مولانا شهاب‌ الدین عبداللّه ‌بن لُطف‌ اللّه ‌بن عبدالرشید مشهور به حافظِ ابرو، از تاریخ تولد اش اطلاع دقیقى در دست نبوده، اما برخى محققان معاصر، حدس زده ‌اند که در سال 763 ه.ق متولد شد. تحصیل وى در همدان صورت گرفته و از همان دوران جوانی به دربار تیموری راه یافت و از مورخان موثق در ضبط دقیق وقایع و صحت گفتار، در دربار معروف شد. حافظ ابرو به رموز و آیین تاریخ نویسى آگاه بوده و مخصوصا از احوال و امور روزانه سیاست زمان خود اطلاع کافى داشته و در نوشته ‏هاى خود تا حد امکان آنچه را که ‏دیده یا از اشخاص موثق ‏شنیده، بهره می گرفت. آثار او عبارت‏اند از: "ذیل جامع التواریخ رشیدى"، "ذیل تاریخ طبرى"، "تاریخ آل‏کرت"، "تاریخ طغاتیمور" و "تاریخ شاهرخ". هم چنین "کتاب جغرافیای حافظ" به ویژه در فصول مربوط به ایران و فرارود (ماوراءالنهر) آکنده از اطلاعات مهم تاریخی بوده که از مهم‌ترین آثار وی به شمار می‌رود. سرانجام حافظ ابرو، در شهر "زنجان" در سال 833 ه.ق وفات یافته و نزدیک مزار "اخى فرج زنجانى" به خاک سپرده شد. 
سبب شهرت وى به حافظ ابرو به روشنى معلوم نیست. اعتمادالسلطنه در این باره وجوهى ذکر کرده: گفته‌اند وى ابروى پیوسته خوش ‌نما و زیبایى داشته و نیز گفته‌اند اهل اَبر در نزدیکى بسطام بوده و ابرى به ابرو تحریف شد. درباره سبب نامگذارى وى به حافظ نیز گفته‌اند وى حافظ قرآن مجید یا احادیث پیامبر بوده، برخى هم گفته‌اند، که چون در "خواف" به مظهر قنات، آبرو می ‌گفته‌اند، وى را براى تمایز از دیگر افراد ملقب به حافظ، حافظ آبرو (حافظِ ساکن محله آبرو) خوانده‌اند، اما این وجه درست به ‌نظر نمی‌رسد. زادگاه درباره زادگاه حافظ ابرو نیز اختلاف وجود دارد. حافظ‌ ابرو در مقدمه تاریخ "ملوک کرت"، خود را با نسبت "بهدادنى" (اهل بِهدادین، از قراى خواف) معرفى کرده و "خوافى"، مورخ معاصر حافظ‌ ابرو، نیز از وى با نسبت "خوافى" یاد کرد. اما "عبدالرزاق سمرقندى" و "خواندمیر" زادگاه او را "هرات" نوشته‌ اند و "حاجی ‌خلیفه" نیز او را "هروى" خواند. نسبت حافظ به هروى شاید ازآن‌ رو بوده که در زمان او، ناحیه "خواف" از لحاظ ادارى و دیوانى، جزو "هرات" محسوب می شد. 
حافظ ابرو احتمالا در خردسالى همراه پدر یا خانواده‌ اش به همدان رفته و به تحصیل پرداخت. او نیمه اول زندگی‌ اش را در همدان و بلاد عراق عجم گذراند، از این ‌رو، "شوشترى" از وى با نسبت همدانى یاد کرد. 
حافظ ابرو در جوانى به خدمت "امیرتیمور گورکان" پیوست و مورد التفات امیر قرار گرفت. امیر همواره او را به مجالس خاص دعوت می‌کرد باتوجه به اینکه تیمور شطرنج‌ باز ماهرى بوده و پس از فتح هر شهر، اولین کسانى را که نزد خویش می‌خواند شطرنج‌ بازان بودند و حافظ ابرو نیز در این کار ماهر بود، شاید سبب ورود وى به دستگاه تیمور همین امر بود. حافظ ابرو تیمور را در بسیارى از سفرها و لشکرکشی هایش همراهى کرد. وى در سال 788 ه.ق در اردوى تیمور حضور داشته و به دبیرى و منشیگرى منصوب شد. حضور در دربار شاهرخ حافظ پس از مرگ تیمور در شعبان سال 807 ه.ق، به "شاهرخ ‌میرزا" پیوست و حدود 28 سال از ملازمان او بود. در زمان جلوس "شاهرخ"، حافظ ‌ابرو به هرات رفته و وقت خود را صرف تألیف کرد. او همچنین مورد توجه خاص "بایسنغر میرزا"، فرزند "شاهرخ"، قرار گرفت. 
حافظ ابرو به مناسبت برخى حوادث، اشعارى به فارسى و عربى سروده، از جمله به مناسبت بازسازى قلعه هرات به ‌دستور شاهرخ، قصیده ‌اى سروده که چند بیت از آن روى دروازه قلعه حک شد. 
شهرت حافظ ابرو بیشتر به ‌سبب تاریخ‌ نگارى بوده، وى یکى از پرکارترین و شایسته ‌ترین مورخان دوره تیمورى بود. او تاریخ ‌نویسى را هیچگاه وسیله امرار معاش نکرده، و مطالب کتاب اش را با چاپلوسى درنیامیخته و با کمال فروتنى به کمى بضاعت علمى خود اعتراف نمود. وى با تألیفات خود خلا تاریخى آن دوره را پر کرده و تسلسل تاریخى را حفظ کرد. او هم چنین تا نزدیک مرگ خود، یک دوره تاریخ عمومى ایران و تاریخ کشورهاى وابسته به ایران را نوشت. نوشته‌هاى حافظ ابرو، به سبب ویژگیهاى یاد شده، الگوى سودمندى براى مورخان برجسته ‌اى چون "عبدالرزاق سمرقندى"، "میرخواند" و "خواندمیر" بود. 
حافظ ابرو تمام آثار خود را تحت حمایت شاهرخ به زبان فارسی در هرات تألیف کرده و فقط یک کتاب را به نام پسر او، "بایسنغرمیرزا"، نوشت. آثار حافظ ابرو عبارت‌اند از: -ذیل جامع‌ التواریخ رشیدی ذیل جامع‌التواریخ رشیدی، که احتمالا نخستین تألیف اوست. وی این کتاب را به دستور شاهرخ و به منزله دنباله جامع ‌التواریخ رشیدالدین فضل‌اللّه تألیف کرد. این کتاب در ذکر پادشاهی اولجایتو و ابوسعید است و با ختم حکمرانی اَعْجَکی در عراق عجم و اوایل سلطنت تیمور تا سال 795 ه.ق، پایان می‌یابد و مؤلف ادامه مطالب را به کتاب ظفرنامه نظام‌الدین شامی ارجاع داد. حافظ ابرو در تألیف کتابش از تاریخ اولجایتو نوشته ابوالقاسم قاشانی (کاشانی) و ظفرنامه حمداللّه مستوفی قزوینی استفاده کرد. ذیل جامع‌التواریخ رشیدی، با تصحیح و مقدمه خانبابا بیانی، در 1317 ه.ش در تهران به‌ چاپ رسید. "خان بابا بیانی" همچنین این کتاب را به فرانسوی ترجمه و در سال 1315 ه.ش در پاریس منتشر کرد. -ذیل کتاب ظفرنامه نظام‌ الدین شامی ذیل کتاب ظفرنامه نظام‌الدین شامی، مشتمل بر حوادث سال 806 ه.ق، تا زمان درگذشت امیرتیمور بوده، وی این اثر را به سفارش "شاهرخ" در سال 814 ه.ق تألیف کرد. این کتاب با مقدمه و تصحیح "بهمن کریمی"، در سال 1328 ه.ش در تهران به‌چاپ رسید. -جغرافیای حافظ ابرو جغرافیای حافظ ابرو، در سال 817 ه.ق، یک کتاب جغرافیای عربی  بوده که به دست شاهرخ رسید. حافظ ابرو که از قبل تصمیم داشت کتابی در این زمینه تألیف کند، با دیدن این کتاب پیشنهاد کرده آن را به فارسی برگرداند و با استفاده از منابع دیگر آن را تکمیل کرد. او هم چنین ضمن تألیف، از مشاهدات عینی خود نیز بهره برده که بعدها به "جغرافیای حافظ ابرو" نام گرفت. محتوای کتاب جغرافیای حافظ جغرافیای حافظ ابرو در دو جلد تدوین شده، در جلد اول، مؤلف پس از مقدمه ‌ای درباره جغرافیا و مقدمه دیگری درباره ‌تاریخ، به کیهان‌ شناسی و وصف شکل زمین، اقالیم سبعه، دریاها، دریاچه‌ها، رودها و کوهها و دیار عرب (عربستان) پرداخته و سپس سرزمینها را از مغرب (ولایت مغرب و اندلس) به مشرق (کرمان و فارس) توضیح داده و نام شهرها و مسافات را ذکر کرد. ذکر مؤلف از شهرهای مغرب و اندلس، جزایر دریای روم (مدیترانه)، شهرهای مصر، شام، ارمنستان، فرنگستان، بلاد جزیره، عراق، خوزستان، لرستان، فارس و کرمان، گاه با شرح مختصری از تاریخ آن‌ها همراه بود. جلد دوم درباره جغرافیا و تاریخ خراسان بزرگ (خراسان و ماوراءالنهر) بوده که مؤلف در آن به شرح، ولایات هرات، قهستان، نیشابور، مرو، بلخ، بیهق، طوس، مشهد، ابیورد، نَسا و شهرها و قرای آن‌ها پرداخت. جغرافیای حافظ ابرو فاقد جغرافیای تاریخی ـ سیاسی عراق عجم و حکمرانان آن نواحی بوده، در بیش‌ تر نسخه‌ها، مطالب درباره خراسان در سال 823 ه.ق ختم شد. در نسخه آکسفورد مؤلف وعده داده، که مختصری درباره تاریخ ماوراءالنهر خواهد آورد. اینکه مؤلف این قسمت تاریخی را نوشته است یا نه، روشن نیست. در این قسمت به نقشه ماوراءالنهر نیز اشاره شده که موجود نیست. با توجه به متن جغرافیای حافظ ابرو، بنا بوده که این کتاب تعدادی نقشه و نمودار از بلاد اسلام داشته باشد، اما از نسخه‌های موجود، فقط نسخه موزه بریتانیا دو نقشه جهان، یک نقشه از دریای مدیترانه و نقشه ‌ای از خلیج‌فارس داشته که در نقشه جهان، بر خلاف نقشه‌های عربی، شبکه خطوط طول و عرض به صورت ابتدایی رسم شد. کتاب جغرافیای حافظ‌ابرو، به‌ خصوص در قسمت کیهان ‌شناسی، حاوی مطالبی نو و متفاوت با منابع دیگر بوده، از جمله درباره مصب رود جیحون، که به گفته مؤلف، این رود در دوران قدیم به دریای خزر ‌ریخته، وی همچنین از فعالیت آتشفشانی خفیف کوه دماوند سخن گفته که جالب توجه بود. منبع اصلی وی در تألیف حافظ ابرو از منابع خود در تألیف این کتاب اغلب نام برده که برخی از آن‌ها در دسترس نیستند. ظاهرا منبع اصلی وی "مسالک‌ الممالک اصطخری" بود. شناسایی کتاب توسط ریو کتاب جغرافیای حافظ‌ ابرو تا اواسط سده سیزدهم تا نوزدهم ناشناخته بود. در سال 1258 ه.ش، "یارمحمدخان"، حاکم هرات، نسخه‌ای از آن را به "راولینسون" اهدا کرد. این نسخه در موزه بریتانیا موجود بوده و نخستین بار، "ریو" این اثر را متعلق به حافظ ابرو معرفی کرد. علت این نتیجه‌گیری، مقایسه با نقل ‌قولهایی بوده که "ویلیام اوزلی" در سفرنامه‌ اش از "جغرافیای حافظ ابرو" آورده بود. اما شناسایی کامل جغرافیای حافظ ابرو مرهون تحقیقات "بارتولد" بوده، جلد اول جغرافیای حافظ ابرو، به ‌کوشش "صادق سجادی"، در سه جلد منتشر شد. جلد دوم نیز با عنوان تاریخ حافظ ابرو، ج2: بخش جغرافیای خراسان، با تصحیح دوروتیا کراولسکی، در سال 1361 ه.ش، در "ویسبادن" به‌چاپ رسید. هم چنین چاپ جدیدی از این کتاب، با عنوان "جغرافیای تاریخی خراسان در تاریخ حافظ ابرو"، را "غلامرضا ورهرام" در سال 1370 ه.ش  در تهران منتشر کرد. بخش هرات از جلد دوم را "مایل هروی" با عنوان "جغرافیای حافظ ابرو، قسمت رُبع خراسان: هرات"، در سال 1349 ه.ش در تهران به‌چاپ رساند. -مجمع‌ التواریخ‌ السلطانیه مجمع‌التواریخ‌السلطانیه، تاریخ عمومی و مفصّل‌ ترین اثر حافظ ابرو، مشتمل بر وقایع عالم از آغاز آفرینش تا سال 830 ه.ق شامل شده، وی تألیف آن را به نام "بایسنغرمیرزا" در سال 826 ه.ق آغاز کرد. این کتاب در چهار "ربع" (مجلد) تدوین شده: ربع اول، درباره تاریخ پیامبران و پادشاهان ایران پیش از اسلام، ربع دوم، درباره تاریخ زندگی پیامبر اکرم و حکومت امویان تا انقراض خلافت عباسیان، ربع سوم، تاریخ سلسله‌های حکومتگر در ایران پس از اسلام تا مرگ ایلخان ابوسعید در سال 736 ه.ق، ربع چهارم که مستقلا عنوان "زبدةالتواریخ بایسنقری" داشته، دارای دو قسمت بوده: -وقایع 736 تا 807 ه.ق درباره دوره امیرتیمور گورکان -ادامه وقایع 807 تا 830 ه.ق درباره دوره شاهرخ حافظ ابرو در این کتاب، مفصّل ‌ترین گزارش درباره دولت ایرانی اسماعیلیان نِزاری را ثبت کرده، مطالب او درباره تاریخ سلطنت شاهرخ، اصیل و معتبر بوده و قسمتی که بر مشهودات و مسموعات وی مبتنی است، از اهمیت بیشتری برخوردار بود. هم چنین از گفته "عبدالرزاق سمرقندی" برآمده، که شرح حوادث در "زبدةالتواریخ بایسنقری" ناتمام ماند. -پنج رساله تاریخی درباره حوادث دوران امیرتیمور گورکان پنج رساله تاریخی درباره حوادث دوران امیرتیمور گورکان، این رساله‌ها عبارت‌اند از: پادشاهی تغاتیمور/ طغاتیمور بن سودای کاون‌ بن باباکاون، تاریخ امرای سربداریه و عاقبت ایشان، تاریخ امیرارغون شاه و عاقبت حال او و تاریخ انتهای احوال ملوک کرت،این پنج رساله بعدها به ‌کوشش "فلکس تاور" به ‌چاپ رسید. -تاریخ شاهرخ‌ میرزا تاریخ شاهرخ‌میرزا ، مشتمل بر حوادث دوران سلطنت "شاهرخ" تا سال 819 ه.ق بود. حافظ ابرو بعدا مطالبی به این کتاب افزوده و آن را در ضمن "زبدةالتواریخ" درج کرد. -تاریخ آل‌ مظفر و تاریخ ملوک کرت تاریخ آل‌مظفر و تاریخ ملوک کرت، این دو اثر در واقع بخشهایی از کتاب جغرافیا و مجمع‌التواریخ حافظ‌ ابرو هستند. نثر حافظ ابرو در همه این آثار ساده و روان بود. شهرت آثار تاریخی حافظ ابرو کمتر از آثار جغرافیایی او نبوده، اگرچه به ‌نظر "بارتولد"، آثار تاریخی حافظ‌ ابرو ارزش کمتری داشته و مطالب آن‌ها بیش ‌تر روایتی و برگرفته از آثار مورخان پیشین بوده، اما حافظ‌ابرو، مطالب مفقود بسیاری را حفظ کرده و حتی مطالبش کامل ‌تر و ساده ‌تر از مطالب منابع مورد استفاده وی بود. آثار او در خصوص تاریخ دوران خود، منبع درجه اول محسوب می‌شود. 
بنا به نوشته "خوافى"، حافظ‌ ابرو در 3 شوال سال 833 ه.ق، هنگام بازگشت "شاهرخ تیمورى" از آذربایجان، در جایى به نام "سرچم" (حدود هشتاد کیلومترى زنجان) درگذشت و در زنجان، نزدیک مزار "اَخى فَرَجْ" (ابوالفرج) زنجانى، دفن شد. عبدالرزاق سمرقند، به پیروى از خوافی، ضمن یک بیت شعر، نوشته: که او در سال 834 ه.ق در زنجان وفات یافته و به گفته "خان بابا بیانى"، حافظ ابرو هنگام وفات هفتاد سال داشت. برخى هم به اشتباه قبر وى را در "خواف" دانسته‌اند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۹:۳۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۹:۳۱

حافظ ابرو

خلاصه زندگی نامه

 مولانا شهاب ‌الدین عبداللّه‌ بن لُطف ‌اللّه ‌بن عبدالرشید مشهور به حافظ ابرو، مورخ و جغرافیدان ایرانى سده هشتم و نهم، در استوار شدن اندیشه تاریخ نگاری توصیفی ـ تحلیلی در عصر تیموری، بسیار تأثیر گذارد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع