احمد بورقانی فراهانی دی ماه 1338 در ناحیه وحیدیه در شرق تهران متولد شد. او فرزند سوم خانواده پرجمعیتی بود که پدرش با اشتغال به کار بنایی آن را اداره می‌کرد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند؛ بعد از انقلاب، در رشته جغرافیا در دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد اما با تعطیلی دانشگاهها به دلیل انقلاب فرهنگی از مشهد به تهران بازگشته و وارد حرفه خبرنگاری شد. همزمان با بازگشایی دانشگاه‌ها احمد بورقانی به دانشگاه بازگشت و در سال 1365 از دانشگاه شهید بهشتی فارغ‌التحصیل شد. بورقانی در سال 1366 به سمت سخنگوی ستاد تبلیغات جنگ منصوب شد. بورقانی بعد از اتمام جنگ به خبرگزاری جمهوری اسلامی بازگشت و به عنوان مشاور مدیرعامل انتخاب شد. وی یک سال بعد در سال 1368 مسئولیت تأسیس دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد در نیویورک به او واگذار گردید. او در پایان سال 1371 و همزمان با استعفای سید محمد خاتمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ایران بازگشت. در سال 1375 که سیدمحمد خاتمی تصمیم گرفت نامزد ریاست جمهوری شود بورقانی نیز به ستاد انتخاباتی او پیوست و سرانجام پس از آنکه عطاالله مهاجرانی ریاست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را پذیرفت، سمت معاونت مطبوعاتی این وزارتخانه بر عهده احمد بورقانی قرار گرفت. یک سال و نیم بعد از حضور او در معاونت مطبوعاتی یعنی در بهمن 1377، بورقانی از سمت خود استعفا و سمت جدیدی تحت عنوان مشاور وزیر کشور را پذیرفت. سال 1379 زمانی بود که بورقانی توانست با رأی مردم تهران، جواز حضور در مجلس ششم را کسب کند و پس از اتمام دوره نمایندگی او در مجلس ششم، بورقانی به وزارت کشور رفت و پس از آن تا شروع به کار دوره نهم ریاست جمهوری، عهده دار سمت مشاور رئیس کتابخانه ملی بود. 2 دوره عضویت در شورای عالی خبرگزاری جمهوری اسلامی از سال 1376 تا 1384 و یک دوره عضویت در شورای نظارت بر صدا و سیمای جمهوری اسلامی از سال 1379 تا 1381 نیز از جمله فعالیت‌هایی هستند که بورقانی در پرونده کاری خود به جای گذاشته است. احمد بورقانی سرانجام در سال 1386 در گذشت. 
احمد بورقانی دوره پنج ساله ابتدایی را در دبستان "دیهیم" و دوره راهنمایی را در مدارس کورش (ابوذر) و احمد زرافشان گذراند. وی در سال 1353 تحصیلات خود را در دوران دبیرستان در رشته ریاضی‌فیزیک (جامع) در دبیرستان "ابراهیم صهبا" آغاز کرد. بخشی از دوران تحصیل احمد بورقانی با سال های اوج گرفتن انقلاب اسلامی مصادف شد. بورقانی سپس با شرکت در کنکور، در رشته جغرافیا در دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد. با آغاز انقلاب فرهنگی دانشگاه ها تعطیل شد و بورقانی به تهران بازگشت. وی پس از بازگشایی دانشگاه‌ها، مجدداً وارد دانشگاه شد و تحصیلات خود را در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد تا اینکه در سال 1365 با معدل A از این دانشگاه فارغ‌التحصیل گردید. 
احمد بورقانی در دوران ابتدایی و راهنمایی به مطالعه کتاب‌های داستانی از جمله آثار "محمدعلی جمالزاده" می‌پرداخت و در مراسم مذهبی محلی شرکت می‌کرد. انتشار نشریه دانش آموزی حقیقت بورقانی یک سال پس از پیروزی انقلاب و  در سال 1358 مسئولیت انتشار نشریه‌ای دانش‌آموزی با نام "حقیقت" را بر عهده گرفت. عضویت در شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب بورقانی در دوران دانشجویی، عضو شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شد. 
بورقانی که با تعطیلی دانشگاهها به دلیل انقلاب فرهنگی به تهران بازگشته بود، از سوی برخی دوستانش دعوت به همکاری با کمال خرازی در خبرگزاری پارس (جمهوری اسلامی فعلی) شد. پس از عبور از دوره‌های آموزشی مختلف و کسب تجربه در حوزه‌های خبری سیاسی، زمینه پیشرفت بورقانی در خبرگزاری جمهوری اسلامی فراهم و سرانجام  در سال 1363 به سمت سردبیر ارشد خبرگزاری جمهوری اسلامی منصوب و این اختیار را به دست آورد که بر کلیه گروه‌های خبری و تحریریه خبرگزاری نظارت و مدیریت کند و چندی بعد نیز سکان مدیریت اخبار خبرگزاری را بر عهده گرفت. 
احمد بورقانی در سال 1366 به سمت سخنگویی ستاد تبلیغات جنگ منصوب و تا پایان جنگ در این سمت باقی ماند. وی پس از اتمام جنگ برای ادامه فعالیت‌های حرفه‌ای خود به آمریکا رفت و مسئولیت تاسیس دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در نیویورک را بر عهده گرفت. وی سپس به کار ویراستاری کتاب و فعالیت‌های مطبوعاتی روی آورد و همچنین سایتی به‌نام نت‌ایران به زبان انگلیسی بر روی اینترنت راه‌اندازی کرد. 
در دولت نخست سید محمد خاتمی، پاره ای از مدیران میانی حضور داشتند که مفسران سیاسی آنان را «دولت واقعی» می دانستند. این افراد کسانی به جز یاران حلقه های کیان و آئین نبودند. "مصطفی تاج زاده" در وزارت کشور، "هادی خانیکی" در وزارت علوم، "احمد بورقانی" در وزارت ارشاد و "فیض ا... عرب سرخی" در وزارت بازرگانی در واقع «وزیران در سایه» دولت خاتمی به شمار می رفتند. 
پس از حوادث 11 سپتامبر سال 2001 در آمریکا، در تاریخ 26 شهریور 1380، از سوی دفتر حفاظت منافع آمریکا در محل سفارت سوییس در تهران، دفتر یادبودی به منظور انعکاس هم‌دردی ایرانیان با قربانیان فجایع نیویورک و واشنگتن راه‌اندازی و روزنامه‌ "نوروز" ارگان حزب مشارکت، از مردم می خواهد که برای امضای دفتر یادبود قربانیان به سوی سفارت سوییس بشتابند. به دنبال این فرخوان در تاریخ 27 شهریور 1380 "احمد بورقانی" عضو برجسته‌ فراکسیون مشارکت در مجلس ششم و سخن‌گوی هیأت رییسه‌ مجلس با هدف ذوب کردن "یخ بی‌اعتمادی" با هیأتی پیشاپیش در سفارت سوییس حاضر شده و دفتر یادبود را امضا می‌کند. وی که مدعی بود این اقدام را از سوی رییس و هیأت رییسه‌ مجلس شورای اسلامی انجام داده است، در ضمن یادداشتی در دفتر یاد شده با محکوم کردن حادثه‌ ‌تروریستی آمریکا نوشت: «مراتب هم‌دردی رییس و هیأت رییسه‌ مجلس شورای اسلامی را با خانواده‌های قربانیان حادثه، ملت آمریکا و نمایندگان مجالس قانون‌گذاری این کشور ابراز می‌داریم.» بورقانی پس از امضا دفتر یادبود با سفیر سوئیس ملاقات و گفتگو می‌کند و سفیر سوئیس نیز قول می‌دهد که مراتب تسلیت هیئت رئیسه‌مجلس ایران را به آمریکا منتقل کند. البته پیش از این افراطیون اصلاح‌طلب هم‌چون مشارکتی‌ها در بیانیه‌هایی خود را به ابراز هم‌دردی با مقام‌های آمریکایی پرداخته بودند. هم زمان با این خبر، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، قسمت قابل توجهی از صفحه‌ ‌اصلی سایت خود را به تصویری از پرچم آمریکا اختصاص می‌دهد. پرچم آمریکا که به بهانه‌ دیدار احمد بورقانی از دفتر حفاظت منافع آمریکا و درج پیام دوستی، در صفحه‌ ‌اصلی و سایت این خبرگزاری حک شده بود تا 24 ساعت در صفحه‌ ‌اصلی باقی می ماند.  البته بورقانی در واکنش ‌به اعتراض‌هایی که از سوی نیروها و رسانه‌های ارزشی به این اقدام او شد، مدعی گشت که رییس مجلس در جریان این امر بوده و او به نمایندگی از هیأت رییسه‌‌ مجلس و بنا به درخواست وزارت امور خارجه، به چنین کاری مبادرت ورزیده است. اما بعدها معلوم شد که این تصمیم در جلسه‌ای با حضور صحنه گردانان پنهان مجلس ششم و برخی از مسؤولان میانی وزارت خارجه از جمله "محسن امین‌زاده" اتخاذ شده بود. از این رو، وزیر امور خارجه پس از اطلاع از این امر، همکاران خود را مورد شماتت و سرزنش قرار داد. 
بورقانی در سال 1379 توانست با رای مردم تهران جواز حضور در مجلس شورای اسلامی را کسب کند. وی یکی از نمایندگان حاضر در تحصن مجلس ششم بود و در جلسه 23 دی 1382 مجلس نطق پیش از دستور خود را به قرائت بیانیه متحصنین اختصاص داد. بورقانی در این نطق که بیانیه متحصنین بود اظهار داشت: «ملت شریف و آگاه ایران رد صلاحیت گسترده و بی‌سابقه و غیرقانونی نامزدهای نمایندگی مجلس هفتم از سوی هیات مركزی نظارت شورای نگهبان اقدام اسف‌بار و بدعت‌آلودی است كه از مدتها پیش دلسوزان و علاقمندان به عزت و سربلندی كشور و نظام بدان هشدار داده‌اند. بسیاری از نمایندگان كنونی، امنای ملت در ادوار گذشته مجلس و شخصیت‌های با سابقه و شناخته شده‌ای كه كارنامه‌ای درخشان ... دارند، به علت نظارت استصوابی _ سلیقه‌ای هیات مركزی نظارت شورای نگهبان و بدون استناد صحیح و قانونی، به اتهام واهی به عدم التزام به قانون اساسی، سوء شهرت، وابستگی به گروههای غیرقانونی رد صلاحیت شده‌اند و به این ترتیب خدمت‌گزاران و صلحا از حق انتخاب شدن محروم مانده و آزادی ملت در حق انتخاب بی‌واسطه نمایندگان خویش كه بارزترین تجلی حق حاكميت ملت بر سرنوشت خويش است مخدوش گرديده است.» 
بورقانی که در دولت سید محمد خاتمی معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد بود، در همان زمان مبلغ 20 میلیون تومان پول وزارت ارشاد را در اختیار موسسه ملی پژوهش در افکار عمومی گذاشت تا این موسسه که ابتدا توسط وزارت ارشاد ایجاد و سپس طبق تصمیم هیات امنای آن خصوصی شد، کار خود را آغاز کند. این موسسه به ثبت نرسیده و فعالیت آن غیرقانونی تشخیص داده شد و دادگاه، پرداخت پول به این موسسه را خلاف قانون و دخل و تصرف در اموال دولتی ارزیابی کرد. در پی شکایت مدعی العموم از احمد بورقانی که در زمان اعلام جرم نماینده دادستان تهران، مدیر کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود، پرونده ای به اتهام تصرف غیرمجاز برای بورقانی تشکیل شد. 16 دی ماه سال 1381 محاکمه علنی احمد بورقانی معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اصلاحات پس از پایان دفاعیه بهروز گرانپایه، متهم ردیف اول پرونده موسسه ملی پژوهش افکار عمومی به ریاست قاضی سعید مرتضوی در شعبه 1410 دادگاه عمومی تهران آغاز شد. پس از پایان دفاعیه گرانپایه، قاضی مرتضوی از علی اصغر تشكری خواست تا ادعانامه را علیه متهم ردیف دوم قرائت كند. علی اصغر تشكری پس از قرار گرفتن در جایگاه گفت: «در دو مورد علیه بورقانی اعلام جرم شده است.» تشكری دخل و تصرف غیرمجاز و اموال دولتی و تضییع اموال و وجوه بیت المال را موضوع ماده 598 قانون مجازات اسلامی را یكی از موارد اعلام جرم دانست و گفت: «جرم دوم آقای بورقانی معاونت در جعل آرم دولتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جهت موسسه فاقد پروانه و اساسنامه موسسه ملی پژوهش افكار عمومی موضوع ماده 525 ناظر بر موضوع ماده 526 قانون مجازات اسلامی می باشد.» دفاعیات بورقانی در خصوص اتهام دخل و تصرف غیرمجاز در اموال دولتی و تضییع بیت المال بورقانی پس از قرائت ادعانامه در جایگاه قرار گرفت و درآغاز دفاعیات خود با رد كامل اتهامات وارده گفت: یكی از وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی كمك به افراد و موسسات فرهنگی است كه در جهت اهداف و تحقق برنامه های وزارتخانه فعالیت می كنند. در همین جهت در سال 1374 مسوولان محترم وقت ارشاد در اقدامی صحیح، بجا و ضروری تصمیم گرفتند برای انجام فعالیت های نظرسنجی اقدامات شایسته را به عمل آورند و تشكیلات بررسی تحقق این نیاز مبرم راه اندازی شود. این تشكیلات با بهره گیری از كمك های قانونی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی زیر نام «مركز ملی مطالعات و سنجش افكار عمومی» راه اندازی و فعالیت آن در همكاری با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تا سال 1377 ادامه یافت. در سال 1377 به پیشنهاد بنده و با حكم جناب آقای مهاجرانی وزیر محترم وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی جناب آقای گرانپایه به ریاست مركز ملی مطالعات و سنجش افكار عمومی منصوب شدند اما با اعتراض جناب آقای پوشنگر و هیات آنها رو به رو شد زیرا معتقد بودند مركز ملی مطالعات و سنجش افكار عمومی، نهادی غیردولتی و خصوصی است، رسیدگی به این اختلاف نظر مدتی به درازا كشید و سرانجام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پذیرفت كه تشكیلات قبلی غیردولتی است. وی در ادامه افزود: «مطلع اید كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ردیف های بودجه خود، ردیفی به عنوان كمك دارد كه با پرداخت آن به افراد حقیقی و حقوقی و دریافت رسید به هزینه قطعی منظور می گردد. در آن موقع سال به علت آن كه معاونت مطبوعاتی از ردیف كمك خود استفاده كرده بود و از آن جمله مبالغی به موسسه كمك بگیر نشر آوران پرداخت شده بود تا بر اساس اهداف و برنامه های وزارتخانه هزینه كند، با توجه به نیاز مبرم موسسه رسانه و نیز با عنایت به اینكه هر دو موسسه در جهت اهداف وزارتخانه فعالیت می كردند و سوابق روشنی دارند، بنده از موسسه نشر آوران درخواست كردم از محل كمك های دریافتی به موسسه رسانه كمك كند و این روال و عرف در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. بورقانی ادامه داد: به عنوان مثال بنده در زمان مسوولیت خودم سندی را دیدم كه یكی از معاونین محترم وقت وزارتخانه به همین موسسه رسانه دستور داده بود كه مبلغ پنجاه میلیون ریال به موسسه خانه روزنامه نگاران جوان كمك كند. هر دو موسسه نیز غیر دولتی هستند. بنابراین از ردیف های بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مستقیما مبلغی به موسسه رسانه پرداخت نشده است كه مصداق دخل و تصرف غیرمجاز در وجوه دولتی باشد بلكه از یك موسسه كمك بگیر به موسسه كمك بگیر دیگری، مبلغی پرداخت شده است البته تایید می كنم كه منشا آن، كمك های وزارت ارشاد است كه بنده طبق قانون و مجوز وزیر محترم وقت، اجازه اعطای آن را به اشخاص حقیقی و حقوقی داشته ام. به علاوه در صورتی كه دستور مقام مجاز، ایراد قانونی داشته باشد اصولاذیحسابی وزارتخانه از پرداخت خودداری می كند. بورقانی در ادامه گفت: نیت و اراده از پرداخت این پول نیز این بود كه آسیبی به ماموریت ها و وظایف محوله وزارتخانه وارد نشود. تا آنجا كه اطلاع دارم با استعفای هیات مدیره قبلی امكان استفاده و برداشت از حساب موسسه رسانه میسر نبوده و لذا بعد از معرفی اعضای جدید هیات مدیره به ثبت، حساب موقت دو امضایی یاد شده برای انجام وظایف محوله گشوده شد و مبلغ دریافتی از نشر آوران به این حساب واریز شد. در حقیقت پول به حساب اعضای هیات مدیره كه سه نفر بودندریخته شد نه حساب شخصی زیرا این پول برای ماموریت های موسسه در جهت اهداف وزارتخانه هزینه شده است و صاحبان امضا هیچ نفع شخصی از آن نبرده اند. وی افزود:البته این نكته نیز قابل ذكر است كه بنده به رغم داشتن اجازه برای كمك به افراد حقیقی و حقوقی از وزیر محترم وقت كتبا برای كمك به فعالیت های گرانپایه و همكارانش قبل از شروع به كار موسسه رسانه از جناب آقای مهاجرانی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته بودم كه از محل اعتبارات كمك وزارتخانه، برای انجام وظایف محوله به ایشان پرداخت كنم كه رونوشت آن را قبلا تقدیم دادگاه محترم كرده ام. البته موسسه رسانه كه قبل از تصدی مسوولیت بنده در سال 1373 تاسیس شده است از موسسات كمك بگیر بوده و تا سال 1377 حدود 245 میلیون تومان كمك از وزارتخانه دریافت كرده بود. دفاعیات بورقانی درباره معاونت در سوء استفاده از آرم دولتی بورقانی درباره اتهام دوم مبنی بر معاونت در سوء استفاده موسسه موسوم به ملی پژوهش افكار عمومی از عنوان و آرم دولتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجام جعل و تزویر و تقلب و بدون پشتوانه مردمی جلوه دادن سیاست خارجی كشور و انتساب امور كذب و واهی به ملت شریف ایران ضمن رد كامل اتهامات مذكور ،گفت:تا آنجا كه بنده اطلاع دارم هیچ سوء استفاده و جعل و تزویر و تقلبی صورت نگرفته است و این امر به طور قطع و یقین دوره چند ماهه مسوولیت بنده را در این قضیه نیز در بر می گیرد. وی ادامه داد: آنچه اتفاق افتاده روال و رویه ای بوده كه جریانی داشته است و ما مبدع آن نبودیم. كلیه اقدامات انجام شده از ابتدا تاكنون مطابق قوانین و مقررات از جمله قانون ضوابط كمك بوده است و هیچ نفع شخصی در میان نبوده است. پرداخت بیست میلیون تومان صحیح و قانونی بوده و هیچ دخل و تصرفی در وجوه دولتی صورت نگرفته است. هدف و قصد تحقق اهداف و برنامه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است و نه نیت و قصدی برای جعل و تزویر و تقلب در كار بوده و نه اقدامی در این باب صورت گرفته است و امور از گذشته تا امروز تقریبا به طور یكسان ادامه یافته است و هم اقدامات و فعالیت ها و عملیات و تلاش های تشكیلات قبلی صحیح و قانونی بوده و هم اقدامات و عملیات تشكیلات بعدی. با این توضیحات و دفاعیات از دادگاه محترم تقاضای صدور رای برائت دارم. رای دادگاه متهمان نظر سنجی به رغم محاکمه کامل متهمان پرونده نظرسنجی و دریافت دفاعیات در سال 1381 توسط سعید مرتضوی اما حكمی در آن زمان صادر نشد. سعید مرتضوی رئیس دادگاه وقت، آن زمان بعد از شنیدن اظهارات متهمان در مورد نحوه ارسال خلاصه نتایج نظرسنجی برای وزیر كشور و 14 نفر دیگر از مسوولان دستگاه های مختلف و انتشار این نظرسنجی در نشریه داخلی وزارت كشور كه بعداً خبرگزاری جمهوری اسلامی گزارش خود را به نقل از آن منتشر كرد، گفته بود وزیر كشور دچار تخلف شده است. بر همین اساس مرتضوی با اشاره به انتشار نتایج نظرسنجی این موسسات در نشریه داخلی وزارت كشور در پایان جلسه محاكمه متهمان، گفته بود عبدالواحد موسوی لاری وزیر وقت كشور را به عنوان متخلف به دادگاه ویژه روحانیت معرفی خواهد كرد. با این حال او هیچ گاه موفق به این كار نشد. اما 7 سال بعد یعنی در مهر ماه سال 1388 شعبه 1083 دادگاه عمومی جزایی تهران به ریاست قاضی سیدحسین حسینیان پس از انجام مجدد تشریفات قانونی دادگاه در وقت فوق العاده، رای متهمان این پرونده "بهروز گرانپایه"، احمد بورقانی[فوت شده ]، "وحید سینایی"، "مهدی عباسی راد" و "هاله گران همت" را صادر کرد. براساس این رای بهروز گرانپایه، مدیر وقت موسسه ملی پژوهش افکار عمومی به عنوان متهم ردیف اول برای اتهام تصرف غیرمجاز در وجوه و اموال دولتی به پرداخت مبلغ 60 میلیون ریال جزای نقدی بدل از 60 ضربه شلاق تعزیری، تحمل سه ماه و یک روز حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی برای استفاده غیرمجاز از آرم و طرح وزارت ارشاد و پرداخت 15 میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت برای جعل محکوم شد. همچنین برای احمد بورقانی به دلیل فوت، قرار موقوفی تعقیب صادر شد. 
احمد بورقانی سرانجام در 13 بهمن سال 1386 بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۵:۲۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۵:۲۸

احمد بورقانی

خلاصه زندگی نامه

 احمد بورقانی فراهانی، روزنامه نگار و سیاستمدار اصلاح طلبی که از سال 1366 تا پایان جنگ سخنگوی ستاد تبلیغات جنگ بود. سرپرستی دفتر خبرگزاری ایرنا در سازمان ملل، معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ در دولت سید محمد خاتمی و نمایندگی مجلس ششم از مهمترین سوابق وی محسوب می شود. بورقانی یکی از نمایندگانی بود که در تحصن روزهای پایانی مجلس ششم حضور داشت.

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع