لودویگ وان بتهوون (به آلمانی Ludwig van Beethoven) در 16  دسامبر سال 1770  در شهر "بن" آلمان به دنیا آمد. وی یکی از موسیقیدانان برجسته آلمانی بود که بیشتر زندگی خود را در وین سپری کرد. بتهوون، به عنوان بزرگ ترین موسیقیدان تاریخ، همیشه مورد ستایش قرار گرفت. آوازه او موسیقیدانان، آهنگسازان، و شنوندگانش را در تمام دوران تحت تأثیر عمیق قرار داده، در میان آثار شناخته شده وی می توان از: سنفونی نهم، سنفونی پنجم، سنفونی سوم، سونات پیانو پاتتیک، مهتاب و هامرکلاویر، اپرای فیدلیو و میسا سولمنیس نام برد. او از سال 1800 به ناشنوایی تدریجی خود پی برد. برای یک آهنگساز و نوازنده هیج اتفاقی نمی تواند ناگوارتر از ناشنوایی باشد، اما این مشکل نتواست، مانع جدی ای برای بتهوون باشد. آخرین کارهای او شگفتی خاصی دارند، و بسیاری آن ها را مملو از معانی مرموز و ناشناخته می دانند. 
پدر بتهوون "یوهان وان بتهوون" اهل "هلند" و مادرش "ماگدالِنا کِوِریچ وان بتهوون" از تبار "اسلاو" بود. او در طول دوران زندگی اش عاشق "جولیتا" دخترعموی خواهران برونسویک( ترزا- ژوزفین- شارلوت) بوده که از بهترین دوستان خانوادگی او محسوب می شدند. اما مدتی بعد "جولیتا"، کنت جوان و پولداری را بر بتهوون فقیر ترجیح  داده و بتهوون را ترک کرد، تا با آن کنت، ازدواج نماید. شکست در این عشق ضربه سنگینی بر روان بتهوون حساس و زود رنج وارد کرده به طوری که می گویند یکی از دلیل های تصمیم بتهوون برای خودکشی و تنظیم وصیت نامه مشهورش (به جز علت اصلی یعنی بروز اختلال در شنوایی اش) ناکامی در این عشق سوزان بود. 
اولین معلم موسیقی بتهوون، پدرش بود. پدرش "یوهان" یکی از موسیقیدانان دربار "بن" بود، مردی الکلی که سعی داشت بتهوون را به زور کتک، به عنوان کودکی اعجوبه همانند "موتزارت" به نمایش بگذارد. هر چند استعداد بتهوون بزودی بر همه آشکار شد اما بعد از آن بتهوون تحت آموزش "کریستین گوت لوب نیفه" قرار گرفت. همچنین بتهوون تحت حمایت مالی شاهزاده "اِلِکتور" (همان درباری که پدرش در آن کار میکرد) قرار گرفت. بتهوون در سن 17 سالگی مادر خود را از دست داده و با درآمد اندکی که از دربار می گرفت مسئولیت دو برادر کوچکترش را بر عهده گرفت. 
بتهوون در سال 1792 به وین نقل مکان کرده و تحت آموزش "ژوزف هایدن" قرار گرفت. ولی "هایدن"  پیر در آن زمان در اوج شهرت بود و به قدری گرفتار، که زمان بسیار کمی را می توانست صرف بتهوون کند. به همین دلیل بتهوون را به دوستش "یوهان آلبرشت برگر" معرفی کرد. از سال 1794 بتهوون به صورت جدی و با علاقه شدید نوازندگی پیانو و آهنگسازی را شروع کرده و به سرعت به عنوان نوازنده چیره دست پیانو و نیز کم کم به عنوان آهنگسازی توانا، سرشناس شد. 
بتهوون برخلاف اکثر موسیقدانان به جای کار، در کلیسا یا دربار به کار آزاد پرداخته و خرج زندگی خود را از برگذاری اجراهای عمومی و فروش آثارش و نیز دستمزدی که عده ای از اشراف که به توانایی او پی برده بودند و به او می دادند، تأمین کرد. زندگی بتهوون، به عنوان موسیقیدان به سه دوره  تقسیم می شود: دوره آغازی در دوره آغازی که تقریبا از سال 1802 آغاز شده، کارهای بتهوون تحت تأثیر "هایدن" و "موتزارت" بود، در حالی که در همان زمان مسیرهای جدیدتر و به تدریج دید وسیع تری در کارهایش را کشف کرد. بعضی از آثار مهم وی در دوران آغازی: سنفونی های شماره 1 و 2، شش کوارتت زهی، دو کنسرتو پیانو، دوازده سونات پیانو (شامل سوناتهای مشهور پاتِتیک و مهتاب). دوره میانی دوران میانی، کمی بعد از بحران روحی بتهوون، به علت کری آغاز شد. آثار بسیار برجسته ای که درون مایه اکثر آنها شجاعت، نبرد و ستیز بوده در این دوران شکل گرفتند. این آثار بزرگ ترین و مشهورترین آثار موسیقی کلاسیک را شامل شده، که برخی از آثار وی شامل: شش سنفونی (شماره های 3 تا 8)، سه کنسرتو پیانو (شماره های 3 تا 5) و تنها کنسرتوی ویولن، پنج کوارتت زهی (شماره های 7 تا 11)، هفت سونات پیانو (شماره های 13 تا 19) شامل سوناتهای والدشتاین و آپاسیوناتا، و تنها اپرای بتهوون "فیدلیو" بود. دوره پایانی دوره پایانی فعالیتهای بتهوون در سال 1816 آغاز شد. آثار دوران پایانی بسیار قابل ستایشند و آنها را می توان عمیقا  متفکرانه و بسیار بیانگر سیمای شخصی بتهوون توصیف کرد. همچنین بیشترین ساختار شکنی های بتهوون را در آثار این دوره می توان یافت، به طور مثال، کوارتت زهی شماره 14 در دو دیِز مینور دارای 7 موومان است، همچنین بتهوون در آخرین موومان سنفونی شماره 9 خود از گروه کُر استفاده کرد. آثار برجسته این دوره: سونات پیانوی شماره 29 هامرکلاویر، میسا سولمنیس، سنفونی شماره 9، آخرین کواتت های زهی (12 –16) و آخرین سونات های پیانو (20 – 32). هم چنین بتهوون در این زمان، شنوایی خود را به طور کامل از دست داد. 
بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و به تلخی برخورد می کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشته و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. لباسهایش کثیف و در آپارتمانهای بسیار به هم ریخته زندگی می کرد. وی طی 35 سال زندگی در "وین" حدود چهل بار مکان زندگی اش را تغییر داد. در معامله با ناشرانش همیشه بی دقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت. بسیاری معتقدند موسیقی بتهوون بازتاب زندگی شخصی اوست که در اکثر اوقات تجسمی از نبرد و نزاع همراه با پیروزی است. مصداق این توصیف را می توان در اکثر شاهکارهای بتهوون که بعد از یک دشواری سخت در زندگی اش پدید آمدند یافت. بتهوون پس از مرگ برادرش "گاسپار"، بر سر حضانت برادر زاده اش "کارل" با همسر برادرش مدت 5 سال نزاع قانونی تلخی داشت و سرانجام بتهوون در این نزاع پیروز شد. ولی این پیروزی برای "کارل" فاجعه بود، زیرا زندگی با یک ناشنوا و مرد بی زن و غیر عادی در بهترین شکلش هم وحشتناک بود. سرانجام کارل اقدام به خودکشی کرد، (البته خودکشی کارل منجر به مرگ نشد) و بتهوون که سلامتی اش حالا کمتر شده بود زیر بار آن خرد شد. بی توجهی به اشراف بتهوون هیچگاه در خدمت اشراف وین نبوده زیرا بر این اعتقاد داشته که هنرمندان به اندازه اشراف قابل احترام اند. در یکی از روزهای ملاقات "گوته" با بتهوون در سال 1812 چنین نقل شده: «روزی گوته و بتهوون در کوچه های وین در حال قدم زدن بودند. جمعی از اشراف زادگان وینی از مقابل آنها در حال عبور از همان کوچه بودند. گوته به بتهوون اشاره می کند که بهتر است کناری بروند و به اشراف زادگان اجازه عبور دهند. بتهوون با عصبانیت می گوید که «ارزش هنرمند بیشتر از اشراف است. آنها باید کنار روند و به ما احترام بگذارند.» گوته بتهوون را رها می کند و در گوشه ای منتظر می ماند تا اشراف زادگان عبور کنند. کلاهش را نیز به نشانه احترام بر می دارد وگردنش را خم می کند.  بتهوون با همان آهنگ به راهش ادامه می دهد. اشراف زادگان با دیدن بتهوون کنار می روند و راه را برای عبور وی باز می کنند و به وی ادای احترام می کنند. بتهوون هم از میان آنها عبور می کند و فقط کلاهش را به نشانه احترام کمی با دست بالا می برد. در انتهای دیگر کوچه منتظر گوته می شود تا پس از عبور اشراف زاده ها به وی بپیوندد.» تلاش اشراف اتریشی برای حفظ بتهوون وِجهه او به قدری عظیم بود که وقتی در سال 1809 تهدید کرد که پستی را خارج از اتریش خواهد پذیرفت، سه نفر از نجبا ترتیبات خاصی برای نگهداشتن وی در وین به عمل آوردند. شاهزاده "کینسکی"، شاهزاده "لوبکوویتز"، "آرشیدوک رودلف" برادر امپراتور و شاگرد بتهوون داوطلب پرداخت حقوق سالانه به او شدند. تنها شرط آنها برای این قرار بی سابقه در تاریخ موسیقی این بود که بتهوون به زندگی در پایتخت اتریش ادامه دهد. توصیف هانس کلر از بتهوون با توجه به عمق و وسعت مکاشفات هنری بتهوون، همچنین موفقیت وی در قابل درک بودن برای دامنه وسیعی از شنوندگان، "هانس کلر" موسیقیدان و نویسنده انگلیسی اتریشی تبار، بتهوون را اینچنین توصیف کرد: «برترین ذهن در کل بشریت». 
بتهوون در سال 1802 در "هایلیگنشتاد" (روستایی خارج از وین) وصیت نامه ای خطاب به دو برادرش نوشت که به وصیتنامه "هایلیگنشتاد" معروف است. پس از واقعه هایلیگنشتاد و غلبه بر یأسش که ناشی از شکست عشقی بود، از سال 1803 تا 1804 ،سمفونی عظیم شماره 3 خود به نام "اروئیکا" را که نقطه تحول در تاریخ موسیقی بوده، تصنیف کرد. طی مبارزه چند ساله اش برای قیمومیت "کارل"، بتهوون کمتر آهنگ ساخت و وینی ها شروع به زمزمه کردند که کار او تمام است. بتهوون شایعات را شنید و گفت: «کمی صبر کنید، بزودی چیزی متفاوت خواهید فهمید» و اینطور شد. بعد از 1818 مسائل داخلی بتهوون مانع از انفجار خلاقیت او نشده و بعضی از بزرگ ترین آثارش: میسا سولمنیس، سنفونی شماره 9، آخرین سوناتهای پیانو و آخرین کوارتتهای زهی را به وجود آورد. 
بتهوون از سلامت کمی برخوردار بود، مخصوصاً بعد از سن 20 سالگی، زمانی که درد شکمش شروع به آزار دادنش کرد. اما علاوه بر این مشکلات جسمی، او درگیر چندین مشکل روحی نیز بود، که ناکامی در یک سری روابطه عشقی از جمله آن ها بود. در سال 1826 سلامت وی به شدت وخیم شد، تا اینکه یک سال بعد در 26 مارس 1827 از دنیا رفت. در آن زمان تصور شد، مرگش به دلیل مرض کبد بوده، اما تحقیقاتی که بر اساس دسته ای از موهای بتهوون که پس از مرگش باقی مانده بود انجام شد، نشان داد که مسمومیت سرب باعث بیماری و مرگ نابهنگام وی شد. (مقدار سرب خون بتهوون 100 برابر بیشتر از مقدار سرب در خون یک فرد سالم بود). احتمالا منبع این سرب از ماهیهای رودخانه آلوده "دانوب" و ترکیبی از سرب برای شیرین کردن شرابش بود. هم چنین بعید است ناشنوایی بتهوون به خاطر مسمومیت از سرب بوده باشد، برخی از تحقیقات نشان داد که اختلال در پادتن سیستم دفاعی بدن و دچار شدن به بیماری "لوپوس"، عامل آن بود. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۳۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۳۵

بتهوون

خلاصه زندگی نامه

 لودویگ وان بتهوون، به عنوان بزرگترین هنرمند تاریخ موسیقی و پیانو در قرون 18 و 19 ، و یکی از تأثیر گذارترین شخصیتهای موسیقی آلمان، در دوران کلاسیک و آغاز دوره رومانتیک بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع