احمد رضا بَریلْوی معروف به امام احمدرضا خان بریلوی و ملقب به عبدالمصطفی، در سال 1272 ه.ق در "بریلی"، واقع در ایالت "اتارپرادش" در شمال "هند" به دنیا آمد. وی از تبار افغان و پیرو مذهب حنفی و طریقه قادری بود. پدر بریلوی، "نقی علی"، سهم زیادی در آموزش وی در طریقت و دوروس حوزه داشته و در سال 1295 ه.ق، به زیارت مکه مکرمه رفته و آنجا نزد بعضی شیوخ درس خواند. وی بعد از اتمام تحصیل به منصب مفتی رسیده و شاگردان بسیاری را تربیت کرده و پس از مدتی مکتب "بریلوی" را بنیانگذاری و در هند جنبشی را علیه تعالیم مکتب‌های وهابی- دیوبندی با موفقیت رهبری کرد. مکتب بریلوی تقریبا "انعطاف پذیر" بودند، آنها به زیارتگاه‌ ها می ‌روند و در فقه پیرو یکی از چهار امام "ابوحنیفه"، "حنبل"، "شافع"، و "مالک" بودند. از میان فرزندان وی، "محمد حامد رضا خان" و "محمد مصطفی رضا خان" از علما شدند، هم چنین خلفای احمدرضا بریلوی در شبه قاره و خارج از آن بیش از صد تن اند و حتی بسیاری از علمای مکّه و مدینه خلیفه او بوده اند. سرانجام احمدرضا بَریلْوی، در سال 1340 ه.ق، در "بریلی"، واقعی در ایالت "اتارپرادش" در شمال "هند" درگذشت. 
احمد رضا بریلوی شجره و نسب روحانی خود را در طریقه قادریه در اجازه روایتی برای "سید عبدالکبیر ادریسی فاسی"، محدث غرب، ذکر کرده و آن را به "معروف کرخی" و از او به امام رضا علیه‌السلام، امامان پیشین تا امام علی علیه‌السلام و پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم رساند. جد بریلوی "رضاعلی" از علما و پدر وی "نقی علی" بود. او کرارا به شئون خارق العاده و کرامات امامان شیعه اشاره کرده و کتابی در مناقب اهل بیت تألیف کرده و منظومه‌ای در ستایش آنان موسوم به "شجره طیبه اصل‌ها ثابت و فرع‌ها فی السماء" سرود. 
احمد رضا بریلوی متون درسی و علوم اسلامی را نزد پدرش، که از مخالفان وهابیان بوده، آموخت و از طریق او معارف حوزه فرنگی محل (خاندانی از متکلمان و عرفای هند) را، که قویا متکی بر آثار فرهنگی ایرانیان بوده، فراگرفت. بریلوی هم چنین اجازه سلسله "قادریّه" را از "شیخ حسین بن صالح" امام فرقه شافعیان در حجاز اخذ کرده و در چهارده سالگی تحصیل خود را به اتمام رساند. 
بریلوی مانند پدر، طریقت را از "سید آل رسول حسینی مارِهْروی" (متوفی 1296) و حدیث را از "احمد زینی دحلان" (از مخالفان وهابیان و مفتی شافعیان در مکّه) فرا گرفت. برخی دیگر از اساتید وی عبارتند از: -مرزا غلام قادر بیگ بریلوی -مولانا عبد العلی خان رامپوری -شاہ ابو الحسین احمد نوری مارهروی -شیخ عبد الرحمٰن سراج 
احمد رضا بریلوی در 22 سالگی به منصب "افتا" دست یافته و به تدریس نیز پرداخت. "سید محمد محدث کَچْهوچهوی" از جمله مهمترین شاگردان وی بوده، برخی دیگر از شاگردان عبارتند از: -شیخ حامد رضا خان نوری برکاتی -الابن الأصغر الشیخ مصطفى رضا النوری البرکاتی -عبد السلام جبلبوری -سید شاه نعیم الدین مراد آبادی -سید ظفر الدین بهاری -شیخ عبد العلیم صدیق -امجد على المفتی -دیاع الدین احمد القادری مدنی 
احمد رضا بریلوی به تفسیر، حدیث، فقه، کلام، عرفان، حکمت و ریاضیات پرداخته و به قولی بیش از هزار کتاب و رساله کوچک و بزرگ به زبانهای عربی و فارسی و اردو از او باقی‌ مانده که در بسیاری از آن‌ها فرهنگ ایران جلوه‌ای آشکار داشت. او اشعاری به فارسی نیز سروده که در آن‌ها به استقبال غزلیات "حافظ" و "عراقی همدانی" و "مثنوی مولوی" رفته، و پاره‌ای از آثار او نیز حواشی بر آثار علمای ایران بود.  هم چنین مجموعه فتاوی او به نام "العطایا النبویه فی الفتاوی الرضویه" در دوازده مجلد بزرگ گرد آمده است. برخی از آثار وی عبارتند از: - دیوان حدایق بخشش - تهمید الایمان - كنوز الایمان فی ترجمه القرآن (گنجینه های ایمان در ترجمه قرآن) - تهافت القادیانیه - فلسفه و اسلام - عطایا القدیر فی حكم التصویر - الزبده الزكیه لتحریم السجود التحیه - و... 
بریلوی با کسانی که در تفسیر مبانی دینی، سعی در تطبیق آیه های قرآن با یافته های علمی داشتند، از جمله "سِرْ سید احمد خان" و پیروان او، سخت مخالفت می‌کرد. مخالفت با وهابیان بریلوی با وهابیان (و به قول او: نجدیان) نیز مخالف بود و در برانگیختن سنیان هند و حجاز برضدّ ایشان سعی بلیغ کرد؛ و در تخطئه دیوبندیان و جماعتی که به تأسیس "ندوه العلما" برخاستند و آرائی کم و بیش مشابه با وهابیان داشتند، اهتمام تمام داشته و در رد ایشان و وهابیان، مجموعا بیش از دویست اثر پدید آورد . این آرا هم چنین، واکنش‌هایی در عربستان پدید آورد. مخالفت با اتحاد و تسامح هندوان برای مبارزه با انگلیس همچنین احمدرضا بریلوی سازش و اتحاد و تسامح با هندوان را برای مبارزه با انگلیس مطلقاً مردود ‌دانسته و وحدت ملی و قومی مسلمانان و هندوان را نفی ‌کرد. از طرفی کوشش "گاندی" برای جلب نظر وی بی نتیجه مانده و بریلوی حتی از دیدار با اوامتناع کرد و وی را دشمن مسلمانان معرفی کرده و در بسیاری موارد حکم تحریم بر ضد انگلیس را خلاف شرع ‌دانسته و به مخالفت با آن برخاست. او از سویی با انگلستان رفتاری خصومت آمیز داشته و از سوی دیگر رهبران مبارزه با انگلیس و نظریاتشان را تخطئه می‌کرد و با کسانی که هند را "دارالحرب" (سرزمین تحت سلطه کافران حربی و دشمن اسلام) دانستند به مقابله برخاسته و هندوستانِ تحت سلطه انگلیس را "دارالاسلام" قلمداد ‌کرد. وی هم چنین در اثبات این مدعا رساله ‌ای مستقل نوشته و به دلیل این گونه برخورد‌ها متهم به طرفداری از انگلیس شد. 
بریلوی پس از چندی مکتبی به نام "بریلوی" را بنیانگذار کرد، این مکتب آمیزه‌ ای از تسنن و تصوّف که وجه اخیر در آن نمایان ‌تر بود. مکتب بریلوی تا حدود زیادی متکی بر آرای "شیخ عبدالحق محدث دهلوی" بوده که در نوشته های احمد رضا بریلوی به آثار او بسیار استناد شد. علت تاسیس این مکتب برای مقابله با آرای "ابن تیمیه"، "محمد بن عبدالوهاب" و مروّجان هندی بوده و مبادی آن‌ها را بشدت تخطئه کرد. احمدرضا بریلوی، "ابن تیمیه" را "ضالّ و مضلّ" و "اسماعیل دهلوی" را "طاغیه النجدیهگ و کتاب او را "کفریات" شمارد. مبادی مکتب بریلوی مبادی این مکتب چنین است: 1-وحدت وجود 2-توحید رسالت که وجود عالم را موقوف بر وجود ختمی مرتبت می‌داند. 3-وجود دائمی چهل تن به عنوان ابدال، و شماری از اولیاءالله، در میان امّت اسلام که به برکت آنان، بلا‌ها دفع و رحمت‌ها و نعمتهای الهی نازل می‌شود. حمایت بریلویان از تشکیل کشور پاکستان بریلویان اتحاد با هندوان را سرسختانه رد ‌کردند و از نظریه دو قومیتی مردم شبه قاره که به تقسیم این سرزمین و تشکیل کشور پاکستان منجرشده، حمایت ‌کردند و در این باره مواضعی نزدیک به موضع برخی از شخصیتهای سیاسی و اجتماعی، مانند "محمد علی جناح" و "فاطمه جناح" و "آقاخان"، داشتند. سازمان‌ها ی  وابسطه به بریلویان بریلویان سازمانی به نام "رضای مصطفی" تأسیس کردند که هدف آن پیشرفت اسلام و اتحاد و اصلاح وضع مسلمانان بود. "انصارالاسلام" نیز از دیگر سازمانهای آن‌ها بود. چهار سال پس از وفات احمدرضا بریلوی، خلیفه او "نعیم الدین مرادآبادی"، سازمانی سیاسی ـ مذهبی به نام "کنفرانس سراسر هند" در "مرادآباد" تشکیل داده که شعبه ‌هایی در سراسر هند داشت. این سازمان در سال 1326 هجری شمسی از استقلال پاکستان حمایت کرده و پس از تشکیل کشور پاکستان، جای خود را به "جمعیت العلمای پاکستان" داد که از احزاب فعال در دوره ضیاءالحق بود. "منهاج القرآن" از دیگر تشکیلات بریلویان در پاکستان بوده که بیش ‌تر جنبه فرهنگی ـ دینی داشته و "دارالافتاء مرکزی بریلویان" در بریلی و "محمد منّان رضا"، "نبیره احمد رضا خان"، از پیشوایان آنان بودند. مدارس دینی بریلویان بریلویان مدارس دینی پرشماری در هند و پاکستان دارند، از جمله "دارالعلوم اشرفیه مبارکپور هند"، "جامعه حبیبیه" و "دارالعلوم غریب نواز" هردو در "الله آباد" جامعه "نعیمیه" در "مرادآباد"؛ جامعه "رضویه منظرالاسلام" در بریلی که احمدرضا بریلوی در سال 1322 تأسیس کرد. بریلویان در سال 1351 ه.ش، در پاکستان حدود 124 مدرسه و مراکز پژوهشی معروفی نیز در کراچی، لاهور، مبارکپور، منچستر و استانبول داشتند. 
بریلوی نظریه ‌ای با عنوان "ضرورت وجود غوث" عرضه کرده و در آن وجود امام حیّ و حاضر را ضروری می‌داند و ولایت تکوینی را در خور کسانی می‌شمارد که حکومت ظاهری را در اختیار نداشته اند؛ و بیش‌ تر افرادی که او مصداق شناخته شده غوث می ‌شمارد، امامان شیعه اند. به عقیده وی، پس از پیامبر(ص) و سه خلیفه، یکایک امامان تا امام عسکری علیه‌السلام به مرتبه غوثیت رسیدند و پس از آنها، غوث‌ها نایبان همین امامان بودند تا نوبت به "عبدالقادر گیلانی" رسیده که افراد پس از او نایب وی خواهند بود تا سرانجام امام مهدی(عج) به مقام غوثیت کبری نایل شود. 
بریلوی اصل عقیده به حضرت مهدی(عج) را مسلم دانسته و با استفاده از پاره‌ ای منابع، ظهور او را در سال 1800 هجری قمری پیش بینی کرد. به اعتقاد او حضرت مهدی(عج) حکومت حقّه ظاهری و غوثیت را باهم خواهد داشت. در پاره‌ای از سروده های وی، حضرت مهدی(عج) شخصیتی زنده است که نباید در انتظار تولد ایشان بود. در یکی از اشعارش جایگاه حضرت مهدی(عج) را، در این اعصار، در جهان ارواح می‌داند. در مکتب بریلوی، به دلیل نفوذ عمیق تفکر شیعی در عالم تصوف، عناصر فراوانی از تشیع راه یافته و امامان شیعه از قداست بسیار برخوردارند. 
برخی از عقاید مکتب بریلوی به شرح زیر است: 1-تأکید بر شفاعت 2-اصرار بر امکان و وقوع کرامات بسیار برای اولیا 3-عقیده به شئون و مقامات و اقتدار و تصرفات خارق العاده برای پیامبر و اولیا پس از مرگ در برزخ و پافشاری بر مشروعیت نذر برای اولیا و استمداداز ایشان 4-تأکید بر برگزاری مراسم به مناسبت سالروز تولد و وفات پیشوایان دین و طریقت و زیارت خاکجای آنان، بنا کردن بارگاه بر آرامگاههایشان و احترام به مقابر و توسل جستن به آن‌ها 5-مخالفت با وهابیان. حکومت سعودی را پرورده سیاست انگلیس می‌دانند و سعودیان نیز ورودکتابهای بریلویان را به عربستان ممنوع کرده‌اند و ایشان را خارج از اسلام می‌دانند.  برخوردهای میان بریلویان و دیوبندیان که آرای آن‌ها کم و بیش مشابهتی با وهابیان دارد گاه چنان شدت می‌یابد که برخوردهای فرقه‌ای دیگر را تحت الشعاع قرار می‌دهد . 6-تجلیل و تقدیس فراوان از سه خلیفه و بلکه از قاطبه کسانی که اهل سنت آن‌ها را از صحابه رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلّم می‌شمارند، چنانچه "فاضل بریلوی" در بزرگداشت "معاویه" کتاب جداگانه‌ ای تألیف کرد. 7-عقیده به مسدود بودن باب اجتهاد و این ‌که همه مسلمین باید از یکی از چهار امام معروف سنّی پیروی کنند. (بریلوی اثر مستقلی هم در ردّ دعوی سنّیانی که تقلید مطلق از یکی از چهار مذهب را نمی‌پذیرند نوشته و در آن بویژه از نذیر حسین دهلوی سخت انتقاد کرده است.) 8-ستایش بسیار از برخی صوفیان، بویژه "عبدالقادر گیلانی" پیشوای سلسله قادریه که مراسم سالگرد درگذشت او را با شکوه بسیار در یازدهم ربیع الاول هر سال برگزار می‌کنند. 
سرانجام احمد رضا بَریلْوی، در 25 صفر سال 1340 ه.ق، در "بریلی"، واقعی در ایالت "اتارپرادش" در شمال "هند" درگذشت. آرامگاه بریلوی زیارتگاهی برای پیروان بریلوی بوده و طاق و رواقی دیدنی دارد. در هند و پاکستان میلیون‌ها نفر خود را پیرو مکتب او می‌شمارند و از او با عنوان "اعلیحضرت" یاد می‌کنند و او را تازه کننده دین در آغاز سده چهاردهم می‌انگارند. هم چنین کتاب‌ها و مقالات فراوانی به شرح احوال، آثار و نظریات او اختصاص یافته است. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۲:۱۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۲:۲۱

اسناد و مراجع