جیمز فرانسیس کامرون (James Francis Cameron) در 16 آگوست 1954 در اونتاریو کانادا به دنیا آمد. کامرون در نوجوانی با دیدن فیلم "یک ادیسه فضایی: 2001" ساخته استنلی کوبریک به سینما علاقه ‌مند شد. در سال 1971 به همراه خانواده‌اش به Brea، کالیفرنیا نقل مکان کرد. کامرون پس از اتمام دبیرستان در کالج فالرتون ثبت نام کرد و به مدت 2 سال به مطالعه فیزیک پرداخت. او سپس به زبان انگلیسی تغییر رشته داد. بعد از فارغ التحصیلی، کامرون شغلهای زیادی را تجربه کرد و هر زمان که فرصتی می یافت، می نوشت. او بعد از تماشای فیلم "جنگ ستارگان" در سال 1977 به دوست خود گفت: «باید این فیلم را من می‌ساختم.» و چندی بعد با خوندن کتاب فیلمنامه نویسی سید فیلد با همکاری دوستانش فیلمنامه ای علمی تخیلی 10 دقیقه ای با نام Xenogenesis را نوشت و آن را به شیوه 35 میلیمتری فیلمبرداری کرد.در همین دوران بود که او برای مطالعه درباره تکنولوژی فیلمسازی به کتابخانه USC رفت و کتابها و جزوات زیادی را مطالعه کرد. وی پس از پایان تحصیلات به هالیوود رفت و در دهه 80 به عنوان فیلمنامه‌نویس و کارگردانی فن آور شناخته شد. کامرون از جمله کارگردانانی چون فرانسیس فورد کاپولا، مارتین اسکورسیزی، جاناتان دمی، ران هوارد و ... بود که زمینه پیشرفتش توسط "راجر کورمن" فراهم شد.کامرون پس از شکست اولین فیلم خود با نام "پیرانا" که با کمک "راجر کورمن" آن را ساخت، با فیلم "نابودگر" موفقیت غیر منتظره ای را به دست آورد و پس از فیلمهای "رمبو: آخرین خون"، "بیگانه"، "ورطه"، قسمت دیگری از آن را با نام "نابودگر 2: روز داوری" ساخت. کامرون، کارگردان کابالیست هالیوود، در سال 1997 فیلم "تایتانیک" را ساخت که در لیست پرفروش ترن فیلمها قرار گرفت. او در سال 2009 به سراغ پروژه ای به نام "آواتار" رفت که با کسب موفقیت آن تصمیم به ساخت قسمتهای دیگری برای آن گرفت. 
"جنگ فراسوی ستارگان" نخستین فیلمی بود که کامرون در آن به عنوان طراح و سازنده صحنه‌ها از خود ابتکار عمل نشان داد و در به تصویر کشیدن فیلمنامه‌ای که "جان سی لز" با الهام از فیلم "هفت سامورایی" نوشته بود قدرت، استعداد و خلاقیت خود را به کار گرفت. "کهکشان وحشت" و "فرار از نیویورک" فیلم‌های دیگری هسنتد که کامرون در برنامه ‌ریزی تولید و مسئولیت جلوه‌های ویژه آنها همکاری داشت. کامرون در سال 1981 موقعیتی یافت که نخستین فیلم خود را به نام "پیرانا 2" کارگردانی کرد، موقعیتی که "راجر کورمن" برای کامرون فراهم کرد. "پیرانا 2" فیلمی با ساختار سینمایی ضعیف بود و در نمایش عمومی از جهت تجاری با شکست رو به رو شد.    موفقیت غیرمنتظره کامرون با فیلم "نابودگر"  جیمز کامرون در سال 1984 فیلم "نابودگر" را با بازی "آرنولد شوارتزینگر" ساخت. فیلم نابودگر یکی از فیلمهایی بود که با نزدیک شدن به پایان هزاره دوم و نزدیک شدن به سال 2000 با ایدئولوژی اخرالزمانی هالیوود ساخته شد.   کامرون و قسمت دوم "بیگانه" پس از موفقیت غیر منتظره "نابودگر" که 84 میلیون دلار درآمد داشت، کامرون در نوشتن فیلمنامه "رامبو اولین خون" در سال 1985 همکاری کرد و سپس در سال 1986 فیلم "بیگانه‌ها" را ساخت؛ فیلمی که قسمت اول آن توسط ریدلی اسکات ساخته شد. این فیلم نیز از جمله فیلم‌هایی بود که بعد از اتمام جنگ ویتنام و در کنایه به این جنگ ساخته شد. فیلم بعدی جیمز کامرون "ورطه" نام داشت. "نابودگر 2: روز داوری" پرآوازه ‌ترین فیلم کامرون تا آغاز دهه نود میلادی است. کامرون که "نابودگر" را با هزینه‌ای 6 میلیون دلاری ساخته بود، در حرکتی بلند پروازانه "نابودگر 2" را با هزینه‌ای بالغ بر یکصد میلیون دلار ساخت.  "دروغ‌های راست" فیلم دیگری از جیمز کامرون است که او در سال 1994 با بازی آرنولد شوارتزنگر، جیمی لی کرتیس و تام آرنولد با هزینه‌ای بالغ بر 120 میلیون دلار ساخت.   "تایتانیک" پر فروش ترین فیلم در سال 1997 کامرون با ساخت فیلم "تایتانیک" به فروش افسانه‌ای دست یافت و وی را در مقام یکی از ثروتمندترین مردان جهان قرار داد. این فیلم تا سال 2009 عنوان پرفروش فیلم تاریخ سینمای جهان را در اختیار داشت که موفق به کسب 11 جایزه‌ اسکار شد و جیمز کامرون اسکار بهترین کارگردانی را به دست آورد.   سیاست اسکار در ناکامی "آواتار" از دریافت جایزه "آواتار" نیز دیگر فیلم موفق کامرون است که حدود 237 میلیون دلار خرج داشته است. این فیلم نه تنها پرفروش‌ترین فیلم سال 2009 بود، بلکه پرفروش‌ترین فیلم تمام تاریخ سینما شد. "آواتار" فیلمی علمی تخیلی است و کامرون با ساخت آن، برای بار دوم بعد از "تایتانیک" برای دریافت جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی به روی سن رفت. او همچنین برای اسکار بهترین کارگردانی "آواتار" نیز کاندید شد اما همسر سابقش "کاترین بیگلو" با فیلم "مهلکه" جایزه را دریافت کرد. از آنجایی که در سال‌های 2009 و 2010 مسئله حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه برجسته‌تر شده بود و هر روز اعتراضات و تظاهراتی علیه جنگ طلبی کاخ سفید برگزار و اقدامات نظامی آمریکا نزد آزادی‌خواهان و عدالت‌طلب‌های سراسر جهان به عنوان رفتارهایی ضدبشر شناخته می‌شد. درست در این شرایط فیلم سینمایی "گنجه درد" به کارگردانی "کاترین بیگلو" برنده بهترین فیلم اسکار هشتاد و دوم شد. این فیلم درحالی بیشتر جوایز اسکار سال 2010 را کسب کرد که به لحاظ سینمایی از سطح متوسط هالیوود پایین‌تر بود اما چون تصویری انسانی و رهایی بخش از حمله آمریکا به عراق نشان می‌داد، بخش اعظم جوایز اسکار آن سال را از آن خود کرد.   
-"پیرانا 2: تخم ریزی" (Piranha II: The Spawning) محصول سال 1981، کارگردان -"نابودگر" (The Terminator) محصول سال 1984، کارگردان  -"رمبو: اولین خون" (Rambo: First Blood Part II) محصول سال 1985، نویسنده  -"بیگانه‌ها" (Aliens) محصول سال 1986، نویسنده و کارگردان -"ورطه" (The Abyss) محصول سال 1989، نویسنده و کارگردان -"نابودگر 2: روز داوری" (Terminator 2: Judgment Day) محصول سال 1991، نویسنده و کارگردان -"دروغ‌های راست" (True Lies) محصول سال 1994، نویسنده و کارگردان -"تایتانیک" (Titanic) محصول سال 1997، نویسنده و کارگردان -"آواتار" (Avatar) محصول سال 2009، نویسنده و کارگردان   
فیلم سینمایی "ورطه" به کارگردانی جیمز کامرون در سال 1989 ساخته شد. در این فیلم انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس به عنوان بخشی از شرارت روی زمین معرفی شده است. این فیلم که از رسانه ملی نیز پخش شده است، به ترویج موجوداتی ماورائی به نام "ان.تی.آی"ها می پردازد که دارای حیات غیرخاکی هستند. محل اسکان این موجودات ماورایی، جایی شبیه معبد با معماری خاص است و جالب اینکه در فیلم "ای تی: موجود فرازمینی" استیون اسپیلبرگ نیز بشقاب پرنده ET، معبدی دقیقاً مشابه قبة الصخرة در بیت المقدس داشت. ماجرای فیلم "ورطه" درباره گروهی کاوشگر دریایی آمریکایی است که در زمان جنگ سرد برای خنثی سازی بمب های اتمی یک زیردریایی ساقط شده به اعماق اقیانوس غوص می کنند.   ترویج و تبلیغ فرقه کابالا در فیلم "ورطه" حوادث مرموز زیر آب و تغییرات اقلیمی فراگیر در همه سیاره زمین که در ابتدا تصور می شود توطئه شوروی باشد، قهرمانان داستان را با موجوداتی ماورائی به نام NTI ها (Non-terrestrial intelligence حیات غیرخاکی) آشنا میکند. موجودات ماورائی که عنصر آب مسخَر آنهاست این توانایی را دارند که تمامی آبهای روی زمین را کنترل کنند و سونامی های غول آسا بیافرینند.  موجودات ماورایی در منزلگاه خود که چیزی شبیه به معبد با معماری خاص است به نماینده انسان ها نشان میدهند که به دلیل شرارت و فساد برخی انسان ها در زمین، ناچارند دست به نابودی نسل بشر بزنند، چرا که بر اساس پیش بینی آنها انسان ها به زودی در جنگی اتمی همه زمین را نابود خواهند کرد و اکنون وظیفه رب النوع و الهه آبهاست که از این پایان ناگوار برای زمین جلوگیری کنند. کانون فساد و شرارت در زمین در تصاویری از سوی الهه آبها به انسان نشان داده می شود، این تصاویر شامل صحنه هایی از جنایات جبهه کمونیستی چین و کره شمالی و تصاویری از انقلاب اسلامی سال 1357 ایران و دوران دفاع مقدس است که رزمندگان اسلام را در جبهه نبرد نشان میدهد... جالب این است که در پایان داستان الهه آبها تصمیم میگیرد از نابودی همه انسان ها صرف نظر کند، به این دلیل که قهرمان امریکایی فیلم نیز در میان انسانهاست. الهه آبها جملات قهرمان امریکایی را که در آنها داوطلبانه حاضر شده است برای خنثی سازی خطر بمب اتمی، خود را قربانی کند، به او یادآوری می نماید و او را متوجه میکند تا زمانی که شماها برای دفع خطرهای ناشی از کانون های شرارت حاضر به فداکاری و قربانی نمودن خود هستید، زمین در امان است و نیازی به نابودی همه انسان ها نیست. نکته حائز اهمیت در پخش این فیلم های سینمایی ترویج و تبلیغ مکتب عرفانی خاصی است که "نیایش طبیعت" نامیده میشود. در این مکتب جدید که بر اساس الهیات طبیعی قوام یافته و برای مقابله با الهیات وحیانی به آن دامن زده میشود، ارتباط دورنی با رب النوع ها و الهه های پدیده های طبیعی چون دریا، آسمان، آتش، درختان و کوه ها به عنوان کلید سعادت معرفی شده است که این آموزه ها به میراث یهودی کابالا متکی است.  
سعید مستغاثی، منتقد سینمایی در شهریورماه 1389 در مصاحبه ای با روزنامه وطن امروز درباره سینمای جهان ضمن بررسی هالیوود و ایدئولوژی آن که دیدگاه اخرالزمانی آن است، گفت: «...ماهیت ایدئولوژی هالیوود، از همان ابتدا آخرالزمان ‌گرایی بود... به دنبال آن موج فیلم های ایدئولوژیک و آخرالزمانی است، می‌بینیم در دهه هفتاد میلادی و در سالهای نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی که جنبش‌های اسلامی نیز اوج یافته اند، سیر تولید این دسته از فیلم‌های هالیوودی نیز سرعت بیشتری گرفت، سری فیلم‌های "بیگانه"، "جنگ ستارگان" و... از فیلمی مثل "An Education" که یهود را کاملا مظلوم نشان می‌دهد تا فیلم "آواتار" و حتی فیلم کاترین بیگلو یعنی "محفظه رنج" نمونه‌هایی هستند که بطور مستقیم ایدئولوژیک و اخرالزمانی بوده اند. هالیوود معتقد بود با عوض شدن هزاره، جنگ آرماگدون [نبرد خیر و شر] اتفاق می‌افتد...  و مرتبا برای جنگ آرماگدون تاریخ تعیین می‌کنند. 11 سپتامبر به همین دلیل به وجود آمد... البته همه تیرهای آنها به سنگ خورد چرا که ما به منجی واقعی آخرالزمان اعتقاد داریم و می‌دانیم هیچ‌ وقت ایدئولوژی کاذب آنها به نتیجه نمی‌رسد. وقتی می‌بینیم تئوری‌های میلیتاریستی غرب جواب نداده، آنها را متوسل به تئوری‌های ایدئولوژیک می‌یابیم تا بتوانند از تضاد بین این دو تئوری استفاده کنند. کابالا الان بوجود نیامده، به قرون 12 تا 13 میلادی بازمی‌گردد. بعد از 11 سپتامبر این فرقه گسترده شد... جیمز کامرون نیز در سال 2005 به این فرقه پیوست... در واقع هالیوود به سمت یک ایدئولوژی شبه‌عرفانی حرکت کرد تا بتواند در کنار خشونت میلیتاریسم که وجود دارد نسخه تازه ای برای جهانیان باشد. در واقع استراتژی همان است و هالیوود با تغییر تاکتیک به سمت اهداف خود پیش می‌رود. کابالا هیچ‌ وقت خود را در مقابل مذاهب نشان نمی دهد در حالی که دشمن همه دین های توحیدی و ابراهیمی است. او خودش را رواج دهنده معنویت، صلح و آزادی معرفی می نماید. طبیعت‌ گرایی و محیط زیست هم از دستاویزهای محکم این فرقه برای رسیدن به مادی‌گری است. اوج این مفاهیم را در "آواتار" می‌بینیم که سیاست جدیدی را برای تسخیر دنیا پیشنهاد می‌کند. در واقع می‌خواهند کابالا را به‌عنوان پادزهر اسلام به کار برند اما هرچه تلاش می‌کنند به علت نداشتن مبناهای صحیح نتیجه معکوس می‌گیرند...»  
جیمز کامرون زمانی که کار تولید "آواتار" را شروع کرد در فکر آن بود که آن را به صورت یک سه گانه سینمایی تولید کند. او در گفتگو با هالیوود ریپورتر در ژانویه 2010 گفت: «زمانی که کلید فیلمبرداری فیلم را زدند تصورم بر این بود که این قصه ظرفیت آن را دارد که به مراحل بعدی خود برسد و قسمت دوم و حتی سومی هم داشته باشد اما این مسئله را با تهیه کنندگان فیلم در کمپانی فوکس قرن بیستم مطرح نکردم. در وهله اول می‌خواستم که قسمت اول به روی پرده سینماها برود و نوع استقبال تماشاچی از آن را ببینم. به خودم گفتم اگر تماشاگران از فیلم استقبال خوبی کردند و در جدول گیشه فروش موفق شد آن وقت حرف تولید قسمت دوم را ارائه خواهم کرد.» فیلم فانتزی علمی تخیلی و حماسی "آواتار"، درباره یک فضانورد علیل است که در یک سیاره دوردست برای نجات نوع بشر با موجودات فضایی مقابله می‌کند.   ادامه "آواتار" تا چهار قسمت جیمز کامرون پس از موفقیتی که در ساخت اولین قسمت "آواتار" کسب کرد، تصمیم به ساخت قسمتهای دیگری از این فیلم گرفت. او هر چند وقت یک بار، یک خبر تازه درباره قسمت‌های جدید مجموعه فیلم خود ارائه داده و معتقد بود این شیوه اطلاع‌ رسانی مداوم، اقدام خوبی است.  سال 2013 بود که جیمز کامرون و تهیه ‌کنندگان فیلم "آواتار"  اعلام کردند که این فیلم را به صورت 3 قسمتی تولید نخواهند کرد و این اکشن ماجراجویانه قسمت چهارم هم خواهد داشت. به گفته کامرون، در حالی که نسخه اصلی فیلم بر روی کاراکتر "جیک" تمرکز کرده بود، در قسمت‌های بعدی آن بر روی خانواده پاندورا متمرکز خواهد شد. او توضیح داد که از طریق کاراکتر جیک، خانواده پاندورا خلق و معرفی شده، به این ترتیب، مثل مجموعه فیلم "پدرخوانده" ساخته فورد کاپولا، در "آواتار" ها هم به زندگی کاراکتر‌های مرتبط با جیک پرداخته می‌شود.   انجام کارهای تکنیکی و کامپیوتری "آواتار" در چین سازندگان این فیلم از انجام تمام کارهای تکنیکی و کامپیوتری سه‌ بعدی "آواتار"‌های جدید در شهر "نیان جین" کشور چین خبر دادند و قرار شد صحنه‌هایی از فیلم که نیازمند جلوه‌های ویژه و انیمیشنی بودند در لس‌آنجلس و صحنه‌های زنده و معمولی آن در شهر واشنگتن فیلمبرداری ‌شوند.  جیمز کامرون همکاری مالی و فنی چینی‌ها در امر تولید "آواتار"ها را یک اقدام خوب و مثبت دانست که به نفع هر دو طرف قرارداد است. او گفت که در قصه و حال و هوای "آواتار" 2 و 3، رگه‌هایی از فرهنگ و سنت‌های قدیمی کشور چین هم دیده خواهد شد. قرار بود قسمت دوم این مجموعه در سال 2015 اکران شود.  
کمپانی والت دیزنی طی توافق با جیمز کامرون، کارگردان و "جان لندو" تهیه‌کننده فیلم "آواتار" اقدام به راه اندازی پارک موضوعی این فیلم سه ‌بعدی کرد. قرار شد این پارک در دنیای دیزنی در ایالت فلوریدا ساخته و از ابتدای سال 2013 وارد مرحله اجرایی شود. به گزارش اسکرین دیلی در سپتامبر 2011، جیمز کامرون از مشاوران اصلی ساخت این پارک موضوعی بوده است.  
جیمز کامرون، سال 2012 با سفر انفرادی به عمق منطقه "ماریا ترنچ" در اقیانوس آرام، رکورد جدیدی به نام خود ثبت کرد که جزئیات و تصاویر این سفر در مجله "نشنال جئوگرافیک" منتشر شد. منطقه "ماریا ترنچ" به عنوان عمیق ترین نقطه روی زمین در عمق 11.26 کیلومتری اقیانوس آرام قرار داشته و از قله اورست نیز بلندتر (عمیق تر) است. این سفر پس از چندین سال تحقیق، برنامه ریزی و آماده سازی انجام شد و کامرون 57 ساله در ماه مارس 2012 راهی منطقه ماریا ترنچ شد. این رکوردشکنی با استفاده از یک شناور توپی شکل سبز رنگ یک متری انجام شد. کامرون علاوه بر ثبت رکورد سفر به تنهایی به عمق منطقه "ماریا ترنچ"، 3 ساعت در این عمق به سر برد که 20 دقیقه بیشتر از رکورد "دان والشی" و "ژان پیکارد" است که 52 سال قبل به این منطقه سفر کردند. وی در این خصوص گفت: «زمانی که فیلمی ساخته می شود همه فیلمنامه را می خوانند و می دانند که بعد چه اتفاقی قرار است رخ دهد اما در طول یک اکتشاف علمی چه در طبیعت و چه در دریا کسی فیلمنامه را نخوانده است و هیچکس نمی داند قرار است چه اتفاقی رخ دهد.»  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۴:۲۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۴:۲۹

اسناد و مراجع