جَبْرا ابراهیم جَبْرا، درسال 1920 میلادی در "بیت لَحم" واقع در"فلسطین" در یک خانواده فقیر مسیحی به دنیا آمد. وی در کودکی به مدرسه "سُریان ارتدوکس" و در نُه سالگی به مدرسه "الوَطنیه" بیت لحم رفت. او نخستین نمایشنامه خود را در ده سالگی و اولین داستانِ کوتاهش را در چهارده سالگی نوشت. ابراهیم بعد از سفر به عراق مسلمان شد و در این کشور به انجام فعالیت های فرهنگی پرداخت و جوایز و مدالهایی دریافت کرد. او در کارنامه هنری خود شعرهای زیادی در زمینه اشغال فلسطین و ترجمه آثاری از دیگر نویسنده ها و دو فیلمنامه جای داد و سرانجام در سال 1373 ش درگذشت. 
ابراهیم در سال 1932 با خانواده خود به "بیت المقدّس" مهاجرت کرد و در مدرسه "الرَشیدیه" از محضر استادان بزرگی همچون "ابراهیم طوقان" بهره برد. وی ازسال 1935 تا 1938 به عنوان یکی از شاگردان ممتاز در دانشکده "العربیه قدس"، در کلاس بزرگانی مانند "سامح الخالدی" شرکت کرد و در سال 1939 اداره "المعارف الفلسطینیه" او را برای استفاده از بورس تحصیلی به انگلستان فرستاد و مدتی در دانشگاه "اکستر" در مرکزاستان "دونشر" تحصیل کرد، سپس برای ادامه تحصیل در ادبیات انگلیسی به دانشگاه "کیمبریج" رفت و در آنجا نزد استادانی از جمله "فرانک ریموند لیویس" ناقد معروف انگلیسی، تحصیل کرد و در سال 1322 ش با درجه ممتاز فارغ التحصیل شد. ابراهیم در حین تحصیل درانگلستان به طور جدّی به شعر پرداخت و پس از بازگشت به بیت المقدّس، استاد ادبیات انگلیسی دانشکده "الرشیدیه" شد و در سال 1943 بر اثر فشار و سخت گیری صهیونیستها، به "بیت لحم" مهاجرت کرد و در پاییز همان سال به عنوان استاد مدعو به دانشکده "الا´داب" و "العلوم" بغداد رفت.  
ابراهیم در اوایل دهه 1950 تبعه عراق و مسلمان شد و در آنجا با "بدر شاکر سَیّاب"، یکی از بنیانگذاران شعر نو عرب، آشنا شد و این آشنایی به دوستی عمیق آنان انجامید. جبرا تأثیر زیادی بر سیّاب گذاشت و سیّاب همیشه او را استاد و برادر خود می خواند. تحصیل در هاروارد ابراهیم در 1952 ازدواج کرد و در همان سال برای تحصیل در نقد ادبی به دانشگاه "هاروارد" رفت. او نزد بزرگانی چون "آی . آ. ریچاردز" و "آرچیبالد مک لیش" شاعر امریکایی، دانش آموخت. پس از بازگشت به بغداد، در اداره روابط عمومی شرکت نفت عراق، رئیس بخش نشر و ترجمه شد. تدریس در برکلی در سال 1968 به انگلستان دعوت شد تا در دانشگاههای بزرگی چون "کیمبریج" و "آکسفورد" در باره تأثیر غرب بر ادبیات معاصرعرب سخنرانی کند. وی درسال 1975 نیز به مدت یک سال به عنوان استاد مدعو در دانشگاه "برکلی"، ادبیات معاصر عرب تدریس کرد. 
از دیگر عرصه های کاری جبرا، ترجمه های اوست. مهم ترین ترجمه وی به لحاظ تاریخی و تأثیرگذاری، ترجمه بخش اسطوره "آدونیس" یا "تموز" از کتاب "شاخه زرین" اثر "جیمز فریزر" درسال 1975 است که تأثیر بسیار زیادی بر سیّاب و دیگر شاعران جوان عرب گذاشت، به شکلی که تأثیر سرزمین ویران الیوت را بسیار کم رنگ کرد. ناقدان عرب، ترجمه های وی را از آثار شکسپیر دقیق ترین، زیباترین و بلیغ ترین ترجمه از این آثار می دانند. در نقد ادبی، جبرا یکی از بنیانگذاران معادل گذاری در برابر اصطلاحات ادبی انگلیسی است و در چند مقاله به توضیح اصطلاحات جدید نقد ادبی پرداخته است. بسیاری از مقالات مهم وی در زمینه ادبیات تطبیقی بوده و شناخت عمیق وی را از ادبیات کهن و معاصر عرب و غرب نشان می دهد. 
جبرا از آگاه ترین نویسندگان و شاعران جدید عرب و نیز نقاشی فرهیخته بود و از برجسته ترین گویندگان شعر منثور در دوره بعد از جنگ جهانی دوم در فلسطین و عراق به شمار می آمد. وی به همراه بدر شاکر سیّاب و چند شاعر دیگر به "الشعراء التموزیون" معروف بودند. "تموز"، اسطوره احیا و تجدید حیات است و نزد شاعران معاصر عرب، نماد بازگشت به گذشته شکوهمند پیش از دوره واپس گرایی است. جبرا برای تفسیر تموز بسیار کوشش کرده و در شعر خود این اسطوره را به شکلهای مختلف به کار گرفته و توانسته به شکلی هنرمندانه، اسطوره و مسائل تاریخی و فرهنگی را در شعر به کار ببرد، چنانکه خواننده شعر وی احساس نمی کند که این مفاهیم تصنعی و ساختگی است. 
عنایت جبرا به مسئله فلسطین، هم در شعر هم در آثار دیگر او، به وضوح نمایان است. به عقیده وی، در شعر باید کلیه ابعاد گسترده، علل بنیادی و تأثیرات عاطفی و روانی و به طور کلی، فضایی را که نتیجه این فاجعه بوده، در مد نظر داشت. او در دیوان "تموز فی المدینه"، در قطعات "قبیَّه"، "خَرزَه البئر" و "فی بَوادِی النَفی" به شکلی هنرمندانه به اشغال فلسطین، تبعید اجباری ساکنان آن و کشتار "دِیریاسین" پرداخته است. همچنین در شعرش به مظاهر منفی تمدن جدید و رشد سرمایه داری با بدبینی نگریسته و به گسترش آنها اعتراض کرده است. جبرا در دیوان یاد شده اش، بسیار تحت تأثیر و نفوذ "تی . اس . اِلیوت" و شعر معروف او "سرزمین ویران" است، اما در دیوان "المدار المعْلق" رفته رفته از این تأثیر آشکار کاسته می شود. 
قهرمانان داستانهای ابراهیم از نخبگان جامعه عرب هستند، نظیر روشنفکران، روزنامه نگاران، استادان دانشگاه و تحصیل کردگان غرب گرا. استفاده بسیار از شگرد بازگشت به گذشته، تعدد راویان، استفاده از تک گوییهای درونی برای روانکاوی شخصیتها، به کارگیری شیوه جریان سَیال ذهن و کاربرد نثری منسجم و هماهنگ با مضمون، از ویژگیهای داستان نویسی جبرا می باشد. اوج هنر داستان نویسی وی را در رمان "البحث عن ولید مسعود" می توان دید که به لحاظ فنی در هنر داستان نویسی فلسطین، نقطه عطف به شمار می آید و پس از انتشار آن، منتقدان بسیاری در کشورهای عربی به نقد و تحلیل آن پرداختند. داستان "عالم بِلاخَرائط" از این جهت که محصول مشترک جبرا و "عبدالرحمان مُنْیف" است، در ادبیات داستانی معاصر عرب پدیده ای شگفت انگیز محسوب می شود. رمانهای "السفینه" و "البحث عن ولید مسعود" را "راجر آلن" و "عدنان حیدر" به زبان انگلیسی ترجمه کرده اند. 
در داستان نویسی معاصر عرب، جبرا جزو نسل دوم نویسندگانی است که توانسته اند با بحث در باره شکل و مضمون و با در نظر گرفتن دو بعد زیباشناختی و محتوایی، داستان بلند عربی را به سطحی برسانند که در جهان جایگاهی مقبول پیدا کند. از وی حدود شصت اثر در زمینه نقد، ترجمه، شعر و داستان موجود است: آثار داستانی صُراخ فی لیل طویل عِرْق و قصص أُخری الصیادون فی شارع ضیّق السفینه البحث عن ولید مسعود عالم بِلاخَرائِط الغرف الاخری فیلمنامه ها الملک الشمس ایام العقاب نقد ادبی الحریه والطوفان النار و الجوهر ینابیع الرؤیا کتاب البئر الاولی 
صُراخ فی لیل طویل جبرا این اثر را درسال 1335 ش در بیت المقدّس نوشته و در سال 1334 ش در بغداد منتشر کرده است. در این داستان که اولین داستان ابراهیم می باشد، کاملاً مشخص است که وی کوشش خود را بر بیان گرفتاریها و مسائل روشنفکران عرب و تلاش نافرجام آنان برای تغییر وضع موجود متمرکز کرده است. الصیادون فی شارع ضیّق این اثر در سال 1339 ش به زبان انگلیسی نوشته و منتشر شده و در سال 1353 ش "محمد عُصْفُور" آن را به عربی ترجمه کرده است. کتاب البئر الاولی جبرا در این کتاب که چاپ اول آن در سال 1365 ش بوده، خاطرات زندگی خود را تا سیزده سالگی شرح داده و در "شارع الامیرات" در سال 1373 ش به ادامه شرح زندگی خود پرداخته است. الملک الشمس این فیلمنامه در سال 1365 ش نوشته شده که فیلم "بخت النصر"(بنوخذ نصّر) بر اساس آن ساخته شده است. 
عضویت در گروه هنرهای معاصر بغداد عضویت در گروه هنرمندان عراق نایب رئیس اتحادیه نویسندگان فلسطینی در عراق عضویت در اتحادیه ادیبان عراق شرکت در همایشهای بسیاری در قاهره و امریکا 
جایزه فرهنگی اروپا در سال 1983 جایزه سلطان العویس در زمینه نقد ادبی در سال 1990 مدال قدس برای آثار ادبی در سال 1990 جایزه دانشگاه کلمبیا در سال 1991 جایزه ریاست جمهوری عراق در داستان نویسی  در سال 1991 مدال درجه یک لیاقت از تونس در سال 1991 
جبرا ابراهیم جبرا در سال 1994 در عراق درگذشت. بعد از درگذشت جبرا، در سال 1996 آخرین مجموعه شعر وی با نام "متوالیات شعریه" منتشر شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۱:۰۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۱:۰۴

اسناد و مراجع