حبیب‏الله عسگراولادی مسلمان، در سال 1311 ش، در یک خانواده متدین و از پدر و مادری اهل دماوند، در تهران متولد شد. پدرش در ابتدا به شغل بنکداری خواربار در دماوند اشتغال داشت، اما به علت زلزله ای که در دماوند آمد و زندگی پدرش آسیب جدی دید، امکان زندگی در دماوند برایشان فراهم نبود؛ لذا پدرش در شش سال ابتدایی زندگی حبیب الله، به کار ساده‏ای در تهران اشتغال داشت تا اینکه مجدداً به دماوند بازگشت. بر اثر جنگ جهانی دوم و وخیم شدن اوضاع اقتصادی امکان تحصیل از وی گرفته شد، لذا به کار در بازار تهران اشتغال یافت و چند سال در بازار دروازه ای تهران به خرده فروشی برنج پرداخت. وی در منزل برادر بزرگترش، صادق، سکونت گزید. سکونت در این محل و نزدیکی محل کار او با مسجد امین الدوله باعث آشنایی‏اش با برنامه های مذهبی مسجد شد. در مسجد با شیخ حسین زاهد آشنا شد و در کلاس علوم دینی او در مسجد جامع تهران شرکت کرد و دروس حوزوی را تا سطح فراگرفت. عسگر اولادی در سالهای پایانی دهه بیست، به هنگام تحصیل علوم حوزوی در مسجد امین الدوله و بعدها در حوزه علمیه مروی و در حالی که سیزده سال بیشتر نداشت به فعالیتهای سیاسی به رهبری آیت الله کاشانی، جلب و در سال 1327 در یک راهپیمایی که به دعوت آیت الله کاشانی به هواداری از مردم فلسطین تشکیل شده بود، دستگیر و بازداشت شد. از سال 1327، پس از آزادی از زندان تا 28 مرداد 1332، در جریانات، با آهنگ روحانیت، در متن فعالیتها بود. در 1327 به فعالیتهای سیاسی وارد و با حوادث ملی شدن نفت آشنا شد و در تجمعات و تظاهرات این دوران شرکت می‏کرد. وی که با فعالیت جمعیت فدائیان اسلام نیز آشنا بود، در 1333، به همراه عده ای از دوستانش که در مسجد امین الدوله با هم آشنا شده بودند، تصمیم گرفتند هیأتی مذهبی تأسیس کنند و به فعالیت فرهنگی بپردازند. لذا هیأتی به نام هیأت «مؤید» تأسیس کردند و در مسجد امین الدوله به فعالیت مشغول شدند.  
با شروع نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، از طریق آیت‏الله مهدوی کنی با حضرت امام آشنا شده و از طرف امام مأمور وصول وجوهات شرعی در بازار تهران شد. در ماجرای تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، ارتباط هیئت وی با بیت امام گسترده تر شد و این ارتباط باعث ائتلاف آنها با دو هیئت مسجد شیخ علی و هیأت اصفهانیهای بازار و تشکیل هیأتهای مؤتلفه اسلامی گردید. در سال 1343 که هیأتهای مؤتلفه به ترور حسنعلی منصور اقدام کرد، عسگر اولادی نیز به همراه شاخه نظامی مؤتلفه به جرم نگهداری چمدان اسلحه دستگیر و به حبس ابد محکوم شد و در 1356 مورد عفو قرار گرفت و از زندان آزاد شد.  
حبیب ‏الله عسگر اولادی علاوه بر حضور در کمیته استقبال از امام، جزو کسانی بود که در هفته های آخر قبل از بازگشت امام به وطن در پاریس در کنار ایشان بود و همراه با امام (ره) به ایران آمد. وی از سالهای قبل از انقلاب جزو معتمدین امام در بازار و در دریافت وجوهات شرعی بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز راه اندازی کمیته امداد جهت رسیدگی به وضعیت محرومان از نخستین حکم‌هایی بود که از امام (ره) دریافت کرد. وی همچنین از همراهان شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی در راه اندازی حزب جمهوری اسلامی بود که تا زمان تعطیلی حزب، عضو شورای مرکزی آن بود. عسگراولادی یکبار در سال 60 و در جریان ترورهای منافقین مورد سوء قصد قرار گرفت و با هوشیاری محافظینش جان سالم بدر برد و البته مدتی در بیمارستان بستری بود. وی چند وقتی نیز وزیر بازرگانی بود که در جریان اختلاف نظرهای آن روز در دولت و برای حفظ مصالح نظام که در شرایط جنگ بود استعفا داد تا اختلاف دیدگاهها فشاری بر مردم وارد نیاورد. پس از این استعفا بود که حضرت امام (ره) درباره او فرمود:« .... آقای عسگراولادی که ایشان هم نظیر آقای مرحوم عراقی از اول نهضت همراه بود و زحمت کشید و من او را مرد بسیار صالحی، بسیار فداکاری می دانم.» عسگراولادی همچنین در کارنامه خود سابقه نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی و حضور در جایگاه نایب رئیسی و عضویت در هیات رئیسه مجلس را نیز دارد. عضویت در هیات منصفه مطبوعات و ریاست آن، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام از دیگر سمتهای فعلی عسگراولادی در کنار نمایندگی ولی فقیه در کمیته امداد امام (ره) است.  
حبیب الله عسگراولادی در پاسخ به شایعه‏ای مبنی بر این که « از آن رو پسوند مسلمان بر نام خانوادگی عسگراولادی افزوده شده که او در خانواده ای یهودی به دنیا آمده است و پس از اسلام آوردن این پسوند به او ارزانی شد.» می‏گوید: «علت اینکه پسوند فامیلی من مسلمان است، این است که اداره ثبت احوال منطقه در محله امامزاده یحیی بین خیابان  ری و سیروس هم مسلمان و هم یهودی را ثبت می کرد. زیرا امامزاده یحیی یک ضلع محله اش به محله یهودی نشین می خورد. اما محل سکونت ما یهودی نشین نبود. در شناسنامه ها که می نوشتند، ملیت و تابعیت بعد از اسم و فامیل بود. ملیت  ما هم اسلام یا مسلمان بود. نویسنده شناسنامه وقتی عسگراولادی را نوشته، مسلمان را آن طرف ملیت ننوشته. در کنار عسگراولادی نوشته، لذا فامیل من بین برادران و خواهرانم عسگراولادی مسلمان است. هیچ یک از برادران و خواهرانم قید مسلمان را به دنبال شناسنامه ندارند. تابعیت ایرانی است و ملیت اسلام است. اگر منافقان سوءاستفاده‏ای از قید مسلمان کردند و کیهان - ضدانقلابیون چاپ لندن- در این باره چیزهای مختلفی را نقل کرده از جمله گفته که عسگراولادی جدیدالاسلام است، پدر و مادرش یهودی بودند و او جدیدالاسلام است که پسوند مسلمان دارد. بعضی به من می گفتند که شما بنویس و این مسلمان را عوض کند. جوابش را من گفتم که افتخار می کنم مسلمانم و مسلمان بودن چیزی نیست که نامه بنویسم به ثبت احوال که من نمی خواهم قید مسلمان بعد از اسمم باشد. لذا بنده و فرزندانم بعد از عسگراولادی، در شناسنامه مان مسلمان قید شده در صورتی که در ثبت احوال چنین اشتباهی رخ داده است.» 
عضو شورای کمیته امداد از 14 اسفند 1357 وزیر بازرگانی کابینه شهید رجایی وزیر بازرگانی کابینه شهید باهنر وزیر بازرگانی کابینه آیت الله مهدوی کنی وزیر بازرگانی کابینه میرحسین موسوی نمایندگی ولی فقیه در کمیته امداد امام خمینی (ره) رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام  
حبیب ‏الله عسگراولادی پس از آنکه به مشارکت در ترور حسنعلی منصور متهم شد، به زندان افتاد و در جریان محاکمه‌ سران هیئت‌های موتلفه به حبس ابد محکوم شد. هرچند عسکراولادی از سوی دادگاه به تحمل حبس ابد محکوم شده بود اما بعد از 13 سال حبس به همراه گروهی دیگر از زندانیان سیاسی، از زندان آزاد شد. چگونگی آزادی عسکراولادی و گروه همراهش بعد از انقلاب به سوژه‌ای بحث‌برانگیز در محافل سیاسی تبدیل شد. او جریان آزادی زودهنگامش را با مقدمه‌ای از تلاش‌های ناکام برخی علما در چندسال اول زندان برای مجاب کردن او و دیگران به نوشتن درخواست عفو، چنین روایت می‌کند: «حدود پنج شش سال از زندان ما گذشته بود که تعدادی از بزرگان من جمله آقای حاج ابوالفضل توکلی‌بینا، پیام آیت‌الله میلانی و آیت‌الله خویی را برای آیت‌الله انواری و دیگران در زندان آورده بودند که شما یک چیز ساده بنویسید تا آزاد شوید. این را در وقت ملاقات و در پشت میله‌های زندان به من گفتند که شما تعصب به خرج نده، چرا که این تعصب اسباب این است که هم خودت و هم دیگران در زندان بمانید. آنجا به دوستان عرض کردم که اراده‌ام این است که مسلمان بمیرم، نه اینکه قهرمان بمیرم. اگر اسلام اقتضا کند، من این کار را می‌کنم اما این دلایلی که می‌آورید اقتضای اسلام نیست. این مطالبی که شما می‌گویید اطلاعاتی است که از بیرون دارید و چیزهایی که ما درون زندان می‌دانیم، نمی‌دانید؛ لذا اگر برای من ثابت شود که اقتضای اسلام این است، وظیفه‌ام را انجام خواهم داد. بعضی از آقایان مثل آقای توکلی‌بینا از حرف من استقبال و عده‌ای هم ناراحت شدند و گفتند که این کار شما تعصب است. دو سه بار دیگر هم تعدادی از بزرگان از بیرون زندان خواستند که این کار را انجام دهیم اما بنده و شهید عراقی گفتیم که ما این وظیفه را تشخیص نمی‌دهیم.»   یک عذرخواهی ساده... عسگراولادی، شهیدعراقی و دیگران در آن سال از نوشتن نامه درخواست عفو سرباز زدند اما آنچنان که خود عسگراولادی می‌گوید در سال 54 تصمیم دیگری گرفتند: «در سال 1354 به دلیل اختناق سیاسی جامعه و شرایط نگران‌کننده‌ای که از این اختناق سیاسی احساس می‌شد، دولت آمریکا به شاه فشار آورد که فضای سیاسی را باز کند. لذا رژیم ناگزیر بود تعدادی از زندانیان سیاسی را آزاد کند. به واسطه‌ بعضی از علمای بزرگ سفارش‌هایی از امام (ره) به ما رسید که شما یک مطلب ساده‌ای بنویسید تا آزاد شوید. بنده یک عذرخواهی ساده نوشتم...» عسگراولادی و عراقی بعد از نوشتن این «عذرخواهی ساده» به مراسم جشنی برده شدند که بعدها به عنوان جشن سپاسی‌ها معروف شد. وی درباره‌ جریان شرکت در آن مراسم می‌گوید: «یک شب ما دو نفر -عسکراولادی و عراقی- را بردند در مدرسه داخل زندان قصر. فردا صبح در طبقه پایین مدرسه جشن آزادی زندانیان سیاسی برقرار شده بود، آمدند چشمان ما را بستند و بردند در وسط جمعیت نشاندند، سپس چشم ما را باز کردند. هر کاری کردند که یکی از ماها صحبت کنیم، مطلقاً قبول نکردیم. چهار پنج نفر از کمونیست‌ها و یکی دو تا از ملی‌گراها صحبت کردند ولی هر کاری کردند یکی از مسلمانان صحبت کند، این کار انجام نشد و عملاً ما در جشن شرکت نکردیم. مطبوعاتی که آنجا حضور داشتند سعی کردند از ما عکس بگیرند و با ما مصاحبه کنند ولی موفق نشدند. شهید عراقی عینک دودی به چهره زده بود و هر دوی ما با دست روی چهره خود را گرفتیم که کسی از ما عکس نگیرد. چون ما موافق اینکه ما در این مجلس باشیم، نبودیم. اما آن کسانی که طالب این جشن بودند، بعداً از نگاه منافقین و چریک‌های فدایی خلق، قهرمان معرفی شدند. ولی ما این جشن را قبول نداشتیم، هرچند این مراسمی بود که طی آن ما را آزاد کردند.» عسگراولادی پس از آزادی از زندان، بار دیگر فعالیت و همفکری با روحانیون و همرزمان خود را در پی می گیرد و مدتی هم به پاریس می رود تا با امام خمینی(ره) ملاقاتی داشته باشد. 
نگرش سیاسی - اقتصادی عسگراولادی، او را در برابر برخی از نیروهای انقلابی چپ گرای مذهبی قرار داد. به گونه ای که در حزب جمهوری اسلامی مشاجرات میان او و میرحسین موسوی به رویه معمول تبدیل شده بود. عسگراولادی که در دولت میرحسین وزارت بازرگانی را عهده دار شده بود، به همراه برخی از وزاری همفکر نامه‏ای به امام خمینی(ره) می نویسد و از سیاست های میرحسین موسوی گله می کند. عسگراولادی، ناطق نوری، ولایتی، توکلی، رفیق دوست، مرتضی نبوی و پرورش در بخشی از نامه خود نوشته بودند: «عده ای در دولت به دنبال دولتی کردن مردم هستند و عده ای به دنبال مردمی کردن دولت... اگر بخواهیم از این بن بستی که دچار آن شده ایم، بیرون بیاییم و قفل اقتصاد کشور باز شود، باید به دنبال مردمی کردن اقتصاد باشیم.» البته عسگراولادی با «بهزاد نبوی» دیگر عضو کابینه میرحسین موسوی نیز در برخی اقدامات همچون «بسیج اقتصادی» اختلافات گسترده ای داشت  به گونه ای که حتی جلسه ای با حضور «رئیس جمهور، نخست وزیر و رئیس  مجلس» وقت و آن دو برگزار شد تا اختلافات حل شود، اما نه تنها آن مشکل حل نشد، بلکه بهزاد نبوی هم از حضور در کابینه استنکاف کرد که پس از مدتی با وساطت هایی بازگشت، اما این بار عسگراولادی بود که در پی اختلافات حل نشده کابینه، راه استعفا را برگزید. او درباره این استعفا می گوید: «یکی از مشکلات کمبود ارزاق در ماه مبارک رمضان بود، به خصوص در شرایط جنگ، کشتی های حامل مواد غذایی در بندرهای جنوبی ایران منتظر کامیون های وزارت صنایع سنگین بودند و وزیر وزارتخانه بهزاد نبوی هم برای حل این مشکل همکاری نکرد و فشار این اختلاف سلیقه به روزه دارانی آمد که سفره شان خالی مانده بود. من صلاح ندیدم این رویه ادامه یابد و فشار اختلاف سلیقه ها بر مردم باشد.» اگر چه عسگراولادی، از وزارت بازرگانی استعفا داد، اما او همچنان به عنوان چهره موثر و متنفذ مخالفان دولت وقت مطرح بود. وی با شکل گیری کمیته امداد از آغازین روزها در رأس این نهاد قرار گرفت. در دورانی که چپ گرایان بر اسب قدرت می تاختند، اقبال روی خوشی به عسگراولادی نشان نداد و فقط حزب جمهوری اسلامی و جلسات مؤتلفه‏ای‏ها مکانی امن برای وی بود. با انحلال حزب جمهوری اسلامی او و دوستانش بار دیگر حزب مؤتلفه را احیا کرده و عسگراولادی مدیریت این تشکل را بر عهده گرفت. سال ها او در مقام دبیرکلی مؤتلفه بود که در تیر 83 جای خود را به محمدنبی حبیبی، دیگر عضو مؤتلفه داد.  
حبیب ‏الله عسگر اولادی در سال 1364 در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد. وی در نطق انتخاباتی خود كه در صدا و سیما و جراید انعكاس یافت، به صراحت از دولت و عملكرد آن انتقاد نموده و بحث اختلاف دو جناح حزب جمهوری را كه در آن سال‌ها به تضاد میان برخی وزرا و نخست‏وزیر (میرحسین موسوی) منجر شده بود، را مطرح ساخت. وی  مسائل و مشكلات را چنین بیان كرد: «برخی از مشكلات مردم بر اثر عدم مشورت و عدم انسجام‌هاست، ضعف در برخی از مدیریت‌هاست.» ایشان در جای دیگر بحث مهمی را كه ریشه‏ی اختلاف دو جناح حزب جمهوری می‌باشد را به میان كشید و از دولتی شدن روز‌افزون كارهای مردم انتقاد كرد: «اینكه وابستگی‌ها به بیگانگان توسط دولتی كردن تجارت از بین می‌رود، باید دید كه در كشورهایی كه تجارت خارجی آنها دولتی است، آیا وابستگی‌شان جدی‌تر نیست؟ دولتی بودن تجارت خارجی را تنها در بلوك شرقی می‌توان یافت. كدام‏یك از اینها مستقل هستند... جاییكه ضرورت دارد دولت باید نظارت داشته باشد ولی جایی كه ضرورت ندارد دولت نباید نظارت داشته باشد. خانواده‏ی دولت را گسترده كردن برای كاری كه مردم می‌توانند انجام دهند باعث ضرر خواهد بود... از مردان سه قوه استدعا كردم كه در یك نشست ملموس برای مردم به سرمایه‌گذاری مردم در بخش‌های تولیدی ضروری و كشاورزی و دامداری تأمین بدهید و عرض كردم كه اگر این تأمین از جانب روسای سه قوه نباشد مردم جرأت سرمایه‌گذاری پیدا نمی‌كنند.» وی با اشاره به مشكلات اقشار مردم، دولت و قوه‏ی قضائیه را كه در دست جریان چپ بود، به حركت خودسرانه و مافوق قانون متهم ساخت: «مشكلات اقتصادی، عدم اشتغال و مشكل احتكار و تورم، پشت حقوق بگیران را شكسته است... قانون اساسی در مورد هماهنگی سه قوه ناقص اجرا می‌شود... قانون اساسی درباره‏ی كشاورزی و صنعت و اقتصاد درست اجرا نشده است. تعدادی از دستگاه‌های اجرایی بی‌اعتنا به قانون و خودسرانه عمل می‌كنند كه باعث نگرانی و ناراحتی مردم خواهد بود. برخی از دستگاه‌ها در قوه‏ی قضائیه خود را مافوق قانون می‌دانند. مشكل دیگر مشكل فرهنگی و آموزشی است و مشكل بعدی مشكل فساد اداری است و البته مشكلات اقتصادی به شكل اشتغال و مشكل احتكار، گرانی و تورم نقش برجسته‌تری دارد كه در این باره كوشش‌های جدی‌تری در دوره‏ی آینده باید شروع شود، زیرا احتكار و تورم پشت حقوق‌بگیرانمان را نزدیك به شكستن می‌كند.» در كل عسگراولادی، عدم اجرای قانون اساسی در قوا به ویژه قوه‏ی قضائیه را مورد توجه قرار داده بود. وی مسئولیت تنظیم روابط بین قوا را رأس وظایف دوره‏ی بعدی ریاست‏جمهوری برشمرد و اقدامات انجام شده در دوره‏ی قبل را در این راستا رضایت‌بخش نمی‌دانست.  
بعد از گذشت 4 سال از فتنه 88، حبیب الله عسگر اولادی  در اظهاراتی تأمل برانگیز افرادی نظیر موسوی و کروبی را فتنه گر ندانست. وی در نشست هفتگی هواداران حزب مؤتلفه اسلامی در تاریخ شنبه 18 آذر 1391 تأکید کرد که نامزدهای انتخابات 88 را «اهل فتنه نمی داند» بلکه معتقد است «اهل فتنه آنها را محاصره کرده اند.» سخنان وی مورد استقبال رسانه های ضد انقلاب از جمله BBC، رادیو فردا، کلمه، جرس و بسیاری دیگر از این قبیل رسانه ها قرار گرفت.BBC فارسی در گزارشی از سخنان وی نوشت: حبیب ‌الله عسگراولادی، از چهره‌های ... پرسابقه ایران و دبیرکل پیشین جمعیت مؤتلفه اسلامی، تشکل سیاسی نزدیک به بازاریان سنتی، گفته است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی، نامزدهای ریاست جمهوری در انتخابات 1388 ایران را «اهل فتنه» نمی‌داند. عسگراولادی این گفته را در پاسخ به خبرنگاری که از او درباره اظهارات محمد موسوی خوئینی‌ها پیرامون انتخابات ریاست‌جمهوری آینده پرسیده بود، بیان کرده است. موسوی خوئینی‌ها گفته بود: «اصلاح‌طلبان نمی‌توانند شرط مرزبندی با معترضان به نتایج انتخابات را برای بازگشت به عرصه سیاسی بپذیرند. می‌گویند اگر می‌خواهید در انتخابات شرکت کنید باید از فتنه ابراز بیزاری بجویید. ابراز بیزاری یعنی چه؟ یعنی از آقایان مهندس موسوی و حجت الاسلام کروبی تبری بجوییم؟ ما خودمان آقای موسوی را به عنوان کاندیدا معرفی کردیم.» عسگراولادی اظهار داشت: «آقای موسوی خوئینی‌ها اختیار دارد که اعلام برائت نکند، اما طبیعی است که مردم نمی‌پذیرند.» او گفت علت این امر این است که «فتنه‌گران کارهای زشتی علیه خط امام (ره) و امام حسین (ع)انجام دادند.» با این حال وی افزوده است که به نظر او این نامزدهای انتخابات نبوده‌اند که به چنان اعمالی دست زده‌اند، بلکه عده‌ای دور آنها جمع شده و چنین اقداماتی کرده‌اند.   من معتقدم کروبی گم شده است! این اظهارات اولین سخنان عسگراولادی درباره فتنه 88 نبود، وی مهر ماه سال 88 نیز شبیه این اظهارات را  بر زبان رانده بود. وی 26 مهر 88 در یک نشست مطبوعاتی گفت: «ما هنوز معتقد نیستیم که موسوی، کروبی و خاتمی فتنه گر هستند ما معتقدیم اطراف این‌ها کسانی هستند که از آنان سوء استفاده می‌کنند و آنها را در شرایطی قرار داده‌اند که واکنش‌هایی این چنینی داشته باشند. من خود پس از جریانات اغتشاشات خیابانی با حجت الاسلام کروبی دیدار داشتم  و درددل صمیمانه ای کردیم، چون سال‌های زیادی با ایشان کار کرده‌ام، از او پرسیدم می‌خواهید کجا قرار بگیرید داخل نظام یا خارج از نظام؟ من معتقدم کروبی گم شده است و باید کوشش کنیم که او خودش را پیدا کند.» وی با تاکید بر اصرار آیت الله مهدوی کنی بر دیدار با کروبی گفت: «ایشان به من توصیه کردند با کروبی صحبت کنم و من نیز به دیدار کروبی رفتم و کروبی بسیار با محبت و دوستانه با من برخورد کرد و ما به دنبال ایجاد وحدت در میان گروه‌های سیاسی هستیم.»   موسوی، کروبی و خاتمی را مفت بدست نیاورده‏ایم عسگراولادی با تاکید بر اینکه ما نمی‌خواهیم راجع به کروبی، خاتمی و موسوی ظلم کنیم، افزود: «این افراد سالیان زیادی به کشور خدمت کردند اما این‌ها در نظام ارزش دارد. موسوی، کروبی و خاتمی از خانواده انقلابند و آن‌ها را مفت بدست نیاورده ایم که آن‌ها را مفت از دست بدهیم.» وی با اشاره به اغتشاشات و اختلافات بعد از انتخابات  تصریح کرد: «هیچ تقلب و تخلفی در انتخابات رخ نداد کما اینکه مقام معظم رهبری برای بررسی مجدد صحت انتخابات دستوراتی را دادند و صحت انتخابات مجدد بررسی شد.» وی با اشاره به اعتراضات برخی نامزدها به نتیجه انتخابات گفت: «من با مهندس موسوی که زمانی وزیر بازرگانی ایشان نیز بودم پس از انتخابات دیدار صمیمانه ای داشتم و به وی نیز ثابت شده که در انتخابات تقلبی رخ نداده و موضوع تنها ذهنیت سازی اطرافیان وی است.» وی با اشاره به اقدام مقام معظم رهبری در خصوص تمدید مدت بررسی و نظارت بر نتیجه‌ انتخابات ریاست جمهوری، گفت: «پس از این موضوع در مورد اتفاقاتی که رخ داد من به همراه چهار نفر دیگر با مهندس موسوی صحبت کردیم. ایشان در آن جلسه صحبت‌های ما را پذیرفتند و حتی وقتی ما تا جلوی در آسانسور می‌آمدیم لطف کردند و آمدند. ما هم به ایشان گفتیم این دفعه ما خودمان به دیدار شما آمدیم دفعه دیگر هم اگر شما ما را دعوت کنید، خواهیم آمد. ایشان قول دادند اما فردای آن روز بیانیه‌ شماره‌ 10 خود را صادر کردند و در واقع جلسه‌ای که ما با ایشان داشتیم کان لم یکن شد.»   هاشمی سردار بزرگی است وی گفت: «حرف تازه‌ای که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی زده‌اند این است که من دولت را مشروع می‌دانم. وی با بیان اینکه «آقای هاشمی رفسنجانی انصافاً سردار بزرگی است. به حقیقت می‌توان گفت که ایشان سردار قبل از انقلاب، بعد از انقلاب و در نهایت سردار بزرگ جمهوری اسلامی است. من برای خانواده ایشان هم احترام قائلم اما به نظرم باید یک بار برای همیشه برخی ابهامات درباره خانواده ایشان پاک شود؛ چراکه وقتی کسی در رأس دو بال پرواز رهبری یعنی مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار دارد در رابطه با اطرافیانش نباید ابهامی وجود داشته باشد.»   افراطی ها توجهی به وضعیت کشور نمی‌کنند عسگراولادی آبان ماه سال 88 نیز از برخوردها با سران فتنه انتقاد کرده و گفته بود عده ای به دنبال اعدام موسوی و کروبی هستند:«در شرایط فعلی کشور افراطی‌ها می‌گویند باید افرادی مانند موسوی و کروبی را محاکمه و اعدام کرد. این افراط است، این مساله دشمن‌تراشی افراطی‌ها را نشان می‌دهد که هر روز می‌خواهند یک آیت‌الله منتظری و بنی صدر برای نظام درست کنند و توجهی به وضعیت کشور نمی‌کنند.» او همچنین خطاب به سران فتنه گفته بود :«آقایان موسوی و کروبی اگر می‌خواهند به نظام برگردند باید پایبندی خود به قانون اساسی، نظام، امامت، ولایت را اعلام کنند. این افراد از دایره انقلاب بیرون رفته‌اند اما باید با آنها صمیمانه صحبت کرد. برخی افراد شدت عمل به خرج می‌دهند به نظر من اگر می‌خواهیم این افراد را درون نظام نگه داریم، نباید آنها را لجن‌مال کنیم، این افراد حیثیت دارند.» 
به دنبال اظهارات عسگراولادی بسیاری از او به خاطر تطهیر سران فتنه انتقاد کردند. به عنوان نمونه تشکل‌های سیاسی دانشجویی دانشگاه آزاد در نامه‌ای خواستار شدند تا آقای عسگراولادی برای شفاف‌سازی به دانشگاه بیاید.البته واکنش ها به انتقاد از عسگراولادی محدود نشد و در این میان برخی نیز در حمایت از او گفتند و نوشتند، از جمله انبارلویی در مقاله‏ای با عنوان «رسایل شیخ» در روزنامه رسالت نوشت: «عسگراولادی کسی است که دارای تجربه حضور در متن حداقل 5 فتنه در تاریخ معاصر بوده است؛ فتنه ملیون ضد ملی و ضد اسلام در نهضت ملی شدن نفت، فتنه منافقین و لیبرالها در نهضت امام خمینی (ره)، فتنه منتظری و باند مهدی هاشمی، فتنه ملوچ و منوچ در 18 تیر78 و بالاخره فتنه خروج از حاکمیت و خروج بر حاکمیت دوم خردادی‌ها در سال88. سخنان وی در سالگرد 9 دی یک بازخوانی متفاوت از فتنه 88 و نگاه جدید به سران فتنه، بستر سازان فتنه و عوامل و عناصر اصلی فتنه بود. برخی بدون آنکه استناد به سخن او کنند، با شتابزدگی آن را تبرئه و  تطهیر اهل فتنه خواندند اما کسانی که دقت در صغری و کبری بحث او داشتند چنین داوری را نداشتند.» 
حبیب ‏الله عسگراولادی به حمایت از هاشمی رفسنجانی نیز مشهور است، وی معتقد است هاشمی اصولگرایی است که تسلیم نظرات رهبری معظم انقلاب است. وی از افزایش فشارها بر اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، انتقاد کرده و می گوید : «برخی سخت گیری هایی که در مورد آیت الله هاشمی رفسنجانی انجام می دهند، می خواهند ایشان را شهروندی بی شناسنامه کنند که نباید اینطور باشد.» وی درباره نحوه ارتباط میان هاشمی رفسنجانی و رهبر معظم انقلاب نیز می گوید :«در زمانی که مقام معظم رهبری حکمی داشته باشند ایشان تسلیم هستند.» عسگراولادی از حکم رهبر معظم انقلاب درباره وقف دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان نمونه ای بارز از تابعیت هاشمی رفسنجانی از احکام حکومتی ولی فقیه یاد کرد و گفت که آقای هاشمی رفسنجانی یک مجتهد سیاسی است و در طول زندگی خود در زمان امام و در حال حاضر همواره تابع ولی فقیه است . وی ادامه داد: «آقای احمدی نژاد در یک سمت اصولگرایی و آیت‏الله رفسنجانی نیز در طرف دیگر اصولگرایی است.»  
حبیب الله عسگر اولادی در مرور خاطراتش از حذف نام خود و مهدی عراقی از لیست پرواز توسط اطرافیان امام در پاریس می‌گوید. تصمیمی که وقتی امام از آن مطلع می‌شود، لغوش می‌کند: «حرکت امام به سمت ایران باید در روز پنجم بهمن صورت می‌گرفت ولی چون فرودگاه مهرآباد بسته بود، پرواز انجام نشد. امام در روز نهم فرمودند:« که ما به تهران می‌رویم.» خدمت ایشان عرض کردند که آقا راه بسته است و ممکن است وقتی از مرز ایران وارد شدیم ما را بزنند، ولی امام مصمم بود که به ایران بازگردد. روز دهم دوستان تلاش زیادی کردند و دو هواپیما تهیه کردند. امام پرسیدند که مگر چه تعدادی هستیم، عرض کردیم تعدادمان از یک هواپیما بیشتر است و ناچار شدیم دو تا هواپیما بگیریم. امام فرمودند:«یک هواپیما کافی است، تعدادی را کم کنید.» آن روز من در همان چمن روبه‌روی منزل امام نشسته بودم که شهید عراقی با یک حالت ناراحت و بغض کرده پیش من آمد و گفت: «می‌دانی چه شده؟» گفتم: «چه شده؟» گفت: «من و تو را از هواپیما حذف کردند. من که نمی‌توانم تحمل کنم امام سوار هواپیما بشود و من همراه او نباشم. این هواپیما هواپیمای شهادت است و من باید همراه ایشان باشم.» من هم کمی ناراحت شدم و به ایشان گفتم: «من نمی‌دانم چه می‌شود ولی می‌دانم امام قولی که داده، بی‌اساس نیست.» شهید عراقی گفت: «مگر چه قولی داده‌اند؟» گفتم: «فرموده بمانید، ان‌شاءالله با هم می‌رویم.» من به اینکه با امام هستیم شک ندارم.» ایشان گفت: «تو به این چیزها خیال خودت را راحت و خوش کن و رفت.» هنوز یکی دو ساعت نگذشته بود که شهید عراقی شادمان پیش من آمد و گفت: «می‌دانی چه شده؟» گفتم: «نه! چه شده؟» گفت: «امام وقتی فهرست کسانی که قرار بود سوار هواپیما بشوند را دیدند، چند نفر را حذف کردند و من و تو را به لیست اضافه کرده‌اند؛ حتی جای نشستن را مشخص کرده‌اند، صندلی سوم پشت سر خودشان.» گفتم: «من که به شما عرض کردم امام قول داده و می‌دانستم امام بی‌پایه و اساس قول نمی‌دهد.»  
هفتم دی ماه 91 بود که حبیب‌ الله عسگراولادی در حاشیه همایش سراسری جبهه پیروان خط امام و رهبری در جمع خبرنگاران گفت که موسوی و کروبی را به عنوان فتنه نمی‌شناسد: «اما اهل فتنه دور اینها جمع شده‌اند و به حیثیت‌شان آسیب زده‌اند. من موسوی و کروبی را به عنوان فتنه نمی‌شناسم چون با هر دویشان کار کرده‌ام. یک سال و نیم وزیر موسوی بودم و با کروبی نیز در کمیته امداد و زندان بودم.» خبرنگاری پرسید پس به نظر شما باید از این دو فرد رفع حصر شود که وی در پاسخ به این سوال گفت: «من را وارد سیاست نکنید. این موضوعات کار امنیتی و قضایی است و دستگا‌های قضایی و امنیتی باید به این موضوع رسیدگی کنند.» دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری تاکید کرد: «اساسا کسانی که همچون آقای موسوی و کروبی در نهضت و انقلاب سابقه دارند را نمی‌توان به راحتی از دست داد.»   تأکید دوباره عسگراولادی بر مواضعش حبیب‌ الله عسگراولادی، همچنین در تاریخ 26 دی ماه 91، در نشستی با حضور جمعی از طرفداران حزب موتلفه اسلامی، بر مواضع پیشین خود درباره موسوی و کروبی تاکید کرد و گفت: «به عنوان یک عضو هیات منصفه می‌گویم که من موسوی و کروبی را در فتنه 88 مجرم نمی‌شناسم.» وی با اشاره به انتقاداتی که درباره مواضعش به ویژه در مورد میرحسین موسوی و مهدی کروبی شده بود، گفت: «در مجلس، سید بزرگواری که فامیلی‌اش هم بزرگواری است، شدیداً به من تاخته بود بدون آنکه اسمی از من ببرد. او گفته بود که کسی نمی‌خواهد من (عسگراولادی) را از اصولگرایی کنار بزند ولی با این کارها من خودم را کنار خواهم زد. او گفته بود که من می‌خواهم کف روی آب باشم و می‌گفت که اصلاً ذهنیتم عوض شده است. ... اما ایشان خیلی ساده نگاه کرده است و خیال کرده تاریخ اسلام جهانی به یک سلیقه محدود می‌شود، درحالی‌که گستره اسلام‌خواهی و امامت و ولایت به پهنای زندگی مسلمانان ایرانی است.» وی بابیان اینکه «من می‌خواهم جواب «کف روی آب» را با نقل سخنی از امام (ره) بدهم»، افزود: امام (ره) فرمودند اگر شما را از در بیرون کردند، از پنجره وارد شوید، اگر از پنجره بیرون کردند، زاویه‌ای پیدا کنید و از آن وارد شوید. شما مثل ریگ ته جوی بمانید. شما برای تصفیه آب هستید. اینکه شما را کجا راه می‌دهند یا نه به فکر آن نباشید. شما باید بمانید و آب را تصفیه کنید.»   موسوی و کروبی را در فتنه 88 مجرم نمی‌شناسم وی تاکید کرد: «من باید منصفانه به مسائل بپردازم و از مرده باد و زنده‌باد اثر نپذیرم. نباید زنده‌باد به من سرعت ببخشد یا مرده باد کُند کنَد. من به عنوان یک شهروند ایرانی حق دارم نظر حقیقی خودم را بگویم. فتنه اتفاق افتاد و مؤسس فتنه، آمریکا، اسرائیل و انگلیس بودند. ما چهار نامزد داشتیم که تبلیغات زهرآگین دشمن دو نفر از این‌ها را مفتون کرد، یعنی فتنه زده شدند نه فتنه‌گر. من به عنوان یک شهروند اظهارنظر کردم و به عنوان یک عضو هیئت منصفه می‌گویم که من موسوی و کروبی را در فتنه 88 مجرم نمی‌شناسم. آیا نباید این را بگویم، چون به من انتقاد می‌کنند؟»    اگر بگوییم همه منفی بوده‌اند، از انقلاب چه می‌ماند؟ عسگراولادی ادامه داد: «می‌خواهم حرف‌هایم را در چهارپایه بگویم؛ اولین پایه اینکه تاریخ ایران باید قابل نگارش باشد. اگر از دو رهبر، شش رییس‌جمهور و چند نخست‌وزیر بگویید که همه به غیر از احمدی‌نژاد منفی هستند چه می‌شود؟ وقتی در صحنه تاریخی کشور حضور دارم، بسیاری از مسائل را دیده‌ام. کسی در دوره‌ای جرات نمی‌کرد اسم بنی‌صدر را ببرد. او با بالاترین رأی در کشور سوار بود و در دفاع مقدس کارهای مثبتی داشت اما کارهای منفی هم داشت. باید تاریخ را آن گونه که هست گفت. بنی‌صدر یکی از توفیقاتش این بود که برای اولین بار رأی بالای 10 میلیون مردم را به دست بیاورد و این مثبت است اما در تمسک به ولایت، شکست جدی و قطعی خورد.»   نمی‌خواهم جوری حرف بزنم که برایم زنده‌باد بگویند عسگراولادی بابیان اینکه «من نمی‌خواهم جوری حرف بزنم که برایم زنده‌باد بگویند»، ادامه داد: «باید این واقعیت‌ها را بگویم که پیش خدا جوابی داشته باشم. گردانندگان اصلی فتنه همه در کشورهای غربی پناهنده شده‌اند و حقوق می‌گیرند. این دو نامزد ما فتنه‌گر و فتنه ساز نبودند و گرفتار فتنه شدند.  با برادرم موسوی و برادرم کروبی سال‌ها کارکرده‌ام.»   آن دو نامزد فتنه‌گر و فتنه ساز نبودند و گرفتار فتنه شدند «من با برادرم موسوی و برادرم کروبی سال‌ها کارکرده‌ام ولی در سال‌های فتنه برخی مسائل را نپذیرفتند. موسوی رییس ما در دولت بود. ایشان فتنه ساز نیست، اما راهی بازشده، باید از فتنه تبری بجویند. من بازمی‌گویم که فتنه‌گر آمریکا، اسرائیل و انگلیس‌اند و باید از این‌ها تبری بجویند. درباره حصر خانگی این دو عزیز نیز جدا از اینکه مقامات امنیتی و قضایی چه تصمیمی بگیرند، من به عنوان عضو هیئت منصفه می‌گویم که این دو را مجرم نمی‌شناسم.» دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری در بخش دیگری از اظهارات خود گفت: «وقتی فتنه گسل‌هایی در داخل ایجاد می‌کند و تلاش می‌کند میان مردم و رهبری و نظام فاصله بیندازد، اما موفق نمی‌شود، با فلش‌های دیگری این کار را می‌کند و به جای مکتب اسلامی، مکتب ایرانی را نشان می‌دهد. اگر ایرانیت و تعصب ایرانی را مطرح کنیم، مطمئن باشید که تازه اول کار خواهد بود.»    خوابی درباره کروبی ندیده‌ام عسگراولادی همچنین درباره انتشار خبری مبنی بر اینکه وی خوابی در مورد کروبی دیده است گفت: «این خبر که من خوابی در مورد آقای کروبی دیده‌ام و آن را با مقام معظم رهبری در میان گذاشتم از اساس دروغ است.»  
بعد از اینکه عسگراولادی در اظهاراتی موسوی و كروبی را گرفتاران فتنه خواند و گفت سران فتنه آمریكا و انگلیس و رژیم اسرائیل هستند و این دو خود گرفتار فتنه شدند. این موضع با استقبال گسترده برخی محافل داخلی و خارجی مواجه شد و جمعی از اصلاح‌طلبان نیز با انتشار نامه‌ای خطاب به وی از این موضع او استقبال و تشكر كردند.   صحبت‌های عسگراولادی هیچ‌گونه ارتباطی با حزب موتلفه ندارد حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی در جمع خبرنگاران در خصوص صحبت‌های عسگراولادی در رابطه با موسوی و کروبی گفت: «این صحبتها مواضع شخصی ایشان بوده و هیچ‌گونه ارتباطی با حزب موتلفه ندارد. خود آقای عسگراولادی نیز اعلام کردند که این مواضع ربطی به حزب موتلفه و بقیه اصولگرایان ندارد. هدف ایشان از بیان این اظهارات این بوده که بگوید امریکا و انگلیس سران اصلی فتنه هستند و ممکن است در هر منطقه‌ای از وجود این‌چنین افرادی استفاده کنند. سران فتنه در صورتی قابل بازگشت هستند که از سران اصلی فتنه یعنی استکبار جهانی تبری جویند.»   از سخنان عسگر اولادی تطهیر فتنه گران برداشت می‏شود حجت‌الاسلام جعفر شجونی، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه در پاسخ به این سؤال که آیا مواضع اخیر آقای حبیب‌ الله عسگراولادی مبنی بر «فتنه‌گر نبودن آقایان موسوی و کروبی» موضع حزب موتلفه اسلامی هم هست یا خیر؟ گفت: این مواضع به هیچ‌وجه موضع حزب موتلفه نیست، بلکه بنده معتقدم موسوی و کروبی مباشران فتنه بودند و کسی که مباشر فتنه است، خودش هم فتنه‌گر است. بنده در تعجبم از آقای عسگراولادی که چرا سخنانی می‌گویند که «تطهیر فتنه‌گران» از آن برداشت شود. رأس فتنه، شیطان بزرگ، آمریکاست اما موسوی و کروبی هم فتنه‌گر هستند. شجونی خاطرنشان کرد: بنده در چندین شهر سخنرانی داشتم و معمولاً در این سخنرانی‌هایم، شرکت‌کنندگان از مواضع اخیر آقای عسگراولادی گلایه می‌کردند و همین سؤال را می‌پرسیدند که آیا این مواضع، موضع موتلفه است که بنده به آن‌ها هم تاکید می‌کردم که اعضای موتلفه چنین موضعی ندارند.   این خیلی گزنده است که کسی بگوید آن‌ها سران فتنه نبودند. حجت‌الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران در خطبه‌های نماز جمعه، فتنه 88 را از جمله توطئه‌های دشمنان از بیرون کشور خواند و افزود: ... ما در یکی - دو هفته گذشته به تحلیل‌هایی برخوردیم که احساس کردیم اگر وارد نشویم شما نمازگزاران و مردمی که حماسه 9 دی را آفریدید بدهکار شوید و سران فتنه طلبکار شوند. این خیلی گزنده است که هنوز سه سال از حماسه 9 دی نگذشته است - که مردم در آنجا افتخار آفریدند و انقلاب را در گردنه‌ای سخت نجات دادند - کسی بگوید آن‌ها سران فتنه نبودند. البته اظهارنظر در کشور آزاد است و قرار نیست بگوییم همه باید مثل ما فکر کنند، بلکه افراد باید حرفشان را بزنند. خاتمی ادامه داد:‌ چه بسا شخصیتی حرفی بزند که ما حرفش را قبول نداشته باشیم ولی بزرگی‌اش را قبول داریم و چه بسا واکنش ما برای این باشد که بزرگی‌اش محفوظ بماند؛ اما این که کسی بگوید سران فتنه افراد نجیب، شریف، مؤمن و متدینی بودند حرف بسیار نادرستی است. عضو هیئت‌رئیسه مجلس خبرگان رهبری یادآور شد: اگر این نگرانی نبود که می‌دیدم تطهیر فتنه‌گران و تخفیف جرم آن‌ها به جریانی تبدیل شود، این موضوع را مطرح نمی‌کردم اما احساس خطر کردم که شما مردم بدهکار شوید، اما می‌گویم که شما درست فهمیدید و با بصیرت وارد میدان شدید.    تشکر مطهری از عسگراولادی علی مطهری نماینده مردم تهران در نامه‌ای سرگشاده از عسگراولادی برای موضعش نسبت به میرحسین موسوی و مهدی کروبی قدردانی کرد.  در بخش‌هایی از این نامه آمده است: «...اقدام حضرت‌عالی چون برقی بود که در تاریکی جهید و عده‌ای را از خواب غفلت بیدار کرد. همان طور که فرموده‌اید، مجرم بودن یا نبودن آن‌ها به عهده مقامات قضایی است ولی شخصیت و سوابق آن‌ها نشان می‌دهد که این دو نمی‌توانند فتنه گر باشند بلکه مفتون و فتنه زده هستند.  داستان این افراد داستان کسانی است در صدر اسلام که می‌گفتند خدایا اگر این قرآن و پیامبر حق است پس از آسمان بر ما سنگ ببار یا ما را به عذابی الیم دچار کن تا اصلاً این روز را نبینیم.  دیدگاه جناب‌عالی دیدگاه زجرکشیدگان انقلاب از خرداد 42 تا بهمن 57 و بعد از آن است، کسانی که می‌دانند این انقلاب با چه زحمتی به دست آمده و اگر از بین برود تکرار آن امری نزدیک به محال است و دیدگاه مخالفان شما دیدگاه کسانی است که با کمترین زحمت سر سفره انقلاب نشسته‌اند و می‌خواهند همه را جز خود از قطار انقلاب پیاده کنند، احترام پیش‌کسوتان انقلاب را پاس نمی‌دارند و نمی‌دانند و بلکه نمی‌توانند بفهمند که اگر عسگراولادی و هاشمی- با وجود اختلاف نظری که دارند- از وحدت و همدلی و گفتگو و فتنه گر نبودن آقایان موسوی و کروبی دم می‌زنند برای منافع خودشان نیست، بلکه درد حفظ اسلام و انقلاب اسلامی را دارند و می‌دانند که اگر این انقلاب از بین برود تکرار شدنی نیست.»  
به دنبال حمایت عسگراولادی از موسوی و کروبی، جمعی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب در نامه‌ای خطاب به وی، مواضع او در خصوص حمایت از موسوی و کروبی را دلسوزانه و ناشی از انصاف، میانه‌روی و اعتدال توصیف کرده و از اظهارات وی در حمایت از سران فتنه تشکر کردند. این افراد نسخه‌ای از نامه خود را نیز در اختیار خبرگزاری فارس قراردادند. در بخش‌هایی از متن این نامه که از سوی ابراهیم اصغر زاده، الیاس حضرتی، محمدجواد حق‌شناس، اسماعیل دوستی، مسعود سلطانی فر، سعید لیلاز و سید رضا نوروز زاده خطاب به حبیب الله عسگراولادی به عنوان «برادر گرامی و ارجمند» نوشته‌شده، بعد از سلام و احترام، بابیان این ادعا که «بدترین اتفاق سال‌های اخیر این بوده که شرایط گفت‌وگو خاصه گفت‌وگوی سیاسی از نیروهای فعال انقلابی گرفته شده است» آمده: «احتمالاً با ما موافقید که ما غالباً فرصت سوزی کرده‌ایم و امکان دیالوگ را از خود و دیگران دریغ کرده‌ایم. ما می‌توانستیم سخت‌ترین مشکلات و بدترین موانع را باهم فکری و تشریک مساعی حل کنیم و از میان برداریم اما شوربختانه گاه به دلیل فقدان تربیت فرهنگی و ناآشنایی با اندیشه تعامل فرهنگی و اجتماعی که ریشه در سرشت استبدادی جامعه دارد و گاه به جهت شیطنت برخی از بدخواهان و کینه‌توزان، از جاده انصاف دور شدیم.» در بخش دیگری از این نامه با اشاره به تأثیرات منفی عدم مدارا و گفت‌وگوی مناسب اجتماعی در یک جامعه ابراز عقیده شده است: «مهم‌ترین تأثیر چنین جامعه‌ای فقدان قانون و روح قانون‌گرایی است. هر که به هرم قدرت خود را نزدیک‌تر احساس کرده، نیاز چندانی به رعایت قانون ندیده است. اگر این روند عمومی و سنت رایج جامعه‌ای گردد باید فرهنگ مردم‌سالاری و اخلاق انسانی و تعامل حزبی را که مهم‌ترین سرمایه اجتماعی هر سرزمینی است، به تاراج رفته دانست.» در بخش دیگر، به انگیزه نگارش این نامه اشاره شده است: «چیزی که باعث شد این نامه نگارش شود، اظهارنظر منصفانه‌تان در روزهای گذشته بود که البته در هیاهوی اهل غوغا کمتر شنیده شد. این رویکرد خردگرایانه نشان از انصاف، میانه‌روی و اعتدال دارد. این همان گوهر گمشده جامعه امروز ماست.» صادرکنندگان این نامه همچنین خطاب به عسگراولادی ابراز عقیده کرده‌اند: «قطعاً چیزی که می‌گویید مبتنی بر درک و دریافتتان بوده و جای بسی تقدیر و تشکر است که میان رقابت سیاسی و گفتن حقیقت مرزی قائل نشده‌اید و برای خوش‌آیند تندروها از جاده انصاف دور نیفتاده‌اید. تداوم این اظهارات دلسوزانه در فضای کنونی نه تنها موجب دلگرمی یاران امام و هم‌رزمان سابق شما شده بلکه سرمشقی است برای نیروهای جوان که بدانند هنر سیاست ورزی قدم نهادن بر جاده اصول و چارچوب‌های اخلاقی و قانونی است. اصولگرایی واقعی با رویکرد اصلاح‌طلبانه از چنین فرهنگ و الگویی تبعیت می‌کند.» در ادامه نامه آمده است: «جناب عسگراولادی! ما باید تکلیف خود را با گذشته و حال و در یک کلمه، حقیقت روشن کنیم. ما هم باید پاسخگوی تندروی‌ها و ندانم‌کاری‌ها باشیم. جناب آقای عسگراولادی! ما نیز شما را و تمام خردگرایان و سیاستمداران معتدل را سرمایه کشور می‌دانیم؛ سرمایه‌ای که باید در شرایط خطیر به کار آینده مملکت آید.»  
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری بعد از این که از سوی 7 نفر از چهره های اصلاح طلب به خاطر حمایت از موسوی و کروبی مورد تقدیر و قدردانی قرار گرفت؛ در تاریخ 30 دی ماه 91، طی نامه ای 6 بندی و سرگشاده در پاسخ به آنان انتقادات خود از جبهه اصلاح طلبی را نیز منعکس کرد. پاسخ نامه اول حبیب الله عسگراولادی به 7 اصلاح‌طلب خطاب به «الیاس حضرتی» مدیر مسئول روزنامه اعتماد نوشته شده بود. در بخش هایی از این نامه آمده بود: «بنده در دوران دولت اصلاحات باب گفتگویی را با ارگان دولت و نیز با دبیر کل محترم حزب حاكم باز كردم اما متأسفانه آن باب را بستند. كار به جایی رسید كه در انتخابات سال 88 باب اردو کشی خیابانی و زنده‌باد و مرده باد باز شد. این باب را گشوده و مفتوح باید بدانیم و بر اساس خرد جمعی مردم‌سالاری دینی را نهادینه كنیم.» در ادامه نامه آمده بود: «امام (ره) فرمودند؛ «پشتیبان ولایت‌فقیه باشید تا گرفتار استبداد نشوید» ما این آموزه الهی را رها كردیم و در فتنه سال 88 برخی از دوستان به جای پشتیبانی از ولایت‌فقیه تابع گام به گام آمریكا، انگلیس و رژیم صهیونیستی شدند كه بزرگ‌ترین تبهكاری سیاسی در كشور رقم خورد.» عسگراولادی در ادامه خطاب به اصلاح‌طلبان نوشت: «بنده سؤالم این است دست اخلاص، مودت و صداقت رهبری را چرا اعتنای لازم نكردید و رهبری را در این وادی یاری نكردید. رهبری حتی حضور یك سرباز را در خیمه انقلاب غنیمت می‌داند اما متأسفانه وقتی بخشی فوج فوج از این خیمه خارج شدند و اكنون كه عزم بازگشت دارند نمی‌خواهند با اعلام آن دوستداران انقلاب را خوشحال كنند ولی اكنون صراحت لهجه و بیان و قلم ضرورت دارد لذا برادرانه توصیه می‌کنم رهبری معظم انقلاب را فصل الخطاب و قائمه این نظام بدانیم و برای پیشرفت و توسعه كشور همكاری نماییم و مطمئن باشیم وحدت و اقتدار ملی ایران اسلامی تقویت خواهد شد.» وی در بخش دیگر از نامه خود افزود: «حرف ما این است كه چرا در سال 88 نتایج انتخابات و رأی مرم پذیرفته نشد و بر آن مهر «تقلب» زده شد. چرا به ده‌ها هزار نفر از برگزاركنندگان انتخابات كه همه‌ساله امین مردم بوده و هستند و در اجرا و نظارت، انتخابات را كنترل كرده و می‌کنند تهمت عدم امانت‌داری زده شد. چرا اجازه داده شد دشمن در صفوف متحد ملت رخنه كند و برادری و وحدت ملت را تبدیل به دشمنی و کینه‌توزی و انتقام‌جویی كند. این‌ها گله‌های ما است؛ اما با همه این بی‌مهری‌ها بنده می‌گویم جلوی ضرر را از هر كجا بگیریم منفعت است. برگردیم به دامن پرمهر ولایت، برگردیم به مسیر واقعی ملت هیچ‌کدام ضرر نمی‌کنیم.»  
بعد از آنکه مواضع عسگراولادی درباره حوادث سال 88 با استقبال اصلاح‌طلبان مواجه شد. هفت نفر از اصلاح‌طلبان نامه‌ای نوشتند و سخنان او را به مثابه طلیعه‌ای برای گفت‌وگو و باز شدن فضا ارزیابی و از او تشکر کردند. عسگراولادی نامه آن‌ها را بی‌پاسخ نگذاشت و البته پاسخ خود را با انتقادهایی نیز همراه کرد .  این هفت اصلاح‌طلب نیز  در تاریخ 11 بهمن 91، پاسخ‌نامه عسگراولادی را با نامه دوم خود دادند که در بخشهایی از آن آمده بود: «...امروز همچنان نیازمند اجرای بدون تنازل قانون اساسی در تمامی اركان و سطوح هستیم. ما به همه اركان قانون اساسی پایبندی داریم. استفاده مقطعی و دل خواسته از این قرارداد ملی و فراموشی بخش‌های اصلی كه به حقوق مردم و تكالیف حكومت‌ها مربوط است، نوعی سوءاستفاده از قدرت و بازی با كلمات و یك رفتار بی‌پرنسیب است. ...ما هنوز می‌توانیم با تكیه بر داشته‌های خود شرایط را برای زندگی مردم آسان‌تر نماییم. ما هنوز چهره‌ها و شخصیت‌هایی را در میان جامعه داریم كه می‌توانیم از اعتماد ملی ایرانیان برای عبور از این بحران‌ها سود ببریم. منوط بر اینكه این فرصت‌ها از دست نرود و ما به سرزمین سوخته نرسیم. بزرگانی چون سید محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری می‌توانند در این بزنگاه‌های تاریخی نقش ملی و میهنی خویش را ایفا نمایند. ما برای عبور از بحران فقط به مردان رزم و امنیت نیاز نداریم، به مردان پخته سیاست بیشتر محتاجیم.»   
نامه‌ سر گشاده اصلاح‌طلبان خطاب به عسگراولادی اگرچه به اسم استقبال از «گفتگو» نوشته شده بود اما نگاهی دقیق‌تر نسبت به بخش‌هایی از آن حقایقی را آشکار می‌کند که نشان می‏دهد ماهیتی غیر از استقبال ظاهری از گفتگو داشت. اصلاح‌طلبان در حالی در این نامه مدعی گفتگو شده‏اند که تجربه تاریخی ما نشان می‌دهد؛ بداخلاقی سیاسی و بسته شدن باب گفتگو؛ اول بار توسط اصلاح‌طلبان به راه افتاد و ثانیاً گفتگو باکسانی که حاضر به پذیرش خطای فتنه‌‌گری و برائت از آن نیستند نیز عاقبت ناخوشی همچون «تکرار فتنه» خواهد داشت. در نامه اصلاح‌طلبان اعترافات، خواسته‌ها و عاشقانه‌هایی وجود دارد که باید متوجه معنای ظاهر و باطنی آن‌ها بود:   اعتراف این هفت اصلاح‌طلب در بخشی از نامه خود بر خلاف مواضعشان، بالأخره لب به اعتراف می‌گشایند و صریحاً از این می‌گویند که دولت احمدی‌نژاد به سنت‌های رایج محافظه‌کاری (بخوانید اصولگرایی) باوری ندارد و تنها از نردبان اصولگرایی بالا رفته است. از این تک جمله اصلاح‌طلبان باید استقبال کرد و از آن‌ها پرسید که چرا با علم به اینکه رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد هیچ‌گاه کاندیدای واحد اصولگرایان نبوده و بخش عمده‌ای از انتقادات متوجه دولت او نیز از سوی اصولگرایان مطرح شده است؛ اما باز هم قاطبه اصلاح‌طلبان اصرار مؤکدی دارند که برخی لغزش‌ها و سوء مدیریت‌های دولت کنونی، الا و لابد ثمره تفکر اصول‌گرایانه، ارزش مدار و انقلابی است؟!   حمایت تلویحی از دول اصلاحات و سازندگی نامه هفت اصلاح‌طلب به آقای عسگراولادی مملو از کلیدواژه‌های اصلاح‌طلبان در اشاره به مطلوبیت اهورایی دول اصلاحات و سازندگی است. با این اوصاف و با بازی ناشیانه جملاتی که قصد دارند کلمات «آزادی» و «مردم‌سالاری» دولت اصلاحات و «عقلانیت» و «بحران» آقای هاشمی را از مفهوم «اسلام ناب محمدی (ص)» و «اسلام انقلابی و جهادی» جداسازی کنند و به عنوان اصل جا بزنند؛ آیا می‌توان به حسن نیت اصلاح‌طلبان دل بست و به برائت جویی آن‌ها از فتنه امیدوار بود؟ چرا اصلاح‌طلبان به هیچ‌وجه من‌الوجوه حاضر نیستند، بپذیرند که نبود تقوای جمعی در میان آن‌ها، تأکید بر تئوری حاکمیت دوگانه، عدم برائت از فتنه سال 88 و 78، طعم شیرین اقدامات حلقه انحراف برای آن‌ها و ... همه و همه مقولاتی غیرقابل نسیان‌اند که با تأکیدات ناشیانه بر خوب بودن زائدالوصف دول سازندگی و اصلاحات! محو نخواهند شد؟   مطالبه سهم از سمت‌های مدیریتی دولت در فرازی از نامه هفت چهره اصلاح‌طلب به آقای عسگراولادی این‌طور می‌خوانیم: «همه ما مسئولیم. چه آن‌ها كه مستقیماً موجب ناكارآمد نشان دادن دولت دینی و میراث دینی‌مان شده‌اند و چه آن‌هایی كه بهترین فرصت‌ها را از فرزندان این ملت گرفته و به بهانه‌های واهی آن‌ها را خانه‌نشین كرده و مدیران یك شبه و میدان ندیده را بر گرده بروكراتیك كشور سوار كرده و مهم‌ترین تصمیمات را بی‌تدبیرانه اتخاذ كرده‌اند. نمی‌خواهیم نمك به زخم كسی بپاشیم؛ اما تمامی این بی‌تدبیری‌ها و بی‌كفایتی‌ها پیش‌بینی شده بود. شاید بهتر آن است كه گفته شود، خود كرده را تدبیر نیست.» بخش اول این سخن آنان مبنی بر اینکه همه مسئول یک انتخاب هستیم و نیز مقصر بودن همیشگی کسانی که بر طبل ناکارآمدی هر دولتی در نظام جمهوری اسلامی ایران می‌شوند، حرفی کاملاً درست است. اما بخش دوم این کلام مبنی بر مطالبه سهم خود از سمت‌های مدیریتی دولت و تکرار صحبت‌های سال 84 ستاد انتخاباتی هاشمی رفسنجانی درباره «مدیران یک‌شبه»! سخنی ناگوار است. چه کسی به اصلاح‌طلبان این حق را داده است که به صرف 16 سال عمر دول سازندگی و اصلاحات و حمایت صریح و رونمایی شده‌ی آن‌ها از یکدیگر؛ همواره این ادعا را داشته باشند که مدیران آن‌ها فرزندان خدایان‌اند و میدان دیدگان همیشگی و یگانگان دهری که هیچ‌گاه زاده نمی‌شوند؟! از سوی دیگر، چگونه است که اصلاح‌طلبان همواره با تأکید بر تئوری مومیایی‌های سیاسی؛ این‌طور جلوه می‌دهند که هرکس که جوان بود و جدید؛ لاجرم نخواهد توانست هیچ بار سختی را به سرمنزل مقصود برساند؟! آن‌ها در سال 84 نیز سعی داشتند با تئوری «شیخوخیت» و مسخره کردن چهره‌های جوان در عرصه‌های مدیریت و اجرا، بار کج خود را به منزل برسانند که البته مردم آن‌ها و شیخوخیتشان را نخواستند و این رؤیا منتفی شد. هفت چهره اصلاح‌طلب اشاره‌شده در این قسمت از نامه خود تأکید می‌کنند که بی‌تدبیری‌ها و بی‌کفایتی‌ها را پیش‌بینی کرده بودند. این در حالی است که اگرچه از بد روزگار، دولت احمدی‌نژاد با حرکت بر روی ریل‌های مورد رضای جریان اصلاحات، سوء مدیریت‌هایی را مرتکب شد؛ اما آیا رواست که به این بهانه، اصحاب قبیله «ما می‌دانستیم» را بر حق بدانیم؟! چه اینکه آن‌ها نه از روی تحلیل که از روی حقد و حسد سیاسی نسبت به چهره‌های جدید بود که دائماً بر طبل سیاه نمایی و بی‌کفایتی می‌کوبیدند و این در حالی است که در فتنه سال 88 نیز نشان دادند که هیچ نیت خیری از تمام آن بدگویی‌ها نداشته و قصدشان نیز نه اصلاح اصول قانونی اساسی درباره شوراهای شهر و وظایف آموزش و پرورشی نظام و رسالات اقتصادی دولت! که اصلاح اُسّ اساس نظام بوده است.    تقدیس تلویحی حوادث فتنه بار سال 88 آن‌ها در نامه خود این‌طور نوشته‌اند که اصلاح‌طلبی فقط با حمایت از کلیت ساختارهای نظام معنا می‌یابد و کسانی که اصلاحات را به هم‌آغوشی با معاندین متهم می‌کنند، یا اصلاحات را نمی‌فهمند و یا مأموریتی دیگر دارند. اما هفت چهره اصلاح‌طلب گزاره‌ای را مطرح و به صورت عمومی منتشر کرده‌اند که راه اثبات آن نوشتن نامه‌های سرگشاده و بیان جملات زیبا نیست. سوابقی از عملکرد اصلاح‌طلبان در سال‌های 78 و 88 در اذهان وجود دارد که در هنگام خوانش این جملات؛ یک عقل محض را دچار تضاد می‌کند. (و در باب سکوت آن‌ها در قبال اقدامات مشعشع حلقه انحراف نیز سؤالات فراوانی وجود دارد که می‌گذاریم و می‌گذریم) تنها راه گذار از این تضاد و اثبات مدعای این هفت چهره اصلاح‌طلب نیز همان است که آقای عسگراولادی در پاسخ به نامه اول آنان، بر کاغذ نگاشت. «برائت جویی از فتنه» یک بام دو هوایی و تقدیس تلویحی حوادث فتنه بار سال 88؛ کمکی به اصلاح‌طلبان در زدودن این تضاد نمی‌کند.   افترا بستن به اصولگرایان هفت چهره اصلاح‌طلب به صورتی غیرمؤدبانه در نامه سرگشاده خود خطاب به آقای عسگراولادی اظهار کرده‌اند که از جانب اصولگرایان، خطر حذف فیزیکی نیز برای آن‌ها وجود داشته است! وَه که چه افترایی زشت را دستاویز عدم برائت جویی از فتنه قرار می‌دهند. و این در حالی است که بر آتش رخدادهای شومی همچون قتل‌های زنجیره‌ای، قتل نزدیک به 40 نفر در فتنه سال 88، قتل چندین نفر در فتنه سال 78، ارتباط عناصری از داخل با جریانات مجاهدین خلق از اوایل انقلاب تاکنون و فضاحت‌بارتر از همه تأکید بر براندازی و اغتشاش در قاموس تحلیل‌های سیاسی و فلسفی... از اردوگاه مقابل تفکر اصولگرایی دمیده شده است.   سیاه نمایی در نامه هفت اصلاح‌طلب به آقای عسگراولادی تأکید فراوانی بر وجود بحران در کشور وجود دارد. آن‌ها گفته‌اند شاخص‌ها در تمام ابعاد نگران کننده است. آن‌ها حتی ماجرای اعدام دو جنایتکار زورگیر را «راه‌اندازی نمایش‌هایی این‌چنین!» نامیده‌اند. البته ما هنوز از یاد نبرده‌ایم که برادر سید محمد خاتمی، بخشی از همین شاخص‌های نگران‌کننده مثل منکرات خیابانی را دستاورد دولت اصلاحات می‌دانست و هیچ مخالفتی هم با او نشد! از سوی دیگر، این چه بحرانی است که ایران اسلامی را در رتبه‌های مهمی از پیشرفت علمی، سیاسی، نظامی و حتی اخلاقیات اجتماعی قرار داده است و مؤسسات علمی بزرگ در دنیا نیز به آن‌ها اذعان دارند؟! از اینکه مرغ همسایه در دوبی و مالزی و سنگاپور و ترکیه و امارات! همواره برای اصلاح‌طلبان غاز بوده است!   بحرانی جلوه دادن شدید فضای داخلی  این هفت چهره اصلاح‌طلب به خوبی معنای تأکیدات فراوان خود بر بحرانی جلوه دادن شدید فضای داخلی کشور و در ادامه نام بردن صریح و چند باره آن‌ها از مقوله «عبور از بحران» در این نامه را می‏دانند؟! آیا روا بود که به خاطر عطش و عشق آن‌ها به شخصی که معنای واقعی این سخنان است؛ این‌گونه ظلمی روا داشته شود که شرایط کشور عزیز ایران با پافشاری، بحرانی جلوه داده شود؟! این هفت چهره اصلاح‌طلب که جمعی از آن‌ها از سوابق انقلابی نیز برخوردارند، چگونه بر خود روا دانستند که هم‌نوا با اتاق‌های فکر آمریکایی، به تأثیرگذاری شدید! تحریم‌ها، بحرانی جلوه دادن شرایط ایران اسلامی و من کوب کردن اقدامات قضایی نظام در برخورد با مفسدین مسلّح اشاره‌کنند فقط به این دلیل که باید دِین خود را به ضمیر مورد اشاره خود برای عبور از بحران اعاده کنند؟!  
حبیب الله عسگراولادی در پاسخ به نامه دوم هفت تن از اصلاح طلبان در تاریخ 12 بهمن 91، ضمن گلایه از آنان به خاطر تاخیر در جوابیه به سوالات آنان پاسخ داد و گفت: «جایگاه اصل ولایت فقیه در دولت دینی شما کجاست؟ شما که دغدغه میراث تشیع و ارزش عمومی جامعه را دارید در روز عاشورای 88 عده ای آمدند و شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه دادند و حریم و حرمت شعائر عاشورا را رعایت نکردند. شما که دغدغه دولت دینی و حفظ میراث تشیع دارید قطعا باید جلوتر از همه ما سینه سپر می کردید و در برابر این حرمت شکنی می ایستادید.» عسگراولادی در بخش دیگری از این نامه خطاب به اصلاح طلبان نوشت: «شما همواره بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی تاکید می کنید، در این قانون اساسی شما آیا از ولایت فقیه، شورای نگهبان، حقوق اساسی ملت و ... سخن رفته است؟ چرا راهکارهای قانون اساسی را برای خروج از انسداد، دوستان شما نپذیرفتند و به اردوکشی خیابانی و شورش علیه امنیت ملی رضایت دادند و هنوز هم حاضر نیستند آن اعمال را محکوم کنند.» عسگراولادی در بخش دیگری از نامه ضمن رد سیاه نمایی‌های آن‌ها از وضعیت کشور اظهار داشت: «در جای‌جای پاسخ دوم شما تصویری از کشور و عملکرد دولت وجود دارد که بنده آن را واقعی نمی‌دانم... به نظر می‌رسد این تصویری که از ایران می‌بینید همان است که برخی می‌خواهند به شما نشان دهند که دل در گرو انقلاب و اسلام ندارند. ملت ما آن زمان که بخشی از خاک خود را اشغال دشمن داشت و در عرصه بین‌المللی همه طرف متجاوز را گرفته بودند و شاخص‌های اقتصادی هم خیلی تعریف نداشت محکم و استوار ایستاده بود و خم به ابرو نمی‌آورد و مؤمنانه از انقلاب دفاع می‌کرد. چه دلیلی دارد با بزرگ کردن مشکلات کشور پیشرفت‌های کشور را که با چشم سر می‌توان دید انکار کنید.»  
نامه سوم هفت اصلاح طلب خطاب به حبیب ا...عسگراولادی در تاریخ 19 بهمن91 منتشر شد.  در بخشی از این نامه آمده بود: «با شما موافقیم که آداب گفتگو باید رعایت شود و تعامل در چارچوبی که حیطه‌های آن مشخص گردیده صورت گیرد؛ اما این امر ضرورتاً بدان معنا نیست که نمی‌توان از ظرفیت‌های موجود و حوزه‌های دیگری برای پرسمان سود نبرد؛ اما از طرفی می‌دانیم که باید مانند قهرمانی که جوانمردی را در رقابت برمی‌تابد وارد حریمی نشویم که طرف مقابل را به ظاهر خلع سلاح کرده و باده پیروزی و مستی سرکشیم. چه که اساساً گفتگوی ما با شما برد و باخت نیست. نمی‌خواهیم چیزی را اثبات و حقی را پایمال نماییم. شما نیز صابون رفتارهای کیهانی و جدیداً روزنامه ایران به تنتان مالیده شده و می‌دانید که چقدر این حربه‌ها غیراخلاقی هستند. امروزه هر که را می‌خواهند وادار به سکوت کنند از شیوه‌های تفتیش عقاید بهره می‌برند. اینکه باید پاسخ را تنها با آری یا نه بدهی! این برای ما و شما زیبنده نیست. روشن است آن که می‌گوید به اجرای بدون تنازل قانون اساسی پایبند هستم به ولایت‌فقیه نیز که یکی از ارکان این قانون است پایبندی دارد؛ اما اگر مدل وزن‌کشی و محاسبات عدد و رقمی در میان آید چگونه می‌توان صحت ادعاها را باور کرد. کدامیک به نظر شما پایبندی و تعهد بیشتری به قانون اساسی دارند. در باره ولایت‌فقیه نظر ما را خواسته‌اید. مثل آنکه یادتان رفته بنیان‌گذار ولایت‌فقیه چه کسی بوده است؟ از سوی دیگر، چرا تلاش نمی‌کنیم که روح قانون‌گرایی و تمکین به روح قانون را در رفتارهای خود نهادینه نماییم. می‌پذیریم که روحیه تخطی از قانون تنها مختص ما و شما نیست. این امر به فقدان تربیت و تعامل تاریخی در استقرار قانون در کشور ما برمی‌گردد و تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی داریم. با این همه باید یادآور شویم که مهم‌ترین دستاورد و میراث مشترک ملت ایران در فردای پیروزی انقلاب اسلامی پذیرش و تمکین به قانون اساسی است. این قانون ارکان و بنیان‌های مهم و مختلفی دارد که ولایت‌فقیه یکی از اصلی‌ترین آن ارکان است. آن مردمانی که در رأی به قانون اساسی با رغبت و اشتیاق آن را پذیرفته‌اند تمامی قانون اساسی را بدون تنازل و بدون ترجیح بندی به ماده‌ای دیگر و یا نومن به بعض و نکفر به بعض پذیرفته‌اند.»  
نامه‌نگاری‌های هفت نفر از اصلاح‌طلبان با حبیب‌ الله عسگراولادی به عدد 3 رسید؛ نامه‌نگاری‌هایی که در پی مواضع عسگراولادی و واکنش اصولگرایان به وی آغاز شد. عسگراولادی نیز سومین پاسخ به سومین نامه اصلاح‌طلبان (ابراهیم اصغر زاده، الیاس حضرتی، سعید لیلاز، محمدجواد حق‌شناس، مسعود سلطانی فر، سید رضا نوروز زاده و اسماعیل دوستی) را در تاریخ 24 بهمن 91، خطاب به الیاس حضرتی نوشت.  در بخش‌هایی از این نامه آمده بود: «شما در پاسخ خود تصریح کردید؛ «به ولایت‌فقیه پایبند» هستید. یادآور شوم که بنده در اندازه یک کشیش در این گفت‌وگو ظاهر نشدم که سر در زانوی بنده اقرار به اشتباه کنید یا پایبندی به این نشان دهید. من برخلاف عده‌ای که یقه شما را چسبیده‌اند و می‌گویند اقرار به اشتباه کنید، از در دیگری وارد شدم و می‌گویم شما بیایید اعتقادات واقعی خود را بیان کنید، بی آن‌که بر کسی منت بنهید. همان طور که در نامه خود آورده‌اید ممکن است بنده در آزمون ولایت‌پذیری در دوران امام (ره) نمره‌ای کمتر از نمره شما آورده باشم؛ اما بنده و شما به امام و امامت ان‌شاءالله پایبندیم. دوستان عزیز! اگر در اعتقاد به ولایت‌فقیه و جایگاه آن در قانون اساسی تردیدی نداریم، قاعدتاً نباید مشکلی بین ما و شما باشد. ولایت‌فقیه در قانون اساسی فصل‌الخطاب است. در حوادث سال 88 اگر هر دو جریان به داوری او گردن می‌نهادند و این جایگاه را فصل‌الخطاب می‌دانستند، حادثه‌ای رخ نمی‌داد که جان برخی از هم‌وطنان ما به خطر بیفتد و آسیب ببینند. شما اشاره کردید به اعتراض مسالمت‌آمیز طرفداران آقای موسوی پس از اعلام نتایج، رقم این حضور را چند صد هزار برابر بیش از آن کسانی که به او در تهران رأی داده‌اند فرمودید که حالا بنده بنا ندارم روی آن رقم با شما چانه بزنم. به رفتار صداوسیما و برخورد مقامات امنیتی هم انتقاد داشتید و گله‌هایی هم مطرح فرمودید. سؤال بنده از شما این است که بر فرض وارد بودن این گله‌ها مگر قرار بود سرنوشت انتخابات در اردو کشی خیابانی معلوم شود. شما در نامه خود به حق اشاره کردید مقام معظم رهبری در قضیه کهریزک و دیگر قضایای مربوط به کوی دانشگاه وارد شدند و جلوی برخی تبهکاری‌ها را گرفتند. پس قبول دارید که اراده نظام در این امتحان الهی رعایت عدل و انصاف بوده و در مقابل برخی کج روی‌ها شجاعانه ایستادند و جلوی آن را گرفتند.  بنده در پاسخ قبلی وفاداری جریان ما به جمهوریت را به شما آدرس دادم و گفتم شما که آقای ناطق نوری را فردی پخته می‌دانید، به نمایندگی از کل جریان اصولگرا پیروزی آقای خاتمی را تبریک گفت. شما چرا در جریان انتخابات 88 پیروزی آقای احمدی‌نژاد را تبریک نگفتید. بعد به قول خودتان تظاهرات آرام و سکوت اعتراض‌آمیز برگزار کردید. آیا ما به جمهوریت نظام وفاداریم که به شما تبریک گفتیم یا آن‌ها که تبریک نگفتند و به خیابان‌ها آمدند؟! فرموده‌اید: «راهی به سوی آینده تعبیه» کنیم. این حرف درستی است باید به اقتدار ملی در برابر دشمنان مکار و خون‌خوار انقلاب اندیشید؛ و نیز فرمودید در انتخابات آینده به اعتلای اسلام و ایران فکر می‌کنید؛ البته اسلام ناب محمدی (ص) که ولایت پیامبر به وسیله فقیه عادل زینت‌بخش آن باشد.»    
حبیب‌ الله عسگراولادی، رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری به همراه حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی آقا تهرانی نماینده مردم تهران و دبیر جبهه پایداری، با حضور در برنامه «دیروز امروز فردا» که ساعت 22.30 تاریخ 17 اسفند 91، به روی آنتن شبکه سوم سیما رفت؛ به بررسی وظایف و مسئولیت‌های جریان‌های سیاسی در نظام جمهوری اسلامی با محوریت اخلاق سیاسی پرداختند. عسگراولادی بابیان اینكه در جلسات ویژه گزارشاتی را خدمت شهدا ارائه كرده‌ام، اظهار داشت: «بخش عمده‌ای از آرزوهای شهدا كه در هنگام شهادت به صورت وصیت‌نامه به یادگار مانده تحقق پیدا كرده است. اگرچه خانواده‌های كشته‌شدگان در انقلاب‌ها باعث فشار به نظام‌ها و دولت‌ها هستند اما در جمهوری اسلامی خانواده‌های شهدا باعث افتخار كشور هستند و اینكه خانواده‌های شهدا با این مصیبت بزرگ كاملاً در خدمت نظام و انقلاب باشند، قابل پیش‌بینی نبود.»  دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری با تأكید بر اینكه بسیاری از آمال و آرزوهایی كه شهدا به زبان نیاوردند ولی‌فقیه زمان آن را بیان فرمودند، افزود: «ایشان از خداوند درخواست كردند و درخواست‌هایشان محقق شد. به گفته وی در طی 20 سال از گذشت انقلاب اسلامی موفقیت‌های بسیاری بیش از آنچه تصور می‌شد، به دست آمد.»  وی با تأكید بر اینكه امام (ره) مبنای جمهوری را اسلام گذاشتند، افزود: «جمهور احتیاج به کادر سازی دارد؛ توجه به تشكل‌های سیاسی در جامعه كم است و به دلیل بی‌اعتنایی به تشكل‌ها کادر سازی همراه جمهوریت پیش نیامد.»  دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری بر همین اساس به نیاز حاكمیت به كادرهای سیاسی اشاره و اضافه ‌كرد: «وقتی گفته می‌شود جمهوری و هر 4 سال یك بار رئیس‌جمهوری برای كشور انتخاب و همكاران جوانی را انتخاب كند باید كادرهای تربیت‌شده داشته باشد. مسئولان باید توجه كنند كه کادر سازی برای حاكمیت یكی از ضرورت‌ها بوده كه به صورت كافی به آن توجه نمی‌شود؛ از این رو نسل جوان باید برای خود مربی انتخاب و كمبود تخصص‌ها و مهارت‌های خود را از این طریق برطرف كرده و شاكله خود را رها نكند.»  عسگراولادی یادآور شد: «مقام معظم رهبری ساده‌زیست‌ترین علما هستند اما زندگی برخی از مسئولان اجازه نمی‌دهد كه آن‌ها ساده‌زیست باشند كه موجب لطمه زدن به نظام خواهد شد و همه باید به امام و ولی‌فقیه ساده‏زیست خود اقتدا كنند و خواسته جوانان ساده زندگی كردن مسئولان است.» وی در پایان خاطر‌نشان ‌كرد: «شعار‌های الله‌اكبر و لااله‌‌الاالله مردم مصر و اینكه تابع هیچ حزب و جمعیتی حتی تابع الازهر هم نشده و ظهور كارهایشان با اقامه نماز جمعه با حضور یك میلیون نفر در میدان التحریر است، در این كشور سابقه ندارد.»  
حبیب الله عسگراولادی که موسوی و کروبی را جزو «سران فتنه» نمی‏داند و بلکه اعتقاد دارد که این دو نفر «مفتون» و «تحت تاثیر فتنه» هستند و نه هدایت کننده آن، در حاشیه مراسم افطاری جامعه اسلامی مهندسین درتیر ماه 92 در دانشگاه امام صادق(ع) در جمع خبرنگاران، خواستار توبه موسوی و کروبی در ماه رمضان شد. فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی به این درخواست عسگراولادی واکنش نشان داده و در نامه ای سر گشاده با تأکید بر اینکه عسگر اولادی را «فردی دلسوز و انقلابی» می داند و برای او احترام ویژه قائل است از پیشنهاد او انتقاد کرد و تنها گناه همسرش را  «زودفهمی و بصیرت» دانست. حبیب‌ الله عسگراولادی نیز در حاشیه ضیافت افطاری کانون فارغ‌التحصیلان شبه‌قاره هند در واکنش به انتقاد فاطمه کروبی اظهار داشت: «بنده پاسخ نامه خانم کروبی را نوشته‌ام اما او هنوز جواب مرا منتشر نکرده است.»  
عسگر اولادی در مرداد 92 در نامه ای  سرگشاده با عنوان «سخنی خیرخواهانه با باراک حسین اوباما» با اشاره به مطرح شدن بحث مذاکره مستقیم ایران و آمریکا از سوی محافل خارجی و داخلی با یادآوری وعده‌های انتخاباتی اوباما خطاب به وی نوشت: «طی پنج سالی که شما بر اریکه قدرت نشسته‌اید نه‌ تنها فشارها و تهدیدها و تحریم‌ها کاسته نشده است بلکه هر روز به حجم و اندازه آن از طریق فشار به مجامع جهانی و به‌ویژه شورای امنیت سازمان ملل بر آن افزوده می‌شود.» وی با این مقدمه به سراغ آسیب‌شناسی روابط دو کشور رفته و مواردی چون تغذیه آمریکا از منابع اطلاعاتی ضدانقلاب، اخلال رژیم‌صهیونیستی در روابط دو کشور، تشدید تهدیدها و تحریم‌ها و بهانه‌گیری برای مقابله با جمهوری اسلامی را از عوامل اصلی شکست تلاش‌ها برای بهبود روابط دوجانبه دانسته است.عسگر اولادی با اشاره به مسأله هسته‌ای ایران و صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های کشورمان نوشت: «چرا یک دروغ و تهمت ناروا را تکرار می‌کنید و اساس دیپلماسی خود را بر یک دروغ و نیرنگ استقرار کرده‌اید؟ آیا فکر می‌کنید گفت‌وگو در فضای دروغ، فریب و نیرنگ شکل می‌گیرد؟»وی همچنین مواردی چون دست کشیدن از ادامه خصومت و دشمنی با مردم ایران، آزاد کردن منابع مالی بلوکه شده ایران در آمریکا، به رسمیت شناختن انقلاب اسلامی ایران، پایان دادن به تهدیدهای روزافزون و تحریم‌های ظالمانه و پایان دادن به دشمنی با اسلام و مسلمانان را شروط گفت‌وگو با ایران عنوان کرده و تأکید کرد: «اینجانب خیرخواهانه و صمیمانه می‌گویم که کوبیدن برطبل دشمنی با ملت ایران که طی 35 سال گذشته هر روز صدای آن بیشتر به گوش می‌رسد به نفع دولت شما و منافع دو ملت و صلح جهانی نیست.» 
حبیب الله عسگراولادی که از شهریور ماه سال 92 در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری بود؛ صبح روز سه شنبه، 14 آبان ماه سال 1392، برابر با اولین روز از ماه محرم به دلیل عارضه قلبی در 81 سالگی دار فانی را وداع گفت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۳:۱۷

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۳:۱۸

حبیب ‏الله عسگر اولادی

خلاصه زندگی نامه

 حبیب ‏الله عسگراولادی مسلمان، سیاستمدار و بازرگانی که از اعضای مؤسس حزب موتلفه اسلامی، وزیر بازرگانی در دولت اول میرحسین موسوی و یکی از نامزدهای چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود. 

درخت واره
ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع