توماس آکویناس (Thomas Aquinas) که نام صحیحش "توماس آکوئینی" است، اواخر سال 1224 یا اوایل سال 1225 میلادی در قلعه "روکاسکا" در منطقه "اکینیو" در نزدیکی شهر "ناپل"، در جنوب ایتالیا در خانواده ای اشرافی به متولد شد. وی کوچکترین پسر کنت لاندولف آکوئینو بود و در رگ هایش خونی مرکب از دو نژاد رومی  و آلمانی در جریان بود.اگر بخواهیم بر اساس لقبش که "گاو نر زبان بسته"، است حکم کنیم باید بگوییم که او نسبتا فربه بوده است. "ویل دورانت" می ‌گوید: دوستانش وی را "گاو بزرگ زبان بسته سیسیل" لقب داده بودند.آکویناس در پنج سالگی به صومعه "سنت بندیکت" در "مونته کاسینو" داخل شد؛ در حالیکه کشیش خانوادگی او امید بسیار داشت، که  توماس  نیز روزی کشیش شود. با این وصف، توماس در سال 1244 و در پایان دوران نوجوانی به فرقه "دومینیکیان"، که همچنین به فرقه واعظان معروف بوده و درحال گسترش بودند، روی آورد و تصمیم گرفت که به آنها بپیوندد.اما پدر و مادر توماس با این تصمیم او به‌ شدت مخالف بودند. آن‌ها آرزو داشتند که شاید سرانجام، بزرگ‌ راهب "مونته کاسینو" شود؛ که  یکی از معتبرترین موقعیت‌ها در کلیسای قرون وسطی بود.از این ‌رو برادرانش وی را به مدت یک‌ سال (یا دوسال) در یکی از قصرهای خانوادگی زندانی کردند؛ تا شاید وی را از چنین فکری منصرف سازند؛ امّا  آکویناس به ‌رغم مخالفت شدید خانواده، راه خود را در پیش گرفت و سرانجام به یکی از متفکران برجسته دینی در قرون وسطی تبدیل شد. همچنان‌ که از یکی از معلمانش نقل شده که: «نعره این گاو در سراسر جهان شنیده خواهد شد.»توماس مهمترین فیلسوف فلسفه مسیحی است که در فلسفه بعد از خود تاثیری بسیار زیاد گذاشت. وی در سن 54 سالگی درگذشت. 
توماس در دیر "مونته کاسینو"، به عنوان طلبه به تحصیل پرداخت تا در آینده راهب گردد. در سال 1239 میلادی برای ادامه تحصیلات به دانشگاه "ناپل" رفت و در آنجا فنون یا هنرهای هفتگانه (معماری، هنرهای دستی، هنرهای ترسیمی، ادبیات، موسیقی، ورزش، هنرهای نمایشی) را فرا گرفت. 
در سال 1334 میلادی به فرقه رهبانی- دومینیکی (یک فرقه مذهبی کاتولیک رومی) پیوست. این عمل او با مخالفت شدید خانواده اش مواجه شد. برادرانش برای جلوگیری از پیوستن او به این فرقه حتی یکسال او را زندانی کردند، ولی توماس از عقیده اش برنگشت و پس از آزادی، به این فرقه ملحق شد.دومینیکیان او را به پاریس فرستادند. توماس، در دانشگاه این شهر نزد "آلبرت کبیر" (بزرگترین فیلسوف آلمان در سده‌ های میانه) به تحصیل پرداخت و همراه او در سال 1248 میلادی به دانشگاه تازه تاسیس شده "کلن" رفت. عزیمت به پاریسدر سال 1252 میلادی، "آلبرت کبیر" با اعلام اینکه مطلب بیشتری نمی تواند به توماس بیاموزد، وی را برای ادامه تحصیلات به "پاریس" فرستاد و توماس در دانشگاه شهر "پاریس" به تحصیل و تدریس پرداخت. در سالهای 1252 تا 1254 میلادی، در رابطه با تفسیر کتاب مقدس، مدتی آموزش دید و طی سالهای 1256 ـ 1254 میلادی، کتاب "جمل پطروس لو مباردوس" را تفسیر و تدریس کرد. این کتاب در مورد تاریخ اسلام و جنگ جمل می باشد. 
توماس مطالعاتش را در سال 1248 در پاریس و پیش از سفر به "کولونی" آمریکا آغاز کرد و در سال 1252 برای مطالعه الهیّات دوباره به پاریس باز گشت و پس از چهار سال اجازه یافت تا به تدریس الهیات در دانشگاه‌های پاریس، رم، ناپل، ویتربو و بولونیا بپردازد.توماس آکویناس در سال 1256 میلادی با اتمام تحصیلاتش، درجه استادی در الهیات را از دانشگاه پاریس اخذ کرد و یکی از دو کرسی اختصاص داده شده به دومینیکیان را به دست آورده و استاد کلام در دانشگاه پاریس شد. وی پس از سه سال به ایتالیا بازگشت و طی سالهای 1259 تا 1268 میلادی در حوزه های علمیه و دربار "پاپ" به تدریس و تحقیق پرداخت. وی در این سالها ارتباط نزدیکی با دربار پاپ داشت و در سازمان دادن وتدوین دروس مدارس دو مینیکی بسیار کوشید.در سالهای 1268 تا 1272 میلادی در پاریس اقامت گزید و پس از آن به "ناپل" بازگشت.او در دسامبر سال 1273 و پس از بیست سال تدریس، اعلام کرد که دیگر قادر به نوشتن نیست. او(بنا به نقلی) پس از مکاشفه عرفانی ‌ای که برایش رخ داد گفت: «به ‌نظرم  چنین می‌رسد که تمامی  آن‌چه را تاکنون  نوشته‌ام در قیاس با واردی که بر من نازل شد، شبیه پر کاهی است که هیچ ارزشی ندارد.» 
از زمان پارلمانی در قرن 9، کلیسا توجه خاصی به ایجاد مدارسی برای آموزش جوانان کرده بود. علت این امر، رشد روز افزون مسلمانان در زمینه علمی بود که زیر سایه اسلام و عمدتا با برپایی کلاس‌های درس در مساجد صورت گرفته بود و کلیسا نیز با مشاهده این مسئله از همین روش استفاده  کرد. معلمان این مدارس، به بحث از مسائل مختلف پرداختند و نه‌ تنها کتاب‌های قدیم مثل وولگات و اعتقادنامه ‌ها و آثار ارسطو و افلاطون و ... را مطالعه کردند؛ بلکه خود نیز شروع به تصنیف کتب جدید نمودند.  همین‌ که آموزگاری در اثر انتشار نوشته‌ هایش شهرتی حاصل می‌کرد، جوانان مشتاق علم، از هرسو به مدرسه  او روی می‌ آوردند. مولود عقلانی این مدارس در قرون وسطی، یک شیوه علمی بود؛ که به "حکمت مدرسی" مشهور شد. حکمت مدرسی که در سال‌های 1200 تا 1500 به اوج شکوفایی خود رسید، بر توجیه عقلانی اعتقادات و باورهای دینی و ارائه نظامند این اعتقادات تاکید داشت.در بطن "نهضت مدرسی"، نویسندگان بزرگ و معلمان والایی به ظهور رسیدند؛ که سرآمد ایشان توماس اکویناس است. 
توماس در پی آن بود که فلسفه ارسطو را که در نظرش فلسفه ای صحیح بود، طوری تقسیر کند که کاملا با اصول مسیحیت سازگار باشد.وی اعتقاد داشت که بین آنچه فلسفه و عقل به ما می آموزد با آنچه که وحی یا ایمان مسیحی می آموزد، هیچ اختلافی وجود ندارد. مسیحیت و فلسفه صحیح، یک چیز را می گویند؛ با این تفاوت که عقل فقط تا قسمتی از راه را می تواند برود و این وحی الهی است که تمام راه را برایمان روشن می سازد. وظیفه اساسی فلسفه این است که خدمتگزار دین وجوابگوی شبهات باشد. توماس آکویناس با الهام گرفتن از بحث ماده و صورت ارسطوئی گفت:«ماده، وجود بالقوه و صورت، وجود بالفعل است. وقتی صورت ها با ماده جمع می شوند، انواع و اجناس و افراد مستحق می شوند. (و به عبارت دیگر، موجودات به وجود می آیند.) ماده جنبه نقص وجود وصورت جنبه کمال آن است. صورت ها هرچه به ماده نزدیک تر باشند، انواع وافرادشان بیشتر شده و هر چه روبه کمال بروند، از تکثر دور و به وحدت نزدیک تر می شوند. اگر این سیر ادامه یابد، می رسیم به صورت، صورت ها یعنی صورت بی ماده که خداوند است وتغییر در او راه ندارد.» 
- به اعتقاد آکویناس، عالم آفرینش بهترین عوالم ممکن است، زیرا اگر کاملترین عوالم نباشد، می بایست در حکمت الهی نقص وجود داشته باشد و این امکان ندارد. - توماس آکونیاس عقیده داشت صورت موجودات همواره درذهن خداوند موجودند و این صورتهایی که در ذهن خدا هستند، سر چشمه اصلی وجود خارجی موجودات در این جهان هستند؛ یعنی در آغاز، موجودات این جهان، صورتهایی در علم خداوند بوده و سپس در عالم خارج موجود می شوند وافراد و محسوسات را تشکیل می دهند. - وی معتقد بود؛ موجودات عالم طبیعت مراتب دارند. هر مرتبه نسبت به رتبه بالاتر خود ماده و نسبت به مراتب زیرین حکم صورت را دارد. به همین ترتیب، حیات طبیعی انسان نسبت به حیات روحانی او مانند نسبت قوه به فعل است. - او بیان میکند که نفس انسان پیش از ولادت موجود نیست، اما پس از مرگ باقی است. - به اعتقاد او غایت زندگی، سعادت است و تنها با کسب فضایل اخلاقی و در سایه فیض وتفضل الهی می توان به آن رسید. - وی معتقد بود؛ عالم، عالم اختیار و اراده انسان، آزاد است. اما این اراده پایبند اصل نیکی است؛ به عبارت دیگر، اراده انسان بالضروره مایل به نیکی است. البته قوای شهوانی انسان مایل به بدی است و گناهکاری از همین قوا سرچشمه می گیرد. بین این دو، یعنی اراده انسانی و قوای شهوانی همیشه تعارض وجود دارد. 
توماس آکویناس در اواخر سال 1273 میلادی تدریس و تحقیق و تالیف را کنار گذاشت و در سال 1274 میلادی هنگامی که به شهر "لیون" فرانسه، برای شرکت در شورای عام کلیسای کاتولیک، سفر می کرد، در یک دیر در گذشت. 
تأثیر توماس آکویناس بر تاریخ تفکر کلیسای کاتولیک را نباید دست کم گرفت.او با آراء منحصر به‌فرد خود توانست به‌خوبی در کلیسای کاتولیک جا باز کند. نفوذ و درخشندگی او در پیوند میان منطق و دین چنان بود، که در قرن نوزدهم، هنگامی که کلیسای کاتولیک روم، به ‌دنبال پاسخ‌ گویی به منتقدان جدید دین بود، لئوی سیزدهم (وفات1904)، احیای مطالعه آثار او را بهترین و مؤثرترین روشی دانست که الهیّات کاتولیک به‌ وسیله آن می‌تواند از عهده مسائل دنیای جدید برآید.ده ها سال بعد از آکویناس به‌ عنوان یکی از قدیسان کلیسای کاتولیک یاد می شد. 
آکویناس آثار بسیاری به نگارش درآورده است. آثار او شامل تفاسیری بر کتاب مقدس، مقالات فلسفی و الاهیاتی و تفاسیری بر آثار ارسطو می‌شوند؛ اما سه اثر از آثارش از اهمیت زیادی برخوردارند، عبارتند از: - مجموعه‌ ای علیه کفار؛ این کتاب برای پیروان مکتب‌های غیر مسیحی به نگارش در آمده و براساس فلسفه و عقل است و به کتب مقدس هنگامی استناد می ‌کند، که موضوع مورد بحث از پیش توسط عقل اثبات شده باشد. در همین راستا آکویناس خدا و صفات او را اثبات می‌کند و ثابت می ‌کند که هرکس، ارسطو و منطقش را می ‌پذیرد، باید به‌ مسیح ایمان بیاورد؛ زیرا منطق ارسطویی و الهیّات مسیحی به یک خانه دو طبقه شبیه است: فلسفه ارسطویی بنیان و طبقه نخست و الهیّات مسیحی طبقه دوم آن ‌را می ‌سازد. - مدخل الهیات؛ او در این کتاب، الهیّات "آگوستینی" را با مفاهیم و اصطلاحات فلسفه ارسطویی بیان می ‌کند. - کلیاتی در رد مشرکان؛ در این رساله براهین مهمّی در تأیید ایمان مسیحی به‌ سود مبلغانی که در میان یهودیان، مشغول تبلیغ بودند، ارائه شد. - کلیات الهیات؛ در این رساله تحقیقی مبسوط درباره ابعاد مهم الهیات مسیحی ارائه شد. - جامع علم کلام؛ مهمترین اثر آکویناس است. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۲۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۲۴

اسناد و مراجع