جستجو در مطالب و اشخاص
آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی در 27 شعبان 1287 هجری قمری مصادف با 1 آذر 1249 در شهر گلپایگان از توابع استان اصفهان دیده به جهان گشود. مادرش، "زهرا" فرزند "ملا محمد باقر ادیب گلپایگانی" و پدرش "آخوند ملا عباس" از بزرگان دین بود. "آخوند ملا عباس" علاوه بر دانش پژوهی به تجارت نیز می پرداخت.محمد جواد صافی گلپایگانی تحصیلات مقدماتی خود را نزد پدرش و دیگر اساتید شهر "گلپایگان" آغاز کرد و سپس در سال 1305 هجری قمری به اصفهان رفت و تحصیلات خود را در حوزه علمیه اصفهان ادامه داد. او در 24 سالگی به درجه اجتهاد رسید و اجازات متعددی از اساتیدش دریافت کرد و در سال 1316 هجری قمری به "گلپایگان" بازگشت و به تدریس و تالیف پرداخت.آیت الله گلپایگانی در سال 1325 هجری قمری به تهران رفت و همراه "شیخ فضل الله نوری" به مبارزه پرداخت. "شیخ فضل الله نوری" مخالف مشروطیت نبود اما معتقد بود که قانون مشروطه که در کشور حاکم است باید منطبق بر احکام شرعی باشد و مشروطه مشروعه را مطرح می کرد اما این نظر با عقاید مشروطه خواهان هماهنگ نبود. آیت الله گلپایگانی پس از شهادت "شیخ فضل الله نوری" در سال 1327 هجری قمری به گلپایگان بازگشت.او پس از بازگشت به گلپایگان از همه مناصبی كه در حوزه علمیه در انتظارش بود صرف نظر كرد و اوقاتش را صرف ترویج دین، تدریس، تالیف، دادرسی مظلومان، مبارزه با ستمگران، تهذیب اخلاق و آگاه كردن جامعه كرد. از جمله اقدامات مهم ایشان مبارزه با بهائیت، مخالفت با خانها و فئودالها، رویارویی با كشف حجاب و مفاسد دوران پهلوی و احیای شعائر دینی و بزرگذاشتهای مذهبی بود. با تلاش و كوشش او جشنهای نیمه شعبان و ولادت ائمه اطهار(ع)، عزاداری عاشورا و ایام فاطمیه در گلپایگان رونق یافت.او از حافظه بسیار قوی برخوردار بود بسیار مطالعه میکرد و بر منابع مختلف تاریخی، فقهی، سیره و كلام معصومان (ع) و علم جفر احاطه كامل داشت. آیت الله صافی گلپایگانی علاوه بر اینکه خط شناس ماهر و خطاط بود ذوق شعری نیز داشت. او حتی مسائل فقهی و به ‌ویژه اصول فقه را به نظم درآورد و بیش از هزار بیت از ایشان در این موضوع به یادگار مانده است. دیوان اشعار اهل بیت(ع) و تبدیل بسیاری از احادیث به زبان نظم هم از دیگر آثاری است که به همت ایشان تالیف یا گردآوری شده است.آیت الله صافی گلپایگانی سرانجام در 25 رجب 1378 هجری قمری در سن 91 سالگی به دیدار حق شتافت و در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه(س) در شهر قم به خاک سپرده شد. 

آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی در 27 شعبان 1287 هجری قمری مصادف با 1 آذر 1249 در شهر گلپایگان از توابع استان اصفهان دیده به جهان گشود. مادرش، "زهرا" فرزند "ملا محمد باقر ادیب گلپایگانی" و پدرش "آخوند ملا عباس" از بزرگان دین بود. "آخوند ملا عباس" علاوه بر دانش پژوهی به تجارت نیز می پرداخت.محمد جواد صافی گلپایگانی تحصیلات مقدماتی خود را نزد پدرش و دیگر اساتید شهر "گلپایگان" آغاز کرد و سپس در سال 1305 هجری قمری به اصفهان رفت و تحصیلات خود را در حوزه علمیه اصفهان ادامه داد. او در 24 سالگی به درجه اجتهاد رسید و اجازات متعددی از اساتیدش دریافت کرد و در سال 1316 هجری قمری به "گلپایگان" بازگشت و به تدریس و تالیف پرداخت.آیت الله گلپایگانی در سال 1325 هجری قمری به تهران رفت و همراه "شیخ فضل الله نوری" به مبارزه پرداخت. "شیخ فضل الله نوری" مخالف مشروطیت نبود اما معتقد بود که قانون مشروطه که در کشور حاکم است باید منطبق بر احکام شرعی باشد و مشروطه مشروعه را مطرح می کرد اما این نظر با عقاید مشروطه خواهان هماهنگ نبود. آیت الله گلپایگانی پس از شهادت "شیخ فضل الله نوری" در سال 1327 هجری قمری به گلپایگان بازگشت.او پس از بازگشت به گلپایگان از همه مناصبی كه در حوزه علمیه در انتظارش بود صرف نظر كرد و اوقاتش را صرف ترویج دین، تدریس، تالیف، دادرسی مظلومان، مبارزه با ستمگران، تهذیب اخلاق و آگاه كردن جامعه كرد. از جمله اقدامات مهم ایشان مبارزه با بهائیت، مخالفت با خانها و فئودالها، رویارویی با كشف حجاب و مفاسد دوران پهلوی و احیای شعائر دینی و بزرگذاشتهای مذهبی بود. با تلاش و كوشش او جشنهای نیمه شعبان و ولادت ائمه اطهار(ع)، عزاداری عاشورا و ایام فاطمیه در گلپایگان رونق یافت.او از حافظه بسیار قوی برخوردار بود بسیار مطالعه میکرد و بر منابع مختلف تاریخی، فقهی، سیره و كلام معصومان (ع) و علم جفر احاطه كامل داشت. آیت الله صافی گلپایگانی علاوه بر اینکه خط شناس ماهر و خطاط بود ذوق شعری نیز داشت. او حتی مسائل فقهی و به ‌ویژه اصول فقه را به نظم درآورد و بیش از هزار بیت از ایشان در این موضوع به یادگار مانده است. دیوان اشعار اهل بیت(ع) و تبدیل بسیاری از احادیث به زبان نظم هم از دیگر آثاری است که به همت ایشان تالیف یا گردآوری شده است.آیت الله صافی گلپایگانی سرانجام در 25 رجب 1378 هجری قمری در سن 91 سالگی به دیدار حق شتافت و در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه(س) در شهر قم به خاک سپرده شد. 


محمد جواد صافی گلپایگانی از آغاز نوجوانی به تحصیل علوم دینی روی آورد و مقدمات و سطوح را نزد پدرش و دیگر اساتید گلپایگان فرا گرفت و سپس در سال 1305 هجری قمری به اصفهان رفت و در مدرسه "نیم آورد" ساکن شد.او در حوزه علمیه اصفهان از محضر استادانی بهره برد که اسامی آنها به این شرح می باشد: "آیت الله العظمی بروجردی"، "آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی"، "علامه حاج رحیم ارباب"، "آیت الله سید حسن چهارسوقی"، "آیت الله علامه سید محمد باقر درچه ای" صاحب حاشیه بر مكاسب و رسائل، "حكیم میرزا جهانگیرخان قشقایی"، "آیت الله حاج نور الله اصفهانی" صاحب كتاب "مقیم و مسافر"، "آیت الله علامه نجفی اصفهانی" صاحب "تاویل الایات الباهره و بحر المعارف"، "علامه شیخ محمد علی ثقه الاسلام" صاحب كتاب "لسان الصدق و معاصی كبیره"، "میرزا محمد علی تویسركانی اصفهانی"، "علامه میرزا محمد علی درب امامی"، "آیت الله میرزا محمد تقی مدرس" صاحب "الرسائل التقویه"، "میرزا هاشم چهارسوقی اصفهانی" صاحب "مبانی الاصول و اصول آل الرسول"، "آیت الله سید محمد باقر موسوی خوانساری" صاحب "روضات الجنات"، "علامه آخوند ملا محمد كاشانی" و "علامه آخوند ملا محمد باقر فشاركی صاحب "عنوان الكلام"آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی پس از نگارش رساله ‌هایی در مسائل فقهی در 24 سالگی به اخذ اجازات متعدد اجتهادی نائل آمد. از جمله افرادی که او از آنها اجازه دریافت کرد، "آیت‌ الله درچه ‌ای"، "آیت‌ الله حاج آقا نورالله اصفهانی" و "آیت‌ الله سید محمدباقر موسوی خوانساری" بودند. 

محمد جواد صافی گلپایگانی از آغاز نوجوانی به تحصیل علوم دینی روی آورد و مقدمات و سطوح را نزد پدرش و دیگر اساتید گلپایگان فرا گرفت و سپس در سال 1305 هجری قمری به اصفهان رفت و در مدرسه "نیم آورد" ساکن شد.او در حوزه علمیه اصفهان از محضر استادانی بهره برد که اسامی آنها به این شرح می باشد: "آیت الله العظمی بروجردی"، "آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی"، "علامه حاج رحیم ارباب"، "آیت الله سید حسن چهارسوقی"، "آیت الله علامه سید محمد باقر درچه ای" صاحب حاشیه بر مكاسب و رسائل، "حكیم میرزا جهانگیرخان قشقایی"، "آیت الله حاج نور الله اصفهانی" صاحب كتاب "مقیم و مسافر"، "آیت الله علامه نجفی اصفهانی" صاحب "تاویل الایات الباهره و بحر المعارف"، "علامه شیخ محمد علی ثقه الاسلام" صاحب كتاب "لسان الصدق و معاصی كبیره"، "میرزا محمد علی تویسركانی اصفهانی"، "علامه میرزا محمد علی درب امامی"، "آیت الله میرزا محمد تقی مدرس" صاحب "الرسائل التقویه"، "میرزا هاشم چهارسوقی اصفهانی" صاحب "مبانی الاصول و اصول آل الرسول"، "آیت الله سید محمد باقر موسوی خوانساری" صاحب "روضات الجنات"، "علامه آخوند ملا محمد كاشانی" و "علامه آخوند ملا محمد باقر فشاركی صاحب "عنوان الكلام"آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی پس از نگارش رساله ‌هایی در مسائل فقهی در 24 سالگی به اخذ اجازات متعدد اجتهادی نائل آمد. از جمله افرادی که او از آنها اجازه دریافت کرد، "آیت‌ الله درچه ‌ای"، "آیت‌ الله حاج آقا نورالله اصفهانی" و "آیت‌ الله سید محمدباقر موسوی خوانساری" بودند. 


آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی با دختر "آیت الله آخوند ملا محمد علی گلپایگانی" ازدواج کرد که حاصل این ازدواج فرزندانی چون "آیت الله حاج شیخ علی صافی" نویسنده کتاب "ذخیره العقبی فی شرح العروه الوثقی" و "آیت الله حاج شیخ لطف الله صافی" نویسنده کتاب "منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر" بود. 

آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی با دختر "آیت الله آخوند ملا محمد علی گلپایگانی" ازدواج کرد که حاصل این ازدواج فرزندانی چون "آیت الله حاج شیخ علی صافی" نویسنده کتاب "ذخیره العقبی فی شرح العروه الوثقی" و "آیت الله حاج شیخ لطف الله صافی" نویسنده کتاب "منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر" بود. 


آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی دراصفهان زمانی که در مدرسه "نیم آورد" در شهر اصفهان ساکن بود، فقه و اصول را تدریس می کرد و مجلس درس او زبانزد فضلا و طلاب بود. از شاگردان ایشان می توان از "آیت الله آقا سید جمال الدین گلپایگانی" نام برد. 

آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی دراصفهان زمانی که در مدرسه "نیم آورد" در شهر اصفهان ساکن بود، فقه و اصول را تدریس می کرد و مجلس درس او زبانزد فضلا و طلاب بود. از شاگردان ایشان می توان از "آیت الله آقا سید جمال الدین گلپایگانی" نام برد. 


همراهی با شیخ فضل الله نوری در انقلاب مشروطیتدر حدود سال 1325 هجری قمری آیت الله محمد جواد صافی رهسپار تهران شد و مورد استقبال "شیخ فضل الله نوری"، "سید محمد امام جمعه" و "حاج میرزا ابوالقاسم" صاحب حاشیه بر مكاسب قرار گرفت."شیخ فضل الله نوری" در زمان انقلاب مشروطیت با مشروطه مخالف نبود اما معتقد بود که مشروطیت باید منطبق با شرع باشد. او مشروطه مشروعه را مطرح می کرد و بسیاری از مشروطه خواهان با او به مخالفت پرداختند.آیت الله صافی گلپایگانی نیز در آن ایام با "آیت الله حاج شیخ فضل الله نوری" همصدا شد و در تمام مراحل با ایشان همراهی كرد و حتی در روزهایی که خانه "شیخ فضل الله" به وسیله مشروطه خواهان محاصره شد، دست از یاری او برنداشت و تا واپسین روزهای زندگی "شیخ فضل الله" در كنارش بود.مشروطه خواهان در 11 رجب 1327 هجری قمری خانه "شیخ فضل الله" را محاصره کردند و پس از برگزاری دادگاهی صوری در عمارت "گلستان" در تهران، او را در 13 رجب 1327 هجری قمری در میدان "توپخانه" در تهران به دار آویختند.بعد از شهادت "شیخ فضل الله نوری" شرایط به نفع دشمنان تغییر کرد و مشروطه خواهان مخالف "شیخ فضل الله نوری" مانند "یپرم خان ارمنی"، "سردار اسعد بختیاری" و "محمد ولی خان تنكابنی" بر اوضاع مسلط شدند. در این شرایط آیت الله محمد جواد صافی در سال 1327 هجری قمری از طریق قم و اصفهان به گلپایگان بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماندگار شد. مبارزه با خان زورگوی بختیارآیت الله صافی گلپایگانی با "امیر مفخم بختیاری"، یکی از قدرتمندترین خانهای بختیار به مبارزه پرداخت. "امیر مفخم بختیاری" نفوذ و قدرت زیادی داشت و نفوذش منطقه "گلپایگان"، "خمین"، و "كمره" در شهرستان "خمین" را شامل می شد. او روستاهای متعددی را با زور تصاحب كرد و به گستاخی با مردم و حتی دولتمردان رفتار می کرد. آیت الله صافی با او مخالفت کرد و مانع گسترش نفوذ و ظلم او شد و قلمرو او را تقریبا به "كمره" در شهرستان "خمین" محدود نمود."امیر مفخم" که نتوانست آیت الله گلپایگانی را به سكوت وادار كند به تهدید، اذیت و توهین ایشان پرداخت و شخصی را به نام "شهاب لشكر" همراه با جمعی تفنگدار برای بازداشت ایشان و توهین حضوری فرستاد و نامه دعوتی هم به دستشان داده بود با این متن: «چون حضور شما در "كمره" در بعضی امور ضرورت دارد، تشریف بیاورید و "شهاب لشكر" هم با عده ای ماموریت دارند كه در خدمت شما باشند.»علمای گلپایگان که از این رفتار ناراحت شدند، "شهاب لشكر" را دو سه روزی معطل کردند تا چاره ای بیندیشند و بالاخره تصمیم گرفتند كه دو نفر دیگر از علمای شهر را نیز با آیت الله صافی به "كمره" و ملاقات "امیر مفخم" بفرستند اما "شهاب لشكر" كه از تعلل پیش آمده ناراحت بود، شخصا به منزل آیت الله صافی رفت و پیغام داد که جواب نامه امیر را بدهید. آیت الله صافی برای اینكه به او جواب نفی بدهد با قرآن مجید استخاره كرد كه آیه 31 سوره "فرقان" آمد، "و كذلک جعلنا لكل نبی عدوا من المجرمین و كفی برک هادیا و نصیرا"آیت الله صافی دم در خانه رفت و به "شهاب لشگر" گفت : «چه می خواهی؟» او پاسخ داد : «جواب نامه را.» آیت الله صافی فرمود: «امیر غلط كرد كه نامه نوشت و تو هم غلط كردی كه نامه را آوردی.»به لطف خدا "شهاب لشكر" از همانجا رفت. "امیر مفخم" تا آخر عمر از آیت الله صافی میترسید و حتی در اواخر عمر كه قدرت قبلی را نداشت و فقط یک خان ساده بود به روشهای مختلف سعی کرد تا با آیت الله صافی دیدار كند اما ایشان نپذیرفت. مخالفت با طرح جمهوری رضاشاهی"احمد شاه" آخرین شاه قاجار در 3 آبان ماه 1302 مصادف با سال 1342 هجری قمری با اصرار دولت انگلیس "رضاشاه" را به نخست وزیری منصوب کرد و از كشور خارج شد. "رضاشاه" که در فکر رسیدن به قدرت بود در مدت کوتاهی توانست طرفداران خود را در پستهای دولتی مانند نظمیه و مجلس شورای ملی وارد کند. او در دی ماه 1302 مصادف با سال 1342 هجری قمری طرح جمهوری خواهی را با هدف خلع سلسه قاجار و رسیدن به ریاست جمهوری ایران مطرح کرد که سبب درگیریهای فراوان بین او و مجلس شورای ملی شد و سرانجام رضاشاه در 12 فروردین ماه 1303 مصادف با سال 1342 هجری قمری اعلام کرد که از جمهوری خواهی صرف نظر کرده است.رضا خان از زمانی که برای تسلط به ایران طرح جمهوری خواهی را مطرح کرد و تلاش نمود که رئیس جمهوری ایران شود سعی کرد تا از علمای بزرگ به زور و تهدید امضا بگیرد. از این رو، این كار را در "بروجرد"، "لرستان" و "گلپایگان" به "سپهبد احمد امیر احمدی" كه در آن موقع در "خرم آباد" و به اصطلاح امیر ناحیه غرب بود، سپرد. اما آیت الله صافی با او مخالفت كرد و نه تنها خود از امضا و تایید رئیس جمهوری رضا خان سرباز زد بلكه علمای بزرگ دیگر همچون "آیت الله آقا شیخ محمد سعید" و "حاج میرزا محمد باقر امامی" را نیز به مخالفت برانگیخت كه مخالفت آن دو موجب مشكلاتی برای آنان و هجرت "آقا شیخ محمد سعید" به اصفهان شد. بیان دسیسه های بیگانگانآیت الله صافی گلپایگانی با توجه به اطلاعات تاریخی وسیعی كه از اوضاع سیاسی جوامع اسلامی داشت همواره مردم را از دسیسه های بیگانگان و تفرقه افكنیهای آنان در بین مسلمانان و الگوسازیهایشان در ایران به نام "رضاشاه" بر حذر می داشت و متذکر می شد که مبادا گول متجدد نماها و اروپا رفته های غربزده را بخورند.او در ضمن اشعاری نیز از این اوضاع بویژه از دولت انگلیس شكایت كرده است.انگلیسی در جهان افكنده دام مكر و فنای خدایا مسلمین را سید و سالار كوبحر پر موج و بلا در اوج و كشتی در خطرنوح كشتیبان در این دریای محنت بار كوصفحه روی زمین بگرفت دجال فتنمهدی صاحب زمان و تیغ آتشبار كو مخالفت با قانون کشف حجابآیت الله صافی گلپایگانی با قانون کشف حجاب و برچیده شدن سنت های اسلامی در کشور مخالفت کرد و با وجود اقدامات ایشان بود که کشف حجاب در گلپایگان پیشرفت نکرد. او حتی در این مورد در شعری این چنین سروده است:روزی آید زین شب مظلم كه هر یک بی عفافبهره ور از وصل خود رندان ابتر كرده نداین جوانان وطن در معنی حب الوطناشتباهی بوالعجب در خود مخمر كرده اندوضع دوران اروپایی كنون سر مشق ماستگر چه ما را در حقیقت خوار و مضطر كرده اند  

همراهی با شیخ فضل الله نوری در انقلاب مشروطیتدر حدود سال 1325 هجری قمری آیت الله محمد جواد صافی رهسپار تهران شد و مورد استقبال "شیخ فضل الله نوری"، "سید محمد امام جمعه" و "حاج میرزا ابوالقاسم" صاحب حاشیه بر مكاسب قرار گرفت."شیخ فضل الله نوری" در زمان انقلاب مشروطیت با مشروطه مخالف نبود اما معتقد بود که مشروطیت باید منطبق با شرع باشد. او مشروطه مشروعه را مطرح می کرد و بسیاری از مشروطه خواهان با او به مخالفت پرداختند.آیت الله صافی گلپایگانی نیز در آن ایام با "آیت الله حاج شیخ فضل الله نوری" همصدا شد و در تمام مراحل با ایشان همراهی كرد و حتی در روزهایی که خانه "شیخ فضل الله" به وسیله مشروطه خواهان محاصره شد، دست از یاری او برنداشت و تا واپسین روزهای زندگی "شیخ فضل الله" در كنارش بود.مشروطه خواهان در 11 رجب 1327 هجری قمری خانه "شیخ فضل الله" را محاصره کردند و پس از برگزاری دادگاهی صوری در عمارت "گلستان" در تهران، او را در 13 رجب 1327 هجری قمری در میدان "توپخانه" در تهران به دار آویختند.بعد از شهادت "شیخ فضل الله نوری" شرایط به نفع دشمنان تغییر کرد و مشروطه خواهان مخالف "شیخ فضل الله نوری" مانند "یپرم خان ارمنی"، "سردار اسعد بختیاری" و "محمد ولی خان تنكابنی" بر اوضاع مسلط شدند. در این شرایط آیت الله محمد جواد صافی در سال 1327 هجری قمری از طریق قم و اصفهان به گلپایگان بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماندگار شد. مبارزه با خان زورگوی بختیارآیت الله صافی گلپایگانی با "امیر مفخم بختیاری"، یکی از قدرتمندترین خانهای بختیار به مبارزه پرداخت. "امیر مفخم بختیاری" نفوذ و قدرت زیادی داشت و نفوذش منطقه "گلپایگان"، "خمین"، و "كمره" در شهرستان "خمین" را شامل می شد. او روستاهای متعددی را با زور تصاحب كرد و به گستاخی با مردم و حتی دولتمردان رفتار می کرد. آیت الله صافی با او مخالفت کرد و مانع گسترش نفوذ و ظلم او شد و قلمرو او را تقریبا به "كمره" در شهرستان "خمین" محدود نمود."امیر مفخم" که نتوانست آیت الله گلپایگانی را به سكوت وادار كند به تهدید، اذیت و توهین ایشان پرداخت و شخصی را به نام "شهاب لشكر" همراه با جمعی تفنگدار برای بازداشت ایشان و توهین حضوری فرستاد و نامه دعوتی هم به دستشان داده بود با این متن: «چون حضور شما در "كمره" در بعضی امور ضرورت دارد، تشریف بیاورید و "شهاب لشكر" هم با عده ای ماموریت دارند كه در خدمت شما باشند.»علمای گلپایگان که از این رفتار ناراحت شدند، "شهاب لشكر" را دو سه روزی معطل کردند تا چاره ای بیندیشند و بالاخره تصمیم گرفتند كه دو نفر دیگر از علمای شهر را نیز با آیت الله صافی به "كمره" و ملاقات "امیر مفخم" بفرستند اما "شهاب لشكر" كه از تعلل پیش آمده ناراحت بود، شخصا به منزل آیت الله صافی رفت و پیغام داد که جواب نامه امیر را بدهید. آیت الله صافی برای اینكه به او جواب نفی بدهد با قرآن مجید استخاره كرد كه آیه 31 سوره "فرقان" آمد، "و كذلک جعلنا لكل نبی عدوا من المجرمین و كفی برک هادیا و نصیرا"آیت الله صافی دم در خانه رفت و به "شهاب لشگر" گفت : «چه می خواهی؟» او پاسخ داد : «جواب نامه را.» آیت الله صافی فرمود: «امیر غلط كرد كه نامه نوشت و تو هم غلط كردی كه نامه را آوردی.»به لطف خدا "شهاب لشكر" از همانجا رفت. "امیر مفخم" تا آخر عمر از آیت الله صافی میترسید و حتی در اواخر عمر كه قدرت قبلی را نداشت و فقط یک خان ساده بود به روشهای مختلف سعی کرد تا با آیت الله صافی دیدار كند اما ایشان نپذیرفت. مخالفت با طرح جمهوری رضاشاهی"احمد شاه" آخرین شاه قاجار در 3 آبان ماه 1302 مصادف با سال 1342 هجری قمری با اصرار دولت انگلیس "رضاشاه" را به نخست وزیری منصوب کرد و از كشور خارج شد. "رضاشاه" که در فکر رسیدن به قدرت بود در مدت کوتاهی توانست طرفداران خود را در پستهای دولتی مانند نظمیه و مجلس شورای ملی وارد کند. او در دی ماه 1302 مصادف با سال 1342 هجری قمری طرح جمهوری خواهی را با هدف خلع سلسه قاجار و رسیدن به ریاست جمهوری ایران مطرح کرد که سبب درگیریهای فراوان بین او و مجلس شورای ملی شد و سرانجام رضاشاه در 12 فروردین ماه 1303 مصادف با سال 1342 هجری قمری اعلام کرد که از جمهوری خواهی صرف نظر کرده است.رضا خان از زمانی که برای تسلط به ایران طرح جمهوری خواهی را مطرح کرد و تلاش نمود که رئیس جمهوری ایران شود سعی کرد تا از علمای بزرگ به زور و تهدید امضا بگیرد. از این رو، این كار را در "بروجرد"، "لرستان" و "گلپایگان" به "سپهبد احمد امیر احمدی" كه در آن موقع در "خرم آباد" و به اصطلاح امیر ناحیه غرب بود، سپرد. اما آیت الله صافی با او مخالفت كرد و نه تنها خود از امضا و تایید رئیس جمهوری رضا خان سرباز زد بلكه علمای بزرگ دیگر همچون "آیت الله آقا شیخ محمد سعید" و "حاج میرزا محمد باقر امامی" را نیز به مخالفت برانگیخت كه مخالفت آن دو موجب مشكلاتی برای آنان و هجرت "آقا شیخ محمد سعید" به اصفهان شد. بیان دسیسه های بیگانگانآیت الله صافی گلپایگانی با توجه به اطلاعات تاریخی وسیعی كه از اوضاع سیاسی جوامع اسلامی داشت همواره مردم را از دسیسه های بیگانگان و تفرقه افكنیهای آنان در بین مسلمانان و الگوسازیهایشان در ایران به نام "رضاشاه" بر حذر می داشت و متذکر می شد که مبادا گول متجدد نماها و اروپا رفته های غربزده را بخورند.او در ضمن اشعاری نیز از این اوضاع بویژه از دولت انگلیس شكایت كرده است.انگلیسی در جهان افكنده دام مكر و فنای خدایا مسلمین را سید و سالار كوبحر پر موج و بلا در اوج و كشتی در خطرنوح كشتیبان در این دریای محنت بار كوصفحه روی زمین بگرفت دجال فتنمهدی صاحب زمان و تیغ آتشبار كو مخالفت با قانون کشف حجابآیت الله صافی گلپایگانی با قانون کشف حجاب و برچیده شدن سنت های اسلامی در کشور مخالفت کرد و با وجود اقدامات ایشان بود که کشف حجاب در گلپایگان پیشرفت نکرد. او حتی در این مورد در شعری این چنین سروده است:روزی آید زین شب مظلم كه هر یک بی عفافبهره ور از وصل خود رندان ابتر كرده نداین جوانان وطن در معنی حب الوطناشتباهی بوالعجب در خود مخمر كرده اندوضع دوران اروپایی كنون سر مشق ماستگر چه ما را در حقیقت خوار و مضطر كرده اند  


دولت به دلیل حضور "میرزا ابوالفضل گلپایگانی"، مبلغ بزرگ بهائیت و صاحب کتاب "فوائد"، در شهر "گلپایگان" اقدامات فراوانی برای ترویج بهاییت در آن شهر انجام داد. ارسال اشخاص به همراه بودجه های کلان و حتی در معرض خطر قرار دادن شخصیتهای اسلامی از جمله اقدامات دولت بود اما با مبارزاتی که آیت الله صافی گلپایگانی با بهاییت در آن شهر انجام داد، همه این اقدامات بی نتیجه ماند. 

دولت به دلیل حضور "میرزا ابوالفضل گلپایگانی"، مبلغ بزرگ بهائیت و صاحب کتاب "فوائد"، در شهر "گلپایگان" اقدامات فراوانی برای ترویج بهاییت در آن شهر انجام داد. ارسال اشخاص به همراه بودجه های کلان و حتی در معرض خطر قرار دادن شخصیتهای اسلامی از جمله اقدامات دولت بود اما با مبارزاتی که آیت الله صافی گلپایگانی با بهاییت در آن شهر انجام داد، همه این اقدامات بی نتیجه ماند. 


از آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی تالیفات گوناگونی در فقه، اصول، حدیث، اخلاق، تاریخ و ادبیات به جای مانده که شامل:"حاشیه بر رسائل شیخ انصاری""البشاره المیلادیه""التحف الجوادیه فی المناقب المهدویه""كتبا منظوم مراثی پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع)""اشعار شیوا در رد باب و بها""نفایس العرفان""كلمه الحق" که تاریخ منظوم دوران پهلوی است.رساله های متعدد فقهی و اصولی، شامل موضوعات: خیار غبن، اجاره، منجزات مریض، تعارض احكام ظاهریه و واقعیه، تعارض اصولی و قواعد فقهی، تعادل و تراجیح، اجزاء ظن مطلق، شبهه تحریمی، شبهه محصوره و تسامح در ادله سنن."اصول فقه منظوم" که دارای بیش از 2000 شعر عربی است"گنجینه گوهر" که ترجمه هزار سخن از پیامبر كرم(ص) به نظم و نثر فارسی است كه در سال 1326 هجری قمری منتشر شد."گنج عرفان" که ترجمه هزار سخن از امیر مومنان علی(ع) به نظم و نثر فارسی است كه در سال 1327 هجری قمری به چاپ رسید."مصباح الفلاح و مفتاح النجاح" در 2 جلد که این كتاب دو بار و از جمله در سال 1374 هجری قمری به چاپ رسید و یكی از بهترین كتابها در معارف مواعظ، عقاید و اخلاق است. مولف در این كتاب آیات قرآن، روایات صحیح و ادب پارسی را به هم آمیخته و مجموعه ای ساخته كه اهل تفسیر، حدیث، تاریخ و شعر می توانند از آن بهره ور شوند. اگر تنها اشعار منتخب شعرای معروف را در زمینه مباحث فوق، صرف نظر از اشعار مولف و اشعار عربی از دید بگذرانیم، می بینیم كه از لحاظ ادبیات فارسی بسیار گرانبهاست. "آیت الله سید صدر الدین صدر" فرموده بود: «من یک ماه رمضان در مشهد مقدس از روی این كتاب منبر رفتم و مردمان را موعظه كردم. مولف را برمن حقی است كه هرگز فراموشش نمی كنم.»"گنج دانش" که شامل 100 پند به فرزندش می باشد که 2 مرتبه به چاپ رسیده است."صافی نامه و فیض ایزدی" که پاسخ به پرسشهایی در مورد امام زمان(ع) است."دیوان اشعار" در مدایح پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) است. این كتاب در برگیرنده 15000 بیت است كه در فصاحت، بلاغت، لطافت، ظرافت، خیال و معانی بیان ممتاز است. 

از آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی تالیفات گوناگونی در فقه، اصول، حدیث، اخلاق، تاریخ و ادبیات به جای مانده که شامل:"حاشیه بر رسائل شیخ انصاری""البشاره المیلادیه""التحف الجوادیه فی المناقب المهدویه""كتبا منظوم مراثی پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع)""اشعار شیوا در رد باب و بها""نفایس العرفان""كلمه الحق" که تاریخ منظوم دوران پهلوی است.رساله های متعدد فقهی و اصولی، شامل موضوعات: خیار غبن، اجاره، منجزات مریض، تعارض احكام ظاهریه و واقعیه، تعارض اصولی و قواعد فقهی، تعادل و تراجیح، اجزاء ظن مطلق، شبهه تحریمی، شبهه محصوره و تسامح در ادله سنن."اصول فقه منظوم" که دارای بیش از 2000 شعر عربی است"گنجینه گوهر" که ترجمه هزار سخن از پیامبر كرم(ص) به نظم و نثر فارسی است كه در سال 1326 هجری قمری منتشر شد."گنج عرفان" که ترجمه هزار سخن از امیر مومنان علی(ع) به نظم و نثر فارسی است كه در سال 1327 هجری قمری به چاپ رسید."مصباح الفلاح و مفتاح النجاح" در 2 جلد که این كتاب دو بار و از جمله در سال 1374 هجری قمری به چاپ رسید و یكی از بهترین كتابها در معارف مواعظ، عقاید و اخلاق است. مولف در این كتاب آیات قرآن، روایات صحیح و ادب پارسی را به هم آمیخته و مجموعه ای ساخته كه اهل تفسیر، حدیث، تاریخ و شعر می توانند از آن بهره ور شوند. اگر تنها اشعار منتخب شعرای معروف را در زمینه مباحث فوق، صرف نظر از اشعار مولف و اشعار عربی از دید بگذرانیم، می بینیم كه از لحاظ ادبیات فارسی بسیار گرانبهاست. "آیت الله سید صدر الدین صدر" فرموده بود: «من یک ماه رمضان در مشهد مقدس از روی این كتاب منبر رفتم و مردمان را موعظه كردم. مولف را برمن حقی است كه هرگز فراموشش نمی كنم.»"گنج دانش" که شامل 100 پند به فرزندش می باشد که 2 مرتبه به چاپ رسیده است."صافی نامه و فیض ایزدی" که پاسخ به پرسشهایی در مورد امام زمان(ع) است."دیوان اشعار" در مدایح پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) است. این كتاب در برگیرنده 15000 بیت است كه در فصاحت، بلاغت، لطافت، ظرافت، خیال و معانی بیان ممتاز است. 


آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی در 91 سالگی در 25 رجب 1378 هجری قمری مصادف با 15 بهمن ماه 1337 در شب شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) به دیدار حق شتافت. پیكر ایشان بعد از تشییع در گلپایگان به قم منتقل شد و بعد از اقامه نماز میت به امامت "آیت الله العظمی بروجردی" در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه(س) در نزدیكی ضریح مطهر به خاک سپرده شد.از "آیت الله بهجت" نقل است که: «روزی آقای آخوند ملا محمد جواد صافی در مسجد بالاسر به من برخورد كرد و دست مرا گرفت و به سوی نقطه ای برد و فرمود: در آینده مرا در این قطعه زمین فراموش نكنید و این بعدها همان محل قبر او شد.» 

آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی در 91 سالگی در 25 رجب 1378 هجری قمری مصادف با 15 بهمن ماه 1337 در شب شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) به دیدار حق شتافت. پیكر ایشان بعد از تشییع در گلپایگان به قم منتقل شد و بعد از اقامه نماز میت به امامت "آیت الله العظمی بروجردی" در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه(س) در نزدیكی ضریح مطهر به خاک سپرده شد.از "آیت الله بهجت" نقل است که: «روزی آقای آخوند ملا محمد جواد صافی در مسجد بالاسر به من برخورد كرد و دست مرا گرفت و به سوی نقطه ای برد و فرمود: در آینده مرا در این قطعه زمین فراموش نكنید و این بعدها همان محل قبر او شد.» 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۴۳:۰۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۶:۲۶

آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی

خلاصه زندگی نامه

 آیت الله محمد جواد صافی گلپایگانی، از مراجع تقلید قرن چهاردهم که بیش از 60 سال به هدایت و راهنمایی مردم گلپایگان پرداخت و علاوه بر تدریس و تالیف کتاب در مبارزه و بیدارگری مردم علیه رژیم پهلوی و بهاییت بسیار تلاش کرد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع