آيت‏اللّه محمد امامى كاشانى در دهم مهر 1310 در خانواده مذهبی و شهر مذهبى كاشان در محله‌ی‌ کلهر ديده به جهان گشود. پدر او شيخ ابوتراب از علماى كاشان بود.وى در دوران نوجوانى و در سن سيزده سالگی براى تحصيل علوم دينى وارد حوزه علميه كاشان به رياست مرحوم آيت‏الله آقای حاج شيخ جعفر صبوری شدند. سپس براى ادامه تحصيل به تهران رفتند و پس از اقامتی كوتاه در تهران در سن هجده سالگی به شهر مقدس قم رهسپار گرديد.  
آیت‌الله امامی‌ کاشانی‌ تحصیلات‌ ابتدایی‌ خود را در یکی‌ از دبستان‌های‌ کاشان‌ به‌ مدیریت‌ سیدمحمد تسلیمی‌، گذراند و سپس‌ برای‌ تحصیل‌ علوم‌ دینی‌، وارد حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ کاشان‌ شد. وی‌ در کاشان‌ از محضر آیت‌الله محمد سلیمانی‌ کسب‌ فیض‌ کرد و سپس‌ در نزد عموی‌ خود «شرح‌ امثله‌» را فراگرفت‌ و در محضر شیخ‌ جعفر صبوری‌ درس‌ نحو و منطق‌ را آموخت‌. یک‌ سال‌ هم‌ در حرم‌ مطهر حبیب‌ بن‌ موسی‌ (ع‌) در حوزه‌ای‌ زیر نظر آیت‌الله میرعلی‌ یثربی‌، که‌ از مراجع‌ تقلید آن‌ زمان‌ بود، «معالم‌ و معانی‌» را فراگرفت‌ و سپس‌ «جامع‌المقدمات‌»، «سیوطی‌»، «شرح‌ نظام‌»، «حاشیه‌ی‌ ملاعبدالله»، و «شمسیه‌» را در حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ کاشان‌ گذراند. تهران او برای‌ ادامه‌ی‌ تحصیل‌ به‌ تهران‌ رفت‌ و وارد مدرسه‌ی‌ سپهسالار (مدرسه‌ی‌ عالی‌ شهید مطهری‌ فعلی‌) شد. هنوز کتاب‌ «مطول‌» را به‌ پایان‌ نرسانده‌ بود، که‌ به‌ کلاس‌ درس‌ شیخ‌ محمد علی‌ لواسانی‌ رفت‌، ولی‌ به‌ علت‌ نارضایتی‌ از اوضاع‌ تهران‌ و به‌ اصرار پدرش‌ به‌ کاشان‌ بازگشت‌ و آنجا با راهنمایی‌ شخصی‌ به‌ نام‌ سید محمود اعتمادی‌ عازم‌ قم‌ شد و به‌ حضور آیت‌الله العظمی‌ حسین‌ بروجردی‌ رسید.  قم وی از سال 1328 شمسی تا سال 1340 در قم اقامت نمود. در قم‌ با خواندن‌ اشعار «الفیه‌بن‌مالک‌» از حفظ‌، با موافقت‌ آیت‌الله بروجردی‌ در مدرسه‌ی‌ فیضیه‌ی‌ قم‌ مشغول‌ تحصیل‌ شد و سپس‌ وارد مدرسه‌ی‌ آیت‌الله حجت‌ شد. او در این‌ مدرسه‌ با افرادی‌ همچون‌ حجج‌الاسلام‌ راستی‌ کاشانی‌ و حلیمی‌ هم‌حجره‌ بود. ادامه‌ی‌ «مطول‌» را نزد آیت‌الله موسی‌ صدر فراگرفت‌ و «شرح‌ لمعه‌» و قسمتی‌ از کتاب‌ «اصول‌ فقه‌» را در محضر آیت‌الله صدوقی‌ آموخت‌. «اخلاق» را از حاج‌ شیخ‌ عباس‌ قمی‌ و شیخ‌ جواد خندق‌آبادی‌ فراگرفت‌. پس‌ از آن‌ «بیع‌ مکاسب‌» را نزد آیت‌الله شهاب‌الدین‌ مرعشی‌ نجفی‌، «خیارات‌ مکاسب‌» و دو جلد از «کفایة‌الاصول‌» را نزد آیت‌الله مجاهدی‌، قسمتی‌ از «رسائل‌» را در محضر آیت‌الله حسینعلی‌ منتظری‌ و بخش‌هایی‌ از «کفایة‌ الاصول‌» را نزد آیت‌الله علی‌ مشکینی‌ آموخت‌.  سپس‌ در ۲۳ سالگی‌ آموختن‌ درس‌ خارج‌ فقه‌ را نزد امام‌ خمینی‌ آغاز کرد و بخشی‌ از اصول‌ را نزد محقق‌ داماد فراگرفت‌. وی‌ از محضر حضرت‌ امام‌ علاوه‌ بر درس‌ فقه‌، از جهات‌ اخلاقی‌ و عرفانی‌ نیز استفاده‌ می‌کرد. همچنین‌ فلسفه‌ و حکمت‌ را نزد علامه‌ طباطبایی‌ فراگرفت‌. سپس‌ در قزوین‌ درس‌ اسفار را به‌ اتفاق سید جلال‌ آشتیانی‌، مهدوی‌ کنی‌ و باقری‌ در محضر آیت‌الله ابوالحسن‌ رفیعی‌ آموخت‌.  وی‌ در همان‌ سن‌ در دبیرستان‌ علوی‌ تهران‌، درس‌ شیمی‌ و فیزیولوژی‌ جانوری‌ را نزد استاد روزبه‌ و درس‌ فیزیک‌ را نزد استاد شهرتاش‌ و قسمتی‌ از ریاضی‌ را نزد استاد خوشنویسان‌ فراگرفت‌.  آیت‌الله امامی‌ کاشانی‌ در مدارس‌ عبدالعظیم‌، مروی‌، مدرسه‌ی‌ جنب‌ مسجد آذربایجانی‌ها در بازار تهران‌ و مسجد ابوالفتح‌خان‌ در میدان‌ خراسان‌، دروس‌ شرح‌ لمعه‌، رسائل‌، مکاسب‌، کفایة‌ و منظومه‌ را تدریس‌ می‌کرد.  
آیت‌الله امامی‌ کاشانی‌ از سال‌ 1340 فعالیت‌های‌ سیاسی‌ خود را علیه‌ رژیم‌ با سخنرانی‌های‌ خود در جلسات‌ هفتگی‌ و مساجد تهران‌ آغاز کرد. هم‌زمان‌ با سخنرانی‌های‌ امام‌ خمینی‌ در قم‌ و صدور اعلامیه‌های‌ ایشان‌، وی‌ نیز سخنرانی‌های‌ خود را حول‌ سخنان‌ و بیانیه‌های‌ امام‌ آغاز کرد، که‌ برای‌ رژیم‌ مزاحمت‌هایی‌ را دربرداشت‌.    زمينه‏سازى قیام 15 خرداد اوج‌ این‌ سخنرانی‌ها در پانزده خرداد بود. ايشان در سخنرانی‏هایشان مسئله‏ى شهادت را مطرح كردند و فرمودند: «كسانى كه با شاه مى‏جنگند و كشته مى‏شوند، شهيد هستند.» وقتى آيت‏اللّه امامی‏كاشانى به پدرها و مادرهاى كشته‏شدگان تسليت مى‏گفتند، لفظ شهادت را به كار مى‏بستند و مى‏گفتند: «با كفر و با كسانى كه دستشان را به خون مردم آلوده و به آنها خيانت كرده‏اند، بايد جهاد كرد و تا پاى جان مبارزه كرد.»   سال‏های 48 تا 50 وی پس از قیام‌ پانزده‌ خرداد، دستگیر و زندانی‌ شد؛ زیرا او را یکی‌ از مسببین‌ این‌ جنبش‌ مردمی‌ می‌دانستند. در زندان‌ به‌ او گفتند که‌ شما دین‌ را در سیاست‌ دخالت‌ داده‌اید و اسلام‌ را که‌ دین‌ سنتی‌ است‌، به‌ صورت‌ یک‌ ایده‌ و طرز تفکر معرفی‌ می‌کنید. رژیم‌ چون‌ هیچ‌گونه‌ مدرکی‌ علیه‌ او نداشت‌، بعد از چند روز او را آزاد کرد. آیت‌الله در جلسات‌ مخفی‌ حضور پیدا می‌کردند و گاهی‌ اوقات‌ هم‌ توسط‌ مأمورین‌ ساواک‌ دستگیر می‌شدند. وی ‌ در منزل‌ حسین‌ کاشانی‌ حضور یافته و راجع‌ به‌ اعزام‌ طلاب‌ علوم‌ دینی‌ به‌ شهرستان‌ها و روستاها برای‌ سازمان‌ دادن‌ به‌ فعالیت‌های‌ سیاسی‌ مردم‌ تصمیماتی‌ اتخاذ کردند. همچنین‌ در منزل‌ محمدعلی‌ موحدی‌ کرمانی‌، در‌ جلسه‌ای‌ از ماهیت‌ ضد دینی‌ دو فیلم‌ ساخته‌ شده‌ در آن‌ زمان‌ به‌ نام‌های‌ «گاو» و «دختر جنگل‌» انتقاد کردند. در سال‌ 1349  به‌ مناسبت‌ درگذشت‌ آیت‌الله محسن‌ حکیم‌، تلگراف‌ تسلیتی‌ به‌ امام‌ خمینی‌ در نجف‌ صادر کردند. وی‌ سخنرانی‌های‌ متعددی‌ در مساجد تهران‌ از جمله‌ مسجد هدایت‌، علیه‌ رژیم‌ ایراد می‌کرد و ضمن‌ روشنگری‌ مردم‌، به‌ فعالیت‌های‌ ضددینی‌ رژیم‌ حول‌ محورهایی‌ مانند انفال‌، ثروت‌های‌ عمومی‌ و تعلق‌ آن‌ به‌ همه‌ی‌ مردم‌، انتقاد از استعمار و توطئه‌ی‌ آن‌ علیه‌ اسلام‌ سخنانی‌ بیان‌ می‌نمود.   تبعید در سال‌ 1351، رادیو تلویزیون‌ ملی‌ ایران‌ به‌ او و شش‌ نفر از وعاظ‌ تهران‌ پیشنهاد کرد که‌ هر کدام‌ به‌ مدت‌ پنج‌ شب‌ سخنرانی‌ نمایند. آنان‌ به‌ حیله‌ی‌ رژیم‌ پی‌ بردند و هدف‌ دستگاه‌ از این‌ توطئه‌ را ایجاد تفرقه‌ در میان‌ روحانیون‌ دانسته‌ و از سخنرانی‌ خودداری‌ کردند. او در سال‌های‌ 1355 و 1356 در یکی از سخنرانی‏هایش به‌ تحلیل‌ صلح‌ امام‌ حسن‌ (ع‌) و پیروزی‌ او علیه‌ دیکتاتوری‌ وقت‌ پرداخت. هدف‌ وی‌ از این‌ سخنرانی‌ این‌ بود که‌ به‌ مردم‌ در مورد مبارزه‌ با رژیم‌ وعده‌ی‌ پیروزی‌ بدهد. پس‌ از سخنرانی‌ مزبور، ساواک‌ وی‌ را تهدید به‌ تبعید کرد. آیت‌الله مهدوی‌ کنی‌ که‌ در مسجد جلیلی‌ سخنرانی‌ می‌کرد، به‌ گنبد تبعید شد. آیت‌الله امامی‌ کاشانی‌ هم‌ قرار بود که‌ تبعید شود و رژیم‌ هم‌ به‌ گمان‌ خود بنا را بر تبعید ایشان‌ گذاشته‌ بود. بنابراین‌ پس‌ از هجرت‌ امام‌ خمینی‌ از نجف‌ به‌ پاریس‌، هنگامی‌ که‌ آیت‌الله امامی‌ کاشانی‌ به‌ شهربانی‌ رفت‌ و تقاضای‌ گذرنامه‌ برای‌ سفر به‌ فرانسه‌ نمود. در شهربانی‌ پس‌ از آگاهی‌ از هویت‌ واقعی‌ او و از اینکه‌ وی‌ در تبعید نبود ابراز شگفتی‌ کردند و از دادن‌ گذرنامه‌ به‌ وی‌ خودداری‌ کردند.  در پرونده‌های‌ شهربانی‌ و ژاندارمری‌، مدارکی‌ دال‌ بر اقامت‌ ایشان‌ در تبعید درج‌ شده‌ بود. از زمانی‌ که‌ آیت‌الله محمد بهشتی‌ از هامبورگ‌ به‌ ایران‌ آمد، آیت‌الله امامی‌ کاشانی‌، همراه‌ ایشان‌ و آیت‌الله مهدوی‌ کنی‌ و آیت‌الله عبدالکریم‌ موسوی‌ اردبیلی‌، هسته‌ی‌ مرکزی‌ روحانیت‌ مبارز تهران‌ را تشکیل‌ دادند و مرتب‌ علیه‌ رژیم‌ بیانیه‌ صادر می‌کردند. آنها تهران‌ را به‌ چهار منطقه‌ برای‌ فعالیت‌های‌ مبارزاتی‌ خود تقسیم‌ کرده‌ بودند.   اعلامیه‏های اعتراض آمیز  در سال‌ 1356 علیه روزنامه‌ی‌ اطلاعات‌ به‌  دلیل توهین روحانیت‌ و حضرت‌ امام‌ خمینی‌ (ره)  در سال‌ 1357، علیه دستگاه‌ حاکمه‌، به دلیل کشتار مردم در شهرهای‌ یزد، جهرم‌ و اهواز  در سال 1357،علیه رژیم، در واکنش به حادثه‌ی‌ آتش‌سوزی‌ در سینما رکس‌ آبادان‌ و کشتار مردم‌ توسط‌ مأمورین‌ رژیم‌  در شهریور 1357، علیه رژیم منحوس به سبب‌ حادثه‌ی‌ جمعه‌ی‌ خونین‌ در میدان‌ ژاله‌ی‌ تهران‌  
توليت مدرسه عالی شهيد مطهرینمايندگی مردم کاشان در اولين دوره انتخابات مجلس شورای اسلامیتاسيس انجمن اسلامی دانش‌آموزانتأسيس ديوان عدالت اداریعضو فقهای شورای نگهبان قانون اساسی به مدت سه دوره متوالیعضو مجمع تشخيص مصلحت نظامسه دوره نمايندگی مردم تهران در خبرگان رهبریامام جمعه موقت تهران از سال 1360  
خط امان در موعود اديان (كتاب منتخب فصل، جمهوری اسلامی ايران سال 1388)موسوعه احاديث المهدی (بالغ بر 10جلد)موسوعه راويان احاديث المهدی (بالغ بر 10جلد)همچنين آيت‌الله امامي‌کاشانی برگزيده جشنواره خوارزمی در سال 1389، به عنوان چهره تاثيرگذار در عرصه فرهنگی است. 
در فروردین ماه 1391 آيت الله امامی كاشانی اعلام کرد: پس از جراحی و تعويض دريچه آئورت قلب، به توصیه اطباء مبنی بر کاهش زمان کاری، بنده  از مقام معظم رهبری استدعا کردم و ایشان نیز پذیرفتند که در این دوره از حضور در مجمع تشخیص معاف شوم. به این ترتیب نام ایشان در لیست اعضای جدید قرار نگرفت. 
آیت‌الله امامی کاشانی در خطبه های نماز جمعه تهران با اشاره به برخی اخبار در سایت‌ها و خبرگزاری‌ها در خصوص روایت امام صادق(ع) درخصوص مرگ عبدالله و ظهور امام زمان(عج) و تطبیق آن به یکی از حکام کشورهای عربی تصریح کرد: این اخبار ممکن است به اصل مهدویت لطمه بزند. این دلالت اشتباه است و نباید آنرا تطبیق داد. معلوم نیست که ظهور امسال است، سال دیگر است و یا 100 سال دیگر، بنابراین تطبیق این روایات اشتباه است. 
نظام اسلامی ایران دارای شوکت و جلال است و مسئله وحدت در کشور و با هم بودن مردم و قدرت علمی که امروز ایران پیدا کرده است مسئله مهمی است که گروه 1+5 باید به آن توجه کنند.فعالیت امروز ایران در انرژی اتمی به سمت سلاح اتمی نیست، جنبه علمی دارد و کشورهای 1+5 باید این را باور کنند. همچنین آن‏ها باید نظام اسلامی و وحدت حاکم بر کشور را باور کنند و به خردمندی و قدرت ابتکار و خلاقیت رهبر انقلاب در اداره امور کشور توجه کنند.غربی‌ها هیچگاه حاضر نبودند که ما اورانیوم غنی شده‌ ۲۰ درصد برای مصارف پزشکی داشته باشیم، ولی به دست جوانان این مرز و بوم این فناوری به دست آمد و در جهان نیز انعکاس یافت. آن‌ها فکر می‌کردند که این تحریم‌ها ملت ایران را می‌ترساند ولی در عمل این تحریم‌ها ملت ایران را عصبانی کرد، تا در برابر آن‌ها بایستند و عقب‌نشینی نکند. این نکته مهم را باید به آمریکایی‌ها گفت که نظام جمهوری اسلامی، نظامی با وفا است از این رو وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند: سلاح اتمی حرام است، شما باید به این مسئله توجه کنید. اساتید دانشگاه‌های نیویورک و کالیفرنیا پس از اجلاس استانبول علیه دولت‌ آمریکا مطالبی را نوشتند، آن‏ها معتقدند پس از این اجلاس آمریکا باید تحریم‌ها را لغو می‌کرد چرا که ایران همکاری بسیاری با آنها داشت. اما آمریکایی‌ها لجاجت می‌کنند و صداقت ندارند. 
در حملات 8 روزه به غزه، شاهد درندگی و خشونتی بودیم که از انسانیت بویی نبرده بود، اما این 8 روزه تمام شد و زمستان گذشت، اما سیاهی به زغال ماند و سیاهی به صهیونیسم و کسانی که از آن حمایت کردند، باقی ماند و همچنین استکبار جهانی و در رأس آن‌ها آمریکا. این حرکت‌ها باعث شناخت جهان شد که البته نیاز به کارشناسی آن‏چنانی ندارد؛ چرا که به خوبی روشن شد رژیم صهیونیستی پلید است و همه، این موضوع را در جنگ 8 روزه بیشتر فهمیدند. همچنین کسانی که به رژیم صهیونیستی کمک کردند، از جمله کشورهای عربی، حاکمان بدبخت کشورهای اسلامی و استکبار جهانی و آمریکا مشخص کردند که در چه خطی هستند و معلوم شد، هر کس در خط رژیم صهیونیستی است، یعنی در خط قساوت و بی‌رحمی و جنگ با انسانیت و آدمیت است و این به تاریخ نشان داده شد و روشن شد، سوریه در چه نقطه‌ای است و اسرائیل در چه نقطه‌ای است و چه می‌گوید وچرا می‌خواهند سوریه را از بین ببرند و علی‌رغم تلخی‌های این حوادث، شاهد برکات و آگاهی‌هایی برای دنیای امروز بودیم. از انقلاب اسلامی تاکنون شاهد عظمت های زیادی بودیم که یکی از این عظمت ها شریک نبودن در ظلم رژیم صهیونیستی و شریک نبودن در خونریزی آمریکا و استکبار جهانی است چرا که در گذشته رژیم طاغوت، شریک اعمال پلید دنیای استکبار بوده است و اگر این انقلاب نمی شد، معلوم نبود ما چه ملتی بودیم و امروز چقدر پیش خدا و رسولش سرافکنده بودیم. در بیداری اسلامی باید مراقب باشیم که در میدان مردود نشویم و جهان اسلام در این میدان‌ها رفوزه نشوند، چون میدان امتحانات است و باید به خدا توکل شود، چون اگر جهان اسلام حرکت کند، استکبار نمی‌تواند این طور در دنیا بدمستی کند، پس با توکل به خدا می‌توانیم به آخرین نقطه حرکت برسیم و از امام حسین (ع) درس بگیریم؛ چرا که حرکت امام حسین (ع) الگو برای همه انسان‌هاست، از جمله مردم مصر، لیبی، تونس و تمام کشورهای اسلامی.  
هویت انتخابات در جمهوری اسلامی با سایر کشورهای دنیا متفاوت است. در کشوری مثل آمریکا انتخابات برای این است که، رئیس‌جمهوری از این حزب یا آن حزب انتخاب شود، اما بحثی از مکتب در آن انتخابات وجود ندارد و غایت و هدفی برای آن در نظر گرفته نمی‌شود.این در حالی است که، هدف و غایت در کشور ما دین اسلام و جمهوری است و با این هدف هویت انتخابات ما با همه انتخابات‌ها متفاوت می‌شود که حفظ کشور نیز که اصلی اساسی برای ماست، در این انتخابات‌ها مطرح است. موضوع مورد توجه بعدی نقش جمعیت در دنیای استکبار است که جمعیت نقش چندانی در آن کشورها ندارد و یک حزبی، قدرت را در دست می‌گیرد؛ چرا که ابزار و بافت‌های مختلفی در سازمان‌های بین‌المللی و اقتصادی در دست دارند این در حالی است، که نظام اسلامی فقط به ملت و جوان‌های خود تکیه می‌کند که سرمایه کشور هستند. آنچه مال و منال، ابزار و وسایل، برای جمهوری اسلامی محسوب می‌شود ، ملت بزرگ ایران است و اینکه اصرار می‌شود، آنها پای صندوق‌های رای بیایند و حماسه سیاسی مطرح می‌شود، این است که مردم سرمایه هستند، اما در فرانسه و آمریکا سرمایه‌ها و پشتوانه‌های دیگری وجود دارد. لذا هر چه شور بیشتر و هیجان زیادتر باشد نظام محکم‌تر و دشمن مایوس‌تر خواهد شد. هر کس اگر به اسلام نیز علاقه‌ای ندارد، به کشورش علاقه دارد و باید وارد صحنه شود به همین دلیل است که در کشور ما گفته می‌شود، رأی دادن نه تنها یک حق، بلکه یک تکلیف است.   توصیه‌هایی به کاندیداها کاندیداهای انتخابات آینده باید توجه داشته باشند، که انتخاب شدن به عنوان یک منصب از سوی مردم یک امانت الهی است. نامزدها باید چهره معنوی و الهی خود را حفظ کنند و اگر بنا باشد که لیاقت نداشته باشند و آن چهره را حفظ نکردند و حرفهای ناروا در تبلیغاتشان زدند، درست نیست. کاندیداها نمی‌توانند از امکانات دولتی برای تبلیغات استفاده کنند. این رقابت‌ها با رقابت‌های انتخاباتی در سایر دنیا فرق می‌کند، که شکست و پیروزی معنای واقعی دارد. در ایران همگی پیروز هستند و هدف از وارد شدن در انتخابات و کاندیدا شدن این است که حرف‌ها و عقاید به طور منظم در صداوسیما بیان می‌شود، اما اینکه چه کسی در آخر از صندوق بیرون می‌آید، فرقی نمی‌کند و برنده تنها باری به دوشش افتاده و فرد به‌ اصطلاح بازنده تنها ثوابی کرده و قطعاً ضرری نکرده است، این حقیقت مطلب است. انتخابات در ایران بازی فوتبال نیست که برنده یا بازنده داشته باشد، در کشور ما فقط بحث ارتقای اسلام است که هیجانی ایجاد شود و مردم پای صندوق‌های رأی بیایند.   توصیه‌های به هواداران کاندیداها شما برای هر کس دویده‌اید، جایی دویده‌اید که صاحب سفره امام عصر(عج) است و باید بگوییم برای ایشان کار می‌کنید و خوب است که به سمت سلایق مختلف رفته‌اید، اما باید بدانید و فراموش نکنید که صاحب اصلی کس دیگری است. کسی نباید به خاطر رای نیاوردن کاندیدایش مایوس شده و کفش خود را پاره کند.   توصیه خود به مراقبان صندوق‌ها و مسئولین برگزاری انتخابات همگی باید حفظ امانت کنند؛ چرا که همان‌طور که مقام معظم رهبری اشاره کردند، صیانت از آرا حق‌الناس است و حق‌الناس از حق‌الله بالاتر و دو حق بر گردن مسئولین برگزاری انتخابات وجود دارد، یکی حق کسی که رای داده و دیگری حق کسی که به او رای داده شده است.  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۹:۰۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۹:۰۹

آیت ‏الله محمد امامی کاشانی

خلاصه زندگی نامه

 آيت ‏اللّه محمد امامى كاشانى، از ياران حضرت امام خمينى (ره) در جریان نهضت اسلامى بود. ايشان از سوى رهبر انقلاب اسلامى به توليت مدرسه عالى شهيد مطهرى، منصوب شد و وحدت حوزه و دانشگاه را در يك تشكيلات آموزشى به ابتكار گذاشت و ده‏ها فارغ‏التحصيل را تربيت و به حوزه و دانشگاه عرضه كرد. ایشان عضو مجلس خبرگان رهبرى در دوره 4 و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و امام جمعه موقت تهران می‏باشد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع