افشین علاء، در سال 1348 در شهرستان نور به دنیا آمد. دوران کودکی و تحصیلاتش را در زادگاهش گذراند. در سال 1366، دیپلم فرهنگ و ادب گرفت و به منظور ادامه تحصیل، در همان سال وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شده و به دریافت مدرک کارشناسی علوم سیاسی نایل آمد. رویکرد وی به شعر و شاعری مربوط به دوران نوجوانی اوست. علاء بعد از آشنایی با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بیشتر شعرهای خود را برای کودکان می سرود. وی در دوران تحصیل در دانشگاه، به فعالیتهای فرهنگی مطبوعاتی پرداخت و بعدها با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، صدای جمهوری اسلامی ایران و نشریات کیهان و سروش همکاری کرد. عضویت در هیات مدیره انجمن شاعران ایران از دیگر سوابق فرهنگی افشین علاء محسوب می شود. 
علاء از دوران کودکی شعر می‌سرود و به گفته خودش اولین مشوق او مادرش بود: «اگر بخواهم به تأثیر اصلى برسم باید بگویم که این نرمى سخن، تحت تأثیر کلام مادرم بوده؛ مادرم شاعر نبود اما به جهت این که آموزگار بود و با بچه ها سر و کار داشت، و طبع بسیار لطیفى داشت و علاقه مند به ادبیات بود و خیلى شیرین و روان و زیبا سخن مى گفت با ما، من همیشه تحت تأثیر ایشان بودم؛ و خیلى از حال و هواهاى شاعرانه را و سبک سخن گفتن را از مادرم آموختم. این مشابهت ها آنقدر بود که تا این اواخر که ایشان فوت کرد، همه این را یادآورى مى کردند. مى گفتند این مادر و پسر مانند هم حرف مى زنند؛ حس هاشان مانند هم است، دریافت هاشان مانند هم است. حتى ادبیات گفتارى شان مانند هم است. من از کودکى این تأثیر را از مادرم گرفتم. ... ما خیلى با هم حرف مى زدیم و من خیلى از این صحبت ها را وارد عوالم شعرى مى کردم. نخستین مخاطب شعرهایم هم همیشه مادرم بود. ...» (با استناد به مصاحبه افشین علاء با روزنامه ایران، به تاریخ 14 آبان سال 1386)  
فعالیت جدی علاء در عرصه ادبیات و مطبوعات از سال 1366 آغاز شد. بعد از اتمام تحصیل بود که ادبیات کودک و کار در مطبوعات را انتخاب کرد. علاء عضو تحریریه نشریه کیهان بود و در راه‌اندازی روزنامه آفتاب گردان (اولین روزنامه کودکان ایران) با فریدون محمودزاده خلیلی همکاری فعال داشت. سر دبیری برنامه‌های کودک، خردسال، نوجوان و شب بخیر کوچولو در رادیو، سر دبیری نشریات گنبد کبود، صدف و دوست، ریاست فرهنگسرای کودک و مدیریت در شبکه فرهنگ رادیو از جمله سوابق اوست. وی در سالهای بعد به عضویت شورای عالی شعر واحد موسیقی صدا و سیما و هیات مدیره انجمن شاعران ایران درآمد. 
علاء در دوران نوجوانی تحت تاثیر محمود کیانوش، شعر کودک و نوجوان را به عنوان حوزه اصلی کار خود انتخاب کرد و بعدها به سبب آشنایی با چهره‌هایی چون قیصر امین پور و بیوک ملکی به فعالیت حرفه‌ای در این زمینه پرداخت. اکثر تالیفات او در زمینه شعر خردسال، کودک و نوجوان است. اما در قالب‌های نیمایی و به ویژه غزل نیز تجربه‌های فراوانی دارد: «...سعى مى کردم که به زبان بزرگسالانه و حتى قدمایى شعر بگویم؛ البته این اتفاق به طور معمول پیش مى آید براى بچه ها؛ و چون از طرف اطرافیان و خانواده مورد تشویق قرار مى گرفتم سعى مى کردم بیشتر از ترکیب هاى پیچیده و قلمبه سلمبه استفاده کنم حتى به سبک قصیده هاى قدمایى کار مى کردم ولى در ابتداى نوجوانى، خوشبختانه به دلیل آشنایى با شعرهاى محمود کیانوش- که تأثیر خیلى زیادى روى من گذاشت- رجوع به کودکى خودم کردم؛ و فهمیدم این جور شعر گفتن با زبان پیچیده و قدمایى برازنده یک نوجوان نیست و باید با زبانى که به طبیعت زبان امروز و به طبیعت خودم نزدیک تر هست کار کنم. شعرهاى کیانوش به جهت روانى و زیبایى اى که داشت و فضاى کاملاً منطبق اش با کودکى و نوجوانى نسل ما، خیلى تحت تأثیرم قرار داد و من در ابتدا که تصمیم گرفتم به سبک شعر کودک و نوجوان کار کنم، بیشتر تحت تأثیر کارهاى کیانوش بودم. از همان زمان مصمم شدم که این طور شعر گفتن را ول نکنم و در این فضا باقى بمانم؛ هر چند هیچ وقت از شعر گفتن در فضاى بزرگسالان هم غافل نشدم و این بخش هم در روند کارى ام حضور مؤثرى دارد. ضمن این که حضور من در حوزه شعر کودک و نوجوان تأثیر خوبى هم روى شعر بزرگسال من گذاشت. یعنى یواش یواش فاصله گرفتم از آن زبان سخت و بیشتر متشاعرانه تا شاعرانه.» (با استناد به مصاحبه افشین علاء با روزنامه ایران، به تاریخ 14 آبان سال 1386) 
- یک عالم پروانه - یک سبد بوی بهار - بلدم شعر بگویم - نسیم دختر باد - ترانه های لیلی - بازنویسی تذکره الاولیا برای نوجوانان - لی لی حوضک - خاطرات مه گرفته - عطر خنده امام - قلکت را بشکن 
اواسط آبان ماه سال 1386، افشین علاء در مصاحبه ای با روزنامه ایران در خصوص سرودن اشعار کودکانه در قالب نیمایی آن را در صورت هوشمندانه بودن و استفاده از اوزان درست ممکن دانسته و گفت: «سؤال این است چه نوع وزنی را انتخاب کنیم که با ذهنیت بچه ها در تضاد نباشد و حوصله آنها را سر نبرد؛ طنین کلام را بزرگسالانه نکند چون فقط واژه ها نیستند که کار را بزرگسالانه می کنند یا کودکانه...» علاء که در بیشتر اشعارش از وزن های کوتاه و ریتم های شاد استفاده می کند معتقد است: «...انتخاب وزن و طنینی که وزن در ذهن ایجاد می کند می تواند یکی از تفاوت های این دو کار باشد. بهتر است از مصرع های خیلی بلند استفاده نشود ضمن این که پایبندی به قواعد کلاسیک شعر، در شعر کودک خیلی مهم است؛ مخصوصاً قافیه حتماً باید یک حضور منظم و محسوس داشته باشد. در شعر کودک قافیه حکم مفاصل برای یک اسکلت دارد. اگر این مفاصل را باز کنیم این اسکلت فرو می ریزد. قافیه کمک می کند به بچه ها که شعر را پیگیری کنند و با آن مأنوس باشند. اگر به این قواعد پایبند باشیم قطعاً می توانیم در شعر نیمایی هم برای بچه ها کارهای خوبی ارائه دهیم. کما این که کارهای درخشانی هم در این قالب داشته ایم. مثلاً آقای قیصر امین پور شعرهای نوجوانانه محکمی در قالب نیمایی دارند.» (با استناد به روزنامه ایران، شماره 3779، به تاریخ 14 آبان 1386) 
5 دی ماه سال 1392 "علیرضا قزوه"، نویسنده و شاعر معاصر، در مراسم بزرگداشت "خلیل عمرانی"، در سخنانی اتهاماتی را متوجه خانه شاعران ایران کرد. اظهارات قزوه موجب شد تا اعضای هیات مدیره‌ انجمن شاعران ایران در نشستی خبری ضمن پاسخ به سخنان او از تنظیم شکایت ‌نامه‌ای علیه وی خبر دهند. دعوت علاء به مناظره از سوی قزوه سخنان اعضای هیات مدیره‌ انجمن شاعران ایران سبب شد تا یک بار دیگر قزوه واکنش نشان دهد. وی در متنی که در وبلاگ شخصی‌اش منتشر کرده بود، "ساعد باقری"، "سهیل محمودی" و "افشین علاء" را به مناظره دعوت کرد. قزوه در این متن، قسمتی از اظهاراتش درباره اعضای خانه شاعران ایران را پس گرفته و تصریح کرده بود: «البته من عین عبارت یکی از شاعران را در مورد شما از سر ناراحتی تکرار کردم و این هم در پاسخ مصاحبه برادرم افشین علاء بود که نوشته بود: ما عوض نشدیم آنان عوض شدند!! کاش تعبیر بهتری از این حرف می ‌کردم و کاش می‌فهمیدم که این مسئول ادبی مجله تیتر مناقشه‌ برانگیزی را انتخاب کرده که چندان هم مقصود جناب علاء را نمی ‌رسانده. به هر حال، می ‌شد تعبیر بهتری از این سخن داشت و بدا به من که همان سخن دوست شاعرمان را تکرار کردم و سخنی بود که از دهانم پرید و بحث عوض کردن زنان و خانه‌هایشان را ناخواسته و از سر ناراحتی بر زبان راندم. من این تکه از سخنم را پس می‌ گیرم. این حرف حرف من نبود، سخنی بود ناسنجیده که برخی از سخنان برحق مرا نیز تحت شعاع قرار داد. شما چه بخواهید و چه نخواهید، چه به خاطر شعرها و حرف‌هایی که در سایت‌ها و فیسبوک‌ها و اینجا و آنجا بر ضد من بر زبان رانده‌اید معذرت بخواهید یا نخواهید، من به خاطر این تکه از سخنم از شما سه بزرگوار عذر می‌خواهم». پاسخ افشین علاء به یادداشت های وبلاگی قزوه افشین علاء در تاریخ 7 دی 1392 نسبت به یادداشت "علیرضا قزوه" در وبلاگش واکنش نشان داد. این شاعر در یادداشت کوتاه خود از علیرضا قزوه خواست که جبهه‌اش را عوض کند. مشروح این یادداشت از این قرار می باشد: «آقای قزوه در جوابیه ای به مصاحبه عزیزان انجمن شاعران ایران، ضمن عذرخواهی اظهار فرموده اند که من آن حرف ها را، در جواب مصاحبه  برادرم! افشین علا با مجله مهرنامه گفته ام! و بعد تقصیر را گردن مسئول ادبی مهرنامه انداخته اند که این تیتر را انتخاب کرده بودند: " ما عوض نشدیم، آنها عوض شدند! "راستش من نفهمیدم کجای این تیتر به ایشان ربط داشته بگذریم که در سراسر مصاحبه هم اشاره ای حتی به کنایه به ایشان نکرده ام، حالا این عذرخواهی رندانه همراه با تاکید مجدد بر اتهامات مالی وسیاسی، برای بنده و عزیزان و عزیزان انجمن شاعران چه لطفی می تواند داشته باشد؟ البته، من حال ایشان را بعد از شنیدن اعتراض ها و اظهار تاسف های بزرگان و جوانان و قاطبه مردم به اهانت ها و فحاشی هایشان درک می کنم، ولی چاره درد ایشان عذرخواهی همراه با دودوزه بازی نیست، بر فرض که ما از حق خود گذشتیم جواب افکار عمومی را چه خواهند داد؟! آقای قزوه عزیز! آزاده باش! شما که شاعر انقلابی، بیا و انقلابی عمل کن، ماجرای حر را که بهتر از ما بلدی؟ جبهه ات را عوض کن، بابت تمام اشتباهات سال های اخیرت از بیشمار مخاطبانت عذرخواهی کن بخدا عاقبت بخیر می شوی.» پاسخ علاء به نامه دوم قزوه خطاب به خانه شاعران علیرضا قزوه پس از فراخواندن اعضای هیأت‌ مدیره خانه شاعران به مناظره، نامه دیگری را در تاریخ 9 دی 1392 خطاب به آن‌ها منتشر کرد. افشین علا نیز در پاسخ به این نامه یادداشتی منتشر کرد که بخشهایی از آن به شرح ذیل است: «قبل از هر چیز، باید از اساتید بزرگوارم در هیئت ‌مدیره انجمن شاعران ایران پوزش بخواهم. چراکه این یادداشت را بدون مشورت و حتی اطلاع آنان نوشته و منتشر کرده‌ام. بنابراین، مطالب مندرج در این نامه، لزوماً به معنی اعلام نظر هیئت ‌مدیره انجمن شاعران ایران نیست و دغدغه شخصی من به شمار می ‌رود، آن هم پس از خواندن نامه دوم جناب آقای قزوه که با وجود عذر خواستن در یک مورد، اتهامات بی‌اساس دیگری را متوجه انجمن ساخته اند.  البته هتاکی ‌های ایشان به خانه شاعران، سکه دورویی بود که یک روی آن، واقعیت تلخ تداوم رفتارهای غیراخلاقی در جامعه ماست، ولی خوشبختانه روی دیگر آن رسوا شدن کسانی است که به نام دین و با داعیه پایبندی به اسلام و انقلاب، عقده‌های انباشته‌ شده سالیان دراز را آمیخته با تهمت و دروغ، بر سر این و آن خالی می ‌کنند. به ویژه کسانی که با سوءاستفاده از وقایع تلخ خرداد 88، هنوز هم در پی گرم نگاه‌ داشتن تنور فتنه و افزودن هیزم های تازه به آن و پنهان شدن پشت عناوین ارجمندی چون ولایت ‌فقیه هستند. ناگفته پیداست که حنای این افراطیون در هر قشر و صنفی – ازجمله هنر و ادبیات - مدت‌هاست که دیگر نزد خاص و عام رنگی ندارد و تهمت و انگ زدن به کسانی که سلیقه‌ ای خلاف سلیقه آنان دارند – ولو با ادعای دغدغه های اعتقادی - جز ایجاد نفرت و اشمئزاز در مخاطبان نتیجه ای برای آنان نخواهد داشت. شاید از همین روست که بسیاری از دوستان خواستار ادامه ندادن موضوع و پایان دادن به منازعان کلامی با این ‌گونه افراد شده اند. به ویژه آن که، قضیه در مراجع قانونی تحت بررسی قرارگرفته و به زودی شخص مفتری باید اسناد اتهام‌های بی‌ پایه خود را در محکمه ارائه کند و در صورت عدم اثبات ادعاهایش عواقب کیفری این‌ گونه اهانت ها را نیز متحمل شود... جناب قزوه این حرفها را از کجا درآورده و با چه جرات و پشتوانه‌ ای بیان می کند؟ ایشان یک ‌بار گفت که ما با پول بیت ‌المال خانه و زن عوض کرده‌ایم! بعد گفت: … کردم، از دهانم پرید! بر فرض این عذر را بپذیریم، … تازه ایشان که بزرگتر است! ایشان اگر حرمت ما را نمی ‌شناسد، باید حرمت رهبری نظام را که آن همه سنگش را به سینه می ‌زند بشناسد! نکند ایشان واقعاً باورشان شده که متولی شعر انقلاب شده‌اند و به خاطر اجرای مراسم دیدار شاعران با رهبر انقلاب، این اختیار را دارد که هرکسی را که در یک قاب با او نمی ‌نشیند، ضد ولایت ‌فقیه و مخالف رهبری بخواند؟ بنازم به مدیران حوزه هنری سازمان تبلیغات که هنوز هم ساکت‌اند و از امثال ایشان حمایت می‌ کنند! یعنی یک نفر توی این مملکت نیست که جلوی یاوه گویی‌های این فرد را بگیرد؟ آقای قزوه اگر سر سوزن صداقت داشت، زمان زنده بودن سیّد و قیصر، این حرفها را می ‌زد. مگر آن دو عزیز از دست رفته جز یک ‌بار در جلسات دیدار سالیانه شاعران با رهبر انقلاب حضور یافتند؟ این است ملاک دوری و نزدیکی افراد؟ حالا چه شده از این جمع آنها که به رحمت الهی رفته ‌اند عزیز شده ‌اند و امثال ساعد بزرگوار که سایه‌اش مستدام باد و خانم راکعی که لحظه‌ای از آرمانهای انقلاب دست نکشیده است و سهیل محمودی عزیز که عشق به اهل ‌بیت صفت مشخصه اوست، مخالف انقلاب شده‌ اند؟ یعنی اگر سیّد و قیصر در قید حیات بودند، جانب شما را می ‌گرفتند؟ اصلاً منش آنها چه فرقی با این عزیزان داشت؟ امثال آقای قزوه نمی ‌دانند که اصلاً میدان داری ‌های امثال ایشان خودش مانعی برای شرکت خیلی از عزیزانی است که هم دلسوز و پشتیبان نظام‌اند و هم رهبری فرزانه انقلاب، قدر و شأن آنان را به خوبی می شناسد! خوب است یک ‌بار دیگر پیام‌های تسلیت ایشان را در سوگ سیّد و قیصر مطالعه کنید. مگر ایشان چقدر با این عزیزان حشرونشر داشته ‌اند؟ البته می ‌دانم که درک این موضوع برای امثال آقای قزوه سخت است. ولی عاقلان دانند که ملاک ارزش افراد برای رهبری نظام و متقابلاً حفظ حرمت و بزرگی ایشان برای افراد، حضور در مراسمی که امثال آقای قزوه متولی آن هستند، نیست. خیلی از بزرگان و فرهیختگان عرصه شعر حاضر نیستند در یک قاب با ایشان دیده شوند. این چه ربطی به ساحت رهبری نظام دارد؟ آقای قزوه با این سوء استفاده ها دنبال چیست؟ آیا این پنهان شدن ها و خط و نشان کشیدن ها وهن مقام ارجمند رهبری نیست؟ آیا اشراف و عنایتی که ایشان به شعر و ادبیات دارند و روی خوشی که به امثال بنده و آقای قزوه نشان می دهند، باید مستمسکی برای اینگونه هتاکی ‌ها باشد؟... آقای قزوه باید در دادگاه پاسخگو باشد که انجمن شاعران ایران کدامیک از شاعران شرکت ‌کننده در مراسم دیدار با رهبری را در لیست سیاه خود گنجانده است؟ و پاسخگوی بسیاری از جوانان خوش‌ ذوق و متعهدی باشد که پای ثابت جلسات انجمن هستند و با اشتیاق، به دیدار رهبری هم رفته‌اند و شعر خوانده اند و مورد تشویق قرارگرفته‌اند. البته من متأسفم که مجبور به گفتن این حرف‌ها شده ام. حرفهایی که خواه ‌ناخواه با رعایت جایگاه رفیع رهبری نظام منافات دارد. اما این امثال آقای قزوه هستند که باید دکان کاسبی خود را از فتنه 88 ببندند و از رهبر انقلاب مایه نگذارند و به این سوء استفاده‌های مثلاً رندانه پایان دهند. البته ایشان در نامه دوم خود، غیر از خرج کردن از حساب رهبری، تهدیدهای کودکانه دیگری هم کردند. آنجا که گفته‌اند: «دلم میسوزد وقتی می ‌بینم کسانی که در این همه سال صدایی نداشتند و تنها به مدد سیمایشان و به مدد رسانه ها به شهرتی نسبی رسیده‌اند، حالا تنها کارشان دشنام دادن به شاعرانی شده که در خط انقلاب و رهبری ثابت قدم ایستاده‌اند» عجب! لابد ساعد و سهیل را می گوید که سالیانی در سیما بوده‌اند. ولی به راستی ایشان فکر میکند راز محبوبیت این عزیزان، رسانه است؟ مگر قیصر به تلویزیون می رفت؟ مگر با رسانه‌ای مصاحبه می کرد؟ او چرا عزیز بود؟... سخن کوتاه، جناب آقای قزوه! شما و هر کسی که پنهانی و آشکار از تو حمایت میکند، بدانید: من، افشین علاء، به نام شاعر انقلاب این اجازه را به شماها نمی ‌دهم که به استوانه‌های شعر متعهد و باورمند معاصر، ازجمله به عزیزان انجمن شاعران ایران تهمت ضدیت با انقلاب را بزنید. این حرف‌ها گنده تر از دهان شماست.» مواد شکایت نامه علیه قزوه از زبان علاء بعد از اظهارات تند "علیرضا قزوه" نسبت به انجمن خانه شاعران ایران، اعضای این انجمن مصمم به تنظیم و ارائه‌ شکایت نامه‌ای به مراجع قضایی شدند که افشین علاء در تاریخ 18 دی 1392  در مصاحبه با خبر گزاری کار ایران در این مورد گفت: «انجمن به هیچ وجه از شکایت‌ خود کوتاه نمی‌ آید. ... چندی قبل شکایت نامه‌ای تنظیم و به تایید اعضای هیات مدیره رسید. این شکایت نامه در اختیار وکیل انجمن قرار گرفت و جهت رسیدگی به مرجع قضایی مربوطه ارائه شده است.» وی مواد شکایت نامه را به شرح زیر برشمرد: 1 - اتهام دروغ؛ مبنی بر بهره‌ مندی انجمن شاعران ایران از بودجه‌های میلیاردی 2 - اتهام دروغ؛ مبنی بر عضویت اعضای هیات مدیره در احزاب و فعالیت‌های سیاسی در انجمن 3 - اتهام دروغ؛ مبنی بر این ادعا که انجمن شاعران محفلی‌ ست برای تربیت شاعران ضد انقلاب و فتنه‌ گر 4 - اتهام دروغ؛ مبنی بر استفاده از پول بیت ‌المال برای مصارف شخصی توسط اعضای هیات مدیره علاء در پاسخ به این سوال خبرنگار خبرگزاری کار که «آیا در روزهای گذشته اعضای هیات مدیره یا وکیل انجمن با علیرضا قزوه مذاکره‌ای داشته است خیر؟»، اظهار داشت: «خیر! ما نیازی به مذاکره نمی‌بینیم زیرا مطالبی که ایشان در سخنرانی عمومی خود مطرح کرده‌اند، روشن و قابل استناد است. هرچند که ایشان در ادامه طی تماس‌هایی از اعضای انجمن عذرخواهی کرد، اما در گفت‌وگوهای رسانه‌ای بعدی خود بار دیگر ادعاهای خود را تکرار کرده است.» علاء تاکید کرد: «مشکل ما با شخص ایشان نیست؛ هدف ما برچیدن بساط فتنه‌ برانگیزی‌ هایی از این دست است که با هم‌ سو شدن برخی خبرگزاری‌ها، سایت‌ها و حتی شبکه‌های تلویزیونی، قصد ترویج دروغ و شایعه ‌پراکنی‌هایی از این قبیل را دارند.» واکنش علاء به نامه طنز آمیز قزوه در ادامه‌ مناقشاتی که با اظهار نظرات تند علیرضا قزوه برعلیه انجمن شاعران آغاز شد و به شکایت قضایی اعضای این انجمن انجامید، قزوه نیز با انتشار نامه‌ طنزآمیز، اظهارات پیشین خود را درمورد اتهاماتی که به انجمن وارد داشت، تکرار کرد. افشین‌ علاء نیزدر تاریخ 5 اسفند 1392 در گفت ‌وگو با خبرنگار ایلنا در اینباره گفت: «این نامه به قدری از نظر ما بی ‌ارزش و مبتذل است که ارزش جواب دادن ندارد و اگر ایشان فکر می ‌کند با انتشار نامه‌هایی از این دست، می‌ تواند اعضای هیات مدیره‌ انجمن را به واکنش وادار کند، کاملا در اشتباه است زیرا قصد ما این است که این ماجرا از طریق مراجع قضایی پیگیری شود.» انتقاد علاء از باشگاه خبرنگاران جوان افشین علاء در رابطه با پخش نامه طنزآمیز "علیرضا قزوه" توسط باشگاه خبرنگاران جوان، در ادامه مصاحبه با خبرگزاری "ایلنا"گفت: «اینکه ایشان از چنین ادبیات سخیفی استفاده می ‌کند، برای ما مهم نیست اما واقعا برای باشگاه خبرنگاران متاسفیم که حتی این نامه‌ بی ‌ارزش را به قیمت تحقیر انجمن شاعران، مغتنم می ‌داند.» علاء ضمن انتقاد به پخش این نامه در بخش خبر رسانه‌ ملی، اظهار داشت: «این دومین بار است که باشگاه خبرنگاران جوان اظهارات بی ‌پایه واساس آقای قزوه را در رسانه‌ ملی پخش می ‌کند. جالب است بعد از اعتراضی که پیشتر به انعکاس اظهارات اولیه آقای قزوه به این باشگاه داشتیم، یک گروه خبری به انجمن آمدند، از فعالیت‌های انجمن و دفاعیات من از انجمن فیلم گرفتند. اما برخلاف قولی که به ما دادند، این فیلم هرگز پخش نشد و حالا با پخش نامه‌ اخیر، باشگاه خبرنگاران همچنان رویکرد یکسویه خود را ادامه می ‌دهد. ... آنچه برای من باعث تعجب است، این است که با وجود اینکه نزدیک به 20 سال است در صدا و سیما حضور دارم، تا به حال نشده که مدیران سازمان جویای نظرات من در برنامه‌ سازی‌ها و خط و مشی سازمان شده باشد. حالا چطور یک نفر از بیرون سازمان این ‌همه در صدا و سیما نفوذ دارد، جای سوال است! علاء در پاسخ به این سوال که " فکر می‌ کنید انگیزه علیرضا قزوه از تداوم بخشیدن به این جریان چیست؟ " گفت: «فکر می ‌کنم دلیل انتشار این نامه، شکایت سفت و سختی‌ ما از ایشان است. به احتمال زیاد وقتی احضاریه‌ دادگستری به دست ایشان رسیده، خیلی عصبانی شده‌اند و… .» وی افزود: «اما فکر می ‌کنم ایشان به جای عصبانیت و نگارش چنین نامه‌هایی، بهتر است به فکر حضور در دادگاه و پاسخ دادن به قضات درمورد اظهارات بی ‌پایه و اساس خود باشد.» پایان مناقشات و نامه نگاری ها پس از طرح اتهام‌های قزوه علیه خانه شاعران، در پی آن نشست خبری انجمن خانه شاعران، و نامه‌های قزوه و پاسخ‌های افشین علاء و امضای بیانیه برای حمایت از خانه شاعران، در تاریخ 22 دی 1392 مراسم بزرگداشت "احمد زارعی" ظاهرا به محلی برای آشتی "علیرضا قزوه" و هیأت ‌مدیره خانه شاعران تبدیل شد. در این بزرگداشت  "فاطمه راکعی"، "سهیل محمودی" و "ساعد باقری" حضور داشتند که ظاهرا افشین علاء در این مراسم حضور نداشت. البته چندی پیش از این مراسم بزرگداشت  "علیرضا قزوه"، "فاطمه راکعی" و افشین علاء در جلسه شورای سیاست‌گذاری هشتمین جشنواره شعر فجر در کنار هم حضور داشتند، اما بعد از آن ماجرای مناقشه و نامه ‌نگاری بین آن‌ها ادامه داشت.  
افشین علاء علاوه بر ادبیات در عرصه سیاست نیز فعالیت هایی داشته است: رد صلاحیت در شورای اسلامی تهران اردیبهشت ماه سال 1392، 203 داوطلب شورای اسلامی شهر تهران رد صلاحیت شدند. "رهامی"، مسئول وقت ستاد انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستای اصلاح ‌طلبان، از ردصلاحیت 35 کاندیدای اصلاح ‌طلب شورای شهر تهران  که افشین علاء نیز جز آنها بود، خبر داد.  ردصلاحیت‌شده‌هایی که هنگام باز کردن نامه ردصلاحیت با ‌بندی مشابه روبه‌رو شدند: بند «ج» و «د» ماده 26 قانون اساسی؛ بندهایی که در آنها از اعتقاد و التزام عملی به اسلام و ولایت مطلقه فقیه و ابراز وفاداری به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای احراز صلاحیت سخن به میان آمده است. ذکر این عناوین مشابه برای ردصلاحیت داوطلبان اصلاح‌طلب از سوی هیات‌های اجرایی، شایبه‌های سیاسی بسیاری ایجاد کرد.   افشین علاء خود در این باره گفت: «علت رد صلاحیت من هم بند ج ماده 26 عنوان شده است این توقع را داشتم که افرادی که در مراحل ابتدایی مسوول احراز صلاحیت‌ها هستند دست به حذف فله‌ای بزنند. اما آنچه باعث تعجب من است، این است که من هیچگاه اعتقاد خود را به امام نظام و ولایت فقیه از دست نداده‌ام و به عنوان شاعر آیینی و ولایی شناخته می ‌شوم و این افتخار من است. حال جالب این است که در خارج از کشور به ما انگ حکومتی بودن می‌ زنند و در داخل به دلیل اعتقاداتم به ولایت فقیه رد صلاحیت می ‌شوم.» حمایت از حسن روحانی در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری افشین علاء از جمله 140 هنرمند عرصه های سینما، ادبیات، تجسمی، کاریکاتور و...  بود که با امضاء طوماری در تاریخ 22 خرداد 1392، همراه با سایر اصلاح‌ طلبان و اعتدالگرایان، ضمن قدردانی از انصراف "محمد رضاعارف"، سیاستمدار اصلاح طلب، به نفع "حسن روحانی"، از نامزدی وی در انتخابات ریاست جمهوری 1392 حمایت علنی کرد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۳:۳۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۳:۳۳

اسناد و مراجع