رابرت جرارد بابی ساندز (Robert Gerard "Bobby" Sands) در 9 مارس 1954 در شهر "ابوتز کراس" (Abbots Cross) ایرلند شمالی در یک خانواده کاتولیک متولد گشت. وی فرزند بزرگ "جان" و"رزالین"  بود که علاوه بر وی یک دختر و پسر دیگر نیز داشتند. خانواده وی بعدها مجبور به مهاجرت به "راتکول" (Rathcoole)، شهری درجنوب غربی ایرلند شدند. بابی ساندز پس از ترک دبیرستان، در سن 16 سالگی به عنوان شاگرد مکانیک مشغول به کار شد. پس از آن بود که به عضویت اتحادیه کارگری ایرلند درآمد. اما به زور اسلحه وفاداران به تاج و تخت انگلستان، مجبور به ترک کار خود شد. بابی ساندز با آنکه به یک خانواده کاتولیک ایرلندی متعلق بود اما مدالهای زیادی از کلوپهای ورزشی پروتستان داشت. او همواره خواستار خروج ارتش بریتانیا از شمال ایرلند بود و به همین دلیل در 18 سالگی وارد ارتش آزادی خواه ایرلند شد.  بابی در ژوئن 1972 و در سن 18 سالگی به خاطر تهدید وفاداران، شهر "راتکول" را ترک نموده و به نزد خانواده‌اش در غرب بلفاست (Belfast) (پایتخت ایرلند شمالی) رفت. وی یک سال بعد به جرم حمل اسلحه دستگیر و به 5 سال زندان محکوم شد. 6 ماه پس از آزادی در 1977 دوباره به همین جرم و این بار به 14 سال زندان محکوم شد، ولی به محض ورود به زندان در اعتراض به رفتار دولت از پوشیدن لباس زندانیان امتناع کرد و خواستار این شد که او را به عنوان یک زندانی سیاسی بشناسند نه زندانی جنایی. در مارس 1981 بابی ساندز اعتصاب غذای تاریخی خود را آغاز کرد. کمی پس از آغاز اعتصاب غذای بابی ساندز یکی از نمایندگان محلی ایرلندی درگذشت و بابی در حالی که زندانی سیاسی بود، از طرف مردم بجای وی انتخاب شد. دولت بریتانیا حاضر به پذیرش این انتخابات نشد و حتی قانون انتخابات را بنحوی تغییر داد که دیگر زندانیان جمهوریخواه نتوانند داوطلب شرکت در آن شوند. دولت بریتانیا حاضر به پذیرش خواست‌های بابی ساندز و دیگر زندانیان جمهوریخواه نشد. سرانجام بابی ساندز پس از 66 روز اعتصاب غذا در سن 27 سالگی در 5 می 1981 در زندان بلفاست درگذشت.

رابرت جرارد بابی ساندز (Robert Gerard "Bobby" Sands) در 9 مارس 1954 در شهر "ابوتز کراس" (Abbots Cross) ایرلند شمالی در یک خانواده کاتولیک متولد گشت. وی فرزند بزرگ "جان" و"رزالین" بود که علاوه بر وی یک دختر و پسر دیگر نیز داشتند. خانواده وی بعدها مجبور به مهاجرت به "راتکول" (Rathcoole)، شهری درجنوب غربی ایرلند شدند. بابی ساندز پس از ترک دبیرستان، در سن 16 سالگی به عنوان شاگرد مکانیک مشغول به کار شد. پس از آن بود که به عضویت اتحادیه کارگری ایرلند درآمد. اما به زور اسلحه وفاداران به تاج و تخت انگلستان، مجبور به ترک کار خود شد. بابی ساندز با آنکه به یک خانواده کاتولیک ایرلندی متعلق بود اما مدالهای زیادی از کلوپهای ورزشی پروتستان داشت. او همواره خواستار خروج ارتش بریتانیا از شمال ایرلند بود و به همین دلیل در 18 سالگی وارد ارتش آزادی خواه ایرلند شد. بابی در ژوئن 1972 و در سن 18 سالگی به خاطر تهدید وفاداران، شهر "راتکول" را ترک نموده و به نزد خانواده‌اش در غرب بلفاست (Belfast) (پایتخت ایرلند شمالی) رفت. وی یک سال بعد به جرم حمل اسلحه دستگیر و به 5 سال زندان محکوم شد. 6 ماه پس از آزادی در 1977 دوباره به همین جرم و این بار به 14 سال زندان محکوم شد، ولی به محض ورود به زندان در اعتراض به رفتار دولت از پوشیدن لباس زندانیان امتناع کرد و خواستار این شد که او را به عنوان یک زندانی سیاسی بشناسند نه زندانی جنایی. در مارس 1981 بابی ساندز اعتصاب غذای تاریخی خود را آغاز کرد. کمی پس از آغاز اعتصاب غذای بابی ساندز یکی از نمایندگان محلی ایرلندی درگذشت و بابی در حالی که زندانی سیاسی بود، از طرف مردم بجای وی انتخاب شد. دولت بریتانیا حاضر به پذیرش این انتخابات نشد و حتی قانون انتخابات را بنحوی تغییر داد که دیگر زندانیان جمهوریخواه نتوانند داوطلب شرکت در آن شوند. دولت بریتانیا حاضر به پذیرش خواست‌های بابی ساندز و دیگر زندانیان جمهوریخواه نشد. سرانجام بابی ساندز پس از 66 روز اعتصاب غذا در سن 27 سالگی در 5 می 1981 در زندان بلفاست درگذشت.


بابی در خانواده ایی کاتولیک به دنیا آمد. اولین خواهر او "مارسلا" (Marcella) بود که در آوریل 1955 به دنیا آمد و خواهر دوم او "برنادت" (Bernadette) بود که در نوامبر 1958 به دنیا آمد. "برنادت" عضو جنبش جمهوری خواه ایرلند بود. او مخالف توافق بلفاست بود و می گفت که برادرش برای شهروندان ملی گرای بریتانیایی که در ایرلند شمالی بودند نمرد. ازدواج ساندز با دختری به نام "جرالدین نودا" (Geraldine Noade) ازدواج کرد. زمانی که او در 3 مارس 1973 به جرم سرقت در زندان به سرمی برد، پسر او "جرارد" (Gerard) متولد شد. جرالدین خیلی زود از ساندز جدا شد و با پسرش در انگلستان زندگی کرد.

بابی در خانواده ایی کاتولیک به دنیا آمد. اولین خواهر او "مارسلا" (Marcella) بود که در آوریل 1955 به دنیا آمد و خواهر دوم او "برنادت" (Bernadette) بود که در نوامبر 1958 به دنیا آمد. "برنادت" عضو جنبش جمهوری خواه ایرلند بود. او مخالف توافق بلفاست بود و می گفت که برادرش برای شهروندان ملی گرای بریتانیایی که در ایرلند شمالی بودند نمرد. ازدواج ساندز با دختری به نام "جرالدین نودا" (Geraldine Noade) ازدواج کرد. زمانی که او در 3 مارس 1973 به جرم سرقت در زندان به سرمی برد، پسر او "جرارد" (Gerard) متولد شد. جرالدین خیلی زود از ساندز جدا شد و با پسرش در انگلستان زندگی کرد.


بابی ساندز از اهالی ایرلند شمالی بود. ایرلند شمالی به عنوان بخشی از امپراطوری بریتانیا بیش از چند دهه مستقیماً با حکومت لندن در حال جنگ برای بدست آوردن استقلال و عزت ملی خود بود. کشتار مردم در طول تاریخ توسط حکومت مرکزی انگلیس، خود، بخشی از تاریخ تلخ ایرلند شمالی است. پیوستن به ارتش مشروط جمهوری ایرلند ساندز در سال 1972 به ارتش مشروط جمهوری ایرلند (Provisional IRA) پیوست. ارتش ایرلند در سال 1969 و در پی برخی اختلافات ایدئولوژیکی و تاکتیکی شکل گرفته بود و هدف آن کسب استقلال ایرلند شمالی از انگلستان بود. دستگیری و محکومیت بابی در اکتبر 1972 به اتهام مالکیت چهار سلاح سبک که در خانه محل سکونت وی کشف شده بودند. بازداشت شد. وی در آوریل 1973 به چهار سال زندان محکوم شد و در آوریل 1976 از زندان آزاد گشت. وی پس از آزادی از زندان فعالیت خود را در جنبش استقلال ‌طلبی ایرلند شمالی ادامه داد و چند بار دیگر نیز محاکمه گشت تا اینکه در سال 1977 به جرم حمل سلاح گرم به 14 سال زندان محکوم شد. وی این دوره 14 ساله را باید در زندان "اچ‌ام پریون میز" (M H Precision) که با نام "لانگ‌ کش" (Long Kesh) نیز خوانده می‌شد سپری می‌کرد. ادامه مبارزه در زندان بابی در زندان نیز به مبارزاتش ادامه داد و خواهان به رسمیت شناختن حقوق زندانیانی چون خودش به عنوان زندانیان سیاسی و نه جنایی شد. اتفاقی که اگر می‌افتاد شرایط زندان را برایش سهل ‌تر می‌ کرد. ساندز در زندان به نوشتن مطالب برای روزنامه و سرودن شعر روی آورد. اشعار وی در روزنامه "فوبلاخت" (An Phoblacht) جمهوری ایرلند منتشر می ‌گشتند.

بابی ساندز از اهالی ایرلند شمالی بود. ایرلند شمالی به عنوان بخشی از امپراطوری بریتانیا بیش از چند دهه مستقیماً با حکومت لندن در حال جنگ برای بدست آوردن استقلال و عزت ملی خود بود. کشتار مردم در طول تاریخ توسط حکومت مرکزی انگلیس، خود، بخشی از تاریخ تلخ ایرلند شمالی است. پیوستن به ارتش مشروط جمهوری ایرلند ساندز در سال 1972 به ارتش مشروط جمهوری ایرلند (Provisional IRA) پیوست. ارتش ایرلند در سال 1969 و در پی برخی اختلافات ایدئولوژیکی و تاکتیکی شکل گرفته بود و هدف آن کسب استقلال ایرلند شمالی از انگلستان بود. دستگیری و محکومیت بابی در اکتبر 1972 به اتهام مالکیت چهار سلاح سبک که در خانه محل سکونت وی کشف شده بودند. بازداشت شد. وی در آوریل 1973 به چهار سال زندان محکوم شد و در آوریل 1976 از زندان آزاد گشت. وی پس از آزادی از زندان فعالیت خود را در جنبش استقلال ‌طلبی ایرلند شمالی ادامه داد و چند بار دیگر نیز محاکمه گشت تا اینکه در سال 1977 به جرم حمل سلاح گرم به 14 سال زندان محکوم شد. وی این دوره 14 ساله را باید در زندان "اچ‌ام پریون میز" (M H Precision) که با نام "لانگ‌ کش" (Long Kesh) نیز خوانده می‌شد سپری می‌کرد. ادامه مبارزه در زندان بابی در زندان نیز به مبارزاتش ادامه داد و خواهان به رسمیت شناختن حقوق زندانیانی چون خودش به عنوان زندانیان سیاسی و نه جنایی شد. اتفاقی که اگر می‌افتاد شرایط زندان را برایش سهل ‌تر می‌ کرد. ساندز در زندان به نوشتن مطالب برای روزنامه و سرودن شعر روی آورد. اشعار وی در روزنامه "فوبلاخت" (An Phoblacht) جمهوری ایرلند منتشر می ‌گشتند.


زمانی که ساندز در زندان به سرمی برد، مقالات و نامه هایی با نام مستعار "مارسلا" (Marcella )، خواهرش، در مجله های جمهوری خواه منتشرمی کرد. دیگرنوشته هایی که به او منسوب هستند؛ رمان "یک روز در زندگی من" (One Day in My Life ) و "آهنگ غم انگیز برای سوزان" ("Sad Song For Susan") شعر "Skylark Sing Your Lonely Song" و متن ترانه هایی با نام "Back Home in Derry"  و "McIlhatton" که بعدها توسط  "کریستوفر اندرو کریستی مور" (Christopher Andrew Christy Moore) (خواننده وترانه سرای ایرلندی) ثبت شد.

زمانی که ساندز در زندان به سرمی برد، مقالات و نامه هایی با نام مستعار "مارسلا" (Marcella )، خواهرش، در مجله های جمهوری خواه منتشرمی کرد. دیگرنوشته هایی که به او منسوب هستند؛ رمان "یک روز در زندگی من" (One Day in My Life ) و "آهنگ غم انگیز برای سوزان" ("Sad Song For Susan") شعر "Skylark Sing Your Lonely Song" و متن ترانه هایی با نام "Back Home in Derry" و "McIlhatton" که بعدها توسط "کریستوفر اندرو کریستی مور" (Christopher Andrew Christy Moore) (خواننده وترانه سرای ایرلندی) ثبت شد.


بابی در زندان "بلفاست " به عنوان یک مجرم جنایی به جرگه مردان پتوپوش درآمد. زندانیانی که حبس خود را سیاسی می دانستند و برای اعتراض به شرایط حاکم بر این زندان که به عقیدۀ آن‌ها تنها برازندۀ زندانیان جانی بود، به جای پوشیدن لباس متحد الشکل زندان از پتوهای زندان استفاده می‌ کردند و آن‌ها را به دور خود می‌ پیچیدند.این در حالی بود که دولت بریتانیا تمایلی به اجرای خواسته‌های این گروه از زندانیان نشان نمی ‌داد و شرایط را روز به روز برایشان سخت و غیرقابل‌ تحمل‌ تر می‌کرد. چنین بود که ساندز ناگزیر، در مارس 1981 اعتصاب غذای تاریخی خود را با فهرستی بلند از خواسته‌های مختلف آغاز کرد. خواسته های بابی ساندز بابی ساندز اعتصاب غذای تاریخی خود را با این خواسته ها آغاز کرد: - پوشیدن لباس غیرزندانی -عدم کار اجباری -حق اجتماع آزاد زندانیان و مطالعه و آموزش -حق ملاقات هفتگی -داشتن نامه و بسته -حق دریافت حکم همانند دیگر زندانیان

بابی در زندان "بلفاست " به عنوان یک مجرم جنایی به جرگه مردان پتوپوش درآمد. زندانیانی که حبس خود را سیاسی می دانستند و برای اعتراض به شرایط حاکم بر این زندان که به عقیدۀ آن‌ها تنها برازندۀ زندانیان جانی بود، به جای پوشیدن لباس متحد الشکل زندان از پتوهای زندان استفاده می‌ کردند و آن‌ها را به دور خود می‌ پیچیدند.این در حالی بود که دولت بریتانیا تمایلی به اجرای خواسته‌های این گروه از زندانیان نشان نمی ‌داد و شرایط را روز به روز برایشان سخت و غیرقابل‌ تحمل‌ تر می‌کرد. چنین بود که ساندز ناگزیر، در مارس 1981 اعتصاب غذای تاریخی خود را با فهرستی بلند از خواسته‌های مختلف آغاز کرد. خواسته های بابی ساندز بابی ساندز اعتصاب غذای تاریخی خود را با این خواسته ها آغاز کرد: - پوشیدن لباس غیرزندانی -عدم کار اجباری -حق اجتماع آزاد زندانیان و مطالعه و آموزش -حق ملاقات هفتگی -داشتن نامه و بسته -حق دریافت حکم همانند دیگر زندانیان


هنوز چند روز از آغاز اعتصاب او نگذشته بود که به دنبال مرگ یکی از نمایندگان محلی ایرلند در پارلمان، مردم ایرلند بابی ساندز را به جای وی انتخاب کردند. نماینده‌ای که هنوز زندانی دولت بریتانیا بود و این اتفاق بر زندانبانانش گران می‌آمد. در نتیجه دولت بریتانیا نه ‌تنها نتایج انتخابات را نپذیرفت، بلکه قانون انتخابات را تغییر داد و با تصویب طرحی که نمایندگی آن دسته از زندانیان زندان‌های بریتانیا که حکم بیش از یک سال حبس داشتند را ممنوع می ‌کرد، کاری کرد که زندانیان جمهوری‌خواه دیگر نتوانند داوطلب شرکت در انتخابات شوند. دولت بریتانیا نه‌ تنها هیچ ‌یک از خواست‌های بابی ساندز را نپذیرفت بلکه در عوض تلاش کرد با القاء اینکه اعتصاب غذا راهی برای خودکشی است؛ او را که به عنوان یک انقلابی مذهبی و البته غیرکاتولیک شناخته می ‌شد در مقابل اعتقاداتش قرار دهد. اما بابی ساندز خطاب به فرستادگان کلیسا گفته بود: «به جای اینکه به من فشار بیاورید که دست از اعتصاب غذا بردارم بروید از دولت انگلیس بخواهید که دست از سر ما بردارد. به دولت انگلیس فشار بیاورید.»

هنوز چند روز از آغاز اعتصاب او نگذشته بود که به دنبال مرگ یکی از نمایندگان محلی ایرلند در پارلمان، مردم ایرلند بابی ساندز را به جای وی انتخاب کردند. نماینده‌ای که هنوز زندانی دولت بریتانیا بود و این اتفاق بر زندانبانانش گران می‌آمد. در نتیجه دولت بریتانیا نه ‌تنها نتایج انتخابات را نپذیرفت، بلکه قانون انتخابات را تغییر داد و با تصویب طرحی که نمایندگی آن دسته از زندانیان زندان‌های بریتانیا که حکم بیش از یک سال حبس داشتند را ممنوع می ‌کرد، کاری کرد که زندانیان جمهوری‌خواه دیگر نتوانند داوطلب شرکت در انتخابات شوند. دولت بریتانیا نه‌ تنها هیچ ‌یک از خواست‌های بابی ساندز را نپذیرفت بلکه در عوض تلاش کرد با القاء اینکه اعتصاب غذا راهی برای خودکشی است؛ او را که به عنوان یک انقلابی مذهبی و البته غیرکاتولیک شناخته می ‌شد در مقابل اعتقاداتش قرار دهد. اما بابی ساندز خطاب به فرستادگان کلیسا گفته بود: «به جای اینکه به من فشار بیاورید که دست از اعتصاب غذا بردارم بروید از دولت انگلیس بخواهید که دست از سر ما بردارد. به دولت انگلیس فشار بیاورید.»


بابی ساندز آنقدر در اعتصاب خود پافشاری کرد که سرانجام در روز 5 می ‌1981 پس از 66 روز گرسنگی و اعتصاب غذا در 27 سالگی در بیمارستان زندان درگذشت و مرگ او دولت بریتانیا را درگیر بحرانی تازه کرد. بحران پاسخگویی در برابر مرگ اسیری که در زندان "بلفاست" جان باخته بود.

بابی ساندز آنقدر در اعتصاب خود پافشاری کرد که سرانجام در روز 5 می ‌1981 پس از 66 روز گرسنگی و اعتصاب غذا در 27 سالگی در بیمارستان زندان درگذشت و مرگ او دولت بریتانیا را درگیر بحرانی تازه کرد. بحران پاسخگویی در برابر مرگ اسیری که در زندان "بلفاست" جان باخته بود.


واکنش مردم و مقامات بریتانیا به خبرمرگ بابیاعلام خبر مرگ بابی ساندز باعث بروز نا آرامی در مناطق ملی ‌گرای ایرلند شد. بیش از 100/000 نفر در مراسم خاکسپاری وی شرکت نمودند. ساندز در زمان مرگ به مدت 25 روز عضو پارلمان انگلستان بود اگرچه هنوز ادای سوگند نکرده و بر کرسی خود تکیه نزده بود. "مارگارت هیلدا تاچر" (Margaret Hilda Thatcher) نخست‌وزیر وقت انگلستان (معروف به بانوی آهنین)، در پاسخ به سؤالی در مجلس عوام  در روز 5 می 1981 اعلام داشت که: «آقای ساندز یک مجرم محکوم شده بود. وی تصمیم گرفت که جان خود را از دست بدهد.» مقامات رسمی بریتانیا در قالب گزارش پزشکی قانونی، مرگ او را «خودکشی» و ناشی از «گرسنگی خود تحمیلی» اعلام و سیاستمداران انگلیسی هر یک موضعی متفاوت دربارۀ مرگ او اتخاذ کردند. "مایکل فوت" (Michael Mackintosh Foot ) رهبر وقت حزب کارگر انگلیس که رهبر مخالفان دولت به شمار می‌آمد، گفت : «این مرگ تصمیم خود بابی ساندز بوده و لزومی نداشت، زیرا پارلمان هرگز تسلیم مبارزین نخواهد شد.» همزمان "همفری ادوارد گرگوری  اتکینز بارون کلن بروک" (Humphrey Edward Gregory Atkins, Baron Colnbrook) وزیر وقت ایرلند شمالی در کابینۀ انگلیس نیز گفت: «این قبیل اعمال بی ‌مورد یک جنبۀ خودآزاری بیهوده دارد و امید من آنست که مردم ایرلند شمالی به عبث بودن این خشونت ها واقف شوند و از آن روی برگردانند.» "جیمی هاپکینز" (Jimmy Hopkins )عضو حزب حاکم محافظه‌کار وقت نیز طی نطقی در پارلمان تاکید کرد که: «برای دولت انگلیس، بابی ساندز عضو ارتش سری ایرلند ، یک جنایتکار است.» در همین حال "چارلز هاوی" (Charles Haughey) نخست ‌وزیر وقت جمهوری ایرلند طی اعلامیه ‌ای از مرگ بابی ساندز ابراز تاسف کرد و گفت: «این مرگ فاجعه دیگری در رشته فجایعی است که در ایرلند صورت می‌گیرد.» معاون دبیرکل حزب کمونیست ایرلند نیز اعلام کرد: «دولت انگلیس مسئول مستقیم بحران است.» وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد: «از مرگ بابی ساندز عضو ارتش سری جمهوری ‌خواه ایرلند که در نتیجه اعتصاب غذا جان خود را از دست داد، بسیار متاسف است.» و "پیفلین" دبیرکل سندیکای خدمات عمومی وقت "دوبلین" (Dublin) )پایخت و بزرگترین شهر ایرلند) طی مصاحبه‌ ای اوج‌ گیری بحران ایرلند شمالی را نتیجۀ «سیاست اختناق ‌آمیز دولت بریتانیا» توصیف کرد.علی‌ رغم تقاضا برای آرامش از جانب دولت ‌های انگلیس و ایرلند، گروه زیادی از جوانان به محض شنیدن خبر رسمی مرگ ساندز به خیابان های "بلفاست " ریختند و با پلیس درگیر شدند و در خیابان‌ها سنگر بستند و ساختمان‌ های دولتی را به آتش کشیدند. همزمان با این واکنش‌ها، صدها تن از مردم در مقابل دفتر شرکت هواپیمایی بریتانیا در نیویورک به حمایت از اعضای زندانی ارتش جمهوری ‌خواه ایرلند دست به تظاهرات زدند. تظاهرکنندگان در شعارهای خود خواستار خروج فوری ارتش بریتانیا از خاک ایرلند شدند. واکنش مردم اروپا به خبر درگذشت بابی ساندز در اروپا، اعتراضات وسیعی به مرگ ساندز صورت پذیرفت. پنج هزار دانشجو در شهر "میلان" (Milan) (شهر بزرگی درایتالیا) پرچم اتحادیه را به آتش کشیده و فریاد: «آزادی اولستر» (Ulster)(شهری در شمال ایرلند) را سر دادند. کنسولگری انگلستان در شهر "خنت" (Gent) شهری درشمال بلژیک مورد حمله معترضین خشمگین قرار گرفت. هزاران نفر در پاریس و با شعار "ارتش جمهوری ایرلند پیروز خواهد شد" دست به راهپیمایی زدند. در پارلمان پرتقال، نمایندگان مخالف دولت به احترام بابی سندز ایستادند. در اسلو، تظاهرات کنندگان یک گوجه فرنگی را به سوی "الیزابت دوم" (Elizabeth II) ملکه پادشاهی متحده بریتانیا، پرتاب کردند که البته به وی اصابت نکرد. تاثیر خبر درگذشت ساندز در آفریقا اخبار مرگ بابی ساندز بر نحوه فعالیت زندانیان سیاسی و کنگره ملی آفریقا در آفریقای جنوبی نیز تأثیر گذاشت و الهام ‌بخش نوع جدیدی از مقاومت گردید. گفته می‌ شود که " نِلسون رولیهلاهلا ماندِلا " (Nelson Mandela ) تحت تاثیر اقدام بابی ساندز یک اعتصاب غذای موفق در "جزیره روبن" (Robben Island) (جزیره ایی درآفریقای جنوبی) آغاز نمود.

واکنش مردم و مقامات بریتانیا به خبرمرگ بابیاعلام خبر مرگ بابی ساندز باعث بروز نا آرامی در مناطق ملی ‌گرای ایرلند شد. بیش از 100/000 نفر در مراسم خاکسپاری وی شرکت نمودند. ساندز در زمان مرگ به مدت 25 روز عضو پارلمان انگلستان بود اگرچه هنوز ادای سوگند نکرده و بر کرسی خود تکیه نزده بود. "مارگارت هیلدا تاچر" (Margaret Hilda Thatcher) نخست‌وزیر وقت انگلستان (معروف به بانوی آهنین)، در پاسخ به سؤالی در مجلس عوام در روز 5 می 1981 اعلام داشت که: «آقای ساندز یک مجرم محکوم شده بود. وی تصمیم گرفت که جان خود را از دست بدهد.» مقامات رسمی بریتانیا در قالب گزارش پزشکی قانونی، مرگ او را «خودکشی» و ناشی از «گرسنگی خود تحمیلی» اعلام و سیاستمداران انگلیسی هر یک موضعی متفاوت دربارۀ مرگ او اتخاذ کردند. "مایکل فوت" (Michael Mackintosh Foot ) رهبر وقت حزب کارگر انگلیس که رهبر مخالفان دولت به شمار می‌آمد، گفت : «این مرگ تصمیم خود بابی ساندز بوده و لزومی نداشت، زیرا پارلمان هرگز تسلیم مبارزین نخواهد شد.» همزمان "همفری ادوارد گرگوری اتکینز بارون کلن بروک" (Humphrey Edward Gregory Atkins, Baron Colnbrook) وزیر وقت ایرلند شمالی در کابینۀ انگلیس نیز گفت: «این قبیل اعمال بی ‌مورد یک جنبۀ خودآزاری بیهوده دارد و امید من آنست که مردم ایرلند شمالی به عبث بودن این خشونت ها واقف شوند و از آن روی برگردانند.» "جیمی هاپکینز" (Jimmy Hopkins )عضو حزب حاکم محافظه‌کار وقت نیز طی نطقی در پارلمان تاکید کرد که: «برای دولت انگلیس، بابی ساندز عضو ارتش سری ایرلند ، یک جنایتکار است.» در همین حال "چارلز هاوی" (Charles Haughey) نخست ‌وزیر وقت جمهوری ایرلند طی اعلامیه ‌ای از مرگ بابی ساندز ابراز تاسف کرد و گفت: «این مرگ فاجعه دیگری در رشته فجایعی است که در ایرلند صورت می‌گیرد.» معاون دبیرکل حزب کمونیست ایرلند نیز اعلام کرد: «دولت انگلیس مسئول مستقیم بحران است.» وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد: «از مرگ بابی ساندز عضو ارتش سری جمهوری ‌خواه ایرلند که در نتیجه اعتصاب غذا جان خود را از دست داد، بسیار متاسف است.» و "پیفلین" دبیرکل سندیکای خدمات عمومی وقت "دوبلین" (Dublin) )پایخت و بزرگترین شهر ایرلند) طی مصاحبه‌ ای اوج‌ گیری بحران ایرلند شمالی را نتیجۀ «سیاست اختناق ‌آمیز دولت بریتانیا» توصیف کرد.علی‌ رغم تقاضا برای آرامش از جانب دولت ‌های انگلیس و ایرلند، گروه زیادی از جوانان به محض شنیدن خبر رسمی مرگ ساندز به خیابان های "بلفاست " ریختند و با پلیس درگیر شدند و در خیابان‌ها سنگر بستند و ساختمان‌ های دولتی را به آتش کشیدند. همزمان با این واکنش‌ها، صدها تن از مردم در مقابل دفتر شرکت هواپیمایی بریتانیا در نیویورک به حمایت از اعضای زندانی ارتش جمهوری ‌خواه ایرلند دست به تظاهرات زدند. تظاهرکنندگان در شعارهای خود خواستار خروج فوری ارتش بریتانیا از خاک ایرلند شدند. واکنش مردم اروپا به خبر درگذشت بابی ساندز در اروپا، اعتراضات وسیعی به مرگ ساندز صورت پذیرفت. پنج هزار دانشجو در شهر "میلان" (Milan) (شهر بزرگی درایتالیا) پرچم اتحادیه را به آتش کشیده و فریاد: «آزادی اولستر» (Ulster)(شهری در شمال ایرلند) را سر دادند. کنسولگری انگلستان در شهر "خنت" (Gent) شهری درشمال بلژیک مورد حمله معترضین خشمگین قرار گرفت. هزاران نفر در پاریس و با شعار "ارتش جمهوری ایرلند پیروز خواهد شد" دست به راهپیمایی زدند. در پارلمان پرتقال، نمایندگان مخالف دولت به احترام بابی سندز ایستادند. در اسلو، تظاهرات کنندگان یک گوجه فرنگی را به سوی "الیزابت دوم" (Elizabeth II) ملکه پادشاهی متحده بریتانیا، پرتاب کردند که البته به وی اصابت نکرد. تاثیر خبر درگذشت ساندز در آفریقا اخبار مرگ بابی ساندز بر نحوه فعالیت زندانیان سیاسی و کنگره ملی آفریقا در آفریقای جنوبی نیز تأثیر گذاشت و الهام ‌بخش نوع جدیدی از مقاومت گردید. گفته می‌ شود که " نِلسون رولیهلاهلا ماندِلا " (Nelson Mandela ) تحت تاثیر اقدام بابی ساندز یک اعتصاب غذای موفق در "جزیره روبن" (Robben Island) (جزیره ایی درآفریقای جنوبی) آغاز نمود.


واکنش مردم و دانشجویان بنا براین گزارش پس از انتشار خبر درگذشت بابی ساندز، تعدادی از دانشجویان ایرانی تلاش کردند تا با پایین آوردن پرچم سفارت بریتانیا، پرچم ایرلند را جایگزین آن کنند اما نتوانستند و در نهایت تصمیم گرفتند نام خیابان مجاور سفارت انگلیس را از "چرچیل" (نخست وزیر بریتانیا) به " باب ساندز" تغییر دهند. در پی این اقدام و استقبال افکار عمومی مردم ایران از این اتفاق و رسمی شدن نام این خیابان، سفارت بریتانیا مجبورشد برای اینکه در آدرس ها و مکاتبات خود از نام بابی ساندز استفاده نکند، دری را در جهت مخالف خیابان بابی ساندز احداث کند تا آدرس های خود را با توجه به درب جدید بنویسد. واکنش مطبوعات و مقامات رسمی روزنامه‌ های تهران همزمان با مرگ بابی ساندز تیترهای مهیجی برای روایت این واقعه و تبعات آن برای دولت بریتانیا انتخاب کردند. تیترهایی همچون «ایرلند یکپارچه آتش و خون شد» که روزنامۀ حزب اکثریت مجلس، یک روز پس از مرگ ساندز برای توصیف شرایط جزیره پس از مرگ مبارز ایرلندی برگزید. همزمان مقامات ایرانی در ارسال پیام تسلیت برای خانوادۀ ساندز از یکدیگر سبقت می‌ گرفتند چنانکه طی بیست و چهار ساعت، جز کمیسیون امور خارجه مجلس شورای اسلامی، گروهی صد نفره از نمایندگان، روابط عمومی نخست ‌وزیری، دفتر ریاست جمهوری، حزب جمهوری اسلامی، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مدرسه عالی شهید مطهری، شهردار تهران و... ضمن صدور بیانیه‌هایی جداگانه مرگ این مبارز ایرلندی را نشانۀ مقاومت ملت ایرلند در راه کسب استقلال تلقی کردند. رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ایی، خطیب وقت نماز جمعه در خطبه دوم نماز در اردیبهشت 1360 با اشاره به رشادت بابی ساندز مبارز ایرلندی اظهار داشتند : «ما به او به چشم یک انسان مبارز فقط نگاه نمی کنیم ما پیام لب های خاموش بابی ساندز را شنیده ایم و به آن ایمان قاطع داریم این پیام، پیام سقوط ابرقدرت ها و امپراطوری های سلطه گر جهانی است.» ایشان ادامه دادند : «وقتی یک جوان مبارز ایرلندی زیر گوش امپراطوری پیرو پوسیده بریتانیا با آن سوابق آن چنان مقاومتی می کند که دنیا را به خود متوجه می کند وجود یک چنین شخصی و مقاومت و رسوایی قدرت مقابل او موید همان سخنی است که اسلام به ما آموخته بود و ما بارها آن را تکرار کردیم و گفته ایم و خواهیم گفت روزگار سقوط قدرت های شیطانی و طاغوتی نزدیک است.»

واکنش مردم و دانشجویان بنا براین گزارش پس از انتشار خبر درگذشت بابی ساندز، تعدادی از دانشجویان ایرانی تلاش کردند تا با پایین آوردن پرچم سفارت بریتانیا، پرچم ایرلند را جایگزین آن کنند اما نتوانستند و در نهایت تصمیم گرفتند نام خیابان مجاور سفارت انگلیس را از "چرچیل" (نخست وزیر بریتانیا) به " باب ساندز" تغییر دهند. در پی این اقدام و استقبال افکار عمومی مردم ایران از این اتفاق و رسمی شدن نام این خیابان، سفارت بریتانیا مجبورشد برای اینکه در آدرس ها و مکاتبات خود از نام بابی ساندز استفاده نکند، دری را در جهت مخالف خیابان بابی ساندز احداث کند تا آدرس های خود را با توجه به درب جدید بنویسد. واکنش مطبوعات و مقامات رسمی روزنامه‌ های تهران همزمان با مرگ بابی ساندز تیترهای مهیجی برای روایت این واقعه و تبعات آن برای دولت بریتانیا انتخاب کردند. تیترهایی همچون «ایرلند یکپارچه آتش و خون شد» که روزنامۀ حزب اکثریت مجلس، یک روز پس از مرگ ساندز برای توصیف شرایط جزیره پس از مرگ مبارز ایرلندی برگزید. همزمان مقامات ایرانی در ارسال پیام تسلیت برای خانوادۀ ساندز از یکدیگر سبقت می‌ گرفتند چنانکه طی بیست و چهار ساعت، جز کمیسیون امور خارجه مجلس شورای اسلامی، گروهی صد نفره از نمایندگان، روابط عمومی نخست ‌وزیری، دفتر ریاست جمهوری، حزب جمهوری اسلامی، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مدرسه عالی شهید مطهری، شهردار تهران و... ضمن صدور بیانیه‌هایی جداگانه مرگ این مبارز ایرلندی را نشانۀ مقاومت ملت ایرلند در راه کسب استقلال تلقی کردند. رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ایی، خطیب وقت نماز جمعه در خطبه دوم نماز در اردیبهشت 1360 با اشاره به رشادت بابی ساندز مبارز ایرلندی اظهار داشتند : «ما به او به چشم یک انسان مبارز فقط نگاه نمی کنیم ما پیام لب های خاموش بابی ساندز را شنیده ایم و به آن ایمان قاطع داریم این پیام، پیام سقوط ابرقدرت ها و امپراطوری های سلطه گر جهانی است.» ایشان ادامه دادند : «وقتی یک جوان مبارز ایرلندی زیر گوش امپراطوری پیرو پوسیده بریتانیا با آن سوابق آن چنان مقاومتی می کند که دنیا را به خود متوجه می کند وجود یک چنین شخصی و مقاومت و رسوایی قدرت مقابل او موید همان سخنی است که اسلام به ما آموخته بود و ما بارها آن را تکرار کردیم و گفته ایم و خواهیم گفت روزگار سقوط قدرت های شیطانی و طاغوتی نزدیک است.»


زندان نوشته های بابی ساندز خاطرات 17 روز اول اعتصاب ساندز که بعد از مرگ او به صورت کتابی با عنوان "Bobby Sands: Writings from Prison" در فوریه 1997 در انگلیس توسط انتشارات "رابرت رینهارت" (Roberts Rinehart Pub) منتشر شده بود در ایران با عنوان "زندان نوشته های بابی ساندز " با ترجمه "حمید جعفری" در سال 1393 به چاپ رسید. یادداشت های بابی زمانی به صورت دنباله دار در روزنامه بهار منتشر می ‌شد ولی  در سال 1393 در قالب کتابی کوچک از سوی نشر قطره وارد بازار کتاب شد. حمایت رسانه های تصویری از ساندز فیلم "گرسنگی" که در سال 2008 توسط یکی از استعدادهای قابل توجه سینمای جهان " استیو رادنی مک ‌کویین " (Steven Rodney Steve McQueen) (کارگردان انگلیسی) و با بازی فراموش نشدنی "مایکل فاسبندر" (Michael Fassbender ) (بازیگر ایرلندی-آلمانی) درنقش بابی ساندز در قالب ژانر درام تاریخی ساخته شده است و به دوران حبس و روزهای پایانی بابی در اعتصاب غذا می پردازد. این فیلم (گرسنگی) در جشنواره معتبر كن فرانسه (Cannes Film Festival) در سال 2008  برای اولین بار در سطح بین المللی پخش شد  و" مک كویین" (کارگردان) كه برای ادای توضیحاتی پیرامون آن به كن رفته بود، در نشریات كشورش گفته بود: «می گویند من قصد داشته ام در این فیلم از ساندز یک قهرمان ملی بسازم اما اصلاً نیازی به این كار نبود، زیرا ساندز به خودی خود یک قهرمان بزرگ سیاسی بود و در مقابل زورمداران ایستاد و احتیاجی نیست كه من به سود وی تبلیغ كنم.»

زندان نوشته های بابی ساندز خاطرات 17 روز اول اعتصاب ساندز که بعد از مرگ او به صورت کتابی با عنوان "Bobby Sands: Writings from Prison" در فوریه 1997 در انگلیس توسط انتشارات "رابرت رینهارت" (Roberts Rinehart Pub) منتشر شده بود در ایران با عنوان "زندان نوشته های بابی ساندز " با ترجمه "حمید جعفری" در سال 1393 به چاپ رسید. یادداشت های بابی زمانی به صورت دنباله دار در روزنامه بهار منتشر می ‌شد ولی در سال 1393 در قالب کتابی کوچک از سوی نشر قطره وارد بازار کتاب شد. حمایت رسانه های تصویری از ساندز فیلم "گرسنگی" که در سال 2008 توسط یکی از استعدادهای قابل توجه سینمای جهان " استیو رادنی مک ‌کویین " (Steven Rodney Steve McQueen) (کارگردان انگلیسی) و با بازی فراموش نشدنی "مایکل فاسبندر" (Michael Fassbender ) (بازیگر ایرلندی-آلمانی) درنقش بابی ساندز در قالب ژانر درام تاریخی ساخته شده است و به دوران حبس و روزهای پایانی بابی در اعتصاب غذا می پردازد. این فیلم (گرسنگی) در جشنواره معتبر كن فرانسه (Cannes Film Festival) در سال 2008 برای اولین بار در سطح بین المللی پخش شد و" مک كویین" (کارگردان) كه برای ادای توضیحاتی پیرامون آن به كن رفته بود، در نشریات كشورش گفته بود: «می گویند من قصد داشته ام در این فیلم از ساندز یک قهرمان ملی بسازم اما اصلاً نیازی به این كار نبود، زیرا ساندز به خودی خود یک قهرمان بزرگ سیاسی بود و در مقابل زورمداران ایستاد و احتیاجی نیست كه من به سود وی تبلیغ كنم.»


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۳:۰۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۳:۰۶

بابی ساندز

خلاصه زندگی نامه

 رابرت جرارد بابی ساندز، معروف به بابی ساندز، مبارز ایرلندی و از اعضای داوطلب ارتش آزادی خواه ایرلند که همواره خواستار خروج ارتش بریتانیا از شمال ایرلند بود. وی پس از تحمل حبس های طولانی در زندان های بریتانیا درنهایت با اعتصاب غذای طولانی مدت در زندان درگذشت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع