توفیق الحکیم، احتمالاً در سال  1316 ش، در خانواده ثروتمندی از اهالی اسکندریه به دنیا آمد. هر چند در منابع دیگر سال تولد او سال 1320 ش نیز ثبت شده است. پدرش وکیل دادگستری و مادرش تُرک نژاد و باسواد بود و تأثیر بسیاری بر شخصیت و آثار او گذاشت. وی بعد از آوردن رتبه متوسط در امتحانات نهایی رشته حقوق برای اخذ دکترای حقوق به پاریس رفت و پس از پایان تحصلاتش به عنوان دادیار عمومی روانه ناحیه دلتای مصر شد. توفیق الحکیم در سال 1333 ش، به عضویت فرهنگستان زبان عربیِ مصر بر گزیده شد. این مقام و گرفتن جایزه دولتی ادبیات در سال 1340 ش، جایگاه او را به عنوان برجسته ترین شخصیت ادبیات مصر تضمین کرد. وی سرانجان در سال 1366 ش درگذشت. 

توفیق الحکیم، احتمالاً در سال  1316 ش، در خانواده ثروتمندی از اهالی اسکندریه به دنیا آمد. هر چند در منابع دیگر سال تولد او سال 1320 ش نیز ثبت شده است. پدرش وکیل دادگستری و مادرش تُرک نژاد و باسواد بود و تأثیر بسیاری بر شخصیت و آثار او گذاشت. وی بعد از آوردن رتبه متوسط در امتحانات نهایی رشته حقوق برای اخذ دکترای حقوق به پاریس رفت و پس از پایان تحصلاتش به عنوان دادیار عمومی روانه ناحیه دلتای مصر شد. توفیق الحکیم در سال 1333 ش، به عضویت فرهنگستان زبان عربیِ مصر بر گزیده شد. این مقام و گرفتن جایزه دولتی ادبیات در سال 1340 ش، جایگاه او را به عنوان برجسته ترین شخصیت ادبیات مصر تضمین کرد. وی سرانجان در سال 1366 ش درگذشت. 


توفیق الحکیم برای تکمیل تحصیلات متوسطه به قاهره رفت و در مدارس گوناگون، از جمله مدرسه "خیریه اسلامی" در دسوق و مدرسه "محمدعلی" در قاهره تحصیل کرد و سپس، مانند بسیاری از هم دوره هایش که اهل ادب بودند، در دانشکده حقوق، که در آن زمان بسیار معتبر بود، ثبت نام کرد و هم زمان به کار نمایش مشغول بود. وی هنوز دانش آموز بود که مجموعه نمایشنامه ای برای گروه نمایشی "برادران عُکاشه" نوشت و برای اجتناب از سرزنش والدین"، اسم مستعار "حسین توفیق" را به کار برد. پس از به دست آوردن رتبه متوسط در امتحانات نهایی رشته حقوق، پدرش او را برای گرفتن دکتری حقوق به پاریس فرستاد. در سال 1307 ش، پدرش او را به مصر فراخواند و در مقام دادیار عمومی، در ناحیه دلتای مصر، مشغول به کار شد. 

توفیق الحکیم برای تکمیل تحصیلات متوسطه به قاهره رفت و در مدارس گوناگون، از جمله مدرسه "خیریه اسلامی" در دسوق و مدرسه "محمدعلی" در قاهره تحصیل کرد و سپس، مانند بسیاری از هم دوره هایش که اهل ادب بودند، در دانشکده حقوق، که در آن زمان بسیار معتبر بود، ثبت نام کرد و هم زمان به کار نمایش مشغول بود. وی هنوز دانش آموز بود که مجموعه نمایشنامه ای برای گروه نمایشی "برادران عُکاشه" نوشت و برای اجتناب از سرزنش والدین"، اسم مستعار "حسین توفیق" را به کار برد. پس از به دست آوردن رتبه متوسط در امتحانات نهایی رشته حقوق، پدرش او را برای گرفتن دکتری حقوق به پاریس فرستاد. در سال 1307 ش، پدرش او را به مصر فراخواند و در مقام دادیار عمومی، در ناحیه دلتای مصر، مشغول به کار شد. 


زندگی توفیق پس از رفتن به پاریس به کلی دگرگون شد و به جای اینکه وقتش را صرف تحصیل کند، به جستجو و مطالعه در فرهنگ و نمایش اروپا، به خصوص فرانسه، پرداخت. از نمایشنامه های "شکسپیـر"، "مترلینک"، "ایبسن" و "پیراندلو" اجراهایی دید و از آنها برای نوشتن نمایشنامه و داستان الهام گرفت. بعضی از آن آثار بعداً تکمیل و منتشر شد. 

زندگی توفیق پس از رفتن به پاریس به کلی دگرگون شد و به جای اینکه وقتش را صرف تحصیل کند، به جستجو و مطالعه در فرهنگ و نمایش اروپا، به خصوص فرانسه، پرداخت. از نمایشنامه های "شکسپیـر"، "مترلینک"، "ایبسن" و "پیراندلو" اجراهایی دید و از آنها برای نوشتن نمایشنامه و داستان الهام گرفت. بعضی از آن آثار بعداً تکمیل و منتشر شد. 


- کار در وزارتخانه های آموزش و پرورش و امور اجتماعی - مدیر تحقیقات وزارت آموزش و پرورش - رئیس کتابخانه ملی، "دارالکتب"، در زمان "طاها حسین" وزیر فرهنگ وقت - عضو دائم سازمان یونسکو به نمایندگی از مصر - عضویت در فرهنگستان زبان عربی مصر - مقاله نویسی در روزنامه "الاهرام" قاهره 
  • کار در وزارتخانه های آموزش و پرورش و امور اجتماعی - مدیر تحقیقات وزارت آموزش و پرورش - رئیس کتابخانه ملی، "دارالکتب"، در زمان "طاها حسین" وزیر فرهنگ وقت - عضو دائم سازمان یونسکو به نمایندگی از مصر - عضویت در فرهنگستان زبان عربی مصر - مقاله نویسی در روزنامه "الاهرام" قاهره 


در سال 1312 ش، دو اثر مهم و مؤثر توفیق الحکیم در تحول رمان نویسی، منتشر شد: "عوده الروح" و نمایشنامه ابتکاری "اهل الکهف" که بر اساس داستان "هفت خفته" اثر "اِفِسوس"، گونه دیگر آن در سوره کهف آمده، نوشته شده است. "طاها حسین"، منتقد بزرگ مصری، نمایشنامه "اهل الکهف" را، به منزله نقطه عطفی در تاریخ ادبیات عربی، ستوده است. به دنبال این دو اثر، داستانها و نمایشنامه های مهم دیگری از وی چاپ شد. انتقادات وارد شده بر آثار نمایشی توفیق الحکیم برداشت توفیق الحکیم از موضوعِ نمایش و توجه وی به ضرورتهای سبک شناختی زبان، به گونه ای بود که آن را دقیقاً در حیطه ادبیات، مطابق سنّت انتقادی قرار می داد. نمایشنامه های وی، اگرچه از نظر ادبی تحسین شدند، اما با دو مشکل عمده مواجه بودند: نداشتن سنّت بومی برای تربیت بازیگر و کارگردان و فراتر از آن، ویژگیهای زبان ادبی عربی که مانع از کاربرد آن در مکالمات روزمره می شود. نخستین واکنش توفیق الحکیم به این مسائل، حاکی از آن است که وی می خواسته نمایشنامه هایش "مَسرَح ذهنی"، ترجمه اصطلاحِ فرانسویِ "تئاتر ایده"، باشند، یعنی، نمایشنامه هایی برای خواندن نه الزاماً برای اجرا. بسط حوزه آثار نمایشی با توجه به اینکه مطبوعات، نمایشنامه های کوتاه درخواست می کردند، قابلیتهای الحکیم در این زمینه به نحو احسن پرورش یافت. وی پس از عضویت در فرهنگستان زبان عربی و اطمینان از جایگاه ممتازش در حیات فرهنگی کشور به سبب جلب تحسین رئیس جمهور، "جمال عبدالناصر"، حوزه آثار نمایشی خود را بسط داد. بعضی از نمایشنامه های او را، که پس از انقلاب 1331 ش نوشته شد، می توان تفسیر ابعاد واقعیات متغیر اجتماعی و سیاسی مصر دانست. نمایشنامه "الایدی الناعِمه" آشکارا حمایت او را از گرایشهای برابری خواهان، در نخستین مراحل روند تغییرات نشان می دهد. کاوش در مسائل زبان نمایش توفیق با نمایشنامه "الصَفْقَه" بیش از پیش به کاوش در مسائل زبانِ نمایش پرداخت. وی در نمایشنامه ای که مشکلات مصر را در دوره اصلاحات ارضی بازگو می کند، سعی داشت به آنچه "زبان سوم" می خواند شکل دهد. این زبان در طیفی بین معیارهای متداول و پذیرفته شده زبان ادبی و محاوره عربی قرار داشته است. توجه خاص او به تأثیر گفتگوهای متن بر تماشاگر، در نمایشنامه بعدی وی، "الورطه"، بارزتر بوده که در باره استاد دانشگاهی است که راهنمایی تحقیقی را در مورد بزهکاری به عهده دارد. 

در سال 1312 ش، دو اثر مهم و مؤثر توفیق الحکیم در تحول رمان نویسی، منتشر شد: "عوده الروح" و نمایشنامه ابتکاری "اهل الکهف" که بر اساس داستان "هفت خفته" اثر "اِفِسوس"، گونه دیگر آن در سوره کهف آمده، نوشته شده است. "طاها حسین"، منتقد بزرگ مصری، نمایشنامه "اهل الکهف" را، به منزله نقطه عطفی در تاریخ ادبیات عربی، ستوده است. به دنبال این دو اثر، داستانها و نمایشنامه های مهم دیگری از وی چاپ شد. انتقادات وارد شده بر آثار نمایشی توفیق الحکیم برداشت توفیق الحکیم از موضوعِ نمایش و توجه وی به ضرورتهای سبک شناختی زبان، به گونه ای بود که آن را دقیقاً در حیطه ادبیات، مطابق سنّت انتقادی قرار می داد. نمایشنامه های وی، اگرچه از نظر ادبی تحسین شدند، اما با دو مشکل عمده مواجه بودند: نداشتن سنّت بومی برای تربیت بازیگر و کارگردان و فراتر از آن، ویژگیهای زبان ادبی عربی که مانع از کاربرد آن در مکالمات روزمره می شود. نخستین واکنش توفیق الحکیم به این مسائل، حاکی از آن است که وی می خواسته نمایشنامه هایش "مَسرَح ذهنی"، ترجمه اصطلاحِ فرانسویِ "تئاتر ایده"، باشند، یعنی، نمایشنامه هایی برای خواندن نه الزاماً برای اجرا. بسط حوزه آثار نمایشی با توجه به اینکه مطبوعات، نمایشنامه های کوتاه درخواست می کردند، قابلیتهای الحکیم در این زمینه به نحو احسن پرورش یافت. وی پس از عضویت در فرهنگستان زبان عربی و اطمینان از جایگاه ممتازش در حیات فرهنگی کشور به سبب جلب تحسین رئیس جمهور، "جمال عبدالناصر"، حوزه آثار نمایشی خود را بسط داد. بعضی از نمایشنامه های او را، که پس از انقلاب 1331 ش نوشته شد، می توان تفسیر ابعاد واقعیات متغیر اجتماعی و سیاسی مصر دانست. نمایشنامه "الایدی الناعِمه" آشکارا حمایت او را از گرایشهای برابری خواهان، در نخستین مراحل روند تغییرات نشان می دهد. کاوش در مسائل زبان نمایش توفیق با نمایشنامه "الصَفْقَه" بیش از پیش به کاوش در مسائل زبانِ نمایش پرداخت. وی در نمایشنامه ای که مشکلات مصر را در دوره اصلاحات ارضی بازگو می کند، سعی داشت به آنچه "زبان سوم" می خواند شکل دهد. این زبان در طیفی بین معیارهای متداول و پذیرفته شده زبان ادبی و محاوره عربی قرار داشته است. توجه خاص او به تأثیر گفتگوهای متن بر تماشاگر، در نمایشنامه بعدی وی، "الورطه"، بارزتر بوده که در باره استاد دانشگاهی است که راهنمایی تحقیقی را در مورد بزهکاری به عهده دارد. 


نقش الحکیم، به منزله سیاستمداری فرهنگی، در آثاری که در اَشکال دیگر نوشته، نمایان است. وی در باره مسائل تئاتر آثاری نوشته و دو زندگینامه خودنوشت منتشر کرده است: "سجن العمر" درباره اوایل زندگیش، و "زَهره العُمْر" مجموعه نامه هایش به یک دوست، که در باره سالهای بعدی زندگی اوست. انبوه آثار او در ادبیات نمایشی و رمان نویسی نمونه بارزی از کشمکشها و دشواریهایی است که نویسندگان در مراحل اولیه روند طولانی گسترش همه جانبه در ادبیات معاصر عربی، با آن روبرو بوده اند. بدون شک آثار مهم این نویسنده در هر دو گونه ادبی ماندگار بوده است. 

نقش الحکیم، به منزله سیاستمداری فرهنگی، در آثاری که در اَشکال دیگر نوشته، نمایان است. وی در باره مسائل تئاتر آثاری نوشته و دو زندگینامه خودنوشت منتشر کرده است: "سجن العمر" درباره اوایل زندگیش، و "زَهره العُمْر" مجموعه نامه هایش به یک دوست، که در باره سالهای بعدی زندگی اوست. انبوه آثار او در ادبیات نمایشی و رمان نویسی نمونه بارزی از کشمکشها و دشواریهایی است که نویسندگان در مراحل اولیه روند طولانی گسترش همه جانبه در ادبیات معاصر عربی، با آن روبرو بوده اند. بدون شک آثار مهم این نویسنده در هر دو گونه ادبی ماندگار بوده است. 


توفیق، بر ادبیات داستانی تأثیر فراوانی گذارد و در تمام زندگیش در تعیین سیاستهای فرهنگی کشورش مشارکت جدّی داشت. آثار وی چند گونه اند: آثار پژوهشی، از جمله: - من البُرج العاجی - تحت المصباح الاخضر - سلطان الظلام - حِماری قال لی ... - تحت شمس الفکر - فنّ الادب داستانهای کوتاه داستانهای کوتاه، که محور آنها تقابل آرمان گرایی و واقع گرایی بوده و در نظر نویسنده همواره واقع گرایی پیروز است: - راقصه المعبد - عهدالشیطان - شجره الحکم - تاریخ حیاه معده - قصص توفیق الحکیم، مجموعه اول و دوم داستانهای بلند با انگیزه های ملی و اصلاحی و اجتماعی مانند: - عوده الروح - عُصفُورٌ مِنَ الشرق - یومیّات نائب فی الاریاف - حمارالحکیم - الرّباط المقدّس نمایشنامه ها - محمد(تاریخی) - مسرحیّات الحکیم (اجتماعی و سیاسی) - مسرح المجتمع (اجتماعی و سیاسی) - المسرح المنَّوع (اجتماعی و سیاسی) - اهل الکهف (اساطیری) - شهرزاد (اساطیری) - سلیمان الحکیم (اساطیری) - الملک اودیب (اساطیری) - پیگمالیون - السلطان الحائر - عوده الوَعی - طالع الشجره از دیگر آثار توفیق الحکیم عبارتند از: - مختار تفسیر القرطبی الجامع لاحکام القران که تلخیصی از تفسیر قُرطُبی است. - نشید الانشاد - اهل الفنّ، القصر المسحور با همکاری "طه حسین" - و مقالاتی که در مطبوعات چاپ شده است. 

توفیق، بر ادبیات داستانی تأثیر فراوانی گذارد و در تمام زندگیش در تعیین سیاستهای فرهنگی کشورش مشارکت جدّی داشت. آثار وی چند گونه اند: آثار پژوهشی، از جمله: - من البُرج العاجی - تحت المصباح الاخضر - سلطان الظلام - حِماری قال لی ... - تحت شمس الفکر - فنّ الادب داستانهای کوتاه داستانهای کوتاه، که محور آنها تقابل آرمان گرایی و واقع گرایی بوده و در نظر نویسنده همواره واقع گرایی پیروز است: - راقصه المعبد - عهدالشیطان - شجره الحکم - تاریخ حیاه معده - قصص توفیق الحکیم، مجموعه اول و دوم داستانهای بلند با انگیزه های ملی و اصلاحی و اجتماعی مانند: - عوده الروح - عُصفُورٌ مِنَ الشرق - یومیّات نائب فی الاریاف - حمارالحکیم - الرّباط المقدّس نمایشنامه ها - محمد(تاریخی) - مسرحیّات الحکیم (اجتماعی و سیاسی) - مسرح المجتمع (اجتماعی و سیاسی) - المسرح المنَّوع (اجتماعی و سیاسی) - اهل الکهف (اساطیری) - شهرزاد (اساطیری) - سلیمان الحکیم (اساطیری) - الملک اودیب (اساطیری) - پیگمالیون - السلطان الحائر - عوده الوَعی - طالع الشجره از دیگر آثار توفیق الحکیم عبارتند از: - مختار تفسیر القرطبی الجامع لاحکام القران که تلخیصی از تفسیر قُرطُبی است. - نشید الانشاد - اهل الفنّ، القصر المسحور با همکاری "طه حسین" - و مقالاتی که در مطبوعات چاپ شده است. 


برخورداری از جنبه های واقع گرا و انسانی نمایشنامه ها و داستانهای توفیق، دارای دو جنبه واقع گرا و انسانی است. جنبه واقع گرای آن در حقیقت به صبغه های ذاتی و قومی پرداخته و از استواری و قدرت برخوردار است، اما در بخش انسانیِ آثارش نویسنده سخت از ادبیات و فلسفه غربی متأثر بوده و می کوشد تا آثارش را به صورتی جهان شمول عرضه کند. وارد کردن مفهوم تراژدی یونان باستان در فرهنگ عربی - اسلامی توفیق مفهوم تراژدی یونان باستان را، که جدالِ انسان با نیروهای فرا انسانی است، در فرهنگ عربی ـ اسلامی وارد کرد. وی اصولاً از عناصر اسطوره ای در آثارش، بسیار بهره برده است. او داستانهای دینی را نیز با رمز اسطوره ای نگریسته و از آنها به دلخواه استفاده کرده است. او در داستان "عوده الروح" از افکار دینی مصریان باستان متأثر است. نگرش بدبینانه نسبت به زن یکی از ویژگیهای آثار توفیق، توجه به زن است. نگرش توفیق به زنان عرب، به ویژه زنان مصری، بدبینانه بوده است. او زن اروپایی را به سبب نقش اجتماعی اش بر زن عرب ترجیح می دهد و زنان عرب را عقب مانده می داند. موضوع برخی از نمایشنامه ها و داستانهای وی، از جمله "رباط مقدس"، "بازگشت روح"، "صندوق"، خیانت زنان است. شمار زیادی از نمایشنامه ها و داستانهای توفیق الحکیم به زبانهای اروپایی برگردانده شده است. 

برخورداری از جنبه های واقع گرا و انسانی نمایشنامه ها و داستانهای توفیق، دارای دو جنبه واقع گرا و انسانی است. جنبه واقع گرای آن در حقیقت به صبغه های ذاتی و قومی پرداخته و از استواری و قدرت برخوردار است، اما در بخش انسانیِ آثارش نویسنده سخت از ادبیات و فلسفه غربی متأثر بوده و می کوشد تا آثارش را به صورتی جهان شمول عرضه کند. وارد کردن مفهوم تراژدی یونان باستان در فرهنگ عربی - اسلامی توفیق مفهوم تراژدی یونان باستان را، که جدالِ انسان با نیروهای فرا انسانی است، در فرهنگ عربی ـ اسلامی وارد کرد. وی اصولاً از عناصر اسطوره ای در آثارش، بسیار بهره برده است. او داستانهای دینی را نیز با رمز اسطوره ای نگریسته و از آنها به دلخواه استفاده کرده است. او در داستان "عوده الروح" از افکار دینی مصریان باستان متأثر است. نگرش بدبینانه نسبت به زن یکی از ویژگیهای آثار توفیق، توجه به زن است. نگرش توفیق به زنان عرب، به ویژه زنان مصری، بدبینانه بوده است. او زن اروپایی را به سبب نقش اجتماعی اش بر زن عرب ترجیح می دهد و زنان عرب را عقب مانده می داند. موضوع برخی از نمایشنامه ها و داستانهای وی، از جمله "رباط مقدس"، "بازگشت روح"، "صندوق"، خیانت زنان است. شمار زیادی از نمایشنامه ها و داستانهای توفیق الحکیم به زبانهای اروپایی برگردانده شده است. 


مسرح المجتمع و المسرح المنَّوع الحکیم در دهه 1320 ش، مجموعه نمایشنامه های کوتاه یک پرده ای نوشت که ابتدا در روزنامه ها و مجلات چاپ می شدند و بعد به صورت دو مجموعه منتشر شدند: - مَسرَح المُجتَمَع، "اُغنیه المَوت" از این مجموعه، تجسم بی نظیری از دهکده ای درگیر نزاعی خونین واقع در مصر علیا و نمونه ممتازی از تسلط الحکیم در ایجاد کشمکش نمایشی است. - المَسرَح المُنَوَّع عوده الوَعی توفیق در دوره ریاست جمهوری "انورسادات"، با جزوه ای که بعداً کتاب شد، یعنی "عوده الوَعی" درسال 1353 ش، بلوایی ایجاد کرد. وی در آن عقایدش را در باره انقلاب مصر در دوره "سلف سادات"، "جمال عبدالناصر"، بیان کرد. در این اثر نشان داده شده، توفیق معمولاً در درگیریهای اجتماعی کشورش دخالت داشته و اعتبار وسیع او به مثابه یکی از برجسته ترین اندیشمندان جهان عرب، سبب شده است تا همواره عده ای مشتاق نظریاتش باشند. السلطان الحائر "السلطان الحائر" نمایشنامه ای است در باره مسائلی که به آزادی یکی از سلطانهای مملوک مرتبط است. این اثر را می توان سؤال و جواب ظریف و هوشیارانه ای در باره ماهیت قانون و حکومت عادلانه در گذشته و حال دانست. در حالی که این آثار و بسیاری نمایشنامه های دیگر، با گنجینه ای از مضامین برجسته فلسفی و تاریخی در قالب نمایشنامه، سنّت ادبی عربی را تداوم می بخشیدند، الحکیم در تدارک نمایشنامه های تجربیتر و خلاقانه تر بود. طالع الشجره طالع الشجره نیز اثری بدیع در زمینه تئاتر پوچی است. گرچه عجیب و طنزآمیز به نظر می رسد، این نمایشنامه ظاهراً یکی از موفقترین متون نمایشی الحکیم بوده است. در این نمایش، دیگر جستجوی مستمر او برای حل مشکلات زبان مطرح نیست. در قلمرو پوچ گرایی، زبان ادبی است که وسیله ای عالی برای انتقال مفهوم وهم فراهم می کند. عوده الروح این اثر کشمکش خانواده ای از اهالی قاهره را از دید جوانی به نام "محسن" شرح می دهد که خانواده اش او را به پایتخت فرستادند تا با بستگانش زندگی کند. وقایع داستان همزمان با ناآرامیهای سیاسی و اجتماعی سال 1298 ش روی می دهد و در آن موضوع فراعنه، که بعدها پرطرفدار شد، مطرح و از تداوم تاریخ مصر تجلیل شده است. این اثر چندان مفصّل نیست، اما تأثیری را که با حس نمایشی الحکیم همراه است و وی را قادر به خلق فضای زنده و اصیل خانوادگی می سازد، نمی توان انکار کرد. عُصفُورٌ مِنَ الشرق در این اثر همان شخصیت "محسن" در "عوده الروح" به فرانسه سفر می کند. مواجهه و تقابل فرهنگها در این اثر با نمادگرایی بسیار شدید توأم بوده و سبب شده که این اثر از نخستین تجربه های رمان نویسی در مضمونی باشد که در بیشتر توصیفات نویسندگان نسلِ بعد می یابیم (یافت شود). یومیات نائب فی الاریاف الحکیم با این اثر اگرچه یکی از شاهکارهای ادبی عربی را خلق کرد، اما دریافت که در مقام دادیار عمومی مجبور است قوانینی را اجرا کند که بکلی با وضع دهقانان بیگانه است، جماعتی که به شدت به باورها و رسوم دیرینه پایبندند. نتیجه آن شاهکاری می شود پر از شخصیتها و ماجراها و شرحهایی که با طنزی جذاب همراه است. اهل الکهف آنچه توفیق را در نظر غربیان نویسنده ای صاحب سبک و پیشرو و نام آور کرده است، نمایشنامه اهل الکهف است. او با آگاهی دقیق از اصول نمایش یونان باستان و اروپا به نوعی جامعه شناسی دست یافت که در آثارش بخوبی مشهود است. وی در این نمایشنامه با الهام گرفتن از قرآن کریم و اخبار اسلامی و مسیحی، قصه اصحاب کهف را بازآفرینی کرده و در این بازآفرینی، به غلبه زمان بر انسان پرداخته و سرانجام آدمی را تسلیم عنصر پیچیده زمان دانسته است. 

مسرح المجتمع و المسرح المنَّوع الحکیم در دهه 1320 ش، مجموعه نمایشنامه های کوتاه یک پرده ای نوشت که ابتدا در روزنامه ها و مجلات چاپ می شدند و بعد به صورت دو مجموعه منتشر شدند: - مَسرَح المُجتَمَع، "اُغنیه المَوت" از این مجموعه، تجسم بی نظیری از دهکده ای درگیر نزاعی خونین واقع در مصر علیا و نمونه ممتازی از تسلط الحکیم در ایجاد کشمکش نمایشی است. - المَسرَح المُنَوَّع عوده الوَعی توفیق در دوره ریاست جمهوری "انورسادات"، با جزوه ای که بعداً کتاب شد، یعنی "عوده الوَعی" درسال 1353 ش، بلوایی ایجاد کرد. وی در آن عقایدش را در باره انقلاب مصر در دوره "سلف سادات"، "جمال عبدالناصر"، بیان کرد. در این اثر نشان داده شده، توفیق معمولاً در درگیریهای اجتماعی کشورش دخالت داشته و اعتبار وسیع او به مثابه یکی از برجسته ترین اندیشمندان جهان عرب، سبب شده است تا همواره عده ای مشتاق نظریاتش باشند. السلطان الحائر "السلطان الحائر" نمایشنامه ای است در باره مسائلی که به آزادی یکی از سلطانهای مملوک مرتبط است. این اثر را می توان سؤال و جواب ظریف و هوشیارانه ای در باره ماهیت قانون و حکومت عادلانه در گذشته و حال دانست. در حالی که این آثار و بسیاری نمایشنامه های دیگر، با گنجینه ای از مضامین برجسته فلسفی و تاریخی در قالب نمایشنامه، سنّت ادبی عربی را تداوم می بخشیدند، الحکیم در تدارک نمایشنامه های تجربیتر و خلاقانه تر بود. طالع الشجره طالع الشجره نیز اثری بدیع در زمینه تئاتر پوچی است. گرچه عجیب و طنزآمیز به نظر می رسد، این نمایشنامه ظاهراً یکی از موفقترین متون نمایشی الحکیم بوده است. در این نمایش، دیگر جستجوی مستمر او برای حل مشکلات زبان مطرح نیست. در قلمرو پوچ گرایی، زبان ادبی است که وسیله ای عالی برای انتقال مفهوم وهم فراهم می کند. عوده الروح این اثر کشمکش خانواده ای از اهالی قاهره را از دید جوانی به نام "محسن" شرح می دهد که خانواده اش او را به پایتخت فرستادند تا با بستگانش زندگی کند. وقایع داستان همزمان با ناآرامیهای سیاسی و اجتماعی سال 1298 ش روی می دهد و در آن موضوع فراعنه، که بعدها پرطرفدار شد، مطرح و از تداوم تاریخ مصر تجلیل شده است. این اثر چندان مفصّل نیست، اما تأثیری را که با حس نمایشی الحکیم همراه است و وی را قادر به خلق فضای زنده و اصیل خانوادگی می سازد، نمی توان انکار کرد. عُصفُورٌ مِنَ الشرق در این اثر همان شخصیت "محسن" در "عوده الروح" به فرانسه سفر می کند. مواجهه و تقابل فرهنگها در این اثر با نمادگرایی بسیار شدید توأم بوده و سبب شده که این اثر از نخستین تجربه های رمان نویسی در مضمونی باشد که در بیشتر توصیفات نویسندگان نسلِ بعد می یابیم (یافت شود). یومیات نائب فی الاریاف الحکیم با این اثر اگرچه یکی از شاهکارهای ادبی عربی را خلق کرد، اما دریافت که در مقام دادیار عمومی مجبور است قوانینی را اجرا کند که بکلی با وضع دهقانان بیگانه است، جماعتی که به شدت به باورها و رسوم دیرینه پایبندند. نتیجه آن شاهکاری می شود پر از شخصیتها و ماجراها و شرحهایی که با طنزی جذاب همراه است. اهل الکهف آنچه توفیق را در نظر غربیان نویسنده ای صاحب سبک و پیشرو و نام آور کرده است، نمایشنامه اهل الکهف است. او با آگاهی دقیق از اصول نمایش یونان باستان و اروپا به نوعی جامعه شناسی دست یافت که در آثارش بخوبی مشهود است. وی در این نمایشنامه با الهام گرفتن از قرآن کریم و اخبار اسلامی و مسیحی، قصه اصحاب کهف را بازآفرینی کرده و در این بازآفرینی، به غلبه زمان بر انسان پرداخته و سرانجام آدمی را تسلیم عنصر پیچیده زمان دانسته است. 


توفیق الحکیم در سال 1366 ش برابر با 1987 در قاهره درگذشت. 

توفیق الحکیم در سال 1366 ش برابر با 1987 در قاهره درگذشت. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۱۷:۱۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۶:۳۶

توفیق الحکیم

خلاصه زندگی نامه

 توفیق الحکیم، نویسنده معاصر مصری و شاخصترین نویسنده ای که نمایشنامه نویسی جدید عربی را به عنوان یک نوع ادبی، شکل و گسترش داد. وی تأثیر عمده ای بر حیات فرهنگی کشورش و به طور کلی دنیای عرب زبان گذاشت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع