احمد آرام در 18 ذیحجه سال 1319 قمری مقارن با 7 فروردین سال 1281 شمسی در محله "چاله میدان" تهران متولد شد. دوران خردسالی و نوجوانی او در حال و هوای پرکشمکش سال‌های پایانی سلطنت قاجارها گذشت. در همین سال‌ها، پس از پایان تحصیلات متوسطه، نخست به رشته حقوق روى آورد ولى پس از چندى آن را رها کرد و به طب تمایل یافت، ولى این یک نیز چندان پاى بندش نکرد و در آخرین سال آن را نیز رها کرد و به فعالیتهاى فرهنگى و ترجمه روى آورد. احمد آرام به همراه دکتر "نصیری" از بنیانگذاران تألیف کتاب‌های درسی در ایران بوده و مدتی به عنوان معاون وزیر آموزش و پرورش در دهه 20 خورشیدی فعالیت داشت، وی از آنجایی که به "امیرکبیر" علاقه‌ داشت نام مجموعه‌ ای از کتاب‌های خود را به نام "مجموعه امیر" نامگذاری کرد. احمد آرام تا حدود سال 1330 نزدیک به چهل جلد کتاب درسی و آموزشی نوشت. وی هم چنین یکی از پرکارترین مترجمین معاصر بوده که بیش از 140 اثر از زبان‌های انگلیسی فرانسه و عربی ترجمه کرد و در ترجمه کتاب‌ها، دقت می ‌کرد تا معادل‌های فارسی مناسب برای واژه‌های خارجی بیابد و از اصطلاحات و واژه‌های فرنگی استفاده نکند. احمد آرام سرانجام در 14 فروردین سال 1377 در آمریکا درگذشت، لازم به ذکر است، وی در سال 1382 به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار برگزیده شد. 
پدر احمد آرام، "حاج غلامحسین شالفروش"، فردی مذهبی و روشن فکر بود، او با آشنایی با روحیه فرزند خویش، همواره سعی می کرد احمد را با علم و دانش آشنا کند و احمد هم به این موضوع، بیش از بازی های کودکانه علاقه نشان می داد. احمد آرام تحصیلات ابتدایی را در دبستان "دانش" گذراند و در مدرسه "ترقی" و برخی دیگر از مدارس تهران تحصیلات خود را ادامه داد. سپس وارد "دارالفنون" شد و از آنجا دیپلم گرفت. پس از پایان تحصیلات متوسطه، نخست به رشته حقوق روی آورد ولی پس از چندی آن را رها کرد و به طب تمایل یافت، که البته تحصیلات این رشته را نیز ناتمام نهاد. استاد همچنین به تحصیل منطق، فقه و معانی بیان نیز همت گماشت. احمد آرام از دوران تحصیل خود چنین تعریف می کند: «مدرسه ای که من درس می خواندم مدرسه دانش بود در آب منگل و آنجا برای اینکه چیزهای خوبی یاد بدهند، تفنگ چوبی و ماشین کره گیری بود، اقسام این چیزهای نو، ولی هیچوقت در آن اطاقها باز نشد که ما برویم ببینیم. در آن دوران تحصیلم و دوران معلمی دستگاه ها و لابراتوارهای مجهزی را دیدم که هیچ وقت به کار نیفتاد. آن وقت برای مدارس دولتی از کوره آجرپزی ها پولی می گرفتند و می دادند به معلمین، چند ماه نداده بودند و آنها هم اعتصاب کرده بودند و در وسعتی به اندازه چهار برابر فضایی که الآن در آن هستیم، مقابل اطاق وزیر معارف آن روز جمع شده بودند. من شاگرد بودم، آمدم بالا این جمعیت را نگاه کردم قیافه آقای راد من را گرفت و از همان وقت دوستی ایشان در دل من جای گرفت.» 
احمد آرام در طول خدمات فرهنگی خود، مدتی نیز به کار معلمی اشتغال داشت، وی ابتدا پس از راه یافتن به دارالفنون، به علت وجود کتاب ها و حضور استادان فرانسوی، به این زبان تسلط یافت. علاقه او به زبان های بیگانه به حدی بود که هم زمان با آن، انگلیسی را هم به خوبی فرا گرفت. با توهین یکی از روزنامه های فرانسه به سردار سپه، رضاخان حکم خروج تمام فرانسوی ها را از ایران صادر کرد و این سبب شد مدرسه دارالفنون بدون معلم بماند. در این شرایط، بهترین راه، متوسل شدن به معلم های ایرانی بود که بیشتر آن ها به زبان فرانسه و انگلیسی مسلط نبودند. به همین دلیل، خود دانش آموزان سعی در ترجمه کتاب ها می کردند. دکتر احمد آرام خود از دارالفنون چنین می گوید: «معلم درس هیئت ما، زبان فرانسوی بلد نبود. از همان روزهای اول، کتاب را به من می داد. من ترجمه می کردم و درس می دادم. از همان زمان، شدم معلم رفقای خودم. در مورد درس جبر و مثلثات هم همین طور بود». آرام هم چنین، در خصوص این دوران می گوید: «...بلی من معلم مدرسه بودم برای اینکه اصلاً کار نبود، ما که از دارالفنون بیرون آمدیم 9 نفر دیپلمه شدیم. از این 9 نفر به من که یکی از آنها بودم در هفته 2 ساعت کار معلمی در یک مدرسه ابتدایی دادند که بروم همدان درس بدهم و ماهی 24 ریال هم حقوقم بود». لازم به ذکر است، او در این مدت در مدارس علمیه، فلاحت و شرف به تدریس شیمی، فیزیک، رسم فنی و هیئت پرداخت و به تالیف کتاب های درسی "دوره فیزیک و شیمی" (در ده جلد) با همکاری آقایان "فصیحی" و "نصیری" دست زد. 
احمد آرام که از بزرگان ترجمه ایران بود، در مورد شروع کار ترجمه خود می گوید: «پرداختن من به ترجمه برای این بود که واجب می دانستم باید یک چیزهایی را فراهم کنیم؛ البته سعی می کردم کتاب های بدی را انتخاب نکنم، خواه از عربی باشد خواه از زبان دیگری. از عربی، من دوره تفسیر سید قطب را ترجمه کردم؛ چون دیدم این مرد می گوید «من زیر سایه قرآن زندگی کرده ام» و چون زبانش عربی است، می فهمد که چه می گوید. همین طور کتاب های دیگری که ترجمه کردم، همه به این منظور بوده است که ان شاء اللّه خدمتی به مردمی که به آن ها بدهکار هستم کرده باشم». آرام کاملاً به فن ترجمه آگاه بود و می دانست که بین ترجمه یک عبارت با معنای آن، تفاوت بسیاری وجود دارد. او یاد گرفته بود که معنای یک واژه در یک زبان، همان معنای لفظ به لفظ آن در زبان دیگر نیست، بلکه ممکن است معناهای دیگری هم داشته باشد. وی عقیده داشت که مترجم خوب دو شرط دارد: «اول آن که زبان مادری اش را خوب بشناسد، خوب بداند و بفهمد؛ دوم آن که زبانی را که می خواهد ترجمه کند، یا آن مطلب مورد ترجمه را بشناسد و به آن آگاه باشد». در نیم قرن گذشته، بزرگوارانی چون مرحوم احمد آرام، "احمد بیرشک" و...، از کسانی بودند که به عنوان پل های محکم بین ادبیات و دانش روز شناخته شده اند. 
از میان دانشمندان، آنان که دانش خود را با زبانی عامه فهم برای مردم به ارمغان می آورند، در خور قدرشناسی فراوان اند و احمد آرام، از جمله این گونه افراد بود. او کتاب های مختلف را به صورتی ترجمه می کرد که برای عموم قابل استفاده باشد.  استفاده از واژگانی با معنای خاص کلمه در یک متن، نشان دهنده آگاهی کامل ایشان به موضوع بود. استاد آرام با تلاش و سخت کوشی، سبب نوآوری و ابتکار در روش ترجمه گردید. او از جمله کسانی بود که توجه ویژه ای به کاربرد واژگان صحیح داشت و در وضع لغت نیز، اصول و مبانی ای را در نظر می گرفت تا خدشه ای به اصالت زبان فارسی وارد نیاورد. او مقالاتی هم در زمینه واژه سازی نوشت که این مدعی را ثابت می کند. من به عنوان واجب شرعی ترجمه کرده ام خدمت بی دریغ، پی گیر و پر اثر مرحوم استاد احمد آرام به فرهنگ جامعه اسلامی ما در زمینه های گوناگون ریاضی، علوم تجربی و طبیعی، کلام، تفسیر و عرفان، ادبیات، روان شناسی و تاریخ اسلام، یگانه تجلی مکتوب ارزش های پایدار ایشان بود. اما آن چه این تلاش فرهنگی را معنایی دیگر می بخشد، به سطحی پرارج و والا اوج می دهد، و از هویتی ویژه و ارزشی برتر برخوردار می کند، این کلام پر نکته و ارجمند استاد آرام است که: «من به عنوان واجب شرعی ترجمه کرده ام». ترجمه های استاد در پیراستگی نثر و استواری بیان، جز آلت تعبیر معادل یابی های به جا و به مورد مشهور است. او معتقد بود که «ما بیش از تولید علم به مواد اولیه آن نیازمندیم و به همین دلیل، پیش از تالیف، سال ها باید ترجمه کنیم تا با بینش علمی، روش علمی و مبانی علم آشنا شویم.» با این حال، کار مهم آرام، تنها همین ترجمه نبود، بلکه به درستی دریافته بود که «ترجمه نیازمند ابزار است، یعنی واژه نیازمند دارد و برای واژه های علمی بسیاری معادل فارسی ساخت و به غنای زبان علمی کمک کرد». او به ویژه به ترویج علم، یعنی ترجمه و معرفی اثرهای علمی به زبان ساده بسیار اهمیت می داد. از این قبیل کتاب ‍«حساب دیفرانسیل و انتگرال برای همه» از سیلوانوس تامسن (1326)، « نسبیت برای همه» از جمیز کولمن (1343)، «پیدایش و مرگ خورشید» از جرج گامف (1335)، در گستره آثار آرام فرا گرفته است. 
ایمان عمیق و معرفت روشن احمد آرام به مبانى دین مبین اسلام و ارادت او به قرآن کریم و آثار پیشوایان معصوم علیهم‌السّلام و رفتار وارسته وی، به خدمات علمى و فرهنگى، روح و معنویتی بخشیده  که آن را ماندگار و مبارک مى ‌سازد. دین و اخلاق احمد آرام به دین و اخلاق پای بند بود و در این مسایل هم، نظری عالمانه و انتقادی داشت. او در مورد عقایدش در ترجمه چنین می گوید: «من مقیاسم برای دین، قرآن است. هر چه با آن نسازد، آن را قبول نمی کنم. توحید، یعنی آدم غیر از خدا هیچ چیزی را مؤثر نداند. وقتی که انسان، غیر خدا را مؤثر ندانست، از کسی نمی ترسد، تملق نمی گوید و برای اطاعت امر خداوند، هر بخواهد از خودش می خواهد. می داند که خدا او را جانشین خودش قرار داده، سعی می کند این جانشینی را حفظ کند، تا حق داشته باشد که جانشین خدا بشود، نه جانشین شیطان». انس با قرآن احمد آرام به دلیل آن که از کودکی با زبان عربی آشنا شد و به خوبی آن را فراگرفت، همواره با قرآن کریم مأنوس بود. او مثل هر مسلمان واقعی، می کوشید قرآن را سرمشق زندگی خود قرار دهد. ایشان خود می گوید: «من مسلمانم و مسلمان معتقد است که آدم باید تابع خدایی باشد که او را آفریده است. آن خدایی که او را آفریده، کتابی هم برایش فرستاده. من هر روز چند آیه از این کتاب را می خوانم، آن را تمرین می کنم و به آن عمل می کنم.» عشق به معلمی خداوند، به احمد آرام چنان توفیقی ارزانی داشت که او توانست بیشتر عمر پربرکت خود را صرف تعلیم و تربیت جوانان و تألیف و ترجمه آثار علمی کند. آنان که در دبیرستان ها از نفس گرم او برخوردار بوده اند، جز صدق و صفا، ورع و تقوا از او چیزی به یاد ندارند و کسانی که اهل دانش و کتاب اند، آثار متعدد او، راهگشای دشواری های آنان بوده است. آرام از افرادی بود که تدریس را به عنوان وظیفه ای اخلاقی، انجام می داد؛ همان طور که با همان اندیشه، تحصیلات خود را ادامه می داد. او راجع به تدریس و علاقه اش به شغل مقدس معلمی می گوید: «من به معلمی عشق می ورزم؛ زیرا معلم ها، پاکیزه ترین و مخلص ترین انسان ها هستند. آنها با پاکیزه ترین انسان ها که جوان ها هستند، سروکار دارند». فروتنی احمد آرام، با بیش از دویست جلد تألیف و ترجمه عمیق و پرارزش، در زمینه های گوناگون فیزیک، ستاره شناسی، فلسفه و عرفان و ادبیات، بی شک از فرزانگان، اندیشمندان و محققان سطح اول تاریخ این کشور است که به دلیل تواضع و خلوص بسیار، ناشناخته و گمنام مانده است. هر یک از آثار او، در وجود صدها و شاید هزارها تن اثر گذاشته است. او از این آثار، چنان با تواضع یاد می کرد که هیچ گوهر فروش، از ارزان ترین گوهرهای خود چنان سخن نمی گوید. استاد آرام با همان فروتنی و آرامش خود، لحظه ای از شکوفا کردن روحیه علمی در جامعه اسلامی ما دریغ نورزید. احساس رضایت مهم ترین ویژگی احمد آرام، احساس رضایت ایشان بود. او هرگز بیهوده غصه دار نمی شد، آرزوهای بزرگ در سر نمی پروراند، و به آن چه خدا به او می داد، راضی بود و شکر می کرد. او موفقیت های خود را ناشی از تلاش خود و لطف خداوند می داند. وی در یکی از سخنرانی هایش گفت: «اگر بار دیگر به دنیا بیایم و شروع به زندگی کنم، دقیقا همان راهی را می روم که تاکنون رفته ام. از کارهایی که انجام داده ام، راضی هستم و لذت برده ام. هر وقت در کاری به نتیجه نرسیدم، می فهمم که اشتباه کرده ام. پس ناراحت نمی شوم؛ زیرا آن خدایی که به او اعتقاد دارم، فرموده است که نباید نگران باشی. من هیچ وقت ازخودم ناراضی نبوده ام؛ برای اینکه می دانم هیچ کس جز خدا در سرنوشت و زندگی انسان تأثیر ندارد». 
احمد آرام بیش از 200 اثر از زبانهای انگلیسی، فرانسه و عربی ترجمه کرده‌، برخی از آثار ترجمه ایشان شامل: -اثبات وجود خدا (نوشته جان کلوور مونسما) -سه حکیم مسلمان (نوشته حسین نصر) -علم و تمدن در اسلام (نوشته حسین نصر) -پیدایش و مرگ خورشید -تکامل فیزیک (تألیف آلبرت اینشتین) -تاریخ تمدن (جلد اول: مشرق زمین گاهواره تمدن) (نوشته ویل دورانت) -انتقال علوم یونانی بعالم اسلامی (تالیف دلیسی اولیوی) -تاریخ علم (تالیف جرج سارتن) -چگونه مسأله را حل کنیم؟ (اثری از جرج پولیا) -شش بال علم -متفکران اسلام (نوشته بارون کاراد) -حدس‌ها و ابطال‌ها (نوشته کارل پوپر) -هگل و مبانی اندیشه معاصر (نوشته امیرمهدی بدیع) -یونانیان و بربرها (نوشته امیرمهدی بدیع) -هیئت -لغت‌های قرآن -معلم نمونه -اندیشه‌های کلامی شیعه (نوشته مارتین مکدرموت) -الحیات (نوشته محمدرضا حکیمی) -فلسفه تربیت -علم و مردم -چگونه روح‌های محکم و زنده بسازیم -حساب‌های دیفرانسیل و انتگرال برای همه -و...آرام نامه"آرام ‌نامه" مجموعه مقالاتی است که از سوی اندیشمندان و محققان به احمد آرام، تقدیم شده است. این مجموعه به کوشش و اهتمام دکتر "مهدی محقق" نگاشته شده است. این کتاب در 501 صفحه توسط انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در سال 1390 منتشر شد. 
مقام معظم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای، رهبر معظم انقلاب که خود نمونه ای از دانشمندان علم و ادب این سرزمین است، درباره شخصیت دکتر احمد آرام فرمودند: «شمار آثار منتشر شده آن مرحوم و تنوع موضوعات آن و گستره مستفیدان از آن آثار، در دل هر کسی که خدمات فرهنگی را گرامی و ارجمند می دارد، شأنی والا برای پدیدآورنده آن می آفریند و او را به تکریم و قدرشناسی از آن سرچشمه برکت وادار می سازد.» 
دکتر احمد آرام، در روزهای پایانی عمر خود نیز هم چنان به کار ادامه می داد و دست از کار نکشید. در آن روزها، او به دلیل کسالت جسمی، نمی توانست به راحتی در نماز به سجده برود و لازم بود سجاده اش کمی بلندتر از سطح زمین باشد؛ از این رو، استاد دست نویس ها و یادداشت های کاری خود را زیر سجاده نمازش می گذاشت تا بالا بیاید و پس از هر نماز، بی درنگ یادداشت ها را از زیر سجاده بیرون می کشید و دوباره به کار مشغول می شد. احمد آرام، که برای دیدار فرزندانش به امریکا سفر کرده بود، سرانجام در 14 فروردین سال 1377، به علت کهولت سن در 96 سالگی به آرامش ابدی فرو رفت و طی مراسمی در روز 22 فروردین و پس از انتقال به تهران تدفین شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۲:۴۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۲:۵۰

اسناد و مراجع