اطلاعات موجود در باره خاندان بوش تنها به چهار نسل اخیر آن محدود است: ساموئل بوش، پرسکات بوش، جورج هربرت واکر بوش و جرج دبلیو بوش. جورج دبلیو بوش، یکی از افراد برجستهٔ خانواده ثروتمند و بانفوذ بوش است؛ پدرش جرج هربرت واکر بوش، چهل و یکمین رییس‌جمهور آمریکا و هشت سال در پست معاون ریاست جمهوری و ریاست آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا - سیا (CIA)- بود. پدر بزرگش، پرسکات بوش، سناتور کنیتیکت بود و برادرش جب بوش تا سال 2006 فرماندار ایالت فلوریدا بود. باربارا پیرس، همسر جرج بوش اول و مادر جرج بوش دوم، از نوادگان ژنرال فرانکلین پیرس، چهاردهمین رئیس جمهور آمریکا (1853-1857) است. 
کمی بعد از اتمام دوران سربازی، جورج دبلیو بوش سعی کرد تا پا جای پای پدر بگذارد و تصمیم گرفت وارد فعالیت در امور نفتی و تجارت نفت شود؛ وی به میدلند بازگشت و یک شرکت مستقل اکتشافات نفت و گاز تشکیل داد و آن را آربوستو، Arbusto معادل اسپانیایی بوش نامید. جورج بوش پسر مدیری شد که به سرعت، ثروت قابل توجهی را به وسیله پولی که سرمایه گذاران برا ی جلب نظر بوش پدر در اختیار او گذاشته بودند برای خود دست و پا کرد. درخلال فعالیتهای حرفه ای اش، بوش همراه با دوستان دوران کودکی وقتش را به خوشگذارانی صرف می کرد از گاهی سه روز تمام را بدون خوابیدن به سر می برد. و وقتش را صرف جشن گرفتن در مشروب فروشی کانتری کلاب میدلند می کرد. وی به زودی الکلی شد؛ یکی از اقوام او می گوید در چهل سالگی  بوش، هیچ کس فکر نمی کرد که او دیگر آینده ای داشته باشد. حتی یکبار یک هفته تمام مشغول نوشیدن الکل بود تااینکه وقتی در آینه خودش را نگاه کرد ناگهان به زانو افتاد این لحظه برای او بسیار مهم بود و بعدها برای تمام مردم آمریکا و دنیا به لحظه ای سرنوشت ساز تبدیل شد.  
بوش در سال 1977 با خانم کتابداری به نام لورا آشنا شد که شخصیتی آرام داشت و فاقد گرایشات سیاسی بود، یعنی درست برعکس بوش. او بعدها نوشت اکثر مردم لحظات مهمی در زندگی شان دارند، لحظات مهمی که جهت زندگی شان را تغییر می دهد. آن‌ها صاحب دو دختر (دوقلو) هستند، باربارا و جنا، که در سال 1981 به‌ دنیا آمدند.بوش اندکی پس از جش تولد چهملین سال زندگی اش در ژونیه سال 1986 تغییراتی درزندگانی شخص وحرفه اش ایجاد کرد؛ تغییراتی قابل توجه و به لحاظ حرفه ای جدی تر و مصمم تر که به عقیده بسیاری از ناظران با تصمیم پدرش برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 1988 مربوط می شد. او می خوارگی را کنار گذاشت و به سمت دین و مذهب گرایش نشان داد؛ فرقه مسیحی انگلیکن‌ها را ترک گفته و به‌ فرقه متدیست‌ها که همسرش نیز عضو آن بود گروید. وی پس اتمام تحصیلاتش در دانشگاه ییل به کار در تجارت نفت خانواده خود پرداخت. در سال 1978 در حالی که به تازگی با لورا ولش ازدواج کرده بود تلاش ناموفقی را برای ورود به مجلس نمایندگان آغاز کرد. سپس مدیریت یک تیم بیسبال به نام رنجرز تگزاس را بر عهده گرفت و در سال 1994 با شکست ان ریچاردز در انتخابات ایالتی تگزاس به فرمانداری برگزیده شد.  
جورج دبلیو بوش، با استفاده از شرکت های پدرش، به شبکه روابط خود با اشخاص سرشناس وسعت بخشید و کم کم به جاه طلبی های سیاسی خود پروبال داد اما انگیزه اصلی او ربطی به عقاید مذهبی اش نداشت وی روزی گفت کاش وارد سیاست می شدم یا کاش بین نمایندگان کنگره دوستانی برای شرکت های نفتی پیدا می کردم. در این زمان او با شخصی به نام کارول روو، اهل تگزاس آشنا شد که بیش از هر شخص دیگری در شکل گیری فعالیت های سیاسی او تاثیر گذاشت؛ وی در دوران ریاست جمهوری بوش، به همراه معاون رئیس جمهوری، دیک چنی، جزو بانفوذ ترین مشاوران او بود.  بوش در میان فعالیت های تجاری خود به رقابت های انتخاباتی عمومی، مقابل رقیبی به نام کنت هنس سناتور دموکرات قرار گرفت. بوش با نشان دادن قابلیت های عجیب در امر جمع آوری کمک مالی درجهان رقابت های انتخاباتی، رکورد جدیدی از این حیث برای یک نامزد مجلس نمایندگان در ایالت تگزاس برجای گذارد ولی درهر حال درنهایت و با اختلاف امتیاز 6 درصدی عرصه را به رقیب خود واگذار کرد و به هنس باخت. هم زمان باکاهش بهای نفت در اوایل دهه 80 میلادی با توجه به پیامدهای منفی آن برروی شرکت وی که دراین زمان به نام شرکت اکتشافی بوش تغییر نام یافته بود، پیشنهاد ادغام شرکت خود با یک صندوق سرمایه گذاری نفتی به نام اسپکتروم هفت را پذیرفت و ریاست این شرکت جدید را برعهده گرفت. بوش در سال 1986 پس از سقوط ناگهانی بهای نفت ترتیبی داد تا اسپکتروم به شرکت هارکن انرژی فروخته شود؛ وی بعدها سهام اولیه خود را نیز به معرض فروش گذاشت و از این محل سود قابل ملاحظه ای به جیب زد. بوش اندکی پس از جش تولد چهملین سال زندگی اش در ژونیه سال 1986 تغییراتی درزندگانی شخصی و حرفه اش ایجاد کرد، می خوارگی را کنار گذاشت و به سمت دین و مذهب گرایش نشان داد و به عقاید مذهبی همسرش گروید. وی همچنین به گونه ای قابل توجه به لحاظ حرفه ای جدی تر و مصمم تر شد. تغییراتی که به عقیده بسیاری از ناظران با تصمیم پدرش برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 1988 مربوط می شد. بوش با توجه به چالش های سیاست ملی، به همراه خانواده اش به منظور همکاری وفعالیت درمبارزات انتخاباتی جورج بوش پدر در پاییز سال1987 به واشنگتن دی سی نقل مکان کرد. اگر چه جورج بوش درمیان اعضای تیم انتخاباتی پدرهیچ عنوان رسمی نداشت ولی مطمئن ترین فرد برای پدرش محسوب می شد و نقطه اصلی تماس با دوستان و هم ردیفان به شمار می رفت. وی همچنین به عنوان یک سخنران مستعد و برقرار کننده فصل مشترک ارتباطی با مسیحیان محافظه کار عمل می کرد.  
اندکی پس از برگزاری انتخابات در نوامبر سال 1988 بوش جوان به تگزاس و سپس دالاس بازگشت و گروهی متشکل از سرمایه گذاران ثروتمند از جمله خودش را سازماندهی کرد و امتیاز تیم حرفه ای بیسبال رنجرز تگزاس را خرید. وی به عنوان شریک مدیریتی این تیم موفق شد جدای از شهرت خانوادگی اسم ورسمی در تگزاس برهم بزند. بوش هم چنین از محل فروش تیم در سال 1994 به کمک کارول روو و با استفاده از پول هایی که دوستان پدرش در صنایع نفتی به او می دادند، موفق شد که به مقام فرمانداری تگزاس برگزیده شود. در دوران فرمانروایی او دوستان جدیدی در جناح راست مسیحی پیدا کرد. شعار تبلیغاتی او در اتخابات فرمانداری تگزاس تلاش برای گسترش محافظه کاری به نفع مردم بود و به این ترتیب بوش به عنوان فرماندار تگزاس انتخاب شد و توانست با شکست دادن رقیب مشهور خود، آن دبلیور ریچاردز، با اختلاف 350000 رای همه را از جمله اعضای خانواده اش که به توانایی های او با دیده تردید می نگریستند شگفت زده کند. بوش با نشان دادن تمرکز و قابلیتی مثال زدنی در طول مبارزات انتخاباتی و با تاکید بر مسائلی همچون افزایش کنترل محلی بر مدارس و اصلاحات رفاهی به پیروزی دست یافت. وی در نخستین حضور خود بر مسند حکومتی در سال 1995 به اغلب اهداف خود از جمله داشتن گام های مهم اصلاحات و احقاق منافع تجاری تگزاس دست یافت. نرم خویی و توانایی وی در جلب توجه هر کس حتی اعضای فراسوی حزب و جناح خود، وی را در پایان نخستین سال تصدی این سمت به فرمانداری مشهور و محبوب در کشورش تبدیل کرد وحتی هم ردیفان بوش از حزب رقیب دموکرات، وی را فردی مطلوب برای همکاری یافتند. بوش درسال 1997 از طرح اصلاح مالیات حمایت کرد که این به نوبه خود یک ریسک بزرگ سیاسی به شمار می رفت که به مذاق محافظه کاران و لیبرال های جمهوری خواه خوشایند نبود ولی در پایان با کاهش یک میلیارد دلاری نرخ مالیات در تگزاس موافقت شد و بوش تا حدودی از این عرصه سربلند بیرون آمد. وی در نوامبر 1998 نخستین فرماندار تگزاس بود که برای یک دوره چهار ساله پیایی به این سمت انتخاب می شد و در آماری بی سابقه تعداد زیادی از آرا سیاه پوستان و اسپانیولی ها را برای حزب جمهوری خواه جمع آوری کرد. موفقیت های وی در تگزاس، به ویژه در میان رأی دهندگان اقلیت، در مجموع توجه سازمان ملی حزب جمهوری خواه را به شدت به خود جلب کرد و مسئولان حزبی، بوش را به دید گزینه ای معتبر برای مبارزه با دموکرات ها و نامزد آنها، ال گور، معاون رئیس جمهوری آمریکا، در سطوح بالای ملی می نگریستند.  
بوش در سال 2000 میلادی در حزب جمهوری‌خواه با شکست سناتور هم حزبی‏اش، جان مک کین، به‌عنوان پیشتاز این حزب در انتخابات شرکت کرد و در رقابتی نزدیک و فشرده با «ال‌گور»، معاون اول رئیس‌جمهور حزب دموکرات دورهٔ پیشین پیروز شد. اما پیروزی او در انتخابات سبب شد تعداد زیادی از حامیان خود را از دست بدهد. انتخابات سال 2000 نزدیک‌ترین انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحدهٔ آمریکا بود و تنها با اختلاف 500 رأی بیشتر در ایالت فلوریدا و با تصمیم نهایی دیوان عالی ایالات متحده، بوش توانست با کسب اکثریت آرای کالج الکترال برنده انتخابات گردد.  او به عنوان رئیس‌جمهور در سال 2001 میلادی قانونی را تصویب کرد که براساس آن میزان دریافت مالیات در آمریکا 35/1 تریلیون دلار کاهش یافت. بوش در اکتبر سال 2001 پس از حادثه 11 سپتامبر مسئله جنگ علیه تروریسم در جهان را مطرح کرد. با همین بهانه بوش دستور حمله به افغانستان را داد. بهانه او برای این حمله غلبه بر نیروهای طالبان، نابود کردن القاعده و دستگیری اسامه‌بن‌لادن بود. در ماه سال 2003 میلادی بوش جنگ دیگری را آغاز کرد و دستور حمله نظامی به عراق را داد. جنگی که بهانه‌اش سرپیچی عراق از قطعنامه 1441 شورای امنیت و دفاع از آمریکا بود. در میانه جنگ با عراق، بوش که خودش را "رئیس‌جمهور جنگ" نامیده است، برای دومین بار در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شرکت کرد و توانست در سال 2004 با کسب 55٪ آرای فلوریدا تمام آرای الکترال این ایالت را این بار بدون تردید از آن خود گرداند. بعد از انتخاب مجدد، آمار انتقادات از بوش باز هم افزایش یافت. موسسه نظرسنجی گالوپ؛ پس از حادثه 11 سپتامبر، اعلام کرد 90 درصد مردم آمریکا حامی جرج بوش هستند. (آماری که تا آن زمان بی‌نظیر بود) اما این میزان محبوبیت طی ریاست جمهوری او به شدت کاهش یافت به ‌گونه‌ای که همین موسسه پس از انتخابات سال 2004 محبوبیت بوش را 24 درصد اعلام کرد. (کمترین میزان محبوبیت رئیس‌جمهور در آمریکا در 35 سال)  
جرج بوش که ریاست جمهوریش را با حمایت 50 درصدی مردم آغاز کرده بود، پس از حادثه 11 سپتامبر توانست به محبوبیتی 90 درصدی در میان مردم آمریکا دست پیدا کند. اما این محبوبیت چندان طولانی نبود.دلیل عمده این کاهش محبوبیت هم سیاست خارجی بوش بود. او به خاطر نحوه اداره جنگ عراق با انتقادات زیادی مواجه شد. نحوه مواجهه با توفان کاترینا و فعالیت‌های اندکی که برای بازسازی مناطق توفان‌زده شد، هم دلیل دیگری برای این اتفاق بود. کنترل مکالمات مردم بدون نیاز به حکم با نام جنگ علیه ترور، فاجعه زندان‌های ابوغریب و گوانتانامو از دیگر دلایل این کاهش محبوبیت بودند.آمریکا تا ماه اکتبر سال 2007 میلادی بیش از 455 میلیارد دلار در جنگ عراق هزینه کرد. همچنین بیش از 3830 نظامی آمریکایی و بیش‌از 73 هزار غیر نظامی عراقی تا این تاریخ در این جنگ کشته شدند. دوران هشت ساله ریاست جمهوری بوش در آمریکا در روز 20 ژانویه 2009 به پایان رسید و باراک اوباما جای او را گرفت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۳۰ ۰۰:۰۰:۰۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۳۰ ۰۰:۰۰:۰۰

جورج واکر بوش

خلاصه زندگی نامه

جورج واکر بوش، چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا بین سالهای 2001 تا 2009 میلادی بود. وی در 20 ژانویه سال 2001 به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا سوگند یاد کرد و در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2004 با 61 ملیون رای و با 52% مجموع آرا برای دومین بار به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد و کنترل مجلس کنگره و مجلس سنا نیز در اختیار حزب او، حزب جمهوریخواه، درآمد. بوش پیش از ورود به سیاست در صنایع نفت و مدیریت تجاری مربوط به‌آن فعالیت داشت. او بزرگترین پسر رئیس‌حمهور اسبق آمریکا، جرج هربرت واکر بوش است.

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع