الکساندر دوما (پدر)(Alexandre Dumas, père) در تاریخ 24 ژوئيه 1802 میلادی در روستايی به نام "ويلر کوتره" در نزديکی شهر پاريس به دنيا آمد. پدر او، "توماس الکساندر داوی دولا پاتریه" و مادرش "ماری لوئی الیزابت لابوره" نام داشتند. الکساندر درتاریخ 1 فوريه 1840 با هنرپيشه ای به نام "آيدا فرير" ازدواج کرد. اما عليرغم اين ازدواج او دارای فرزندی غيرقانونی از زنی به نام "ماری کاترين لابای" بود که همان "الکساندر دومای پسر" ميباشد که  راه پدر را ادامه داد و يکی از نويسندگان شهير فرانسه شد. بسياری از رمانهای الکساندر، از قبيل "کنت مونت کریستو"، "سه تفنگدار"، "بیست سال بعد" و "ویکنت دوبراژلون" رمانهايی دنباله دار و سريالی بودند. او علاوه بر رمان نويسی، مقاله نویس، نمایشنامه نویس و خبرنگار پرتوانی بود.

الکساندر دوما (پدر)(Alexandre Dumas, père) در تاریخ 24 ژوئيه 1802 میلادی در روستايی به نام "ويلر کوتره" در نزديکی شهر پاريس به دنيا آمد. پدر او، "توماس الکساندر داوی دولا پاتریه" و مادرش "ماری لوئی الیزابت لابوره" نام داشتند. الکساندر درتاریخ 1 فوريه 1840 با هنرپيشه ای به نام "آيدا فرير" ازدواج کرد. اما عليرغم اين ازدواج او دارای فرزندی غيرقانونی از زنی به نام "ماری کاترين لابای" بود که همان "الکساندر دومای پسر" ميباشد که راه پدر را ادامه داد و يکی از نويسندگان شهير فرانسه شد. بسياری از رمانهای الکساندر، از قبيل "کنت مونت کریستو"، "سه تفنگدار"، "بیست سال بعد" و "ویکنت دوبراژلون" رمانهايی دنباله دار و سريالی بودند. او علاوه بر رمان نويسی، مقاله نویس، نمایشنامه نویس و خبرنگار پرتوانی بود.


پدر الکساندر، که ژنرالی در ارتش ناپلئون بود، مورد غضب ارتش قرار گرفت و همين امر او را به سمت فقر سوق داد. زمانی که الکساندر دوما به دنيا آمد، خانواده او ثروت و موقعيت خود را از دست داده بودند و مادر او که با مرگ ژنرال دوما در سال 1806 زمانیکه الکساندر 4 سال داشت، بيوه شده بود، جهت ايجاد موقعيت تحصيلی مناسب برای فرزندش به سختی تلاش میکرد. هر چند "ماری لوئيس" در تأمين هزينه های تحصيلی برای فرزندش ناتوان بود، اما اين مسئله در شوق و علاقه الکساندر به مطالعه، تأثيری نداشت و او هر کتابی را که به دست میآورد، ميخواند. همزمان با رشد الکساندر کوچک، داستانهایی که "ماری لوئي" از شجاعت و رشادت پدرش در زمان اوج اقتدار ارتش ناپلئون برای او تعريف می کرد، به وی ديد روشن و واضحی از ماجراجويی و قهرمانپروری میبخشيد. هرچند که سايه فقر بر خانواده الکساندر سنگينی ميکرد، اما هنوز شهرت پدر و ارتباطات اشرافی سابق برای آنها باقی مانده بود و همين عوامل باعث شد که پس از استقرار رژيم سلطنتی، الکساندر 20 ساله در 1822 به پاريس برود و با کمک اقوام پدری، به سمت منشی مخصوص "دوک دواورلئان" درآيد.

پدر الکساندر، که ژنرالی در ارتش ناپلئون بود، مورد غضب ارتش قرار گرفت و همين امر او را به سمت فقر سوق داد. زمانی که الکساندر دوما به دنيا آمد، خانواده او ثروت و موقعيت خود را از دست داده بودند و مادر او که با مرگ ژنرال دوما در سال 1806 زمانیکه الکساندر 4 سال داشت، بيوه شده بود، جهت ايجاد موقعيت تحصيلی مناسب برای فرزندش به سختی تلاش میکرد. هر چند "ماری لوئيس" در تأمين هزينه های تحصيلی برای فرزندش ناتوان بود، اما اين مسئله در شوق و علاقه الکساندر به مطالعه، تأثيری نداشت و او هر کتابی را که به دست میآورد، ميخواند. همزمان با رشد الکساندر کوچک، داستانهایی که "ماری لوئي" از شجاعت و رشادت پدرش در زمان اوج اقتدار ارتش ناپلئون برای او تعريف می کرد، به وی ديد روشن و واضحی از ماجراجويی و قهرمانپروری میبخشيد. هرچند که سايه فقر بر خانواده الکساندر سنگينی ميکرد، اما هنوز شهرت پدر و ارتباطات اشرافی سابق برای آنها باقی مانده بود و همين عوامل باعث شد که پس از استقرار رژيم سلطنتی، الکساندر 20 ساله در 1822 به پاريس برود و با کمک اقوام پدری، به سمت منشی مخصوص "دوک دواورلئان" درآيد.


همزمان با کار در پاريس، دوما به نوشتن مقاله برای مجلات و نمايشنامه برای تئاتر می پرداخت. درسال 1829 نمايشنامه "هنری سوم و دربارش" ارائه شد و با استقبال خوبی روبرو گشت. در سال بعد نمايشنامه "کریستین"او، شهرت ديگر و به موازات آن موقعيت مالی خوبی را برای او به ارمغان آورد و او را قادر ساخت که به صورت تمام وقت به کار نويسندگی بپردازد. درسال 1830 وی در انقلابی سهيم گرديد که منجر به براندازی حکومت "چالرز" و تفويض قدرت به کارفرمای او "دوک دواورلئان" (يا همان لوئی فیلیپ) شد. تا نيمه های دهه 1830 زندگی در فرانسه به علت شورشهای پراکنده، مختل بود. همزمان با بهبود اوضاع اقتصادی و اجتماعی موقعيت برای بروز استعدادهای الکساندر دوما فراهم شد. رمان های دنباله دار  الکساندر پس از نوشتن چند نمايشنامه موفق، به نوشتن رمان تغيير جهت داد. به اين ترتيب که با افزايش علاقه مندی روزنامه ها به رمان های دنباله دار در سال 1838 دوما با بازنويسی يکی از نمايشنامه هايش، اولين رمان سريالی خود با نام "کاپیتان پاول" را ارائه کرد و اين شروعی بود برای تبديل ذهن الکساندر به يک استوديوی داستان پردازی، که صدها داستان و شخصيت از آن ساخته و پرداخته شد. در سالهای 1839 تا 1841 دوما، به همراه چند تن از دوستانش رمان "جنایات مجلل" را ساخته و پرداخته کرد. اين رمان 8 قسمتی، به شرح جنايات مشهور اروپا میپردازد. تاثیر نژاد در آثار دوما الکساندر دوما دارای نژادی «آفريقايي- فرانسوي» بود و علیرغم ارتباطات اشرافی موفقی که داشت، تأثير اين ترکيب نژادی، گاهی در آثار و گفتار او ديده میشود. او يک بار به شخصی که به پيشينه نژادی او توهين کرده بود گفت: «پدر من يک دورگه اروپایی است، پدر بزرگ من يک سياه پوست است و پدرپدربزرگ من يک ميمون! ميبينی مرد، شروع خاندان من همچون پايان خاندان توست!»

همزمان با کار در پاريس، دوما به نوشتن مقاله برای مجلات و نمايشنامه برای تئاتر می پرداخت. درسال 1829 نمايشنامه "هنری سوم و دربارش" ارائه شد و با استقبال خوبی روبرو گشت. در سال بعد نمايشنامه "کریستین"او، شهرت ديگر و به موازات آن موقعيت مالی خوبی را برای او به ارمغان آورد و او را قادر ساخت که به صورت تمام وقت به کار نويسندگی بپردازد. درسال 1830 وی در انقلابی سهيم گرديد که منجر به براندازی حکومت "چالرز" و تفويض قدرت به کارفرمای او "دوک دواورلئان" (يا همان لوئی فیلیپ) شد. تا نيمه های دهه 1830 زندگی در فرانسه به علت شورشهای پراکنده، مختل بود. همزمان با بهبود اوضاع اقتصادی و اجتماعی موقعيت برای بروز استعدادهای الکساندر دوما فراهم شد. رمان های دنباله دار الکساندر پس از نوشتن چند نمايشنامه موفق، به نوشتن رمان تغيير جهت داد. به اين ترتيب که با افزايش علاقه مندی روزنامه ها به رمان های دنباله دار در سال 1838 دوما با بازنويسی يکی از نمايشنامه هايش، اولين رمان سريالی خود با نام "کاپیتان پاول" را ارائه کرد و اين شروعی بود برای تبديل ذهن الکساندر به يک استوديوی داستان پردازی، که صدها داستان و شخصيت از آن ساخته و پرداخته شد. در سالهای 1839 تا 1841 دوما، به همراه چند تن از دوستانش رمان "جنایات مجلل" را ساخته و پرداخته کرد. اين رمان 8 قسمتی، به شرح جنايات مشهور اروپا میپردازد. تاثیر نژاد در آثار دوما الکساندر دوما دارای نژادی «آفريقايي- فرانسوي» بود و علیرغم ارتباطات اشرافی موفقی که داشت، تأثير اين ترکيب نژادی، گاهی در آثار و گفتار او ديده میشود. او يک بار به شخصی که به پيشينه نژادی او توهين کرده بود گفت: «پدر من يک دورگه اروپایی است، پدر بزرگ من يک سياه پوست است و پدرپدربزرگ من يک ميمون! ميبينی مرد، شروع خاندان من همچون پايان خاندان توست!»


نويسندگی برای دوما، درآمد زيادی را به همراه داشت، اما نوع زندگی اشرافی و ولخرجی و دست و دلبازی وی نهايتاً باعث ورشکستگی او گرديد. زمانیکه سلطنت لوئی فيليپ با شورشی به پايان رسيد، دوما از جانب حاکم منتخب، مورد توجه قرار نگرفت و در سال 1851 برای رهایی از دست طلبکارانش به روسيه گريخت و دو سال از زندگیش را در آنجا سپری کرد، سپس با تأسيس روزنامه ای به نام "اينديپندت" وارد جريانات سياسی ايتاليا شد و سرانجام در سال 1864 به پاريس بازگشت.

نويسندگی برای دوما، درآمد زيادی را به همراه داشت، اما نوع زندگی اشرافی و ولخرجی و دست و دلبازی وی نهايتاً باعث ورشکستگی او گرديد. زمانیکه سلطنت لوئی فيليپ با شورشی به پايان رسيد، دوما از جانب حاکم منتخب، مورد توجه قرار نگرفت و در سال 1851 برای رهایی از دست طلبکارانش به روسيه گريخت و دو سال از زندگیش را در آنجا سپری کرد، سپس با تأسيس روزنامه ای به نام "اينديپندت" وارد جريانات سياسی ايتاليا شد و سرانجام در سال 1864 به پاريس بازگشت.


فرانسه نويسندگان برجسته زيادی را در خود جای داده، اما گستره خوانندگان هيچ يک از آنها به الکساندر دوما نمیرسد. او از پيش گامان مکتب "رمانتی سیسم" بود و گاهی رگه هایی از مکتب "رئالیسم" نيز در نوشته هايش يافت می شد. وی بيش از 300 عنوان کتاب داشت که از نشانه های پرکار بودن اين نويسنده بزرگ است. کتابهای او تقريباً به تمام زبانهای زندهٔ دنيا ترجمه، و بیش از 200 فيلم از کتابهای او ساخته شد، که به برخی از آنها اشاره می کنیم: سه تفنگدار پس از بیست سال، قسمت دوم سه تفنگدار ویکنت دوبراژلون، قسمت سوم سه تفنگدار کنت دو مونت کریستو ملکه مارگو خانم مونسورو گردنبند ملکه آنتونی برج نسل ژوزف بالسامو چگونه نمایشنامه نویس شدم

فرانسه نويسندگان برجسته زيادی را در خود جای داده، اما گستره خوانندگان هيچ يک از آنها به الکساندر دوما نمیرسد. او از پيش گامان مکتب "رمانتی سیسم" بود و گاهی رگه هایی از مکتب "رئالیسم" نيز در نوشته هايش يافت می شد. وی بيش از 300 عنوان کتاب داشت که از نشانه های پرکار بودن اين نويسنده بزرگ است. کتابهای او تقريباً به تمام زبانهای زندهٔ دنيا ترجمه، و بیش از 200 فيلم از کتابهای او ساخته شد، که به برخی از آنها اشاره می کنیم: سه تفنگدار پس از بیست سال، قسمت دوم سه تفنگدار ویکنت دوبراژلون، قسمت سوم سه تفنگدار کنت دو مونت کریستو ملکه مارگو خانم مونسورو گردنبند ملکه آنتونی برج نسل ژوزف بالسامو چگونه نمایشنامه نویس شدم


دوما در تاریخ 5 دسامبر 1870 در حالی که 68 سال داشت درگئشت. محلّ زندگی او در کاخ "مونت کریستو" در حومه پاريس پذیرای مسافران و علاقه مندان به اوست. همچنين در سال 1970 يکی از ايستگاه های مترو پاريس برای بزرگداشت او به نام "ايستگاه الکساندر دوما" نامگذاری شد و در سال 2002 ميلادی، دولت فرانسه به مناسبت دويستمين سالگرد تولد وی بقايای جسد او را در عمارت "پانتئون" پاريس محل دفن مفاخر ملی فرانسه جای داد.

دوما در تاریخ 5 دسامبر 1870 در حالی که 68 سال داشت درگئشت. محلّ زندگی او در کاخ "مونت کریستو" در حومه پاريس پذیرای مسافران و علاقه مندان به اوست. همچنين در سال 1970 يکی از ايستگاه های مترو پاريس برای بزرگداشت او به نام "ايستگاه الکساندر دوما" نامگذاری شد و در سال 2002 ميلادی، دولت فرانسه به مناسبت دويستمين سالگرد تولد وی بقايای جسد او را در عمارت "پانتئون" پاريس محل دفن مفاخر ملی فرانسه جای داد.


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۹:۱۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۹:۱۵

الکساندر دوما

خلاصه زندگی نامه

 الکساندر دوما (پدر)، رمان نویس و نمایشنامه نویس فرانسوی ملقب به"سلطان پاریس" که به خاطر رمانهای ماجراجويانه اش يکی از مشهورترين نويسندگان فرانسه به شمار ميرفت.  

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع