از تاریخ تولد حبیب بورقیبه، اطلاعات دقیقی در دست نیست اما به روایتی در فاصله بین سالهاى 1900 تا 1903، در "مُنَسْتیر" از بنادر شرقی کشور تونس ، در خانواده‌اى پرجمعیت به ‌دنیا آمد. پدرش یک نظامى بود. بورقیبه 11 سال از عمرش را در زندانهای فرانسه گذراند. پس از استقلال رسمی تونس از فرانسه و تشکیل حکومتی مستقل، حبیب بورقیبه ابتدا نخست وزیر و پس از یک سال با تبدیل تونس به کشوری جمهوری، وی نخستین رئیس جمهوری تونس شد. ریاستی که سه دهه طول کشید. در تاریخ تونس او را با مصطفی کمال آتاتورک در ترکیه مقایسه می‌کنند. بورقیبه که به جامعه مدنی غرب اعتقاد داشت سعی کرد با حذف حجاب، دادن حق رأی به زنان، ممنوعیت چندهمسری، تغییر قانون طلاق و حذف دادگاه‌های شرعی جامعه تونس را متحول کند. حبیب بورقیبه توسط زین‌العابدین بن علی، بوسیله یک کودتای بدون خونریزی از مقام ریاست‌ جمهوری برکنار شد و سرانجام در سال 2000 در گذشت. 
بورقیبه درسال 1907 به شهر تونس، نزد برادرش محمد، رفت و در آنجا تحصیلات خود را به پایان رساند و پس از دریافت بورسیه تحصیلى از مدرسه "صادقیه"، در سال 1924 عازم پاریس شد و در رشته حقوق و علوم سیاسى به تحصیل پرداخت. وی پس از پایان تحصیلات و بازگشت به تونس در دفتر برخى از وکلا به کارآموزى پرداخت تا اینکه پس از مدتى صاحب دفتر وکالت شد. 
بورقیبه پس از پایان تحصیلات، در سال 1927 به تونس بازگشت و به حزب "الحرالدستورى"(حزب آزادی‌ خواه قانون اساسى)، که "عبدالعزیز ثعالبى" آن را تأسیس نموده بود، پیوست. وى همچنین با دو روزنامه فرانسوی ‌زبان، "پرچم تونس" (متعلق به شاذلى خیراللّه، روزنامه‌نگار تونسى) و "صداى تونس"، همکارى کرد. وقتى روزنامه "صداى تونس"محافظه‌کارى اختیار کرد، بورقیبه از آن کناره گرفت و درتاریخ 1 نوامبر 1932 با همکارى چند تن از دوستان خود، و برادرش محمد، روزنامه‌اى به نام "عمل تونس" به زبان فرانسه منتشر کرد. تاسیس حزب جدید بورقیبه و همفکرانش همواره به مبارزه و مشارکت توده مردم و طبقه کارگر در این مبارزه اعتقاد داشتند. این طرز تفکر سبب شد با شوراى مرکزى حزب، که میانه ‌رو بودند، دچار اختلاف شوند؛ ازاین ‌رو، پس از آنکه حبیب بورقیبه در مخالفت با سیاست فرانسه در مورد تغییر ملیت تونسی ها، به همراه شمارى دیگر از مخالفان، با "محمد المنصف باى" (پادشاه تونس از سلسله حسینیان) دیدار کرد، شوراى مرکزى حزب به‌ شدت از این اقدام خودسرانه وى انتقاد نمود. درنتیجه، بورقیبه که خواستار آزادى عمل بیشترى بود، درتاریخ 7 سپتامبر 1933 از شوراى مرکزى حزب استعفا کرد و جمعى نیز همراه با او از حزب کناره‌ گیرى کردند. با این همه، بورقیبه و یارانش، به ‌رغم جدایى از حزب، درتاریخ 2 مارس 1934 همایش سراسرى حزب را در شهر "قصرالهلال" برگزار کردند. با اینکه از شوراى مرکزى حزب هیچ کس در این همایش حضور نیافت، اما بیشتر شاخه‌هاى حزب در خارج از پایتخت به حمایت از آن پرداختند. حبیب و همفکرانش با بهره ‌بردارى از استقبال عمومى، ضمن اعلام انحلال شوراى مرکزى، تأسیس حزب دستور جدید را اعلام نمودند و در پى آن، "محمود ماطرى" به ریاست حزب و "حبیب بورقیبه" به دبیرکلى برگزیده شدند. تبعید به مناطق دور افتاده تونس بورقیبه، در اقدامى جسورانه، مردم را به تحریم کالاهاى فرانسوى و نپرداختن مالیات و برگزارى اعتصاب براى مجبور ساختن فرانسویها به مذاکره دعوت کرد. این اقدامات خشم فرانسویها را برانگیخت و در 3 سپتامبر 1934، هفت تن از اعضاى حزب، از جمله بورقیبه و ماطرى، دستگیر شدند و روزنامه "عمل تونس"نیز توقیف شد. سرانجام، حکومت فرانسه بورقیبه را به مناطق دورافتاده جنوب تونس تبعید نمود، که اعتراضات شدید مردم تونس را برانگیخت. اعتراضات مردم دو سال ادامه داشت و حکومت جدید فرانسه به نخست ‌وزیری "‌لئون ‌بلوم" با اتخاذ سیاستهاى جدید، رهبران حزب دستور جدید، از جمله بورقیبه، را آزاد کرد. ریاست حزب به قدرت رسیدن "بلوم" باعث شد حبیب بورقیبه و حزب متبوعش سیاست گفتگو با حکومت جدید فرانسه را در پیش بگیرند. بر همین اساس، وى در سالهای 1936 و 1937 چندین بار براى مذاکره با حکومت فرانسه به پاریس رفت. یکی‌از مهم ‌ترین خواست های ‌بورقیبه، اعطاى حق تشکیل حکومت و مجلس مستقل به مردم تونس بود، اما حکومت جدید فرانسه، مانند حکومتهاى قبلى، آن را نپذیرفت. در 20 نوامبر 1937، به‌رغم مخالفت محمود ماطرى، به پیشنهاد حبیب بورقیبه اعتصاب سراسرى برگزار گردید. بر اثر این اقدام، 3 ژانویه 1938 ماطرى از ریاست حزب استعفا کرد و شوراى مرکزى حزب در 13 مارس همان سال، بورقیبه را به ریاست حزب برگزید. تحمل زندان در تونس و فرانسه با گسترش دامنه اعتراضات و تظاهرات مردم تونس، حکومت فرانسه "علی‌البهلوان"، از رهبران ملی‌ گراى تونس، را دستگیر نمود. در 9 آوریل 1938، که روز محاکمه وى بود، میان نیروهاى فرانسوى و مردم درگیرى شدیدى رخ داد که بر اثر آن صدها تن از مردم کشته و مجروح شدند. گسترش این ناآرامی ها سبب شد تا حکومت فرانسه برخى رهبران و شخصیتهاى مبارز تونسى، از جمله حبیب بورقیبه، را بازداشت نماید. وى از زمان دستگیرى تا  8 آوریل 1943، به مدت پنج سال، در زندانهاى گوناگون به سر برد، از جمله در زندان نظامى تونس و زندانهاى مارسى و لیون در فرانسه. با وقوع جنگ جهانى دوم و اشغال فرانسه توسط آلمانیها، بورقیبه آزاد شد و در 9 آوریل 1943 به تونس بازگشت. 
پس از پایان جنگ جهانى دوم، بورقیبه در 26 مارس 1945 براى مذاکره با سران اتحادیه عرب، که فقط چهار روز از تأسیس آن می‌گذشت، به قاهره رفت. هدف وى از این اقدام، طرح مسئله تونس و تلاش براى کسب استقلال کشور بود. علاوه بر آن، وى بارها با سران کشورهاى عربى، ایالات متحده امریکا و نمایندگان کشورهاى مختلف در سازمان ملل متحد دیدار و گفتگو کرد، اما از حمایت آنها براى کسب استقلال کشورش ناامید شد. در تاریخ 18 ژانویه 1952، فرانسوی ها از برگزارى همایش سراسرى حزب دَستور جدید جلوگیرى کردند و حبیب بورقیبه را دستگیر و به طبَرقه و سپس جنوب تونس و در 21 مه 1952 به جزیره جالطه (بین مالت و تونس) تبعید کردند. وى دو سال در این جزیره بود. پس از آن، تظاهرات ضداستعمارى مردم تونس به اوج خود رسید. بورقیبه نیز از تبعیدگاه خود، با ارسال نامه‌هایى به رهبران ملی ‌گرا و خطاب به مردم، آنها را به مبارزه و مقاومت فراخواند. 
با گسترده شدن تظاهرات مردمى، "پیر مندس فرانس"، نخست ‌وزیر جدید فرانسه، در تاریخ 31 ژوئیه 1954 به تونس سفر کرد و در دیدار با "محمدالامین باى"، پادشاه تونس، استقلال داخلى تونس را پذیرفت. درنتیجه، حکومت جدید تونس به ریاست "طاهربن عمار" تشکیل شد، که چهار تن از اعضاى حزب دستور جدید در آن شرکت داشتند و پس از مذاکرات طولانى، موافقتنامه استقلال داخلى تونس در تاریخ 3 ژوئن 1955 به امضا رسید. حبیب بورقیبه نیز درتاریخ 1 ژوئن 1955 از تبعید گاه به تونس بازگشت و با استقبال گسترده مردم مواجه شد. وى با برگزارى همایش سراسرى حزب از 15 تا 18 نوامبر 1955، از استقلال داخلى تونس حمایت کرد و آن را گامى اساسى براى رسیدن به استقلال کامل تونس خواند. سرانجام در ژانویه 1956، پس از به قدرت رسیدن سوسیالیستها در فرانسه، مذاکراتى بین نمایندگان دو کشور انجام شد که به استقلال کامل تونس در 20 مارس 1956 انجامید. در 25 مارس 1956 مجلس مؤسسان تشکیل شد و نخستین حکومت ملى پس از استقلال، به ریاست حبیب بورقیبه، در تاریخ 15 آوریل 1956 تشکیل یافت. 
بورقیبه، هم‌زمان، مسئولیت وزارت دفاع و وزارت خارجه را نیز برعهده گرفت. پس از نخست‌وزیرى بورقیبه، وى خواستار استقرار نظام جمهورى در تونس شد و کوشید بایها را از صحنه قدرت کنار بگذارد. بورقیبه نمایندگان مجلس را با خود همراه ساخت و در تاریخ 25 ژوئیه 1957 مجلس مؤسسان، به اتفاق آرا، به الغاى نظام پادشاهى و تأسیس نظام جمهورى رأى داد و حبیب بورقیبه نخستین رئیس‌ جمهورى تونس شد. سیاست خارجی بورقیبه در دوره ریاست جمهورى بورقیبه، تونس در زمره کشورهاى وابسته به غرب بود و ازاین ‌رو، با بلوک شرق مناسبات دیپلماتیک محدودى داشت. حبیب، همچنین یکى از مخالفان سرسخت "پان ‌عربیسم" و وحدت کشورهاى عربى بود. وى بیشتر به ائتلافها و پیمانهاى منطقه‌اى، مانند وحدت مغرب عربى، نظر داشت. منشأ اتخاذ این سیاست از سوى او، همکارى برخى نخبگان کشورهاى عربى با استعمار فرانسه و بی‌توجهى این کشورها به قضیه تونس بود. اما اتخاذ سیاست وحدت مغرب عربى در حد شعار باقى ماند و هیچگاه به وقوع نپیوست، زیرا وى با بسیارى از این کشورها و رهبران آنها اختلافات اساسى داشت. در قبال مسئله فلسطین نیز، سیاست بورقیبه با دیدگاه دیگر رهبران کشورهاى عربى متفاوت بود. وى از ابتدا با قطعنامه سازمان ملل متحد مبنى بر تشکیل دو دولت فلسطینى و یهودى موافق بود و اعتقاد داشت که فلسطینیها باید با اسرائیلیها مذاکره کنند و کشورهاى عربى نیز باید با اسرائیل مناسبات حسنه برقرار نمایند. این اختلاف در سیاست خارجى سبب شد تا مناسبات وى با "جمال عبدالناصر"، رئیس‌جمهورى مصر، تیره شود. سیاست اقتصادى بورقیبه بورقیبه، پس از به قدرت رسیدن، به اقتصاد آزاد روى آورد که باعث اختیارات گسترده سازمانهاى خصوصى و تشویق سرمایه‌گذاریهاى خارجى شد. وى با حمایت از بخش خصوصى، به رشد اقتصادى تونس امید بسته بود ولى این سیاست، به‌ علت حجم کم سرمایه ‌هاى خارجى و ضعیف بودن بخش خصوصى، شکست خورد؛ بنابراین، بورقیبه از سال 1960 به اقتصاد سوسیالیستى روى آورد. وى اصلاحات ارضى و کشاورزى را با خط ‌مشى سوسیالیستى، در دستور کار خود قرار داد و دولت نظارت بر تمامى فعالیتهاى اقتصادى را برعهده گرفت و بخش خصوصى نیز بدون حمایت رها شد. این نوع سوسیالیسم که به صورت دستورى و دیوان ‌سالارانه، به‌ ویژه در روستاها، تحمیل شد و سبب اعتراض بسیارى از مردم گردید و شورش هایى را در پى داشت. درنتیجه، بورقیبه با الگوبردارى از نظام اقتصادى اروپا در اوایل دهه  1970، به توسعه غربى و لیبرالیستى گرایش یافت. تغییر در ساختارهاى اقتصادى، که با افزایش وامهاى خارجى همراه بود، با مقاومت طبقات حاکم مواجه گردید. تمرکزگرایى و خودرأیى بورقیبه نیز باعث وقوع بحران اقتصادى در دهه 1980 گردید. در واکنش به بحران اقتصادى و اعتراض به افزایش بهاى نان، از تاریخ 27 دسامبر 1983 تا تاریخ 6 ژانویه 1984 تظاهرات گسترده‌اى شکل گرفت که به شورش نان (ثورةالخبز) معروف شد و مردم در این اعتراضها، براى نخستین بار از زمان استقلال، مجسمه‌هاى بورقیبه را پایین کشیدند. سرانجام، بورقیبه به سرکوب نظامى مردم مبادرت ورزید که بر اثر آن 89 تن کشته و 150 تن مجروح شدند. 
بورقیبه در زمینه مسائل اجتماعى نیز کوشید از الگوى غربى بهره‌بردارى کند؛ تعدد زوجات ممنوع گردید، طلاق یک جانبه از سوى شوهر لغو شد و درخواست طلاق از سوى زن نیز ممکن گردید. در سالهاى بعد، این اصلاحات در قوانین مربوط به حداقل سن ازدواج، برنامه‌هاى تنظیم خانواده و حتى الزام زنان به کنار گذاشتن حجاب صورت گرفت. بورقیبه ادعا می‌کرد که این اقدامات را با تکیه بر قرآن و سنّت انجام می‌ دهد و معتقد بود که بدون مقدّم دانستن تحول زنان، هیچ پیشرفتى امکان‌پذیر نیست. به این ترتیب، زنان تونسى در 15 اردیبهشت 1336 براى نخستین بار در تاریخ این کشور در انتخابات شرکت نمودند و از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن برخوردار شدند. الگو برداری از تمدن غرب بورقیبه اروپا را بهترین الگو براى سازندگى و ترقى ملتهاى در حال توسعه می دانست و معتقد بود که دولتمردان جهان سوم، به‌ ویژه در زمینه اقتصادى، باید از اقتصاد غرب الگوبردارى کنند. وى مبارزه با استعمار را فقط تلاشى براى شکستن چهارچوبى می‌دانست که تونس را استثمار می‌کرد، اما پس از رسیدن به استقلال، الگوبردارى از تمدن غرب جانشین این مبارزه شد. وى بر آن بود که مبارزه با عقب‌ ماندگى هنگامى به موفقیت می‌انجامد که از کسانى که پیشرفت و ترقى کرده‌اند، کمک بگیریم. بورقیبه، آموزش به شیوه سنّتى را یکى از دلایل اصلى عقب ‌ماندگى جامعه می دانست و این مسئله با جوهر دین اسلام، که سازنده تمدن و ابداع‌ کننده خلاقیت است، مطابقت ندارد و اتخاذ این روش سبب ایجاد شکاف در جامعه می‌شود. به نظر او، شکافِ خطرناک‌ تر، از هم گسیختگى آگاهى جامعه است، به‌گونه‌اى که زمینه فرهنگى مشترک در جامعه از بین می‌رود. به باور وى، وجود اشتراک فرهنگى سبب ایجاد وحدت و از میان برداشتن اختلافات می‌شود و این امر مهم یکى از زیربناهاى دولت جدید به‌ شمار می‌آید، بنابراین یگانگى نظام آموزشى در کشور، سبب وحدت در چارچوبهاى ذهنى و روشى ملت می‌شود. 
بورقیبه به برقرارى جامعه مدنى به سبک غربى گرایش داشت و در پى این بود که از اسلام براى رسیدن به اهداف سیاسى خود استفاده کند؛ بنابراین، دادگاه هاى شرعى را حذف و اموال اوقاف و بنیادهاى مذهبى را ضبط کرد. به همین دلیل، اسلام ‌گرایان همیشه بورقیبه را سکولار و ضددین دانسته و او را شاگرد کوچک "آتاتورک"( نظامی، دولتمرد و بنیانگذارجمهوری ترکیه) به شمار می‌آوردند. حبیب بورقیبه در بسیارى موارد شیفتگى خود را به آتا ترک نشان می‌داد و حتى در برخى سخنرانیها اظهار می‌داشت که آتاتورک الگوى او در دوران جوانى بوده است، اما او با کسانى که اعتقاد داشتند خط‌ مشى وى به آتاتورک شباهت دارد، همواره مخالفت می‌کرد. یکى از مهم ‌ترین دلایل شیفتگى بورقیبه، ملی ‌گرایى آتا ترک و استفاده از اصطلاح وطن به جاى امت اسلامى بود. بورقیبه نیز ملی‌گرایى را به ایدئولوژى حزب دستور جدید افزود. وى از مفهوم ملت براى پیشبرد مبارزات آزادی ‌بخش استفاده کرد و عناصر دیگرى نیز به آن افزود.  
تدوین قانون احوال شخصى در سال 1956، ایجاد نظام آموزشى غربى درسال 1958، جلوگیرى از آموزش اسلامى و تعطیل جامع زیتونه، ترویج بی‌حجابى، دعوت مردم تونس به روزه نگرفتن در ماه رمضان و اعلام روز یکشنبه به عنوان روز تعطیل رسمى، از جمله اقدامات ضددینى بورقیبه از دیدگاه اسلام‌ گرایان و بسیارى از مردم متدین تونس به‌شمار می‌آمد. درنتیجه این اقدامات، موج اسلام‌گرایى در دهه  1970 در تونس گسترش یافت. مهم‌ترین شخصیتهاى جنبش هاى اسلام ‌گرا، "عبدالفتاح مورو" و "راشدالغنوشى" بودند. در پى توسعه مبارزات اسلام‌ گرایان در آغاز دهه 1980، بورقیبه دستور دستگیرى، محاکمه و حبس صدها تن از آنان را صادر نمود. تشویق مردم به روزه خواری در سال 1961 رییس جمهور تونس حبیب بورقیبه در هنگام ظهر ماه مبارک رمضان ضمن افطار کردن از مردم خواست مانند او روزه خود را بخورند و بر این کارش لباس شرعی هم پوشاند و از مفتی آن زمان "علامه طاهر بن عاشور" خواست که فتوای جواز افطار به عنوان افزایش تولیدات بدهد. ایشان قبول کرد و بر صفحه تلویزیون ظاهر شد، در حالی که همه مردم منتظر بودند که او چه می گوید. شیخ این آیه را تلاوت کرد: «یا أیها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام كما كتب على الذین من قبلكم لعلكم تتقون» سپس گفت: «خداوند راست می گوید و بورقیبه دروغ، خداوند راست می گوید و بورقیبه دروغ، خداوند راست می گوید و بورقیبه دروغ.» و فتوا داد که روزه خواری حرام است و هر کس چنین کند یکی از امور دین را انکار کرده است و اینکه روزه گرفتن موجب کاهش تولید می شود باطل است. 
با گسترده شدن بحرانهاى سیاسى و اقتصادى، حبیب بورقیبه در تاریخ 2 اکتبر 1987 "زین‌العابدین بن‌على" را به نخست‌ وزیرى برگزید. پس از اندکى، بن‌على با آگاهى از اینکه اطرافیان رئیس‌جمهورى درصدد اقداماتى براى برکنارى وى هستند، با کمک حبیب عمار (فرمانده گارد ملى) و با استناد به اصل 57 قانون اساسى، بورقیبه را در تاریخ 7 نوامبر 1987 عزل نمود و در اعلامیه‌ اى که از رادیو پخش گردید، اظهار داشت با توجه به کهولت و وخامت وضع سلامت بورقیبه و با تکیه بر گزارشهاى پزشکى در این زمینه، او دیگر تونایى اجراى وظایف ریاست جمهورى را ندارد. بورقیبه پس از برکنارى از ریاست جمهورى، فعالیت سیاسى را به‌طور کلى کنار گذاشت و به زادگاه خود بازگشت. 
حبیب بور قیبه در تاریخ 6 آوریل سال 2000 از دنیا رفت و در زادگاهش دفن گردید. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۷:۴۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۷:۴۷

اسناد و مراجع