امانوئل کانت (Immanuel Kant)) در سال 1724 در "کنیکس برگ" آلمان در سنتی موسوم به پاک دینان، جریانی از مذهب پروتستانیسم متولد شد. او از خانواده فقیری بود که چند صد سال پیش از تولد وی از اسکاتلند آمده بودند. پدرش شغل سراجی داشت و پدر و مادرش هر دو مقدس ماب بودند. کانت پس از اتمام تحصیلات خود دررشته فلسفه و ریاضیات در دانشگاه کنیس برگ در خانه های بزرگان به تدریس مشغول و بعدها در سال 1755 در همان دانشگاه دانشیار شد و پس از آن در سال در 1770 به مقام استادی منطق و فلسفه مابعد الطبیعی منصوب گردید وبدین ترتیب از وی به عنوان اولین فیلسوف دانشگاهی یعنی فیلسوفی که در دانشگاه فلسفه تدریس می کرد یاد می شود، چرا که سایر فلاسفه چنین نبودند. وی علاوه برنظریه پردازی در باب فلسفه، در زمینه علوم تربیتی نیز صاحب آثار و شیوه های عملی بود. وی برخلاف بعضی از فلاسفه به مذهب گرایش داشت و به حفظ اصول ایمانی اعتقاد داشت. وی در سالهای پایانی عمرش (هشت سال قبل از مرگش) دچاراختلال حافظه شد و کم کم نابینا شد. وی سرانجام درسن 80 سالگی در زادگاهش درگذشت. 
وی مبدع شیوه ای نوین در فلسفه مابعد الطبیعه به شمار می رود. وی  در سال 1766 در زمینه نظریه پردازی های خود در باب فلسفه ما بعد الطبیعه نوشت: «از اینکه دوستدار فلسفه مابعد الطبیعه هستم خوشوقتم؛ ولی محبوب من درباره من هنوز روش موافقی اظهار نکرده است.» کانت عقل نظری و عملی را نقد کرده و ثابت نموده که عقل نظری از درک حقیقت اشیاء عاجز است. او حس و تجربه را تنها وسیله تحصیل علم دانست ولی بعدها به فکر افتاد که اگر عقل نباشد از حس و تجربه نمی توان به علم پی برد و علم مبانی عقلی می خواهد ولی از طرف دیگر به تعقل هم تا مبانی عملی بدست نیاید نمی توان اطمینان کرد. دیدگاه کانت را می توان قراردگرائی کانتی نامید هر چند کانت از مطلق گرایان و مبناگرایان می باشد و مبناگرائی که با مطلق گرائی است با قراردادگرائی که به نسبت گرائی می انجامید هماهنگی ندارد. اما در اصطلاح « مملکت غایات» که هر ذات خردمند هنگامی عضو مملکت غایات است که اگر چه در آن واضح قوانین عام است خود تابع این قوانین باشد این تناقض حل می شود. 
در مباحث فلسفه‌ ی اخلاق، به بررسی نظریات اخلاقی بودن انسان پرداخته می شود. در این باره برخی از غربی ها  که نگاه های دینی دارند و از اخلاق دینی دفاع می‌کنند به صراحت معتقدند اخلاق ریشه ‌ی دینی و الاهياتی دارد. اين ديدگاهها بر اين باورند كه باید اخلاقی بود چون خدا گفته است. اما بعضی بر طبیعت و سرشت انسان تکیه می ‌کنند و معتقدند طبع انسان به گونه ‌ای آفریده شده که اخلاقی بودن را دوست دارد. اعتقاد کانت در اخلاق این بود که به یک مابعدالطبیعه اخلاق احتیاج است که جدا و منفک از همه عوامل تجربی باشد. ما بعدالطبیعه یعنی یک امر غیرتجربی و حقیقی که قبل از مراجعه به طبیعت انسان و هر امری مربوط به طبیعت انسانی مانند لذت، سود و اموري از اين دست بتواند منشاء حکم اخلاقی باشد. این امر غیرتجربی به نظر کانت همان عقل عملی است. براساس نظریه اخلاقی کانت که یک اخلاق وظیفه گرایانه است، عملی اخلاقی است که نه از سوی میل بی واسطه انجام گیرد و نه از روی مصلحت شخصی و نه بدلیل نتایج آن بلکه به این دلیل اخلاقی است که از سر تکلیف انجام شود. هر چند کانت یک نظریه غیردینی را مطرح کرده است که سالهاست در مورد آن بحث می شود و فلسفه او یکی از پایه های فلسفه اخلاق در غرب است اما می توان کانت راجزء افرادی که به نوعی خدا را پرستش می کنند به شمار آورد هر چند به خدا اعتقادی ندارند. طوریکه خود کانت بیان می دارد: «دو چیز است که روح مرا با اعجاب و خشیتی که پیوسته نو می شوند و افزایش می یابند سرشار می سازند، آسمان پر ستاره بالای سرم و قانون اخلاقی درونم.» 
نظریه درباره افلاک انسان شناسی نقادی عقل مطلق نقد عقل عملی نقد قوه حکم مبانی فلسفه اخلاق 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۳۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۳۳

امانوئل کانت

خلاصه زندگی نامه

 امانوئل کانت، فیلسوف معروف آلمانی، از اندیشمندان بزرگ فلاسفه اخلاق در غرب به شمار می رود.نقد شجاعانه نظریات فلاسفه دیگراز سمت وی سبب شده است عنوان فیلسوف روشنگری را از آن خود کند. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع