جستجو در مطالب و اشخاص
جفر قافار اوغلو جاببارلی (Jafar Gafar oglu Jabbarly) معروف به جعفر جبارلی (Jafar Jabbarly) در 20 مارس سال 1899 میلادی در روستای "خیزی"، واقع در حومه باکو، به دنیا آمد. اغلب املای نام این نویسنده در زبان آذربایجانی به  صورت (Cəfər Cabbarlı) است. خانواده وی اندکی پس از تولدش، به باکو مهاجرت کردند. پدرش، هنگامی که او سه ساله بود، درگذشت و مادرش با رخت شویی و نان پختن خانواده را اداره می کرد. جعفر ابتدا نزد یک ملا و سپس در مدرسه "روس ـ تاتار" آن محل به تحصیل پرداخت و آن گاه به مدرسه متوسطه رفت و درسال 1915 از آنجا فارغ التحصیل شد، سپس به مدت 5 سال در رشته الکتریک ـ مکانیک هنرستان صنعتی باکو ادامه تحصیل داد. در سال 1920 برای تحصیل در رشته پزشکی وارد دانشگاه ایالتی آذربایجان شد اما به دلیل عدم وجود علاقه خیلی زود به مطالعات شرق روی آورد. از سال 1924 به دلیل علاقه به درام فعالیت در عرصه نمایش را آغاز کرد. جبارلی نوشتن شعر را از نوجوانی آغاز کرد و برای اولین بار در سال 1911 اشعار خود را در روزنامه ( Hagigat-i Afkar)  منتشر کرد.  در سال های بعد، او بیش از 20 نمایشنامه و داستان کوتاه نوشت. از دهه 1920 آثار او بشدت تحت تاثیر پروپاگاندای کمونیست قرار گرفت و حاوی مضامینی چون برابری، کار، آموزش و پرورش، بین المللی بودن، آزادی زنان، تغییرات فرهنگی، و غیره بود. دستاورد مهم جبارلی معرفی نمایشنامه های اروپایی با ترجمه نمایشنامه هملت، نوشته ویلیام شکسپیر به زبان آذری و کارگردانی و اجرای این نمایشننامه درام در سال 1952 بود. جبارلی را باید بنیانگذار فیلمنامه نویسی در آذربایجان دانست. دو تا از نمایشنامه های او، Sevil و آلماز، به ترتیب در سال های 1929 و 1936 به ترتیب ساخته شدند. هر دو با تمرکز بر موضوع نقش زنان، ظلم و ستم ، مبارزه، و در نهایت، پیروزی بر سنت پدرسالارانه نوشته شده اند. وی در سال 1934 در گذشت. 

جفر قافار اوغلو جاببارلی (Jafar Gafar oglu Jabbarly) معروف به جعفر جبارلی (Jafar Jabbarly) در 20 مارس سال 1899 میلادی در روستای "خیزی"، واقع در حومه باکو، به دنیا آمد. اغلب املای نام این نویسنده در زبان آذربایجانی به  صورت (Cəfər Cabbarlı) است. خانواده وی اندکی پس از تولدش، به باکو مهاجرت کردند. پدرش، هنگامی که او سه ساله بود، درگذشت و مادرش با رخت شویی و نان پختن خانواده را اداره می کرد. جعفر ابتدا نزد یک ملا و سپس در مدرسه "روس ـ تاتار" آن محل به تحصیل پرداخت و آن گاه به مدرسه متوسطه رفت و درسال 1915 از آنجا فارغ التحصیل شد، سپس به مدت 5 سال در رشته الکتریک ـ مکانیک هنرستان صنعتی باکو ادامه تحصیل داد. در سال 1920 برای تحصیل در رشته پزشکی وارد دانشگاه ایالتی آذربایجان شد اما به دلیل عدم وجود علاقه خیلی زود به مطالعات شرق روی آورد. از سال 1924 به دلیل علاقه به درام فعالیت در عرصه نمایش را آغاز کرد. جبارلی نوشتن شعر را از نوجوانی آغاز کرد و برای اولین بار در سال 1911 اشعار خود را در روزنامه ( Hagigat-i Afkar)  منتشر کرد.  در سال های بعد، او بیش از 20 نمایشنامه و داستان کوتاه نوشت. از دهه 1920 آثار او بشدت تحت تاثیر پروپاگاندای کمونیست قرار گرفت و حاوی مضامینی چون برابری، کار، آموزش و پرورش، بین المللی بودن، آزادی زنان، تغییرات فرهنگی، و غیره بود. دستاورد مهم جبارلی معرفی نمایشنامه های اروپایی با ترجمه نمایشنامه هملت، نوشته ویلیام شکسپیر به زبان آذری و کارگردانی و اجرای این نمایشننامه درام در سال 1952 بود. جبارلی را باید بنیانگذار فیلمنامه نویسی در آذربایجان دانست. دو تا از نمایشنامه های او، Sevil و آلماز، به ترتیب در سال های 1929 و 1936 به ترتیب ساخته شدند. هر دو با تمرکز بر موضوع نقش زنان، ظلم و ستم ، مبارزه، و در نهایت، پیروزی بر سنت پدرسالارانه نوشته شده اند. وی در سال 1934 در گذشت. 


جبارلی هم زمان با تحصیل، برای کمک به خانواده، کار هم می کرد. وی نوشتن را به طور جدّی از همان ایام شروع کرد و نخستین اثرش که شعری به نام "بهار بود، در فروردین 1916 در مجله مکتب به چاپ رسید، سپس بعضی اشعار طنزش را که به سبک "میرزا علی اکبر صابرِ طاهرزاده"، شاعر آذربایجانی، سروده بود، به چاپ رساند. چند نمایشنامه نیز از آثار قلمی دوره نوجوانی جبارلی است. نخستین آثار منظوم و منثور وی، از نظر قالب و شیوه ارائه مطلب خبر از شکوفایی استعدادی جوان در زمینه نویسندگی به ویژه نمایشنامه نویسی می دادند، اما به طور کلی مضمونی سطحی و احساساتی و تکراری چون انتقاد از بیکاری و بیماری، خرافات، پول پرستی و فساد داشتند. تأسیس جمهوری آذربایجان و حکومت دو ساله حزب ملی گرا مساوات در آنجا در سالهای 1919 تا 1921، در تقویت روحیه ملی گرایانه و تمایل جبارلی به ترکان عثمانی تأثیر بارز داشت، چنانکه نمایشنامه هایش ستایشنامه های قهرمانیهای ترکان عثمانی در جنگهای بالکان در سال های 1913 تا 1915 هستند. 

جبارلی هم زمان با تحصیل، برای کمک به خانواده، کار هم می کرد. وی نوشتن را به طور جدّی از همان ایام شروع کرد و نخستین اثرش که شعری به نام "بهار بود، در فروردین 1916 در مجله مکتب به چاپ رسید، سپس بعضی اشعار طنزش را که به سبک "میرزا علی اکبر صابرِ طاهرزاده"، شاعر آذربایجانی، سروده بود، به چاپ رساند. چند نمایشنامه نیز از آثار قلمی دوره نوجوانی جبارلی است. نخستین آثار منظوم و منثور وی، از نظر قالب و شیوه ارائه مطلب خبر از شکوفایی استعدادی جوان در زمینه نویسندگی به ویژه نمایشنامه نویسی می دادند، اما به طور کلی مضمونی سطحی و احساساتی و تکراری چون انتقاد از بیکاری و بیماری، خرافات، پول پرستی و فساد داشتند. تأسیس جمهوری آذربایجان و حکومت دو ساله حزب ملی گرا مساوات در آنجا در سالهای 1919 تا 1921، در تقویت روحیه ملی گرایانه و تمایل جبارلی به ترکان عثمانی تأثیر بارز داشت، چنانکه نمایشنامه هایش ستایشنامه های قهرمانیهای ترکان عثمانی در جنگهای بالکان در سال های 1913 تا 1915 هستند. 


از استقرار حاکمیت شوروی در آذربایجان تا سال 1928 را دوره دوم زندگی ادبی ـ هنری جبارلی دانسته اند. او از اوایل همین دوره مدتی به روزنامه نگاری پرداخت و درسال 1921 دوره هنرستان صنعتی را به پایان رساند و در سال 1923 وارد رشته طب دانشگاه "نوبنیاد" دولتی باکو شد، اما بیش از یک سال در آنجا درس نخواند و پس از بازشدن مدرسه تئاتر در سال 1924  در باکو، در بعضی کلاسهای آنجا به طور مستمع آزاد شرکت کرد و در عین حال در دانشکده شرق شناسی دانشگاه دولتی باکو ادامه تحصیل داد. در دوره مورد بحث، وی به نوشتن مقاله، شعر، داستان، نمایشنامه، و نیز ترجمه ادامه داد، مقالاتش معمولاً در باره شعر، تئاتر، موسیقی و ادبیات بود. 

از استقرار حاکمیت شوروی در آذربایجان تا سال 1928 را دوره دوم زندگی ادبی ـ هنری جبارلی دانسته اند. او از اوایل همین دوره مدتی به روزنامه نگاری پرداخت و درسال 1921 دوره هنرستان صنعتی را به پایان رساند و در سال 1923 وارد رشته طب دانشگاه "نوبنیاد" دولتی باکو شد، اما بیش از یک سال در آنجا درس نخواند و پس از بازشدن مدرسه تئاتر در سال 1924  در باکو، در بعضی کلاسهای آنجا به طور مستمع آزاد شرکت کرد و در عین حال در دانشکده شرق شناسی دانشگاه دولتی باکو ادامه تحصیل داد. در دوره مورد بحث، وی به نوشتن مقاله، شعر، داستان، نمایشنامه، و نیز ترجمه ادامه داد، مقالاتش معمولاً در باره شعر، تئاتر، موسیقی و ادبیات بود. 


بعضی، نمایشنامه "اود گلینی" (عروس آتش ) را که در طی سالهای 1928 تا 1929 نوشته شده، پایان دوره دوم و آغاز دوره سوم خلاقیت ادبی ـ هنری جبارلی دانسته و آن را پل گذار از دوره دوم به دوره سوم به شمار آورده اند، در حالی که "مهدی محمدوف"آن را محصول دوره سوم دانسته است. این اثر که نخستین تراژدی تاریخی آذری و شالوده نمایش حماسی در جمهوری آذربایجان به شمار آمده و با استناد به داستان "بابک خرّمدین" نوشته شده است، از لحاظ تاریخی مستند و معتبر نیست، چنانکه مثلاً آقشین (افشین ) در این اثر برادر ایلخان (نام مستعار بابک ) قلمداد شده است. باتوجه به چنین واقعیتی، "جعفر جعفروف" گفته که "اودگلینی" اگرچه از نظر تاریخی و شخصیتها تاریخی مبتنی بر اسناد خبری نیست، دارای روح تاریخی است. نویسنده خود نیز که نام آن را ابتدا "بابک" گذاشته بوده، برای آنکه از قید محدودیتهای شخصیتها و رویدادهای تاریخی آزاد باشد، نام آن را بعداً تغییر داده است. این اثر، با وجود ضعفهایش، در فرآیند تکامل نویسنده از نظر جهان بینی و شکل و محتوا، گامی به پیش محسوب می شود. 

بعضی، نمایشنامه "اود گلینی" (عروس آتش ) را که در طی سالهای 1928 تا 1929 نوشته شده، پایان دوره دوم و آغاز دوره سوم خلاقیت ادبی ـ هنری جبارلی دانسته و آن را پل گذار از دوره دوم به دوره سوم به شمار آورده اند، در حالی که "مهدی محمدوف"آن را محصول دوره سوم دانسته است. این اثر که نخستین تراژدی تاریخی آذری و شالوده نمایش حماسی در جمهوری آذربایجان به شمار آمده و با استناد به داستان "بابک خرّمدین" نوشته شده است، از لحاظ تاریخی مستند و معتبر نیست، چنانکه مثلاً آقشین (افشین ) در این اثر برادر ایلخان (نام مستعار بابک ) قلمداد شده است. باتوجه به چنین واقعیتی، "جعفر جعفروف" گفته که "اودگلینی" اگرچه از نظر تاریخی و شخصیتها تاریخی مبتنی بر اسناد خبری نیست، دارای روح تاریخی است. نویسنده خود نیز که نام آن را ابتدا "بابک" گذاشته بوده، برای آنکه از قید محدودیتهای شخصیتها و رویدادهای تاریخی آزاد باشد، نام آن را بعداً تغییر داده است. این اثر، با وجود ضعفهایش، در فرآیند تکامل نویسنده از نظر جهان بینی و شکل و محتوا، گامی به پیش محسوب می شود. 


در آثار دوره سوم یا واپسینِ جبارلی مسائل معاصر جامعه آن دوره آذربایجان شوروی موضوع اصلی است. این آثار، تجسم جاندار و هنرمندانه دوره ظهور پدیده ای است که "واقعیت شوروی" نامیده شده و از همین رو برای شناخت وجوه مختلف آن دوره، ارزش و سندیت دارند.  

در آثار دوره سوم یا واپسینِ جبارلی مسائل معاصر جامعه آن دوره آذربایجان شوروی موضوع اصلی است. این آثار، تجسم جاندار و هنرمندانه دوره ظهور پدیده ای است که "واقعیت شوروی" نامیده شده و از همین رو برای شناخت وجوه مختلف آن دوره، ارزش و سندیت دارند.  


جبارلی در دوره دوم زندگی هنری - ادبی با تئاتر و سینما از نزدیک آشنا شد و در کارگردانی چند اثر شرکت کرد. وی در سال 1930 و در دوره سوم زندگی ادبی – هنریش، سرپرست بخش هنری تئاتر دولتی آذربایجان شد و از آن پس، علاوه بر نظارت بر اجرا آثار نمایشی خود و دیگران، دامنه فعالیت سینمایی خویش را نیز توسعه داد و چند فیلمنامه و اثر هنری ارائه کرد. 

جبارلی در دوره دوم زندگی هنری - ادبی با تئاتر و سینما از نزدیک آشنا شد و در کارگردانی چند اثر شرکت کرد. وی در سال 1930 و در دوره سوم زندگی ادبی – هنریش، سرپرست بخش هنری تئاتر دولتی آذربایجان شد و از آن پس، علاوه بر نظارت بر اجرا آثار نمایشی خود و دیگران، دامنه فعالیت سینمایی خویش را نیز توسعه داد و چند فیلمنامه و اثر هنری ارائه کرد. 


جبارلی در کار ترجمه به تطبیق اثر با محیطی که باید در آن اجرا شود، اعتقاد داشت، چنانکه در نمایشنامه هملت با تغییر نامهای شخصیتها به نامهای شرقی چون لقمان، بهرام، گلچین و کامران و انتقال محل وقوع حادثه از دانمارک به یک شهر شرقی نامعلوم، به ایجاد پیوند بین تماشاگر و اثر کمک کرده است. ترجمه ها جبارلی نمایشنامه هایی را از ادبیات اروپایی و روسی به ترکی آذربایجانی ترجمه کرد و همچنین داستانهایی از "لئوتولستوی"، "ماکسیم گورکی"و دیگران را به ترکی آذربایجانی ترجمه نمود که اهم آنها عبارتند از: هامله ت (هملت) و اوتللو (اُتللو) از شکسپیر قاچاقلار (راهزنان )، از شیلر فیگارونون طویو (عروسی فیگارو) از بومارشه  قورخو (ترس) از آفینوگنوف تالیفات باکو محاربه سی (جنگ باکو) ناصرالدین شاه اشعار از سروده های جبارلی در دوره دوم زندگی ادبی – هنری عبارتند از: محکومْ شرقه (به شرقِ محکوم ) رود ارس(اثر منظوم) قیزقالاسی (قلعه دختر) داستانها داستانهایی که هریک از زاویه ای به مسئله زنان پرداخته اند عبارتند از:  گلناز دلارا دلبر نمایشنامه ها آیدین اوقتای ائل اوغلو 

جبارلی در کار ترجمه به تطبیق اثر با محیطی که باید در آن اجرا شود، اعتقاد داشت، چنانکه در نمایشنامه هملت با تغییر نامهای شخصیتها به نامهای شرقی چون لقمان، بهرام، گلچین و کامران و انتقال محل وقوع حادثه از دانمارک به یک شهر شرقی نامعلوم، به ایجاد پیوند بین تماشاگر و اثر کمک کرده است. ترجمه ها جبارلی نمایشنامه هایی را از ادبیات اروپایی و روسی به ترکی آذربایجانی ترجمه کرد و همچنین داستانهایی از "لئوتولستوی"، "ماکسیم گورکی"و دیگران را به ترکی آذربایجانی ترجمه نمود که اهم آنها عبارتند از: هامله ت (هملت) و اوتللو (اُتللو) از شکسپیر قاچاقلار (راهزنان )، از شیلر فیگارونون طویو (عروسی فیگارو) از بومارشه  قورخو (ترس) از آفینوگنوف تالیفات باکو محاربه سی (جنگ باکو) ناصرالدین شاه اشعار از سروده های جبارلی در دوره دوم زندگی ادبی – هنری عبارتند از: محکومْ شرقه (به شرقِ محکوم ) رود ارس(اثر منظوم) قیزقالاسی (قلعه دختر) داستانها داستانهایی که هریک از زاویه ای به مسئله زنان پرداخته اند عبارتند از:  گلناز دلارا دلبر نمایشنامه ها آیدین اوقتای ائل اوغلو 


باکو محاربه سی (جنگ باکو) این نمایشنامه درباره حکومت ملی آذربایجان در گنجه، با پشتیبانی قوای عثمانی در اواخر جنگ جهانی اول می باشد. ناصرالدین شاه این نمایشنامه که علاقه جبارلی را به مسائل ایران نشان می دهد، از آثار نخستین دوره فعالیتهای ادبی ـ هنری جبارلی به شمار آمده است. وی در این تراژدی تاریخی، به علت کمی تجربه و محدودیت اطلاعات درباره تاریخ ایران، در بازنمایی حوادث اجتماعی و سیاسی و حقایق تاریخی موفق نبوده است، مثلاً "میرزا آقاخان نوری" را از شخصیتهای مثبت دوره ناصری به شمار آورده است. قیزقالاسی (قلعه دختر) این منظومه بلند که بر اساس روایتهای شفاهی مردمی در باره این قلعه تاریخی باکو سروده شده، ابتدا در سال 1924 در مجله "معارف و مدنیت" به چاپ رسید، بعدها چند بار در مجموعه های آثار وی، و دست کم یک بار نیز درسال 1938 به طور مستقل تجدید چاپ شد. "ج. عبداللّه یف" این منظومه را گل سرسبد آثار منظوم جبارلی دانسته و معتقد است که تنها همین اثر کافی است که جبارلی را در زمره شاعران بزرگ جهان به شمار آورد. آیدین و اوقتای ائل اوغلو این دو نمایشنامه که در هر دو از سرمایه داری انتقاد شده و درسال 1923 و 1924 به اجرا در آمده اند، از دیگر آثار دوره دوم حیات ادبی ـ هنری جبارلی می باشند. 

باکو محاربه سی (جنگ باکو) این نمایشنامه درباره حکومت ملی آذربایجان در گنجه، با پشتیبانی قوای عثمانی در اواخر جنگ جهانی اول می باشد. ناصرالدین شاه این نمایشنامه که علاقه جبارلی را به مسائل ایران نشان می دهد، از آثار نخستین دوره فعالیتهای ادبی ـ هنری جبارلی به شمار آمده است. وی در این تراژدی تاریخی، به علت کمی تجربه و محدودیت اطلاعات درباره تاریخ ایران، در بازنمایی حوادث اجتماعی و سیاسی و حقایق تاریخی موفق نبوده است، مثلاً "میرزا آقاخان نوری" را از شخصیتهای مثبت دوره ناصری به شمار آورده است. قیزقالاسی (قلعه دختر) این منظومه بلند که بر اساس روایتهای شفاهی مردمی در باره این قلعه تاریخی باکو سروده شده، ابتدا در سال 1924 در مجله "معارف و مدنیت" به چاپ رسید، بعدها چند بار در مجموعه های آثار وی، و دست کم یک بار نیز درسال 1938 به طور مستقل تجدید چاپ شد. "ج. عبداللّه یف" این منظومه را گل سرسبد آثار منظوم جبارلی دانسته و معتقد است که تنها همین اثر کافی است که جبارلی را در زمره شاعران بزرگ جهان به شمار آورد. آیدین و اوقتای ائل اوغلو این دو نمایشنامه که در هر دو از سرمایه داری انتقاد شده و درسال 1923 و 1924 به اجرا در آمده اند، از دیگر آثار دوره دوم حیات ادبی ـ هنری جبارلی می باشند. 


جبارلی در تاریخ 31 دسامبر سال 1934، در 35 سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت. استودیو ملی فیلم، Azerbaijanfilm، یک خیابان و یک ایستگاه مترو در باکو به نام او نامگذاری شده اند. وی در واپسین ماههای زندگی خود به نوشتن نمایشنامه ناتمام "افغانستان" و یک مجموعه داستانی اشتغال داشت که نام آن "فیروزه" بوده است. "احمد شفایی" این داستانها را به فارسی ترجمه و درسال 1981 در باکو منتشر کرد و این مجموعه به انگلیسی هم ترجمه شده است. 

جبارلی در تاریخ 31 دسامبر سال 1934، در 35 سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت. استودیو ملی فیلم، Azerbaijanfilm، یک خیابان و یک ایستگاه مترو در باکو به نام او نامگذاری شده اند. وی در واپسین ماههای زندگی خود به نوشتن نمایشنامه ناتمام "افغانستان" و یک مجموعه داستانی اشتغال داشت که نام آن "فیروزه" بوده است. "احمد شفایی" این داستانها را به فارسی ترجمه و درسال 1981 در باکو منتشر کرد و این مجموعه به انگلیسی هم ترجمه شده است. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۰۲:۵۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۳:۵۴

جعفر جبارلی

خلاصه زندگی نامه

 جفر قافار اوغلو جاببارلی، معروف به جعفر جبارلی، شاعر، داستان نویس، نمایشنامه نویس، فیلمنامه نویس و کارگردان اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 آذربایجان بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع