آیت الله محمد باقر محی الدین انواری معروف به محی الدین انواری در سال 1305 در محله "باغ پنبه" شهر قم در خانواده ای روحانی به دنیا آمد. او تحصیلات دوره دبستان، دبیرستان و مقدمات علوم حوزوی را در شهر همدان فرا گرفت و برای ادامه تحصیلات ابتدا به قم و پس از دو سال به تهران عزیمت کرد؛ او در حوزه علمیه "مروی تهران اقامت کرد و از محضر اساتید و بزرگان متعددی بهره برد و به درجه اجتهاد نایل شد. فعالیتهای اجتماعی و سیاسی وی از سال 1320 با رفت و آمد به منزل "آیت الله کاشانی" شروع و همگام با جریان سیاسی روز آن زمان فعالیتهایش جدی تر شد. با وقایع سالهای ابتدایی دهه 40 در بحبوحه حوادث سیاسی، طرح اصلاحات ارضی و انقلاب شاه و ملت محمدرضا پهلوی، اعتراض و تبعید امام خمینی(ره) و قیام 15 خرداد 1342 اثرگذاری ایشان اهمیت بیشتری پیدا کرد؛ او همچنین متهم به شرکت در طراحی نقشه اعدام انقلابی حسنعلی منصور در شورای روحانیت موتلفه اسلامی شد که به همین دلیل متحمل سالها زندان، شکنجه، تبعید و مراقبتهای ساواک شد؛ در واقع او بیش از یک دهه از عمر خود را در زندان های مختلف رژیم پهلوی از جمله زندان قصر، اوین و برازجان گذراند و پس از آزادی نیز تحت کنترل و مراقبت های ساواک قرار داشت. با این وجود او حتی پس از آزادی نیز دست از مبارزات خود برنداشت و هم پای دیگر یاران امام(ره) تا پیروزی انقلاب اسلامی تلاش کرد. آیت الله انواری پس از عضویت در جامعه روحانیت مبارز تهران در سال های پایانی رژیم پهلوی، به هنگام ورود امام خمینی(ره) در 12 بهمن سال 1357 از جمله هماهنگ کنندگان برنامه استقبال از امام در قالب "کمیته استقبال از امام" بود. آیت الله انواری نماینده امام(ره) در کمیته امور صنفی، امام جماعت مسجد جامع نارمک، سرپرست کاروان‌های حجاج در سال 1358، نماینده مردم "رزن و همدان" در دوره اول مجلس شورای اسلامی، نماینده مردم تهران در دوره دوم مجلس شورای اسلامی، نماینده مجلس خبرگان رهبری در ادوار اول و دوم، سرپرست رسیدگی به امور مساجد و صاحب امتیاز ماهنامه "مسجد" بود. او فعالیت خود را از مسجد "چهل تن" آغاز و در مسجد جامع قلهک به پایان رساند؛ او در 23 مهر 1391 درگذشت.  
پدر آیت الله محی الدین انواری، آیت الله شیخ زین العابدین انواری از شاگردان آیت الله عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم بود. وى در سال 1310 به دستور استادش، براى ارشاد مردم به همدان رفت و در آنجا ماندگار شد؛ مادرشان زهرا علمی انواری فرزند آیت الله محمد علمی انواری از علمای همدان بود. آیت الله محی الدین انواری در سال 1327 با دختر آیت الله شیخ عباس انصاری از علمای تهران و وکیل آیت الله عبدالکریم حائری و آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی ازدواج کرد و ثمره این ازدواج یک پسر و دو دختر است.  
محی الدین انواری 5 ساله بود که به همراه پدر و مادر از قم به همدان رفتند. پدرشان بنا به خواسته آیت الله شیخ عبدالکریم حائری جهت امر تبلیغ و ارشاد مردم به همدان رفتند؛ او از همان دوران خواندن و نوشتن را نزد والدین خود فراگرفت و دو سال در مکتبخانه مشغول تحصیل شد و سپس به مدرسه رفت؛ او فراگیری علوم اسلامی را بطور رسمی از حوزه علمیه "آخوند" در همدان آغاز کرد و در همان حوزه به اجازه آیت الله آخوند ملا علی همدانی مفتخر به لباس روحانیت شد. علاقه او برای تکمیل دانسته های دینی سبب شد که او در سال 1322 به شهر قم مهاجرت و در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل گردد؛ او به مدت 2 سال در حوزه علمیه قم ادامه تحصیل داد و پس از آن به تهران نقل مکان کرد و به حوزه علمیه "مروی" تهران رفت و در محضر آیات عظام: "میرزا محمد باقر آشتیانی، سید عباس فشارکی، عمادالدین غروی رشتی، سید محمد حسین شیرازی، محمد تقی آملی، الهی قمشه ای، رفیعی قزوینی، علامه شعرانی، مرتضی مطهری" تلمذ نمود و به درجه اجتهاد نائل شد.  
آیت الله محی الدین انواری همزمان با تحصیل و فراگیری علوم دینی به تدریس نیز اشتغال داشت و شاگردان فراوانی را تربیت کرد؛ تدریس کتب حاشیه ملاعبدالله در علم منطق، شرح لمعه در فقه، رسائل و مکاسب شیخ انصاری در اصول و فقه از جمله آنها است. آیت الله انواری از دهه 1330 در تهران فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود را آغاز کرد؛ او در بازار تهران، مسجد "چهل تن" اقامه نماز داشت و همزمان با ادامه درس و بحث، تدریس در حوزه علمیه مروی و چند مدرسه دیگر را بر عهده داشت. آیت الله انواری مجالس افشاگرانه ای را در قالب مجالس مذهبی برپا می کرد که این مجالس پس از مدتی مورد استقبال گسترده جوانان قرار گرفت و خدمات ایشان مورد توجه و تشویق "آیت الله العظمی بروجردی" قرار گرفت. نقشی که آیت الله انواری در دهه 30 در ایجاد موج بیداری توده ها و آماده سازی آنها در تهران ایفا کرد، در نسل جوان آن زمان بسیار تأثیرگذار بود.  
آیت الله انواری در "آگاه سازی مردم" از مسائل اجتماعی، سیاسی و مذهبی و متمایز کردن اسلام از اسلام ظاهر فریب غربی که بعدها امام(ره) از آن به اسلام امریکایی تعبیر فرمودند و ترویج اندیشه ناب محمدی(ص) در توده های مردم از یک طرف و از طرف دیگر، "تبیین تلفیق سیاست و دیانت" به عنوان پیکره زنده اسلام و تلاش در پیوند گسسته شده سیاست با مذهب بسیار تلاش کرد؛ چرا که در آن زمان هر روحانی که وارد فعالیت سیاسی می شد، او را تخریب می کردند؛ در واقع تلاش رژیم شاه بود تا بین سیاسیون دینی و روحانیت فاصله بیندازد و تفکر جدایی دین از سیاست را القا کند. آیت الله انواری در دهه 30 به دنبال مفهوم و عمق بخشیدن به آگاه سازی مردم و تبیین تلفیق سیاست و دیانت بود و در جلسات و سخنرانی های پرشوری که در تهران داشت که با حضور جوانان برگزار می شد، به گونه حساب شده ای برای تبیین چهره روحانیت سیاسی و اذهان عمومی زمینه سازی می کرد. ارتباط نزدیک با شهید نواب صفوی در این دوران فداییان اسلام و شهید نواب صفوی ارتباط نزدیکی با آیت الله انواری داشتند ولی شیوه مبارزه این دو با هم متفاوت بود. فداییان اسلام بستر مبارزات مسلحانه را می پسندیدند اما آیت الله انواری در آن مقطع سرمایه گذاری فرهنگی و فکری و کادر سازی و آگاهی توده ها را در دستور کار خود قرار داده بود. شهید نواب در برخی از مواقع در مسائل اجتماعی، سیاسی و مشکلات مختلفی که پیش می آمد به آیت الله انواری مراجعه و از ایشان مشاوره می گرفت. شناساندن شخصیت امام(ره) و ترویج نظرات ایشان در دهه 40 پس از رحلت "آیت الله بروجردی"، در قم خواص و گروه قلیلی از مردم با تفکرات و شخصیت امام(ره) آشنا بودند اما در تهران مردم هنوز شخصیت امام(ره) را نمی شناختند؛ در این دوره عمده فعالیت آیت الله انواری در شناساندن شخصیت امام(ره) و ترویج نظرات ایشان در بین مردم تهران بود. آیت الله انواری به دلیل نفوذشان در تشکلها و صنوف مذهبی تهران با برنامه ریزی همه جانبه و حساب شده گروه ها را خدمت امام(ره) می برد و با دیدگاه های امام آشنا می کرد. مقابله با تولیدات فرهنگی ضد اسلامی رژیم شاه آیت الله انواری از سال 1322 با اندیشه و افکار امام(ره) آشنا شد و دیدارهای خصوصی زیادی با امام(ره) داشت؛ او یکی از یاران امام خمینی(ره) و از استوانه هایی بود که نهضت امام(ره) را ترویج و همراهی کرد. در آن دوره یکی از فعالیتهای عمده، تشکیل گروه های کارشناسی مختلفی از یاران اسلام شناس امام(ره) در تهران بود که تولیدات فرهنگی نظام شاه را رصد کرده و سموم و آفتهایی که در مجلات و روزنامه ها مطرح می شد را بررسی، تبیین و مقابله و افشا کنند. این گروه ها با مشارکت آیت الله انواری و شهید مطهری به طور کاملا سازماندهی شده و منسجم فعالیت می کرد که می توان گفت اولین پایه های حرکت منسجم روحانیت در این مقطع بنیانگذاری شد.  
پس از شناساندن امام(ره) و نظرات ایشان، هیأت های مذهبی به صورت مستقیم با حضرت امام(ره) ارتباط برقرار کردند؛ به تدریج فکر تشکیل و انسجام بین همه گروه های مذهبی پیدا شد و همه به این نتیجه رسیدند که به تنهایی نمی شود کار کرد؛ حضرت امام(ره) در سال 1342 آنها را جمع و به یکدیگر معرفی و آشنا نمود و تأکید فرمود که آنها مورد اعتماد ایشان هستند؛ به دنبال آن و توصیه های حضرت امام(ره) هیأت های مؤتلفه اسلامی که اساس فکریشان ولایی بود پایه گذاری شد. حضرت امام(ره) برای ارتباط مستمر این تشکل جدید و نظارت بر جریان فکری آن تعدادی از روحانیون آگاه را انتخاب کردند و به این هیأت ها معرفی نمودند که شخصیت هایی چون "شهید بهشتی، شهید مطهری، مولایی و آیت الله انواری" اعضای شورای روحانیت جمعیت مؤتلفه اسلامی بودند. به جهت مشروعیت بخشی به تصمیماتی که در هیأت های مؤتلفه اتخاذ می شد و همچنین به دلیل اینکه این تصمیمات از محدوده موازین الهی خارج نشود، راهبردها و برنامه ها در این شورای روحانیت مطرح می شد و این گروه از روحانیون هم با حضرت امام(ره) ارتباط مستمر داشتند؛ آیت الله انواری همچنین در تشکیل شاخه نظامی مؤتلفه نقش مؤثری ایفا نمود.  
در دهه 40 پس از رحلت آیت الله بروجردی و ایجاد شرایطی که فقدان مرجعیت فراگیر احساس می شد، شاه به تصور اینکه سازمان روحانیت متزلزل شده فشار خود را افزایش داده و در فکر وارد کردن ضربات زیادی به روحانیت بود و تلاش گسترده ای را برای تضعیف روحانیت آغاز نمود؛ در تیر ماه  با روی کار آمدن اسدالله علم به عنوان نخست وزیر، موضوع انجمن های ایالتی و ولایتی مطرح و در مهر ماه دولت علم لایحه ای تحت این عنوان را در هیأت دولت به تصویب رساند که به موجب این لایحه مقید بودن به اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف شده بود که این مسئله آغاز حرکت سیاسی روحانیت به رهبری حضرت امام(ره) شد؛ آیت الله انواری در آن زمان امامت جماعت مسجد "چهل ‌تن" در بازار تهران را عهده‌دار بود و با سخنرانی در هیئت های مذهبی به روشنگری و تبیین مسائل مختلف سیاسی پرداخت و در شناساندن شخصیت حضرت امام خمینی(ره) و ترویج نظریات ایشان بین مردم تهران فعالیت چشمگیری داشتند. پس از آن در نیمه شب 15 خرداد 1342 حضرت امام(ره) دستگیر شدند و بسیاری از علمای طراز اول حوزه‌های علمیه قم، مشهد و سایر شهرستانها در اعتراض به اقدامات رژیم به تهران مهاجرت کرده رسماً خواستار آزادی بی‌قید و شرط امام شدند. آیت ‌الله انواری از جمله علمایی بود که در تهران سکونت داشت وی دوشادوش علمای مهاجر در فعالیتهای مختلف آنان نظیر انتشار اعلامیه و... شرکت می‌کرد. شرایط اقتصادی و سیاسی کشور در رژیم شاه روز به روز از آشفتگی بیشتری برخوردار می شد؛ شاه برای سرپوش گذاشتن روی خیانتها و جنایات خود مسئله انقلاب سفید امریکایی را عنوان کرد. در همان زمان حضرت امام(ره) اعلام فرمودند که این کسانی که منبع فساد و تباهی در کشور هستد نمی توانند در رأس امور قرار گیرند؛ در آن مقطع نیز آیت الله انواری حامل نامه امام(ره) به "محسن حکیم" در نجف در خصوص طرح انقلاب سفید و توطئه‌های پی‌درپی رژیم شاه بود. در چنین شرایطی روحانیت مبارز با هدایت امام(ره) به شدت فعال شد و با بسیج مردم مسلمان، مبارزه بی امان خود را گسترش دادند. شاه نیز در این شرایط به طرفداری از اصلاحات ارضی راهی قم شد و عمال او به طلاب و مدرسین و علما که به مناسبت شهادت امام صادق(ع) در مدرسه فیضیه عزاداری می کردند، حمله کرده و تعداد زیادی را به شهادت رساندند؛ این ایام (سال 1342) مصادف با ایام حج بود که حضرت امام(ره) دستور دادند تا از مراسم حج استفاده شود و صدای ملت مسلمان ایران به شرکت کنندگان در حج رسانده شود؛ آیت الله انواری به فرمان امام(ره) با همکاری تعدادی از برادران به حج مشرف شدند و اعلامیه هایی که در رابطه با نظام شاه و ضدیت او با اسلام بود را به زبان عربی و فارسی چاپ کردند؛ با توجه به فضای امنیتی عربستان و خطرات احتمالی در مدینه و سپس در مکه و عرفات و منا با همت برادران مسلمان ایرانی اعلامیه ها را پخش کردند.  
مسئله دیگر موضوع کاپیتولاسیون و اعطای حق کنسولی و مصونیت قضایی به مستشاران نظامی در ایران بود که لایحه ننگین آن در 21 مرداد 1343 توسط حسنعلی منصور که پس از علم به نخست وزیری منصوب شده بود به تصویب رسید، به موجب این قانون دادگاه های ایران حق نداشتند که به جرایم و تخلفات مستشاران و نظامیان امریکایی در ایران رسیدگی کنند. امام(ره) درحالیکه رژیم می کوشید تا با برگزاری جشن 4 آبان ماه این فاجعه بزرگ را به فراموشی بسپارد، نطق تاریخی و سرنوشت ساز خود را در همین روز در مدرسه فیضیه ایراد کردند. در کشور خفقان شدیدی حاکم بود و رژیم شاه تلاش می کرد با هر شیوه ممکن اعم از حذف و تطمیع و تهدید و ... جریان روحانیت را بشکند و ضربات سهمگین به حرکت امام(ره) وارد کنند لذا در مراوداتی که بین هسته مرکزی روحانیت و هیأت های مؤتلفه اسلامی وجود داشت برای شکستن فضای رعب و خفقان، اعدام انقلابی نخست وزیر وقت که اهداف بیگانگان را دنبال می کرد در دستور کار قرار گرفت. آیت الله انواری از همان ابتدا در متن جریان قرار داشت؛ او ملاقاتهای زیادی را با حضرت امام(ره) و آیت الله میلانی در مشهد داشت که در نهایت پس از اعدام انقلابی حسنعلی منصور به همراه تعدادی از اعضای مرکزیت مؤتلفه، دستگیر و به اعدام محکوم شدند که این حکم با فشا مراجع وقت به 15 سال حبس کاهش یافت که پس از تحمل متجاوز از 13 سال اسارت و تبعید در زندان های مختلف با اوج گرفتن مبارزات در اواخر سال 1355 از زندان آزاد شد و به جمع یاران امام(ره) پیوست.  
آیت الله انواری در زندان نیز با تشکیل جلسات مختلف و کلاس درس به وظیفه و تکالیف خود مبنی بر روشنگری و نشر معارف دینی با یک برنامه منظم و روحیه ای با نشاط، دوران اسارت خود را سپری کرد. ساواک در گزارشات خود وی را یکی از محرکین اصلی زندانیان سیاسی در زندان قلمداد می کرد. آیت الله انواری از اولین کسانی بود که در زندان به ماهیت منافقانه اعضا سازمان مجاهدین خلق (منافقین) پی برد و پس از اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی از سوی آنها به مخالفت با آنها پرداخت. 
آیت الله انواری پس از رهایی از زندان طولانی با اعتقاد به تقویت اصل ولایت فقیه به عنوان ستون انقلاب و استفاده از عقل جمعی و مشورت به عنوان موتور محرکه روحانیت مبارز، فعالیت خود را آغاز و از ارتباطات نزدیک با مقام معظم رهبری و روحانیت کشور بهره مند بود. نهضت روحانیت به رهبری امام(ره) از سال 1356 به بعد رشد سریع پیدا نمود و در همین دوران بود که بدنه روحانیت قوی تر شده و تعداد زیادی از روحانیون به جریان نهضت اسلامی پیوستند؛ آیت الله انواری به عنوان عضو روحانیت مبارز در شکل گیری جریانات سال های 1356 و 1357 سهیم بود؛ او بارها از طرف رژیم شاه و به شیوه های گوناگون مورد تهدید و تطمیع قرار گرفت و در مقابل پاسخ منفی او رژیم بر تهدیدات خود می افزود. او در ارتباط با مسائل انقلابی به فرانسه، پاکستان و حجاز سفر کرد که در سفر به فرانسه خدمت امام(ره) رسید و از هدایت ایشان جهت تدارک پیروزی انقلاب بهره مند شد و در مراسم استقبال از حضرت امام(ره) از برنامه ریزان اصلی مراسم بود.  
آیت الله انواری در اسفند ماه 1357 جهت تنظیم امور اصناف از طرف امام(ره) در کمیته امور صنفی مسئولیت یافت و تا سال 1358 در این سمت انجام وظیفه کرد. او در 23 اسفند ماه 1357 از سوی امام(ره) به امامت جماعت "مسجد جامع نارمک" منصوب شد و در سال 1358 به عنوان نماینده امام(ره) و سرپرست حجاج ایرانی در مراسم حج حضور یافت. نمایندگی امام در ژاندارمری کل کشور طی حکمی در سال 1359 به آیت الله محی الدین انواری داده شد. او در شوراى مرکزى جامعه روحانیت مبارز تهران عضویت داشت و در انتخابات اولین و دومین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از مردم شهرستان "رزن و همدان" انتخاب شد و در کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس نقش بسزایی ایفا نمود و در انتخابات دوره دوم مجلس شوراى اسلامى نیز از سوى مردم "تهران" به نمایندگى این مجلس برگزیده شد. آیت الله انواری در دوره اول و دوم مجلس خبرگان حضوری فعال داشت و با تأسیس مرکز رسیدگی به امور مساجد ریاست این مرکز بنا به دستور مقام رهبری به عهده او گذارده شد. او در اولین دوره مجلس خبرگان رهبرى، از سوى مردم استان همدان به نمایندگى این مجلس برگزیده شد و در دوره دوم نیز از استان تهران به این مجلس راه یافت. او به نمایندگى از سوى مقام معظم رهبری در خدمت ائمه محترم جماعات استان تهران در مرکز رسیدگى به امور مساجد انجام وظیفه کرد.  
آیت الله محمد باقر محی الدین انواری، روز شنبه 23 مهرماه 1391 در سن 86 سالگی دار فانی را وداع گفت. پیکر وی در صحن آیت‌الله کاشانی حرم حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد. 
کتاب "آیت الله محی الدین انواری به روایت اسناد" که در بهمن ماه 1386 به چاپ رسید، در چهار فصل به بررسی زندگی اجتماعی و سیاسی آیت الله انواری در دهه های 40 و 50 می پردازد؛ فصل اول به زندگی نامه و تحصیلات محی الدین انواری در قم و تهران، فصل دوم مبارزات سیاسی آیت الله انواری و آشنایی ایشان با نهضت امام خمینی(ره) را بیان نموده و فعالیتهای ایشان را در حوادث مهمی چون قیام 15 خرداد 1342 و عضویت در شورای روحانیت هیئت های موتلفه اسلامی و طرح اعدام انقلابی حسنعلی منصور را مطرح می نماید، فصل سوم به دوران دستگیری و زندانی شدن آیت الله انواری در زندان قصر و اوین و تلاش علما و مراجع برای آزادی ایشان می پردازد و در فصل آخر موضوع آزادی ایشان در سال 1355 از زندان و ادامه فعالیتهای سیاسی وی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی را مطرح می نماید. ادامه فصل به فعالیتهای آیت الله انواری پس از پیروزی انقلاب اسلامی اختصاص دارد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۰:۳۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۰:۳۴

آیت الله محمد باقر محی الدین انواری

خلاصه زندگی نامه

 محمد باقر محی الدین انواری، از روحانیون مبارزه با رژیم ستمشاهی که عضویت در شورای روحانیت جمعیت مؤتلفه اسلامی، عضویت در جامعه روحانیت مبارز، نمایندگی در دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی، نمایندگی در دوره اول و دوم مجلس خبرگان رهبری و ریاست مرکز رسیدگی به امور مساجد را در سوابق خود داشت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع