ثابت بن جابر بن سفیان بن عُمَیثِل بن عُدَیّ بن کعب، ملقب به "تَأَبَّطَ شرّاً"، مکنی به "ابوزهیر"، تاریخ تولدش مشخص نیست. نَسب وی  از "بنی فَهم" بود و به جهت سیاهی رنگ پوست از "اَغْربه العرب" به معنای "سیاهان عرب"، شمرده شده است، و این جماعت از کسانی بوده اند که از نظر عرب، پیوند و انتساب آنان به مادران بیش از پدران بوده است. او فرزند "اُمیمه"، زنی از "بنی قَیْن" بود. از عجایبی که در اشعار تأبّط شرّاً بدان اشاره شده برخورد او با موجودی عجیب و وصف آن و نبرد با آن است. درباره نبردهای او نیز داستانهای شگفتی گفته اند. به گفته "آقابزرگ طهرانی"، "ابواحمد جلودی" کتابی با عنوان "أخبار تأبط شراً" تألیف کرده است. خاورشناسان اروپایی نیز اهتمام ویژه ای به ترجمه و شرح اشعار وی مصروف داشته اند. گفته شده که تأبط شراً از زنی از قبیله "عَبس"، خواستگاری کرد و آن زن نیز ازدواج با او را پذیرفت، ولی اطرافیان آن زن او را از این کار بازداشتند و گفتند که وی بزودی کشته خواهد شد، و او نیز برای همیشه از ازدواج منصرف شد. وی حدود سال 80 قبل از هجرت و یا سال 92 قبل از هجرت کشته شده است.

ثابت بن جابر بن سفیان بن عُمَیثِل بن عُدَیّ بن کعب، ملقب به "تَأَبَّطَ شرّاً"، مکنی به "ابوزهیر"، تاریخ تولدش مشخص نیست. نَسب وی از "بنی فَهم" بود و به جهت سیاهی رنگ پوست از "اَغْربه العرب" به معنای "سیاهان عرب"، شمرده شده است، و این جماعت از کسانی بوده اند که از نظر عرب، پیوند و انتساب آنان به مادران بیش از پدران بوده است. او فرزند "اُمیمه"، زنی از "بنی قَیْن" بود. از عجایبی که در اشعار تأبّط شرّاً بدان اشاره شده برخورد او با موجودی عجیب و وصف آن و نبرد با آن است. درباره نبردهای او نیز داستانهای شگفتی گفته اند. به گفته "آقابزرگ طهرانی"، "ابواحمد جلودی" کتابی با عنوان "أخبار تأبط شراً" تألیف کرده است. خاورشناسان اروپایی نیز اهتمام ویژه ای به ترجمه و شرح اشعار وی مصروف داشته اند. گفته شده که تأبط شراً از زنی از قبیله "عَبس"، خواستگاری کرد و آن زن نیز ازدواج با او را پذیرفت، ولی اطرافیان آن زن او را از این کار بازداشتند و گفتند که وی بزودی کشته خواهد شد، و او نیز برای همیشه از ازدواج منصرف شد. وی حدود سال 80 قبل از هجرت و یا سال 92 قبل از هجرت کشته شده است.


به سبب کوتاهی قامت و تیزرو بودن تأبّط شرّاً به او لقب "شَعْل" داده بودند و از آن رو که سرپرستی راهزنان را عهده دار بوده و طعام ایشان را تأمین می کرده دایی او،" شَنْفَری"، وی را "امّعیال" نیز خوانده است. به قصد تحقیر و پست شمردن، به او "ابن تُرنا" نیز لقب داده اند. درباره ملقب شدن وی به "تأبّط شرّاً" به معنای "کسی که شرّی را به زیر بغل گرفته است" گفته شده که: «هیچگاه شمشیر را از خود دور نمی ساخت.»

به سبب کوتاهی قامت و تیزرو بودن تأبّط شرّاً به او لقب "شَعْل" داده بودند و از آن رو که سرپرستی راهزنان را عهده دار بوده و طعام ایشان را تأمین می کرده دایی او،" شَنْفَری"، وی را "امّعیال" نیز خوانده است. به قصد تحقیر و پست شمردن، به او "ابن تُرنا" نیز لقب داده اند. درباره ملقب شدن وی به "تأبّط شرّاً" به معنای "کسی که شرّی را به زیر بغل گرفته است" گفته شده که: «هیچگاه شمشیر را از خود دور نمی ساخت.»


زندگی تأبّط شرّاً بی ثبات و همراه با حادثه جویی و جنگ بوده و بیشترین حملات او به قبیله "هُذَیل" و "بَجِیله" و برای غارت آنان بوده است، البته اخبار این غارتگریها به هم آمیخته است. او را فردی تیزبین و سریع گفته اند که می توانسته است خود را با دویدن به اسبان و آهوان برساند، در اشعار خود او نیز به این امر، که برای فرار از دشمنان بوده، اشاره شده است. داستانهایی نیز در این زمینه درباره او نقل شده است. علت دشمنی با قبیله هذیل درباره علت دشمنی تأبّط شرّاً با قبیله "هذیل" گفته شده که "ابوکبیر هُذلی" با مادر او ازدواج کرد و هر دو از آزار تأبّط شرّاً در امان نبودند تا اینکه هُذلی قصد جان او را کرد و او نیز گریخت و تا پایان عمر با بنی هذیل دشمنی ورزید. قصیده ای نیز از ابوکبیر هذلی در مذمت تأبّط شراً به جا مانده است.

زندگی تأبّط شرّاً بی ثبات و همراه با حادثه جویی و جنگ بوده و بیشترین حملات او به قبیله "هُذَیل" و "بَجِیله" و برای غارت آنان بوده است، البته اخبار این غارتگریها به هم آمیخته است. او را فردی تیزبین و سریع گفته اند که می توانسته است خود را با دویدن به اسبان و آهوان برساند، در اشعار خود او نیز به این امر، که برای فرار از دشمنان بوده، اشاره شده است. داستانهایی نیز در این زمینه درباره او نقل شده است. علت دشمنی با قبیله هذیل درباره علت دشمنی تأبّط شرّاً با قبیله "هذیل" گفته شده که "ابوکبیر هُذلی" با مادر او ازدواج کرد و هر دو از آزار تأبّط شرّاً در امان نبودند تا اینکه هُذلی قصد جان او را کرد و او نیز گریخت و تا پایان عمر با بنی هذیل دشمنی ورزید. قصیده ای نیز از ابوکبیر هذلی در مذمت تأبّط شراً به جا مانده است.


بیشتر اشعار تأبّط شرّاً دربرگزیده ها آمده و بیشتر به صورت قطعات شعری است تا قصاید منظم، و این به سبب شیوه زندگی وی بوده است. بیشترین بخش اشعارش به وصف غارتگریها و عبور از کوهها و بیابانها و خطراتی که در ضمن غارتگری با آنها مواجه می شده اختصاص یافته است و به جهت شیوه مشترک زندگی او با "شَنفری" و ویژگیهای یکسان شعری، برخی اشعارشان به هم آمیخته است. به گفته "فرّوخ"، "جاحظ" نیز در برخی اشعار منسوب به وی تشکیک کرده است. از ویژگیهای لغوی شعر تأبّط شرّاً کثرت به کار بردن لغات غریب است.

بیشتر اشعار تأبّط شرّاً دربرگزیده ها آمده و بیشتر به صورت قطعات شعری است تا قصاید منظم، و این به سبب شیوه زندگی وی بوده است. بیشترین بخش اشعارش به وصف غارتگریها و عبور از کوهها و بیابانها و خطراتی که در ضمن غارتگری با آنها مواجه می شده اختصاص یافته است و به جهت شیوه مشترک زندگی او با "شَنفری" و ویژگیهای یکسان شعری، برخی اشعارشان به هم آمیخته است. به گفته "فرّوخ"، "جاحظ" نیز در برخی اشعار منسوب به وی تشکیک کرده است. از ویژگیهای لغوی شعر تأبّط شرّاً کثرت به کار بردن لغات غریب است.


در دو مجموعه قدیمی شعر عربی یعنی "مفضّلیات" و "اصمعیّات" ابیاتی از تأبّط شرّاً آمده است. "خطیب تبریزی" چهار بیت از "معلقه امرؤالقیس" را سروده وی دانسته است. "ابن منظور" در 61 مورد به اشعار او استشهاد کرده است. "یاقوت حموی" در "معجم البلدان" 27 بیت از او نقل کرده و "بکری" نیز در "معجم ما استعجم" یازده بیت از او آورده است. نسخه ای از برخی اشعار تأبّط شرّاً که "ابن جنّی" گرد آورده موجود است. در سال 1973 کتاب شعر تأبط شراً به کوشش سلمان داودقره غولی و جبار تعبان جاسم در نجف به چاپ رسید. دیوان تأبّط شرّاً و أخباره را علی ذوالفقار شاکر در 1984 در بیروت به چاپ رسانده است.

در دو مجموعه قدیمی شعر عربی یعنی "مفضّلیات" و "اصمعیّات" ابیاتی از تأبّط شرّاً آمده است. "خطیب تبریزی" چهار بیت از "معلقه امرؤالقیس" را سروده وی دانسته است. "ابن منظور" در 61 مورد به اشعار او استشهاد کرده است. "یاقوت حموی" در "معجم البلدان" 27 بیت از او نقل کرده و "بکری" نیز در "معجم ما استعجم" یازده بیت از او آورده است. نسخه ای از برخی اشعار تأبّط شرّاً که "ابن جنّی" گرد آورده موجود است. در سال 1973 کتاب شعر تأبط شراً به کوشش سلمان داودقره غولی و جبار تعبان جاسم در نجف به چاپ رسید. دیوان تأبّط شرّاً و أخباره را علی ذوالفقار شاکر در 1984 در بیروت به چاپ رسانده است.


در داستان کشته شدن تأبّط شرّاً اختلاف هست، برخی آورده اند که در قبیله "بنی هذیل" کشته شد و جسدش را درغاری به نام "رَخْمان" انداختند و بنا به نقل "سُکّری" و "ابوالفرج اصفهانی" او به دست پسری از "بنی قُریم" در کوه "نُمار" کشته شد و مادر و خواهرش در سوگش چندین مرثیه سرودند. سال کشته شدن او را حدود 80 قبل از هجرت و یا 92 قبل از هجرت دانسته اند، اگرچه او را در پاره ای منابع به اشتباه از شاعران دوره اسلامی شمرده اند.

در داستان کشته شدن تأبّط شرّاً اختلاف هست، برخی آورده اند که در قبیله "بنی هذیل" کشته شد و جسدش را درغاری به نام "رَخْمان" انداختند و بنا به نقل "سُکّری" و "ابوالفرج اصفهانی" او به دست پسری از "بنی قُریم" در کوه "نُمار" کشته شد و مادر و خواهرش در سوگش چندین مرثیه سرودند. سال کشته شدن او را حدود 80 قبل از هجرت و یا 92 قبل از هجرت دانسته اند، اگرچه او را در پاره ای منابع به اشتباه از شاعران دوره اسلامی شمرده اند.


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۴:۳۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۴:۴۰

تأبط شرا

خلاصه زندگی نامه

 ثابت بن جابر بن سفیان بن عُمَیثِل بن عُدَیّ بن کعب، ملقب به تَأَبَّطَ شرّاً و مکنی به ابوزهیر، یکی از شاعران راهزن در دوران جاهلیت بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع