محمود بن اسرائیل مشهور به محمود بن قاضی سَماوْنَه و بدرالدین سِماوی، در اول محرم سال 760 ه.ق در "سماونه"، نزدیکی اَدِرنه واقع در ترکیه، به دنیا آمد. وى مراحل اوليه تحصيلات خود را نزد پدرش سپرى نمود و سپس با هدف ادامه تحصيل، به قونيه و از آنجا به شام و مصر رفت و در قاهره اقامت گزيد. او در آنجا ضمن فراگيرى الهيات، فلسفه و منطق، در حلقه "شيخ حسين اخلاطى" به فراگيرى اصول تصوف پرداخت. بدرالدین پس از چندی از سوى حاکم "ادرنه" به سمت "قاضى عسگر" منصوب شده اما با روی کار آمدن حاکم جدید از این سمت عزل شد. وی سپس در میان مریدان و شاگردان خود به تبلیغ و ارشاد پرداخته و سرانجام تبليغات او و مريدانش، به ويژه "بورکلوجه مصطفى" و "طورلاق کمال"، با استقبال گسترده ترکمانان آناتولى مواجه شده، و تصميم به راه اندازى قيامى در سال 819 ه.ق، بر ضدّ عثمانى گرفت. اما اين قيام نيز على رغم موفقيت هاى اوليه، از نيروهاى دولت عثمانى شکست و سرکوب گرديد. طراحان اصلى جنبش، يعنى "بورکلوجه مصطفى" و "طورلاق کمال"، به همراه جمع کثيرى از مريدانش قتل عام شدند و شيخ بدرالدين نيز پس از دستگيرى، در سال 823 ه.ق به اتهام دست زدن به اقدامات خلاف شرع محاکمه واعدام گرديد. 
بدرالدین پسر ارشد "غازی اسرائیلِ قاضی"، یکی از قدیمترین مجاهدان آن زمان که خود را از اخلاف سلجوقیان دانسته، بود. مادر وی یونانی بوده و پس از قبول اسلام نام "مَلَک" را برای خود برگزید. بدرالدین دوران جوانی را در "ادرنه"، که در بهار سال 762 ه.ق فتح شده، گذراند. فرزندان از معروفترین بازماندگان بدرالدین، علاوه بر سه فرزند وی، "احمد"، "اسماعیل" و "مصطفی"، نوه او "خلیل" (فرزند اسماعیل ) بوده که شرح حال بدرالدین را نوشت. 
بدرالدین سماوی، فقه و اصول را نزد پدر فرا گرفته، و سپس نزد فقیهانی چون "یوسف" و "شاهدی" به تحصیل پرداخت . پس از آن، همراه دوستش "موسی چلبی" ریاضیدان و منجّم برجسته ای که بیشتر به "قاضی زاده رومی" شهرت داشته، برای ادامه تحصیل به بورسه رفت . وی تا سال 783 ه.ق، نزد شخصی به نام "فیض الله "در "قونیه"، منطق و نجوم آموخته، سپس به "بیت المقدس" رفته و نزد شخص نسبتا گمنامی به نام "ابن عسقلانی" (نه ابن حجر عسقلانی ) به تحصیل ادامه داد. بدرالدین سپس به قاهره رفته و در مجالس درس دانشمندان سرشناسی چون "مبارکشاه منطقی" و "حاجی پاشای طبیب" و "علی بن محمد سید شریف جرجانی"، "فیلسوف و فقیه معروف"، و عالمی به نام "عبداللطیف" شرکت کرد. 
بدرالدین در حدود سال 785 ه.ق، به حج رفت و پس از بازگشت به قاهره، سلطان "بَرقوقِ مملوک" او را به تربیت فرزند و جانشین خود "فَرَج" برگماشت . وی تصادفا، در دربار "سلطان مملوک" با "شیخ حسین اَخلاطیِ صوفی" آشنا شده، و با آنکه در گذشته مخالف صوفیان بوده، سخت تحت تأثیر شیخ قرار گرفته و به تصوّف روی آورد. بدرالدین پس از چند سال عزلت در قاهره، شیفته آوازه خاندان صوفیه اردبیل شده و در سال 804 ه.ق، به تبریز سفر کرد. وی در آنجا مورد توجه "امير تيمور" که به تازگى از "آناتولى" بازگشته، قرار گرفت، ولى چون تيمور تصميم داشته او را با خود به ترکستان ببرد، به قزوين گريخته و از آنجا عازم قاهره شد. تبلیغ عقاید صوفیانه بدرالدین سماوی بعدها شیخِ خانقاه شده و پس از مرگ "حسین اخلاطی" جای وی را گرفت، اما به سبب اختلاف با مریدانِ خود، قاهره را ترک و برای تبلیغ به "آسیای صغیر" و "روم ایلی" سفرکرد. درآنجا نظر امیران "قونیه" و "گَرْمِیان" و نیز "حامد بن موسی قیصری" را که از صوفیان طریقه خاندان صفویه بوده، جلب کرد. توفیق در تبلیغ عقاید صوفیانه او را اندک اندک به رفض آشکار کشانید. وی هم چنین اندیشه "مالکیت اشتراکی" را رواج داده، و به گسترش افکار غیر سنّتی "محیی الدین بن عربی" همت گماشت . وی در این دوران عده زیادی از تهیدستان در آسیای صغیر و مسیحیان را هم به گرد خود درآورد. 
بدرالدین پس از مدتی، به "ادرنه" بازگشته و در آنجا مدت هفت سال خلوت گزید و به مطالعه پرداخت . در حدود سال 813 ه.ق، شهرت و آوازه بدرالدين در علم و دانش و کرامات باعث شده بر خلاف میل باطنی اش به دستور "موسی" که مدّعی سلطنت بوده، "قاضی عسکر" شود و اين امر بيش از پيش بر شهرت و نفوذ او افزود. اما پس از پیروزی "سلطان محمد اول" در نزدیکی "چامورلو" در سال 816 ه.ق، از مقام خود خلع و با وضعی خفت بار به "اِزْنیق" تبعید و در آنجا به تألیف و تدریس پرداخت. 
بدرالدین با تبعید و کناره گیری از کارهای دولتی، در ميان مريدان خود مجددا به تبليغ و ارشاد مشغول گرديد، ولى به تدريج از عقايد رايج و مرسوم فاصله گرفته و چون تبليغات او و مريدانش، به ويژه "بورکلوجه مصطفى" و "طورلاق کمال"، با استقبال گسترده ترکمانان آناتولى مواجه شده، تصميم به راه اندازى قيامى گسترده بر ضدّ عثمانى گرفت. سرانجام بدرالدین به عنوان رهبر فکری به همراه مريدانش، قیام گسترده ای را در سال 819 ه.ق، آغاز نمودند که بخصوص از جانب شيعيان آناتولى مورد استقبال قرار گرفت. شرح قیام بدرالدین سماونه هنگامی که "بورکلوجه مصطفی" و "طورلق کمال" حمله خود را به غرب آسیای صغیر آغاز کردند و نخست پیروزیهای مهمی نیز به دست آوردند، بدرالدین با کمک پنهانی امیر ناراضی سینوپ، "ازنیق" را ترک کرده و به "روم ایلی" رفت . پس از آنکه شورش "بورکلوجه مصطفی" و "طورلق کمال" با قساوت بسیار سرکوب شده، طغیان "روم ایلی" نیز به شکست انجامید و بدرالدین به چنگ سربازان سلطان افتاده و او را به "سیروز" در "مقدونیه" نزد "سلطان محمد" که با "مصطفای دروغین" (دوزمه مصطفی) در حال جنگ بوده، بردند. اظهاراتی در باب قیام بدرالدین به عقيده صاحب نظران، قيام شيخ بدرالدين يک قيام در قالبى صوفيانه بوده؛ ضمن آنکه عقايد و تمايلات شيعيانه و غاليانه آن نمايان تر از عناصرصوفيانه آن بود. "اسماعيل حقى" که قيام شيخ بدرالدين را "نوعى قيام شيعه" دانسته، گفته، که اين قيام همانند "قيام بابا اسحاق" بوده و شيخ بدرالدين و مريدانش به همان شيوه "بابا اسحاق"، با تبليغ شيعه گرى در مناطق شيعه نشين آناتولى و روملى زمينه را براى تحقق اهداف خويش فراهم ساختند. همچنين همانند جنبش "بابائيه"، نيروى عمده اين جنبش را ترکمانان شيعه مذهب آناتولى تشکيل دادند، ليکن تمايلات شيعيانه و غاليانه پيروان اين جنبش، بسيار بيشتر از بابائيان بود. اقدامات سماوی بعد از شکست به هر حال، افکار و انديشه هاى شيخ بدرالدين پس از شکست از بين نرفته، بلکه با پيوستن مريدانش به ديگر طريقت هاى فعال در آناتولى، نظير "بکتاشيه" و "صفويه"، عناصرى از عقايد و انديشه هاى وى نيز به اين طريقت ها راه يافته و زمينه را براى پيدايش قيام هاى ديگرى از اين دست فراهم نمود. گرچه شرح حال بدرالدین به قلم نواده اش بخصوص "خلیل"، بر بیگناهی کامل او در تمام این وقایع تأکید داشته، اما تاریخ نگاران رسمی عثمانی او را به شرکت فعالانه در این شورش و حتی رهبری آن متهم کردند. 
بدرالدین مؤلفی پر کار بوده و نزدیک به پنجاه کتاب مفصل با مضامینی فقهی نوشت. مهمترین کتابهای صوفیانه او "واردات و نورالقلوب" بود. 
در جریان قیام بدرالدین سماوی و دستگیری آن، سرانجام وی را پس از محاکمه ای مشکوک، در سال 823 ه.ق، در شهر "سیروز" به جرم خیانت در ملا عام به دار آویختند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۸:۵۷

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۸:۵۸

بدرالدین سماوی

خلاصه زندگی نامه

 محمود بن اسرائیل مشهور به محمود بن قاضی سَماوْنَه و بدرالدین سِماوی، فقیه و صوفی و انقلابی برجسته عثمانی در قرن هشتم بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع