حکیم اوحدالدّین علی (محمّد) بن محمّد بن اسحاق خاورانی انوری ابیوردی، معروف به انوری ابیوردی و حجّه الحق، در روستای "بادنه" از توابع خاوران، یا "بدنه" از توابع ابیورد به دنیا آمد. پدرش از کارگزاران درباری و به گفته‌ای سرپرست میهنه بود که برای پسر خود میراث فراوانی به جا گذاشت که انوری همه را صرف خوش ‌گذرانی و عیاشی کرد و پس از مدتی از فرط تهی ‌دستی، ناچار به شاعری در دربار شاهان شد. انوری دارای طبعی قوی بوده، در بیان معانی مشکل به صورتی روان مهارت داشت، و چیره ‌دستی خود در قصیده و غزل را به اثبات رسانید. از لحاظ عقیدتی بسیاری چون "قاضی تستری" صاحب مجالس و "الامین العاملی" صاحب اعیان الشیعه و "طهرانی" مولف الذریعه و "افندی" و غیرهم، قائل به تشیع اوحدالدین بودند. وی در سال 583 در گذشت. 
به گفته "دولتشاه سمرقندی"(شاعر قرن 9 هجری): «انوری در جوانی، چندی در مدرسه منصوریه توس به دانش آموختن علم‌ ها پرداخت و دانش‌ های عقلی و نقلی از قبیل فلسفه، اخترشناسی، موسیقی، ریاضیات، پزشکی، منطق و ادبیات عرب را فرا گرفت. در شعرهای او اشاره‌ای است که بر اثر علاقه به آثار "پورسینا"، "عیون الحمه" او را به خط خود کتابت کرده ‌است.» انوری استاد قصیده سرای شعر پارسی و آراسته به هنرهای خوش‌ نویسی و موسیقی بوده ‌و از دانش‌ های ریاضیات، فلسفه و موسیقی بهره ‌ور و در اخترشناسی به زبان خود مرجع بوده ‌است. وجود گواه‌ها و نشانه‌هایی در شعر وی سخن از آگاهی او از موسیقی دارد و همین امر برخی از پژوهند گان را برانگیخته تا او را موسیقی‌ دانی تحصیل کرده بدانند. 
انوری سفرهایی به موصل، بغداد، بلخ، مرو، نیشابور و فرارود کرده ‌است، ولی در دوران کمال شاعری اقامتگاهش مرو، تختگاه "سلطان سنجر سلجوقی" بود. هنگامی که قطعه‌ای در هجو مردم بلخ به نام انوری منتشر شد، خشم و غوغایی در مردم بلخ برانگیخت و کار به آنجا کشید که قصد کشتنش را کردند، اما جمعی از بزرگان بلخ مانند "قاضی حمیدالدین بلخی" صاحب کتاب "مقامات حمیدی" به شفاعت از او برخاستند و انوری جان سالم به در برد. 
شهرت انوری بدلیل قصاید و توانایی بالای پردازش ادبی اوست. در شعری که به جامی منسوب است آمده: «در شعر سه تن پیمبرانند/ هرچند که لانبی بعدی/ اوصاف و قصیده و غزل را/ فردوسی و انوری و سعدی».توان بالای انوری در بکارگیری اصطلاحات ادبی و عبارات لطیف و معانی بلیغ موجب شده تا بزرگان ادب ایران با او به دیده احترام نگاه کنند. کسانی مانند "نظامی" "عروضی"، "جامی"، "آذر بیگدلی" او را از بزرگان ادب فارسی دانسته‌اند. 
انوری در قصیده و قطعه اعجاز می ‌کرد و از تلمیح‌ گویان چیره ‌دست بود. گفته ‌اند که از حیث روانی الفاظ و کلمات و ترکیب‌ها به "متنبی" و "سید حمیری" و "ابوالعتاهیه"در زبان عرب، شبیه‌ می باشد. انوری معانی و نکات ظریف را با اصطلاحات روزمره و نیز مفردات مکلف عربی می‌ آمیخت و سبک و گونه‌ای خاص خود پدید آورده بود. بسیاری از اشعار وی هجو و هزل می‌ باشد که انتقاد نیشداری به اوضاع زمان خود در آنها بیان می‌کرده‌ است.دیوان شعرهای انوری را ابتدا "سعید نفیسی"نویسنده و شاعر قرن 13، و سپس "محمد تقی مدرس رضوی"دانشمند، مصحح و استاد دانشگاه، تصحیح کرده‌اند. از کتابهایی که درباره وی نگاشته شده ‌است، "مفلس کیمیافروش" نوشته "شفیعی کدکنی" است.  از ویژگی‌های تاثیرگذار آن میتوان ذکر نمود که تقریبا برای تمامی همعصران و متاخران خود دارای احترام و منزلت مانده و همیشه او را در ردیف بزرگترین شاعران فارسی سرای آورده‌اند. 
دایره المعارف بزرگ اسلامی در پیرامون دانش انوری چنین نوشته است: «انوری از دانشمندان نامور روزگار خود به شمار می ‌رود و اشعارش، در بردارنده دانش‌ها و معارف آن دوران است. اشارات، تلمیحات، تصویرسازی و مضمون ‌آفرینیهایش، همه از استادی او در منطق، موسیقی، هیئت، ریاضی، علوم طبیعی، نجوم و حکمت حکایت دارد… انوری به ابن سینا اعتقادی تام داشت… وی همچنین کتابی در شرح اشارات ابن ‌سینا با عنوان البشارات فی شرح الاشارات تألیف کرده بود… یان ریپکا از ایرانشناسان اروپایی مدعی شده که از اشعار و آثار انوری برمی آید که وی تا حدودی به قانون جاذبه زمین پی برده بوده. او این را بویژه در شعری با عنوان: «شبی در حال مستی از بامی درافتاد و این قطعه را سرود» نشان داده‌ است. در این قطعه وی افتادن خود را از پشت بام بر خلاف نظر همیشگی علمای آن زمان که آنرا مربوط به ماهیت جسم و میل و کشش درونی جسم به سوی پایین می ‌دانستند این بار سقوط شی را به زمین و خواست و ماهیت زمین نسبت داده‌ است.» 
دیوان انوری البشارات فی شرح الاشارات رساله‏ای در عروض و قوافی دیوان قطران تبریزی به خط انوری کتاب مفید بازنویسی عیون الحکمه ابوعلی سینا 
دیوان این کتاب انوری، قریب به پانزده هزار بیت می ‌باشد. این دیوان در قالب‌های شعری مختلفی مانند قصیده و قطعه سروده شده‌ است. بیشتر شهرت وی برپایه قصاید اوست و اشعار فکاهی و هزلش عمدتا در قالب قطعه می‌ باشند. البشارات فی شرح الاشارات این اثر نخست شرح و حاشیه‌ای است که انوری بر کتاب "الاشارات"اثر" ابن سینا" نگاشته و به گونه‌ای آن را تفسیر نموده ‌است. دیوان قطران تبریزی به خط انوری از یکی از شاعران متقدم انوری به نام "قطران تبریزی" دیوانی در تهران نگهداری می‌ شود که گویا به خط انوری ابیوردی نوشته شده و این با پیشینه‌ای که از هنر خوشنویسی وی گفته‌اند همخوانی دارد. کتاب مفید همچنین انوری کتابی در طب یا نجوم بنام "کتاب مفید" به نام "شاه قطب الدین مودود برزنگی" حاکم موصل تالیف کرده بود. 
بیشتر، سال 583 را سال درگذشت انوری می ‌دانند. "ادوارد براون" وفات وی را در سال 581 و بنا به عقیده "هرمان اته" و "ژوکوفسکی" در سالهای میان 587 و 585 عنوان کرده‌ اند. آرامگاه او در بلخ می باشد. هرچند که نیشابور و مقبره الشعرای تبریز را نیز بعنوان مدفن وی معرفی کرده‌اند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۹:۵۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۰:۰۰

انوری ابیوردی

خلاصه زندگی نامه

 حکیم اوحدالدّین علی (محمّد) بن محمّد بن اسحاق خاورانی انوری ابیوردی، معروف به انوری ابیوردی و حجّه الحق، از جمله شاعران و دانشمندان ایرانی نیمه دوم سده 6 قمری در دوران سلجوقیان بود. وی از فلسفه، ریاضیات، نجوم و موسیقی نیز بهره داشت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع