ایسیدور اگوست ماری فرانسیس خاویر کنت  معروف به اگوست کنت(Auguste Comte) در 19 ژانویه سال 1798 در شهر "مون پلیه" فرانسه به دنیا آمد. کنت با آن که دانشجویی استثنایی بود اما هرگز موفق به اخذ درجه ای دانشگاهی نشد و همین امر بر پرونده آموزشی اش تاثیری منفی گذاشت. وی در سال 1818 منشی و فرزند خوانده  فیلسوفی چهل سال مسن تر از خودش به نام "کلود هنری سن سیمون" شد. آنها هفت سال با هم کار کردند اما در 1824 رابطه شان به هم خورد. کنت در 1826  طرحی را به ابتکار خود ارائه کرد که طی آن می بایست 70 سخنرانی درباره فلسفه زندگیش انجام دهد. این دوره از سخنرانیها شنوندگان سرشناسی را به خود جلب کرد، اما بعد از اجرای سه سخنرانی به علت دچار شدن کنت به یک ناراحتی عصبی متوقف شد. وی بعدها نیز همچنان از مسایل روانی رنج می برد و یک بار در سال1827 بر آن شده بود که با غرق کردن خودش در رودخانه "سن" خود کشی کند. گرچه کنت مقام ثابتی در اکول پلی تکنیک (معتبرترین و قدیمی ‌ترین دانشگاه فنی و مهندسی فرانسه) به دست نیاورد، اما در سال 1832 مقام کوچکی به عنوان سخنران در آنجا پیدا کرد. وی در سال 1837 سمت دیگری هم به عنوان ممتحن ورودی در اکول به دست آورد که این سمت برای نخستین بار درآمدی کافی برایش فراهم کرد. در این دوره کنت روی اثر شش جلدیش به نام "درس هایی درباره فلسفه اثباتی" که مایه شهرتش شد کار کرد. وی برای نخستین باردر این اثراز اصطلاح جامعه شناسی استفاده کرده و  این نظر را مطرح کرد که جامعه شناسی علم نهایی است. کنت در این اثر به "اکول پلی تکنیک" حمله کرد. در نتیجه در سال 1844 قراردادش به عنوان سخنران تمدید نشد. کنت در سال 1851 اثری چهار جلدی به نام "نظام سیاست اثباتی " را تکمیل کرد . وی در این اثر به ارائه طرحی بزرگ برای تجدید سازمان جامعه پرداخت و  افکار عجیب و غریبی را نیز مطرح کرده بود. برای نمونه بیان می داشت، به بهداشت مغزی اعتقاد دارد و برای همین از خواندن آثار دیگران پرهیز می کند که نتیجه اش دور افتادن از تحولات فکری زمانه اش بود. وی همچنین خود را کاهن بزرگ دین نوین بشریت می دانست. کنت به جایی در آینده معتقد بود که کاهنان جامعه شناس آن را اداره خواهند کرد. با این حال، با وجود چنین افکار  بعیدی، در فرانسه و کشورهای دیگر پیروان فراوانی به دست آورد. سرانجام وی در 59 سالگی درگذشت. 
اکثر نظریه پردازان جامعه شناسی به شدت تحت تاثیر شرایط اجتماعی یا فکری دوران خود، نظریاتشان را ارائه کرده اند. شرایط اجتماعی دوران کنت، دوران پس از انقلاب فرانسه است که با نا آرامی ها و تنش های بسیاری همراه بوده است. انقلاب فرانسه برخلاف تصور انقلابیون، 70 سال طول کشید تا به ثمر نشست و پایه های حکومت جمهوری شکل گرفت. در این دوران آشوب سه نظریه برای بهبود اوضاع وجود داشت: - نظریه لیبرال های انقلابی که تحت تاثیر "لاک"، "مونتسکیو" ، "روسو" و ... قرار داشتند و اعتقاد به بازار آزاد، نهادهای مدنی، تفکیک قوا و ... داشتند. - نظریه مارکسیست های انقلابی که معتقد بودند باید انقلابی اجتماعی  به راه انداخت و به قدرت گرفتن طبقات پایین تر جامعه، همچون کارگران، همت گمارد. آنها تاکید داشتند که نظم موجود از بنیاد، ناعادلانه است و در آن تنها طبقات خاصی از تمامی مزایا برخوردار هستند درحالی که قشر عظیمی محروم اند. - نظریه فیزیک اجتماعی یا جامعه شناسی که از سوی کنت مطرح شده بود و وی  معتقد به رهیافتی علمی در برخورد با واقعیت اجتماعی داشت. 
کنت مبدع واژه جامعه شناسی است و به عبارتی اولین جامعه شناس محسوب می شود. هرچند پیش از او دانشمند مسلمان "ابن خلدون" به جامعه و یا افرادی چون "مونتسکیو"، "توکویل" و "ماکیاول" نیز به واقعیت اجتماعی اشاره نموده اند، اما کنت با توجه به شرایط زمانی خود که مصادف با بحران های انقلاب فرانسه بود، دنبال علم اجتماعی جدیدی بود که منطبق با علوم طبیعی دیگر باشد. ملکه علوم کنت جامعه شناسی را به‌ عنوان "ملکه علوم" معرفی می کند، زیرا موجودیت آن ناشی از تکامل سایر علوم بوده و به همین جهت در مرتبه اعلی قرار دارد. در این سلسله‌ مراتب به نظر کنت هر علمی به علم قبلی متکی است و علاوه ‌بر داشتن مشخصات خود ویژگی ‌های علم بیشتر از آن را نیز دارد. در این طبقه بندی هر قدر پایین تر می آئیم موضوع علم عینی تر و پیچیده تر و از نظر پیش بینی دشوارتر می‌ شود. 
مفهوم اثبات گرایی یا (Positivism) به روش تحقیقی کنت اطلاق می شود. وی اثبات‌ گرایی را عامل اساسی پیشرفت انسان دانسته و مدعی بود که از طریق مشاهده و آزمایش و مقایسه می توان موفق به کشف پدیدارهای اجتماعی شد. او اصرار داشت که جامعه را می توان از طریق علمی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و همانند تحقیقات علمی در سایر علوم، موفق به کشف پدیدارهای عینی شد.  کنت از این جهت به روش اثبات‌ گرایی توجه خاص کرد و معتقد بود، بررسی شرایط اجتماعی و حل مشکلات اجتماعی فقط از طریق روش علمی امکان پذیر است. رویکرد کلی جامعه شناسی کنت کنت برای علم اجتماعی واژه فیزیک اجتماعی را به کاربرده بود که نشان می دهد وی "علوم دقیق" را به عنوان الگویی برای جامعه شناسی در ذهن داشته است. کنت با معرفی نظری و نظام مند جامعه به مثابه رشته ای علمی، بر تحلیل های تجربی تأکید می کرد و بر معاصران و آیندگان تأثیر بسیار داشت. وی در پی راهی برای تجدید سازمان نظم اجتماعی در زمینه های فکری، اخلاقی و سیاسی بود که نگرش علمی را برای تغییر ساختار جامعه ضروری می دانست. از نظر وی هدف علوم به ویژه  جامعه شناسی پیش گویی رویدادهای آینده به منظور بررسی ارتباط عینی موجود بین ساختار و تغییر است که کنت این دو مقوله را با ایستایی اجتماعی و پویایی اجتماعی مرتبط ساخت. از نظر وی، مفاهیمی چون حقوق طبیعی و آزادی فکری و علمی افراد که در عصر روشنگری طرح شدند، ایده هایی متافیزیکی اند که بر تحلیل های علمی استوار نیستند. نظریات کنت در چندین مبحث کلی حائز نکاتی است که بر همگرایی و وابستگی جوامع و شکل گیری ساختارهای کلان بر اساس پیوستگی تاریخی تأکید می ورزد.     ارکان جامعه شناسی اثباتی کنت جامعه ‌شناسی اثباتی کنت بر سه اصل مبتنی است که روشن‌ گر مجموع نظریات اوست: اصل اول: طبق نظر وی ممکن نیست که پدیده اجتماعی خاص جز در متن اجتماعی کلی‌ تری که به آن تعلق دارد، درک و تبیین شود. این اصل که اولویت کل نسبت به اجزا خوانده می شود بر تجزیه و تحلیل آنچه کنت نظم خود به‌ خود جوامع انسانی نامیده است اعمال می شود. اصل دوم: پیشرفت علوم، هادی و راهنمای اصلی تاریخ بشری است. بشر آن ‌طور عمل می کند که شناخت‌ هایش به او اجازه می دهد روابط انسان با جهان و با سایر افراد منوط به چیزهایی است که از طبیعت و از جامعه می شناسد. اصل سوم: انسان همه‌ جا و همه‌ وقت یکی است، و این هویت ثابت نتیجه ترکیب زیستی به‌ ویژه نظام عصبی اوست. پس باید انتظار داشت که جامعه همه‌ جا یکسان و در یک جهت تحول پیدا کند، و بشر در کل به طرف نوعی جامعه پیشرفته تر در حرکت باشد. 
کنت جامعه‌ شناسی را به دو شاخه جامعه شناسی ایستا و جامعه شناسی پویا تقسیم می کند.هم چنین در نگاهی دیگر به ارائه الگو برای توصیف جامعه می پردازد. جامعه ‌شناسی ایستا (Static Sociology) عبارت است از مطالعه موضوعی که کنت آن را اجماع اجتماعی می نامد. ایستایی اجتماعی از یک ‌سو، تجزیه و تحلیل ساخت جامعه را در لحظه ای معین دربر می گیرد، و از سوی دیگر تحلیل عنصر یا عناصری را که تعیین ‌کننده  اجماع اجتماعی اند، یعنی عنصر یا عناصری که از مجموعه افراد یا خانواده ها، اجتماع، و از تعدد نهادها، وحدت را به وجود می آورند. بنابراین، جامعه شناسی ایستا جامعه را در حال سکون مطالعه می کند و مهم ‌ترین پدیده  مورد مطالعه اش نظم اجتماعی است که از طریق ساخت اجتماعی برقرار می شود. در این بخش مطالعات جامعه‌ شناسی در زمینه سازمان‌ ها و نهاد های اجتماعی متمرکز شده و چگونگی ایجاد تعادل و ثبات در جامعه مورد توجه قرار می گیرد. جامعه‌ شناسی پویا (Dynamic Sociology) این بخش، جامعه را در حالت پویا و حرکت مطالعه می کند. در این بخش توجه اساسی به شناسائی جریان تطور و دگرگونی های اجتماعی معطوف است. در این بخش از جامعه‌شناسی است که کنت قوانین سه گانه تکامل جامعه ها را ارائه می دهد. مدل ارگانیکی هر چند کنت تحقیق تجربی خاصی در باب جامعه ارائه نکرد ولی مدل یا انگاره‌ای را پیشنهاد کرد که بعدها به مدل ارگانیکی معروف شد. این نظریه که جامعه با موجود زنده شباهت دارد، نخستین بار توسط کنت به آن پرداخته شد. کنت در مقایسه بین موجود زنده و جامعه معتقد به شباهت های زیر بود: اولاً جامعه از اعضا و موسسات مختلف تشکیل شده و همانند ارگان‌ های موجود زنده، کل واحدی را تشکیل می دهد. ثانیاً نهادهای اجتماعی همانند اعضا و اندام موجود زنده دارای ساخت و کارکرد خاصی می‌ باشند. ثالثاً اجزای جامعه همانند اعضای موجود زنده با یکدیگر مرتبط بوده و به ‌طور کلی در دوام و بقای ساخت اصلی خود موثر و دخیل می باشند. نکته دیگر اینکه جامعه هم مانند موجود زنده براساس قانون تکامل از مرحله ابتدایی و ساده به مرحله کامل تر و پیچیده تر رسیده است. آیین رهنمودی کنت یک جامعه اثباتی و خوب را برای آینده طرح ‌ریزی کرده بود که تحت هدایت قدرت روحانی کاهنان یک دین اثباتی نوین و بانکداران بزرگ و صاحبان صنایع اداره گردد. این کاهنان که همان جامعه شناسان علمی اند، همانند اسلاف کاتولیک شان، باید راهنمایان اخلاقی و ممیزان اجتماع باشند و قدرت و دانش برترشان را به‌ کار اندازند تا وظایف و الزام های اجتماعی افراد را به آن ها یادآوری کنند. به نظر کنت کاهنان دانشمند دین بشریت با تکیه بر دانش اثباتی شان می دانند که چه چیز برای اجتماعی خوب و چه چیز بد است و بر این اساس، انسان ها را به انجام وظیفه جمعی شان فرا می خوانند و هر گونه فکر حقوق را در آن ها به‌ شدت سرکوب می کنند. 
کنت نظریه "قانون مراحل سه گانه" را در  سال 1975 ارائه کرد. وی در این نظریه بیان می دارد، تکامل یا پیشرفت بشر از رشد ذهن او حاصل می شود. جوامع می بایست همان سلسله مراحل تکاملی ای را که ذهن بشر طی آنها تکامل می یابد، طی کنند. این سلسله تکاملی از منظر کنت  شامل سه مرحله "خداشناسی"، "متافیزیکی" و "اثباتگرایی" است  و توالی اجتناب ناپذیری بین این سه مرحله وجود دارد. کنت، دنیای آتی را دنیایی می دانست که در آن تفکر"اثبات گرایانه" غالب شده و تفکرات خداشناسی و متافیزیکی در آن حذف می شوند. مرحله خداشناسی این مرحله مبتنی برتبیین های فرا طبیعی و یا دینی برای توضیح پدیده هایی است که بشر قادر به توضیح آنها نبوده است. این مرحله تا پیش از سال 1300 میلادی ادامه داشته است. در این دوران دین بر جامعه مسلط بود و پدیده های تبیین ناپذیر به موجودات فرا طبیعی و یا خدایان نسبت داده می شد. آگاهی بشر در این دوره پایین و ابتدایی بود و روحانیان و نظامیان نظم جامعه را برقرار کرده و خدایان به جای انسان می اندیشیدند. (Ibid) عموما این فرض که منشأ پدیده ها موجوداتی فرا طبیعی اند، مانع بروز تلاش فکری بشر می شود. مرحله متافیزیکی یا ما بعد الطبیعه این مرحله در فاصله سالهای 1300 تا 1800 میلادی رخ داد و از نظر کنت گام کوتاهی بود به سوی پیشرفتی فراتر از مرحله خداشناسی. این مرحله تعدیل مرحله اول است و بر این اعتقاد متمرکز است که نیروهای انتزاعی و یا اسرار آمیز کنترل رفتارها را در دست دارند. از نظر کنت این مرحله، مرحله گذار به سوی اثبات گرایی است، چرا که جهش بی واسطه از مرحله خداشناسی به اثبات گرایی دشوارتر از آن بود که بشر از عهده آن برآید. مرحله اثبات گرایی این مرحله ازسال 1800 میلادی آغاز شد. این دوره بر علم و دانش مبتنی بر قوانین تجربی و مشاهدات متکی است. بشر به جای جستجوی مطلق ها و منشأها و غایت ها، به بررسی قوانین می پردازد. در این مرحله، اثبات گرایی علمی ، صنعتی شدن و رهنمودهای اخلاق علمی در حیطه تعقل و واقعیات حاکم می شوند. در مرحله اثباتی است که امکان برگزیدن قوانین و اصول عامی فراهم می شود که برای تغییر طبیعت و جامعه لازم است. 
دومین نظریه مشهور کنت که همان نظریه سلسله مراتب علوم است با قانون سه مرحله ‌ای وی ارتباط نزدیک دارد. همچنان که نوع بشر از طریق سه مرحله معین پیشرفت می‌ کند که هر مرحله آن مبتنی بر دستاورد های مرحله پیشین است دانش علمی نیز مراحل تحول مشابهی را پشت سر می‌ گذارد اما علوم گوناگون به نسبت های متفاوتی پیشرفت می ‌کنند. هر دانشی که عمومیت، سادگی و استقلال آن از انواع دیگر دانش بیشتر باشد زودتر به مرحله اثباتی می ‌رسد. ابتدا ستاره ‌شناسی بعد به ترتیب فیزیک ، شیمی ، زیست ‌شناسی و سرانجام جامعه شناسی به مرحله اثباتی می رسد. علم اجتماعی که از همه علوم دیگر پیچیده‌ تر است و پیدایش آن بیشتر از هر علم دیگری به تحول  سایرعلوم پیشین وابسته است، در بالاترین پله سلسله مراتب علوم جای دارد. علم اجتماعی تکمیل کننده روش اثباتی است و از همه منابع علوم پیش از خود برخوردار است و علوم دیگر زمینه ساز این علم تازه اند. 
کنت درسال  1851 به تکمیل اثر چهار جلدی‌ اش، به ‌عنوان "نظام سیاست اثباتی" پرداخت.  کنت در این اثر بیشتر از آثار دیگرش به ارائه طرحی بزرگ برای تجدید سازمان جامعه، اشاره نمود. از دیگر آثار کنت می توان به موارد زیر اشاره نمود: -ارزیابی مختصری از کل گذشته دوران جدید (1820) -جزوه ای دربارۀ کارهای علمی لازم برای تجدید سازمان جامعه (1822) -ملاحظات فلسفی درباره علوم و دانشمندان (1825) -ملاحظاتی درباره قدرت معنوی (1825-1826) 
اگوست کنت در 5 سپتامبر 1857 درگذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۹:۵۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۹:۵۵

اگوست کنت

خلاصه زندگی نامه

 ایسیدور اگوست ماری فرانسیس خاویر کنت، معروف به اگوست کنت، ریاضیدان و فیلسوف قرن هجدهم فرانسه که از بنیانگذاران علم جامعه شناسی بود. وی پایه‏ گذار مکتب اثبات گرایی و واضع واژه جامعه شناسی نیز محسوب می شود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع