی" بدون تایید قانونی و کاملا شخصی، اجازه نقل حدیث و موعظه دریافت کرد تا همچنان به کسوت روحانیت باقی بماند. 

حجت الاسلام محمد تقی فلسفی در آستانه 24 سالگی با دختر عموی خود "خدیجه تنکابنی" فرزند "آیت الله شیخ محمد حسین تنکابنی" ازدواج کرد. 

حجت الاسلام محمد تقی فلسفی تا پایان عمر "آیت الله بروجردی" نماینده ایشان برای مذاکره و ابلاغ پیام های وی به شاه و کارگزاران او بود. "آیت الله بروجردی" در سال 1326 پس از درگذشت "آیت الله حاج آقا حسین قمی" مرجع بزرگ شیعیان شد. پیام های "آیت الله بروجردی" یا به وسیله "حاج احمد خادمی" خادم "آیت الله بروجردی" و یا از طریق نامه دارای مهر و امضاء به حجت الاسلام فلسفی می رسید.یکی از مهمترین این پیامها در سال 1325 بود که "آیت الله بروجردی" طی آن خواسته بود تعلیمات دینی باید مانند خواندن و نوشتن در دروس ابتدایی قرار گیرد و دولت نیز با این درخواست موافقت کرد و کمیسیونی شامل حجت الاسلام فلسفی، راشد، شهابی، مشکوه، شعرانی، دکتر سحابی، محمد تقی سبزواری و مهندس بازرگان در 30 تیر ماه 1327 تشکیل شد تا در برنامه درسی مدارس ابتدایی تجدید نظر شود و تعلیمات دینی در آن قرار گیرد. 

هم زمان با شکل گیری حزب توده حجت الاسلام فلسفی به مبارزه با این حزب پرداخت و دولت نیز که از تاثیر خطابه های او بر مردم آگاه بود و در سال 1327 سخنرانی های او را در ماه رمضان، مستقیم از رادیو پخش می کرد لذا توده ای ها از وی کینه شدیدی داشتند و وی را بارها مورد سوء قصد قرار دادند.در گزارش ساواک در خصوص فعالیت‌ حجت الاسلام فلسفی علیه حزب توده آمده است: «... ایشان در لفاف و گوشه و کنایه حرف نمی‌ زند صاف و پوست کنده علیه حزب توده صحبت نمود بدون تردید این تبلیغ اثر خوبی در مردم خواهد گذاشت ...»حزب توده در 10 مهر ماه 1320 به رهبری "سلیمان محسن اسکندری" تاسیس شد. در سال 1361 مواضع ضد انقلابی این حزب علنی شد و رسما در مقابل انقلاب و نظام موضع گرفت و در سال 1364 بقایای حزب توده اساسی‌ ترین وظیفه‌ خود را تلاش برای سرنگونی جمهوری اسلامی اعلام کرد. 

حجت الاسلام فلسفی در سال 1332 در سخنرانی در مسجد "شاه" در ماه رمضان به افشاگری علیه بهاییت پرداخت. خود ایشان در این باره گفتند: «در سخنرانی ماه مبارک رمضان ... راجع به بهاییت و موقعیت آنها در ایران صحبت کردم. فردای آن ‌روز "اسد الله علم" که وزیرکشور بود تلفنی به من هشدار داد که: «آقای فلسفی من اجازه نمی ‌دهم که درباره بهاییها این چنین صحبت کنید و امنیت را مختل نمایید و موجب خونریزی شوید.» من گفتم: «با لحنی جدی به مسلمانان می ‌گویم هدف من آشکار ساختن گمراهی بهاییها است. مبادا مسلمانی دست تجاوز بگشاید و بر روی یک بهایی سیلی بزند و اینکه موجب قتل و خونریزی گردد.»سخنرانی های حجت الاسلام فلسفی علیه بهاییت از رادیو پخش شد.حجت‌ الاسلام فلسفی تعریف کرد: «برایم نقل کردند که در آن ایام "حسین‌علا" نخست‌ وزیر جدید برای معالجه به اروپا رفته بود به شاه تلگراف زده و گفته بود که عکس‌ العمل مبارزه با بهاییان در اروپا خوب نیست زیرا غربیها اعتراض می کنند و می گویند در ایران آزادی نیست.» ممنوع المنبر شدندر اسفند ماه 1334 حجت الاسلام فلسفی توسط دولت "حسین علاء" نخست وزیروقت، به دلیل انتقاد شدید از بهاییان و تصدی مدیریت تلویزیون کشور توسط یکی از بهاییان، به مدت 2 ماه ممنوع المنبر شد."سرتیپ تیمور بختیار" فرماندار نظامی وقت تهران و "سرلشگر علوی مقدم" رئیس وقت شهربانی کل از طرف شاه به حجت الاسلام فلسفی هشدار دادند که از سخنرانی علیه بهاییت دست بردارد اما حجت الاسلام فلسفی به این هشدارها توجه نکرد تا اینکه تعدادی از نمایندگان مجلس طرحی را آماده کردند که به موجب آن این فرقه غیرقانونی اعلام شد و پیروان آن از ادارات اخراج شدند.فعالیت فرقه بهایی توسط اداره کل سوم ساواک با دقت دنبال می ‌شد. بهاییها بعد از حملات حجت‌ الاسلام فلسفی و دستور شاه مبنی بر تخریب "حظیره‌ القدس" مرکز بهاییان در ایران احساس خطر کردند و عده ای از آنها از ایران خارج شدند.بهاییت جهانی این تصور را داشت که ایران ارض موعود بهائیان می‌ باشد.در 16 اردیبهشت ماه 1334 "سرلشکر باتمانقلیچ" رئیس وقت ستاد ارتش و "سرتیپ تیمور بختیار" فرماندار نظامی وقت تهران با کلنگ ضرباتی بر گنبد "حظیره القدس" وارد کردند. در نهایت آیت‌ الله فلسفی تعریف می کند: «نتیجه مقاومت من در سال 1334 راجع به بهائیها تا پایان ماه رمضان این شد که شاه از من خشمگین شد و لذا نه تنها ملاقاتم با شاه جهت ابلاغ پیامهای "آیت‌ الله بروجردی" قطع گردید بلکه از سوی امام جمعه تهران دیگر برای سخنرانی دعوت نشدم و پخش سخنرانی ‌هایم از رادیو ممنوع شد.» 

حجت الله فلسفی در اولین اقدام سیاسی خود در اعتراض به شعار قلابی جمهوریت "رضاشاه" در میدان "بهارستان" به رهبری "آیت الله مدرس" متحصن شد.وی در سخنرانی های خود همواره چهره واقعی رژیم پهلوی را به مردم نشان داد. محکوم کردن سرکوبی تحصن در مسجد گوهرشاددر 21 تیرماه 1314 مردم مشهد در اعتراض به سیاست های غربی رضاخان مانند کشف حجاب زنان و... در مسجد "گوهرشاد" تحصن کردند اما نظامیان به روی مردم آتش گشودند و عده زیادی را به شهادت رساندند.حجت الاسلام محمد تقی فلسفی در سال 1316 به علت اعتراض به حادثه مسجد "گوهرشاد" در منبر، ممنوع المنبر وخلع لباس شد اما بعد از 3 سال با عزل رضاخان و به کوشش "آیت الله کاشانی" از ممنوعیت خارج شد. مخالفت با قانون انجمن های ایالتی و ولایتیدر 14 مهر ماه 1341 دولت "اسد الله علم" طی مصوبه ای که در قانون انجمن‌ های ایالتی و ولایتی آمده بود، قید " اسلام " را حذف کرد که براساس آن بهایی و مسیحی و مسلمان در این تصویب ‌نامه فرقی نداشتند و به جای کلمه "ذکوریت" واژه "باسواد" قرار گرفت که شامل همه مردم از جمله زنان بود. پس از موضع ‌گیری‌ امام(ره) حجت الاسلام فلسفی به این لایحه بارها در سخنرانی های خود اعتراض کرد.در آبان ماه 1341 امام خمینی(ره) دو نامه برای حجت الاسلام فلسفی ارسال کرد. در یکی از این نامه ها وی را "زبان گویای اسلام" نامید و از کوشش های او در حمایت از مراجع و علما قدردانی نمود. در نامه دیگر از او خواستند تا در صورت عدم تسلیم دولت در برابر درخواست مراجع و علما، تظاهرات سیاسی در خارج از تهران برگزار کند و او که "سخنگوی دیانت اسلام" است، در آن اجتماع بزرگ برای مردم سخنرانی کند.بعد از مخالفت های فراوان، دولت در 7 آذر ماه 1341 این لایحه را لغو کرد و در زمستان سال 1341 حجت الاسلام فلسفی توسط ساواک دستگیر شد. محکومیت برگزاری رفراندومدر 6 بهمن ماه 1341 شاه در اجرای طرح های آمریکایی، لوایح ششگانه ای را به نام "انقلاب سفید" به همه پرسی یا رفرانودم گذاشت. این لوایح شامل اصلاحات ارضی و تقسیم زمین بین رعایا، سپاه دانش، حق انتخابات برای زنان و... بود.امام خمینی(ره) در بیانیه ای کوبنده در 2 بهمن 1341 در جمعی از متدین شهر تهران ماهیت رفراندم شاه را افشا کردند. ایشان در آن بیانیه متذکر شدند این رفراندوم زمانی تصویب ملی می باشد که به رای اکثریت مردم و جامعه روحانی رسیده باشد و تطمیع و تهدید در کار نباشد و ملت بفهمد چه می کند و بیان کردند که رفراندوم از نظر بعضی جنبه های شرعی در اسلام ارزشی ندارد. امام(ره) در این بیانه با ذکر 5 مورد مخالفت خود را با این رفراندوم بیان کردند. پس از تحریم رفراندوم شاه توسط امام خمینی(ره) و دیگر مراجع، حجت الاسلام فلسفی طی تظاهراتی در 2 بهمن ماه 1341 رفراندوم را اقدامی غیر اسلامی دانست.رژیم شاه منبر حجت الاسلام فلسفی را در ماه رمضان آن سال تعطیل کرد و در 18 اسفند ماه 1341 او را دستگیر و به مدت 2 روز در زندان "قزل قلعه" تهران بازداشت کرد.این رفراندوم با استقبال کمی از مردم برگزار گردید.در اواخر اسفند 1341، امام خمینی(ره) در نامه ای از حجت الاسلام فلسفی خواستند تا علمای تهران را ترغیب نماید که به مناسبت حوادث و صدمات آن سال، مراسم عید نوروز را برگزار نکنند. محکومیت حمله به فیضیهدر 2 فروردین ماه 1342 به مناسبت سالگرد شهادت امام صادق(ع) مراسمی در مدرسه "فیضیه" به سخنرانی "شیخ انصاری" برگزار گردید. ساواک قصد برهم زدن مراسم را داشت و عده ای کماندو رژیم شاه با لباس کشاورزی که به چاقو و چوب مسلح بودند به مدرسه "فیضیه" حمله کردند و عده زیادی را به خاک و خون کشیدند.محمد تقی فلسفی پس از آگاهی از جنایات رژیم در مدرسه "فیضیه" در یکی از منبرهای خود بیان نمود: «این واقعه ثابت می ‌کند که اخبار وقایع کربلا و صدماتی که بر اهل بیت(ع) و رسول اکرم(ص) ‌و جوانان و بچه‌ های آنان وارد ساختند کاملا درست است و آنچه بر "فیضیه" گذشت شاهدی بر این مدعی است.»در دهه اول محرم سال 1342، امام خمینی(ره) در نامه ای که برای حجت الاسلام فلسفی فرستاد، ضمن تشکر از بیانات حساس وی در اختناق آن زمان از او و سایر مبلغان و گویندگان خواست تا در ایام پرشور محرم دین خود را به اسلام ادا و رضایت خداوند را جلب نمایند. انتقاد از دولت اسدالله علمدر سال 1342 حجت الاسلام فلسفی در شب تاسوعای حسینی در مسجد "شیخ عبدالحسین" معروف به مسجد "ترک ها" ‌در حالی که "اسدالله علم"، نخست وزیر وقت و "نعمت اله نصیری"، رئیس وقت شهربانی حضور داشتند به سختی از دولت انتقاد کرد. شب بعد که مصادف با شب عاشورا بود ‌وی در یک سخنرانی تاریخی، دولت را به 10 مورد تخطی از احکام اسلام و قانون اساسی استیضاح نمود که ده ها هزار نفر از حضار با 3 بار فریاد "صحیح است" سخنان وی را تایید کردند. متن این سخنرانی به صورت جزوه ای تحت نام "اولین استیضاح ملی 1342" منتشر شد.2 روز بعد حجت الاسلام فلسفی به همراه دهها نفر از وعاظ و روحانیون تهران دستگیر و در شهربانی تهران زندانی شدند. همراهی با امام خمینی(ره) در تبعیددر 13 خرداد 1342 مصادف با عاشورای حسینی، امام خمینی(ره) در سخنان کوبنده ای به انتقاد از رژیم پهلوی پرداختند و به همین دلیل در سحرگاه 15 خرداد ایشان را دستگیر کردند و سپس به ترکیه و نجف تبعید شدند. با انتشار خبر دستگیری امام(ره) مردم تظاهرات گسترده ای در قم، تهران، ورامین، مشهد و شیراز برگزار کردند که درتهران و قم با دخالت نیروهای امنیتی عده زیادی به شهادت رسیدند.حجت الاسلام فلسفی آن زمان در زندان بود و در بازجویی ها از مواضع خود دفاع کرد و به زندانیان روحیه و جسارت بخشید. او پس از گذشت 45 روز، از زندان آزاد شد که بلافاصله گروه زیادی از طبقات مختلف مردم به دیدار او شتافتند.او در مهر ماه 1344 طی تلگرافی به امام خمینی(ره) نوشت: «محضر مبارک حضرت آیت‌ الله خمینی(ره)، تشریف حضرت عالی را به آستان مقدس حضرت علی(ع) تبریک گفته،‌ سلامت و طول عمر حضرت آیت‌ الله را از خداوند خواستارم. محمد تقی فلسفی.»پس از تبعید امام خمینی(ره)، حجت الاسلام فلسفی همچنان در منبر به انتقادهای تند خود از رژیم شاه ادامه داد و با سازماندهی وعاظ تهران،‌ خط مشی آنها را در جریانات سیاسی تعیین می کرد. بنابر اسناد منتشره ساواک در سال 1344، حجت الاسلام فلسفی در جمع وعاظ تهران ‌تبعید امام(ره) را به دستور امریکایی ها دانست. حمایت از امام خمینی(ره)در سال 1350 رژیم بعث عراق ایرانیان مقیم آن کشور را اخراج کرد. در مسجد "سید عزیزالله" اجتماع اعتراض گونه ای علیه عراق با حضور سفرای کشورهای اسلامی برگزار شد و حجت الاسلام محمد تقی فلسفی علیه حکومت بعث عراق سخنرانی کرد اما رژیم شاه که به دلایل سیاسی روابط خوبی با بغداد نداشت از این سخنرانی به نفع خود استفاده کرد و 2 سناتور به نام های "جمشید اعلم" و "علامه وحیدی" از سخنرانی حجت الاسلام فلسفی به هم صدایی روحانیت با حکومت شاه یاد کردند و بی آنکه نامی از امام خمینی(ره) ببرند وی را که حاضر به همکاری با حکومت شاه نیست، مورد انتقاد قرار دادند. این اعتراض در روزنامه ها منتشر شد و اثر بدی در جامعه گذاشت.حجت الاسلام فلسفی که سخنانش مورد سوء استفاده رژیم شاه قرار گرفته بود در مراسم چهلم "آیت الله چهل ستونی" به منبر رفت و به سخنان این 2 نفر علیه امام خمینی(ره) پاسخ داد و آشکارا نام امام(ره) را برفراز منبر تکرار نمود و از مقام ایشان تجلیل به عمل آورد.نیروهای ساواک چون گزارش دقیقی از سخنرانی نداشتند و نمیدانستند در آن منبر دقیقا چه گفته شده به همراهی نیروهای کلانتری کل بازار را گشتند تا در صورت وجود، نوار سخنرانی را جمع کنند. این سخنرانی باعث شد که حجت الاسلام فلسفی تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی، ممنوع المنبر شود.به دلیل طولانی شدن ممنوع‌ المنبر بودن حجت الاسلام فلسفی، برخی مقامات نزد شاه رفته و خواستار رفع ممنوعیت وی شدند، اما شاه در جواب آنها گفت: «خیال کنید فلسفی مرده است او را رها کنید و از این حرف ها نزنید.» 

حجت الاسلام فلسفی در زمانی که توسط رژیم شاه ممنوع المنبر بودند، یک بار در هفته برای حدود 12 نفر از فضلای حوزه علمیه قم که توانایی منبر رفتن را داشتند، در مورد فن سخنوری و منبر صحبت می کرد. این افراد به علت کنترل خانه وی توسط رژیم ساواک به صورت انفرادی از درب خانه رفت و آمد می کردند تا رژیم شاه مانع ادامه جلسات آنها نشود. 

حجت الاسلام محمد تقی فلسفی در زمانی که ممنوع المنبر بود به تالیف کتاب پرداخت و از او کتابهای فراوانی مانند: "الحدیث" در 5 جلد، اسرار خلقت و ... به یادگار مانده است. کودک از نظر وراثت و تربیتکتاب "کودک از نظر وراثت و تربیت" بخشی از سخنرانی های حجت الاسلام فلسفی در سال 1340 است که به کوشش "هیئت نشر معارف اسلامی" جلد اول آن در سال 1341 و جلد دوم آن در سال 1342 به چاپ رسید. جوان از نظر عقل و احساساتکتاب "جوان از نظر عقل و احساسات" قسمتی از سخنرانی های حجت الاسلام فلسفی است که در مجالس عمومی ایراد کرده اند که به کوشش "هیئت نشر معارف اسلامی" جلد اول آن در آذر ماه 1344 و جلد دوم آن در آبان ماه سال 1348 به چاپ رسید. آیت الکرسی، پیام آسمانی توحیدکتاب آیت الکرسی، پیام آسمانی توحید، تفسیر روان و همه فهم آیت الکرسی است، که در آن به مباحثی مانند: کلمه توحید یا شعار آزادی، بانگ واقعی جهان و ... اشاره کرده است. این کتاب که حاوی 10 سخنرانی حجت الاسلام فلسفی است، به همت "هیئت نشر معارف اسلامی" در دی ماه 1351 به چاپ رسید. بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلاتکتاب "بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلات" به لحاظ طرح موضوعاتی برای حل ناسازگاری های جوانان با بزرگ سالان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. جلد اول این کتاب در بهمن ماه سال 1352 و جلد دوم آن در اسفند ماه 1353 به چاپ رسید. اخلاق از نظر همزیستی و ارزش های انسانیحجت الاسلام فلسفی در کتاب "اخلاق از نظر همزیستی و ارزش های انسانی" به طرح مباحث مهم اخلاقی با استفاده از آیات و روایات پرداخته است. این کتاب که مجموعه سخنرانی های ایشان است، به کوشش "هیئت نشر معارف اسلامی" در 2 جلد تهیه شد که جلد اول آن در سال 1356 و جلد دوم در تیرماه 1359 به چاپ رسید. معاد از نظر روح و جسمکتاب "معاد از نظر روح و جسم" مجموعه سخنرانی های حجت الاسلام فلسفی در سال 1350 در مسجد "سید عزیزالله" در بازار "تهران" است که پس از بازنگری در 3 جلد تهیه و به کوشش "هیئت نشر معارف اسلامی" جلد اول آن در اسفند ماه 1360 و جلد دوم در خرداد ماه 1362 و جلد سوم نیز در شهریورماه 1363 منتشر شد. شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاقکتاب "تفسیر دعای مکارم الاخلاق" که یکی از دعاهای "صحیفه سجادیه" است در 2 جلد تالیف شد. جلد اول آن در سال 1370 و جلد دوم آن در سال 1371 به کوشش دفتر "نشر فرهنگ اسلامی" به چاپ رسیده است. این اثر حاوی مباحثی مانند: توازن بین جسم و جان، ایمان کامل، بهترین نیّت، عزت نفس، بندگی خداوند و ... می باشد. 

حجت الاسلام فلسفی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ابتدا در حضور امام خمینی(ره) و سپس در مجالس مهم دیگر سخنرانی کرد و مورد اعتماد امام(ره) و همه مراجع و علما بود و در جریان حزب خلق مسلمان، وی از طرف امام(ره) واسط بین ایشان و "آیت الله شریعتمداری" بود و پیام های طرفین را منتقل می کرد. 

حجت الاسلام محمد تقی فلسفی در 27 آذر ماه 1377 در سن 90 سالگی به دیدار حق شتافت و پیکر او در تهران تشییع شد و در حرم "حضرت عبدالعظیم حسنی" در شهر "ری" به خاک سپرده شد. متن پیام تسلیت مقام معظم رهبری «بسم الله الرحمن الرحیم آیت الله آقاى حاج میرزا على آقا فلسفى(دامت برکاته) ضایعه درگذشت اخوى معظم و مکرم حضرت عالى، مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقاى حاج شیخ محمد تقى فلسفى رحمه الله علیه را به آن جناب و سایر بازماندگان آن مرحوم تسلیت عرض مى کنم و سلامت و عافیت و دوام برکات وجود شریف را از خداوند متعال مسئلت مى نمایم. آن مرحوم یگانه زمان در وعظ و تبلیغ منبرى و داراى حق عظیمى بر اصحاب این حرفه مقدس بودند و خدمات بزرگ ایشان در راه تبلیغ دین فراموش ناشدنى است. رحمت و مغفرت الهى بر ایشان و "جزاه الله عن الاسلام و اهله خیر الجزاء" والسلام علیکم و رحمه الله سید على خامنه اى» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۳:۲۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۳:۳۰

حجت الاسلام محمد تقی فلسفی

خلاصه زندگی نامه

 حجت الاسلام محمد تقی فلسفی، خطیب، واعظ، متکلم، مفسر و محدث قرن چهاردهم بود. وی از عناصر فعال نهضت امام خمینی(ره) به شمار می رفت که به مبارزه با حزب توده و بهاییت پرداخت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع