زهیر بن ‌محمد مهبلی ازدی، مکنی به "ابوالفضل" معروف به "بهاءالدین زهیر یا بهاء زهیر" در تاریخ 5 ذی الحجه 581 ه.ق، در "نخله" در نزدیکی مکه دیده به جهان گشود. وی در نوجوانی در سرزمین "قَوص" در "مصر علیا" رشد یافت و همان‌ جا قرآن، حدیث، فقه و ادبیات را فراگرفت و زندگی ادبی و علمی خود را شروع کرد و سرانجام، در سال 625 در قاهره مقیم شد. بدین‌ سان، زهیر در مصر از جایگاهی والا برخوردار گردید و مقرب ‌ترین و محبوب‌ ترین شخص در دستگاه "ملک صالح" شد، چنان ‌که در میان "کُتاب الدُّرج" منشیانی که مسئولیت کتابت ولایات، و مکاتبات پادشاهی و مانند آن را برعهده داشتند، انگشت ‌نما بود. سرانجام بهاءالدین در سال 656 درگذشت. 

زهیر بن ‌محمد مهبلی ازدی، مکنی به "ابوالفضل" معروف به "بهاءالدین زهیر یا بهاء زهیر" در تاریخ 5 ذی الحجه 581 ه.ق، در "نخله" در نزدیکی مکه دیده به جهان گشود. وی در نوجوانی در سرزمین "قَوص" در "مصر علیا" رشد یافت و همان‌ جا قرآن، حدیث، فقه و ادبیات را فراگرفت و زندگی ادبی و علمی خود را شروع کرد و سرانجام، در سال 625 در قاهره مقیم شد. بدین‌ سان، زهیر در مصر از جایگاهی والا برخوردار گردید و مقرب ‌ترین و محبوب‌ ترین شخص در دستگاه "ملک صالح" شد، چنان ‌که در میان "کُتاب الدُّرج" منشیانی که مسئولیت کتابت ولایات، و مکاتبات پادشاهی و مانند آن را برعهده داشتند، انگشت ‌نما بود. سرانجام بهاءالدین در سال 656 درگذشت. 


بهاء زهیر به خدمت "الملک الصالح ایّوب"، فرزند "المَلِک الکامل اول ایوبی"، درآمد و در سال 629 او را در لشکرکشی به بلاد شام و بین النهرین علیا همراهی کرد. وی در سال 637، هنگامی که صالح پس از وفات پدر به مصر بازمی گشت، سپاهیان وی در "نابُلُس" به او خیانت کردند و گرفتارش ساختند و او را به پسر عَمَّش "الناصر داوود" سپردند. الناصر او را به زندان انداخت، اما شاعر، که نسبت به ممدوح خود در گرفتاریش نیز وفادار بود، چندی در نابلس ماند. زمانی که صالح فرمانروای مصر شد، به زهیر مقام "وزیری " داد و غرق نعمت ساخت. 

بهاء زهیر به خدمت "الملک الصالح ایّوب"، فرزند "المَلِک الکامل اول ایوبی"، درآمد و در سال 629 او را در لشکرکشی به بلاد شام و بین النهرین علیا همراهی کرد. وی در سال 637، هنگامی که صالح پس از وفات پدر به مصر بازمی گشت، سپاهیان وی در "نابُلُس" به او خیانت کردند و گرفتارش ساختند و او را به پسر عَمَّش "الناصر داوود" سپردند. الناصر او را به زندان انداخت، اما شاعر، که نسبت به ممدوح خود در گرفتاریش نیز وفادار بود، چندی در نابلس ماند. زمانی که صالح فرمانروای مصر شد، به زهیر مقام "وزیری " داد و غرق نعمت ساخت. 


بهاءالدین نخستین بار در سال  607 ق حاکم قوص، "امیرمجدالدین لمطی" را مدح کرد و ظاهراً در همین هنگام به "ملک عادل" پیوست و در قلعه دمشق در سال 612 ق به مدح او پرداخت. وی همچنین "ملک کامل" را پس از پیروزی در معرکه دمیاط در سال 618 ق ستود. 

بهاءالدین نخستین بار در سال  607 ق حاکم قوص، "امیرمجدالدین لمطی" را مدح کرد و ظاهراً در همین هنگام به "ملک عادل" پیوست و در قلعه دمشق در سال 612 ق به مدح او پرداخت. وی همچنین "ملک کامل" را پس از پیروزی در معرکه دمیاط در سال 618 ق ستود. 


درمدت اقامت ملک صالح در شام، بهاءالدین زهیر چندین بار به عنوان پیک وی راهی شهرهای مختلف شده است که از این میان، می‌ توان به رفتن او به موصل و دیدار با ادیب معروف "ابوالعباس‌ ابن‌ حلاوی موصلی" و سفارت به دربار "ملک ‌ناصرصلاح ‌الدین یوسف" حاکم شهر حلب در سال 645ق اشاره کرد. 

درمدت اقامت ملک صالح در شام، بهاءالدین زهیر چندین بار به عنوان پیک وی راهی شهرهای مختلف شده است که از این میان، می‌ توان به رفتن او به موصل و دیدار با ادیب معروف "ابوالعباس‌ ابن‌ حلاوی موصلی" و سفارت به دربار "ملک ‌ناصرصلاح ‌الدین یوسف" حاکم شهر حلب در سال 645ق اشاره کرد. 


شعر زهیر آکنده از ظرافت و عاطفه‌ای نیرومند بوده، معانی را به آسانی و روانی تمام بیان می‌ کند و گاه نیز از مثلهای رایج میان مردم بهره می ‌گیرد و چندان که شعرش به نثر موزون می ‌ماند. وزنهای سبکِ آهنگین و الفاظ آشنای به دور از غرابت، شعرش را مقبول عموم مردم ساخته است. تکرار مضمون در شعرش به کرات دیده شده، اما او هر بار الفاظ را تغییر داده است. گاه در برخی از اشعار، از شیوه گفت ‌وگو که از زمان "عمر بن ابی ربیعه" در ادب عربی رواج یافته، استفاده شده است. استفاده از مضامین کلیشه ای و تقلید از گذشتگان بهاءالدین هر بار که به آرایه‌های لفظی روی آورده، ناچار از احساسات شاعرانه روگردان شده است. عمده صنایعی که در شعر او می ‌توان یافت عبارتند از جناس، توریه، تهکم، به ویژه اکتفا و ائتلاف (هماهنگی) الفاظ با معانی. در مدایح بهاءالدین تقریباً هیچ معنای تازه‌ای نمی ‌توان یافت، زیرا سراسر دستاوردهای او در این باب، تقلید از پیشینیان و بازگو کردن مضامین کلیشه‌ای آنان است: همان زیاد ه‌گویی‌های اغراق ‌آمیز خالی از ذوق اینجا نیز در قالبی سهل ‌تر تکرار می‌شود و سخت مورد پسند امیران قرار می‌ گیرد. اشعار هجایی هجای بهاءالدین زهیر اندک است و این اندک نیز اختصاص به هجو کسانی دارد که تحمل آن‌ها بر او سخت بوده است. لطیف ‌ترین شعر هجایی او درباره اسبی سروده که از سوار شدن بر آن بیزار بود. وصف های فراوان وصف در دیوان بهاءالدین فراوان است. بارها شراب و مجالس آن، کهنگی و درخشش آن در جام، ساقی زیباروی و نیز یاران میخواره را ستوده، و در بیش‌ تر این اشعار، شیوه گذشتگان را پیش گرفته است. وی شیفته طبیعت بود، اما وصف باغ ‌ها و بستان ‌ها، درختان، میوه‌ها، سرسبزی طبیعت، شبنم و غیره در شعر او، همه در قالب شعر نوخاستگان عرب جای می ‌گیرد. موفقیت در دوری از تصنع به طورکلی می ‌توان گفت که بهاءالدین، هرگاه مضامین نزدیک به زندگی روزمره و محیط اجتماعی خود را در اوزان سبک و به دور از تصنع بیان کرده، موفق بوده است، اما آن‌ جا که در قصاید بزرگ و سنگین به رقابت با شاعران بزرگ گذشته برخاسته، شهرش تصنعی و تقریباً تهی از ذوق و احساس هنری است. 

شعر زهیر آکنده از ظرافت و عاطفه‌ای نیرومند بوده، معانی را به آسانی و روانی تمام بیان می‌ کند و گاه نیز از مثلهای رایج میان مردم بهره می ‌گیرد و چندان که شعرش به نثر موزون می ‌ماند. وزنهای سبکِ آهنگین و الفاظ آشنای به دور از غرابت، شعرش را مقبول عموم مردم ساخته است. تکرار مضمون در شعرش به کرات دیده شده، اما او هر بار الفاظ را تغییر داده است. گاه در برخی از اشعار، از شیوه گفت ‌وگو که از زمان "عمر بن ابی ربیعه" در ادب عربی رواج یافته، استفاده شده است. استفاده از مضامین کلیشه ای و تقلید از گذشتگان بهاءالدین هر بار که به آرایه‌های لفظی روی آورده، ناچار از احساسات شاعرانه روگردان شده است. عمده صنایعی که در شعر او می ‌توان یافت عبارتند از جناس، توریه، تهکم، به ویژه اکتفا و ائتلاف (هماهنگی) الفاظ با معانی. در مدایح بهاءالدین تقریباً هیچ معنای تازه‌ای نمی ‌توان یافت، زیرا سراسر دستاوردهای او در این باب، تقلید از پیشینیان و بازگو کردن مضامین کلیشه‌ای آنان است: همان زیاد ه‌گویی‌های اغراق ‌آمیز خالی از ذوق اینجا نیز در قالبی سهل ‌تر تکرار می‌شود و سخت مورد پسند امیران قرار می‌ گیرد. اشعار هجایی هجای بهاءالدین زهیر اندک است و این اندک نیز اختصاص به هجو کسانی دارد که تحمل آن‌ها بر او سخت بوده است. لطیف ‌ترین شعر هجایی او درباره اسبی سروده که از سوار شدن بر آن بیزار بود. وصف های فراوان وصف در دیوان بهاءالدین فراوان است. بارها شراب و مجالس آن، کهنگی و درخشش آن در جام، ساقی زیباروی و نیز یاران میخواره را ستوده، و در بیش‌ تر این اشعار، شیوه گذشتگان را پیش گرفته است. وی شیفته طبیعت بود، اما وصف باغ ‌ها و بستان ‌ها، درختان، میوه‌ها، سرسبزی طبیعت، شبنم و غیره در شعر او، همه در قالب شعر نوخاستگان عرب جای می ‌گیرد. موفقیت در دوری از تصنع به طورکلی می ‌توان گفت که بهاءالدین، هرگاه مضامین نزدیک به زندگی روزمره و محیط اجتماعی خود را در اوزان سبک و به دور از تصنع بیان کرده، موفق بوده است، اما آن‌ جا که در قصاید بزرگ و سنگین به رقابت با شاعران بزرگ گذشته برخاسته، شهرش تصنعی و تقریباً تهی از ذوق و احساس هنری است. 


دیوان شعر دیوان شعر بهاءالدین به تصریح خود او حاوی اشعاری است که در ایام جوانی به نظم درآورده، و خود به ترتیب الفبایی منظم ساخته است. بیشتر اشعار دیوان وی، درغزل، و بقیه در مدح و رثا و هجا و وصف بوده و بارها در مصر و دیگر جای ها به چاپ رسیده که از آن جمله است: چاپ کیمبریج (1876م) به کوشش ادوارد هنری پامر، همراه با ترجمه منظوم انگلیسی در 2 جلد؛ پاریس (1883)؛ نیز بارها در کشورهای عربی. بیشتر اشعار این دیوان، درغزل، و بقیه در مدح و رثا و هجا و وصف است. مراثی از میان مراثی بهاءالدین، قطعه‌ای که در سوگ فرزندش سروده، پر از مضامین سوزناک و اندوهی صادقانه است. 

دیوان شعر دیوان شعر بهاءالدین به تصریح خود او حاوی اشعاری است که در ایام جوانی به نظم درآورده، و خود به ترتیب الفبایی منظم ساخته است. بیشتر اشعار دیوان وی، درغزل، و بقیه در مدح و رثا و هجا و وصف بوده و بارها در مصر و دیگر جای ها به چاپ رسیده که از آن جمله است: چاپ کیمبریج (1876م) به کوشش ادوارد هنری پامر، همراه با ترجمه منظوم انگلیسی در 2 جلد؛ پاریس (1883)؛ نیز بارها در کشورهای عربی. بیشتر اشعار این دیوان، درغزل، و بقیه در مدح و رثا و هجا و وصف است. مراثی از میان مراثی بهاءالدین، قطعه‌ای که در سوگ فرزندش سروده، پر از مضامین سوزناک و اندوهی صادقانه است. 


بهاء زهیر در سال 646، در "المَنْصوره"، کنار فرمانروای خود که درگیر هفتمین جنگ صلیبی با "سن لوئی" بود، حضور داشت. وی به سبب سوء تفاهمی از مخدوم خود بی مهری دید، و پس از وفات او به شام رفت و "الناصر یوسف"، حاکم دمشق، را در زیباترین قصاید خود مدح گفت، اما توفیقی نیافت و ناچار، پریشان و درمانده، به قاهره بازگشت و گرفتار تنهایی و بینوایی شد تا عاقبت در سال 656 بر اثر بیماری سختی که سراسر قاهره را فراگرفته بود، درگذشت و در گورستان قرافه صغری به خاک سپرده شد. 

بهاء زهیر در سال 646، در "المَنْصوره"، کنار فرمانروای خود که درگیر هفتمین جنگ صلیبی با "سن لوئی" بود، حضور داشت. وی به سبب سوء تفاهمی از مخدوم خود بی مهری دید، و پس از وفات او به شام رفت و "الناصر یوسف"، حاکم دمشق، را در زیباترین قصاید خود مدح گفت، اما توفیقی نیافت و ناچار، پریشان و درمانده، به قاهره بازگشت و گرفتار تنهایی و بینوایی شد تا عاقبت در سال 656 بر اثر بیماری سختی که سراسر قاهره را فراگرفته بود، درگذشت و در گورستان قرافه صغری به خاک سپرده شد. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۱۴:۴۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۴:۱۷

بهاءالدین زهیر

خلاصه زندگی نامه

 زُهَیْر بن ‌محمد مُهَلَّبی اَزْدی، مکنی به ابوالفضل و معروف به بهاءالدین زُهَیْر یا بهاء زُهَیْر، شاعر نامی عرب در عصر ایوبیان بوده است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع