جستجو در مطالب و اشخاص
آیت الله حاج میرزا محمد ارباب در سال 1273 ق (1235 ش)، در بیت علم و فضل در عین حال کشاورز در شهر قم چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش، محمد تقی بیک ارباب معروف به جان بابا از فاضلان و ادیبان و شاعران قم به شمار می رفت. میرزا محمد ارباب پس از اتمام تحصیلات با درجه اجتهاد به قم بازگشت و مشغول تدریس و تربیت شاگردان و تألیف آثار شده و به امور مردم رسیدگی می نمود. وی دارای شخصیتی با نفوذ بود و یکی از فرایض مهم را انجام امر به معروف و نهی از منکر می دانست و به آن پایبند بود. ایشان سرانجام در سال 1341 ق (1301 ش) در 68 سالگی چشم از جهان فرو بست و در قبرستان شیخان در جوار مرقد میرزای قمی به خاک سپرده شد. 

عبدالله مستوفی درباره محمد تقی ارباب پدر میرزا محمد ارباب می نویسد: «محمد تقی بیک ارباب، با داشتن اطلاعات وسیعی از فلاحت و ساختمان و مقنی گری... که قول و تصدیق او در نزد تمام استادان این متون رهان قاطع به شمار می رفت، ادیب و شاعر و نویسنده و خوش خط و بذله گو و مجلس آرا هم بود... شعر را بسیار خوب می گفت، در نویسندگی و اسلوب خط سبک قائم مقام را پیروی می کرد، هم ساده و روان و هم ادیبانه، سهل و ممتنع چیز می نوشت... هیچ کس نمی توانست تصور کند که در این قبای راسته و [لباس] رعیتی... این قدر اطلاع و فضل و ادب باشد... ممکن است امروز مطلعی مانند او در زراعت و کارهای مربوط به آن و ادیب و نویسنده ای مثل او باشد، ولی من در مدت عمر خود شخصی به این جامعی هیچ ندیده ام... حاجی میرزا محمد مجتهد، پسرش هم ملای جامع خوش محضر تام العیاری بود که در عالم خود هیچ دست کمی از پدرش نداشت.» اعقاب و فرزندان از آن فقیه بزرگ، فرزندانی بر جای مانده که عبارتند از:حجت الاسلام میرزا محمد باقر ربانی و میرزا محسن اشراقی و  حاج آقا سعید اشراقی از جمله فرزندان وی به شمارند. اما از همه معروفتر حجت الاسلام و المسلمین حاج میرزا محمد تقی اشراقی است. وی در 1313 ق به دنیا آمد و پس از تحصیل سطوح عالیه نزد پدر بزرگوارش و آیت الله حاج شیخ ابوالقاسم قمی، به درس آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حایری حاضر شد و به درجه اجتهاد نائل آمد. نوه آیت الله ارباب قمی، آیت الله حاج آقا شهاب الدین اشراقی داماد امام خمینی (ره) بود. او از شاگردان پدر بزرگوارش، امام خمینی (ره) و آیت الله محقق داماد و آیت الله العظمی بروجردی و صاحب نظر در فقه و تفسیر و فلسفه بود. 

آیت الله ارباب، پس از پشت سر نهادن دوران نوجوانی به تحصیل ادبیات همت گمارد و پس از آن به تهران رفت و نزد اساتید هر فن از هنر علمی توشه ای و از هر خرمن خوشه ای برچید تا مشار بالبنان گردید. البته به نام اساتیدش در تهران تصریح نشده، ولی در آن زمان مدار تدریس علوم نقلی و عقلی بر عهده آیات عظام: شیخ عبدالرحیم نهاوندی، میرزا ابوالحسن جلوه و آقا محمد رضا قمشه ای بوده است.  

حاج میرزا محمد ارباب، به همراه دوستان گرانقدرش آیت الله حاج ملا آقا حسین قمی و آیت الله مولی عبدالله قمی به سامراء مهاجرت کردند و چندی در درسهای آیت الله العظمی میرزای شیرازی شرکت نمود. پس از آن به همراه ملا عبدالله قمی به نجف رفت و سالیان بسیار در درسهای آیات عظام، میرزاحبیب الله رشتی و آخوند ملا محمد کاظم خراسانی حضور یافت، تا آنکه پس از تحصیل و تکمیل علوم دینی، به درجه رفیع اجتهاد نائل آمد و با اخذ اجازات متعدد روایی از آیات عظام: محدث نوری و شریعت اصفهانی و حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی و اجتهادی از آخوند خراسانی و میرزا حبیب الله رشتی به زادگاهش بازگشت. 

ارباب، پس از مراجعت به تدریس و تالیف و اقامه جماعت و موعظه و حل و فصل دعاوی و رفع مخاصمات اشتغال داشت. وی در این زمان ریاست عام پیدا کرد و آوازه فقاهت و فضیلت او به همه جا رسید و مجلس درس و بحث او، یکی از پررونق ترین مجالس درسی حوزه بود. منبری قوی داشت و در نهی از منکر و منع اهل فجور راسخ بود و در حفظ حدود شرعیه بسیار دقت می کرد و جماعت علما در محضر وی، خود را کوچک می شمردند و بزرگان دین و دنیا نام مبارکش را به حرمت تمام می بردند. 

آن فقیه بزرگ، به تدریس فقه و حدیث اشتغال داشت و از مجلس درس وی گروهی بسیار به مدارج عالیه نائل آمدند. برخی از آنان عبارتند از: آیت الله حاج شیخ عباس محدث قمی نویسنده سفینةالبحار و مفاتیح الجنان آیت الله حاج میرزا محمد فیض قمی نویسنده کتاب الفیض و ذخیرةالعباد آیت الله حاج میرزا محمد کبیر قمی نویسنده مطالع الشموس در علم اصول آیت الله حاج شیخ حسن نویسی قمی حاج شیخ علی محمد باغ پنبه ای قمی حاج سید علی کبر برقعی قمی نویسنده راهنمای دانشوران و کانون احساسات حاج شیخ ابوالحسن فقیهی قمی میرزا محمد تقی اشراقی نویسنده تفسیر سوره یوسف و تفسیر سوره قلم حاج سید محمد صادق طاهری حاج شیخ محمد صادق فقیهی قمی حاج شیخ احمد فقیهی قمی آقا میرزا محمد باقر ربانی فرزند ایشان آقا سید ناصرالدین قمی  

آیت الله ارباب قمی به غیر از تدریس، منبر و اقامه جماعت، کتابهایی فراوان در فقه، حدیث، شعر، تاریخ و کلام تألیف کرده است که عبارتند از: الاربعین الحسینیة دیوان اشعار شرح کتاب بیان شهید اول (دوره فقه) شرح قصیده عینیه سید حمیری (لام عمرو باللوی مربع) رجوم الشیاطین (در رد بر فرقه ضاله بابی و بهایی) حاشیه بر کتاب جواهر الکلام حاشیه بر کتابهای بسیاری مانند: اسفار تصحیح و مقابله و طبع کتاب شریف بحارالانوار تصحیح و مقابله و چاپ کتابهای غیبت نعمانی، اثبات الوصیة مسعودی، کنزالعرفان فاضل مقداد و منهاج النجاة فیض کاشانی شرحی بر کتاب الاربعین الحسینیة این کتاب، معروفترین نوشتار آیت الله ارباب است. مؤلف، در این کتاب شریف چهل حدیث درباره امام حسین علیه السلام را شرح نموده و در آن از مطالب بسیار در فنون حدیث، تفسیر، تاریخ، کلام، شعر عربی و فارسی، لغت و فقه سخن گفته است. این کتاب، آکنده از فوائد گوناگون و مطالب خواندنی بوده و نوشته ای توسط نگارنده پیرامون آن به چاپ رسیده است. مؤلف، بسیاری از اشعار عربی و فارسی خود را در این کتاب به تناسب مقام ذکر نموده و چیره دستی خود را در فن قصیده سرایی نشان داده است. در سبب تألیف این کتاب، آورده اند که از محدث نوری می خواهند که بحارالانوار را برای چاپ، مقابله و تصحیح نماید و ایشان، این کار را به آیت الله ارباب حواله می دهد. وی نیز می پذیرد، اما در اثر انجام این کار سنگین و طاقت فرسا، نور چشم خود را از دست می دهد و کم دید می شود؛ لذا نذر می کند که اگر خداوند او را شفا دهد کتاب اربعین را بنویسد و خداوند متعال او را شفا داد و او هم این کتاب را در سال 1328 ق (1288 ش) نگاشت و در سال 1330 ق به چاپ رسید. مؤلف، در آغاز، سلسله سند خویش را به ائمه اطهار علیهم السلام از طریق محدث نوری، و در حدیث 40، از طریق آیات عظام: حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی، سید محمد هندی نجفی، شیخ الشریعه اصفهانی و محدث نوری بازگو کرده است. 

دستگیری از مستمندان حاج میرزا محمد ارباب دارای سجایا و صفاتی بود که از دیگران، متمایزش ساخته بود. از جمله ویژگیهایش دستگیری از مستمندان و کمک به مردم بود. جود و احسان شیوه او بود و به این ویژگی مشهور چنانکه درباره اش نوشته اند: وی از آیات الهیه و از براهین قاطعه طریقه جعفریه، در فقاهت و اجتهاد مقامی بسیار بلند و رتبه ای ارجمند داشت. به مقام بزرگواری و بسط ید و نفاذ حکم و قبول عامه که او داشت کمتر کسی رسیده است. مهربانی و دوستی اش با مردم به اندازه ای بود که حتی مجرمین آن زمان به خود اجازه می دادند بدو پناهنده شوند و در منزلش بست بنشینند و در امان باشند. تهجد و عشق به اهل بیت علیهم السلام بسیار متهجد و شب زنده دار بود و در سفر و حضر تهجدش ترک نمی شد. به عزاداری اهلبیت علیهم السلام اهمیت بسیار می داد و در مجالس ماتم ایشان با صدای بلند می گریست. چنانکه شاگرد نامدارش حاج شیخ عباس قمی می نویسد: «وی حفظه الله تعالی مانند محمد بن احمد بن عبد الله بصری، ملقب به مفجع و معروف به کثرت بکاء و گریه و زاری بر اهلبیت بود.» ایشان در دهه عاشورا و آخر ماه صفر و روز بیست و پنجم ماه رجب سالروز شهادت حضرت موسی بن جعفر در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه سلام الله علیها منبر می رفت و مردم را موعظه و ارشاد می کرد. در تفقد و دلجویی از سادات بسیار کوشا بود و به محرومان، فراوان رسیدگی می کرد. متواضع و خوش مجلس و خوش برخورد بود و از علمای معاصر خود، تجلیل فراوان می نمود. چنانکه در سال 1322 ق، که تازه شاگرد برازنده اش حاج شیخ عباس قمی به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام به مشهد مقدس مشرف شده بود، نامه ای عربی به وی نوشت و اشتیاق فراوان خود را به او نمایاند. تأکید بر اجرای امر به معروف و نهی از منکر میرزا محمد وجود منکرات را در قم برنمی تافت و با آن شدیداً به مبارزه می پرداخت. به گونه ای که صاحب تحفة الفاطمیین می نویسد: در حفظ حمای شریعت مصطفوی دقیقه ای فرو نگذاشت و در این باب اقدام و اهتمام او را دیگری نداشت. زمانی ماه محرم که تعزیه خوانی تکیه متولی باشی رونق فراوان داشت و عموم مردم قم از زن و مرد برای دیدن آن به تکیه می رفتند چند تن از فراشان و نوکران متولی باشی، خانمی شوهر دار را که برای تعزیه به تکیه می رفت دزدیده و متعرض آن مظلومه شدند تا اینکه آن خانم در سحرگاه روز چهارم خود را نجات داده و به خانه آیت الله ارباب شتافت و جریان را برای ایشان گفت. آقا با شنیدن این جریان تکان شدیدی خورد و تصمیم به خروج از شهر گرفت. مردم قم نیز به دنبال آقا از شهر خارج شدند. در بیرون شهر قهوه خانه علی سیاه ماژور ابوالقاسم لاهوتی رئیس نظمیه وقت به خدمت ایشان رسید و از او می خواهد از این کار صرف نظر نماید. آقا فرمودند: شهری که دارالمؤمنین خوانند و چنین اعمالی در آن انجام گیرد، مرا در این شهر ماندن خطا است. با اصرار لاهوتی و تعهد به مجازات مجرمان، آقا به شهر مراجعت می کنند، ولی از آن طرف مجرمان که در پناه متولی باشی که در قم، مرد بانفوذ و قدرتمندی به شمار می رفت بودند و دست کسی به آنها نمی رسید، لذا آیت الله ارباب شخصاً برای او پیام داده و مجرمان را از او می خواهد تا تحویل مأموران حکومتی دهد؛ اصرار و پافشاری وی باعث شد تا مجرمان دستگیر و در چهار سوق بازار، به سزای عمل خود رسیده و حد خوردند. 

آیت الله ارباب در تواضع و اخلاص زبانزد همگان بود. گویند: در نخستین روزهایی که آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حایری درس خود را شروع کرده بودند، وی رو به شاگردان خود نمود و فرمود: ما سالها است اهم و مهم را به شما درس می دهیم، در حال حاضر حضور در درس آیت الله حایری اهم است، برخیزید و در درس ایشان حاضر شوید. همه می روند و تنها دو تن از فرزندانش ( میرزا محمد تقی اشراقی و میرزا محمد باقر ربانی) باقی می مانند که از محضر پدر، استفاده کنند ولی وی از آنان نیز می خواهد که در درس آیت الله حایری حاضر شوند. نیز ایشان با ورود آیت الله حایری به قم، نهایت تجلیل و احترام را از ایشان نموده و در راه تأسیس حوزه علمیه قم با ایشان کمال همکاری را نمود. به نوشته صاحب آثار الحجة و دیگر از کسانی که در تأسیس حوزه سهم به سزائی دارد، حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج میرزا محمد ارباب است که بسیار ساعی و مصر بودند در توقف آیت الله حایری در قم و در تأسیس این دانشگاه روحانی با آیت الله حایری همکاری شایانی نمود. 

میرزا محمد همواره در دفاع از حقوق عامه پیشقدم بود. در جنگ جهانی اول که قوای روس وارد ایران شده همه جارا دستخوش ناامنی و چپاول و ناراحتی مردم ساخته بودند، شهر قم نیز از این مصیبت در رنج و آزار بود. به گونه ای که قوای روسی به غیر از غارت و چپاول اموال مردم، کار را به جایی رسانده بودند که دست تعدی به ناموس مردم دراز کرده و امنیت را از شهر سلب نموده بودند. لذا حاج میرزا محمد ارباب که بزرگ علمای قم بود به همراه چند تن از محترمین شهر به دیدن ژنرال باراتف روسی رفت و پس از گفتگوهای بسیار ژنرال روسی را تحت تأثیر قرار داد و او گفت: من در خدمت شما هستم و دستور داد که هیچ سربازی حق ندارد به کسی از مردم تعرض کند، و با این کار هوشمندانه وی مردم قم از تعرض سربازان روس در امان می مانند. 

سرانجام آن فقیه بزرگ قم، پس از عمری تلاش و کوشش در ترویج دین و بزرگداشت شعایر الهی، در سال 1341 ق (1301 ش) در 68 سالگی چشم از جهان فرو بست. در وفات ایشان، مردم و حوزه علمیه قم یکپارچه عزادار شدند و به خصوص آیت الله حایری، بسیار متأثر و نگران شدند. پیکر ایشان را پس از یک تشییع باشکوه، در قبرستان شیخان در جوار مرقد میرزای قمی به خاک سپردند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۸:۱۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۸:۱۲

حاج میرزا محمد ارباب قمی

خلاصه زندگی نامه

 آیت الله محمد ارباب قمی، مشهور به حاج میرزا محمد ارباب، از علما و مراجع تقلید قرن سیزدهم هجری می باشد. ایشان یکی از حامیان آیت الله حائری در تأسیس حوزه علمیه قم بوده است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع