جلال الدین فارسی در سال 1312 در مشهد مقدس به دنیا آمد. وی از خانواده‏ای روحانی و مهاجر از هرات است که در اواخر دوره قاجار به مشهد مهاجرت کردند. پدرش محمد علی به تجارت و بازرگانی مشغول بود. فارسی در کلاس اول دبیرستان با دکتر علی شریعتی آشنا شد. دوره دوم دبیرستان مصادف با اوج مبارزات نهضت ملی ایران و دوره دو ساله حکومت دکتر مصدق بود که در تظاهرات و مبارزات نهضت ملی شرکت می کرد. در دوران حکومت پهلوی، او مدتی ناظم دبیرستان کمال در محله‌ی نارمک تهران بود، سپس برای یادگیری جنگ چریکی به لبنان رفت.  وی در دوران  ستم شاهی پهلوی از مبارزان فعال انقلابی  بود که در زمینه کارهای تشکیلاتی و نیز نویسندگی، به فعالیت می‌پرداخت. وی در جریان مبارزات علاوه بر تبعیت از امام خمینی (ره)، با افراد و گروه هائی  همچون علامه مطهری و هیئت موتلفه اسلامی در ارتباط بود. پس از پیروزی انقلاب، به عضویت مجلس خبرگان قانون اساسی و ستاد انقلاب فرهنگی ایران درآمد.   
در سال 1332 ش نخستین ترجمه قرآن کریم خود را به چاپ رسانید و با شرکت در حوزه‏های مخفی نهضت مقاومت ملی به بحث و تدریس دو اثر انقلابی خود به نام‏های "نهضت‏های پیامبران" و "تکامل مبارزه ملی" پرداخت. او در سال 1339، جهت آشنایی با انقلاب 12 ژوئیه عبدالکریم قاسم در عراق و تاثیرات انقلاب عبدالناصر، مخفیانه به عراق رفت و در عراق توسط مامورین این کشور بازداشت شد و پس از آزادی به سوریه رفت و در بازگشت به ایران دستگیر و در زندان قزل قلعه زندانی و در مهر ماه 1341 از زندان آزاد شد. در سال‏های 1344 تا 1348، فارسی با همکاری شهید باهنر، شهید رجایی و شهید بهشتی در راه متشکل کردن و رشد سیاسی نهضت امام خمینی (ره) کوشش فراوان نمود و در سال 1342 تا 1349 ش آثار انقلابی زیادی را منتشر کرد. از جمله این آثار می‏توان به «رساله انقلاب تکاملی اسلام» اشاره کرد.وی در سال‏های اختناق سخنرانی‏های بسیاری در کانون هدایت جوانان و دانشگاه شیراز انجام داد که ساواک این کانون را به خاطر سخنرانی وی تعطیل کرد. وی در سال 1349 ش به صورت مخفیانه به لبنان سفر کرد و تا 22 بهمن 1357 توانست صدها نفر را برای مبارزه آماده سازد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی او با یاسرعرفات وارد کشور شد و با تشکیل حزب جمهوری اسلامی به عضویت آن درآمد.  
یکی از مواردی که در بررسی زندگی جلال الدین فارسی به چشم میخورد زاویه‏ای است که وی با شهید چمران و نیز امام موسی صدر داشته است این زاویه تا به حدی است که داماد امام موسی صدر اتهامی سنگین را متوجه جلال الدین فارسی می‏سازد و می‏گوید: فارسی از جزئیات ربوده شدن امام موسی صدر مطلع است.جلال الدین فارسی درباره شهید چمران به گونه ای سخن می‏گوید که گویی با او عداوتی دیرینه دارد. وی معتقد است افسانه چمران توسط نهضت آزادی درست شده است، فارسی می‏گوید: «همین چمران كل دنیا را گشت حتی با امام موسی صدر به مسكو رفت و به قبر لنین گل هدیه داد اما حاضر نشد بیاید نجف و یك عرض ادبی به امام بكند.»وی ادامه می‏دهد: «چمران یك سفر به پاریس داشت و درباره فلسطینی‏ها چنان تند سخن گفت و به آنان حمله كرد كه من گفتم با این شرایط اگر او به لبنان برگردد شاید توسط فلسطینی ها ترور شود، الان نوارهایش هست.»فارسی در بخش دیگری از سخنان خود اینگونه شهید چمران را مورد اتهام قرار می‏دهد که «چمران اصلا امام را سیاستمدار و رهبر خوبی نمی‌دانست، او فقط امام موسی صدر را یك رهبر تمام عیار می‌دانست.»وی در مورد نقش شهید چمران در دفاع مقدس نیز اعتقاد دیگری دارد و می‏گوید: «اونوقت هم كه نهضت آزادی‏ها از چمران افسانه ساخته بودند كه آقا یه تنه با یه كلاش رفته وسط جمعیت عراقی ها، همه را تار مار كرده و از این جور اراجیف ما هیچی نگفتیم كه به وحدت ملی و دفاع آسیب وارد نشه، اما مگه مسخره بازی...ما که بچه نیستیم.» 
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی:مدرس دانشسرای تعلیمات دینیدبیر دبیرستانهای كمال و قدسمؤلف دو كتاب تاریخ و جغرافیا برای چندین دانشسرا و دو كتاب حضرت فاطمه (سرگذشت راست) و حضرت زینب برای كمیته بین المللی مبارزه با بیسوادیبعد از پیروزی انقلاب اسلامی:عضو مجلس خبرگان قانون اساسیعضو ستاد انقلاب فرهنگینماینده مجلس شورای اسلامی (دوره‌ دوم) 
آشنایی و رفاقت با معمرقذافی، دیکتاتور مخلوع لیبی، در اوایل انقلاب که هنوز در پرونده وی اتهامی جز فقدان امام موسی صدر نبود شاید نتواند دلیلی محکمه پسند برای مخالفان فارسی باشد؛ چرا که در آن دوره بسیاری چون شهید محمد منتظری نیز بر این اعتقاد بوده و طرفداران قذافی در ایران کم نبودند چه آنکه وی خود از حامیان انقلاب اسلامی در جهان عرب محسوب می‏شد و انقلاب نیز بایستی متحدانش را در جهان حفظ می‏کرد. ولی با همه این اوصاف مخالفان فارسی از این رابطه بیشترین استفاده را کرده و حتی بعد از مرگ خفت بار قذافی به دست انقلابیون لیبی، در یک پیام کنایه آمیز که در روزنامه اطلاعات منتشر شد فقدان قذافی را به دوست صمیمی و محرم او یعنی جلال الدین فارسی تسلیت گفتند.مهدی فیروزان، داماد امام موسی صدر، در این زمینه می‏گوید: «اردوگاه امام خمینی(ره)هم از رویکردهای مختلفی تشکیل شده بود، کما این که وقتی هم به ایران آمدند به خاطر این تفاوت‌ها، اختلافاتی هم پیش آمد. عده ای از افراد مؤثر در اردوگاه آیت الله منتظری در سالهای قبل از پیروزی انقلاب در اردوگاه قذافی فعالیت می‌کردند و تغذیه فکری، سیاسی، لجستیکی، معنوی و مادی می‌شدند و در مدرسه فکری و فلسفی نظام افراطی لیبی آموزش می‌دیدند. کسانی همچون شهید محمد منتظری، آقایان جلال الدین فارسی، ابوحنیف، ابوشریف و...، حتی در سطوح دیگر، مثل اولین نماینده رسمی جمهوری اسلامی ایران در لبنان آقای احمد موحدی.»وی می گوید: «جلال الدین فارسی به شهادت گفته‌ها و نوشته‌هایش در کتاب «زوایای تاریک» از یاران نزدیک و حامیان قذافی است. آنقدر نزدیک که از چگونگی و جزییات ربودن امام موسی صدر خبردار می‌شوند و با افتخار از اینکه تنها ایرانی این‌قدر محرم به حاکمیت لیبی هستند، یاد می‌کنند. من ادعا نمی‌کنم؛ استاد فارسی خودشان نوشته‌اند. آیا شخصیتی چنین نزدیک و محرم به قذافی نمی‌تواند - حتی ناخودآگاه - برآورنده بخشی از رویاهای قذافی باشد؟!» 
از دیگر مواردی که در بررسی زندگی جلال الدین فارسی به آن برخورد می‏کنیم ارتباط گروهک فرقان با عقاید جلال الدین فارسی و اندیشه‏ها و آموزه‏های ایشان است. فارسی در این زمینه می‏گوید: گروه فرقان فقط من و شریعتی را قبول داشتند. عده‌ای می‌گویند من نخست‌وزیری دولت بنی‌صدر را به این دلیل نپذیرفته‌ام چون قدرت‌ طلب بوده‌ام و به كمتر از ریاست جمهوری راضی نبوده‌ام، اما این‌طور نیست چون‌ كه من اگر می‌خواستم با بنی‌صدر بر سر قدرت جنگ كنم قبل از آنكه او رئیس‌جمهور شود از صحنه قدرت حذفش می‌كردم. فارسی با بیان این كه هیچ كس دیگر جز من نمی‌توانست بنی‌صدر را حذف كند، ادامه می‏دهد: همین گروه فرقان كه استاد مطهری و افراد دیگر را به شهادت رساندند، حاضر بودند همه را از بین ببرند الا بنده را. گروه فرقان فقط دو نفر را قبول داشتند؛ یكی دكتر شریعتی و یكی هم بنده را. به همین دلیل من در جایی سخنرانی كردم و گفتم عده‌ای هستند كه دكتر شریعتی و بنده را قبول دارند، اما امام‌خمینی(ره)را قبول ندارند و این‌ها همان خوارج هستند.  
در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری بعد از پیروزی انقلاب، جلال الدین فارسی از سوی حزب جمهوری اسلامی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری می‏شود. در مقابل بنی‌صدر، جلال‌الدین فارسی نامزد مورد اقبال حزب جمهوری اسلامی بود اما بخت با او یار نبود چرا که 10 روز مانده به برگزاری انتخابات خبری درباره او منتشر شد که سرنوشت سیاسی‌اش را تغییر داد. خبر از این قرار بود که جلال‌الدین فارسی اصالتاً افغانی است و بنابراین طبق قانون حق نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری ایران را ندارد. در پی انتشار این خبر موجی از نگرانی در میان حامیان حزب جمهوری اسلامی پدید آمد و آن‌ها به فکر چاره افتادند. این چنین بود که در روز 25 دی ‌ماه 58 خبر احتمال کناره‌گیری فارسی به خاطر شبهه قانون اساسی و ایرانی‌الاصل نبودن او مطرح شد. این مساله حزب جمهوری اسلامی را با وضعیت دشواری مواجه ساخت. از طرفی می‌دیدند که رقیب اصلی انتخاباتی آنان یعنی ابوالحسن بنی‌صدر از حمایت گسترده برخوردار است و از سوی دیگر فکر نمی‌کردند بتوانند جایگزین مناسبی را برای فارسی انتخاب کنند. با کنار رفتن جلال‌الدین فارسی، شانس دکتر حسن حبیبی افزایش یافت و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و صدوقی و مدنی از او حمایت کردند.  
جلال الدین فارسی در سال 1371 در طالقان، در پی نزاع، محمدرضا رضاخانی را با اسلحه شکاری هدف قرار داده و به قتل می‏رساند. دادگاه این قتل را از نوع غیر عمد تشخیص داد. این پرونده نیز یکی دیگر از مواردی است که مخالفین فارسی در رسانه‏ها بدان اشاره کرده و بر روی آن مانور میدهند تا آنجا که «مهدی کروبی در پیام نوروزی خود به مناسبت آغاز سال 1389 به این قتل اشاره می‌کند و او را «جلال الدین افغانی قاتل» می‌نامد.» 
بعد از فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 جلال الدین فارسی از جمله شخصیت‏هایی بود که با صراحت از این فتنه سخن گفت و به افشاگری علیه موسوی و کروبی پرداخت. وی که خود نامزد نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب بوده و بنابر آنچه که هودش نام ولایت پذیری بر آن می‏گذارد، از این عرصه کنار می‏رود‏؛ در گفتگو با میثم تولایی از شبکه ایران، به بررسی رفتارهای سران فتنه پرداخته است: موسوی و کروبی، جمهوریت را زیر سؤال بردندما اوایل انقلاب شاهد طرد جبهه ملی از سوی حضرت امام (ره) بودیم که به دلیل مواضع این گروه اتفاق افتاد و حضرت امام (ره) با صراحت از ارتداد جبهه ملی‏ها سخن گفتند؛ چرا که آنان اسلامیت نظام را زیر سئوال بردند اما امروزه شاهد این هستیم که موسوی و کروبی با زیر سئوال بردن جمهوریت،‌ تمام آنچه که انقلاب اسلامی بر مبنای آن پایه گذاری شده بود را زیرسوال بردند و قصد نابودی آن را داشتند.حداقل نهضت آزادی‌ها دارای پشتوانه ضد سلطه طلبی و سلطه‏گری بیگانگان بودند که در دوران ستم‌شاهی آشکارا این روحیه خود را نشان دادند؛ اما موسوی دقیقا با اتفاقات اخیر در جهت سلطه طلبی گام برداشت و مورد تشویق آمریکا و انگلیس قرار گرفت.این‏ها هیچی نیستند! این دو نفر تصور کردند می توانند جلوی ولایت فقیه که همانا دستاورد حضرت امام خمینی(ره) برای این نظام است بایستند؛ در صورتی که نمی‏دانند مصداق اصل ولایت فقیه در ایران فردی است با درایت و تدیبر که 20 سال با وجود تمام دشمنی‌ها توانستند ملت ایران را از پستی و بلندی‌ها عبور دهند و آنان را سربلند کنند. موسوی قابل مقایسه با بنی صدر نیستموسوی حتی قابل مقایسه با بنی صدر آشغال هم نیست، بنی صدری که هیچگونه سابقه مبازراتی نداشت و رفته بود فرانسه نشریه منتشر می‏کرد که آن را هم می‏ترسید دستش بگیرد و می‏گذاشت داخل کتش!سران فتنه نه تنها به نظام خیانت کردند، ‌بلکه به آن 14 میلیون آدمی هم که به خودشان رای دادند، ‌خیانت کردند، موسوی و کروبی باید به پای مردمی که به این دو رای دادند بیافتند و عذرخواهی و توبه کنند، ‌گر چه توبه آنها دیگر فایده ای ندارد.امروز حتی اگر موسوی و کروبی بیایند و از تمام کرده های خود در طول این 9 ماه توبه کنند و شعارهایی که حامیانشان علیه نظام، انقلاب، ولایت فقیه و فلسطین و لبنان دادند را نفی کنند، دیگر اهمیتی ندارد و اصلا توبه آنان پذیرفته نیست؛ زیرا مردم تنها خواستار برخورد قضایی با آزادی عمل کامل، بدون هیچ‌گونه رودربایستی با این فتنه گران هستند.موسوی و کروبی خودشان می دانند که دروغ می‏گویند؛ چون اگر معتقد بودند که حق هستند و در راه حق قدم بر می‏دارند، باید تا پای جانشان می‏ایستادند تا بمیرند. یعنی همان کاری که منافقین انجام دادند و شاهد بودیم که منافقین تا آخرین لحظه اعدام خود از عقایدشان کوتاه نمی‏آمدند.آقایان موسوی و کروبی اگر راست می گویند در جمع مردم حاضر شوند؛ چرا می ترسند؟ اگر فکر می کنند در جهت حق حرکت می‏کنند، خب پس نترسند، به میان مردم بیایند تا مشخص شود چه کسی حق است و چه کسی باطل. موسوی و کروبی، معترض نیستند، جنایتکار و خائن‏اند!بعضاً می‌شنویم که می‌گویند بیاییم با معترضان وحدت کنیم، اولا این‏ها معترض نیستند و جنایتکار و خائن اند، ثانیاً وحدت با چه کسانی؟ با خیانتکاران به ملت،‌ با کسانی که از مسعود رجوی ها هم کم‌ترند؟‌ پس باید به مطرح کنندگان طرح وحدت بگویم لطفاً سکوت اختیار کنید و اجازه دهید رهبری خودشان قضایا را همان گونه که تاکنون پیش برده‌اند جلو ببرند.رهبری به‌ طور کلی بسیار به افراد فرصت‌های مختلف می‌دهند لذا ایشان با این حرکت بلوای آنها را به تاخیر انداختند.اجازه بدهید که صراحتاً بگویم که به نظر من میرحسین اصولا به زندگی پس از مرگ اعتقادی ندارد چرا که به خوبی وی می‌داند که اقدامات وی موجب تضعیف قدرت‌های حق و نظام برخاسته از خون شهداست، اینها اگر به مرگ معتقد بودند اگر به انقلاب معتقد بودند، لحظه‌ای به این رفتار خود ادامه نمی‌دادند. من با یقین کامل می‌گویم که نه کروبی و نه میرحسین اصلا با قرآن و اسلام آشنایی ندارند. حتی با وجود احترام بسیار زیادی که برای شخص آقای خاتمی قائل هستم و تا به‌حال کوچک‌ترین اظهارنظری درباره ایشان نکردم اما باید به محضر ملت بزرگوار ایران بگویم که حجت‌ الاسلام خاتمی هم با محتوای قرآن آشنا نیستند. 
انقلاب تکاملی اسلام پیامبری و انقلاب پیامبری و حکومت پیامبری و جهاد ترجمه قرآن کریم حقوق بین الملل نطق تاریخی نظام هستی تکامل مبارزه ملی استراتژی بین الملل نهضت‌های انبیاء جهاد حد نهایی تکامل امامت همگانی انقلاب اسلامی و سازماندهی اجتماعی چهار انقلاب و دو گرایش مکتبی و دنیا دولتی الجهاد درس‌هایی از مارکسیسم نطق تاریخی (ترجمه) کاشف الغطاء واحدهای بشری در رابطه با جهاد داخلی مرانید که نوحه گرند مشارکت سیاسی آمریکا با صاحبان ثروت بادآورده ارتجاع، ملیت اسلامی و مبارزه جامعهٔ برین سرگذشت راست کتاب تاریخ کتاب جغرافیا ترجمه کتاب امام علی (ع) خاطرات حسن البنا

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۵:۲۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۵:۲۱

جلال الدین فارسی

خلاصه زندگی نامه

 جلال‌الدین فارسی، نویسنده، سیاستمدار، نماینده دومین دوره مجلس شورای و نخستین نامزد حزب جمهوری اسلامی در اولین انتخابات ریاست جمهوری پس از پیروزی انقلاب بود که پس از مشخص شدن ملیت افغانی او و اتکا به شرط ایرانی الاصل بودن و نظر امام خمینی (ره) که به علت عدم تشکیل شورای نگهبان وظیفه قانونی این شورا به عهده رهبر انقلاب بود، ناچار به کناره گیری شد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع