تالکوت پارسونز (Talcott Parsons) در سال 1902 در شهر "کلرادو اسپرینگز" واقع در ایالت کلرادوی آمریکا در خانواده ای مذهبی و روشنفکر متولد و پرورش یافت. پدرش یک کشیش، استاد و رئیس یک کالج کوچک بود. پارسونز از 1920 تا 1924 در کالج "امهرست" به تحصیل زیست شناسی و فلسفه پرداخت. در سومین سال تحصیل در این کالج، به علوم اجتماعی علاقه مند شد و تصمیم گرفت در رشته جامعه شناسی به ادامه تحصیل بپردازد. پارسونز اصلاح طلبی اجتماعی پدرش را در این گرایش بی تأثیر نمی دانست. تحت تأثیر فضای خانواده به مطالعات اقتصادی و ارتباط آن با ساختارهای اجتماعی پرداخت. پارسونز لیسانس خود را در سال 1924 از کالج "امهرست" گرفت و برای تحصیلات فوق لیسانس راهی انگلستان شد و در مدرسه اقتصاد لندن ادامه تحصیل داد. سپس وی  به آلمان رفت و تحت تأثیر آثار ماکس وبر قرار گرفت. رساله دکترای وی به مطالعه نهادهای اقتصادی در آثار "وبر"، "مارکس" و "سمبارت" معطوف گشت. پارسونز از سال 1927 با سمت مربی در دانشگاه هاروارد مشغول کار شد و تا پایان حیاتش در این دانشگاه به تدریس ادامه داد.   پارسونز برای عناصر فرهنگی و اجتماعی در شکل گیری سیاست و اقتصاد نقش عمده ای قائل بود و در ترویج مکتب "کار کردگرایی ساختی" تلاش بسیاری کرد. اوج شکوفایی پارسونز مربوط به طراحی الگویی موسوم به آجیل (AGIL Framework) یا پارادایم چهار کارکردی (Four-Function Paradigm) بود که بر مبنای متغیرهای الگویی کنش (Pattern Variable of Action) وی قرار داشت. پارسونز سرانجام در سال 1979 درگذشت. 
پارسونز از سال 1920 تا 1924 در کالج امهرست به تحصیل زیست شناسی و فلسفه پرداخت. در سومین سال تحصیل در این کالج، به علوم اجتماعی علاقه مند شد و تصمیم گرفت تحصیلات عالی اش را در جامعه شناسی ادامه دهد. پارسونز مدرک لیسانس خود را در سال 1924 از امهرست کالج گرفت و برای تحصیلات فوق لیسانس راهی انگلستان شد و در مدرسه اقتصاد لندن ادامه تحصیل داد. وی  یک سال بعد به "هایدلبرگ" آلمان رفت. 
پارسونز در 1927 به سمت مربی در دانشگاه هاروارد مشغول کار شد و هرچند که بارها گروه آموزشی اش را تغییر داد، اما تا مرگش در سال 1979 همچنان در این دانشگاه باقی ماند. در این دوره پیشرفت حرفه ای او چندان سریع نبود و تا سال 1939 سمت آموزشی رسمی به دست نیاورد. دو سال پیش از این تاریخ کتاب ساختار کنش اجتماعی را منتشر کرد که طی آن نه تنها نظریه پردازان برجسته جامعه شناسی همچون  "وبر" را به بسیاری از جامعه شناسان آمریکا معرفی کرد، بلکه زمینه ای را برای نظریه تحول نیافته خودش نیز فراهم ساخت. بنیان گذاری گروه آموزش روابط اجتماعی پارسونز در 1944 مدير گروه آموزشی جامعه شناسی هاروارد شد و منشأ تغييرات اساسی و تجديد سازمان آموزش علوم اجتماعی گرديد. در آنجا موفق شد گروه آموزشی روابط اجتماعی را تأسيس کند که هدف آن وحدت بخشيدن به آموزش علوم انسانی در يک ساختار چندرشته ای بود. وی در سال 1949 رئیس انجمن جامعه شناسی امریکا شد.در دهه های 1950 و 1960 پارسونز پس از انتشار کتابهایی چون نظام اجتماعی(1951) شخصیت مسلط بر جامعه شناسی آمریکا گشت. 
منابع فکری عمده که بر پارسونز تأثیر نهاده و دامنه نظری آثار او را گسترش بخشیدند عبارت ‌اند از: -نظریه روان‌ کاوی فروید و نقش آن در نظریه درونی‌ کردن هنجارها و ارزش‌ های فرهنگی و اجتماعی -آثار تالمن، روان شناسی که در تبیین رفتار هدفمند سهم داشت - آثار جامعه شناسان و انسان شناسان بزرگ کارکردگرا و پیرو کارکردگرایی ساختاری همچون دورکیم، رادکلیف براون، مالینوفسکی و کروب. -فایده گرایان و اقتصاددانان کلاسیک و اخذ نظریه کنش از آنان -مکتب فکری آلمان و نظریه پردازانی همچون وبر، پاره‌ تو و مارشال  
دیدگاه ساختی کارکردی پارسونز نقش مهم و مسلطی در جامعه شناسی دارد که پارسونز معروف ترین پایه گذار آن محسوب می شود. در این دیدگاه بر ضرورت های کارکردی و نیازهای یک نظام اجتماعی تأکید می شود. تعریف کارکرد گرایی ساختاری نظریه کارکرد گرایی ساختاری(ساختی) یکی از عمده ‌ترین نظریه‌ ها پس از شکل‌ گیری جامعه‌ شناسی است. این نظریه تمایز دهنده دوره کلاسیک جامعه ‌شناسی با دوره مدرن است . کارکردگرایی ساختاری از رهیافتی بهره می ‌برد که جامعه را شامل نظامی از اجزا مختلف به هم پیوسته‌ می ‌داند که ساختارهای گوناگون را شکل می ‌دهند و هر کدام کارکردی خاص در کل نظام دارند. کارکردگرایی ساختاری پارسونز نظام اجتماعی گرایش به انجام وظایفی برای بقای نظام دارد که ساخت های اجتماعی وظیفه پاسخ دادن به این نیازها را دارند. پارسونز حیات اجتماعی را نوع خاصی از یک موجود زنده می ‌داند. فکر زندگی اجتماعی به‌ مثابه یک نظام (شبکه ای از اجزای مختلف) بخش ساختاری نظریه وی و تشبیه به یک نظام زیست شناختی، بخش کارکردگرا را تبیین می کند. از این رو کارکردگرایی ساختاری عنوانی است که پارسونز به‌کار خود می‌دهد. پارسونز معتقد است کارکرد، مجموعه فعالیتهایی است که در جهت برآوردن یک نیاز یا نیازهای نظام انجام می ‌گیرد. وی با این تعریف معتقد است 4 تکلیف برای همه نظامها ضرورت دارد: 1. تطبیق (Adaptation)؛ هر نظامی باید خودش را با موقعیتی که در آن قرار گرفته تطبیق دهد. 2. دستیابی به هدف (Goal Attainment)؛ یک نظام باید هدفهای اصلی‌اش را تعیین کند و به آنها دست یابد. 3. یکپارچگی و انسجام (Integration)؛ هر نظامی باید روابط متقابل میان اجزایش را تنظیم کرده و به رابطه میان چهار تکلیف کارکردی‌اش نیز انسجام ببخشد. 4. پایداری (Latency)؛ هر نظامی باید انگیزش‌های  افراد و الگوهای فرهنگی آفریننده و نگهدارنده این انگیزشها را ایجاد، نگهداری و تجدید کند. 
پارسونز نظریه کنش اجتماعی خود را با طرح مفهوم "واحد کنش" که به تعبیر وی مفهومی بیولوژیکی – جامعه شناختی است آغاز کرده و آن را واحد اساسی مطالعات خود قرار داده است. همانطور که ذرات به مثابه مطالعه سیستم های مکانیکی، به معنای کلاسیک آن با ملاک هایی چون خواص، جرم، سرعت، موقعیت فضایی و جهت حرکت خود تعریف می شوند، واحدهای سیستم کنش نیز از ویژگی های بنیادی خاص خود بر خوردارند که بدون در نظر گرفتن آن ها درک موجودیت آن واحد ناممکن خواهد بود. پارسونز می کوشید تا نظریه کنش را از رفتار گرایی جدا سازد، نظریه ای مانند رفتار گرایی که انسانها را بدون توجه به جنبه ذهنیشان در نظر می گیرد نمی تواند نظریه کنش قلمداد شود. پارسونز در تشریح منظور خود از مفهوم کنش ملاک هایی را برای آن ذکر کرده است که به شرح زیرند: 1. کنش مستلزم وجود یک عامل یعنی یک "کنشگر" است. 2. کنش بنابر تعریف مستلزم داشتن هدف است. 3. کنش باید در وضعیتی آغاز شود که سیر امور در آن از یک یا چند جنبه مهم، از وضعیت امور در مقصد کنش، یعنی هدف، متفاوت باشد. 4. بسته به گزینه هایی که موقعیت فراهم می کند، راههای بدیلی به سوی هدف وجود خواهد داشت. در مواردی که گزینه های جانشین وجود نداشته باشد، جهت گیری هنجاری برای کنش وجود خواهد داشت. 
پارسونز بیش از نظریه پردازان قرن نوزدهم تلاش کرد تا روابط میان فرهنگ، شخصیت و ساختار اجتماعی را با ارائه الگوهای تجریدی و دارای قابلیت کاربرد عام به ‌شکلی نظام مند در قالب نظریه بیان کند. وی با تأکید بر لزوم ایجاد یک نظریه عمومی و منظم برای روابط انسانی، توسعه یک نظریه انتزاعی را زمینه اصلی شکوفایی علم و موجب تسهیل نظریات تجربی قلمداد می کرد. پارسونز تحت تأثیر "وبر" و تا حدی "توماس"، کنش اجتماعی را به‌ عنوان موضوع اصلی جامعه شناسی خویش معرفی کرده و نظریه پیچیده ای را درباره آن عرضه می کند. کنش از دیدگاه پارسونز پارسونز معتقد است که تمام نظریات، در حال حرکت به سمت نوعی نظریه اراده گرایانه کنش هستند که در آن انسان ها انتخاب کننده و تصمیم گیرنده در مورد اهداف گوناگون و وسایل مختلف برای رسیدن به آن‌ ها هستند. کنش بنیادی از یک کنش گر، وسایل، اهداف و محیطی ساخته می شود که شامل موضوعات مادی و اجتماعی و هنجارها و ارزش هاست. پارسونز اندیشه کنش را به مفهوم نظام اجتماعی بسط می دهد. نظام اجتماعی حول هنجارها و ارزش هایی ساخته می شود که بخشی از محیط کنش گران را تشکیل می دهد. از نظر پارسونز، کنش نوعی از رفتار است که جنبه آگاهانه دارد. وی از میان کنش ها، کنش متقابل اجتماعی را مورد توجه قرار می دهد و فرد را در مرکز این نظریه قرار می دهد. پارسونز معانی مختلفی از نظام اجتماعی دارد. در یک جا آن را شبکه روابطی می داند که عاملین را دربر می گیرد و در جای دیگر تجمع افراد را در کنش متقابل می­داند. نظام کنش در نظریه سیستم ها پارسونز در کتاب "ساختار کنش اجتماعی" نظریه ای با عنوان نظریه سیستم ها دارد. وی در این نظریه نظام کنش را متشکل از چهار جزء می داند که عبارت‌ا‌‌ند از: نظام فرهنگی، نظام اجتماعی، نظام روانی و نظام زیستی. پارسونز برای این خرده‌سیستم­ها الگویی با عنوان آجیل AGIL معرفی می کند که برای حفظ و بقای یک سیستم اجتماعی لازمند و به کارکردهای هر سیستم در جهت بقای جامعه اشاره دارند. الگوی آجیل در  الگوی آجیل  که برای تعریف خرده سیستم های تشکیل دهنده نظام کنش از آن استفاده می شود هر نظامی در هر سطحی برای اینکه بقا پیدا کند باید چهار نیاز یا پیش نیاز را برآورده کند که پارسونز آن را پیش شرط‌ های کارکردی می نامد. این پیش شرط‌ ها عبارت ‌اند از: -انطباق پذیری (Adaptation)؛ هر نظامی باید با محیط خود انطباق پیدا کند. - دست یابی به هدف (Goal Attainment)؛ هر نظامی باید وسایلی برای بسیج منابع خود داشته باشد تا بتواند به هدف های خود دست یابد و رضایت حاصل کند. -یکپارچگی (Integration)؛ هر نظامی باید هماهنگی درونی اجزای خود را حفظ کند و شیوه­های برخورد با انحراف را به ‌وجود آورد؛ به‌عبارت دیگر باید خود را منسجم نگه دارد. -حفظ انگاره (Latent Pattern Maintenance)؛ هر نظامی باید تا حد ممکن خود را در حالت تعادل نگه دارد. هر یک از این کارکردها مربوط به یکی از نظام های اجتماعی است. سازگاری و انطباق با جهان مادی کارکرد نظام اقتصادی، تحقق اهداف در نظام اجتماعی کارکرد نظام سیاسی، یکپارچگی و حفظ نظم مرتبط با نظام حقوقی و قانونی و الگوی پنهان حفظ نظم وظیفه نظام فرهنگی است. قلمروهای نظام فرهنگی در الگوی آجیل، نظام ها به عنوان خرده سیستم های تشکیل دهنده نظام کنش قدرت برابر ندارند. درست است که هر یک از این خرده سیستم ها از هم مستقل و مجزایند، اما در این میان اهمیت نظام فرهنگی از سایر نظام ها بیشتر است. نظام فرهنگی از نظر پارسونز ادغام و اجتماعی‌ شدن افراد در جامعه است. کنش اجتماعی افراد دربرگیرنده گزینش هایی است که براساس ارزش ها و هنجارهای درون نظام فرهنگی مشخص می شوند؛ یعنی افراد براساس ارزش های فرهنگی که در آنها درونی شده به کنش اجتماعی می پردازند. پارسونز نظام فرهنگی را شامل سه قلمرو عمده می داند: -قلمرو نهادهای شناختی؛ که با اندیشه ها و باورهای مربوط به جهان خارج در ارتباط است. -نهادهای بیانی؛ مثل هنر و موسیقی که در ارتباطات عاطفی به ‌کار می روند. -معیارها و هنجارهای اخلاقی؛ که با درستی و نادرستی کنش های انسانی ارتباط دارند. 
پارسونز برای تحلیل کنش، شیوه های متفاوتی را طراحی کرده و آن را متغیرهای الگویی می نامد. متغیرهای الگویی دو جنبه مختلف از کار پارسونز را در کنار یکدیگر قرار می دهند: نظریه کنش و نظریه نظام ها. هم کنش های فردی و هم سازمان بندی نظام را می توان نوعی انتخاب از میان بدیل های مختلف تلقی کرد. همه کنش ها متضمن این انتخاب اند و چهار جفت بدیل اصلی در این زمینه وجود دارد: -خاص گرایی عام گرایی؛ می توان یک شی را چیزی خاص و منحصر به ‌فرد (رفتار فرزندان) یا واحدی از یک طبقه عمومی به‌شمار آورد (رفتار دانشجویان). -عاطفی- بی طرفی عاطفی؛ در یک رابطه اجتماعی یا با تمامی احساسات (رابطه با فرزندان) و یا بی طرفانه می توان وارد شد مثل (رابطه با دانشجویان). -کیفیت- عملکرد؛ می توان برای یک شی به‌خاطر خودش ارزش قایل شد (فرزندان) یا به‌ خاطر کاری که می توان با آن انجام داد (دانشجویان). -جامعیت ویژگی؛ می توان در رابطه کامل با همه جنبه های یک موضوع قرار گرفت (فرزندان) و یا فقط به یک فعالیت در این رابطه پرداخت (دانشجویان). 
پارسونز "علم نظام ها" را سایبرنتیک (Cybernetic)، می نامد. سایبرنتیک بدین معناست که هر نظامی به‌ وسیله خرده نظامی کنترل می شود که از نظر اطلاعات در بالاترین سطح و از نظر انرژی در پایین ترین سطح است. بنابراین می توان در خرده نظام ها نوعی سلسله مراتب ایجاد کرد که پایین ترین آن‌ ها بیشترین انرژی اما کمترین اطلاعات را دارد. بدین ترتیب خرده نظام های پایین تر انرژی را به بالا می فرستند و خرده نظام های کنترل کننده بالاتر، اطلاعات را از بالا به پایین می فرستند. بنابراین نظام کنش مانند هر سیستم فعالی محل گردش بی وقفه انرژی و اطلاعات است. این مبادله ها میان اجزای نظام است که کنش نظام را بر می انگیزد. بر مبنای الگوی سایبرنتیک، تأکید اولیه و اساسی پارسونز بر فرهنگ است. فرهنگ، اهداف غایی هر سیستم را معین می کند. فرهنگ به ‌منزله یک دستگاه کنترل، جامعه و سایر نظام ها را هدایت می کند. فرهنگ ورودی ها و اطلاعات نمادین را از طریق خانواده، مذهب، مدرسه و ... وارد جامعه می کند و به این طریق در جهت هدایت کل سیستم اجتماعی عمل می نماید. 
آثار پارسونز هر چند از حوزه مطالعات قشربندی خارج است، اما تأثیرش بر جریان های فکری و نظریه قشربندی اجتماعی محرز است. به نظر پارسونز جوهر قشربندی در هر جامعه ای را آن قضاوت اخلاقی نسبی تشکیل می دهد که در حق گروه‌های اجتماعی گوناگون وجود دارد. پارسونز معتقد است که قضاوت های ذهنی دیگران قشرهای اجتماعی را تعیین می کند. بنابراین اشخاص بافضیلت و متصدیان ارجمند ترین مشاغل از پایگاه اجتماعی بالاتری برخوردارند. پارسونز به طبقه بندی وضعیت های اجتماعی که در آن‌ ها مجموعه ای از صفات و مشاغل مستعد دریافت ارزش بیشتری نسبت به صفات و مشاغل دیگر هستند می پردازد. از نظر پارسونز مالکیت، تنها یکی از معیارهای چندگانه مؤثر در شکل گیری این قضاوت است. وی یکی از تزهای ضمنی وبر را بسط می دهد که عبارت است از: خصلت ضروری و اجتناب ناپذیر بودن قشربندی اجتماعی. از نظر پارسونز قشربندی در جامعه ضرورت کارکردی دارد. 
پارسونز در تکامل و کاربرد نظریات خویش سه مرحله را در زندگی ‌اش پشت سر گذاشت: مرحله اولاین مرحله کار اولیه پارسونز را دربر می گیرد و حاوی تحول تدریجی یک نظریه اراده گرایانه در زمینه کنش اجتماعی و در تقابل با دیدگاه‌های فایده گرا و کاهش گرا در جامعه شناسی است.اثر محوری پارسونز در دوره اول: "ساختار کنش اجتماعی" (1973) است. مرحله دوماین مرحله مهم‌ ترین دوره است. پارسونز در این مرحله در راستای کارکردگرایی ساختاری از محدوده های نظریه کنش اجتماعی دور می شود و به شرح و بسط یک نظریه کنش اجتماعی عام تر شامل مفهوم های تعیین‌ کننده نظام و نیازهای نظام رو می آورد.سه کتابی که کارهای کلیدی این دوره را دربر می گیرند عبارت‌اند از: نظام اجتماعی (1951)، به سوی نظریه عام کنش (1951) و اقتصاد و جامعه (1956) که با همکاری نیل اسملسر نگاشته شده است. مرحله سوم در این مرحله زندگی پارسونز، شاهد تحولات مهمی در قالب سیبرنتیک از نظام های اجتماعی و تعریف و تبیین از دگرگونی اجتماعی هستیم.چند اثر محوری این دوره عبارت‌اند از: جامعه ها (1967)، نظام جامعه های نوین (1971)، دو مجموعه مقاله با نام های نظریه جامعه شناختی و جامعه شناسی نوین (1967)، سیاست و ساختار اجتماعی (1971)، مقاله نظام های اجتماعی و تکامل نظریه کنش (1977)، مقاله نظریه کنش و وضعیت انسان (1978) 
هدف بخش وسیعی از کارهای پارسونز تلفیق مفهوم کنش و ساختار بوده است. برخی کار او را ستودند، ولی برخی دیگر، آنرا نوعی خلط مبحث و سردرگمی می ‌انگارند. این منتقدان استدلال می ‌کنند که پارسونز کارش را در کتاب ساختارشکن اجتماعی به عنوان یک نظریه پرداز کنش در سطح خرد آغاز می ‌کند، اما پیش از اینکه این اثر پایان گیرد، و با گذشت سالیان، بیش از پیش در جهت نظریه ساختاری کارکردی در سطح کلان می‌افتد. در نتیجه ناتوانی پارسونز در رها کردن مواضع نظری پیشین خود و یا بر اثر عدم توفیق در تلفیق شایسته آن مواضع با مواضع شدیدتر، کار او دچار نوعی سردرگمی شده است. به نظر "مینزلین" مسأله بنیادی کار پارسونز از اینجا سرچشمه می ‌گیرد که او تغییر موضعش را از نظریه کنش به کارکردگرایی ساختاری هرگز تکمیل نگردد و در نتیجه، این دو نظریه در سراسر کارهایش به شیوه درهم برهمی با یکدیگر درآمیخته اند. این به آن معنا نیست که تلفیق نظریه کنش با کارکردگرایی ساختاری امکان ناپذیر یا خوشایند است، بلکه مسئله اینست که او به خوبی نتوانسته است این دو نظریه را با هم آشتی دهد، این دو نظریه در کارهای پارسونز به جای اینکه در هم بافته باشند، غالبا در کنار هم قرار گرفته اند. کار تلفیقی پارسونز قدری هم به خاطر این دچار خلط مبحث شده است که او هرگز نظریه کنش وبری اش را با کارکرد گرایی دورکیمی آشتی نداد. 
پارسونز در ماه مه سال 1979 در سفری به همراه همسرش به ‌منظور شرکت در پنجاهمین سالگرد اخذ دکترای خود به آلمان رفته و در همان شب در هتل محل اقامت خویش بر اثر یک حمله قلبی درگذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۶:۰۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۶:۱۱

تالکوت پارسونز

خلاصه زندگی نامه

 تالکوت پارسونز، نظریه پرداز و جامعه شناس آمریکایی قرن بیستم که نظریه کارکردگرایی ساختاری وی شهرت دارد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع