ایهود اولمرت (Ehud Olmert)، در 30 سپتامبر سال 1945 م، یعنی سه سال قبل از تاسیس رژیم "اسرائیل" در شهر "بنیامینا"، واقع در فلسطین اشغالی در خانواده ای فعال از نظر سیاسی، متولد شد. پدر وی یکی ازموسسین گروه صهیونیستی "ایرگون" بود. ایهود دروس فلسفه، روانشناسی و حقوق را در دانشگاه عبری فراگرفت و فعالیت های سیاسی اش نیز از همین دوران آغاز شد. اولمرت در جوانی به عضویت حزب "حیروت" که بعدها به حزب "لیکود" تغییر نام داد، درآمد. وی هم چنین خدمت نظامی اش را در لشگر "گولانی" گذراند و سال ها خبرنگار نظامی مجله ارتش تحت نام "بمحانیه" بود. اولمرت برای نخستین بار هنگامی که 28 سال بیشتر نداشت نماینده "لیکود" در "کنست" (پارلمان اسرائیل) شده و از همان لحظه فعالیت سیاسی اش بالا گرفت. وی هم چنین از سال 1993 تا 2003 م، شهردار اورشلیم شد و پس از انتخابات مجلس شانزدهم، به عنوان وزیر صنایع و بازرگانی کابینه "شارون" و معاون وی آغاز به کار کرد و در پی استعفاء "نتانیاهو" از وزارت اقتصاد، در اکتبر 2005، جانشین وی شد. اولمرت از ژانویه سال 2006 و در پی مرگ مغزی "آریل شارون"، نخست وزیر اسرائیل شد، عملکرد ضعیف ارتش اسرائیل در جنگ 33 روزه با حزب الله لبنان در سال 2006، و رسوایی وی در فساد مالی و سیاسی، انتقادات گسترده ای را در داخل اسرائیل به دنبال آورد و ضربه سنگینی را به اعتبار اولمرت در افکار عمومی این کشور وارد ساخت که منجر به استعفاء اولمرت در مارس سال 2009 م، از این سمت شد. سابقه سیاسی اولمرت آکنده از گرایشات و اقدامات افراط گرایانه بود، وی در دهه هفتاد میلادی از مخالفان اصلی اعطای اراضی اشغال شده به فلسطینیان و از طرفی، بدون هیچ گونه چانه زنی، "اسرائیل" را مالک اصلی این اراضی می دانست. 
اولمرت در سال 1966 م، به "شمول تامیر"، موسس حزب "لیبرال"، پیوست و در سال 1973 م، به عنوان نماینده هشتمین دوره پارلمان رژیم صهیونیستی (کنیست) انتخاب و اواسط دهه 80 از لیکود خارج شده و بیرون از چارچوب و حوزه این حزب به فعالیت سیاسی پرداخت. پس از چندی اولمرت که 28 سال بیشتر نداشته، موفق به حضور در دوره های نهم، دهم و یازدهم پارلمان به عنوان نماینده حزب "لیبرال" شد. در سال 1985 به حزب لیکود بازگشت و به عنوان نماینده این حزب در دوره دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم مجلس حضور یافت. وی هم چنین در طی سال‌ های 1981 تا 1988 م، از اعضای کمیسیون ‌های مختلف مجلس از جمله کمیسیون امنیت داخلی و خارجی، کمیسیون اقتصادی و نیز کمیسیون فرهنگی و آموزشی بود. در طول سال‌های 1988 تا 1990 اولمرت به وزارتخانه امور اقلیت راه یافت و از سال 1990 تا 1992 به عنوان وزیر بهداشت تغییراتی بنیادین در ساختار بیمارستان‌های دولتی ایجاد کرد که اثرات این اصلاحات پایدار و آشکار شد. 
اولمرت اواخر سال 1993 م، با اختلاف زیادی از رقیب خود "تدی کولک"، به عنوان شهردار "اورشلیم" انتخاب شد. در آن موقع او از ایده حق حاکمیت مسلم اسرائیل بر یک بیت المقدس یکپارچه، و اینکه اسرائیل نباید از نوار غزه و بخش هایی از ساحل غربی خارج شود، بدون هیچگونه انعطاف پذیری دفاع می کرد. در حقیقت او کنترل اسرائیل بر بیت المقدس شرقی یعنی بخش عرب نشین شهر بیت المقدس را که در جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1967 به اشغال اسرائیل درآمده، تقویت کرد و پروژه های خانه سازی برای یهودیان را با سرعت بیشتری به اجرا درآورد و دستور تخریب خانه های فلسطینیان را با شدت و حدت به اجرا گذارد. اولمرت هم چنین با موافقتنامه "کمپ دیوید" در سال 1978 که درباره روابط مصر و اسرائیل بود و نیز توافق "اسلو" در سال 1993 با فلسطینیان مخالف بود. ولی بتدریج عقاید اولمرت تغییر یافت و از موضع سنتی جناح راست اسرائیل فاصله گرفت. اواخر سال 1998 نیز بار دیگر توانست مجدداً شهردار منتخب اورشلیم شود. 
حمایت بی ‌قید و شرط و قاطعانه اولمرت، از تصمیم "آریل شارون"، نخست ‌وزیر وقت اسرائیل برای عقب ‌نشینی از نواز غزه و خروج از این منطقه بیش از همیشه ثابت کرد که اولمرت تا چه حد به شارون نزدیک بود، همین امر سبب رشد وی در عرصه سیاسی شد و شارون هم در ازای حمایت و همراهی ‌های اولمرت به او وعده یک پست در کابینه را داد و در فوریه سال 2003 میلادی او را به سمت معاونت نخست ‌وزیر منصوب کرد. اولمرت در سال 2003 و هنگامی ‌که گفت اسرائیل باید از نوار غزه و کرانه باختری خارج شود، جنجال بسیاری را در صحنه سیاسی اسرائیل رقم زد. او در دورانی که معاون شارون بود با ارائه و حمایت از ایده‌های جنجالی به شارون اجازه داد تا او استراتژی و برنامه‌ هایش را پیش ببرد. پیوستن به حزب میانه رو کادیما در جریان عقب ‌نشینی سال 2005 اسرائیل از نوار غزه، این رژیم از همه شهرک‌ های واقع در این منطقه و همچنین چهار شهرک دیگر واقع در کرانه باختری خارج شد. اولمرت پس از خروج شارون از حزب "راستگرای لیکود" در نوامبر سال 2005  و تشکیل حزب "میانه کادیما" باز هم کنار آریل شارون بود و با او از لیکود خارج و به کادیما پیوست. تصدی وزارت اقتصاد در کابینه شارون اولمرت که رقیب سیاسی سرسخت "بنیامین نتانیاهو" به شمار می رفت؛ در آگوست سال 2005 میلادی، پس از آنکه "نتانیاهو" در اعتراض به برنامه شارون برای خروج از نوار غزه از کابینه خارج شد، جایگزین او در کابینه و وزیر اقتصاد شد. وی هیچ ‌گاه از انتقادات صریح و شدید خود از نتانیاهو مبنی بر اینکه او را سیاستمدار بازار رادیکالی خوانده بود، عقب نشینی نکرد. 
در پی به کما رفتن شارون در فوریه سال 2006 م، اولمرت کرسی نخست وزیری اسرائیل را در انتخابات 28 مارس سال 2006 بدست آورد. با جانشینی اولمرت بر همگان آشکار بود که فردی جای "شارون" را گرفته است که افکار و دیدگاه های او را دارد. در این دوران، یکی از مهمترین تصمیم هایی که ایهود اولمرت در مقام نخست وزیر اسرائیل اتخاذ کرد، مقابله با نیروهای حزب الله لبنان و اجرای عملیات گسترده علیه این کشور در تابستان سال 2006 بوده که سرانجام با مداخله شورای امنیت، به برقراری آتش بس منجر شد.  پس از آن، به دلیل فشار‌های ناشی از شکست در جنگ 33 روزه، کمیته‌ ای به نام کمیته "وینوگراد" تشکیل شد تا نحوه مدیریت جنگ را مورد بررسی قرار دهد. کمیسیون "وینوگراد" پس از بررسی حوادث جنگ 33 روزه، اولمرت را متهم به کوتاهی در مدیریت جنگ کرده و او را عامل شکست دانست. در این میان بسیاری از اسرائیلی‌ها و محافل داخلی این رژیم، اولمرت را مسئول شکست در جریان جنگ مشهور به 33 روزه با حزب‌الله لبنان توصیف می ‌کنند، جنگی که به اعتقاد شمار زیادی از ناظران، اولین شکست تاریخ 60 ساله رژیم اسرائیل بود. پس از جنگ 33 روزه اسرائیل علیه حزب‌الله لبنان، انتقاد‌ها به دلیل سوء‌مدیریت او در این جنگ به شدت افزایش یافت و محبوبیت او در نزد افکار‌ عمومی‌ اسرائیل به شدت کاهش یافت. در پایان گفتنی است بسیاری از کارشناسان سیاسی سرزمین های اشغالی "اولمرت" را بدترین نخست وزیر و نادان ترین سیاستمدار تاریخ رژیم صهیونیستی می دانند. 
اولمرت از زمان رسیدن به نخست وزیری در سال 2006، با رسوایی های مالی دست و پنجه نرم می کرد، که البته مربوط به پیش از نخست ‌وزیری او بود. وی در دو پرونده جداگانه به دریافت رشوه محکوم شد، که یکی از این پرونده‌ها با رسوایی بزرگ و گسترده املاک "هالی‌لند" Holyland در بیت المقدس در زمان شهرداری وی در این شهر در سال‌های 1993 تا 2003 ارتباط داشت. او پیش ‌تر به اتهام دیگری مبنی بر دریافت مبلغی غیرقانونی برای سفر خارجی خود نیز متهم شده بود، این پرونده‌ ها به زمانی باز می ‌گشت که وی وزیر صنایع و بازرگانی رژیم صهیونیستی بود. متهم پرونده هالی لند پروژه "هالی لند" (سرزمین مقدس) در اراضی اشغالی سال 1948 در بیت المقدس، سبب بازگشایی پرونده‌ای شد که از آن با عنوان بزرگترین پرونده فساد در تاریخ رژیم صهیونیستی یاد شد. هالی لند، مربوط به ساخت واحدهای فاخر و لوکسی بود که در جنوب غربی قدس اشغالی بنا و شکل ظاهری آن با بافت منطقه مذکور کاملا متفاوت بود. در این جریان، پلیس رژیم صهیونیستی معتقد بود که یک شرکت ساختمانی‌، از سال 1999 تا سال 2008  میلادی به کارکنان و مسئولان عالی‌ رتبه شهرداری قدس مبالغی رشوه داده است. در همین ارتباط، دادگاه مرکزی تل آویو در سال 2009، ایهود اولمرت را به اتهام دریافت رشوه در زمانی که شهردار قدس اشغالی بود، محکوم و اعلام کرد که اولمرت  در آن زمان، از سازندگان یک مجتمع عظیم مسکونی به نام  پروژه "هالی لند"، 921 هزار دلار رشوه دریافت کرده است. قاضی این دادگاه تاکید کرد که اولمرت به همراه برخی شخصیت‌های اسرائیلی، در این پروژه معماری، صدها هزار شیکل رشوه دریافت کرده است. اولمرت پیش از این نیز به اتهام پولشویی از طریق حساب‌های بانکی دخترش و 2 مورد قضایی دیگر تحت پیگرد قرار گرفته بود اما از همه موارد تبرئه شده بود. متهم در پرونده تالانسکی اولمرت پس از چندی، در سال 2012 م، به داشتن ارتباط با یک بازرگان آمریکایی در زمان تصدی شهرداری بیت المقدس متهم شد. همه این اتهامات در حالی به اولمرت وارد شد که "اوری لوبولیانسکی " شهردار سابق قدس که تا سال 2003 متصدی این پست بود، به اتهام دریافت رشوه به مقدار 600 هزار یورو بازداشت و اعتراف کرد که اولمرت در این فساد مالی دخیل و مسئول آن بوده است. در این میان "موریس تالانسکی" بازرگان میلیونر امریکایی همزمان با سرو صدای زیادی که فساد مالی اولمرت به پا کرده بود، به دادگاه احضار شد و به پرداخت مبالغ هنگفتی به اولمرت اعتراف کرد. تالانسکی بعنوان شاهد اصلی پرونده فساد مالی اولمرت، در دادگاه منطقه قدس گفت: "بارها در جریان تبلیغات انتخاباتی اولمرت در سال ‌های 1991 و 1992 به وی مبالغ نقدی پرداخت کردم." این تاجر آمریکایی با اشاره به اینکه اولمرت مبالغ را به صورت نقدی می خواست گفت: "اولین مبلغ را از حساب شخصی خود پرداخت کردم و دومین مبلغ را از کمک هایی که در آمریکا جمع کرده بودم، در اختیار او قرار داردم. در سال 1998 نیز مبالغی را که در هر بار مابین سه هزار تا پنج هزار دلار بود نقداً به وی پرداخت کردم، اولمرت پول نقد می خواست و چک قبول نمی کرد." این تاجر آمریکایی در ادامه اعترافات خود گفت: "از سال 1990 و هنگامی که اولمرت وزیر بهداشت بود، وی را می شناخت. در همین ارتباط، "موشه لادور"، دادستان رژیم صهیونیستی نیز گفت که دریافت رشوه های مالی اولمرت در دوران ریاست بر وزارت بازرگانی و صنایع و از طریق رئیس دفتر او  انجام گرفته است. "لادور" همچنین گفت که این دلارها طی بازدیدهای تالانسکی از اسرائیل و در دیدارهای گاه به گاه وی با اولمرت رد و بدل شده است. محاکمه اولمرت به دلیل فساد مالی سرانجام اولمرت در سپتامبر سال 2012 میلادی نیز، به جرم دریافت رشوه و فساد مالی و به جرم سوءاستفاده از اعتماد مقامات، تنها به 19  هزار دلار جریمه و حبس تعلیقی محکوم شد، اما پس از دو سال "شولا زاکن" دبیر سابق کابینه رژیم اسرائیل و از نزدیکان اصلی اولمرت، برای کاهش مجازات زندان خود، نوار ضبط شده مکالمات بین اولمرت و "موریس تالانسکی" را فاش، و نشان داده، اولمرت در اوایل دهه 2000 میلادی زمانی که وزیر صنعت و بازرگانی اسرائیل بوده، اقدام به دریافت ده‌ها هزار دلار رشوه کرده است. همین امر دستور محاکمه مجدد وی را صادر و به حبس 6 ساله در می سال 2014 م، نیز محکوم کرد. حکم زندان اولمرت در حالی صادر شد، که رواج فساد اداری و مالی در بین سران اسرائیل و خاخام های صهیونیست در دهه سال 2010 شدت بیشتری گرفته بود. 
اتهامات مختلف فساد بر تمام دوران سه ساله نخست ‌وزیری اولمرت و فشارهای ناشی از ناکامی ‌در جنگ 33 روزه علیه حزب ‌الله لبنان، منجر به استعفاء وی در مارس سال 2009 میلادی شد. کناره گیری اولمرت از قدرت فقط خداحافظی از قدرت نبود بلکه اولمرت با این ‌کار به یک دوره سیاسی مهم در حکومت اسرائیل نیز پایان داد. او نماینده یک جریان سیاسی جدید در اسرائیل بود؛ آنچنان که حزب تحت رهبری ‌اش نیز آغاز تغییرات در سیستم حزبی را کلید زد. اولمرت و کادیما هر دو از این حیث یک استثنا در حیات سیاسی اسرائیل بودند، اولمرت اولین نخست ‌وزیری بود که بدون سابقه نظامی قدرت را به دست گرفته و از حوزه عمومی و خدمات شهری پای به سیاست گذاشت و همین مساله از اولمرت نخست ‌وزیری متفاوت از گذشته ساخت. پایان سیاست های سکولاریسم اگر دوره قبل از اولمرت را حاکمیت "صهیونیسم" نام می ‌نهادند، دوره پس از اولمرت را، حاکمیت "پست ‌صهیونیسم" خطاب کردند تا تمایزها در سیاست و حکومت در اسرائیل مشخص شود. در دوره صهیونیسم اصل و اساس بر پیوند مذهب یهود و سیاست استوار شده بود و در دوره پست صهیونیسم سیاستمداران اسرائیلی به تبعیت از افکار عمومی بیشتر بر سکولاریسم پای فشردند و برای تحقق چنین هدفی نیز رفته ‌رفته از مذهب یهود فاصله گرفتند تا امکان ظهور و بروز عقلانیت ابزاری و سیاست‌های سکولار فراهم شود. در این دوره دیگر ایده تشکیل اسرائیل از نیل تا فرات به ‌فراموشی سپرده شد و حتی آشکارا اولمرت از پایان پروژه اسرائیل بزرگ سخن گفت. از آن پس اسرائیل را تنها راست‌ ها و چپ ‌ها اداره نمی ‌کردند بلکه میانه ‌روها نیز پا به عرصه گذاشتند تا خط سوم را تبلیغ و ترویج ‌کنند. یعنی نه چپ بودند نه راست بلکه در بین این دو گرایش سیاسی قرار می‌ گرفتند تا ماهیت بازی سیاست در اسرائیل پلورالیزه و توازن قدرت دستخوش تحول شود. اما با کناره ‌گیری اولمرت از قدرت و تجربه نه‌ چندان موفق کادیما در ساختار سیاسی، این دوران تاریخی در لحظات پایانی عمر خود قرار گرفت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۱:۱۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۱:۱۴

اسناد و مراجع