شِهاب الدین یا شرف الدین ابوالعباس احمد بن یوسف تیفاشی، در سال 580 هجری قمری در "تیفاش" شهرکی به فاصله سه روز راه از قَیْروان، مرکز استان قیروان در تونس به دنیا آمد. اطلاعات چندانی در باره او و خاندانش در دست نیست تنها اینکه پدر بزرگش، "احمد"، قاضی بود. احمد بن یوسف تیفاشی پس از تحصیل مقدمات دانشهای رایجِ آن روزگار در زادگاه خود، در نوجوانی به قاهره رفت و، از جمله، نزد پزشک نامدار، "عبداللطیفِ بغدادی"، دانش آموخت. او پس از تحصیلات و مطالعاتِ بیشتر در دمشق، به زادگاه خود باز گشت و به مقام قضا منصوب شد. مدتی پس از آن، دوباره به قاهره رفت و تا پایان عُمر در آنجا مُقام کرد. از فهرست آثار تیفاشی، که بعض آنها از دست رفته است، بر می آید که او در بسیاری از دانشهای روزگارِ خود متفنن و در بعض آنها به ویژه، شناخت سنگهای بهادار متخصص بوده است. وی سرانجام در سال 651 هجری قمری در گذشت. 
توصیف آثار تیفاشی از زبان دیگران "محمد یوسف حسن" و "محمود بسیونی خفاجی" پانزده اثر تیفاشی را ذکر و وصف کرده اند. "اسماعیل پاشا بغدادی" نیز در "هدیه العارفین" نُه اثر وی را نام برده که برخی از آنها در فهرست "حسن" و "بسیونی" وجود ندارد. یکی از معروفترینِ آنها "رجوع الشیخ إلی صَباه" به معنای "بازگشت پیرمَرد به جوانیِ خود" است، در باره جنسیت و امور و مسائل و داستانهای مربوط به آن. پیش از چاپ انتقادی "محمدیوسف حسن" و "محمود بسیونی خفاجی" چاپی در خورِ اعتماد از "أزهارالافکار" وجود نداشت. متن عربی ناموثق آن را با ترجمه ای ایتالیایی، "بیشا" به چاپ رسانید. "روسکا" نخستین کسی بود که با منتخباتی طولانی تر از "ازهار الافکار" در شرح کتاب "الاحجار" نشان داد که منابع یونانی قدیم تیفاشی عمدتاً دو تألیف مذکور منسوب به "ارسطو" و "بلینوس" بوده است. 
قدیمی ترین تألیف مستقل در باره سنگها و فلزهای ارزشمند در دوره اسلامی "الجماهر فی الجواهر" اثر "ابوریحان بیرونی" بوده است که شامل وصف 45 مادّه، چه جواهر و چه فلزها مانند آهن، مس و سُرب. تیفاشی که از این کتاب بیرونی ناآگاه بوده، در حدود سیصد سال پس از بیرونی کتاب خود را تألیف کرده که فقط اختصاص به 25 سنگ گرانبها دارد، در 25 فصل جداگانه. تألیف تیفاشی که در موارد مشترک میان این دو تألیف، امتیازهایی نسبت به کتاب بیرونی داشته، شامل وصف این مواد است: مروارید، یاقوت، زُمرّد، زَبَرجَد، لعل، بَنَفْش، بَجادی یا بیجاده، الماس، عَین الهِرّ، بازَهر، فیروزه، عَقیق، جَزْع، مغناطیس یا سنگِ آهن ربا، سُنباده، دَهْنَج، لاجورد، مَرجان، سَبَج در فارسی: شَبَه، جِمَشْت، خَماماهان، یَشْم، یَشْب، بلور، و طَلْق. در وصف کانیهای مذکور، تیفاشی کوشیده است که از ذکر اباطیل و خرافات بپرهیزد. امانت او را در نقل نوشته های پیشینیان یا در روایت از هم روزگاران خود و نیز در مطالعات و پژوهشهایِ شخصی، ویراستارانِ أزهار الافکار بسیار ستوده اند. موضوعات ماده ها تیفاشی در مورد هر مادّه، عمدتاً به پنج موضوع می پرداخته: - اصلِ چگونگی تکون  آن - معدنِ آن، یعنی کجاها در طبیعت یافت می شود. - خواصِ درمانی یا جادویی  آن - کاربردها و فواید آن - بهای تجاری آن در کشورهای مختلف 
آثار تیفاشی عبارتند از: - أزهار الافکار - رُجوع الشیخ إلی صَباه شرحی بر رُجوع الشیخ إلی صَباه در مورد "رُجوع الشیخ إلی صَباه" به معنای "بازگشت پیرمَرد به جوانیِ خود"، گذشته از نسخه های خطی عدید آن، چند چاپِ سنگی یا حروفی آن نیز موجود بوده است، که همه دلالت بر محبوبیت و رواج این تألیف در گذشته دارد. حتی در سده نوزدهم، مترجمی با نامِ مستعار، آن را به انگلیسی ترجمه و چاپ کرده و گویا "ابن کمال پاشا" آن را برای "سلطان سَلیم عثمانی" به ترکی ترجمه کرده است. شرحی بر أزهار الافکار مهمترین تألیف تیفاشی، "أزهار الافکار" می باشد که موضوع اصلی "رُجوع الشیخ إلی صَباه" می باشد. نسخه های خطی عدیدی از آن با تفاوتهایی کمّی در بعضی کتابخانه های جهان یافت می شده است. مآخذ أزهار الافکار عمدتاً مبتنی بر سه گونه منبع است: - مطالب مربوطه حکیمان قدیم یونانی، مثلاً، ترجمه عربی کتاب "الاحجار" منسوب به "ارسطو"، ترجمه عربی تألیف "دیوسکوریدس"، ترجمه بعضی آثار "جالینوس" در باره طبع فلان مادّه و فواید درمانی آن، اسکندر، و ترجمه بعضی آثار منسوب به "بَلینوس" به ویژه "سِرّ الخَلِیقه" یا کتاب "العلل" درباره علتها و چگونگی تکوّن دنیا و ما فیها - استناد به گفته ها و توضیحاتِ راویانِ در خورِ اعتمادِ هم روزگارِ نویسنده - تحقیقات و مشاهداتِ خودِ او در طی سفرهایش حتی تا جزیره "ابن عُمَر" شهری در شمال موصل در عراق و تا حدود ارمنستان. 
تیفاشی در سال 651 هجری قمری در قاهره وفات یافت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۷:۱۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۷:۱۰

احمد بن یوسف تیفاشی

خلاصه زندگی نامه

 شِهاب الدین یا شرف الدین ابوالعباس احمد بن یوسف تیفاشی، قاضی، ادیب و جواهر شناس تونسی، که اشتهارش در جهان اسلام عمدتاً به سبب تألیف مبسوطی درباره اَحجارِ کریمه (سنگهای بهادار)، به نام أزهار الافکار فی جواهرالاحجار بوده است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع