جواد اردكانی متولد 1341مشهد و فارغ التحصيل رشته حقوق از دانشگاه آزاد اسلامی است. وی  فعاليت سينمايی را از سال 1376 با مجموعه تلويزيونی «آقای  كفايت» آغاز كرد. او علاوه بر کارگردانی، به نویسندگی و تدوینگری نیز مشغول است. از جمله فیلم هایی که او کارگردانی کرده است می توان به چوری(1379)، قناری(1381)، سبيل مردونه(1386)، به كبودی ياس(1387) و شور شيرين(1388) اشاره کرد. 
جواد اردكانی در واکنش به بی حرمتی به ساحت امام می گوید: اگر هوشيارانه با جريانی كه شكل گرفته است، برخورد نشود ارزش‌های  بزرگی  را از مردم و نسل‌های  بعدی خواهند گرفت. به نظر مي‌رسد اين جريان و اهانت به ساحت امام خمينی (ره) فراتر از يك حركت سياسی  يا جناحی و بزرگ‌تر از گروه‌های سياسی و جريان‌های داخلی است. اين كارگردان اهانت به ساحت امام راحل را محكوم كرد و گفت: اتفاقی  كه امروز شاهد آن هستيم، ادامه جريانی است كه يك روزی امام (ره) جلوی آن ايستاد و حالا، فرزندان امام خمينی (ره) نمی‏توانند ساكت باشند و تماشا كنند. 
جواد اردکانی بعد از انتقادات مسعود فراستی در برنامه هفت به «شور شیرین» وقتی می خواست پاسخ او را بدهد با مساله کمبود وقت مواجه شد و با ناراحتی گفت: باید به من وقت بدهید که حرفم را بزنم. اینکه مرتباً مرا و فیلمم را نقد می کنند اما نمی گذارند حرفم را بزنم اصلاً درست نیست. نتیجه این جلسه تخریب «شور شیرین» بود و واقعا خیلی غیرمنصفانه با فیلم ما برخورد شد. من با نقد مشکل ندارم؛ مشکلم با این برنامه هفت است که به نحوه وقت دهی آن اعتراض دارم.بی مهری به شور شیرین به دنبال نامهربانی هایی که فیلم سینمایی “شور شیرین” در هنگام اکران عمومی با آن مواجه گردید و بعضی بد اخلاقی ها نسبت به نحوه اکران این اثر، محمد دیندار منتقد و فیلمنامه نویس کشور طی یادداشتی به جواد اردکانی کارگردان فیلم “شور شیرین” نوشت: همه کسانی که خواسته یا ناخواسته سعی داشتند تا با انواع و اقسام شیوه ها، از خرس دواندن در نحوه اکران گرفته تا جاسوس نهادن برای آمارگیری معکوس از استقبال تماشاگران! شیرینی این شور دل نشین را گرفته و این اثر را به مسلخگاه برده و قربانی سازند، شاید نمی دانستند همانطور که قهرمانان هشت سال دفاع مقدس هنگامی که مظلومانه به شهادت می رسیدند، در همان لحظه نیز به ماندگاری واقعی نائل می گشتند، اینگونه برخوردهای قهرآمیز نیز با این اثر و شهید کردن آن در اکران عمومی، باعث حساسیت و رویکرد بیشتر دلسوزان به فیلم شور شیرین خواهد گردید، چنانکه هم اینک شاهد استقبال روزافزون از این اثر توسط مردم هستیم. 
محیط سینما فضای بسیار لغزنده و متنوعی است که فیلم‌ساز در آن انتخاب می‌کند چه مسیری را طی کند. انسان باید زمینه‌اش را داشته باشد تا از خیلی چیزها چشم‌پوشی کند. به نظر من یک پشتوانه مسجدی، یک پشتوانه جبهه‌ای، یک خانواده مذهبی و… خیلی به انسان کمک می‌کند. امثال من مدام تأکید می‌کنیم خانواده‌های مذهبی اجازه بدهند فرزندانشان وارد فضاهای هنری شوند به خاطر این که کسی که در فضای مذهبی بزرگ شده و نماز خواندن برایش یک رفتار دلنشین طبیعی است، بدون اینکه خودش بداند در برابر خیلی چیزها واکسینه شده و این واکسینه بودن بعدها در عرصه کار حرفه‌ای نجاتش می‌دهد و برایش می‌ماند. ولی وقتی خانواده‌های مذهبی نمی‌گذارند بچه‌هایشان وارد این محیط‌ها شوند معلوم است چه کسانی وارد می‌شوند و چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود. من که کارگردانم خودم حاضر نیستم در فضای فعلی سینما، دخترم وارد این حرفه شود چون محیط سینما را برای او امن نمی‌بینم ولی اول انقلاب مساجد نقش این محیط امن را ایفا می‌کردند. در آن محیط بچه‌ها آموزش حرفه‌ای می‌دیدند و شخصیت لازم را پیدا می‌کردند تا بعد که به فضاهای حرفه‌ای هنری وصل می‌شوند، خودشان را نبازند و مثل امروز نباشد که یک نفر آدم مذهبی را ما بین 40 نفر بیندازیم و بگوییم تو مجبوری که تحمل کنی. 
چرا کسی مثل فرهادی که حداقل در استانداردهای داخلی یک فیلمساز خوب است، شخصیت خودش را خرج شخصیتی مثل مخملباف می‌کند، مخملبافی که مدتها است تکلیف خود را با نظام اسلامی مشخص کرده و در صف دشمنان نظام قرار گرفته‌است. 
اردکانی معتقد است کار سینما و هنر، بیل زدن نیست که هر کس خوب بیل زد از او استفاده کرد، الان تبلیغ می‌شود که فیلم‌سازی که اعتقاد ندارد اما مسلط به تکنیک سینماست می‌تواند فیلم مذهبی خوب بسازد که به دل مخاطب هم بنشیند و خلاصه اعتقادات کارگردان مهم نیست.سال 59 در هلال احمر مشهد که آن موقع مرکز تئاتر بود دعوایی را با فردی به نام آقای دانشور که رییس آن مرکز بود و الان فرانسه است داشتم. آن موقع قرار بود نمایشی به نام ابوذر را کار کنم که می‌خواستند نقش ابوذر را یکی از بچه‌های چپی مرکز تئاتر بازی کند. من اعتراض کردم و گفتم نقش ابوذر را که نباید یک بچه کمونیست بازی کند. این حرف من به گوش آقای دانشور رسید. در جلسه‌ای خیلی به من توپید و حرفش این بود که این آقا بازیگر است و این نقش را هم خوب بازی می‌کند. تو چه کار به اعتقاداتش داری؟ من گفتم نه آقا کار هنر بیل زدن نیست که هر کس بیل زد؛ زده باشد. بازیگر آن شخصیتی را که دارد بازی می‌کند؛ اگر اعتقاد نداشته باشد نمی‌تواند طوری بازی کند که باورپذیر باشد و مخاطب به آن اعتقاد پیدا کند. ما می‌دانیم که این بازیگر چپی است و ابوذر را هم قبول ندارد، پس نباید آن نقش را هم بازی کند. آن بحث باعث شد من از آن مرکز جدا شوم. من هنوز هم بر همان اعتقاد آن روزم هستم ولی دیگر زورم نمی رسد. یعنی من اگر زورم می‌رسید تمام گروهم را از بچه‌های مذهبی انتخاب می‌کردم. 
نگرانی برای سینما از دیگر دغدغه های اردکانی است. او نگرانی خود درباره سینما را این گونه مطرح می کند: شما نگاه می‌کنید می‏بینید کسانی مثل حاتمی‌کیا، مجیدی، سلحشور و دیگران فیلم می سازند. فیلم‌های خوب هم می‌سازند و واقعاً جریان سینمای ما در دستشان است. اما من نگران فردای این سینما هستم. آدم‌هایی که جایگزین ندارند و کادرسازی هم نشده، چون آن جریان قطع شده و کسی هم دنبال وصلش نیست. به نظرم اگر مراقب نباشیم یکهو چشم باز می‌کنیم و می‌بینیم خیلی چیزها را از دست داده‌ایم که جبران کردن آن‌ها به این راحتی‌ها ممکن نیست. اینکه بچه‌های ما متهم می‌شوند که فیلم‌سازی بلد نیستند کوچک‌ترین اتهامشان است. این اتهام اصلاً برایشان شوخی است چون تکنیک فیلم که معلوم است. فیلم یا تکنیک خوبی دارد یا ندارد و این اصلاً چیز پنهانی نیست. اما در سینمای ما مبتذل‌ترین مضامین با بدترین تکنیک ساخته می‌شود و کسی هم معترض نیست. واقعیت این است که سعی می‌شود این بچه‌ها و فیلم‌هایشان در حاشیه باشند. جایگاه فیلم‌های متعهد در سینمای ایرانجواد اردکانی در برنامه تلویزیونی رو به فردا در خصوص جایگاه فیلم‌های متعهد در سینمای ایران نیز می گوید:  قبل از انقلاب سینمای ما، سینمای آرمان‌گریز و ناتوان در جذب مخاطب بود که با پیروزی انقلاب یک اتفاق بزرگ رخ داد، سینمای بعد از انقلاب تحت تاثیر انقلاب بزرگ، فراگیر و پردامنه‌ای که بخش‌های فرهنگی را هم متاثر می‌کرد تبدیل شد به سینمای آرمانگرا و اخلاق‌گرا که اتفاقاً اقشار فرهیخته و مذهبی و ذائقه‌های بسیار دیگری که نمی‌توانستند جذب سینمای قبل از انقلاب شوند جذب این سینما شدند و ما در دهه 60 مواجه شدیم با یک سینمای پویا، شکوفا و سالم که تقریباً -نه کاملاً- می‌دانست به چه سمتی دارد می‌رود.وی ادامه داد: حضرت امام(ره) برای این سینما یک افق و حدودی را تعریف کردند که کج دار و مریز، رفتیم جلو. میزان مخاطبان سینما خوب بود، تنوع در تولیدات نسبتا خوب بود، ذائقه‌های مختلف جدب سینما شده بود. حالا مذهبی‌ها هم به سینما می‌آمدند و عمدتاً راضی برمی‌گشتند که موارد نقص هم دارد. بعد از پایان دوران دفاع مقدس ما تحولات اجتماعی را شاهد بودیم. سینمای ما در این فضای جدید به جای این که بهتر مدیریت بشود (چون فضا به نظرم طلب می‌کرد که بهتر مدیریت بشود) رها شد. آنچه که در دولت آقای هاشمی پیش روی فرهنگ قرار گرفت، اتفاقی که به نظر من شروعش از این بود که اصلاحات اقتصادی انجام شد که بدون در نظر گرفتن جایگاه فرهنگ و نیاز و الزامات بخش فرهنگ همه آن اصلاحات آمد به عینه در بخش فرهنگ هم اجرا شد و تأثیرش را هم گذاشت و ما رفتیم به سمتی که سینمایی داشته‌ باشیم پرمخاطب‌تر، آن موقع هم مسئولان سینمایی نمی‌گفتند سینمای گیشه‌ای بسازید، چون خیلی خوب نبود. می‌گفتند «فیلم پرمخاطب». و ما به تدریج وارد یک فضایی شدیم که اولاً آن ساختار سینمایی که در دوره آقای بهشتی ایجاد شده بود و به نظرم برای نیازهای آن دوره مناسب بود – آرمانی نبود اما مناسب بود و خروجی‌های قابل قبولی داشت– آن ساختار در درون سینما شروع کرد به هم ریختن. اخلاق گریزی و از دست دادن مخاطببرای اردکانی اخلاق گریزی در سینمای ایران و نیز از دست دادن مخاطب یکی از تلخی های هنر در ایران است، او نگرانی و ناراحتی خود در این زمینه را اینگونه شرح می دهد:  اصرارهای جدی روی بحث نظارت دولت و تعامل دولت با سینماگر ایجاد شد و ما شروع کردیم یک عقب گرد را که این عقب گرد تا پایان دوره اصلاحات و تا همین الان ادامه داشت و یک اتفاق سه گانه افتاد. یعنی ما بسیاری از موضوعاتی را که به برکت انقلاب در سینما جدی شده بود، از دست دادیم. یعنی ریزش موضوعی پیدا کردیم. بسیاری از هنرمندانی را که به برکت انقلاب جذب سینما شده بودند، به عنوان نیروی انسانی و کادرهایی که می‌توانستند خیلی از اهداف را پیش ببرند یا از دست دادیم و یا آنها دچار استحاله شدند که خطر استحاله به اعتقاد من به شدت جای بررسی دارد چرا که الان همچنان این خطر استحاله ما را دارد تهدید می‌کند.  مهم‌تر از همه، ریزش سوم در مخاطب بود. یعنی ما همه آن اقشاری را که بعد از انقلاب به سینما آورده بودیم، شروع کردیم به از دست دادن‌شان و سینمای ما، کم‌کم اخلاق گریز شد و ناتوان در جذب اقشار فرهیخته و مذهبی به سالن سینما. یعنی ما برگشتیم به جایی که بودیم و فقط الان اخلاق‌ستیزی در فیلم‌های ما متناسب است با شکل‌هایی که در ممیزی اعمال می‌شود و طبیعی است که قبل از انقلاب ما خیلی شرایط‌ سینمای‌مان وحشتناک بود و قصد ندارم مقایسه کنم. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۸:۰۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۸:۰۲

اسناد و مراجع