فرانسیس اسکات کی، فیتز جرالد (Francis Scott Key Fitzgerald) در تاریخ 24 سپتامبر 1896 در خانواده‌ای ایرلندی و در ایالت "مینسوتا" زاده شد. وی در سال 1913 به دانشگاه "پرینستون" وارد شد و درسال 1917 بدون دریافت هیچگونه مدرکی از آن بیرون آمد، در حالی که پشت سر خود تصویری از پسری پرجاذبه، بلندپرواز، پرعقده و آگاه از استعدادهای ادبی خویش، برجای گذارد، پس به خدمت ارتش درآمد و تا سال 1915 در آن باقی ماند، بی‌ آنکه امکان یابد که به اروپا سفر کند. همین امر موجب اولین سرخوردگی در زندگیش گشت، اما توانست در اوقات بیکاری به نوشتن داستان و قصه بپردازد. آثار وی با وجود ضعفها، افراط‌ ‌کاریها، فقدان تسلط در شیوه نگارش، خاطره‌ای دلپذیر و درخشان در خواننده باقی می ‌گذارد. اسکات در سال 1940 در گذشت. 

فرانسیس اسکات کی، فیتز جرالد (Francis Scott Key Fitzgerald) در تاریخ 24 سپتامبر 1896 در خانواده‌ای ایرلندی و در ایالت "مینسوتا" زاده شد. وی در سال 1913 به دانشگاه "پرینستون" وارد شد و درسال 1917 بدون دریافت هیچگونه مدرکی از آن بیرون آمد، در حالی که پشت سر خود تصویری از پسری پرجاذبه، بلندپرواز، پرعقده و آگاه از استعدادهای ادبی خویش، برجای گذارد، پس به خدمت ارتش درآمد و تا سال 1915 در آن باقی ماند، بی‌ آنکه امکان یابد که به اروپا سفر کند. همین امر موجب اولین سرخوردگی در زندگیش گشت، اما توانست در اوقات بیکاری به نوشتن داستان و قصه بپردازد. آثار وی با وجود ضعفها، افراط‌ ‌کاریها، فقدان تسلط در شیوه نگارش، خاطره‌ای دلپذیر و درخشان در خواننده باقی می ‌گذارد. اسکات در سال 1940 در گذشت. 


اثر"این سوی بهشت"، فیتز جرالد را از برجسته ‌ترین شخصیتهای ادبی عصر معرفی کرد و به او امکان داد که با هنرپیشه زیبایی به نام "زلدا سیر" ازدواج کند. پس از ازدواج، اسکات با همسرش به سفر پرداخت و به نوبت در ریویرا، پاریس، واشنگتن و نیویورک اقامت کرد، اما این زندگی دلخواه، پایانی غم‌ انگیز یافت. زلدا به جنون مبتلا شد و سراسر زندگی نویسنده را با تلخی و مشقت همراه ساخت و خود او را فرسوده و خرد شده به بحرانهای قلبی مبتلا کرد. 

اثر"این سوی بهشت"، فیتز جرالد را از برجسته ‌ترین شخصیتهای ادبی عصر معرفی کرد و به او امکان داد که با هنرپیشه زیبایی به نام "زلدا سیر" ازدواج کند. پس از ازدواج، اسکات با همسرش به سفر پرداخت و به نوبت در ریویرا، پاریس، واشنگتن و نیویورک اقامت کرد، اما این زندگی دلخواه، پایانی غم‌ انگیز یافت. زلدا به جنون مبتلا شد و سراسر زندگی نویسنده را با تلخی و مشقت همراه ساخت و خود او را فرسوده و خرد شده به بحرانهای قلبی مبتلا کرد. 


جرالد پس از پایان جنگ به نیویورک بازگشت و در مؤسسه‌ای تبلیغاتی به کار پرداخت و داستانهای کوتاهی در مجله‌ های ادبی منتشر کرد که پیروزی یافت. این پیروزی او را بر آن داشت که یادداشتهای ادبی و قطعه‌هایی را که در دوره خدمتش در ارتش بر کاغذ آورده بود، فراهم آورد، بدین طریق نخستین رمانش با عنوان "این سوی بهشت" در سال 1920 انتشار یافت که هم از نظر فروش و هم جلب توجه منتقدان به پیروزی بزرگی دست یافت. این اثر نوعی بیانیه بود که چهره نسل جوان بعد از جنگ را در برجسته ‌ترین و جالبترین وضع و حالت پیش چشم می ‌گذارد و همدردی صادقانه و ستایش‌ آمیز نویسنده را با جوانان نفرت ‌زده و بیکار و با نزاکت آشکار می ‌سازد. 

جرالد پس از پایان جنگ به نیویورک بازگشت و در مؤسسه‌ای تبلیغاتی به کار پرداخت و داستانهای کوتاهی در مجله‌ های ادبی منتشر کرد که پیروزی یافت. این پیروزی او را بر آن داشت که یادداشتهای ادبی و قطعه‌هایی را که در دوره خدمتش در ارتش بر کاغذ آورده بود، فراهم آورد، بدین طریق نخستین رمانش با عنوان "این سوی بهشت" در سال 1920 انتشار یافت که هم از نظر فروش و هم جلب توجه منتقدان به پیروزی بزرگی دست یافت. این اثر نوعی بیانیه بود که چهره نسل جوان بعد از جنگ را در برجسته ‌ترین و جالبترین وضع و حالت پیش چشم می ‌گذارد و همدردی صادقانه و ستایش‌ آمیز نویسنده را با جوانان نفرت ‌زده و بیکار و با نزاکت آشکار می ‌سازد. 


فیتز جرالد پس از پیروزی اولین رمانش به نام "این سوی بهشت" به آثار متعددی دست زد با ارزشهای مختلفی که غالباً از خاطرات جوانیش مایه گرفته بود. از آن جمله است: مجموعه داستانهای کوتاه قصه های قرن جاز همه جوانان غمگین رمان ها زیبا و دوزخی گتسبی بزرگ (ترجمه به فارسی) شب لطیف است طلا و خاکستری (ترجمه به فارسی) داستانها فتور آخرین نواب نامه نامه های جرالد 

فیتز جرالد پس از پیروزی اولین رمانش به نام "این سوی بهشت" به آثار متعددی دست زد با ارزشهای مختلفی که غالباً از خاطرات جوانیش مایه گرفته بود. از آن جمله است: مجموعه داستانهای کوتاه قصه های قرن جاز همه جوانان غمگین رمان ها زیبا و دوزخی گتسبی بزرگ (ترجمه به فارسی) شب لطیف است طلا و خاکستری (ترجمه به فارسی) داستانها فتور آخرین نواب نامه نامه های جرالد 


زیبا و دوزخی این اثر در سال 1922 در روال اولین رمان نویسنده نوشته شده جز آنکه از نظر ساختمان داستانی پیشرفت صریحی را نشان می ‌دهد. قصه‌های قرن جاز مجموعه داستان کوتاه "قصه ‌های قرن جاز" در سال 1923 که از تجربه‌ های شخصی نویسنده مایه گرفته و افراط در بوالهوسی و فساد تدریجی را در زندگی نسل جوان قرن بیستم نمودار می ‌سازد، نسلی که خدایان را مرده می ‌پندارد، جنگها را با شکست مواجه می‌ بیند و ایمانها را متزلزل می‌ یابد. فیتز جرالد چون سخنگوی "قرن جاز" در داستان خود قهرمانانی بی ‌اعتقاد و غیرمسئول می ‌آفریند و به خواننده چنین القا می ‌کند که چیزی در این میان غلط و نادرست است که موجب نومیدی می‌ گردد. گتسبی بزرگ این رمان در سال 1925 در نظر عده‌ای، زیباترین اثر فیتز جرالد آمد که در آن صدای خرد شدن و شکسته شدن همه معیارهای فریبنده نسل او به گوش می ‌رسید. فیتز جرالد در این داستان تسلط خود را در فن روایت و حکایت آشکار می ‌سازد. حضور شاهدی که سرگذشت را نقل می ‌کند، به داستان رنگ واقعی و عینی و در عین حال وحدت کلام می‌ بخشد. این بار اول است که فیتز جرالد در اثر خود، از وجود خویش می ‌گریزد و در برابر اشخاص داستان، خود را نادیده می‌ گیرد. وی همچنین موفق می‌ شود که نثری پرقدرت بکار برد و بی ‌آنکه لحنی مسخره‌ آمیز داشته باشد، به مزاح و مطایبه دست زند و به جای افکار رمانتیک به اندیشه‌های جهانی دست یابد. سرگذشت گتسبی نمودار آرزوهای بزرگی است که به گونه‌ای جاودانی در قعر وجود همه امریکائیها نهفته است، از سرباز تا گانگستر و مرد ادب و آن آرزوی ثروت و ماجراجوئی و خلاصه تحقق بخشیدن به وجود خویش است. شب لطیف است پس از انتشار چند مجموعه داستان کوتاه مانند "همه جوانان غمگین" در سال 1926، رمان دیگری درسال 1934 انتشار داد به نام "شب لطیف است" که نویسنده در آن به مشغله ذهنی و درونی خود بازمی ‌گردد و شکست اشخاص داستان را انعکاسی از سرگذشت غم ‌انگیز خود معرفی می‌ کند. فتور در سال 1926 "زلدا" همسر جرالد در بیمارستان سوئیس بستری بود، شهرت نویسندگی فیتز خاطره‌ای بیش نبود، وضع مالیش ناامید کننده و سلامتش متزلزل بود. فشار ناشی از بیماری سخت همسر و تلاش ناامیدانه در راه بهبود او، فیتز جرالد را با بحرانهای شدید قلبی روبرو کرد که آن را در داستان "فتور" در سال 1936 وصف کرده است، همین رنجها و بحرانهای روحی و عصبی به مرگ زود رسش انجامید. آخرین نواب آخرین داستان اسکات "آخرین نواب" نام دارد که ناتمام ماند و پس از مرگش در سال 1941 انتشار یافت که از نظر بعضی منتقدان بهترین اثر او بوده است. 

زیبا و دوزخی این اثر در سال 1922 در روال اولین رمان نویسنده نوشته شده جز آنکه از نظر ساختمان داستانی پیشرفت صریحی را نشان می ‌دهد. قصه‌های قرن جاز مجموعه داستان کوتاه "قصه ‌های قرن جاز" در سال 1923 که از تجربه‌ های شخصی نویسنده مایه گرفته و افراط در بوالهوسی و فساد تدریجی را در زندگی نسل جوان قرن بیستم نمودار می ‌سازد، نسلی که خدایان را مرده می ‌پندارد، جنگها را با شکست مواجه می‌ بیند و ایمانها را متزلزل می‌ یابد. فیتز جرالد چون سخنگوی "قرن جاز" در داستان خود قهرمانانی بی ‌اعتقاد و غیرمسئول می ‌آفریند و به خواننده چنین القا می ‌کند که چیزی در این میان غلط و نادرست است که موجب نومیدی می‌ گردد. گتسبی بزرگ این رمان در سال 1925 در نظر عده‌ای، زیباترین اثر فیتز جرالد آمد که در آن صدای خرد شدن و شکسته شدن همه معیارهای فریبنده نسل او به گوش می ‌رسید. فیتز جرالد در این داستان تسلط خود را در فن روایت و حکایت آشکار می ‌سازد. حضور شاهدی که سرگذشت را نقل می ‌کند، به داستان رنگ واقعی و عینی و در عین حال وحدت کلام می‌ بخشد. این بار اول است که فیتز جرالد در اثر خود، از وجود خویش می ‌گریزد و در برابر اشخاص داستان، خود را نادیده می‌ گیرد. وی همچنین موفق می‌ شود که نثری پرقدرت بکار برد و بی ‌آنکه لحنی مسخره‌ آمیز داشته باشد، به مزاح و مطایبه دست زند و به جای افکار رمانتیک به اندیشه‌های جهانی دست یابد. سرگذشت گتسبی نمودار آرزوهای بزرگی است که به گونه‌ای جاودانی در قعر وجود همه امریکائیها نهفته است، از سرباز تا گانگستر و مرد ادب و آن آرزوی ثروت و ماجراجوئی و خلاصه تحقق بخشیدن به وجود خویش است. شب لطیف است پس از انتشار چند مجموعه داستان کوتاه مانند "همه جوانان غمگین" در سال 1926، رمان دیگری درسال 1934 انتشار داد به نام "شب لطیف است" که نویسنده در آن به مشغله ذهنی و درونی خود بازمی ‌گردد و شکست اشخاص داستان را انعکاسی از سرگذشت غم ‌انگیز خود معرفی می‌ کند. فتور در سال 1926 "زلدا" همسر جرالد در بیمارستان سوئیس بستری بود، شهرت نویسندگی فیتز خاطره‌ای بیش نبود، وضع مالیش ناامید کننده و سلامتش متزلزل بود. فشار ناشی از بیماری سخت همسر و تلاش ناامیدانه در راه بهبود او، فیتز جرالد را با بحرانهای شدید قلبی روبرو کرد که آن را در داستان "فتور" در سال 1936 وصف کرده است، همین رنجها و بحرانهای روحی و عصبی به مرگ زود رسش انجامید. آخرین نواب آخرین داستان اسکات "آخرین نواب" نام دارد که ناتمام ماند و پس از مرگش در سال 1941 انتشار یافت که از نظر بعضی منتقدان بهترین اثر او بوده است. 


فرانسیس اسکات کی فیتز جرالد، سرانجام در تاریخ 21 دسامبر 1940 در 44 سالگی درگذشت. 

فرانسیس اسکات کی فیتز جرالد، سرانجام در تاریخ 21 دسامبر 1940 در 44 سالگی درگذشت. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۰۰:۱۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۲:۲۵

اف. اسکات فیتز جرالد

خلاصه زندگی نامه

 فرانسیس اسکات کی فیتز جرالد، رمان نویس آمریکایی و نویسنده داستانهای کوتاه که از او به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ سده بیستم میلادی و نماینده نسل سرگردان یاد می شود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع