احمد شاملو در 21 آذرماه سال 1304، در خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت و به گفته شاملو در شعر «من بامدادم سرانجام...» نسبش به اهالی کابل می‌رسید. مادرش کوکب عراقی شاملو، از مهاجران قفقازی بود که طی انقلاب بلشویکی 1917 روسیه، به همراه خانواده‌اش به ایران کوچانده شده بود. دورۀ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش رضا شاه بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (به همین دلیل شناسنامه او در شهر رشت گرفته شد و محل تولد در شناسنامه، رشت نوشته شده است.) شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه‌ای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملویی یا شعر منثور شناخته می‌شود.  شاملو در سال 1325 با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما برای نخستین‏ بار در شعر «تا شکوفه‏ سرخ یک پیراهن» که در سال 1329 با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. شاملو علاوه بر شعر، فعالیت‌هایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه‏ هایی شناخته‌شده‌ دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی ترجمه شده اند. شاملو از سال 1331 به مدت دو سال،‏ مشاور فرهنگی سفارت‏ مجارستان بود. وی در تاریخ دوم مرداد سال 1379، درگذشت.  
دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد و بیرجند گذراند و از دوازده سیزده سالگی شروع به ضبط لغات متداول عوام (که در فرهنگ‌های رسمی ثبت نمی‌شود) کرد. دوره‏ دبیرستان را در بیرجند، مشهد، گرگان و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را مدتی در دبیرستان ایران‌شهر و مدتی در دبیرستان فیروز بهرام تهران خواند و به شوق آموختن زبان آلمانی در مقطع اول هنرستان صنعتی ایران و آلمان ثبت‌نام کرد. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام می‌شد و از همین روی، خانواده‏ اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال 1322 به سبب فعالیت‏های سیاسی، پایانِ همان تحصیلات نامرتب را رقم می‏زند.   
شاملو در سال 1326 در سن بیست و دو سالگی با اشرف‌الملوک اسلامیه ازدواج کرد. هر چهار فرزند او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. این ازدواج به جدایی می‌انجامد و شاملو پس از یک دهه در سال 1336 با طوسی حائری ازدواج می‌کند. دومین ازدواج شاملو، همچون نخستین ازدواج، مدت زیادی دوام نمی‌آورد و چهار سال بعد در 1340 از همسر دوم خود نیز جدا می‌شود. اما سومین و آخرین پیوند زناشویی‏ شاملو با آیدا، در سال 1343 بود که تا پایان عمر خود، عاشقانه با او زیست.   آشنایی و ازدواج با آیدا سرکیسیان شاملو در 14 فروردین 1341 با آیدا سرکیسیان آشنا می‌شود. این آشنایی تاثیر بسیاری بر زندگی او دارد و نقطه عطفی در زندگی او محسوب می‌شود. در این سال‌ها شاملو در توقف کامل آفرینش هنری به سر می‌برد و بعد از این آشنایی دوره جدیدی از فعالیت‌های ادبی او آغاز می‌شود. آیدا و شاملو در فروردین 1343 ازدواج می‌کنند و در ده شیرگاه (مازندران) اقامت می‌گزینند و تا آخر عمر در کنار او زندگی می‌کند. شاملو در همین سال دو مجموعه شعر به نام‌های آیدا در آینه و لحظه‌ها و همیشه را منتشر می‌کند و سال بعد نیز مجموعه‌یی به نام آیدا، درخت و خنجر و خاطره! بیرون می‌آید و در ضمن برای بار سوم کار تحقیق و گردآوری کتاب کوچه آغاز می‌شود. در سال 1346 شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه خوشه را به عهده می‌گیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا 1348 که نشریه به دستور ساواک تعطیل می‌شود، ادامه دارد. در این سال او به عضویت کانون نویسندگان ایران نیز در می‌آید. در سال 1347 او کار روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره حافظ را آغاز می‌کند. نتیجه این تحقیقات بعدها به انتشار دیوان جنجالی حافظ به روایت او انجامید. در اسفند 1350 شاملو مادر خود را نیز از دست می‌دهد. در همین سال به فرهنگستان زبان ایران برای تحقیق و تدوینِ کتاب کوچه، دعوت شد و به مدت سه سال در فرهنگستان باقی ماند.  
در اوایل دهه 20 خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیده‌ی ژاندارمری به گرگان و ترکمن‌صحرا فرستاده شد. او همراه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در بحبوحه‏ جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به خاک ایران، در فعالیت‌های سیاسی علیه متفقین در شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر و به بازداشتگاه سیاسی شهربانی و از آنجا به زندان شوروی در رشت منتقل شد. پس از آزادی از زندان به همراه خانواده به ارومیه رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشه‌وری و فرقه دموکرات آذربایجان همراه پدرش دستگیر شد و تا کسب تکلیف از مقامات بالاتر دو ساعت مقابل جوخه‏ آتش قرار گرفت. سرانجام آزاد شد و به تهران بازگشت. او برای همیشه ترک تحصیل کرد و در یک کتاب‌فروشی مشغول به کار شد. 
سال 1326 کار شاعری شاملو با انتشار دفتری به نام «آهنگ‏‌های فراموش شده» که تنها دفتر شعر او در قالب سنتی و موزون است، آغاز می‌شود. شاملو در مقدمه همان دفتر می‏‌نویسد: «قطعاتی که در این کتاب جمع شده‏‌اند، نوشته‌هایی است که در حقیقت می‏بایستی سوزانده شده باشد. آهنگ‏‌هایی‌ست که خیلی زود از یاد می‌‏رود... این قدم‏های اولینِ کودکی است که می‏خواسته راه بیفتد. ناچار دستش را به دیوار می‌گیرد، دستش می‌لرزد. سست و مردد است و ناموزون راه می‌رود.» سال‏ها بعد، شاملو با انتشار"قطع‏نامه" شعر جدیدی را پایه‏ گذاری می‌کند. رضا براهنی در این‏باره می‌نویسد: «در واقع شاملو با "قطع‏نامه" شعر جدیدی را پیشنهاد می‏‌کند و التزامی بسیار صریح را بر گُرده‏ شعر می‏‌گذارد که شاید با ذات شعر به معنای واقعی منافات داشته باشد، ولی ضرورت زمانه، روان‏شناسی‏ خود شاملو و اعتراض عمیق او به قرارداد از هر نوع، نگارش این شعر را ایجاب می‌کرد.» در سال 1336با انتشار مجموعه‏ اشعار هوای تازه، به عنوان شاعری برجسته تثبیت می‌شود. این دفتر شامل فرم‌ها و تجربه‌هایی متفاوت در قالب شعر نو است. در همین سال مجموعه‌ای از رباعیات ابوسعید ابوالخیر، خیام و باباطاهر را منتشر می‌کند. در سال 1339 مجموعه شعر باغ آینه منتشر می‌شود. معروف‌ترین ترانه‌های عامیانه‏ معاصر فارسی همچون پریا و دخترای ننه دریا در این دو مجموعه منتشر شده‌است.عبدالعلی دستغیب منتقد ادبی که مجموعه نقدی بر آثار شاملو نوشته‌است ، معتقد است که شاملو پس از نیما، بیشترین تأثیر را بر شعر و شاعران معاصر داشته‌است و بر این باور است که در میان شاعران معاصر ایران، عاشقانه‌های شاملو، زیباترین ترانه‌های عشق در شعر نوی پارسی است.شاملو مجموعه‌ای از شعرهای سیاسی خود را به نام کاشفان فروتن شوکران - که در آن شعر «مرگ نازلی» در بزرگداشت وارطان سالاخانیان(مبارز مسیحی واز اعضای حزب توده که در سال 1333در زندان براثر شکنجه درگذشت)، است و مجموعه‌های پریا، ترانه شرقی (لورکا)، مسافر کوچولو و یل و اژدها را دکلمه کرده‌است و به صورت نوار صوتی منتشر شده‏ اند ونیز چندین گفت‌وگو از او به چاپ می‌رسد.از آنجا که شاملو تثبیت کنندی شعری نوپا بوده است، شرح و نقدهای بسیاری درباره‏ شعر او نوشته شده‌است. شمس لنگرودی نویسنده‏ «تاریخ تحیلی شعر نو» درباره‏ شعر شاملو و شاعری‏ او می‏‌گوید: «شاملو متوجه شد که موسیقی‏ کهن کلام می‏تواند آن روح را در محتوای او بدمد؛ نه موسیقی‏ زبانِ روزمره. در نتیجه شعری سرود که صورت و محتوای هماهنگی داشت و همین امر باعث جذابیت شعر او شد. البته فقط این مساله تاثیرگذار نبوده‌است. شاملو از معدود شاعرانی است که برای همه نسل‌ها شعر سروده‌ است، یعنی از وقتی کودکی به دنیا می‏آید می‏‌توان «بارون می‏آد جرجر» شاملو را برایش زمزمه کرد تا دوره‏ نوجوانی و عاشقانه‌ها، تا جوانی و روحیه انقلابی و تا دوره میانسالی و پیری که «در آستانه» شعری جاودانه است.» 
در سال 1332 پس از کودتای 28 مرداد علیه دکتر مصدق و با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه شعر آهن‌ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده می‌شود و با یورش مأموران به خانه او ترجمه طلا در لجن اثر زیگموند موریس و بخش عمده‏ کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر مور یوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و کتاب‌ها و یادداشت‌های کتاب کوچه از میان می‌رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه‌های یگانه‌ای از نوشته‌هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی‌آفتاب توسط پلیس ضبط می‌شود که دیگر هرگز به دست نمی‌آید. او موفق به فرار می‌شود اما پس از چند روز فرار از دست ماموران در چاپخانه‏ روزنامهٔ اطلاعات دستگیر شده، به عنوان "زندانی سیاسی" به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده می‌شود. در زندان علاوه بر شعر، به بررسی شاهنامه می‌پردازد و دست به نگارش پیش‌نویس دستور زبان فارسی می‌زند و قصه‏ بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن می‌نویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین می‌رود.مرتضی کیوان به همراه ۹ افسر سازمان نظامی "حزب توده" اعدام می‌شود و او در زمستان 1333پس از تحمل یک سال حبس، از زندان آزاد می‌شود. 
در سال 1338 شاملو به اقدام جدیدی یعنی تهیه‏ قصه‏ خروس زری پیرهن پری، با نقاشی فرشید مثقالی برای کودکان دست می‌زند. در همین سال به تهیه فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کونسولت نیز می‌پردازد. این آغاز فعالیت سینمایی بحث‌انگیز احمد شاملو است. او بخصوص در نوشتن فیلم‌نامه و دیالوگ‌نویسی فعال است. در سال‌های پس از آن و به‌ویژه با مطرح شدنش به عنوان شاعری معروف، منتقدان مختلف حضور سینمایی او را کمرنگ دانسته‌اند. خود او می‌گفت: «شما را به خدا اسم‌شان را فیلم نگذارید.» و بعضی شعر معروف او «دریغا که فقر/ چه به آسانی/ احتضار فضیلت است» را به این تعبیر می‌دانند که فعالیت‌های سینمایی او صرفاً برای امرار معاش بوده‌است. شاملو در این باره می‌گوید: «کارنامه‏ سینمایی من یک جور نان خوردن ناگزیر از راه قلم بود و در حقیقت به نحوی قلم به مزدی!» از میان فیلمنامه‌های شاملو می‏‌توان به «بن‏ بست» (1343 ، میرصمدزاده) محصول استودیو پانوراما و «فرار از حقیقت» (1345، ملک مطیعی) محصول مهتاب فیلم اشاره کرد. در سالهای سینمای بعد از انقلاب هم شاملو فیلم‌نامه‌ای با نام «ميراث شوم» نوشت و در اختیار مسعود کیمیایی جهت ساخت قرار داد. داستان «ميراث» در آذربایجان می‌گذرد و به نهضت آزادی‌طلبانه آذربایجان و برخوردهایش با حكومت وقت می‌پردازد. اين فیلم‌نامه امكان ساخت را پيدا نكرد. كیمیایی دليل فیلم نشدن آن در هنگام زندگی شاملو را مجوز ندادن وزارت ارشاد به این سناريو اعلام كرد. 
احمد شاملو در سال 1339 مدتی سردبیری هفته‌نامه "فردوسی" را به عهده گرفته بود. او مجله‏ را به شکل و اندازه‌ای غیر از معمول مجله فردوسی درمی‌آورد و سنجاق ناشده و روزنامه‌وار به دست خواستاران می‌رساند. او بخشی از صفحات هفته‌نامه را به چاپ نوشته‌های پژوهش‏گران فرهنگ مردم، تحت عنوان «کتاب کوچه» اختصاص داده بود. در سال 1340 با همکاری دکتر محسن هشترودی، 25 شماره از هفته‌نامه "کتاب هفته" را منتشر می‌کند. هفته‌نامه "کتاب هفته" و "خوشه" از تأثیرگذارترین هفته‌نامه‌های ادبی دهه‌ی 40 بودند. در سال 1346 شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه خوشه را به عهده می‌گیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا 1348 که نشریه به دستور ساواک تعطیل می‌شود، ادامه دارد. شاملو نام کاریکلماتور را در همین دوران است که برای نامیدن نوشته‌های طنزآمیز پرویز شاپور می‏‌سازد که رفته‌رفته رواج پیدا می‌کند و جا می‏‌افتد.  در سال 1358 هفته‌نامه‌ی "کتاب جمعه" با سردبیری احمد شاملو و مدیریت عسکری پاشایی منتشر می‌شود. انتشار این هفته‌نامه پس از 36 شماره توقیف می‌شود. 
در سال 1339 با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری اداره‏ سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تاسیس می‌کند و به عنوان سرپرست آن مشغول به کار می‌شود. در سال 1347 «شب شعر خوشه» را با همکاری دکتر عسگری و با حضور 110 شاعر معاصر، نمایشگاه نقاشی منصوره حسینی، نمایشگاه کاریکاتور اردشیر محصص و تئاتر در در انتظار گودو را با هنرمندی داوود رشیدی، پرویز صیاد و پرویز کاردان برگزار می‌کند.شاملو که به انگلیس رفته بود، سه هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم پهلوی، در11 اسفند به ایران باز می‌گردد. او پس از بازگشت، به عنوان عضو هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران انتخاب می‌شود و مقاله‌ها و مصاحبه‌های متعددی پیرامون تحلیل و آسیب‌شناسی انقلاب و مسایل روز سیاسی و اجتماعی از او در مجلات و روزنامه‌ها به چاپ می‌رسد. 
شاملو در دهه 1350 نیز به فعالیت‌های گسترده شعر، نویسندگی، روزنامه نگاری (از جمله همکاری با کیهان فرهنگی و آیندگان)، ترجمه، سینمایی (از جمله تهیه گفتار برای چند فیلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر) و شعرخوانی خود (از جمله در انجمن فرهنگی کوته و انجمن ایران و امریکا) ادامه می‌دهد. در ضمن سه ترم به تدریس مطالعه آزمایشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی مشغول می‌شود.مدتی بعد برای معالجهٔ آرتروز گردن به پاریس می‌رود و جراحی می‌شود. در سال 1354 دانشگاه رم از او دعوت می‌کند تا در کنگرهٔ جهانی نظامی گنجوی شرکت کند و از همین رو با یدالله رویایی عازم ایتالیا می‌شود. سال 1355، انجمن قلم آمریکا و دانشگاه پرینستون از او برای شرکت در گردهمایی ادبیات امروز خاورمیانه و سخنرانی و شعرخوانی دعوت می‌کنند و او عازم ایالات متحده آمریکا می‌شود. شاملو در این سفر به سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاه‌های نیویورک و پرینستون می‌پردازد. او با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و کوزمینسکی در این سفر دیدار می‌کند و پس از سه ماه همراه آیدا به ایران باز می‌گردد. در همین سال با دعوت دانشگاه بوعلی سینا، برای مدتی به سرپرستی پژوهشکدهٔ آن دانشگاه مشغول می‌شود. چند ماه بعد، این بار در اعتراض به سیاست‌های حکومت پهلوی ایران کشور را به مقصد ایتالیا، (رم) ترک می‌کند و از آنجا به آمریکا می‌رود و در دانشگاه‌های هاروارد، و ام آی تی و دانشگاه برکلی به سخنرانی می‌پردازد. 1357، پس از یک سال تلاش بی‌حاصل برای انتشار هفته‌نامه، به امید نشر و فعالیت علیه رژیم شاه به بریتانیا می‌رود. در لندن 14 شمارهٔ نخست هفته‌نامه ایرانشهر را سردبیری می‌کند اما در اعتراض به سیاست دوگانهٔ مدیران آن در قبال مبارزه با رژیم و مسائل مربوط به ایران استعفا می‌دهد. مجموعه «شعر دشنه در دیس» درهمان سال منتشر می‌شود. 1367، به آلمان غربی سفر می‌کند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بین‌المللی ادبیات (اینترلیت2) با عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما، در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف از جمله عزیز نسین، درک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندو بِلی حضور داشتند. سخنرانی شاملو با عنوان «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» به تأثیر فقر و ناآگاهی و خرافه در عدم دستیابی به فرهنگ یکپارچه و متعالی جهانی اختصاص داشت. در ادامهٔ این سفر به دعوت خانم روترات هاکرمولر در اتریش، به شعرخوانی و سخن‌رانی می‌پردازد و به دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه گوتنبورگ به سوئد می‌رود. به دعوت ایرانیان مقیم سوئد در خانهٔ مردم استکهلم شب شعر اجرا می‌کند و با دعوت هیأت رئیسهٔ انجمن قلم سوئد با آنان نیز ملاقات می‌کند. مجموعه شعرهای احمد شاملو (دوجلدی) در آلمان غربی منتشر می‌شود. 1369،برای شرکت در جلساتی که به دعوت مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران سیرا (CIRA) در دانشگاه برکلی برگزار شد به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر می‌کند. سخنرانی‌های او، «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ» و «حقیقت چقدر آسیب‌پذیر است» که با نام «نگرانی‌های من» منتشر شد، واکنش گسترده‌ای در مطبوعات فارسی زبان داخل و خارج از کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنرانی‌های شاملو نوشته شد.در بوستون دو عمل جراحی مهم روی گردن او صورت گرفت با این حال چندین شب شعر در شهرهای مختلف با حضور شاملو که تعدادی از آنها به نفع زلزله‌زدگان رودبار و آوارگان کرد عراقی بود برگزار شد. در این بین به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه برکلی زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی را به دانشجویان ایرانی تدریس کرد و در همین زمان ملاقاتی با لطفعلی‌عسکرزاده ریاضی‌دان شهیر ایرانی داشت. 1370، بعد از یک سال و نیم دوری از کشور، به ایران بازگشت. 
با وقوع انقلاب ایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، شاملو تنها چند هفته پس از پیروزی انقلاب به ایران باز می‌گردد. در همین سال انتشارات مازیار اولین جلد کتاب کوچه را در قطع وزیری منتشر می‌کند. شاملو در ضمن به عضویت هیات دبیران کانون نویسندگان ایران در می‌آید و به کار در مجلات و روزنامه‌های مختلف می‌پردازد. او در 1358 سردبیری هفته‌نامه کتاب جمعه را به عهده می‌گیرد. این هفته‌نامه پس از انتشار کمتر از چهل شماره توقیف می‌شود.شاملو در این سال‌ها مجموعه اشعار سیاسی خود را با صدای خود می‌خواند و به صورت مجموعهٔ کتاب و نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران منتشر می‌کند. از جمله اشعار این مجموعه مرگ وارطان است که شاملو اشاره می‌کند تنها برای فرار از اداره سانسور «مرگ نازلی» نام گرفته بوده‌است و در واقع برای بزرگداشت وارطان سالاخانیان، مبارز کمونیست ایرانی، بوده‌است.از 1362 چاپ آثار شاملو متوقف می‌شود.و اوبه کار ترجمه و تالیف و سرودن شعر مشغول می شود. در این سال‌ها به‌ویژه روی کتاب کوچه با هم‌کاری همسرش آیدا مستمر کار می‌کند و ترجمهٔ رمان "دن آرام" را نیز پی‌می‌گیرد. تا آن که ده سال بعد 1372  آثار شاملو به صورت محدود اجازه انتشار می‌گیرد.سال 1370 بعد از سه سال دوری از کشور به ایران بازگشت و تا آخر عمر دیگر از کشور خارج نشد. 
شاملو در زمینه‏ ترجمه‏ نیز فعالیت‌های زیادی دارد. با این‏که بحث ترجمه‌های شاملو، همانند برخی دیدگاه‌هایش، منتقدانی نیز داشته و بحث‏ انگیز بوده‌است، با این‏حال برخی از این ترجمه‌ها، در شمار آثاری شناخته‌شده‏ قرار دارند. یکی از این کارها، «ترانه شرقی و اشعار دیگر»، سروده‏های فدریکو گارسیا لورکا با اجرا و صدای خودش بود که با استقبال فراوانی روبرو شد. از 1362با تغییر فضای سیاسی ایران چاپ آثار شاملو نیز متوقف می‌شود. در حالی که کار و فعالیت شاملو متوقف نمی‌شود. نوار کاست سیاه همچون اعماق آفریقای خودم (ترجمهٔ شعرهای لنگستون هیوز) و سکوت سرشار از ناگفته‌هاست (ترجمهٔ شعرهای مارگوت بیکل)، کاری مشترک با محمد زرین‌بال با موسیقی بابک بیات منتشر می‌شود. از دیگر کارهای او در این زمینه می‌توان به ترجمه‏ «درها و دیوار بزرگ چین» در سال 1352 اشاره کرد. 
«کتاب کوچه» عنوان فرهنگ‌نامه‌ای است که به کوشش احمد شاملو و همسرش، آیدا سرکیسیان، در چندین مجلد به عنوان دایرةالمعارف فرهنگ عامیانه‌ی مردم ایران تدوین شده و بعد از درگذشت شاملو، سرپرستی این مجموعه بر عهده‌ی همسرش، آیدا بوده‌است.این دانشنامه، دایرةالمعارف فرهنگ عامیانه مردم ایران در چندین جلد، شامل اصطلاحات، تعبیرات و ضرب‌المثل‌های فارسی است. نخستین جلد این فرهنگ در سال 1356 از سوی انتشارات مازیار منتشر شد و پس از انتشار شش جلد آن تا سال 1362 ، انتشاراین فرهنگنامه به دلیل مشکلات ممیزی تا سال 1372 در ایران متوقف ماند و تنها یک جلد از قصه‌های کتاب کوچه در سوئد منتشر شد. اسدالله امرایی در این‌باره می‏گوید:«کتاب کوچه یکی از بزرگ‌ترین دانشنامه‌های فولکلور مردم ایران است. شاملو البته این کار عظیم را یک‌ تنه انجام می‌داد.این فرهنگ‏نامه، اگر آن‌گونه که مؤلف در جلد اول بیان داشته انتشار یابد، جامع‌ترین دایرةالمعارف فرهنگ و زبان عامیه ایران است که تاکنون (1391) یازده جلد آن، تا پایان حرف «ج»، منتشر شده‌است. از جمله ویژگی‌های کتاب کوچه، استفاده از شماره ردیف برای هر مدخل است که ارجاعات نیز بر اساس این شماره‌ها صورت می‏گیرد. 
آشنایی با نیما یوشیجدر سال 1325، شاملو که هنوز به عنوان شاعری نوپرداز شناخته نمی‌‏شد با نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی آشنا می‌گردد. او تصویر نیمایوشیج، نقاشی‏ رسام ارژنگی و شعر ناقوس، سروده‏ نیما را در روزنامه‏ «پولاد» می‌‏بیند و اندکی پس از آن، رابطه ‏ای ادبی میان آن‏ دو شکل می‌‏گیرد.شاملو می‌گوید: «نشانی‏ اش را پیدا کردم رفتم درِ خانه‏ اش را زدم. دیدم مردی با همان قیافه که رسام ارژنگی کشیده بود آمد دمِ در. به او گفتم استاد، اسم من فلان است، شما را دوست دارم و آمده ‏ام به شاگردی‏تان. فهمید کلک نمی‌‏زنم. در من صمیمیتی یافته بود که آن را کاملاً درک می‌کرد. دیگر غالباً من مزاحم این مرد بودم و بدون این‏که فکر کنم دارم وقتش را تلف می‌کنم، تقریباً هر روز پیش نیما بودم.»  این آشنایی که باعث به وجود آمدن رابطه‏ ای عاطفی و خانوادگی میان آن‏ها گشته بود، تا سال‏ها ادامه پیدا می‌یابد. در 14خرداد 1330 ، نیما یوشیج با نوشتن یادداشتی برای شاملو و هدیه‏ جلدی از کتاب «افسانه» از او قدردانی می‌کند: «عزیز من، این چند کلمه را برای این می‌نویسم که این یک جلد افسانه از من، در پیش شما یادگاری باشد. شما واردترین کس به کار من و روحیه من هستید و با جرأتی که التهاب و قدرتِ رؤیت لازم دارد، واردید...»در این سال‏ها، او به گفته‏ خود، تحت تأثیر نیما و نوآوری‏های او در شعر بوده‌است و در کتاب‏هایی که به چاپ رسانید، شعرهای بسیاری در قالب نیمایی می‌سراید. او به قصد معرفی شعر نیما، دست به انتشار مجلات کوچک مقطعی، چون "سخن نو، هنر نو، ساعت 4 بعد از ظهر، روزنه، راد، آهنگ صبح" و... زد؛ اما پس از آشنایی‏ شاملو با فریدون رهنما و انتشار دفتر شعر «قطع‏نامه»، مسیر شاعری‏ او به گونه ‏ای دیگر رقم می‌‏خوردآشنایی با فریدون رهنماآشنایی با فریدون رهنما که از اروپا برگشته بود و با شعر روز جهان آشنا بود، تاثیر زیادی بر شاملو می‏‌گذارد. او در سال 1330، دفتری با نام «قطع‏نامه» که فریدون رهنما نیز پیش‏گفتاری نقادانه بر آن نوشته بود را چاپ و منتشر می‏‌کند. انتشار این مجموعه که دربرگیرنده‏ سروده‏ های بی وزن الف. بامداد بود و با معیارهای شعر نیمایی ناسازگار می‏‌نمود، باعث تیره شدن روابط نیمای زودرنج و شاملو می‏‌گردد. رهنما در آن پیش‏گفتار در توصیف شعر شاملو می‌نویسد:«ریتم اشعار صبح (شاملو) را با ریتم اشعار اسپانیولی و اشعار آمریکای لاتینی‏ بعد از لورکا می‏‌شود مقایسه کرد. دنیای پر از اشکال و تصاویر نابرابر نیما یوشیج که نتیجه خشکی (در بهترین آثارش) به دهان‌مان می‏برد، با احساسات از بند رسته‏ صبح (شاملو) به راه افتاده‌اند و ما را به نقاط عمیقِ درد پاشیده شده هدایت می‏‌کنند...»شاملو درباره‏ این مقدمه می‏‌نویسد: «رهنما با خواهش من هم زیر بار حذف آن جمله نرفت. گفت نیما منطقی‏ تر از آن است که از قضاوت کسی برنجد، وانگهی این سلیقه‏ شخص من است و قرار نیست قوانین اخلاقی حاکم بر روابط تو و نیما در آن دخالت داده شود.»او درباره‏ کنار گذاشتن وزن عروضی، چه به شکل قدیمی و چه نیمایی‏ آن معتقد است: «ﺧﻂ ﻛﺸﯿﺪن ﺑﺮ ﻋﺮوض ﻗﺪﯾﻢ و ﺟﺪﯾﺪ، ﻋﻤﻼ ﺣﺎﺻﻞ درس ﺑﺰرﮔﯽ ﺑﻮد ﻛﻪ ﻣﻦ از ﻛﺎرھﺎی ﺧﻮد ﻧﯿﻤﺎ ﮔﺮﻓﺘﻢ، وﻟﯽ او ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﺗﺠﺪﯾﺪ ﻧﻈﺮ ﻧﺒﻮد ﻛﻪ ھﯿﭻ، آن را مستقیما دھﻦﻛﺠﯽ ﺑﻪ ﺧﻮد ﺗﻠﻘﯽ ﻛﺮد و ﺑﺎ اﻧﺘﺸﺎر «ﻗﻄﻌﻨﺎﻣﻪ» ھﻢ ﺑﻪ ﻛﻠﯽ از ﻣﻦ ﻛﻨﺎر ﻛﺸﯿﺪ و ھﺮ ﺑﺎر ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺘﺶ رﻓﺘﻢ ﺑﺎ ﺳﺮدی ﺑﯿﺸﺘﺮی ﻣﺮا ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ و ھﺮﮔﺰ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺸﺪ ﺗﻮﺿﯿﺤﺎت ﻣﺮا ﺑﺸﻨﻮد. ﺷﺎﯾﺪ ھﻢ ﺣﻖ داﺷﺖ. ﻓﺮﯾﺪون رھﻨﻤﺎ ﻧﻤﯽﺑﺎﯾﺴﺖ در ﻣﻘﺪمه آن دﻓﺘﺮ دل او را ﺑﺎ آن ﻗﻀﺎوت ﺑﻪ درد ﻣﯽآورد.»اگرچه شاملو خود بر این باور بود که فریدون رهنما جهان دیگری را به او معرفی کرد که در سایه آن به بینش شعری‏ خود رسید، اما او به هیچ‏ وجه از نیما دست نکشید، به طوری که در شعرهای نیمایی اش در شمار شاعران موفق دوران معاصر قرار می‏‌گیرد. ضياء موحد معتقد است امروزه تاثیر شعر شاملو بر شعر معاصر ایران از تاثیر شعر نیما بیشتر مشهود است. 
درباره‏ شعرشاملو درباره‏ شعر سخنرانی‏ها و نوشته‏های بسیاری دارد. برخی از آرای او درباره‏ شعر از این قرار است:امروز خواننده‏ شعر پذیرفته‌است که شعر را به نثر نیز می‏توان نوشت. به عبارت دیگر٬ می‏توان سخنی پیش آورد که بدون اسـتعانت وزن و سـجع٬ شـعری بـاشد بس جان‏دار و عمیق. من مطلقا به وزن به مثابه یک چیز ذاتی و لازم یا یک وجه امتیاز شعر اعتقاد ندارم٬ بلکه به عکس معتقدم التزام وزن٬ ذهن شاعر را مـنحرف مـی‏کند؛ چـون ناچار وزن فقط مقادیر معدودی از کلمات را در خود راه می‏دهد و بسیاری کلمات دیگر را پشت در می‏گذارد٬ در صورتی‏که ممکن است درست همین کلماتی که در این وزن راه نیافته، در شمار تداعی‏ها درست در مسیر خـلاقیت ذهـن شـاعر بـوده بـاشد.آن اوایل که بعضی از ما شاعران امروز، دست به نوشتن شعرهای بی وزن و قافیه زدیم٬ عده‏ای از فضلا که از هر جور نوآوری وحشت دارند و طبعا این شیوه شعر نوشتن را امکان نداشت قبول کنند٬ به عنوان بزرگ‏ترین دلیل بر مسخره بودن ما و کار ما همین موضوع را مطرح می‏کردند. یعنی می‏گفتند: «اینها که شما جوان‏ها مـی‏نویسید اصلا شعر نیست.» مـی‏پرسیدیم: «آخـر دلیلش؟» مـی‏خندیدند٬ یـا بـهتر گـفته بـاشم ریشخندمان می‏کردند و می‏گفتند: «شما آن قدر بی‏سواد و بی‏شعورید که نمی‏فهمید این که نوشته‏اید نثر است!» و به این ترتیب اشکال کار روشـن مـی‏شد: فـضلا شـعر را ازادبیات تمیز نمی‏دادند. در نظر آنها هر رطبی و یابسی که وزن و قافیه داشت شعر بود و هر سخن عاری از وزن و قافیه٬ نثر. اما تلاش شاعران معاصر در ایـن نـیم قـرن اخـیر٬ سرانجام توانست این برداشت نادرست را تغییر بدهد و امروز دست کم بخش عمده‏ای از مردم، شعر و ادبیات را از هم تمیز می‏دهند و اگرچه تعریف دقیقی از شعر در دست ندارند٬ به تجربه دریافته‏اند که تعریف شمس قیس رازی از شعر، تعریف پرتی است و به رغم او، کلام ممکن است موزون و متساوی نباشد و حروف آخرین آن هم به یکدیگر نماند و با این همه شعر باشد. امروز خواننده شعر می‏داند که وجه امتیاز شعر از ادبیات، تنها و تنها منطق شاعرانه‌است٬ نه وزن و قافیه و صنعت‌های کلامی.درباره فردوسی و تاریخ ایراندر هجدهم فروردین‌ماه 1369 به دعوت مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران سیرا (CIRA)جلساتی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا برگزار شد که هدف آن، بررسی هنر و ادبیات و شعر معاصر فارسی بود. سخنران یکی از این جلسات احمد شاملو بود. او در این جلسات با ایراد سخنانی پیرامون شاهنامه به مباحث زیادی دامن زد. شاملو این سخنرانی را در توجه دادن به حساسیت و نقد برای رسیدن به حقیقت و نقد روش روشنفکری ایرانی و مسئولیت‌های آن ایراد کرد و با طرح سوالاتی فرهیختگان ایرانی خارج از کشور را به بازبینی و نقد اندیشه و یافتن پاسخ برای اصلاح فرهنگ و باورها فراخواند.او در این سخنرانی در باره‏ گئومات مغ که بر پایه‏ی کتیبه‏ داریوش، خود را به دروغ بردیا، برادر مقتول کمبوجیه نامیده و شورشی را علیه داریوش رهبری کرده بود، می‌گوید:«حقیقت این است که اصلا گئومات نامی در میان نبوده‌است. بردیا از غیبت کمبوجیه و اشراف توطئه‌چی درباری استفاده می‌کند و قدرت را به دست می‌گیرد و بی‌درنگ دست به انقلاب اجتماعی می‌زند.»شاملو در باره‏ی ضحاک می‌گوید:«ضحاک در دوره‏ی سلطنت خودش که درست وسط دوره‌های سلطنت جمشید و فریدون قرار داشته طبقات را در جامعه به هم ریخته بوده‌است. حضرت فردوسی در بخش پادشاهی ضحاک از اقدامات اجتماعی او چیزی بر زبان نیاورده، در واقع بدون این که موضوع را بگوید، به همین اکتفا کرده‌است که او را پیشاپیش محکوم کند و حرف دلش را بر دایره بریزد و حق ضحاک بینوا را گذاشته کف دستش دو تا مار روی شانه‌هایش رویانده...»شاملو بر این باور بود که ضحاک با رهبری توده‌های مردم، علیه نظام طبقاتی‏ جمشید قیام کرده‌است. او می‏گوید:«ضحاک فردوسی درست همان گئومات غاصبی است که داریوش از بردیا ساخته بود... می‌بینید دوستان، که حکومت ضحاک افسانه‌ای با بردیای تاریخی را ما به غلط و به اشتباه مظهری از حاکمیت استبدادی و خودکامگی و ظلم و جور و بیداد فردی تلقی کرده‌ایم. به عبارت دیگر شاید تنها شخصیت باستانی خود را که کارنامه‌اش به شهادت کتیبه‏ بیستون و حتی مدارکی که از خود شاهنامه استخراج می‌توان کرد سرشار از اقدامات انقلابی توده‌ای است، بر اثر تبلیغات سوئی که فردوسی بر اساس منافع طبقاتی و معتقدات شخصی خود برای او کرده به بدترین وجهی لجن‌مال می‌کنیم و آنگاه کاوه را مظهر انقلاب توده‌ای به حساب می‌آوریم. درحالی‌که کاوه در تحلیل نهایی عنصری ضد مردمی است.»شاملو حدود ده سال پیش از این سخنرانی، چکیده‏ای از همین مطالب را در کتاب جمعه آورده بود ولی این‏بار سخنرانی‏یِ او و لحن او، ناخشنودی و گاه خشم علاقمندان به فردوسی و شاهنامه را برانگیخت و مقالاتی از سوی آنان در رد نظریات شاملو به چاپ رسید.درباره حافظحافظ شیراز عنوانِ تصحیح دیوان حافظ و روایتی است که شاملو از شعرهای خواجه حافظ شیرازی داشته‌است. شاملو در این کتاب که نخستین بار در سال 1354 منتشر شد روایت خاص خود را از شخصیت و شعر حافظ ارایه می‏دهد و در مقدمه‏ کتاب، روش تصحیح و اصول کار خود را بیان می‌کند. او به مشکلات و تحریف‌های موجود در دیوان حافظ اشاره می‌کند و در اینکه حافظ یک عارف مسلک بوده دقیق شده او حافظ را مبارز و مصلحی اجتماعی می‌داند که فرهنگ ریا و زهد را نقد می‌کند. شاملو در مقدمه‏ی آن کتاب که نخستین بار در سال 1354 منتشر شد می‏نویسد:«به راستی کیست این قلندر یک لاقبای کفرگو که در تاریک‏ترین ادوار سلطه ریاکاران زهد فروش؛ در ناهار بازار زاهدنمایان و در عصری که حتی جلّادان آدمی‏خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن‏چنانی خویش را بر حد زدن و خُم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده‏اند؛ یک تنه وعده‏ رستاخیز را انکار می‏کند خدا را عاشق و شیطان را عقل می‏خواند...»تصحیح دیوان حافظ توسط شاملو، مورد انتقاد حافظ‏‏پژوهانی چون بهاءالدین خرمشاهی و برخی دیگر قرار گرفته‌است.با این‏حال «حافظ شیراز به روایت احمدشاملو» همچنان منتشر می‏شود و یکی از پرفروش‌ترین روایت‌های حافظ است، ولی مقدمه‏ی آن پس از انقلاب اسلامی اجازه نشر نیافت و از آن پس بدون مقدمه منتشر شد. 
«نخستین شب شعر بزرگ ایران» در سال 1347 ، از سوی وابسته‏ فرهنگی سفارت آلمان در تهران‏ برای احمد شاملو ترتیب داده‏ شد. 
سال‌های آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوا گذشت. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در این باره می‌گوید: «راستش بار غربت سنگین‌تر از توان و تحمل من است... چراغم در این خانه می‌سوزد، آبم در این کوزه‌ ایاز می‌خورد و نانم در این سفره‌است.». با شدت گرفتن بیماری دیابت، و پس از آن که در 26 اردیبهشت 1376، در بیمارستان ایران‌مهر پای راست او را از زانو قطع کردند، روزها و شب‌های دردناکی را پشت سر گذاشت. این سال‌ها به کار ترجمه و به‌خصوص تدوین کتاب کوچه ادامه داد و گه‌گاه از او شعر یا مقاله‌ای در یکی از مجلات ادبی منتشر می‌شد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوه‏ نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شده‌اش با این شیوه منتشر شد. پس از توقفی طولانی در انتشار کتاب‌های شعرش، دفتر شعر ترانه‌های کوچک غربت (1359)، مدایح بی‌صله در 1371(در استکهلم)، در آستانه در 1376، و آخرین مجموعه شعر احمد شاملو، حدیث بی‌قراری ماهان در 1379منتشر شد.سرانجام احمد شاملو در ساعت 9 یکشنبه شب دوم مرداد 1379 در خانه خود در دهکده فردیس درگذشت. پیکر او در روز پنج‌شنبه 6 مرداد از مقابل بیمارستان ایرانمهر و با حضور شمار زیادی از علاقه مندان وی تشییع و در امامزاده طاهر کرج در نزدیکی مزار گلشیری، محمد مختاری و پوینده به خاک سپرده شد. کانون نویسندگان ایران، انجمن‌های قلم آمریکا، سوئد، آلمان و چندین انجمن داخلی و برخی محافل سیاسی پیام‌های تسلیتی به مناسبت درگذشت وی در این مراسم ارسال کردند.پس از مرگ احمد شاملو، سنگ مزار او به دست افراد ناشناس چندین بار مورد تخریب قرار گرفته.در فروردین سال 1385 کانون نویسندگان ایران، این حرکات را اعمال بدكردارانه شب پرستان كور دل نامید.  
1351جایزهٔ فروغ فرخزاد1369 دریافت جایزهٔ Free Expression سازمان حقوق بشر نیویورکHuman Rights Watch 1378 جایزهٔ استیگ داگرمن Stig Dagerman، «آذر محلوجیان» جایزه را به نمایندگی دریافت کرد.1379 جایزهٔ واژه آزاد (هلند) 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۴:۳۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۴:۳۵

احمد شاملو

خلاصه زندگی نامه

 احمد شاملو، با اسم مستعار الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیان‏گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه‌ای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملویی یا شعر منثور شناخته می‌شود.  

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع