ابوالفضل‌ احمد بن‌ حسین‌ بن‌ یحیی‌ بن‌ سعید بن‌ بشر ملقب‌ به‌ بدیع‌ الزمان و مهذب‌ الدین‌، در سال ‌353 ه.ق‌ در "همدان"‌ به‌ دنیا آمد.  وی از كودكی‌ به‌ مطالعه‌ كتب‌ ادبی‌ و اشعار فارسی‌ و عربی‌ عهد خود پرداخت‌. بدیع الزمان‌ در جوانی‌ به‌ شاگردی‌ نزد "صاحب‌ بن‌ عباد" رفته‌ و در محضر او به ‌سرودن‌ شعر و ترجمه‌ اشعار فارسی‌ به‌ عربی‌ پرداخت‌.  بدیع‌الزمان‌ در سال‌ 382 ه.ق‌ در نیشابور كتاب‌ معروف‌ خود بنام‌ "مقامات‌" را نگاشت‌، و سپس‌ شهرهای‌ مهم‌ خراسان‌ و سیستان‌ را درنوردیده و بعد از سفر به‌ غزنه‌ پایتخت‌ ‌غزنویان سرانجام‌ در هرات‌ سكونت‌ یافت‌. وی در طول سفر های خود بخصوص در نیشابور با "ابوبكرخوارزمی"‌ دانشمند مشهور زمان‌ خود مناظراتی‌ انجام‌ داده و از طریق‌ این‌ مناظرات‌ به‌ شهرت‌ والایی‌ دست‌ یافت‌. بدیع‌ الزمان‌ همدانی‌ علاوه‌ بر ادبیات‌ عرب‌ و فارسی‌ و طبع‌ شعر، در علم‌ حدیث‌ نیز از بزرگان‌ عصر خویش‌ محسوب‌ می گشت‌. مهم‌ترین‌ آثار باقی‌ مانده‌ از بدیع الزمان،‌ "دیوان اشعار"، "رسائل" و "مقامات" بود. سرانجام این‌ ادیب‌ بزرگ‌ در سال‌ 398 ه.ق‌ در شهر هرات‌ درگذشت‌. 
بدیع الزمان پس از تکمیل تحصیلات خود، در سال 380 ه.ق، به درگاه "صاحب بن عباد" در "ری" رفته و پس از آزمایش، مورد توجه خاص او، که خود ادیبی برجسته بود، قرار گرفت. وی در آن‌ جا با هجویه سرایانی چون "ابن سکره هاشمی"، "ابن الحجاج"، "احنف عُکبَری" و نیز "ابودلف خزرجی"(جهانگرد معروف)، آشنا شد و ظاهراً شخصیت عجیب "ابوالفتح اسکندری"، قهرمان اصلی مقامات، مبتنی بر همین "ابودلف" است. به گفته "ثعالبی"  بدیع الزمان، شعر "ابودلف" را روایت می‌کرده و یکی از اشعار او را بر زبان قهرمانش گذاشت. مهارت بدیع الزمان در نقد و تقلید از شعر کهن قدرت فکری بدیع الزمان در نقد و پرخاش به گونه ای بوده که در نوع خود بسیار کم نظیر است. او خود، شاعری اش را مزید بر نویسندگی اش ‌شمرده و کسی را کاتب بلیغ ‌دانسته که "نظمش از نثر کوتاه نیاید و ناپسندی شعرش از رونق کلام نکاهد". مهارت بدیع الزمان در تقلید از شعر کهن چنان بوده که قصیده‌ای از او که بر زبان شخصیتی داستانی به نام" بِشْر بن عواته" رانده شده، ادیب نقادی چون "ابن اثیر" را چنان فریب داده که "بشر" را شخصی واقعی و مقدّم بر "مُتَنَبّی" و "بُحْتُری" انگاشته است. 
بدیع الزمان پس از چندی، از ری عازم جرجان شد و مدتی نزد اسماعیلیان "جرجان" (گرگان کنونی) بود تا اینکه در سال 382 به "نیشابور" رفت و كتاب‌ معروف‌ خود بنام‌ "مقامات"‌ را نگاشت‌. وی‌ سپس‌ شهرهای‌ مهم‌ "خراسان"‌ و "سیستان"‌ را درنوردید و بعد از سفر به‌ "غزنه"‌ پایتخت‌ ‌غزنویان سرانجام‌ در "هرات" مقیم و متأهل و صاحب مِلک شده و از آن ‌جا با خانواده اش در همدان به مکاتبه پرداخت. بدیع‌ درطول‌‌ سفرها علاوه‌ بر اندوختن‌ ثروتی‌ فراوان‌، با امراء و فضلا و مشاهیر زمان‌ خود نیز ملاقات‌ كرده و از اطلاعات‌ آنها به‌ نحو احسن‌ بهره‌ جست. وی هم چنین در نیشابور در مناظرات مفصلی با "ابوبکر خوارزمی"، مشهورترین مترسل آن روزگار، بر او پیشی جست و نام خویش را در شرق و غرب عالم اسلامی گسترش داده و از طریق‌ این‌ مناظرات‌ به‌ شهرت‌ والایی‌ دست‌ یافت‌. وی با گردش در شهرها و رسیدن به حضور امیران و بزرگان دانش پرور، از جمله "خلف بن احمد" در سیستان، به بهره گیری از شهرت خود گذراند، در حالی که نوشته‌ هایش پیش و بیش از خود او سرزمینها را در می‌نوردید. 
پیشرفت سریع و شگفت انگیز بدیع الزمان مرهون استعداد عجیب و حافظه بی نظیرش بوده که معاصرانش شاهد جلوه‌های شگفت آن بوده اند. وی دارای‌ حافظه‌ ای‌ بسیار قوی‌ بوده، بطوری كه‌ اگر قصیده ‌ای‌ پنجاه‌ بیتی‌ را فقط یک بارمی‌شنید خود بار دوم‌ آن‌ را بی‌كم‌ و كاست‌ از برمی‌ خواند و اگر چهار یا پنج‌ صفحه‌ نوشته‌ را یكباره‌ به‌ شتاب‌ می‌ خواند همه‌ كلمات‌ آن‌ را در حافظه‌ نگهداری‌ می‌ كرد. 
برخی بدیع الزمان را شیعه انگاشته اند، اما او شافعی مذهب  و دوستدار اهل بیت بود، حق وفای صحابه را نیز می‌گذارد و به سنتهای واجب عمل می‌کرد، گرایش ضد معتزلی نیز داشته و به اهل حکمت و شعر و بیان تاخته است و با آن‌که یقیناً ایرانی بوده، آثار فارسی مگر اشعار ملمّع پدید نیاورد. 
از بدیع الزمان سه اثر بشرح ذیل باقی مانده‌ است: دیوان شعر بدیع‌ الزمان مشتمل بر اشعار عربی و ملمعات که در قاهره به سال 1321 هجری (1903 میلادی) به چاپ رسید. رسائل بدیع‌الزمان که تعداد آنها 233 رساله‌ بوده و از مجموع آنها نسخ خطی متعدد باقی مانده‌ و فضلاء برای اطلاع از آنها می‌توانند به جلد دوم از تاریخ ادبیات عربی، تألیف "کارل بروکلمان" مراجعه نمایند. "رسائل بدیع‌الزمان" چندین بار به چاپ رسیده از جمله در بیروت به سال 1921 میلادی و در سال 1298 قمری در "استانبول" چاپ شد. مقامات مهم ‌ترین اثر بدیع الزمان به عربی "مقامات" بوده که اول بار به همراه شرح آن، در سال 1889 میلادی در "بیروت" به طبع رسید. تعداد آنها 81 مقامه ‌است. از "مقامات بدیع‌الزمان" نسخ خطی متعدد در کتابخانه‌های مختلف دنیا مانند فرانسه، آلمان، ترکیه باقی مانده‌ و آن چندین بار در نقاط مختلف جهان به چاپ رسید. این کتاب هم چنین در سال 1889 در بیروت با شرح "شیخ محمد عبده و یکبار هم در ایران به سال 1295 قمری با چاپ سنگی به چاپ رسید. 
بدیع‌ الزمان‌ مبتكر شاخه‌ ادبی‌ مقامات‌ در زبان‌ عربی‌ و نخستین‌ كسی‌ بوده كه‌ قصص‌ و روایات‌ ادبی‌ در نثر مسجع‌ عربی‌ ساخت‌. این‌ شاعر والا مقام‌ تسلطی‌ باور نكردنی‌ بر زبان‌ و ادبیات‌ عربی‌ و فارسی‌ داشت‌ به‌ گونه‌ای‌ كه‌ اشعاری‌ فارسی‌ با الفاظ و كلمات‌ نادره‌ را بر او عرضه‌ می‌كردند و وی‌ این‌ اشعار را بی‌ درنگ‌ و باسرعتی‌ شگفت‌ آوری‌ به‌ شعر عرب‌ ترجمه‌ می‌ كرد. بکارگیری لطایف و نکات طنزپردازی و بدیهه سازی و تمثیل آفرینی و حفظ سیاق طبیعی کلام در عین صنعتگری در مقامات بدیعی جمع است. بدین سبب ترجمه آن، اگر به قلم هنرمندی نیز صورت گیرد، تنها حِصّه‌ای از لطف آن را منتقل می‌کند؛ بیش از حد دچار تکلف شده و در انتقاد اجتماعی هم به پای بدیع الزمان نرسیده است. بدیع الزمان نقش پرداز زندگی قرن چهارم است و حوادث کتابش در شهرها و نواحی بزرگ اسلامی و ایرانی،(از جمله بلخ، سجستان، کوفه، آذربایجان، جرجان، اصفهان، اهواز، بغداد، بصره، بخارا، قزوین، موصل، شیراز، حلوان، شام، مراغه، نیشابور و ساری) می گذرد. توجه به واقعیات او به وصف واقعگرایانه اخلاق و مرام و رفتار معاصران معتقد است؛ گویی در پرده های نمایشی کوتاهی گوشه های زشت و محکوم شدنی جامعه را از نظر خواننده می‌گذراند و کارش بی آن‌که جنبه موعظه و نصیحت داشته باشد، آگاه کننده و افشاگرانه است. واقعگرایی بدیع الزمان در صحنه آرایی و آدمهای مقامه‌هایش و گاه در سخنان آن‌ها نیز مشهود است؛ چنانکه در "المقامه الدینار" از مصطلحات و حتی دشنامهای رایج میان اوباش و ولگردان آن زمان استفاده کرده، در "المقامه الرصافیه" از اسرار دنیای دزدان و کف زنان و طراران پرده برداشته، و در "المقامه الشامیه" اشارات وقیح جنسی را گنجانده است. حفظ تنوع و تازگی مناظر و حوادث با آن ‌که غالب مقامه‌ها به یک شیوه شروع و ختم می‌شود، تنوع و تازگی مناظر و حوادث و گاه اشخاص فرعی حفظ می‌شود؛ مثلاً شرح وضع مضحکی که روستایی ساده ‌دل در "المقامه البغدادیه" دچار آن شده، یا وصف حمامی و دلاکها در بخش اول از "المقامه الحلوانیه" فراموش نشدنی بود. اما "ابوالفتح اسکندری" غالبا به صورت دریوزه گری شیّاد ظاهر می‌شود که، به زور زبان آوری و سخنوری، از حاضران پول می‌گیرد و خرج عیّاشی می‌کند. این، تصویرِ طنزآمیزی بوده از ادیب آن دوران که می‌باید دریوزه گر دربارها و درگاهها باشد و برای پیشرفت کارش هر روز به رنگی درآید و شکّاکانه و فرصت طلبانه دم را غنیمت بداند. بدینگونه "ابوالفتح اسکندری" گاه به هیئت سلحشوران و یکه سواران، گاه به لباس گدایان با عصا و انبان و گاه در زیِّ غازیان داوطلب، که برای جهاد با کفار کمک گردآوری می‌کردند، ظاهر می‌شود، در مقامه‌ای دیگر هم مطرب میخانه بوده و هم پیش نماز مسجد و در همان حال ادیبی است نقاد و در شعرشناسی استاد؛ بار دیگر در جلسه‌ای ادبی درباره نثر اظهارنظر می‌کند و چون طلب زیادت می‌کنند او نیز زیادت می‌طلبد؛ گاه رباینده دستار شیطان و گاه نیز دعانویس بود. استفاده از ادب و کلام و امثال در بخش دوم این مقامه ابوالفتح اسکندری حَجّامِ پرچانه‌ای است که دلاک خاموش هزار و یک شب را به یاد می‌آورد. حَجّام آسمان و ریسمان را به هم می‌بافد و با گفتن آنچه از ادب و کلام و امثال شنیده، خواننده را مسحور قلم جادویی بدیع الزمان می‌کند. در "المقامه الوصیه"، بدیع الزمان موفق شده که پیش از مولیر افکار یک "خسیس" تمام عیار را بیان کند. 
سرانجام بدیع الزمان همدانی در سال 398 ه.ق، به علت مسمومیّت یا سکته، درگذشت. روایت نادری نیز هست که بدیع الزمان در همدان درگذشته و در محل برج "قربان"، مدفن "ابوالعلاء قاری"، به خاک سپرده شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۰:۲۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۰:۲۲

بدیع الزمان همدانی

خلاصه زندگی نامه

 ابوالفضل‌ احمد بن‌ حسین‌ بن‌ یحیی‌ بن‌ سعید بن‌ بشر، ملقب‌ به‌ بدیع‌ الزمان‌ و مهذب‌ الدین‌، از نامدارترین ادیبان عربی نویس ایرانی قرن چهارم بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع