محمد بن احمد بن ادریس بن حسین بن قاسم بن عیسی حلی عجلی معروف به ابن ادریس فقیه مهم و تأثیرگذار امامی در اواخر قرن ششم هجری است. گفته شده که نسبش از طرف مادر، به سه واسطه به شیخ طوسی می‌ رسد. وی در علوم نقلی مانند فقه، اصول، تفسیر و لغت تبحر داشته و صاحب نظر بوده است.ابن ادریس به دلیل استفاده فراوان از دلایل عقلی در استنباط احکام و فتاوای شاذ و همچنین شکستن صولت علمی "شیخ طوسی" مشهور است. وی فقه را وارد مرحله جدیدی نمود و راه را برای نقد دیدگاه‌های شیخ طوسی باز کرد. گویند با گفتاری بسیار تند به علمای دیگر انتقاد می ‌نمود و به همین دلیل برخی از علما از او انتقاد کرده‌اند.اساتید معروف وی "ابوالمکارم بن زهره" و "ابن شهرآشوب" هستند و افرادی مانند "ابن نما" و پدر "محقق حلی" از شاگردان او محسوب می‌شوند.اثر مشهور و تاثیرگذار ابن ادریس، "سرائر" است.تاریخ وفات وی را بین سالهای 597 یا 598 قمری تخمین زده اند. 
ابن ادریس منسوب به شهر "حلّه" در "عراق" است. او را "عِجلی" و "رَبَعی" منسوب به "بنی ‌عجل"، قبیله‌ ای از "بکر بن وائل" از شاخه ربیعه نیز خوانده ‌اند.نام او "محمد" و کنیه مشهور وی "ابوعبداللّه" و لقبش "فخرالدین" و "شمس‌ الدین" است. از دیگر کنیه‌های او، "ابومنصور"، "ابوجعفر" و "ابومحمد" است.ابن ‌ادریس در پایان نسخه کتاب "مصباح‌المتهجد" شیخ‌ طوسی نسب خود را به‌ طور کامل ذکر کرده و نام پدرش را "منصور بن احمد بن ادریس" آورده است. ازاین‌ رو، شهرت او از جد اعلایش "ادریس" گرفته شده است.در عین حال، در پاره ‌ای منابع، نام پدرش "احمد بن ادریس"، "ادریس بن محمد" و "ادریس‌ بن احمد بن ادریس" ذکر شده است. درباره نسب مادری ابن ‌ادریس نیز اختلاف وجود دارد. برخی منابع ابن ‌ادریس را نوه دختری "شیخ ‌طوسی" دانسته و گفته ‌اند که او از طریق دایی خود، "ابوعلی طوسی"، از شیخ روایت کرده است، اما محققان باتوجه به فاصله زمانی زیاد میان سال وفات شیخ ‌طوسی  و سال تولد ابن ‌ادریس و ادله دیگر، این نظر را نپذیرفته ‌اند.برخی منابع ابن‌ادریس را نوه دختری "شیخ ‌مسعود ورّام" دانسته‌ اند، اما اگر مراد، "ورّام‌ بن ابوفراس" (متوفی 605) باشد، در درستی این نظر باید تردید کرد، مگر آن ‌که شخص دیگری مراد باشد.با توجه به آن‌که خود ابن‌ ادریس زمان بلوغش را 558 دانسته است، حدس زده‌ اند که وی در 543 به دنیا آمده باشد.مهمترین استادان و مشایخ روایی ابن‌ادریس عبارتند از:عبداللّه بن جعفر دوریستیعلی بن ابراهیم علوی عُرَیضیعربی بن مسافر عبادیعمیدالرؤسا هبه اللّه بن حامد و پسرش حسین بن هبه اللّه سوراویابوالمکارم ابن زهره حلبی صاحب غنیهالنزوع.ابن شهر آشوبهمچنین عمادالدین طبری و الیاس بن ابراهیم حائری را واسطه نقل روایت ابن‌ ادریس (از جمله صحیفه سجادیه) از ابوعلی طوسی شمرده ‌اند. 
برخی شاگردان ابن‌ادریس و راویان حدیث از او عبارت بودند از:فخار بن مَعْد موسوینجیب‌الدین محمد بن جعفربن نما و پدربزرگش جعفر بن نماابوالحسن علی بن یحیی خیاطسید محیی الدین حسینی حلبی، برادرزاده ابن ‌زهره حلبیجعفربن احمد قمرویه حائریبها الدین ورّامحسن ‌بن یحیی حلّی، پدر محقق حلی 
تا پیش از ابن ادریس تمامی فقیهان به مدت یک قرن دنباله رو "شیخ طوسی" بوده و جرات مخالفت با شیوه استنباط و فتاوای وی را نداشتند اما ابن ادریس این سد را شکسته و فقه را وارد مرحله جدیدی نمود.به نظر محققان، بیشتر فقیهانِ پس از شیخ طوسی، به ‌سبب اعتماد و حسن اعتقادی که به شیخ طوسی داشتند، در آرای فقهی و غیرفقهی، از او پیروی می‌ کردند؛ ازاین ‌رو استنباط و اجتهاد در فقه شیعه رو به افول نهاد.در این میان شماری معدود از فقها مانند ابن ‌ادریس، که به ضرورت استقلال فکری فقیه سخت پایبند بود، به تقلید از آرا و افکار گذشتگان خرده گرفتند و بابِ نقد آرای شیخ طوسی را گشودند. این شیوه بر فقهای ادوار بعد تأثیر گذاشت و به حرکت اجتهادی در فقه شیعه جانی دوباره بخشید.آرای فقهی ابن ادریس در منابع فقهی بعدی همواره مورد توجه قرار گرفته است و گاهی آرای او همراه با نظر گروهی از فقهای حلّه (اصطلاحاً : حِلّیون) ذکر شده است. 
فقها و شرح ‌حال ‌نگاران، از اهل سنّت و شیعه، ابن ‌ادریس را به بزرگی مقام و فهم و علم بالایش ستوده و از وی با اوصافی چون "بی ‌نظیردرعلم فقه"، "یگانه عصر خویش"، "محقق" و "رئیس مذهب" یاد کرده‌ اند. وی با برخی از عالمان اهل سنّت درباره مسائل فقهی مکاتباتی داشت .برخی از دانشمندان علم رجال با استناد به عبارتی در "السرائر" (نام کتاب فقهی ابن ادریس)، بر آن‌ اند که ابن ادریس به "شیخ طوسی" بی‌ احترامی نموده است. آن‌ها حتی دلیل عمر کوتاه حلّی را همین امر دانسته ‌اند.اما چنین تعبیر اهانت‌ آمیزی در "السرائر" وجود ندارد و این نظر مردود شمرده شده است. حتی ابن ‌ادریس بارها از شیخ طوسی با احترام یاد کرده و پس از ذکر نام او عبارت "رضی‌اللّه عنه" و "رَحِمَه‌ اللّه" را آورده است.وی از "التبیان" شیخ طوسی به عظمت یاد نموده و هنگام نقد دیدگاه‌های شیخ نیز هرگز به ناسزاگویی نپرداخته و حتی گاه سخن او را توجیه یا اقوالِ به ظاهر متعارضِ او را به گونه‌ ای جمع کرده است.قاضی نورالله شوشتری: «دراشتغال فهم و بلند پروازی، از فخر الدین رازی پیش و در علم فقه و نکته طرازی (پردازی) از محمد بن ادریس شافعی در پیش است. کتاب سرائر که از جمله مصنفات شریفه اوست، در دقت فهم و کثرت او، دلیلی ظاهر و برهانی باهر است و او را بر تصانیف شیخ اجل ابو جعفر طوسی، ابحاث بسیار است و در اکثر مسایل فقهی ‏او را خلافی یا اعتراضی و یا استدراکی هست». محدث نوری: «ابو عبدالله محمد بن احمد بن ادریس عجلی حلی عالم بزرگوار و معروفی است که بزرگان فقها در اجازه‏ های خود به عظمت مقام علمی، فهم و دقت او اعتراف کرده‏اند و او را ستوده ‏اند».یوسف بحرانی: «شیخ فقیه و اصولی خالص و مجتهدی صرف و او اولین فردی بود که باب طعن (منظور از طعن، عبارت است از انتقاد سخت و تندی که ابن ادریس نسبت به شیخ طوسی بیان داشته است.) بر شیخ طوسی را گشود».سید محمدباقر صدر: «در نگاهی گذرا این مقارنه و تطبیق دست یازیده و یادآوری کرده ‏اند که سرائر ابن ادریس در بکارگیری قواعد اصولی و تکیه بر مبانی استنباط و نیز بهره ‏گیری قواعد اصول و تکیه بر مبانی استنباط و نیز بهره ‏گیری از استدلال و توسع در احتجاج، بر مبسوط شیخ الطائفة برتری دارد».مرتضی مطهری: «ابن ادریس حلی از فحول علمای شیعه است ... و به حُریت فکر معروف است. صولت و هیبت جدش، شیخ طوسی را شکست و به علماء و فقهاء تا حد اهانت، انتقاد می ‏کرد».وی شجاعت ابن ادریس در نقد آرای شیخ طوسی را می ‏ستاید و می ‌گوید: «ابن ادریس با این عمل خود اولاً ثابت کرد که از ضمیری آگاه برخوردار است و نیاز عصر خویش را درک می‏ کند، ثانیاً ثابت کرد که از موهبت شجاعت عقلی و ادبی بهره‏ مند است او از کسانی نیست که فقط نیاز را احساس کند، ولی جرأت اقدام را نداشته باشد. با جرأت و جسارتی کم نظیر این گام خطیر را برمی ‏دارد.» 
ابن ادریس حلّی معتقد است که سیاست، یعنی تفکیک امر و نهی و تدبیر امور مردمان، و این تملیک یا به دست سلطان حق عادل است و یا به دست سلطان جائر. خداوند، تنها به تملیک سلطان حق و عادل رضایت دارد و از این رو در منظر دینی ابن ادریس حلی، تنها چنین سلطانی است که حق افتا، قضاوت و داوری و تدبیر و مدیریت در جامعه مسلمانان را دارد.در عصر غیبت امام معصوم(ع) نیز فقط از باب تقیه می توان به تملیک سلطان جائر تسلیم شد؛ زیرا در صورت ممکن در این عصر هم تملیک امور مردمان، تنها به دست فقهای عالِم به حق و احکام دینی، قادر به تنفیذ و اجرای احکام و واجد شرایطی چون عدل، عقل و رأی می باشد. مسلمانان هم موظف اند که تنها به اینان مراجعه کرده، از ایشان تمکین نمایند. 
نسبتِ کنار نهادن تمامی روایات به ابن ادریس را نیز نادرست شمرده‌ اند، زیرا وی "خبر متواتر" و "خبر مقرون به قراین قطعی" را حجت می ‌دانسته و فقط عمل کردن به "خبر واحد" را نفی می ‌کرده است.برخی علمای پیش از او، مانند "سیدِمرتضی علم ‌الهدی"  و نیز برخی از علمای دیگر قرن ششم، مانند "ابن‌ شهر آشوب"، "طَبْرِسی"  و "ابن ‌زهره"  هم بدان قائل بوده ‌اند و پذیرش این نظر به هیچ ‌وجه نمی‌ تواند موجب طعن و ضعف ابن‌ ادریس باشد.هرچند ابن‌ ادریس در بسیاری موارد به "خبر واحد" استناد نکرده و آن را علم ‌آور ندانسته است.آثار وی مملو از احادیث، همراه با استناد به آن‌هاست زیرا وی علاوه بر اخبار متواتر، استناد به اخبار آحادی را که با ادله دیگر مانند "کتاب"، "سنّت" یا "اجماع" تأیید شود، جایز شمرده است.از جمله پیامدهای انکار حجیت خبر واحد از جانب ابن ادریس، توجه بیشترِ او به ظواهر قرآن و سنّت، اتفاق فقها و اصول عملیه است.به نقل "منتجب الدین رازی"، "شیخ سدیدالدین محمود حِمِّصی" (از فقهای معاصر ابن‌ادریس) معتقد بود که ابن‌ادریس دچار خلط بوده و ازاین‌رو، تصانیف او قابل اعتماد نیست.این نظر را برخی محققان تا حدودی صحیح دانسته ‌اند، زیرا مثلاً ابن‌ادریس در بخش "مُستَطْرَفات سرائر" از "اَبان‌ بن تَغْلِب" با واسطه کسی که یک یا دو طبقه متأخر از اوست، از امام حدیث نقل کرده  یا "سیاری" (احمدبن محمدبن سیار) را از اصحاب امام کاظم و امام رضا(ع) ذکر کرده در حالی که او از اصحاب دوران امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) بوده است.در عین حال گفته ‌اند که آثار او در خور اعتماد است، زیرا می ‌توان به تألیفات عالمان بزرگ اعتماد نمود، مگر در مواردی که خلاف آن ثابت شود. 
خلاصه الاستدلال فی المُواسَعَه و المُضایقَه"المختصر فی المضایقه" که جعفر بن احمد قمرویه حائری، شاگرد ابن‌ادریس، نسخه آن را در 588 قمری کتابت کرده است. هرچند در برخی منابع فقهی به آرای ابن ‌ادریس در این کتاب اشاره شده، اما نسخه‌ ای از این کتاب در دسترس نیست."رساله فی معنی الناصب"، که محقق کرکی آن را به ابن‌ادریس نسبت داده است."المسائل" که برخی پرسش‌های فقهی را پاسخ داده و "جعفر بن احمد قمرویه حائری" آن را در 588 قمری با املای ابن ‌ادریس نوشته است.مناسک الحجسرائر الحاوی لتحریر الفتاوی السرائر، مهمترین اثرمهم‌ترین و تأثیرگذارترین اثر ابن‌ادریس، کتاب "السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی"، معروف به "السرائر" که  شامل تمام ابواب فقه (عبادات، عقود، ایقاعات و احکام) است که آن را در سال‌های 587 و 588 تألیف کرد. این کتاب از نظر تعداد ابواب و فصول جامع‌ترین کتابی است که تا عصر ابن‌ادریس نگارش یافته است.در پایان کتاب فصلی با نام "زیادات" آمده که به "مُستَطرَفات السرائر" شهرت یافته و در آن احادیث جالب توجهی از آثار متقدمان گردآوری شده است و در میان آن‌ها، احادیث نادر و منحصر به فردی نیز دیده می ‌شود.ابن‌ادریس حلّی هدف از تألیف سرائر را نگارش کتابی مستند به دلایل و براهین صحیح و به دور از تقلید دیگران و بدون پیروی از اخبار آحاد ذکر کرده است.وی در این کتاب، علاوه بر بیان دیدگاه‌های خود، آرای فقهای معاصرش را نیز ذکر و احیانآ نقد کرده که گاه واکنش آن‌ها را برانگیخته است.هرچند ابن‌ادریس در سرائر اقوال فقهای بسیاری را نقل و احیاناً نقد کرده، اما عمدتاً به نقد و بررسی آرای فقهی و احیاناً اصولی شیخ‌ طوسی پرداخته و با ذکر ادله و مستندات، برخی از آن‌ها را پذیرفته و شماری دیگر را نپذیرفته است به‌ طوری که می‌توان سرائر را کتابی در نقد آثار شیخ به ‌شمار آورد.تألیف این کتاب و نیز کتاب "غنیه‌ النزوع" (اثر ابن‌ زهره) در چند سال پیش ‌تر، که به نقد آرای اصولی شیخ طوسی در "عده‌الاصول" پرداخته بود، بیانگر پیشرفت علم فقه و اصول تا مرحله مناقشه‌ جویی و نقادی در آرای شیخ بود. 
به نظر برخی مؤلفان، ابن‌ادریس در حدود 597، و به گفته فرزندش "صالح" در حدود 598 درگذشته است؛ بنابراین، وفات او در 25 یا 35 سالگی، که در بعضی منابع به آن اشاره شده ، نادرست است و به نظر برخی ناشی از تصحیف کلمه "تسعین" به "سبعین" بوده است.این مطلب با گفته خود ابن ‌ادریس درباره سال تألیف سرائر و نیز تصریح فخار، شاگرد او، که در 593 از او حدیث شنیده ناسازگار است.ابن‌ادریس در حلّه وفات یافت. مرقد او در محله "جامعین" حلّه قرار دارد و در 1340 شمسی تجدید بنا شده است. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۱:۵۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۱:۵۵

ابن ادریس حلی

خلاصه زندگی نامه

 ابن‌ ادریس حلّی، فقیه مهم و تأثیرگذار امامی در قرن ششم می ‌باشد وی به دلیل استفاده فراوان از دلایل عقلی در استنباط احکام و فتاوای شاذ و همچنین شکستن صولت علمی شیخ طوسی مشهور است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع