ویلیام سیدنی پورتر (‎(William Sydney Porter معروف به اُ. هنری، درتاریخ  11 سپتامبر 1862 در "گرینزبورو"، کارولینای شمالی به دنیا آمد. وی با اینکه یک خواننده‎ سیری ناپذیر بود، در سن پانزده سالگی مدرسه را ترک کرد و در یک داروخانه مشغول به کار شد. کارش را در هیوستون با مشاغل چندی از جمله کارمندی بانک ادامه داد. ویلیام دلبستگی خاصی به شهر نیویورک داشت و آنجا را"بغداد در زیرگذر" می ‌نامید و بسیاری از داستان‌هایش در این مکان رخ داده بودند. پورتر با وجود موفقیت داستان ‌های کوتاهش که در مجلات و کتاب‌های مجموعه داستان چاپ می‌شدند، یا احتمالاً به خاطر فشاری که موفقیت به همراه داشت، به می‌خوارگی روی آورد. او در سال 1910 در گذشت. 

ویلیام سیدنی پورتر (‎(William Sydney Porter معروف به اُ. هنری، درتاریخ  11 سپتامبر 1862 در "گرینزبورو"، کارولینای شمالی به دنیا آمد. وی با اینکه یک خواننده‎ سیری ناپذیر بود، در سن پانزده سالگی مدرسه را ترک کرد و در یک داروخانه مشغول به کار شد. کارش را در هیوستون با مشاغل چندی از جمله کارمندی بانک ادامه داد. ویلیام دلبستگی خاصی به شهر نیویورک داشت و آنجا را"بغداد در زیرگذر" می ‌نامید و بسیاری از داستان‌هایش در این مکان رخ داده بودند. پورتر با وجود موفقیت داستان ‌های کوتاهش که در مجلات و کتاب‌های مجموعه داستان چاپ می‌شدند، یا احتمالاً به خاطر فشاری که موفقیت به همراه داشت، به می‌خوارگی روی آورد. او در سال 1910 در گذشت. 


پدر اُ. هنری "دکتر آلگرنون سیدنی پورتر"  و مادرش "ماری جین ویرجینیا سواین پورتر"در تاریخ 20 اوریل 1858 ازدواج کردند. ویلیام سه‌ ساله بود که مادرش بر اثر بیماری سل درگذشت و او به همراه پدر به خانه مادربزرگ پدری‌ اش نقل مکان کردند. ازدواج و فرزندان ویلیام در سال 1887 با "آتول استس" ازدواج کرد. حاصل این ازدواج یک پسر (که بعد از تولد درگذشت) و یک دختر به نام "مارگارت" بود. همسرش در تاریخ 25 ژوئیه 1897 بر اثر بیماری سل درگذشت. پورتر زندگی خود را در کنار دخترش در شهر پیتسبورگ ایالت پنسیلوانیا ادامه داد. اُ.هنری در سال 1907 با"سارا (سالی) لیدسی کولمن" ازدواج کرد. او سارا را طی یک سفر به ایالت مادری خود، کارولینای شمالی، ملاقات کرده بود. اُ. هنری از سال 1908 به تدریج سلامتی‌اش را از دست داد و سارا در سال 1909 پورتر را ترک کرد.  

پدر اُ. هنری "دکتر آلگرنون سیدنی پورتر"  و مادرش "ماری جین ویرجینیا سواین پورتر"در تاریخ 20 اوریل 1858 ازدواج کردند. ویلیام سه‌ ساله بود که مادرش بر اثر بیماری سل درگذشت و او به همراه پدر به خانه مادربزرگ پدری‌ اش نقل مکان کردند. ازدواج و فرزندان ویلیام در سال 1887 با "آتول استس" ازدواج کرد. حاصل این ازدواج یک پسر (که بعد از تولد درگذشت) و یک دختر به نام "مارگارت" بود. همسرش در تاریخ 25 ژوئیه 1897 بر اثر بیماری سل درگذشت. پورتر زندگی خود را در کنار دخترش در شهر پیتسبورگ ایالت پنسیلوانیا ادامه داد. اُ.هنری در سال 1907 با"سارا (سالی) لیدسی کولمن" ازدواج کرد. او سارا را طی یک سفر به ایالت مادری خود، کارولینای شمالی، ملاقات کرده بود. اُ. هنری از سال 1908 به تدریج سلامتی‌اش را از دست داد و سارا در سال 1909 پورتر را ترک کرد.  


اُ. هنری در سال 1887 به تگزاس عزیمت کرد و دو سال در یک دامپروری کار کرد. سپس با روزنامه "فری پرس" (Free Presse ) که در دیترویت انتشار می‌یافت، همکاری و اولین داستان‌هایش را منتشر کرد. او در سال 1895 به هیوستن رفت و در روزنامه "دیلی پست"، ستون وقایع را به عهده گرفت. 

اُ. هنری در سال 1887 به تگزاس عزیمت کرد و دو سال در یک دامپروری کار کرد. سپس با روزنامه "فری پرس" (Free Presse ) که در دیترویت انتشار می‌یافت، همکاری و اولین داستان‌هایش را منتشر کرد. او در سال 1895 به هیوستن رفت و در روزنامه "دیلی پست"، ستون وقایع را به عهده گرفت. 


اُ. هنری در سال 1896 به اتهام سرقت از بانکی که در آن کار می ‌کرد، به دادگاه احضار و از این اتهام تبرئه شد، ولی به سبب هراسی که یافته بود، به امریکای جنوبی گریخت و تا سال 1898 در آنجا ماند، اما وقتی که به علت بیماری همسرش به امریکا بازگشت، مجددا به دادگاه احضار و این بار به پنج سال زندان محکوم شد که به سبب رفتار پسندیده‌اش به سه سال و نیم تقلیل یافت. وی بعد از آزادی به فعالیت های ادبی ادامه داد و سه سال پس از آزادی در نیویورک مستقر شد. 

اُ. هنری در سال 1896 به اتهام سرقت از بانکی که در آن کار می ‌کرد، به دادگاه احضار و از این اتهام تبرئه شد، ولی به سبب هراسی که یافته بود، به امریکای جنوبی گریخت و تا سال 1898 در آنجا ماند، اما وقتی که به علت بیماری همسرش به امریکا بازگشت، مجددا به دادگاه احضار و این بار به پنج سال زندان محکوم شد که به سبب رفتار پسندیده‌اش به سه سال و نیم تقلیل یافت. وی بعد از آزادی به فعالیت های ادبی ادامه داد و سه سال پس از آزادی در نیویورک مستقر شد. 


ویلیام پورتر توضیحات متفاوتی درباره دلیل انتخاب نام اُ.هنری به عنوان نام مستعار ارائه داده است. او در سال 1909 با نشریه نیویورک تایمز مصاحبه کرد و توضیح داد که: «آن زمان که در نیواورلئان بودم، نام مستعار "اُ.هنری" را انتخاب کردم. به یکی از دوستانم گفتم، می‌خواهم نوشته‌هایم را چاپ کنم. اما نمی‌دانم تا چه حد با اقبال مواجه شوند. به همین دلیل می‌خواهم یک نام مستعار ادبی داشته باشم. کمکم کن تا یک نام مستعار خوب انتخاب کنم. او پیشنهاد داد که یک روزنامه را نگاه کنیم و از لیست افراد سرشناس که در آن پیدا کردیم، یک اسم انتخاب کنیم. در قسمت اجتماعی روزنامه، لیست افراد سرشناسی که به یک مهمانی دعوت شده بودند، وجود داشت. دوستم گفت: «اینجا افراد سرشناس را پیدا می‌کنیم». ما به لیست نگاه کردیم و چشمان من به اسم هنری که رسید، برق زد. گفتم هنری برای نام خانوادگی مناسب است، اما برای اسم کوچک، نامی کوتاه می‌خواهم. هیچ ‌کدام از نام‌های سه هجایی که می‌گویی، خوب نیستند. او پرسید: «اگر اینطور است، پس چرا از یک حرف ساده استفاده نمی‌ کنی که ابتدای یک کلمه باشد؟» گفتم خوب است. نوشتن اُ (O) از همه حروف ساده ‌تر است. پس این حرف را انتخاب می‌کنم. روزی نامه‌ای از دفتر یک روزنامه به دستم رسید که از من خواسته بود توضیح دهم "اُ" اول چه کلمه ‌ایست. من پاسخ دادم، اُ ابتدای اولیویر، یعنی همان تلفظ فرانسویِ کلمه اولیور است و پس از آن چند داستان کوتاه من در آن روزنامه به نام اولیویر هنری چاپ شد.» گایگی دَوِنپورت؛ نویسنده و استاد دانشگاه توضیح دیگری ارائه می‌دهد: «نام مستعاری که پورتر در زندان برای خودش انتخاب کرد، از دو حرف اول Ohio (اوهایو) و همچنین دومین حرف و دو حرف آخرِ کلمه penitentiary (به معنای ندامتگاه) تشکیل شده است». 

ویلیام پورتر توضیحات متفاوتی درباره دلیل انتخاب نام اُ.هنری به عنوان نام مستعار ارائه داده است. او در سال 1909 با نشریه نیویورک تایمز مصاحبه کرد و توضیح داد که: «آن زمان که در نیواورلئان بودم، نام مستعار "اُ.هنری" را انتخاب کردم. به یکی از دوستانم گفتم، می‌خواهم نوشته‌هایم را چاپ کنم. اما نمی‌دانم تا چه حد با اقبال مواجه شوند. به همین دلیل می‌خواهم یک نام مستعار ادبی داشته باشم. کمکم کن تا یک نام مستعار خوب انتخاب کنم. او پیشنهاد داد که یک روزنامه را نگاه کنیم و از لیست افراد سرشناس که در آن پیدا کردیم، یک اسم انتخاب کنیم. در قسمت اجتماعی روزنامه، لیست افراد سرشناسی که به یک مهمانی دعوت شده بودند، وجود داشت. دوستم گفت: «اینجا افراد سرشناس را پیدا می‌کنیم». ما به لیست نگاه کردیم و چشمان من به اسم هنری که رسید، برق زد. گفتم هنری برای نام خانوادگی مناسب است، اما برای اسم کوچک، نامی کوتاه می‌خواهم. هیچ ‌کدام از نام‌های سه هجایی که می‌گویی، خوب نیستند. او پرسید: «اگر اینطور است، پس چرا از یک حرف ساده استفاده نمی‌ کنی که ابتدای یک کلمه باشد؟» گفتم خوب است. نوشتن اُ (O) از همه حروف ساده ‌تر است. پس این حرف را انتخاب می‌کنم. روزی نامه‌ای از دفتر یک روزنامه به دستم رسید که از من خواسته بود توضیح دهم "اُ" اول چه کلمه ‌ایست. من پاسخ دادم، اُ ابتدای اولیویر، یعنی همان تلفظ فرانسویِ کلمه اولیور است و پس از آن چند داستان کوتاه من در آن روزنامه به نام اولیویر هنری چاپ شد.» گایگی دَوِنپورت؛ نویسنده و استاد دانشگاه توضیح دیگری ارائه می‌دهد: «نام مستعاری که پورتر در زندان برای خودش انتخاب کرد، از دو حرف اول Ohio (اوهایو) و همچنین دومین حرف و دو حرف آخرِ کلمه penitentiary (به معنای ندامتگاه) تشکیل شده است». 


داستان های اُ. هنری به پایان های عجیب و غیرمنتظره شهرت دارند. به گونه ای که "پایان های اُهنری وار" به سبکی در ادبیات تبدیل شده اند. وی بیشتر ایده هایش را از نیمکت پارک ها و دکه های روزنامه فروشی می گرفت و همیشه عقیده داشت در هر چیزی داستانی وجود دارد. او در ادبیات امریکا نوعی از داستان کوتاه را به وجود آورد که در آنها گره‌ها و دسیسه‌ها در پایان داستان به طرزی غافلگیرانه و غیرمنتظر گشوده می ‌شود. بیشتر داستان‌های پورتر در عصری که خود در آن می ‌زیست یعنی سال‌ های اول قرن بیستم اتفاق افتاده اند و بسیاری از این داستان‌ها در شهر نیویورک رخ داده اند و بیشتر به مردم عادی از قبیل کارمندان، مأموران پلیس، پیشخدمت‌ها و ... پرداخته اند. داستان‌ها همچنین به دلیل روایت شوخ‌ طبعانه معروف هستند. آثار از آنجا که اساساً محصول زمانه خود هستند، از بهترین نمونه‌های ادبیات انگلیسی به شمار می‌روند که تصویری کامل از یک عصر و دوره تاریخی به دست می‌دهند. اُ.هنری که حتی هنگام قدم زدن در چراگاه‌های تگزاس یا شنیدن ماجرای حقه ‌بازی "یک رشوه‌خوار محترم" یا تحقیق درباره تنش‌های بین طبقات و نظام توزیع ثروت در نیویورکِ آغاز قرن بیستم، به داستان‌هایش فکر می‌کرد، توانایی بی‌ نظیری در برجسته‌ سازی عناصر خاصی از لایه‌های زیرین جامعه و شاخ و برگ دادن به آن با استفاده از زیبایی و ایجاز زبانی داشت. 

داستان های اُ. هنری به پایان های عجیب و غیرمنتظره شهرت دارند. به گونه ای که "پایان های اُهنری وار" به سبکی در ادبیات تبدیل شده اند. وی بیشتر ایده هایش را از نیمکت پارک ها و دکه های روزنامه فروشی می گرفت و همیشه عقیده داشت در هر چیزی داستانی وجود دارد. او در ادبیات امریکا نوعی از داستان کوتاه را به وجود آورد که در آنها گره‌ها و دسیسه‌ها در پایان داستان به طرزی غافلگیرانه و غیرمنتظر گشوده می ‌شود. بیشتر داستان‌های پورتر در عصری که خود در آن می ‌زیست یعنی سال‌ های اول قرن بیستم اتفاق افتاده اند و بسیاری از این داستان‌ها در شهر نیویورک رخ داده اند و بیشتر به مردم عادی از قبیل کارمندان، مأموران پلیس، پیشخدمت‌ها و ... پرداخته اند. داستان‌ها همچنین به دلیل روایت شوخ‌ طبعانه معروف هستند. آثار از آنجا که اساساً محصول زمانه خود هستند، از بهترین نمونه‌های ادبیات انگلیسی به شمار می‌روند که تصویری کامل از یک عصر و دوره تاریخی به دست می‌دهند. اُ.هنری که حتی هنگام قدم زدن در چراگاه‌های تگزاس یا شنیدن ماجرای حقه ‌بازی "یک رشوه‌خوار محترم" یا تحقیق درباره تنش‌های بین طبقات و نظام توزیع ثروت در نیویورکِ آغاز قرن بیستم، به داستان‌هایش فکر می‌کرد، توانایی بی‌ نظیری در برجسته‌ سازی عناصر خاصی از لایه‌های زیرین جامعه و شاخ و برگ دادن به آن با استفاده از زیبایی و ایجاز زبانی داشت. 


ُاُ. هنری در حدود 600 داستان کوتاه نوشت که از میان آنها 400 داستان به صورت کتاب و در مجموعه‌های جداگانه‌ای منتشر شده‌اند، که به برخی از انها اشاره شده است: قلب مغرب آواز شهر چرخ و فلک اختیارات مجموعه داستان‌ هایی که تحت عناوین زیر به فارسی ترجمه شده ‌است: نان زنان افسونگر تاره و عقاب آخرین خنیاگر قلب مغرب آواز شهر راه های سرنوشت چرخ و فلک پز عالی 

ُاُ. هنری در حدود 600 داستان کوتاه نوشت که از میان آنها 400 داستان به صورت کتاب و در مجموعه‌های جداگانه‌ای منتشر شده‌اند، که به برخی از انها اشاره شده است: قلب مغرب آواز شهر چرخ و فلک اختیارات مجموعه داستان‌ هایی که تحت عناوین زیر به فارسی ترجمه شده ‌است: نان زنان افسونگر تاره و عقاب آخرین خنیاگر قلب مغرب آواز شهر راه های سرنوشت چرخ و فلک پز عالی 


هدیه مگی  این اثرمشهورترین داستان ویلیام بوده که ماجرای زوج جوانی است که از نظر مالی با مشکل مواجهند و با این حال می خواهند برای یکدیگر هدیه کریسمس بخرند، "دلا" ارزشمندترین دارایی خود یعنی موهای زیبایش را می فروشد تا برای ساعت همسرش زنجیر بخرد. "جیم"، همسر "دلا" نیز ارزشمندترین دارایی خود یعنی ساعتش را می فروشد تا برای موهای همسرش شانه بخرد. چهار میلیون این اثر اولین مجموعه داستانهای کوتاه ویلیام بود که در سال 1899 منتشر شد و از مشهورترین مجموعه داستانهای او به شمار می‌آید و مقصود از چهار میلیون نفر، مردم ساکن شهر نیویورک می باشد. کلم‌ها و پادشاه‌ها برخی از بهترین آثار پورتر که چندان شناخته شده نیستند، در مجموعه داستانی به نام "کلم‌ها و پادشاه‌ها"جمع‌آوری شده است. هر کدام از داستان‌ها جنبه‌ای شخصی و فردی از زندگی را در شهری خاموش و بی ‌جنب و جوش در آمریکای مرکزی روایت می‌کند. در عین حال هر داستان بخشی از یک پلات بزرگتر است و تمام داستان‌ها در چارچوبِ ساختاری پیچیده با هم ارتباط دارند. پس ‌زمینه این پلاتِ بزرگتر به تدریج روشن ‌تر می‌شود و تمام قسمت‌های شهر در داستان، مورد توصیف و تشریح قرار می‌گیرد. این داستان یکی از مفصل‌ ترین ابتکارات ادبی آن دوره بوده است. 

هدیه مگی  این اثرمشهورترین داستان ویلیام بوده که ماجرای زوج جوانی است که از نظر مالی با مشکل مواجهند و با این حال می خواهند برای یکدیگر هدیه کریسمس بخرند، "دلا" ارزشمندترین دارایی خود یعنی موهای زیبایش را می فروشد تا برای ساعت همسرش زنجیر بخرد. "جیم"، همسر "دلا" نیز ارزشمندترین دارایی خود یعنی ساعتش را می فروشد تا برای موهای همسرش شانه بخرد. چهار میلیون این اثر اولین مجموعه داستانهای کوتاه ویلیام بود که در سال 1899 منتشر شد و از مشهورترین مجموعه داستانهای او به شمار می‌آید و مقصود از چهار میلیون نفر، مردم ساکن شهر نیویورک می باشد. کلم‌ها و پادشاه‌ها برخی از بهترین آثار پورتر که چندان شناخته شده نیستند، در مجموعه داستانی به نام "کلم‌ها و پادشاه‌ها"جمع‌آوری شده است. هر کدام از داستان‌ها جنبه‌ای شخصی و فردی از زندگی را در شهری خاموش و بی ‌جنب و جوش در آمریکای مرکزی روایت می‌کند. در عین حال هر داستان بخشی از یک پلات بزرگتر است و تمام داستان‌ها در چارچوبِ ساختاری پیچیده با هم ارتباط دارند. پس ‌زمینه این پلاتِ بزرگتر به تدریج روشن ‌تر می‌شود و تمام قسمت‌های شهر در داستان، مورد توصیف و تشریح قرار می‌گیرد. این داستان یکی از مفصل‌ ترین ابتکارات ادبی آن دوره بوده است. 


اُ. هنری در تاریخ 5 ژوئن 1910 به دلیل بیماری کبد، عوارض بیماری قند و همچنین ناراحتی قلبی در نیویورک سیتی درگذشت. پیکرش پس از انجام مراسم سوگواری، در گورستان "ریورساید" در شهر آشویلِ ایالت کارولینای شمالی به خاک سپرده شد. دخترش مارگارت نیز17 سال بعد، در سال 1927 درگذشت و کنار پدر جای گرفت. 

اُ. هنری در تاریخ 5 ژوئن 1910 به دلیل بیماری کبد، عوارض بیماری قند و همچنین ناراحتی قلبی در نیویورک سیتی درگذشت. پیکرش پس از انجام مراسم سوگواری، در گورستان "ریورساید" در شهر آشویلِ ایالت کارولینای شمالی به خاک سپرده شد. دخترش مارگارت نیز17 سال بعد، در سال 1927 درگذشت و کنار پدر جای گرفت. 


- جایزه اُ.هنری، جایزه‌ای نفیس بود که هر سال به داستان‌های کوتاه برجسته اعطا می‌ شود. - خانه‌ای که پورتر از سال 1893 تا 1895 در شهر اوستین اجاره کرده بود، در سال 1930 از مکان اصلی خود برداشته شد و مورد مرمت قرار گرفت. این خانه در سال 1934 به موزه اُ.هنری تبدیل شد و در سازمان ملی ثبت آثار تاریخی ثبت شده است. - "مسابقات قهرمانی بین‌المللی اُ.هنری" از سال 1977 به بعد، ماه مهِ هر سال به میزبانی موزه اُ.هنری در شهر اوستین برگزار می ‌شود. - دبیرستانی در شهر اوستین به نام اُ.هنری نام گذاری شد. - دبستانی به نام اُ.هنری در شهر گارلند ایالت تگزاس نام گذاری شد. - بخشی از بزرگراه شماره 29 ایالات متحده در شهر گرین‌ بورو در ایالت کارولینای شمالی به نام بلوار اُ.هنری ثبت شده است. - دو هتل به نام اُ.هنری وجود دارد: هتل اُ.هنری که قبلاً در خیابان اِلمِ شمالی در شهر گرین ‌بورو قرار داشت و همچنین هتل کنونیِ اُ.هنری. 
  • جایزه اُ.هنری، جایزه‌ای نفیس بود که هر سال به داستان‌های کوتاه برجسته اعطا می‌ شود. - خانه‌ای که پورتر از سال 1893 تا 1895 در شهر اوستین اجاره کرده بود، در سال 1930 از مکان اصلی خود برداشته شد و مورد مرمت قرار گرفت. این خانه در سال 1934 به موزه اُ.هنری تبدیل شد و در سازمان ملی ثبت آثار تاریخی ثبت شده است. - "مسابقات قهرمانی بین‌المللی اُ.هنری" از سال 1977 به بعد، ماه مهِ هر سال به میزبانی موزه اُ.هنری در شهر اوستین برگزار می ‌شود. - دبیرستانی در شهر اوستین به نام اُ.هنری نام گذاری شد. - دبستانی به نام اُ.هنری در شهر گارلند ایالت تگزاس نام گذاری شد. - بخشی از بزرگراه شماره 29 ایالات متحده در شهر گرین‌ بورو در ایالت کارولینای شمالی به نام بلوار اُ.هنری ثبت شده است. - دو هتل به نام اُ.هنری وجود دارد: هتل اُ.هنری که قبلاً در خیابان اِلمِ شمالی در شهر گرین ‌بورو قرار داشت و همچنین هتل کنونیِ اُ.هنری. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۶:۵۴:۰۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۵:۱۷

اُ. هنری

خلاصه زندگی نامه

 ویلیام سیدنی پورتر، معروف به اُ. هنری و الیویر هنری، نویسندهٔ آمریکایی داستانهای کوتاه که در طول عمر خود بیش از 400 داستان کوتاه نوشت. امروزه جایزه‌ای نیز به نام او وجود دارد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع