بوریس نیکلایویچ یلتسین (Boris Nikolayevich Yeltsin) در سال 1931 از پدر و مادری دهقان در کوه های اورال چشم به جهان گشود. او سلسله مراتب حزب کمونیست را به تدریج طی کرد. یلتسین در اِسوِردِلووسک، شهری مرموز که در ساخت تجهیزات دفاعی تخصص داشت، به دبیری حزب کمونیست رسید. در سال 1985، میخائیل گورباچف، یلتسین را برای به عهده گرفتن کنترل مسکو و تکاندن فساد از ساختار فرسوده حزبی آن، به پایتخت فراخواند. یلتسین که در نهایت حتی از سوی میخائیل گورباچف مورد حمله قرار گرفت، در سال 1988 پولیتبورو (دفتر سیاسی حزب کمونیست) را ترک کرد. او كه هیچ علاقه و تعهدی به كمونیسم نداشت می‌ دانست كه بهترین راه برای به قدرت رسیدن او انحلال اتحاد جماهیر شوروی است چرا كه در این صورت صندلی قدرت گورباچف می شكست و یلتسین بعنوان رئیس جمهور روسیه بر كرملین حاكم می شد. بنابراین وی و گروهش با تمام توان برای تجزیه اتحاد شوروی تلاش كردند. سرانجام یلتسین در سال 1991، به عنوان نخستین رئیس جمهور منتخب روسیه سر بر آورد. او در سال 1996 برای دومین بار به عنوان رئیس جمهور روسیه انتخاب شد و پس از آن در دسامبر 1999، از این سمت را کنار رفت و اداره امور روسیه به ولادیمیر پوتین سپرده شد. بوریس یلتسین که سابقه بیماری قلبی داشت سرانجام در 23 آوریل 2007 درگذشت.  
یلتسین در سال 1991، اندکی پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و زمانی که روسیه درگیر فقر شدید اقتصادی بود، اداره این کشور را به عهده داشت که البته با سیاست ‌های اقتصادی که در پیش گرفت اوضاع را وخیم ‌تر کرد. دوران زمامداری او به ایجاد نوعی از سرمایه ‌داری که در آن یک گروه کوچک از بازرگانان در فاصله‌ ای کوتاه به ثروت‌های هنگفت دست یافتند، منجر شد. راه کار یلتسین در مخالفت کنگره خلق و مجلس با او بزرگ‏ ترین مشکل یلتسین در اداره روسیه، مخالفت کنگره خلق و مجلس روسیه با او بود. آنها رئیس ‏جمهور و اصلاحاتش را به رسمیت نمى‏ شناختند؛ به همین دلیل، یلتسین انتخابات 25 آوریل 1993 را برپا کرد و توانست با اکثریت ضعیفى از مردم روسیه رأى اعتماد بگیرد. او با این اهرم، قانون اساسى را تغییر داد و دو مجلس شوراى فدراسیون و دوما را جایگزین قبلى‏ ها کرد و قدرت خود را در قانون تا آن جایى بالا برد که حق انحلال مجلس را داشت.  
اقدامات یلتسین در تغییر قانون اساسی و ایجاد مجلس، روابط رئیس‏ جمهور و مجلس را تا حدى تیره و تار کرد و سرانجام یلتسین در 21 سپتامبر 1993 مجلس را منحل اعلام کرد. عکس العمل یلتسین به تحصن رهبران مجلس پس از انحلال مجلس، رهبران مجلس هم به طور متقابل، مشروعیت رئیس ‏جمهور را زیر سؤال بردند و در ساختمان مجلس به تحصن نشستند؛ اما پاسخ یلتسین به این اقدام، بسیار جالب‏ تر بود و با وجود تلاش مراجع مختلف و کلیساى ارتدوکس، یلتسین از تصمیم خود منصرف نشد و دستور به توپ بستن ساختمان مجلس را صادر کرد.  
انتخابات مجلس برگزار شد و نتایج نشان داد که مردم نه علاقه ‏اى به یلتسین دارند و نه به کمونیست‏ ها. احزاب هوادار یلتسین، تنها 15 درصد آرا را به دست آوردند و کمونیست‏ ها حدود 20 درصد؛ اما اوضاع انتخابات 1995 براى یلتسین خطرناک‏ تر شد و این بار کمونیست ‏ها حدود 25 درصد و احزاب طرفدار دولت، تنها 10.7 درصد آرا را به دست آوردند و این زنگ خطرى بود که یلتسین را نگران انتخابات ریاست جمهورى سال بعد مى‏ کرد. همه ‏پرسى ریاست جمهوری در ژوئیه 1996 برگزار شد که در مرحله اول، یلتسین و "زیوگانف"، دبیر کل حزب کمونیست، هیچ کدام اکثریت آراء را به دست نیاوردند؛ اما در مرحله دوم، یلتسین با حمایت "الکساندر لبد" از فرماندهان ارتش، با اکثریت 53.8 درصد آرا به قدرت رسید و به عنوان رئیس جمهور روسیه انتخاب شد.  
یلتسین در دوران ریاست جمهوری خود نه تنها گرایش‌های غربی داشت، روابط روسیه با اسرائیل را نیز به میزان چشمگیری بهبود بخشید. این روابط از سال 1992 آغاز شد. اقداماتى که انتقاد شدید برخى جریان‌هاى چپگرا و ضد غرب در داخل روسیه از یلتسین را برانگیخت و البته یلتسین هم کوشید تا با اقداماتى نظیر تلاش یک جانبه براى برقرارى صلح میان اسرائیل و فلسطین در مارس 1994 این انتقادها را کمرنگ سازد. تلاشى که البته بى نتیجه ماند. حاصل مجموعه اقدامات یلتسین در حوزه سیاست خارجى و نیز همراهى با سیاست هاى خاورمیانه اى آمریکا در سال هاى 1992 تا 1995 منجر به آن شد که "افراطیون چپ و راست" در این کشور رشد کنند. حضور گیوگنى پریماکوف" به عنوان وزیرخارجه تلاشى از سوى یلتسین براى حل این مشکلات بود. پریماکوف با انتقاد از جهت‌ گیرى‌هاى انفعالى روسیه در برابر آمریکا و پیروى از سیاست‌ هاى آن در جهان، تاکید بر منافع خاص ژئوپولتیکى روسیه را مطرح ساخت و توجه به آسیا و قدرت هاى پیرامون روسیه را براى تعادل بخشیدن به سیاست خارجى این کشور مورد تاکید قرار داد. نکته مهم در این میان تاکید پریماکوف بر اهمیت جایگاه کشورهاى اسلامى در سیاست خارجى خاورمیانه‌اى روسیه بود. چنان که او با سفر به سوریه، لبنان، اسرائیل و اردن و نیز دیدار با عرفات در غزه کوشید توانایى خود را به نمایش بگذارد. ولى به هرحال این گرایش روابط با اسرائیل را دچار تحول نکرد.  
یلتسین در واپسین روز قرن بیستم میلادی (31 دسامبر سال 1999 میلادی)، استعفای خود را اعلام و قدرت را به ولادیمیر پوتین، رئیس وقت سرویس اطلاعاتی کشور سپرد. 
یلتسین که در دوران حیات خود، 5 بار سکته کرده بود، 23 آوریل 2007 (3 اردیبهشت ماه 1386) به دلیل نارسایی قلبی در گذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۰:۲۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۰:۲۶

اسناد و مراجع