ابوالقاسم حالت شاعر، مترجم و محقق توانای معاصر در سال 1298 در تهران به دنیا آمد. ابوالقاسم حالت، فرزند محمدتقى حالت در خانواده‏اى متمدن و مذهبى متولد شد. وى از كودكى به موسیقى و نقاشى و شعر و نویسندگى علاقه تام داشت و چون امكان پرورش ذوق و استعداد و رشد و ترقى خود را در موسیقى و نقاشى در خانواده مشاهده نكرد به شعر و نویسندگى روى آورد و طولى نكشید كه در این هنرها پیشرفت شایانى كرد و از بزرگان آن گردید. 
مجموعه اشعارفکاهیات حالتدیوان ابوالعینکدیوان شوخگلزار خندهدیوان اشعار (اشعار، رباعیات)پروانه و شبنم (قصاید اخلاقی و عرفانی سعدی و تذکره شاهان شاعر)تألیفزن داری و گرفتاری (نشر درسا)ترجمه‌هافرعون (الویز جارویس مک گرو) نشر درسامینوتوس مشاور نرون (میکا والتاری) نشر درساتاریخ فتوحات مغول (جی. جی. ساندرز)تاریخ تجارت (اریک ن. سیمونز)ناپلئون در تبعید (خاطرات ژنرال برتران)زندگی من (مارک تواین)زندگی بر روی می‌سی سی پی (مارک تواین)پیشروان موشک سازی (بریل ویلیامز / ساموئل اشتاین)بهار زندگی (کلارمیس هاستی کارول)جادوگر شهر زمرد (فرانک باوم)بازگشت به شهر زمرد (فرانک باوم)پسر ایرانی، سرگذشت واقعی داریوش سوم و اسکندر (ماری رنولت)شبح در کوچه میکلانژفروغ بینششکوفه‌های خردراه رستگاریکلمات قصار علی بن ابیطالب علیه السلاممجموعه تاریخ کامل ابن اثیر (23جلد) 
درباره اولین شعرى كه حالت سرود، خود وى مى‏گوید: «روزى در مدرسه با یكى از دوستان همكلاسم قهر كرده بودم و چون خیلى نسبت به هم صمیمى بودیم بالاخره طاقت نیاودم و با یك قطعه سه بیتى از او معذرت خواستم، این قطعه كه اولین شعرم بود و متأسفانه الان هیج به یادم نیست موثر واقع شد و قهر ما را به آشتى تبدیل نمود. اثر این شعر مرا بر آن داشت كه شاعرى را دنبال كنم، لذا از كلاس ششم ابتدایى گاهگاهى شعر ساختم، مخصوصا تابستان‏ها كه مدرسه تعطیل بود و فراغت بیشترى داشتم و مى‏توانستم هم شعر بسازم و هم دنبال چاپ آن بروم اما روزنامه‏هاى ادبى آن ایام كه عبارت بودند از «نسیم شمال» و «كانون شعرا» و «توفیق» همه از چاپ اشعارم خوددارى مى‏كردند، چون بسیار ناپخته بود، ولى این امر به هیچ‏وجه باعث دلسردى من نمى شد. تا دو سه سال بعد كه كم‏كم بعضى از اشعارم در روزنامه‏ها چاپ شد.»پس از چندى كه اولین اثر ابوالقاسم حالت در یكى از جراید چاپ گردید، درصدد برآمد كه خود را به كانون و انجمن‏هاى ادبى نزدیك نماید، به همین سبب بعضى شب‏ها به انجمن ادبى ایران كه ریاست آن با شاهزاده محمدهاشم افسر بود مى‏رفت و در یكى از همین شب‏ها یكى از اشعار خود را در این انجمن ادبى قرائت مى‏كند كه صداى آفرین و احسنت رسا و پر طنطنه شیخ‏الملك اورنگ كه در آن زمان نایب رئیس انجمن بود به قدرى وى را تحت تأثیر قرار داد كه تا صبح خواب به چشمانش راه نیافت. از این زمان به بعد وى در راه شهرت و ترقى گام‏هاى بلندى یكى پس از دیگرى برداشت.بارى ابوالقاسم حالت، در كلاس‏هاى چهارم دبیرستان مروى درس مى‏خواند و چون اواخر سال تحصیلى بود و محصلین در حالى كه كتاب‏هاى خود را جهت تمرین دروس زیر بغل نهاده و عازم محوطه باغ ملى كه درختان زیادى داشت و محلى مصفا بود مى رفتند، حالت هم كتاب خود را برداشت عازم این محل گردید. در خیابان خیام نزدیك باغ ملى با مرحوم حسین توفیق صاحب امتیاز روزنامه توفیق برخورد مى‏كند و از طرف دعوت مى‏شود كه با هیئت تحریریه این روزنامه همكارى نماید وى از نخستین شماره روزنامه فكاهى توفیق تا مدت پنج سال متوالى سردبیرى این مجله فكاهى را به عهده داشت.حالت بعد از وقایع شهریور 1320 با بسیارى از جراید از جمله روزنامه‏هاى: «امید»، «قیام ایران» و مجله «تهران مصور» همكارى مى‏كند. 
ابوالقاسم حالت در سال 1325 بنا به دعوت كمپانى «اورگرین پیكچر» به هندوستان سفر كرد و در بمبئى به كار دوبلاژ فیلم پرداخت و مدتى نتوانست در كار تصنیف‏سازى فعال باشد. تا این‏كه مهدى خالدى، جواد بدیع‏زاده، نصراللَّه زرین‏پنجه، على زاهدى، یوسف كاموسى، على‏اكبر پروانه و دلكش جهت ضبط صفحه از ایران به بمبئى رفتند و حالت به عنوان یادگار براى این هیئت ایرانى تصنیف «شیرین» را ساخت، و على زاهدى آن را اجرا كرد. این تصنیف اینطور شروع مى‏شود:شیرین، شیرین، سروقد و سیمین برو گل پیكرى تودر مذاق از شكر شیرین‏ترى تو 
ابوالقاسم حالت، در بهار سال 1327 به وطن بازگشت و در آن زمان، سرپرستى اداره كل انتشارات و رادیو با ابوالقاسم پاینده بود، از وى دعوت به عمل آورد تا براى رادیو تصنیف بسازد و پس از یك ماه كه با رادیو همكارى كرد، چون به استخدام شركت نفت درآمده بود، عازم آبادان شد و این همكارى قطع گردید.وی پس از تحصیلات مقدماتی و متوسطه به استخدام شرکت ملی نفت ایران درآمد و تا زمان بازنشستگی در خدمت این سازمان بود. ابوالقاسم حالت در جوانی به فراگیری زبان‌های عربی، انگلیسی و فرانسه پرداخت و از سال 1314ش، به شعر و شاعری روی آورد و به سرایش شعر در قالب کهن و تذکره‌نویسی همت گماشت. دیوان حالت که مشتمل بر قطعات ادبی، مثنوی‌ها، قصاید، غزلیات و رباعیات است، خود نمایانگر عمق دانش ادبی این محقق است. وی از سال 1317 همکاری خود را با مجله معروف فکاهی توفیق آغاز کرد و بحر طویل‌های خود را با امضای هدهد میرزا و اشعارش را با اسامی مستعار خروس لاری، شوخ، فاضل ماب و ابوالعینک به چاپ می‌رساند. حالت به زبانهای انگلیسی و فرانسه  و عربی آشنایی داشت و کتاب هایی از هر سه زبان به فارسی ترجمه کرده است که مهمترین آنها ترجمه قسمتی از تاریخ ابن اثیر از عربی به فارسی می باشد که از طرف شرکت سهامی چاپ و انتشار کتب ایران در تهران چاپ شد.علاقه به مسائل دینی سبب شد از سال 1323 هر هفته چند رباعی جدی که ترجمه‌ای از کلمات قصار علی بن ابی‌طالب بود در مجله «آئین اسلام» چاپ کند.او در ترانه‌سرایی نیز دستی توانا داشت و عموماً این ترانه‏ها در قالب فکاهی، انتقادی علیه وضعیت سیاسی و اجتماعی آن زمان بود. حالت در آن سال‌ها با نشریات امید، تهران مصور و پیام ایرانی نیز همکاری داشت و ملک‌الشعرا بهار او را به کنگره نویسندگان ایران دعوت نمود.  در زمینه موسیقی اصیل ایرانی نیز ابوالقاسم حالت فعالیت داشت و سراینده نخستین سرود جمهوری اسلامی بود. وی پس از انقلاب اسلامی نیز علیرغم کهولت سن مدت زمانی نسبتاً طولانی با مجله گل آقا همکاری کرد. از ابوالقاسم حالت آثار ادبی و فرهنگی فراوانی در زمینه‌های طنز، شعر، ادبیات و ترجمه باقی مانده‌است. وی در سوم آبان سال 1371 بر اثر سکته قلبی درگذشت. 
در قسمتی از وصیت‌نامهٔ استاد ابوالقاسم حالت، می‌خوانیم:بعدمرگم نه به خود زحمت بسیار دهید                   نه به من برسر گور و کفن آزار دهیدنه پی گورکن و قاری و غسال روید                     نه پی سنگ لحد پول به حجار دهیدبه که هر عضو مرا از پس مرگم به کسی               که بدان عضو بود حاجت بسیار دهیداین دو چشمان قوی را به فلان چشم چران              که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهیدوین زبان را که خداوند زبان بازی بود                  به فلان هوچی رند از پی گفتار دهیدکله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است              راست تحویل علی اصغر گچکار دهیدوین دل سنگ مرا هم که بود سنگ سیاه                 به فلان سنگتراش ته بازار دهیدکلیه ام را به فلان رند عرق خوار که شد                ازعرق کلیه او پاک لت و پار دهیدریه ام را به جوانی که ز دود و دم بنز                   درجوانی ریه او شده بیمار دهیدجگرم را به فلان بی جگر بی غیرت                    کمرم را به فلان مردک زن باز دهیدچانه ام را به فلان زن که پی وراجی ست              معده ام را به فلان مرد شکمخوار دهیدگر سر سفره خورَد فاطمه بی دندان غم                 به که، دندان مرا نیز به آن یار دهید   

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۷:۳۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۷:۳۵

ابوالقاسم حالت

خلاصه زندگی نامه

ابوالقاسم حالت شاعر، مترجم و محقق توانای معاصر در سال 1298 در تهران به دنیا آمد. وی شاعر، مترجم و طنزپرداز ایرانی بود.

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع