ملاعباس ماکویی (ایروانی) معروف به حاج میرزا آقاسی، در سال 1198 هجری قمری، در شهر ماکو متولد شد. چون هم نام جدش بود، برای احترام به وی، او را به نام عباس نخوانده و آقاسی خواندند و او به این نام مشهور شد. ملا عباس فرزند حاج میرزا مسلم ایروانی و از طایفه بیات است كه شاه عباس 300 خانوار از آنان را از ایروان در ارمنستان امروزی به دره ماكو انتقال داد تا امنیت این گذرگاه مهم كوهستانی كه دهه‌ها در دست راهزنان ساكن در قلعه ماكو بود، حفظ كنند. پدرش در شهر ماکو در منطقه بزرگ شاوارشان اقامت گزید و در پیشه زارعین و دهاقین زندگانی می نمود. ملا عباس پس از طی تحصیلات مقدماتی جهت ادامه تحصیل عازم عتبات عالیات گردید. وی بعد از بازگشت به ماکو به عنوان معلم نوادگان فتحعلی شاه که به صورت سنتی در خوی ساکن می‌شدند گمارده شد. از طریق ازدواج با دختر فتحعلی شاه در دربار صاحب منصب شد. از هنگامی که، معلم محمد شاه گردید او را به مشرب درویشی هدایت و تربیت کرد تا جایی که محمد شاه ، ملا عباس را صاحب کشف و کرامات میدانست.(در دوره صدارت او اکثر خوانین بیات ماکو در کشور صاحب منصب و قدرت شدند.) او آخرین صدراعظم محمد شاه است که پس قتل قائم مقام فراهانی به فرمان محمدشاه به این جایگاه رسید. در زمان او ایران به سمت قهقهرا کشیده شد. ملا عباس پس از مرگ محمد شاه، توسط امیرکبیر به کربلا تبعید شده و در همانجا درگذشت.
حاجی میرزا آقاسی بعد از طی تحصیلات اولیه در سن 14 سالگی جهت ادامه‌ تحصیل عازم عتبات عالیات گردید و در محضر آخوند ملاعبدالصمد همدانی تلّمذ نمود و ارادت خاصی نسبت به وی پیدا كرد و او را به مردای برگزید و به سلك درویشی درآمد و از آنجا كه حاجی میرزا آقاسی طبع شعر نیز داشت در اشعار خود نسبت به لقب استاد خود عبدالصمد همدانی كه فخرالدین بوده، تخلص فخری می‌جست. 
بعد از این كه در حادثه حمله وهابیون به كربلا، ملاعبدالصمد به قتل رسید، میرزا آقاسی بنابر وصیت او، خانواده استاد خود را به همدان برد و سپس خود عازم آذربایجان شد. حاجی میرزا آقاسی چون دارای علم ریاضی، حكمت الهی، تصوف و عرفان بود، و از علوم دینی اطلاع كافی داشت، خود را به میرزا عیسی قائم مقام (وزیر عباس میرزا نایب السلطنه) نزدیك كرد، و میرزا عیسی قائم مقام او را به تعلیم فرزندش میرزا موسی خان گماشت و او را از لباس درویش به كسوت روحانیت درآورد. خدمت در دستگاه قائم مقام بزرگ موجب گردید تا هر از چندگاهی به حضور عباس میرزا نایب السلطنه برسد. حاجی میرزا آقاسی بعد از چندی در پیشگاه عباس میرزا معروف شد و عباس میرزا نیز تربیت فرزندش محمد میرزا را به او سپرد و او نیز بیش از همه در محمد میرزا نفوذ پیدا كرد و باعث شد كه محمد میرزا نیز با تصوف و عرفان و مشرب درویشی آشنا شد. تا جایی كه محمد میرزا حاجی میرزا را صاحب كشف و كرامات می‌دانست. در جریان جنگ‌های دوره دوم ایران و روسیه، حاجی میرزا آقاسی به اسم معلم بهرام میرزا و جهانگیر میرزا همراه اردو بود. در این ایام كه مصادف با تبعید قائم مقام بود، حاجی میرزا آقاسی به خدمت فتحعلی شاه راه یافت و میرزا نصرالله اردبیلی را كه معلم شاهزادگان بود، به بی‌ربطی و بی‌سررشتگی در امر تعلیم در نظر عباس میرزای نایب السلطنه جلوه می‌داد. عباس میرزا، حاجی میرزا آقاسی را امر كرد كه هفته‌ای دوبار به خدمت فتحعلی شاه رسیده و راجع به امر تعلیم بچه‌ها بكوشد. حاجی میرزا آقاسی از طریق عرفان و معرفت و خداشناسی و زهد ورع در فتحعلی شاه نفوذ پیدا نمود. ازدواج با دختر فتحعلی شاه در سال 1251هـ.ق حاجی میرزا آقاسی، حج یكی از تجار ایرانی را خرید و به زیارت حج رفت. در این سال عزت نساء دختر هفدهم فتحعلی شاه كه بیوه زن بود، عازم مكه بود. حاجی به علت شوخ طبعی، موجبات رضایت خاطر عزت نساء را فراهم آورد، بگونه‌ای كه بعد از وی تقاضای خواستگاری نمود. اما این امر موجب خشم عزت نساء گردید لیكن بعد از چند سال حاجی میرزا به این آرزوی خود رسید و با عزت نساء ازدواج نمود.  
محمد شاه وقتی به سلطنت رسید، میرزا ابوالقاسم قائم مقام را به قتل رسانید و مرید خود، حاجی میرزا آقاسی را به صدراعظمی برگزید. حاجی میرزا آقاسی چون در ابتدای صدارت از امور مملكت‌داری بی‌اطلاع بود و مسلك روحانیت وی اجازه نمی‌داد كه خود را به فوریت وارد مسایل سیاسی نماید، از این‌كه او را وزیر و صدراعظم خطاب نمایند اكراه  داشت و بیشتر علاقه‌مند بود تا او را شخص اول مملكت خطاب كنند. وی برای تسلط بر امور كشور در ابتدای كار از وجود میرزا شفیع آشتیانی صاحب دیوان استفاده نمود و او را در حل و عقد امور و رتق و فتق كار مملكت به مشاوره فرا خواند و چندتن از رجال منصوب به هواداری از سیاست انگلیس را به وزارت انتخاب كرد. از جمله میرزا آقاخان نوری را به وزارت لشكر و میرزا نصرالله اردبیلی را به وزارت وظایف برگزید. حذف رقبای سیاسی حاجی میرزا آقاسی در ابتدای صدارت خود پیوسته اظهار می‌داشت كه وزارت عظمی خاص محمدخان امیرنظام است چون نصرت پادشاه اسلام فرض است و مرا در جهت شاه عقیدتی به كمال باشد، روزی چند زحمت این خدمت بر خویش می ‌نهم و دامن تقوی خویشتن به پلیدی‌های دنیوی آلوده می‌سازم تا محمدخان زنگنه امیرنظام از آذربایجان برسد و زمام امور را به دست گیرد. اما پس از گذشت ایامی چند، تغییر عقیده داد و برای تحكیم موقعیت خود شروع به حذف رقبای سیاسی خود نمود. وی به بهانه اعطای منصب صدارت امیرنظام را به تهران فراخواند اما پس از 2 ماه مجددا او را روانه آذربایجان نمود تا از پایتخت دور باشد. برای دفع خطرات عبدالله خان امین الدوله كه همچنان در اصفهان به سر می‌برد، درصدد برآمد تا از در ملاطفت وی را به دارالخلافه فرا خواند و چون موفق به این كار نشد خواستار شفاعت مكنیل وزیر مختار انگلیس در تهران شد. رقیب دیگر حاجی میرزا آقاسی اللهیارخان آصف الدوله دایی محمدشاه بود كه بی‌اجازه‌ی شاه از خراسان به تهران آمده بود، میرزا آقاسی برای دفع خطر وی، با شاه هماهنگی نموده و مجددا آصف الدوله را روانه­ی خراسان گردانید. بدین ترتیب تا اواخر سال 1252هـ.ق حاجی میرزا آقاسی موقعیت خود را تحكیم بخشید. 
با قتل قائم مقام و روی كارآمدن حاجی میرزا آقاسی سیاست بی‌طرفی ایران در قبال دولتین روسیه و انگلستان به هم خورد و حاجی میرزا آقاسی سیاست طرفداری از روسیه را در پیش گرفت، لذا به تحریك دولت روسیه درصدد حمله به هرات و تسخیر این شهر برآمد. حمله به خاک افغانستان در اوایل سلطنت محمدشاه، كنت سیمونیچ سفیر روسیه در ایران كه مورد احترام و توجه خاص محمدشاه بود، سیاست خاصی در قبال ایران اتخاذ نمود. وی از تمایل ایران نسبت به افغانسان آگاه بود و تلاش می‌كرد تا توجه ایران به افغانستان را به دو دلیل بیشتر نماید. اول آنكه دولت ایران با به دست آوردن متصرفات جدید، نواحی از دست رفته در قفقاز را فراموش می‌نمود و بدین ترتیب كینه‌ای كه از روس‌ها در دل ایرانیان بود از خاطره‌ها محو می‌گشت. دوم این‌كه پیشرفت ایران در افغانستان سرگرمی و اشتغالی برای دولت انگلستان كه رقیب روسیه به شمار می‌رفت، فراهم می‌ساخت. همزمان با تصمیم محمدشاه در حمله به هرات، نیكلای اول، تزار روسیه جهت بازدید از مناطقی كه طبق معاهده تركمنچای به تصرف روسیه در آمده بود، به منطقه‌ قفقاز سفر نموده نسبت به ملاقات با محمدشاه اظهار تمایل نمود و با دیداری كه با هیئت ایرانی داشت، وعده مساعدت محمدشاه در محاصره هرات را داد كه بیشتر موجب تحریك محمدشاه، علی رغم مخالفت دولت انگلستان و لشكركشی به هرات شد، ولی نتیجه‌ای جز ناكامی و تحمل خسارات جانی و مالی نصیب ایران نشد. دلایل ناكامی محمدشاه در تسخیر هرات مخالفت دولت انگلستان با این لشكركشی، كمك انگلیسی‌ها به افاغنه و اهالی هرات، مداخلات مكنیل وزیر مختار انگلستان در تداركات اردوی محمدشاه، حضور فعال جاسوسان انگلیسی در اردوی شاه كه تحركات اردو را به انگلیسی‌ها و داخل هرات منتقل می‌نمودند، عدم مساعدت دولت روسیه علی‌رغم وعده‌های تزار، فقدان استراتژی نظامی در اردوی ایران، صدور فرامین متضاد و متناقض، كندی در ابلاغ فرامین صادره، عدم همكاری سرداران سپاه ایران، خیانت عده‌ای از همراهان محمدشاه از جمله میرزا علینقی منشی محمدشاه و بالاخره اولتیماتوم آشكار دولت انگلستان و اعزام كشتی جنگی توسط این دولت به خلیج فارس و اشغال جزیره خارك از دلایل ناكامی محمدشاه در تسخیر شهر هرات بود. علاوه بر كارشكنی انگلیسی‌ها، تاكتیك‌های نظامی اتخاذشده از جانب مسئولین سپاه ایران و شخص حاجی میرزا آقاسی در ناكامی محمدشاه در محاصره‌ شهر هرات بی‌تأثیر نبود. حاجی دستور داد تا قلعه غوریان را فتح ننموده و به سمت شهر هرات حركت نمایند. این اقدام خطرات نظامی، متوجه‌ اردوی محمدشاه می‌نمود. به علاوه به دستور حاجی میرزا آقاسی و به منظور رعایت حال مردم شهر هرات از محاصره بخشی از شهر خودداری شد تا راه برای آمد و شد مردم باز باشد كه این اقدام با اعتراض فرماندهان نظامی اردوی محمدشاه مواجه شد. تنها اقدام مثبت وی در محاصره هرات ریختن چندین توپ قلعه‌كوب بود، به دستور شاه و صدراعظم كلیه آلات مسی لشكر جمع‌آوری و توپ‌های قلعه‌كوب بزرگی درست نموده و با آن به دیوار هرات حمله كردند. به علاوه به هنگام مراجعت محمدشاه از محاصره هرات، فرمانی از جانب شاه مبنی بر پوشیدن لباس یكدست نظامی توسط ارتشیان ایران صادر شد. حاجی میرزا آقاسی با ذكر آیاتی چند از قرآن كریم گفت كه جامه را باید كوتاه داشت كه نه موجب كبر شود و نه با پلیدی‌ها آلوده گردد. چرخش مواضع روسها در قبال ایران بعد از اینكه روابط ایران و انگلستان بدنبال لشكركشی محمدشاه به هرات قطع گردید، روس‌ها كه تا آن هنگام ایران را تشویق به تصرف هرات می‌نمودند تغییر روش داده سیاست احتیاط‌آمیزی در قبال روابط دو كشور اتخاذ نموده و ضمن توافق با دولت انگلستان پیرامون تضمین استقلال ایران، اولیای دولت ایران را به برقراری مجدد رابطه با انگستان تشویق نمودند كه سرانجام روابط دو كشور در سال 1841م تجدید شد و سرجان مكنیل مجددا به ایران آمد. به دنبال آن قراردادی در سال 1841 م به امضای میرزا ابوالحسن­خان شیرازی وزیرخارجه‌ی ایران و مكنیل رسید كه به موجب آن انگلستان كلیه­ی حقوق و مزایایی كه طبق قرارداد تركمن‌­چای به روسیه داده شده بود، بهره‌مند می‌شد. این قرارداد در واقع تكمیل دو فرمانی بود كه در سال 1836م (قبل از قطع رابطه) و 1839م به نفع  انگلیسی‌ها صادر شده بود، اولی در رابطه با دریافت حقوق گمركی از كالاهای انگلیسی به میزان كالاهای روسی و دیگری مصونیت كاركنان و مستخدمین ایرانی و خارجی سفارت و كنسول‌گری‌های دولت انگلستان و بستگان آنها در ایران. محمدشاه به علت كینه‌ای كه از انگلیسی‌ها در دل داشت، علاقه‌ای به انعقاد این قرارداد نداشت، ولی حاجی میرزا آقاسی به خوبی درك كرده بود كه اگر بخواهد در مقام و مسند خود باقی بماند راهی جز همكاری با دولت انگلستان ندارد، لذا به انعقاد این پیمان تن در داد. بحرانی شدن روابط ایران و عثمانی از دیگر رویدادهای مهم دوران صدارت حاجی میرزا آقاسی، ایجاد بحران در روابط ایران و عثمانی و بروز درگیری بین دو كشور می‌باشد كه سرانجام بعد از مداخله‌ی دولتین روسیه و انگلستان و تشكیل كمیسیون چهارجانبه، عهدنامه دوم ارزنةالروم (ارز روم) بین دو كشور منعقد گردید. ریاست هیئت ایرانی در این مذاكرات را ابتدا مشیرالدوله به عهده داشت كه بعدا میرزا تقی خان امیرنظام عهده‌دار شد. حاجی میرزا آقاسی برای خراب كردن و خلاص شدن از دستش او را برای مذاكره انتخاب كرد. پس از سه سال مذاكره عهدنامه دوم ارزروم منعقد شد این عهدنامه كه در سال 1847م (1263هـ.ق) منعقد شد، شامل یك مقدمه و 9 ماده بود كه به موجب آن نواحی واقع در شرق ذهاب و كرند و بندر محمره (خرمشهر) و اراضی واقع در شرق شط العرب (اروند رود) متعلق به دولت ایران گردید و در مقابل، دولت ایران از هرگونه ادعای اراضی نسبت به منطقه سلیمانیه منصرف شد. دو دولت به‌طور متقابل حق كشتیرانی آزاد در شط العرب را به رسمیت شناختند و از كلیه دعاوی ارضی نسبت به یكدیگر چشم‌پوشی نموده و قرار گردید كه مسؤلان حكومت عثمانی در عراق با زوّار ایرانی رفتار مناسبی داشته باشند. بی کفایتی در سیاست خارجه منع برده‌فروشی در خلیج فارس و صدور دستوری در این زمینه توسط محمدشاه كه عمدتا با فشار انگلیسی‌ها صورت گرفت، به اضافه انعقاد پیمان‌های تجاری با دولت‌های بلژیك و اسپانیا و گسترش رابطه ایران با دول اروپایی از دیگر تحولات ایران در دوره صدارت حاجی میرزا آقاسی است. در كل از نظر سیاست خارجی، حاجی میرزا آقاسی بی‌كفایت بوده و در سوال و جواب با سفرای خارجی دچار خبط و خطا می‌شده و از شیوه مذاكره در مسایل سیاسی بی‌اطلاع بوده است. گفته می‌شود هنگامی كه روس‌ها تقاضای واگذاری قسمتی از دریای خزر را از دولت ایران كرده بودند وی در پاسخ گفته است: «ما كام شیرین دوست را برای مشتی آب شور تلخ نمی‌كنیم.» در زمان صدارت وی چیرگی و خیرگی اعضای سفارت روس در دربار دولت ایران به حدی بود كه هر مكتوبی كه از سفیر روسیه جهت صدراعظم می‌آوردند حامل مكتوب در هر موقعیتی كه بود، می‌بایست شخصا مكتوب را به صدراعظم داده و بلافاصله جواب دریافت نماید.  
محمدشاه در سال 1264هـ.ق فوت نمود و در پایتخت بر علیه آقاسی تظاهرات برپا شد و بركناری آقاسی را از شاه جدید، ناصرالدین شاه خواستار شدند. حاجی میرزا آقاسی از بیم انتقاد مردم در مراسم تشییع جنازه وی حاضر نشد و قصد رفتن به آذربایجان نمود كه مردم مانع این اقدام وی شده و سرانجام از ترس در حرم حضرت عبدالعظیم پناهنده شد. بنا به صلاحدید سفرای بریتانیا و روسیه حاج میرزا آقاسی از كار بركنار شد. برخی از مورخان نوشته‌اند بعد از فوت محمدشاه حتی زمزمه سلطنت طلبی از حاجی میرزا آقاسی شنیده شده است. اما به نظر می‌رسد ناراحتی مردم از شیوه  صدارت حاجی میرزا آقاسی از دلایل اصلی پناه جستن وی به حرم عبدالعظیم بوده است. 
حاجی میرزا آقاسی بعدا با تضمینی كه از طرف ناصرالدین شاه به وی داده شد، عازم عتبات عالیات گردید و بعد از حدود یك سال اقامت در عراق در رمضان سال 1265هـ.ق فوت نمود. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۱۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۲۰

حاج میرزا آقاسی

خلاصه زندگی نامه

ملاعباس ماکویی (ایروانی) اعتماد السلطنه متخلص به فخری و معروف به حاج میرزا آقاسی، داماد فتحعلی شاه که به مدت سیزده سال مقام صدارت اعظمی حکومت محمد شاه را به عهده داشت.

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع