محمّد بن عبدالله بن محمّد بن حمدویه بن نعیم بن الحکم ضَبّى طهمانى نیشابوری، مکنی به "ابوعبدالله"، ملقب به "امام المحدثین" و "محدث الخراسان"، معروف به "حاکم نیشابوری" و "ابن البیع"، در ربیع الاوّل سال 321 ه.ق در "نیشابور" به دنیا آمد. وى فقه را از فقیه شافعى مذهب، "ابوسهل محمّد بن سلیمان صعلوکى" آموخت و پس از اتمام تحصیلات مقدماتی، به "عراق" رفت و نزد "ابوعلى بن ابى هریره فقیه"، حدیث خواند. حاکم نیشابوری، پس از آن به طلب حدیث پرداخت و در آن، سرآمد و پر آوازه شد، معروف است که وی با دو هزارتن از مشایخ در بلاد مختلف دیدار و مباحثه کرده و از آنان حدیث شنید. وی در سال 359 ه.ق، قاضی "نیشابور" شد و در نزد شاهان "آل ‏بویه" و "سامانی" حرمت و تقرب داشت، کتاب معروف او در حدیث "المُسْتَدْرَک بَینَ الصحیحین" و از تألیفات دیگر وی، "تاریخ نیشابور" یا "تاریخ علمای نیشابور" بود. حاکم نیشابوری سرانجام، در روز سه شنبه، در ماه صفر سال 405 ه.ق، در "نیشابور" در گذشت. 
"ابن خلکان" علت شهرت حاکم نیشابوری را به "حاکم"، اشتغال او به منصب قضا دانست، گرچه "حاکم" از جمله القابی بوده که محدّثان آن را برای کسانی به کار می ‌برده‌اند که به جمیع احادیث، از حیث متن و سند و جرح و تعدیل و تاریخ، احاطه داشته باشد. حاکم نیشابوری هم چنین، به "ابن‌ البَیع" (بَیع به معنای کسی است که میان بارزگانان واسطه ‌گری می کند) شهرت داشت، که احتمالا نشان‌ دهنده شغل نیاکان او بود، وی علاوه بر آن، نسبت "ضبّی" و "طهمانی" را نیز از اجداد مادریِ خود گرفت. 
حاکم نیشابوری، در کودکی، نزد پدر و دایی‌ اش تحصیل علم را آغاز کرد و نخستین ‌بار در نُه سالگی در سال 330 ه.ق، تحت نظر پدر و دایی اش شروع به سماع حدیث کرد. وی در سال 334 ه.ق، نزد "ابو حاتم ابن‌ حبان" حدیث شنید و از پدرش که موفق به دیدار "مسلم‌ بن حجاج"، صاحب "الجامع‌الصحیح"، شده بود، حدیث روایت کرد. حاکم از سنّ 16 سالگی، روی به تصنیف نگاری نمود و در 20 سالگی در سفری حدیث پژوهانه به "عراق" رفت و پس از بجای آوردن حج، به "خراسان" و "ماوراء النهر" بازگشت و در "نیشابور" ساکن شد. وی قرآن را در "خراسان" و "عراق" نزد "ابوعبد اللّه محمد بن ابی‌منصور صرام" و استادان دیگر آموخت و در فقه شاگرد "ابو سهل محمد بن سلیمان صعلوکی" و "ابوبکر احمد بن اسحاق صبغی" (از فقیهان بنام شافعی) بود و مناسبات علمی مستحکمی میان او و حاکم وجود داشت، به‌ گونه ‌ای که "صبغی" در جرح و تعدیل و علل به حاکم مراجعه می ‌کرد و اداره و تولیت اوقاف مدرسه خود، "دارالسنّه"، را به حاکم واگذاشت. مذاکرات علمی حاکم نیشابوری، در تصوف مصاحب "ابوعمرو بن نُجَید"، "جعفرِ خلدی" و "ابوعثمان مغربی" بود و با کسانی چون "ابوبکر محمد بن عمر جعابی"، محدّث کثیرالحفظ امامی و "ابو علی حسین‌ بن محمد ماسرجسی نیشابوری" که حافظ ‌ترین محدّث روزگار خویش بود و "ابوالحسن دارقطنی"، محدّث مشهور، به مذاکره علمی ‌پرداخت. 
در زمان دولت سامانیان و وزارت "ابوجعفر عُتبی"، در سال 359ق به قضاوت شهر نساء منسوب شد و نیز پس از مدتی قضاوت جرجان را به او پیشنهاد کردند که وی این سمت را نپذیرفت؛ به نوشته "ابن‌عساکر" و "ابن‌ خلّکان"، سامانیان، حاکم را به عنوان پیک و سفیر نزد آل‌بویه می ‌فرستادند و در کارهای سیاسی، قضایی و اجتماعی شرکتی فعّال داشت. شفیعی کدکنی انتساب حاکم به تشیع را با سفارت او میان سامانیان و آل‌بویه مرتبط دانست. 
یکی از بحث های پیرامون شخصیت حاکم نیشابوری، مذهب او بود، برخی از علمای اهل سنّت، حاکم را متّهم به رافضی گری و شیعه بودن کرده و این موضوع را موجب طعن وی دانسته اند. این مسئله به قدری مورد توجّه عالمان بوده که حتّی "آیت الله سید حسن صدر" حاکم را شیعه محسوب نموده و او را اولین نفر در بین شیعه می داند که در موضوع علم "درایه الحدیث" کتابی نگاشت. از جمله عالمان اهل سنّت که حاکم را متّهم به رافضی گری و شیعه بودن کرده اند می توان به اشخاص زیر اشاره نمود: -"خطیب بغدادی" می گوید: "کان ابن البیع یمیل إلی التشیع" همچنین وی در ادامه گفتارش به نقل از "ارموی" می گوید: حاکم احادیثی را که به زعم خود بر طبق شرایط صحیح بخاری [محمد بن اسماعیل] و مسلم [مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری]، بود جمع کرد و از جمله آنها حدیث "طیر" و حدیث "من کنت مولاه فعلی مولاه" بود و این کار سبب شد که "اصحاب حدیث این کار او را رد کنند و به سخنش توجه نکنند و کارش را درست ندانند". -نقل "ذهبی" از "ابن طاهر" که: از "أبو اسماعیل عبدالله بن محمد هروی" در مورد حاکم پرسیدم، جواب داد: "ثقه فی الحدیث، رافضی خبیث" البته "ذهبی" در ردّ این سخن و دفاع از حاکم می گوید: "کلّا لیس هو رافضیاً بلی یتشیع." -همچنین خودِ "ابن طاهر" می گوید: "حاکم در باطن، شیعه ی متعصّبی بود ولی در ظاهر [خلافت خلفاء] اظهار تسنّن می کرد، او از معاویه منحرف بود و از اظهار آن هیچ ابایی نداشت." حتّی به همین دلیل "عبدالله بن کرام" که طرفدار "معاویه" بود، حاکم نیشابوری را خانه نشین کرده ومنبرش را شکسته بود ولی وی حاضر نبود به درخواست دیگران در فضیلت "معاویه" حدیثی نقل کند و می گفت: "لایجیءُ من قلبی، لایجیءُ من قلبی" "ذهبی" این بار نیز در مقام دفاع از حاکم برآمده و می گوید: "عدم دشمنی حاکم با علی روشن است ولی او همواره شیخین را گرامی می داشته است و رافضی نبوده، بلکه تنها شیعه بوده است." و نیز می گوید: "هو شیعی مشهور بذلک من غیر تعرّض للشیخین." و همچنین: "الله یحب الانصاف، ماالرجل برافضی، بل شیعی فقط." -سمعانی گفته است: "و کان فیه تشیع." -ابن تیمیه در منهاج السنّه نیز سخنانی در مورد حاکم گفت.استدلال منتقدان از مستدرک این سخنان و اظهارنظرها در مورد حاکم نیشابوری، سبب شده که برخی کتاب "مستدرک" او را، که مهم ترین تالیفش نیز به شمار می رود، مورد طعن قرار داده و از ارزش واقعی آن بکاهند، همچون "ابوسعید مالینی" که مدّعی است همه کتاب را از ابتدا تا انتها خوانده و در آن هیچ حدیثی را که منطبق بر شروط "بخاری" و "مسلم" باشد نیافت، و یا "ذهبی" که ادّعا می کند، از آنجا که شأن کتب "مستدرک" به آوردن احادیث جعلی و ساختگی است، بنابراین در کتاب حاکم نیز احادیث موضوعه وارد شده، و به همین دلیل بعدها خودِ "ذهبی" 100 حدیثِ موضوع از احادیث کتاب "مستدرک" را در جزئی گرد می آورد، و از سویی "ابن جوزی" نیز در کتاب "الموضوعات" خود 60 حدیث جعلی از کتاب حاکم نیشابوری را گرد می آورد. در سخنی دیگر "ذهبی" ادّعا می کند: نیمی از احادیث کتاب بر اساس شروط "بخاری" و "مسلم" است و ربع آن، احادیثی صحیح و فقط یک چهارم آن، احادیث مناکیر، مطالب موهومی که اصلی ندارد و موضوعات است و یا اینکه "ابن حجر عسقلانی" می گوید: "حاکم در اواخر عمر دچار غفلت شد و احوالش دگرگون گشت و در همین زمان هم مستدرک را نوشت."انصاف حاکم نیشابوری دلیل کینه ورزی متعصبان با این تفاصیل به نظر می رسد که دلیل اصلی زدن اتهام شیعه بودن و رافضی گری به حاکم نیشابوری، که مذهبش شافعی است به دلیل انصاف اوست و اینکه به خاطر عدم تعصّبش احادیثی را که در فضیلت حضرت علی علیه السلام بوده درکتاب "مستدرکِ" خویش آورد، برخلاف "بخاری" و "مسلم" که به دلیل تعصّب شدیدشان از آوردن اینگونه احادیث خودداری کرده اند. این سخن "ابن صلاح" بهترین سخن در این مقام است که: "چیزی که حاکم حکم به صحّتش کرده ولی درکتب أئمه قبلی (بخاری ومسلم) نیامده، اگر صحیح نباشد دست کم حسَن است و می توان با آن احتجاج کرد و به آن عمل نمود، مگر مواردی که در آن بیماری ای باشد که موجب ضعف حدیث گردد." 
در زمان حاکم نیشابوری، "نیشابور" که یکی از بزرگترین مدارس حدیثی جهان اسلام به شمار می رفت، و از طرفی به دلیل سفرهای علمی حدیثی حاکم، در کتب تاریخ و أعلام تعداد استادان وی را بیش از 1000 تن ذکرکرده اند، البته "سبکی" تعداد مشایخ حاکم را 2000 نفر می داند که 1000 تن از آنها شیوخ او در "نیشابور" و 1000 تنِ دیگر شیوخ وی در دیگر نقاط بوده اند. اساتید حدیث از جمله اساتید حاکم در حوزه حدیث عبارتند از: -پدر و دایی حاکم نیشابوری -محمد بن یعقوب الأصم -ابو بکر النجاد -محمد بن یعقوب الشیبانی ابن الأخرم -محمد بن عبد الله بن أحمد الصفار، ابو سهل بن زیاد -محمد بن صالح بن هانئ -ابو النضر محمد بن محمد الفقیه -ابو حامد أحمدبن علی بن حسنویه، -محمد بن علی المذکر، عبدالباقی بن قانع -ابو بکر أحمد بن إسحاق الصبغی -ابو علی الحسین بن علی النیسابوری الحافظ -علی بن عبدالله الحکیمی -إسماعیل بن محمد الرازی -محمد بن القاسم العتکی -ابو جعفر محمد بن محمد بن عبدالله البغدادی الجمال -محمد بن المؤمل الماسرجسی -ابو جعفر محمد بن أحمد بن سعید الرازی صاحب ابن وأره -و... اساتید قرائت از جمله اساتید حاکم نیشابوری در باب قرائت عبارتند از: -علی ابن الإمام -محمد بن ابو منصور الصرام -ابو علی بن النقار، مقرئ الکوفه -ابو عیسی بکار، مقرئ بغداد مشایخ فقاهت از جمله مشایخ حاکم نیشابوری، در فقه عبارتند از: -ابو علی بن ابو هریره -ابو الولید حسان بن محمد -ابو سهل الصعلوکی 
حاکم نیشابوری پس از کسب مدارج علمی در حوزه علوم اسلامی، به تدریس و پرورش شاگردان بسیاری پرداخت که مهمترین آنها عبارتند از: -أبوالفتح بن أبی الفوارس -أبو العلاء الواسطی -أبویعلی الخلیلی -أبوبکر البیهقی -أبوالقاسم القشیری -أبوصالح المؤذن -أبوبکر أحمد بن علی بن خلف الشیرازی -ابن مظفر -أبوأحمد بن مطرف -أبومحمد ابن زباره العلوی أبوعبدالله العصمی أبوأحمد بن شعیب المزکی أبواسحاق ابراهیم بن محمد بن یحیی ابن أبی درام، ابن القصار الرازی در این بین کسانی هم بوده اند که هم حاکم نیشابوری، از آنها حدیث نقل کرده و هم آنها از وی، همچون: -الدارقطنی -أحمد بن أبی عثمان الحیری -أبوإسحاق المزکی 
حاکم نیشابوری، از جمله اعاظم محدثان عصر خویش و یکی از بزرگترین و نام آورترین آنان در طول حیات تاریخ اسلام بود، همان گونه که ذکر شد وی از همان بدو کودکی شروع به سماع حدیث نموده، درآغاز جوانی به تألیف و تصنیف روی آورد و به چنان مقامی دست یافت که "ابن عساکر" در موردش می گوید: در زمان حاکم در حجاز، شام، عراقین، جبال، ری، طبرستان، قومس، خراسان و ماوراء النهر هیچکس همطراز و همپای وی در حدیث نبود. "ذهبی" در وصف مقام و شخصیت حاکم نیشابوری می ‌نویسد: الحاکم الحافظ الکبیر امام المحدثین ... ناظر الدارقطنی فرضیه وهو ثقه واسع العلم بلغت تصانیفه قریبا من خمس مائه جزء . حاکم، حافظ بزرگ و پیشوای محدثان است . دار قطنی با او مناظره‌ای داشت که او را پسندید، او مورد اعتماد و دارای علم بسیار است، نوشته‌ها و آثار او نزدیک به پانصد جلد می ‌شود. "سیوطی" می ‌نویسد: الحاکم الحافظ الکبیر إمام المحدثین أبو عبد الله محمد بن عبد الله محمد بن حمدویه بن نعیم الضبی الطهمانی النیسابوری ... وکان إمام عصره فی الحدیث العارف به حق معرفته صالحا ثقه. حاکم،حافظ بزرگ و پیشوای محدثان است ... او در زمان خود پیشوای علم حدیث و آن چنان که شایسته بود‌، با علم حدیث آشنائی داشت، درستکار و قابل اعتماد بود. أبو اسحاق شیرازی، حاکم را این گونه معرفی می ‌کند: هو أبو عبد الله محمد بن عبد الله بن محمد النیسابوری المعروف بالحاکم صاحب المستدرک وتاریخ نیسابور وفضائل الشافعی وکان فقیها حافظا ثقه علیا لکنه یفضل علی بن أبی طالب على عثمان رضی الله عنهما انتهت إلیه ریاسه أهل الحدیث طلب العلم فی صغره ورحل إلى الحجاز والعراق مرتین وروی عن خلائق عظیمه قال الأسنوی ویزید على الفیء شیخ وتفقه علی أبی الولید النیسابوری وأبی علی بن أبی هریره وأبی سهل الصعلوکی وانتفع به أئمه کثیرون منهم البیهقی قال عبد الغافر کان الحاکم إمام أهل الحدیث فی عصره وبیته بیت الصلاح والورع واختص بصحبته إمام وقته أبی بکر الصیغی وکان یراجع الحاکم فی الجرح والتعدیل. محمد بن عبد الله ... نیشابوری مشهور به حاکم صاحب کتاب المستدرک، تاریخ نیشابور و فضائل شافعی، فقیه، حافظ، قابل اعتماد و بلند مرتبه بود؛ وی علی بن أبی طالب را از عثمان برتر می‌دانست. ریاست اهل حدیث به او می‌رسد. تحصیل دانش را از کودکی آغاز و دو بار به حجاز و عراق مسافرت کرد. از افراد زیادی روایت نقل کرده است... و بزرگان زیادی؛ از جمله "بیهقی" از او کسب دانش کرده‌اند. "عبد الغافر" می‌گوید: حاکم پیشوای اهل حدیث در زمان خود بود و خانه او خانه درستکاری و پرهیزگاری بود، أبو بکر صیغی که پیشوای زمان خود بود ، همواره در کنار حاکم نیشابوری بود و در جرح و تعدیل روات به او مراجعه می‌ کرد. "ابن خلکان" می ‌نویسد: الحاکم النیسابوری الحافظ المعروف بابن البیع إمام أهل الحدیث فی عصره والمؤلف فیه الکتب التی لم یسبق إلى مثلها کان عالما عارفا واسع العلم. حاکم نیشابوری حافظ (کسی که بیش از صد هزار حدیث حفظ است) مشهور به "ابن البیع"، پیشوای اهل حدیث در زمان خود بود و کتاب‌هایی در علم حدیث نوشت که کسی پیش از او همانندش را ننوشته بود، او دانشمند، عارف و دارای دانش بسیار بود. 
مهمترین تالیفات حاکم نیشابوری عبارتند از: -المستدرک علی الصحیحین -تاریخ النیسابوریین، (تاریخ نیشابور) -معرفه علوم الحدیث یا معرفه اصول الحدیث -الاربعین -الاکلیل فی دلائل النبوه، درباره ایام پیامبر اکرم(ص) و همسران ایشان و برای "ابوعلی سیمجور"، "سپهسالار سامانیان" در "خراسان"، تألیف کرده و در "معرفه علوم‌ الحدیث" به برخی مباحث آن اشاره کرد. -المدخل الی الصحیح -امالی العشّیات -تسمیه من اخرجهم البخاری و مسلم -سئوالات الحاکم للدّار قطنی -سئوالات السجزی للحاکم -علل الحدیث -فضایل شافعی -فضایل فاطمه الزهرا -کتاب الضعفاء -مدخل الی الاکلیل -معجم الشیوخ -مُزَکّی الاخبار، حاکم نیشابوری از آن با نام "المزکیین لرواه الأخبار" یاد کرده، وی به بحث از جرح و تعدیل راویان حدیث در ده طبقه پرداخت. -مفاخرالرضا 
شرحی بر المستدرک علی الصحیحین مهم ‌ترین و مشهورترین اثر حدیثی حاکم نیشابوری، "المستدرک علی الصحیحین" بود، وی در این کتاب کوشید، احادیثی را گرد آورد که شرایط صحت احادیث موجود در صحیحین را دارند، اما در آن دو کتاب نقل نشده‌اند. "المستدرک" به شیوه کتاب‌های فقهی تبویب ‌شده و علاوه بر احادیث فقهی، حاوی احادیث بسیاری در زمینه عقاید، طب، ملاحم و فتن و تفسیر قرآن و سیره و مغازی بود. درباره المستدرک بحث و جدل ‌های فراوانی میان رجالیان و محدّثان اهل سنّت رخ داده، "ذهبی" در کتابی به نام "مختصر کتاب‌المستدرک علی الصحیحین"، احادیثی را که به نظر او، برخلاف شرایط "محمد بن اسماعیل بخاری" و "مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری" بوده، از کتاب حاکم حذف کرد. کتاب مستدرک شامل 8803 حدیث است که در 51 کتاب و در موضوعاتی که بیشتر، فقهی هستند، جمع آوری شد. (تعداد موضوعات کتاب 3647 عنوان می باشد.) این احادیث با کتاب "الایمان"، کتاب "العلم"، کتاب "الطهاره"، کتاب "الصلاه" و کتاب "الجمعه" شروع شده و با کتاب "الطب"، کتاب "الرقی" و "التمائم"، کتاب "الفتن و الملاحم" و کتاب "الاهوال" پایان می پذیرند. ویژگی و شیوه تالیف المستدرک علی الصحیحین مهمترین ویژگی های این کتاب در شیوه تالیف آن عبارتند از: -یکی از مهم ترین ویژگی های این کتاب، آوردن مجموعه ای کامل از احادیثی است که در فضیلت حضرت علی علیه السلام و اهل بیت اوست که تقریباً 260 حدیث را شامل می شود. -حاکم در پاره ای موارد، برای یک حدیث بیش از یک سند آورد البته به صورت جداگانه. -گاهی حدیثی را به عنوان "شاهد" و "مُتابَع" برای حدیث اصلی ذکر کرد. -در برخی موارد حدیثی را که معارض با حدیث قبلی است آورده و سپس درباره تعارض آنها و راه جمع بین آنها توضیح می دهد. -گاهی توضیحات فقه الحدیثی سندی یا تاریخی می آورد. -در مواردی به ویژه احادیثی که حاکم آنها را صحیح الاسناد می داند، به توثیق راویان پرداخت. -از رموز سندی نیز در کتاب بهره برده شده، همچون: ثنا = حدثنا ، انبأ = انبأنا و.... -احادیث غیر مرفوع (موقوف) نیز در کتاب دیده می شود. شرحی بر مفاخرالرضا این کتاب در مناقب امام علی‌ بن موسی الرضا علیه‌ السلام بوده، تنها از طریق نقل‌ قول‌هایی که "ابن‌ حمزه طوسی" آورده، شناخته شده است و احتمالا حاکم کتاب مستقلی به این نام نداشته و مطالبی که ابن‌ حمزه نقل کرده، بخشی از شرح‌ حال امام رضا علیه‌السلام، در تاریخ نیشابور بود. به ‌نوشته "ابن‌ شهرآشوب"، شخصی به نام "ابوعبداللّه مفید نیشابوری" کتابی به نام "مناقب ‌الرضا" تألیف کرده و "آقابزرگ طهرانی" احتمال داده که "ابوعبداللّه مفید نیشابوری" همان حاکم باشد. از نام برخی آثار دیگر حاکم در منابع سخن رفته است،  اما اطلاع بیشتری از آن‌ها در دست نیست. شرحی بر فضایل شافعی باتوجه به شافعی بودن حاکم و منازعات تند حنفیان و شافعیان در دوران او، حاکم این کتاب را، مشتمل بر اخبار متداول میان شافعیان در فضیلت "محمد بن ادریس شافعی"، تألیف کرد. نسخه ای از این کتاب یافت نشده، اما احتمالا بخش اعظمی از مطالب آن در کتاب "مناقب‌الشافعی" اثر "ابوبکر احمدبن حسین بیهقی" (متوفی 458 ه.ق)، که یکی از مهم ‌ترین راویان آثار حاکم بوده، باقی ماند. شرحی بر تاریخ النیسابوریین تاریخ نیشابور یا تاریخ النیسابوریّین، اثری مهم به عربی در شرح حال عالمان و محدّثان و بزرگان نیشابور، است، نام رایج و مشهور این کتاب در طول قرون، "تاریخ نیشابور" بوده، ولی گویا نام اصلی آن "تاریخ النیسابوریّین" است، زیرا هدف مؤلف در این کتاب معرفی رجال و عالمان "نیشابور" بود. کتاب تاریخ نیشابور مفصّل بوه و در تعداد مجلدات آن اختلاف نظر وجود دارد. "خلیفه نیشابوری"، که موثق ترین منبع در این زمینه است، آن را چهارده مجلد ذکر کرد. تألیف "تاریخ نیشابور" در سال 388 ه.ق، به پایان رسید، اصل این کتاب از بین رفته، ولی از عبارات "حاجی خلیفه" برمی آید که تا زمان او در دسترس بود. "شمس الدین ذهبی" (متوفی 748 ه.ق) این کتاب را خلاصه کرده و آن را "مختصر تاریخ الحاکم" نامید. 
حاکم نیشابوری سرانجام پس از 84 سال زندگی پر برکتِ علمی، که با تألیفاتی بسیار نیز همراه بود، در صفر سال 405 ه.ق بدرود حیات گفت و در "نیشابور" به خاک سپرده شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۹:۳۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۹:۳۵

حاکم نیشابوری

خلاصه زندگی نامه

 محمّد بن عبدالله بن محمّد بن حمدویه بن نعیم بن الحکم ضَبّى طهمانى نیشابوری، مکنی به ابوعبدالله، ملقب به امام المحدثین و محدث الخراسان، معروف به حاکم نیشابوری و ابن البیع، از بزرگان فقه و حدیث، تاریخ نگار اسلامی و قاضی شافعی در قرن چهارم ه.ق، بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع