بابی فیشر (Bobby Fischer) یازدهمین قهرمان شطرنج جهان در 9 مارس سال 1943 در شهر "شیکاگو" آمریکا متولد شد و در شش سالگی با شطرنج آشنا شد. بازی فیشر از همان آغاز پخته بود؛ جایی که بیشتر جوانها غرق در تاکتیک ها می شدند فیشر بازی پوزیسیونی را ترجیح می داد.او وقتی دانش آموز بود دائما مطالعه می کرد و نشریات شطرنج را می خواند .غریزه فیشر براین اساس بود که پوزیسیونهایی را که اغلب استادان به محض رسیدن به آن پیشنهاد تساوی می دادند ادامه می داد تا به فرصتهایی برای کسب برتری دست پیدا کند.بابی فیشر پس از انجام مسابقه ‌ای در سال 1992 میلادی در یوگوسلاوی سابق، بدلیل تخطی از مقررات بین‌المللی بازی شطرنج، تحت تعقیب قرار داشت. در سال 2005 میلادی، کشور ایسلند به وی "شهروندی" آن کشور را اعطا کرد تا مانع از استرداد وی به آمریکا شود.وی به دلیل سخنان یهودستیزانه و انکار هولوکاست و همچنین حمایت از حملات 11 سپتامبر گروه القاعده در آمریکا، مورد انتقاد شدید قرار داشت.این نابغه بزرگ شطرنج پس از زندگی پر ماجرای خود در سن 67 سالگی در آرامشی تلخ در "ریکیاویک" پایتخت "ایسلند" در گذشت. 
از پدر بابی فیشر به دفعات با نامهائی چون "جرارد"، "گرهارد"، و یا "گرهارت" یاد شده است که طبیب و متولد آلمان بوده است.اسناد معتبری پدر او را یک تبعه مجارستان معرفی میکنند که در یک آزمایشگاه تحقیقات دریائی کار میکرده است. پدر او از همسرش "رجینا" وقتی بابی تنها دو سال داشت جدا شد.فیشر پدر به فاصله کوتاهی پس از جدائی از همسرش آمریکا را ترک کرد و بابی و خواهر بزرگترش نزد مادرشان باقی ماندند. مادر او پرستار، معلم مدرسه و نیز متولد سوئیس بود.رجینا فیشر و فرزندانش ابتدا به "کالیفرنیا" رفتند و سپس به "آریزونا" نقل مکان کردند تا اینکه نهایتا این جا به جائی ها به "بروکلین" ختم شد، جائی که فیشر در آنجا رشد کرد و بزرگ شد.خانم فیشر شخصیتی مصمم و خودرأی داشت که پیشتاز بسیاری از جریانات صلح طلبانه روزگار خود بود و بر فرزندانش نیز نفوذی بی بدیل داشت. او بسیار تلاش کرد بابی فیشر را از تمرکز بر شطرنج باز دارد اما در عین حال نیز به او کمک می کرد برای شرکت در مسابقات مختلف پول جمع آوری کند.خانم فیشر یک یهودی بود ولی فرزندش هرچه بزرگ تر می شد از یهودیان متنفرتر می شد تا حدی که دیگر بیمارگونه شده بود. اما به هر حال مادر و فرزند ارتباط خود را در گذر ایام حفظ کردند تا اینکه مادر در سال1997 درگذشت.فیشر هرگز ازدواج نکرد گرچه از همسر غیر متعارفش در "مانیل" به نام "جوستین اونگ"، در سال 2000 صاحب فرزند دختری شد که "جینکی اونگ" نام گرفت و تنها بازمانده فیشر محسوب می گردد. 
فیشر وقتی 6 سال داشت خواهرش برای او شطرنجی خریداری کرد و برای اولین بار حرکات اصلی را به او آموزش داد. او در 8 سالگی به باشگاه شطرنج "بروکلین" نیویورک رفت تا در کلاسهای آموزشی شرکت کند و در 12 سالگی دیگر در جمع قوی ترین شطرنج بازان آمریکا که در باشگاه های شطرنج "مانهاتان" و "مارشال" گرد می آمدند، حضور می یافت.در آن دوران رقبای بزرگسال وی او را " پسر رباتی" و نیز " قاتل کاموائی" می خواندند. این القاب دو علت داشت؛ یکی میل ارضا نشدنی وی برای برد بود و دیگر اینکه همیشه از لباس های متعدد کاموائی استفاده می کرد.در سال 1956 فیشر در 13 سالگی جوان ترین بازیکن شطرنجی بود که در مسابقات قهرمانی جوانان آمریکا مقام نخست را کسب کرد. در همان سال و در جریان مسابقات "جام لسینگ روزنوالد" که از مهمترین مسابقات محسوب می شد و حضور در آن بر اساس دعوت صورت می گرفت، او نخستین شاهکار خود را خلق کرد و بر استاد بین المللی "دونالد بایرن" پیروز شد. 
نشریه شطرنج "چس ریویو" این مسابقه را (بازی قرن) لقب داد و امروز نیز با همان عنوان از آن یاد می شود. سال بعد او نه فقط مقام خود را در مسابقات قهرمانی جوانان آمریکا تکرار کرد بلکه توانست اولین قهرمانی از سلسله 8 قهرمانی خود را در آمریکا کسب کند، و همین امر باعث گردید او در 14 سالگی به عنوان جوان ترین کسی که موفق به کسب این عنوان شد شناخته شود. شیوه پیروزی های وی نیز کمتر از آن شگفت انگیز نبود.در 13 مسابقه ای که با بهترین بازیکنان آمریکا برگزار کرد صاحب 8 پیروزی شد و 5 تساوی گرفت، بدون اینکه باختی داشته باشد. سال بعد در 15 سالگی او جوان ترین کسی بود که موفق شده بود مقام استاد بزرگی را کسب کند و این عالی ترین مقامی است که در شطرنج می توان به آن نایل شد. 
او در دبیرستان "اراسموس هال" بروکلین درس می خواند اما چون کلاسهای درس دبیرستان تمرکز او را بر شطرنج سلب میکرد، در 16 سالگی ترک تحصیل کرد.مهاجمی درخشان در عرصه شطرنج بود و او را یک مهاجم بی رحم می شناختند. او نیز در مورد رقبایش می گفت عاشق دیدن سرگردانی آن ها است.او از همان آغاز میل استوار خود را برای تفکر اصیل و همراه با مطالعه منحصر به فرد عیان ساخته بود. به نحوی که تسلط و احاطه او بر ادبیات شطرنج بر همگان مسلم بود.در شطرنج او به استراتژی "گامبی شاه" علاقمند بود که یک مانور گشایشی است و در آن سفید یک پیاده جناح شاه را قربانی میکند تا به یک حمله سریع دست یابد.پیش از او برای مدت مدیدی این گشایش، خطرآفرین و رمانتیک محسوب می گردید، اما فیشر این گشایش را در جریان مسابقات قهرمانی آمریکا، به نحوی تماشائی در مقابل استاد بزرگ "لاری اوانس" مورد استفاده قرار داد.شاید این دوره موفق ترین عملکرد فیشر در عمر مسابقاتی اش بوده باشد، زیرا در طی آن با 11 برد و بدون باخت و یا تساوی مسابقات را به پایان رساند. 
"بروس پاندولفی" نویسنده و معلم شطرنج در مورد وی نوشت: «او جهان شطرنج را با هیجانی وصف ناپذیر مواجه کرد.»در مسابقات 1964 او یکی دیگر از بازی های تاریخی خود را در مقابل استاد بزرگ "رابرت بایرن" خلق کرد. "بایرن" در آن مسابقه نهایتا بازی را در شرایطی که به لحاظ ارزش مهره ها برتری داشت واگذار کرد. او بعد ها گزارشگر نیویورک تایمز در رشته شطرنج شد در مورد آن این گونه نوشت: «آن (فیشر)، یکی از درخشان ترین ضد حمله ها بود؛ او با مهره سیاه بازی می کرد. قربانی که داد، من نتوانستم عمق آن را درک کنم. ترکیب بسیار ژرف و زیبائی بود.نتیجه آنقدر غیر متعارف بود که بسیاری از استادان بزرگ را نیز که بازی را برای تماشاگران تحلیل و تفسیر می کردند گیج کرده بود. حرکت به ماورا آقای فیشر، همیشه فردی جنجالی بوده است.»"گری کاسپاروف" شطرنج باز معروف روسی که از 1985 تا 1994 قهرمان شطرنج آماتوری جهان و از آن تاریخ تا اوایل دهه جاری قهرمان شطرنج حرفه ای دنیا شناخته می شد، گفته است: «فیشر را باید پیشاهنگ و حتی پایه گذار شطرنج حرفه ای نامید، هرچند صحبت های بی پروای او در عمل یک عامل تبلیغی مناسب برای این رشته ورزشی خاص تلقی نمی شدند. بزرگترین افسوس من این است که او را هرگز از نزدیک ملاقات نکردم.»"کاسپاروف" زمستان 2008 و چند روز پس از مرگ نابغه شطرنج می گوید: «فیشر مهارت غیرقابل انکاری در بررسی صفحه شطرنج و حرکت مهره های خود بر روی آن داشت و این خصلت را به خوبی با فاکتور جنگ روانی و ستیزهای روحی همراه می ساخت و از این طریق تبدیل به بازیکنی غیرقابل دستیابی می شد.»"سه وی توزار گلیگوریچ" دوست سال های طولانی فیشر نیز با این گمانه زنی موافق بود و می گفت: «فیشر بسیار محکم و قوی از مواضع و محل استقرار مهره هایش روی صفحه شطرنج دفاع می کرد و حاضر به قربانی کردن هر چیزی بود و در این گونه مسائل استاد نشان می داد.»در اولین سالهای دهه 60 خود را بزرگتر از آنچه که بود می انگاشت. او در مصاحبه ای با مجله "هارپر" اظهار نظر کرده بود که زنان نمی توانند بازیکنان بزرگی در شطرنج باشند. 
در سال 1992 یعنی در بیستمین سالگرد مبارزه تاریخی اش با "اسپاسکیفیشر" او مبارزه جنجالی را ترتیب داد. وی در بلگراد ظاهر شد تا دوباره با "اسپاسکیفیشر" دیدارهایی دوستانه داشته باشد، اما این مسئله در تعارض با قواعد بین المللی و نوع سیاست گذاری دولت آمریکا در آن زمان بود که سفر اتباع این کشور را به یوگسلاوی در اوج جنگ بالکان غیر قانونی می شمرد.با توجه به اینکه او در این رقابت دو جانبه در 30 دور مسابقه توانست با نتیجه 5/17 بر 5/15 بر رقیب خود پیروز شود اما تخطی از قوانین کشور آمریکا برای او گران تمام شد و او را با مسائل جدیدی رو به رو کرد و فیشر بعد از آن در هیچ مسابقه ای شرکت نکرد. 
فیشر بعد از کسب عنوان جهانی در سال 1972 دیگر حاضر نشد آن طور که باید و شاید در صحنه حاضر باشد و چون در سال 1975 از رویارویی با "کارپوف" سرباز زد، مقام قهرمانی جهان را به این حریف سپرد.پس از آن بود که فیشر ناپدید و کمتر در اجتماعات رؤیت شد و حالت پارانویا و نگرانی های افراطی وی زمانی فزونی گرفت که در سال 1981 قیافه بی نظم و موهای به هم ریخته او بهانه ای برای اشتباه گرفتن وی با یک سارق بانک در ایالت کالیفرنیای آمریکا شد.فیشر مطمئن گشت که دست هایی علیه وی در کار است و رسانه های آمریکا را متهم به مسموم کردن افکارعمومی علیه خویش کرد. او بخصوص از این قضیه ناراحت بود که چرا این رسانه ها در توصیف وی مکرراً از واژه های «عجیب و غریب» و «غیرعادی» و «دیوانه وار» سود می جویند و به چه سبب اصرار در به تصویر کشیدن یک کاراکتر ناآرام از وی دارند.در سال 1992 که فیشر با نادیده گرفتن تذکر اکید دولت آمریکا برای مسابقه ای تکراری اما دوستانه با اسپاسکی به یوگسلاوی رفت، وقتی متن تذکرنامه این دولت را به فیشر نشان دادند، او آن را فاقد کوچک ترین ارزشی توصیف کرد و آن ورقه را به گوشه ای پرت کرد و سپس اسپاسکی را از نو برد و این بار 3 میلیون دلار دستمزد گرفت و قول داد که حتی یک دلار آن را نیز به عنوان مالیات نپردازد و چنین کرد. 
فیشر از آن زمان به بعد از جانب آمریکا یک قانون شکن شمرده شد و تحت پیگرد قرار گرفت. این مسئله سبب گشت او مثل سال های 1975 تا 1992 در اکثر اوقات ناپدید و در عزلت باشد، ولی هر از چندگاه در مصاحبه هایی با "رادیو فیلیپین" دولت زیاده خواه آمریکا را بکوبد و صهیونیست ها را مشتی سارق و جانی بنامد.این چنین بود که وقتی در سال 2004 با یک پاسپورت منقضی شده آمریکایی در فرودگاه "ناریتای ژاپن" دستگیر شد، تلاش زیادی از سوی آمریکایی ها برای دیپورت شدن او به آن کشور و محاکمه شدنش به جرم های فوق صورت گرفت، اما فیشر از این قضیه رست و پس از 9 ماه بلاتکلیفی با کمک و مشارکت دولت "ایسلند"، به آن کشور بازگشت و تا آخرین روز ناآرام و پر ماجرای زندگی اش در همان جا ماند. 
فیشر مخالف درجه اول صهیونیسم بود و از هر فرصتی برای بیان مضار و جنایات آنها سود می جست و دائماً در این زمینه روشنگری می کرد. اظهارات ضدآمریکایی فیشر نیز پیوسته بیشتر می شدند که هر چند امور بسیار پرارزشی بودند و پرده از تخلفات گسترده آمریکایی ها و دستیاران اسرائیلی آنها برداشت اما به اعتقاد "کاسپاروف" سبب می شد که دیگر وقت لازم را به شطرنج اختصاص ندهد. 
گفته می شود فیشر سالهای پس از فوت مادرش کاملا روان پریش شده بود. خواهر او نیز به فاصله کوتاهی پس از مادر فوت کرد و آشنایان او معتقدند از دست دادن آن دو موجب زوال عقلانیت فیشر گردید."بیرن" به یاد می آورد که در جریان مسابقاتی در "بلغارستان" به فیشر پیشنهاد کرده بوده است سری به یک روانپزشک بزند، اما فیشر پاسخ داده بود که روانپزشک می بایست مبلغ زیادی به او بپردازد تا شایستگی کار بر روی مغز او را به دست آورد.در مقطعی، او شروع به طرح درخواست های غیرمتعارفی ازبرگزارکنندگان مسابقات، نظیر تأمین نور خاص، صندلی مخصوص، شرایط ویژه برای تضمین سکوت در محیط مسابقه می کرد.او شکایت می کرد رقبایش سعی داشتند غذای اورا مسموم سازند، اتاق او در هتل ساس داشته است، یا اینکه روسها در مسابقات تبانی می کردند و به صورتی پیش ساخته تساوی می کردند.او حتی در مقطعی از پرواز با هواپیما می ترسید و تصور می کرد روس ها ممکن است در هواپیمای او تله انفجاری کار بگذارند.این شرایط مجموعاَ باعث گردید او کمتر و کمتر بازی کند؛ گاه ماه ها می گذشت و او در مسابقات حضور پیدا نمی کرد و به تدریج این زمزمه قوت گرفت که فیشر از شکست می هراسد اما در عین حال همیشه هم باز می گشت و در سطحی بازی میکرد که نظیری برای آن نمی شد یافت.فیشر در ماه های اخیر زندگی اش بیمار و اغلب بستری بود و خبر آن نیز در سایت های اینترنتی شطرنج آمده بود و دوستداران این ورزش فکری از آن مطلع شده بودند.  با این حال به گفته "اینار اینارسون" سرکرده گروهی که در سال های اخیر روند کوشش برای اهدای پناهندگی و تابعیت ایسلند به فیشر را هدایت می کرد می گفت: «وی مردی نبود که به دنبال توجه و رسیدگی پزشکان و درمان خویش باشد و اصولاً به داروها و روش معالجه غربی ها اعتقادی نداشت». 
در سال 2001 بعد از واقعه 11 سپتامبر فیشر در یک برنامه رادیویی در فیلیپین اتفاق مذکور را رویدادی عالی خواند و گفت: «فقط این گونه مسائل سبب خواهد شد که دولت تروریستی آمریکا سر جایش بنشیند و صهیونیست ها که دستی در این دولت دارند، تنبیه شوند».او در ادامه عنوان کرده بود حملات بر علیه برجهای دو قلو و پنتاگون، اخباری فوق العاده بوده و اینکه او آرزوی فرا رسیدن روزی را داشته است که نظامیان قدرت را در دست می گرفتند و تمامی کنیسه ها را می بستند، تمامی یهودیان را دستگیر می کردند و صد ها هزار تن رهبران آنها را اعدام می کردند. 
پس از مصاحبه جنجالی فیشر با برنامه رادیوییدر فیلیپن، دولت آمریکا بیش از هر زمانی وی را تعقیب می کرد و خواستار بازداشت و محاکمه وی بود و رفتن او به ایسلند تنها گزینه ای بود که وی داشت.او مدتها به صورت خود تبعید در "بوداپست"، ژاپن و احتمالا در "فیلپین" و "سوئیس" روزگار گذرانید تا اینکه بالاخره درسال 2005 به شهروندی ایسلند در آمد. 
فیشر در اواخر زندگی اش و حضورش در ایسلند بسیار با خودش درگیربوده است به گونه ای بود که موجب شده بود دست به هیچ کاری نزند و آنقدر منزوی شده بود که از همگان و حتی کسانی که از علاقمندان واقعی دنیای شطرنج به شمار میرفتند دوری می کرد.فیشر آخر زندگی خود را در شرایطی ابهام آمیز زیست و نهایتا پس از ترک تابعیت آمریکایی خود در "ریکیاویک ایسلند" استقرار یافت. او با وجود اینکه قویترین شطرنج باز در تاریخ آمریکا محسوب می شود در عین حال یکی از پیچیده ترین چهره ها بوده است و در سکوت مطلق و به دور همه زندگی گذراند در این مدت به جز چند دوست قدیمی و صمیمی اش کسی با او در ارتباط نبودند.به گفته "اینارسون" او از این شرایط نیز راضی نبود، زیرا به نظر می رسید که داخل این کشور محبوس شده و حق سفر ندارد. سفر تازه و آخر او، این مشکل را هم حل کرده است.بابی فیشر سرانجام در سال 2007 در "ریکیاویک" پایتخت آیسلند در سن 64 سالگی در سکوتی تلخ در گذشت.مرگ او توسط "گاردارسوریسون" که یکی از دوستان نزدیک فیشر محسوب می گردید مورد تایید قرار گرفت.سوریسون در جمع خبرنگاران علت مرگ بابی را نارسایی کلیوی اعلام کرد . 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۶:۵۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۷:۰۳

بابی فیشر

خلاصه زندگی نامه

 بابی فیشر، نابغه شطرنج و بزرگترین قهرمان شطرنج جهان و از شخصیت های بسیار معروف در کشور آمریکا؛ او به دلیل انتقاداتش از دولت امریکا و سخنان یهود ستیزانه اش در مورد هولوکاست و 11 سپتامبر مورد انتقاد شدید از سوی آمریکا قرار گرفت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع